مقدمه

در مورد آیات قرآن نظریه های متفاوتی وجود دارد، دو نظریه افراطی در این مورد است که:قرآن صرفاً یک کتاب هدایت است

و در آن جایی برای علوم فیزیکی و طبیعی نیست در مقابل، نظریه دیگری میگویند که قرآن شامل همه دانش هاست و بنابراین

تمامی اجزاء بنیادی علوم طبیعت را در بردارد. هدف این نیست که بگویم قرآن مجید به طور اجمال یا به تفصیل تمامی علوم را

به شکل کتابهای درسی شامل می شود. بلکه قرآن اصول عامی را در بردارد که به کمک آنها میتوان آنچه را که برای رشد

فیزیکی و معنوی انسان دانستن آنها لازم است استنتاج کرد. بسیاری از مردم، خداوند را به عنوان خالق خود قبول دارند، اما قانون زندگی خود و جامعه را از دیگران می گیرند، گویا خداوند ی که آنها را آفریده، بحال خود رها ساخته، تا هرگونه که می

خواهند عمل کنند .[۱] در سوره بقره، آیه :۲۲

ﱠمَاء بِنَاء وَأَنزَلَ مِنَ السﱠمَاء مَاء فَأَخْرَجَزْقاً لﱠکُمْبِهِمِنَفَلاَالثﱠمَرَاتِتَجْعَلُواْرِ لِلّهِ أَندَاداً وَأَنتُمْ

تَعْلَمُونَ همان ]خدایی[ که زمین را برای شما فرشی ]گسترده[ و آسمان را بنایی ]افراشته[ قرار داد و از آسمان آبی فرود آورد و بدان از

میوهها رزقی برای شما بیرون آورد پس برای خدا همتایانی قرار ندهید در حالی که خودتان می دانید (که آنها، نه شما را آفریده اند و نه به شما روزی می دهند و اینها همه کار خداست).

توجه به نعمت های الهی، بهترین راه خداشناسی، بندگی و عبادت است. برای این منظور لازم نیست که معنای یک آیه را آنقدر

توسعه دهیم که قابل تعبیر و بر حسب علم جدید باشد. همچنین نباید تعبیر حقائق علمی را آنقدر توسعه داد که بتوان آن را با

یک آیه قرآنی تطبیق داد. اما اگر معنای ظاهری یک آیه با یک حقیقت علمی جا افتاده سازگار باشد، این آیه را به کمک آن

حقیقت می توان تعبیرکرد .[۲] به عقیده ما در حالی که قرآن دائرهالمعارف علمی نیست، اما در »آیات علمی« آن پیامهای مهمی وجود دارد و دانشمندان مسلمان باید به این پیامها توجه کنندمثلاً. سوره انبیاء، آیه :۳۰
تِ وَ الْأَرْضَ کانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِءٍحَیﱟکُلﱠشأَفَلایْ یُؤْمِنُونَ آیا کافران ندیدند که آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند، و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم و هر چیز زنده ای را از آب قرار دادیم؟! آیا ایمان نمی آورند؟!

اشاره به تحول منظومه شمسی و نقش آب در حیاتدارد، و سوره ذاریات، آیه :۴۹

خَلَقْنَا زَوْجَینِ لَعَلﱠکُمْ تَذَکﱠرُونَ و از هر چیز یک جفت آفریدیم، باشد که یاد کنید و عبرتگیرید

از عمومیت زوجیت در مخلوقات سخن میگوید. بدیهی است که درک اینگونه مطالب در عصر ما بسیار سادهتر از عصر پیامبر

صلی االله علیه وآله وسلم است. قرآن به حکم تبیین برخی از مسایل و تشویق و ترغیب مردم به شناخت خدا و الوهیت و ربوبیت وی، با اشاره عظمت خلقت برخی از حقایق علمی در حوزههای فیزیک و شیمی و ریاضی و نجوم پرداخته است که

حجم آن کمتر از آیات احکام قرآن نیست.

بیش از ۷۵۰ آیه در قرآن مجید وجود دارد که به مسایل فیزیک میپردازد و از آنجایی که یافته های ما از نظریه های علمی در حال تغییر است ما نمی توانیم از این روش برای تفسیر قرآن استفاده کنیم و تنها می توانیم بگوییم مفهوم این آیه در پرتوی یک

نظریه علمی قابل فهم است، ولی باید دانست که قرآن کتاب فیزیک، شیمی، زیست و ریاضی نیست بلکه تنها کتاب هدایتگر

۲

بشری است که تمام هستی را در خود جای داده است پس هدف از بیان مطالب علمی در آیات، عبرت آموزی، نشان دادن قدرت خدا، امکان معاد و همچنین دلالت بر توانایی، حکمت و عظمت خداوند است.

