مقدمه

با وقوع انقلاب اسلامی در ایران و با تغییر زیر ساختهای اجتماعی، کشور در همه زمینهها دستخوش تحولات بنیادی شد. یکی از این تغییرات مهم فرهنگ و هنر ایران بود.در این رویداد بزرگ، بسیاری از هنرمندان همسو با آرمانهای انقلاب دست به خلق آثاری با درونمایه انقلابی و اسلامی زدند و بهخصوص هنرمندان جوان با اندیشههای ناب و پرطراوت خویش آثاری پرشور آفریدند، ولی عدهای از هنرمندان نتوانستند شرایط جدید را بپذیرند و تصمیم به مهاجرت گرفتند و عدهای دیگر گوشهنشینی اختیار کردند و منتظر ماندند تا ببینند که شرایط چگونه پیش خواهد رفت؛ در نتیجه، در کنج مصلحتاندیشی و محافظهکاری بیشتر این افراد کار خود را رها کردند و تا سال ١٣٦٢ فعالیتی درزمینه نقاشی نداشتند.

نقاشی انقلاب نمی توانست منتظر بماند تا آنهایی که از تجربه کافی درزمینه هنر نقاشی برخوردار بودند با انقلاب همراه شوند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نقاشان مخالف رﮊیم پهلوی درکنار حرکتهای مردمی با فعالیتهای هنری خود انقلاب را همراهی کردند و آثار آنها »هنر انقلاب« نام گرفت. تحلیلهای متفاوتی دراینخصوص انجام پذیرفت.در پاسخ به نقدها و تحلیلهایی که مبدأ هنر انقلاب را تفکری انقلابی و ضدرﮊیم ارزیابی میکنند باید گفته شود که هر انقلابی دارای ریشههای تاریخی مشخص است که تأثیرات آنها در آثار هنرمندان طرفدار عدالت اجتماعی در شکل هنر اعتراض یا هنر انقلاب نمود مییابد،اما آشکارسازی این ریشهها اجازه میدهد تا اندیشه و پشتوانه فکری خلق این آثار مشخص شود.

سابقه تاریخی انقلابهای اجتماعی حتی در وجه فرهنگی نشان داده است که جوانان از اولین اقشاری هستند که به انقلاب میپیوندند و خود را بهآسودگی در اختیار انقلاب قرار میدهند. هنرمندان جوان و پرشور ایرانی نیز آن روزها بهدنبال الگوی تجربهشده قابل قبولی دررابطهبا حرکتهای »ضداستکباری« ازنظر نقاشان مذهبی و»ضدامپریالیسم« بهزعم دگراندیشان١ بودند.

این تجربه موفق را هر دو گروه در نقاشی انقلاب مکزیک ١٩١٠و نقاشی انقلاب روسیه در ١٩١٧ جستوجو میکردند.حاصل این شور و جستوجو در اولین جلوه نقاشی انقلاب اسلامی قبل از پیروزی انقلاب توسط گروهی از هنرمندان جوان مسلمان شکل گرفت و پس از انقلاب اکثر هنرمندان را با توجه به گرایشهای گوناگون دربرگرفت و درکنار آثار هنرمندان معتقد به مبانی و آرمانهای انقلاب نقاشان دگراندیش بنیان نقاشی اعتراضی در ایران را با نگاه به آرمانهای چپگرایانه سوسیالیستی بنا نهادندو با اعتقاد به واقعگرایی در هنر نقاشی افکار خود را به تصویر کشیدند. نقاشان مذهبی در مقابله با این نگاه تلاش کردند تابا تأکید بروجهه اسلامی عناصر تصویری مشترک

در نقاشی رئالیسم٢ (واقعگرایی)اجتماعی نگاهی خاص را بیافرینند و همین امر موجب ایجاد نگاهی نو مبتنی بر نمادگرایی مذهبی در آثار نقاشی انقلاب گردید.

