چکیده
کمبود سرمایه از موانع اصلی رشد و توسعه اقتصادی است. در دنیای امروز که کشورها در جهت رسیدن رشد و توسعه اقتصادی بالاتر با هم در رقابت هستند، سرمایه گذاری مستقیم خارجی۲ به عنوان یک راهکار مناسب و کارآمد برای تامین مالی پروژه های سرمایه گذاری مطرح می باشد. در این تحقیق سعی شده تا اثرگذاری دو متغیر ثبات سیاسی و سرمایه انسانی بر جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی با استفاده از روش خود رگرسیون برداری تابلویی و تحلیل توابع عکس العمل آنی۳ و تجزیه واریانس۴ برای ۱۸ کشور در حال توسعه طی دوره ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۹ تحلیل گردد. نتایج تحقیق نشان دهنده اینست که واکنش FDI نسبت به ثبات سیاسی مثبت و واکنش سرمایه انسانی به FDI و رشد اقتصادی مثبت است بدین معنا که ثبات سیاسی بر جذب FDI تاثیر مثبت دارد و FDI و رشد اقتصادی تاثیر مثبت بر سرمایه انسانی دارند.

طبقه بندی F32, P27, O26 :JEL

کلید واژه ها: سرمایه گذاری مستقیم خارجی، ثبات سیاسی، سرمایه انسانی، تابع عکس العمل آنی، تجزیه واریانس

۱ این مقاله برگرفته شده از پایان نامه کارشناسی ارشد حسن ملااسمعیلی دهشیری می باشد.

۲ Foreign Direct Investment 3 Impulse responses 4 Variance Decomposition

۱

۱٫ مقدمه

کمبود سرمایه از موانع اصلی سرمایه گذاری و توسعه اقتصادی در کشورهای در حال توسعه است. توسعه اقتصادی تا حدود زیادی نه تنها به فراوانی سرمایه بلکه به خصوصیات فردی، اجتماعی، شرایط تاریخی کشورهای در حال توسعه نیز بستگی دارد. سرمایه برای توسعه اقتصادی لازم است ولی شرط کافی نیست. استفاده نادرست از منابع خارجی از طریق استقراض، بروز بدهی ها در جهان در دهه ۱۹۸۰ و نیز تبعات منفی سیاسی و اقتصادی فزاینده آن سبب شد تا تامین مال پروژه های سرمایه گذاری به شکل سرمایه گذاری مستقیم خارجی، بعنوان روش برتر مطرح شود. رقابت در عرصه های جهانی و در قلمرو اقتصادی از راه سرمایه گذاری در بخشهای مختلف اقتصادی برای ایجاد فرصتهای شغلی جدید صورت می پذیرد. سرمایهگذاری مستقیم خارجی یکی از بهترین روش های مطرح در زمینه تامین مالی پروژه های تولیدی وسرمایه گذاری می باشد. جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی علاوه بر تامین مالی پروژه های سرمایه گذاری اهداف دیگری همچون انتقال تکنولوژی پیشرفته و ارتقاء فن آوری، انتقال مهارت مدیریت، دانش و ارتقای توان نیروی کار، برانگیخته شدن حس رقابت در بین بنگاه های داخلی، توسعه بازارهای هدف صادرات، افزایش استاندارد تولیدات داخلی را نیز در بر می گیرد. از این رو اهمیت سرمایه گذاری مستقیم خارجی و تحقیق در مورد عوامل موثر بر آن آشکار می شود. هدف در این تحقیق تحلیل اثر ثبات سیاسی و سرمایه انسانی۱ برجذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی می باشد. مطالعات زیادی در زمینه عوامل موثر بر جذب FDI صورت گرفته، که در ادامه بخشی از آن تشریح می گردد.