با تبیین نگرش قرآن به علوم پایه میتوان اندیشه خرافی بودن آیات و یا اندیشه این که قرآن برای زمان ما نیست را از او دور

ساخت تفسیر علمی برای برقراری ارتباط بهتر با مخاطبان، توضیح و فهم بیشتر و بهتر آیات و همچنین برای تاثیرگذاری بیشتر

آیات بر نسلی که با این باورها رشد می کنند، موضوعی ضروری است.

معجزات شیمی در قرآن سیاه چاله ها

در اواخر سال ۱۸۰۰ میلادی دانشمندان توانستند شدت نوری را که با فرکانس های مختلف از یک جسم سیاه گرم در دمای ثابتی ساطع می شود، را اندازه گیری کنند۳]، .[۴ جسم سیاه به ماده ای گفته می شود که تمام نورهای تابیده شده را جذب می کند، مانند حفره با یک سوراخ بسیار ریز است که به آن سیاه چاله نیز گفته می شود. سیاه چاله ناحیه ای از فضاست که مقدار بسیار زیادی جرم در آن تمرکز یافته و هیچ شیئ حتی نور نیز نمی تواند از میدان جاذبه آن خارج شود.[۵]

وجود سیاه چالهها در نظریه نسبیت عام آلبرت اینشتین پیش بینی میشود. این نظریه پیش بینی میکند که یک جرم به اندازه

کافی فشرده میتواند سبب تغییر شکل و خمیدگی فضا-زمان وتشکیل سیاه چاله شود. پیرامون سیاه چاله رویهای ریاضی به نام

افق رویداد تعریف میشود که هیچ چیزی پس از عبور از آن نمیتواند به بیرون برگردد و نقطه بدون بازگشت است۶]، .[۷ در

این نظریه، پیش بینی می کند که سیاه چاله ها از ستاره های نوترونی بوجود می آیند. ستاره های نوترونی اکثراً قابل رویت نیستند و تنها با امواج رادیویی (پالس ها) رصد می شوند.[۸] امواج دریافتی از این ستاره ها طوری به نظر می رسد که کسی به جایی می کوبد! (ستاره ی کوبنده). قرآن در آسمان ستاره ای کوبنده را معرفی می کند که ثاقب است (چاله ایجاد می کند)، در سوره ی طارق(آیات ۱ تا :(۳

وَ السﱠماءِ وَ الطﱠارِقِوَما*أَدْراکَمَاالطﱠارِقُالنﱠجْمُ* الثﱠاقِبُ

سوگند به آسمان و کوبنده ی شب و تو نمی دانی کوبنده ی شب چیست. همان ستاره ی ثاقب است.

النﱠجمُ» الثّاقِبُ« ستاره ای درخشان است. در ابتدای سوره میگوید (و السماء و الطارق) قسم به آسمان و کوبندهی شب. در این آیه طارق را تفسیر میکند و میگوید این مسافر شبانه همان ستارهی درخشانی است که بر آسمان ظاهر میشود و بقدری بلند

است گویی میخواهد سقف آسمان را بشکافد و سوراخ کند و نورش بقدری خیره کننده است که تاریکیها را میشکافد و به

درون چشم آدمی نفوذ میکند. ( در عربی ثقب به معنای چاله و ثاقب به معنای چیزی است که چاله را ایجاد می کند) در اینکه

آیا منظور ستارهی معینی است مانند ستارهی ثریا (از نظر بلندی و دوری در آسمان) یا ستارهی زحل یا شهاب (از نظر روشنایی

خیره کننده) و یا اشاره به همهی ستارگان است، تفسیرهای متعددی وجود دارد. ولی با توجه به اینکه در آیهی بعدی آنرا به نجم ثاقب تفسیر کرده، معلوم میشود منظور هر ستارهای نیست. بلکه ستارگان درخشانی است که نور آنها پردههای ظلمت را میشکافد و در چشم آدمی نفوذ میکند. در بعضی از روایات »النجم الثاقب« به ستارهی زحل تفسیر شده که از سیارات منظومه

شمسی و بسیار پرفروغ و نورانی است. این معنی از حدیثی از امام صادق (ع) نقل شده که در آن منجمی از حضرت سؤال کرد

۳

که منظور از »ثاقب« در این آیه چیست؟ فرمود ستاره(سیاره)ی زحل است که طلوعش در آسمان هفتم است و نورش آسمانها را میشکافد و به آسمان پائین میرسد.[۹] لذا خداوند آنرا »نجم ثاقب« نامیده. حلقههای نورانی زحل که گرداگرد آنرا فرا گرفته از

عجیبترین پدیدههای آسمانی است که دانشمندان نجوم، دربارهی آن نظرات گوناگونی دارند و هنوز هم پدیدهی اسرار آمیزی

است .