به نظر میرسد با توجه به اهمیت نقاشی انقلاب و روند بهوجودآمده تاکنون تحقیقات مکفی دراینخصوص صورت نگرفته و تنها در مواردیپژوهش های مقدماتی و خاطراتیگزارشگونه از نقاشان انقلاب اسلامی ارائه شده که شامل موارد ذیل است:

۱) کتاب نقاشی انقلاب هنر متعهد اجتماعی دینی در ایران

نوشته مرتضی گودرزی (دیباج). این کتاب با تحلیلهایی محافظهکارانه بهصورت تلویحی به تأثیر نگرش سیاسی و ایدئولوﮊیک در نقاشی انقلاب اسلامی میپردازد.

۲) مقاله »بررسی محتواوشکل درنقاشی دههاول انقلاب اسلامی« نوشته محسن طبسی و مجتبی انصاری در شماره۷۲ نشریههنرهای زیبا.در این مقاله مؤلفان به نوعی طبقهبندی در ارتباط شکل و محتوای آثار نقاشان انقلاب دست زدهاند و با ارائه جداولی بیشترین مضامین کارشده در دهه اول انقلاب اسلامی را معین کردهاند.

۳)مقاله »جنبش هنر انقلابی ایران« نوشته ایرج اسکندری در شماره ۵۲ نشریه هنرهای تجسمی.

۴) مقاله »هنر اعتراض، هنر انقلاب« نوشته مرتضی اسدی در شماره ۵۲ نشریه هنرهای تجسمی.

دو یادداشت اخیر از دو نقاش است که هردو در جریانهای انقلاب و نقاشی مرتبط با آن دیدگاههای خود را ارائه کردهاند و در این یادداشتهابه تقسیمبندی دو گروه نقاش فعال مذهبی و دگراندیش پرداخته و با ذکر نمونههایی از آثارنقاشی دهه اول انقلاب مخاطبان را بهطور اجمالی با دیدگاههای سیاسی و هنری آنها آشنا میکنند.

۵) کتاب خیال شرقی(کتاب چهارم) نوشته مصطفی گودرزی. این کتاب به نقل خاطرات، مصاحبهها، یادداشتها و آثار نقاشی نقاشان در سه دهه انقلاب اسلامی پرداخته است که اکثر آنها از هنرمندان حوزه هنریاند.

این مقاله بهروش توصیفیـتحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای انجام پذیرفته است و هدف آن آشکارسازی ارتباط مستقیم نمادهای بهکاررفته با مبانی اندیشهای آثار نقاشی انقلاب اسلامی است و در مقام پاسخگویی به این پرسش است که آیا با توجه به نشانهها و نمادهای بصری بهکاررفته در آثار این نقاشان می توان به مبانی اندیشهای خلق آن آثار دست یافت یا نه.

بهعلت تقارن زمانی انقلاب و جنگ تحمیلی، جامعه آماری این تحقیق شامل آثار نقاشی از سال ۵۵۳۱ تا ۷۶۳۱ است که توسط گروههای مختلف هنری درارتباطبا انقلاب ترسیم شده است.

هنر انقلاب و موضوعات مرتبط با آن

انقلاب اسلامی ایران با مؤلفههای خاص خویش که مبتنی

تصویر١.شهید، رحیم ناﮊفر،١٣٥٣، گواش وروغن جلا، ٣٢× ٢٧ سانتی متر،مأخذ: کتاب جنبش هنرنوگرای ایران

بر خدامداری و خداباوری در عصر عصیانزدگی انسان در قرن بیستم میلادی ظهور کرد بنیادهای تعاریف ازپیشتعریفشده را نیز متزلزل ساخت، بهگونهای که به تجدید آنها احساس نیاز شد. در تعریف هنر انقلاب نیز چنین حالتی پدید آمد. در تعریف کلاسیک از هنر انقلاب چنین گفته میشود:

هنر انقلاب هنری است که بر ضد طبقه سرمایهداری در قاره اروپا و بر علیه نظریه »هنر برای هنر« حرکت میکرد. یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار در هنر انقلاب انتخاب موضوعات اجتماعی و انقلابی با دیدگاهی کاملاً سیاسی است.این نگاه نهتنها در هنر بلکه بیشترین بازتاب را در ادبیات انقلاب به جای گذاشته است.