ناتن جانسن (۲۰۰۳) ۲ در مقاله ای با عنوان، دموکراسی، حکمرانی وشرکتهای چند ملیتی: رژیم سیاسی وجریان سرمایه گذاری مستقیم خارجی، تاثیر عواملی نظیر شرایط اقتصادی، تصمیمات سیاسی و دموکراسی را بر جذب FDI برای ۱۱۴ کشور در حال توسعه طی دوره زمانی ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۷ با روش داده های تابلویی مورد بررسی قرار داده است. متغیرهای مدل تحقیق او عبارتند از اندازه بازار، سطح توسعه یافتگی، تجارت، منابع طبیعی، دموکراسی و سرمایه انسانی که نتایج تحقیق حاکی از تاثیر مثبت همه متغیرها بر جذب FDI است و سایر متغیرها نظیر رشد،

۱ از شاخص توسعه انسانی (HDI) به عنوان سرمایه انسانی در این مطالعه استفاده شده است.
۲ Nathan m.jensen(2003)

۲

مخارج دولت و کسری بودجه که تاثیر منفی بر جذب FDI دارند. در مدلی دیگر در همین تحقیق اثر مثبت حاکمیت قانون و اثر منفی فساد بر FDI تایید می شود.

هفکر(۲۰۰۵) ۱ درمطالعه ای با عنوان، نهادها و ریسک سیاسی و سرمایه گذاری مستقیم خارجی، در مورد ریسک سیاسی و FDI برای ۸۳ کشور درحال توسعه طی دوره ۱۹۸۴ تا ۲۰۰۳ تحقیقی به روش های مختلف اقتصاد سنجی انجام داده و به این نتیجه رسیده اند که پایین بودن ریسک سیاسی سبب جذب بیشتر FDI می شود.

پیتر و کرد (۲۰۰۱) به بررسی عوامل موثر بر جریان FDI پرداختند و علاوه بر متغیرهای سطح دستمزد، نرخ ارز، نرخ بهره، متغیرهای درجه آزادی اقتصادی و ساختار مالیاتی را نیز وارد مدل کردند. پراساد وجین وی (۲۰۰۵) به بررسی عوامل موثر بر جریان FDI در کشور چین پرداختند نتایج تحقیق آنها حاکی از اثر معنی دار ورود موفقیت آمیز چین به بازارهای مالی جهانی و انجام شفاف سازی های لازم در این رابطه و مدیریت صحیح ریسک می باشد. آلوارز((۲۰۰۳ ریسک پایین را از عوامل موثربر خروج FDI از ناحیه کاتالان اسپانیا بیان می کند. آسیدو و لین((۲۰۰۴ یکی از عوامل موثر بر جذب FDI در کشورها را میزان ریسک در آن کشورها بیان می کنند و برای اندازه گیری ریسک شاخصی تحت عنوان تعداد اعتصابات هزار نفری وبیشتر در نظر می گیرندنتایج حاصل از براورد الگو به روش داده های تابلویی و اثرات ثابت نشان می دهد که هرچه ریسک در یک کشور بالاتر باشد جذب FDI در آن کشور کمتر است. هاکسون (۲۰۱۰) تاثیر ثبات سیاسی را بر FDI بررسی کرده و به این نتیجه رسیده که ثبات سیاسی تاثیر مثبت ومعنادار بر جذب FDI دارد.

داوودی و شاهمرادی (۱۳۸۳) در تحقیقی تحت عنوان، باز شناسی عوامل موثر بر جذب FDI در اقتصاد ایران و ۴۶ کشور جهان در چارچوب یک الگوی تلفیقی، به تحلیل عوامل موثر بر جذب FDI در ۴۷ کشور جهان طی دوره زمانی ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۲ در چارچوب یک الگوی اثر ثابت پرداخته و الگوی برآوردی آنها به صورت فرم تبدیلی مستخرج از یک سیستم معادلات همزمان می باشد. نتایج حاصل نشان می دهد که توجه به زیر ساخت های قانونی، ترویج وتشویق سرمایه گذاری داخلی بخش خصوصی، توجه به کارایی وبهره وری سرمایه گذاری های انجام شده در زیر ساخت ها و تحقیق و توسعه، توجه به کارایی، بهره وری و سطح مهارت نیروی کار سبب جذب بیشتر FDI درایران می شود. همچنین آنها بدون وارد کردن عوامل سیاسی و نهادی بطور ضمنی بیان می کنند که اقداماتی در جهت افزایش ثبات سیاسی کشور شاید بتواند به جذب بیشتر FDI در کشور ایران منجر شود.

