بررسی اقليم معتدل و مرطوب

ويژگيهاي اقليمي:
كرانه جنوبي درياي خزر از پرباران ترين و سرسبز ترين مناطق اقليمي ايران است، اين منطقه با وجود عرض نسبتا كم از دو ناحيه مجزا تشكيل شده كه يكي از اين نواحي، ناحيه اي جلگه اي شكل است كه به صورت نوار باريكي در امتداد دريا گسترش يافته كه اين منطقه كشتزارهاي وسيع و شهرهاي بزرگ را در خود جاي داده است و ناحيه ديگر اين كناره، منطقه ي كوهستاني شمال سلسله جبال البرز است كه پوشيده از درختان جنگلي مي باشد كه در بيشتر مناطق و خصوصا در مناطق مركزي و شمال غرب فاصله اين رشته كوه تا دريا از چند كيلومتر تجاوز نمي كند.

خصوصيات آب و هوايي اين منطقه را مي توان بدين صورت تشريح كرد:
– بارندگي زياد در تمام فصول سال، بالخصوص در پاييز و زمستان؛ اين از مهم ترين مشخصه هاي اين منطقه مي باشد و چون اين منطقه در ميان دريا و كوهها واقع شده است، بر اساس پديده هاي سرد شدن درجه رطوبت و رسيدن اين درجه به زير نقطه شبنم، بارندگي در اين مناطق زياد مي باشد.
سمت جنوب غربي درياي خزر يعني استان گيلان داراي بارندگي بيشتري نسبت به ساير قسمتهاي اين منطقه اقليمي مي باشد و هرچه از سمت غرب به سمت شرق اين كناره پيش مي رويم، از مقدار بارندگي كاسته مي شود، به طوري كه در بندر انزلي كه در جنوب غربي اين كناره قرار گرفته است، ميانگين مقدار بارندگي ميزان باران ساليانه در ۲۸ سال، ۱۸۱۸ميليمتر مي باشد و در گرگان كه در جنوب شرقي اين كناره قرار گرفته است، ميانگين ميزان بارندگي حدود يك سوم بندر انزلي يعني ۶۱۷ ميليمتر است.

– رطوبت نسبتا زياد در تمام فصول سال؛ مجاورت اين منطقه با دريا و بارندگيهاي زياد كه در مبحث قبلي اشاره اي جزيي به آن شد، باعث رطوبت زياد در اين منطقه مي شود، رطوبتي كه به صورت نسبي به ميزان ۸۰% نيز مي رسد. (اين نكته قابل ذكر است كه رطوبت در كنار درياي خزر بيشتر و در ارتفاعات سلسله جبال البرز و قسمتهاي شرقي كمتر مي باشد.)
– اختلاف كم درجه حرارت بين شب و روز؛ بدليل وجود درياي خزر و همچنين رطوبت بسيار زياد هوا، نوسان درجه حرارت در طي شبانه روز بسيار اندك است و از چند درجه سانتيگراد تجاوز نمي كند. خصوصا در مواقعي كه آسمان ابري است، نوسان درجه حرارت باز هم كاهش مي يابد، به خاطر اينكه ابر مانند يك عايق حرارتي، در طي روز مقداري از نور و حرارت آفتاب

را به فضاي خارج جو منعكس مي كند و همچنين در طي شب باعث كاهش تابش حرارت از زمين گرم به آسمان سرد مي شود. به طور كلي و در يك جمله مي توان بدين صورت بيان كرد كه، كم بودن اختلاف درجه حرارت شب و روز در فصول مختلف سال بدليل بالا بودن ميزان رطوبت اين ناحيه مي باشد. (دماي هواي روزهاي تابستان ۲۵-۳۰ و شبها ۲۰-۲۳ و در روزهاي زمستاني ۵-۸ و شبها ۰-۵ درجه سانتيگراد بر حسب سيليسيوس مي باشد.)
– پوشش وسيع نباتي؛ وجود بارندگي و شرايط مساعد، باعث رشد سريع و انبوه گياهان در تمامي نقاط اين منطقه گرديده كه اين خود تاثير بسزايي در نوع مصالح ابنيه سنتي داشته است، تراكم گياهان و جنگل در غرب اين كرانه بيشتر از قسمتهاي شرق است.

به صورت جامع؛ جهت آسايش انسان، ويژگيهايي كه اين اقليم مرطوب و پرباران ايجاب مي كند اينست كه در فصول گرم، در كليه فضاهاي شهري از جريان باد و داخل ساختمانها از كوران دو طرفه هوا بايد حداكثر استفاده صورت گيرد. در طي اين فصول، وجود جريان هوا و ايجاد سايه بهترين شرايط را براي آسايش انسان فراهم مي نمايد. در فصول سرد بايد جلوي باد سرد و همچنين باد توام با باران را سد نمود و ساختمان را بايد در مقابل بارش بارانهاي سيل آسا و رطوبت حاصل از آن محافظت كرد.