دراینرابطه،احسان طبری مینویسد:»هنرمندان میهن ما وظیفهای مقدس بر عهده دارند و آن وظیفه مقدس عبارت است از قراردادن هنر خود در خدمت خلق و میهن خویش. هنر باید به یاری حقیقت و عدالت بشتابد و همرزم خلق در نبرد وی برای احراز استقلال سیاسی و اقتصادی و آزادیهای دموکراتیک اصلاح عمیق اجتماعی ترقی و سعادت عمومی باشد« (طبری،۹۵۳۱ :۱۷).

با این نظریهپردازیهای قطعی، هم تقدس برای هنر قائل هستند و هم اینکه هنرمند را بهعنوان نیروی کار سازمانی به وظایف ازپیشتعیینشده خود یادآوری میشوند. در چنین وضعیت اجباری هنرمند هیچ اختیاری از خود ندارد تا به مسائل درونی خود در جامعه انقلابی بپردازد چون

از قبل وظایفش در »هنر«توسط ایدئولوگهای انقلاب با کلمه»باید« تعریف شده است.البته در این مسیر هنرمند همسو با انقلاب با تناقضهایی در اجراییشدن اهداف انقلاب مواجه خواهد شد که باید میان شرح وظایف ابلاغشده و هنر به ذات هنر یکی را برگزیند.

تروتسکی١ معتقد است که: تا به حال هنر انقلابی وجود نداشته است. عناصری از این هنر اشارهها و تلاشهایی برای آن و مهمتر از همه انسان انقلابی وجود داشته که نسل جدید را با پندار خود شکل میدهد و بیش از هر کسی نیازمند این هنر است. چقدر طول میکشد تا چنین هنری خود را به عیان آشکار کند؟ حتی حدس و گمان دراینباره نیز مشکل است، چراکه این فرایند ناملموس و محاسبهناپذیر است و حتی وقتی تلاش میکنیم فرایندهای ملموستر اجتماعی را تخمین بزنیم نیز مجبور به گمانهزنی هستیم، اما چرا نباید این هنر دستکم نخستین موجهای بزرگش برای بیان هنر نسل جوانی که در انقلاب زاده شده

ﻭ آن را پیش برده به این زودیها سربزند؟ هنر انقلابی، که گریزناپذیر تمام تناقضهای سیستم اجتماعی انقلاب را بازتاب میدهد، نباید با هنر سوسیالیستی که هنوز هیچ مبنایی برایش وجود ندارد اشتباه گرفته شود. بهتعبیر دیگر، نباید فراموش کرد که هنر سوسیالیستی از هنر این دوره گذار سر برون خواهد آورد (تروتسکی، ۵۸۳۱: ۸۴).

البته نظریه هنر انقلاب از دیدگاه مارکسیسم شاید دررابطهبا این تفکر کارایی داشته باشد، ولی در انقلاب اسلامی ایران سیستم اجتماعی براساس مبارزه طبقاتی شکل نگرفته و پایههای این انقلاب براساس مسائل فرهنگی
ﻭ مذهبی دین اسلام در مقابله با سیاستهای وابسته به فرهنگ و تفکر شرق و غرب استوار بود.

انقلاب اسلامی با محور قراردادن مذهب بهعنوان رکن اصلی انقلاب موجب شد که بازنگری در تعاریف صورت پذیرد. در تعریف بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران، حضرت امام خمینی (ره)، »هنر در مدرسه عشق،نشاندهندهنقاط کورومبهم معضلات اجتماعی ،اقتصادی،سیاسی ونظامی است. خون صدهاهنرمند فرزانه درجبهههای عشق وشهادت وشرف وعزت سرمایهزوالناپذیرهنری است که بهتناسب عظمت وزیبایی انقلاب اسلامی همیشه مشام جان زیباپسند طالبان جمال حق رامعطرمیکند. تنهاهنری موردقبول قرآن است که صیقلدهنده اسلام ناب محمدی (ص)،اسلام ائمههدی (ع)،اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان،اسلام تازیانهخوردگان تاریخ تلخ وشرمآورمحرومیتهاباشد.

هنری زیباوپاک است که کوبندهسرمایهداری مدرن وکمونیسم خونآشام ونابودکنندهاسلام رفاه وتجمل،اسلام التقاط، اسلام سازش وفرومایگی، اسلام مرفهی نبی دردودریک کلمه اسلام امریکایی باشد. هنردرعرفان اسلامی ترسیم روشن عدالت، شرافت، انصاف وتجسم تلخکامی گرسنگان مغضوب وقدرت وپول است.