شاهآبادی و محمودی (۱۳۸۵) در مقالهای تحت عنوان، تعیین کننده های سرمایهگذاری مستقیم خارجی در ایران، به بررسی عوامل موثر بر جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی در ایران طی دوره ۱۳۸۲-۱۳۳۸ می پردازند و بر اساس مطالعات خود بیان می دارند که سرمایهگذاری مستقیم خارجی تابع عواملی از قبیل نرخ بازگشت سرمایه، باز بودن اقتصاد، زیر ساخت ها، رشد اقتصادی، سرمایهگذاری داخلی، منابع طبیعی، سرمایه انسانی، تورم، نرخ ارز، بدهی خارجی، وضع مالی دولت ، مالیات اندازه بازار حقوق سیاسی و نسبت مخارج دولت به تولید ناخالص داخلی می باشد. آنها نتیجه می گیرند که اولاً منابع طبیعی موجود، سرمایه انسانی و زیر ساخت ها به صورت مستقیم و معنی دار بر

۱ Busse,m and hefeker,c.(2005)

۳

جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی درایران موثرند، ثانیاً متغیر حقوق سیاسی و متغیر موهومی انقلاب اسلامی نیز به صورت معکوس و معنی دار بر جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی در ایران تاثیر داشته اند و نهایتاً عامل باز بودن اقتصاد تاثیر مثبت و بی معنی و عامل نسبت مخارج دولت به تولید ناخالص داخلی نیز تأثیر منفی و بی معنی برجذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی در ایران دارد.

رضایی (۱۳۸۶) در مقاله خود با عنوان، تاثیر حکمرانی خوب بر جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی به ایران، به روش توصیفی، مقایسه ای کشور ایران را با سه کشور چین، برزیل و مالزی در زمینه حکمرانی خوب و جذب FDI طی سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۴ مقایسه نموده و به این نتیجه رسیده است که ایران در مقایسه با کشورهای دیگر در زمینه عملکرد جذب FDI موفق نبوده و نسبت به کشورهای منتخب دارای شاخص حکمرانی خوبی نمی باشد. وی علت عدم موفقیت ایران را میزان مخاطره بالای سیاسی در ایران بیان می کند.

نجارزاده و شقاقی شهری (۱۳۸۸) به رتبه بندی کشورهای عضو OIC از نظر جذب FDI بر اساس متدولوژی تاکسونومی پرداختند در این تحقیق ایران در بین ۴۳ کشور عضو در رتبه ۳۵ قرار گرفته است، در این تحقیق شاخصهای ریسک سرمایه گذاری، امنیت سیاسی و آزادی اقتصادی به عنوان عوامل موثر بر جذب FDI مورد استفاده قرار گرفته است. کمیجانی و عباسی (۱۳۸۵) به جز متغیرهای اقتصادی، متغیر درجه باز بودن اقتصاد را وارد مدل کرده و اثر مثبت آن بر جذب FDI در این مطالعه تایید شده است.

هدف در این مطالعه اینست که ارتباط میان FDI و دو شاخص ثبات سیاسی و توسعه انسانی به روش خود بازگشت برداری پانل تبیین گردد تا بتوان با ارائه راهکارها و سیاست های کارآمد در جهت جذب بیشتر سرمایه گذاری خارجی گام برداشت. تحقیق در مورد سرمایه گذاری مستقیم خارجی کشورهای منتخب درحال توسعه۱ و میزان تاثیرپذیری آن از دو شاخص ثبات سیاسی۲ و توسعه انسانی ۳ صورت گرفته است. در همین راستا فرضیه تحقیق اینست که واکنش سرمایه گذاری مستقیم خارجی نسبت به هر دو شاخص ثبات سیاسی و توسعه انسانی مثبت و محسوس است. در ادامه بحث ابتدا مبانی نظری و تئوریکی تشریح می شود. سپس براساس مبانی نظری و مطالعات تجربی گذشته مدل ارائه می شود و متغیرها تعریف می شوند و در بخش بعد نتایج حاصل از تخمین مورد بحث و بررسی قرار می گیرد و در پایان نتیجه گیری و ارائه راهکارهای سیاستی در جهت بهبود جذب FDI ارائه می گردد.

۲٫ مبانی نظری

تئوری های اقتصاددانان درخصوص سرمایه گذاری مستقیم خارجی و عوامل موثر بر آن به دو شکل می باشد، نخست: بررسی سرمایه گذاری مستقیم خارجی به عنوان بخشی از سرمایه گذاری، همچنان که تئوری های اقتصاد کلاسیک،

۱ کشورهای در حال توسعه منتخب عبارتند از : الجزایر، اکوادور، ایران، کویت، نیجریه، قطر، عربستان سعودی، ونزوئلا، مصر، مراکش، لیبی، عمان، بحرین، بولیوی، پرو، کلمبیا، ترینیدادوتوباگو و پاناما.