ويژگيهاي معماري بومي در مناطق معتدل و مرطوب:
معماري بومي اين مناطق بطور كلي داراي ويژگيهاي زير است؛
– در نواحي بسيار مرطوب كرانه هاي نزديك دريا براي حفاظت ساختمان از رطوبت بيش از حد زمين خانه ها بر روي پايه هاي چوبي ساخته شده اند، ولي در دامنه كوهها كه رطوبت كمتر است، خانه ها بر روي پايه هايي از سنگ و گل و در پاره اي وارد بر روي گربه روها بنا شده اند.

– براي حفاظت اتاقها در برابر باران، ايوانكهاي عريض و سرپوشيده اي در اطراف تاقها ساخته اند. بين فضاها در بسياري از ماههاي سال براي كار و استراحت و در پاره اي مواقع براي نگهداي محصولات كشاورزي قرار مي گيرند.
– بسياري از ساختمانها با مصالحي با حداقل ظرفيت حرارتي بنا شده اند و در صورت استفاده از مصالح ساختماني سنگين، ضخامت آنها در حداقل ميزان ممكن حفظ شده است، در اين مناطق بهتر است از مصالح ساختماني سبك استفاده شود، چون زماني كه نوسان دماي روزانه هوا كم است، ذخيره حرارت هيچ اهميتي ندارد و مصالح ساختماني سنگين تا حدود زيادي تاثير تهويه و كوران را كه يكي از ضروريات در اين منطقه است را كاهش مي دهند.

– در تمام ساختمانهاي اين مناطق، بدون استثنا از كوران و تهويه طبيعي استفاده مي شود. به طور كلي، پلان ها گسترده و باز و فرم كالبدي آنها بيشتر شكلهاي هندسي، طويل و باريك است. به منظور حداكثر استفاده از وزش باد در ايجاد تهويه طبيعي در داخل اتاقها، جهت قرارگيري ساختمانها با توجه به جهت وزش نسيم هاي دريا تعيين شده است. در نقاطي كه بادهاي شديد و طولاني مي وزد، قسمتهاي رو به باد ساختمان ها كاملا بسته است.
– به منظور استفاده هر چه بيشتر از جريان هوا، همچنين به دليل فراواني آب و امكان دسترسي به آن در هر دو نقطه، ساخمان ها به صورت غير متمركز و پراكنده در مجموعه سازماندهي شده است.
– به دليل بارندگي زياد در اين مناطق، بامها شيب دار است و شيب بيشتر آنها تند است.

بافت شهري

در مناطقي كه در نزديكي ساحل دريا باشند و يا مقدار بارندگي در آن مكانها زياد است، وجود رطوبت هوا از جمله مشكلات عمده مي باشد. هواي مرطوب از هواي خشك سنگين تر است و در قسمت زيرين هواي خشك قرار مي گيرد. لذا اگر فضاهاي شهري محصور باشند و كوران هوا و باد در آنها جريان نداشته باشد، در سطح شهر كليه اين فضاها از هواي مرطوب انباشته خواهد شد و تنفس و فعاليت بسيار طاقت فرسا خواهد گرديد. به همين دليل بايد از جريان هوا حداكثر استفاده صورت گيرد تا از ساكن شدن رطوبت بيش از حد در فضاهاي شهري جلوگيري شود.

لذا ساختمانها در اين مناطق مجزا از هم ساخته مي شوند، با حياطها و فضاهاي باز و وسيع و حصار دور اين فضاها اغلب كوتاه تر از قد انسان است. دليل اين امر همان استفاده از جريان هواست، تا از ميان ساختمانها عبور كرده و هواي مرطوب و راكد را با خود به بيرون محوطه و فضاهاي زيستي ببرد. بهره بردن از طبيعت زيبا و سرسبز منطقه نيز از دلايل ديگر جهت تلفيق محيط مسكوني با طبيعت است.
در اين مناطق هر چه از حاشيه شهر به مركز شهر نزديك مي شويم، بدليل تراكم بيشتر جمعيت و همچنين ارزش بيشتر زمين فاصله ساختمانها از يك ديگر كمتر مي شود. ولي به هر جهت سعي مي شود در فضاهاي مركزي شهر از جريان هواي بين دريا و خشكي و يا از جريان باد غالب در منطقه جهت تهويه هواي فضاها حداكثر استفاده شود.

خصوصيات كلي بافت شهري و روستايي:

اين خصوصيات شامل پنج بخش مي شود كه به شرح زير قابل بيان هستند:
– بافت شهري و روستايي بصورت باز و گسترده: همانطور كه در قبل بيان شد، بافت اين شهرها براي استفاده بهتر از بادها و همچنين جلوگيري از انتقال رطوبت و دماي هوا بين فضاهاي دو خانه مسكوني، بصورت غير متراكم مي باشد.
– فضاهاي شهري نسبتا وسيع: بدين دليل كه اين مناطق از بافت غير متراكم برخوردار هستند، يا فضاهاي شهري وسيعي دارند(براي ساخت منازل مسكوني يا تجاري) يا تا روستاهاي اطراف پيش رفته اند، بطوريكه روستاهاي اطراف چسبيده به شهرها هستند.