۲ Political stability 3 Human development index

۴

سرمایه گذاری را یکی از عوامل رشد اقتصادی می دانند. اما تئوری های اقتصادی افزون بر محفوظ نگه داشتن نقش تاریخی برای سرمایه گذاری، دانش، تکنولوژی و شیوه های جدید مدیریتی را نیز که بخشی از آن را از طریق سرمایه گذاری مستقیم خارجی می توان به دست آورد، در رشد اقتصادی موثر می دانند، جریان سرمایه گذاری مستقیم خارجی افزون بر رفع کمبود سرمایه در کشور میزبان، با داشتن دو عامل جدید رشد، اهمیت زیادی در تئوری های اخیر دارد. بعضی از اقتصاددانان نیز سرمایه گذاری مستقیم خارجی را به عنوان بخشی از تجارت بین الملل مورد کنکاش قرار داده اند. در این رویکرد سرمایه گذاری مستقیم خارجی تابع مقررات بین المللی است و طبق تئوری OLI که به تئوری تولید بین الملل (Dunning) شناخته می شود، جریان سرمایه گذاری مستقیم خارجی تابع موقعیت های مکانی می باشد (فراوسن و جوزفسون ۱ ، .(۲۰۰۴

چنانچه سرمایه گذاری به منظور دسترسی به بازار کشور میزبان و تولید برای همان بازار باشد، دارای جهت بازاری و اگر به منظور تولید با هزینه کمتر جهت صدور به بازارهای هدف باشد، دارای جهت صادراتی است. براساس مدل جاذبه تعدیل شده Chunlai خواستگاه آن همان تئوری OLI مزیت های مکانی Dunning است. عوامل تعیین کننده سرمایه گذاری مستقیم خارجی تابع موقعیت های مکانی- مزیت های مبدا، مقصد و عوامل ارتباطی می باشد. شایان ذکر است که در گذشته نظرات و عقاید متفاوتی درخصوص پیامدهای ورود سرمایه مستقیم خارجی به کشور میزبان وجود داشته است و برخی کشورها، به دلیل در خطر افتادن استقلال اقتصادی، تعدیلات سیاسی مورد نیاز و تبعات فرهنگی، در جذب این سرمایه با عدم اطمینان و شک مواجه بوده اند. اما امروزه اکثر کشورهای جهان معتقدند که جذب سرمایه خارجی با رفع کمبود سرمایه، دانش تکنولوژی و تکنیک های جدید مدیریتی را نیز به همراه می آورد. بنابراین بیشتر کشورهای جهان حتی کشورهای پیشرفته، برای مناسب نمودن بستر ورود سرمایه خارجی سعی در شناسایی عوامل موثر بر آن و انطباق آن با وضعیت خود، دارند. براین اساس شناسایی عوامل موثر بر جریان سرمایه گذاری مستقیم خارجی مهم است و شاید تنها راه برخورداری از مزیت های این جریان بین المللی سرمایه باشد (همان منبع).

نظریه های مختلفی سرمایه گذاری مستقیم خارجی را از دیدگاه شرکت های چند ملیتی مورد بحث قرار می دهند. این نظریه ها را می توان به نظریه های مبتنی بر فرض بازارهای کامل و نظریه های مبتنی بر فرض بازارهای ناقص دسته بندی کرد. در نظریه های مبتنی بر فرض بازارهای کامل، عواملی مثل شکست بازار، عدم اطمینان، کمبود اطلاعات و چسبندگی های مختلف وجود ندارد و تمامی عوامل موجود در بازار همگن هستند. در مقابل، نظریه های مبتنی بر بازارهای ناقص با نقض کردن فروض فوق شکل می گیرند. در نظریه های مبتنی بر بازارهای کامل سه فرضیه مطرح می شود، فرضیه تفاوت نرخ های بازده، تنوع، تولید و اندازه بازار. فرضیه تفاوت نرخ های بازده، یکی از اولین نظریه های مرتبط در زمینه سرمایه گذاری مستقیم خارجی بوده است.