– محوطه با ديوارهاي كوتاه: (در مورد اين موضوع در بالا نكاتي ذكر شد)
– كوچه هاي نسبتا عريض: چون مناطق معتدل و مرطوب از بافت منظمي پيروي نمي كنند و تنها نظم وجود در اين بافت ساخت فضاها به صورت شرقي-غربي مي باشد و بدين دليل كه زمينهاي آنها بصورت زمينهاي يك تكه و بزرگ هستند، براي انتقال بهتر بادها در جريان هاي هوا، كوچه ها را نسبتا پهن در نظر مي گيرند.
– ساختمان ها جدا از هم، در مراكز شهري چسبيده به هم: توضيحاتي در مورد اين مبحث داده شد كه مي توان از مهم ترين اين عوامل، تراكم جمعيت و ارزش زمين در مراكز شهري را بيان كرد، بطوري كه اين دو عامل بافت سنتي شهرهاي معتدل و مرطوب را تحت الشعاع خود قرار داده اند و باعث ساخت و سازهايي در بافت شهري مانند بافتهاي شهرهاي گرمسير و يا شهرهايي با آب و هواهاي خشك شده اند،

فرم بنا

وقتي بخواهيم در مورد فرم بنا در اقليم معتدل و مرطوب صحبت كنيم، اولين چيزي كه به آن بر مي خوريم، ويژگي برونگرايي است.

برونگرايي چيست؟

بناهاي برونگرا، بناهايي هستند كه با فضاي بيروني خود، شامل عناصر شهري مثل گذر، مسير و ديگر عوامل بيروني در ارتباط مستقيم بوده و فضاهاي داخلي آن نيز همين ارتباط را با فضاي بيروني دارند. تنها تفاوت بارز اين بنا با ديگر بناهاي قسمت مركزي ايران، در عنصري بنام حياط است. پوشش بناهاي برونگراي جنوب درياي خزر، بدليل بارندگي بسيار زياد، بصورت شيبدار مي باشند.

اما علاوه بر بارندگيهاي بسيار زياد در اين منطقه، رطوبت بيش از حد نيز وجود دارد، پس نتيجه مي گيريم كه فرم بناها بايد جهت مقابله با اين دو عامل شكل بگيرند و خصوصيات كلي آنها به شرح زير مي باشد:

۱٫ ساختمانها با پوشش شيبدار
۲٫ وجود ايوان در اطراف ساختمان
۳٫ وجود تلار
۴٫ برون گرايي
۵٫ عدم وجود زير زمين
۶٫ ارتفاع بناها از سطح زمين
۷٫ نما

۱٫ ساختمانها با پوشش شيبدار

اين نوع بامها كه از ويژگيهاي اصلي بناهاي برون گرا به شمار مي روند، فقط در مناطقي اندك از ايران يافت مي شود، مناطقي مانند سواحل درياي خزر و دامنه هاي سلسله جبال البرز (منطقه اقليمي معتدل و مرطوب). شيب اين بامها بسيار زياد است، بطوري كه در بعضي از موارد از شيبهاي بالاتر از ۱۳۰درصد هم استفاده مي شود. اين عنصر در انواع مختلفي چه از نظر استخوان بندي و چه از نظر پوسته نهايي و جهت محافظت از ديوار ساختمان كه اغلب از مصالح بنايي مانند گل و خشت و در بعضي موارد از آجر مي باشد، بصورت چتري بر روي كل ساختمان گسترانده مي شود. همچنين از جهتي كه باد غالب مي وزد و باران از آن ناحيه به بدنه ساختمان برخورد مي كند، بام را تا ارتفاع پايين تري نيز ادامه مي دهند.
اين نوع بامها به صورت سه نوع؛ ساده، پيشرفته و امروزي اجرا مي شوند.

ساده ترين نوع پوششهاي شيبدار، در ساختمانهاي ابتدايي مشاهده مي شوند. در اين نوع پوششها، ستونهاي شاخكداري كه تيرهاي افقي روي آنها قرار مي گيرد، نقش حمل پوشش را دارند (نوع پوشش از دسته هاي گالي مي باشد).

نوع پيشرفته تر پوشش، از تركيب ديرك عمودي و چند رديف خرپا (ابتدايي) ساخته شده است. با حذف ديرك عمودي و كامل شدن خرپاهاي آن، پوششهاي دوشيبه كاملتر بوجود مي آيد ( نوع پوشش دسته ساقه برنج يا «فوكو» مي باشد).
اما در بامهاي امروزي، بيشتر بجاي استفاده از ستونهاي چوبي و خرپاهاي ابتدايي از ستونهاي آهني و خرپاهاي فلزي استفاده ميشود كه روي اين ستونها را با پوششي از سفالهاي قالب زده استفاده مي كنند.

۲٫ وجود