فصلنامه علمی- پژوهشی نگره

۱٫Trotsky

ازبزرگتریننظریهپردازانمارکسیسم تا به امروز، نزدیک ترین یارلنین در انقلاب اکتبر، سازمان دهنده ارتش سرخ ومنتقد ادبی برجستهای بود که تأثیرانکارناپذیری براندیشه مارکسیستی سدهبیستم داشته است
(مرادی، اسپیلی، ١٣٨٥ : ٧).
۷۶

شماره۵۲ بهار۲۹

بررسیتأثیرایدئولوﮊیوتفکرسیاسی در به کارگیری عناصر تصویری در آثار نقاشی انقلاب اسلامی

تصویر ٢.مدرسه فیضیه،حبیباالله صادقی، ۶۵۳۱،رنگوروغن روی بوم، ١٨٠×٢٦٠ سانتیمتر، ماخذ: گودرزی، ١٣٦٨: ٩٨.

هنردرجایگاه واقعی خودتصویر زالوصفتانی است که ازمکیدن خون فرهنگ اصیل اسلامی ،فرهنگ عدالت وصفا لذت می برند. تنهابه هنری بایدپرداخت که راه ستیزباجهان خواران شرق وغرب ودر رأس آنها آمریکاوشوروی رابیاموزد.

هنرمندان مازمانی می توانندبی دغدغه،کولهبارمسئولیت وامانتشان را زمین بگذارندکه مطمئن باشندمردمشان بدوناتکای به غیر و تنهاوتنهادر چارچوب مکتبشان به حیات جاویدان رسیدهاند و هنرمندان مادرجبهههای دفاع مقدس اینگونه بودندتابه ملأ اعلا شتافتند وبرای خدا،عزت وسعادت مردمشان جنگیدند و در راه پیروزی اسلام عزیز تمام مدعیان هنربی دردرارسوان مودند.

خدایشان درجوار رحمتخویش محشورشان گرداند« (پیام امام خمینی (ره) درتاریخ۰۳ شهریور ۷۶۳۱). ازدیدگاه امامخمینی(ره)،هنری ستـوده وارجمنـد وقابل دفاع است که ازعنصر»تعهد« وجـوهر»پیام«وبعد»سازندگی وتربیت« بـرخـوردارباشـد،هنـری که ارزشهای مقـدس راترسیم کند،به انسانها ایـده وامیدواعتمادبـدهـد، وازفسادوهـرزگی وبدآموزی وتحریک غرایزحیوانی وشهوانـی دورومنزه باشـد.

توجه به امر معنوی در هنر انقلاب اسلامی وجه ممیزه آن با سایر هنرهای انقلابی محسوب میشود. تعریف امام خمینی(ره)می تواند بهمثابه بیانی های باشد که سیر هنر انقلاب اسلامی را در همه عرصهها دربرگیرد.

بهسبب همین رویکرد است که هنرمندان جوان انقلابی

نیز در تعاریف خود، چنین نگرشی را محور قرار میدهند. شاید مناسبترین تعبیر را شهید مرتضی آوینی در تعریف هنر در نسبت با انقلاب اسلامی ارائه داده است:

»عصر ما عصر تجدید میثاق با خداست که لاجرم در هنر امروز و فردای ما انعکاس خواهد یافت. هنری که بدین تجدید عهد تعلق ندارد و آیینه آن نیست بهاعتقاد ما نه شایسته دوران ماست و نه شایسته این مرز و بوم که اکنون بهاعتبار روحاالله (ره) و حرم قدس او قلب و امالقرای جهان است« (آوینی،۸۷۳۱: ۴۲۱).

در تعریفی دیگر درباره هنر انقلاب،حسین خسروجردی چنین میگوید:»کسی که دارد از میراث فرهنگی خود با تمام وجود دفاع میکندهنرمند انقلابی است. کسی که از ادبیات ایران پاسداری میکند هنرمند انقلابی است. کسی که برای تنفس و تولید و خلاقیت در جامعه فضا ایجاد میکند هنرمند انقلابی است. همه تعریف انقلاب و هنر انقلاب این نیست که عدهای خیلی اصرار دارند که یک نگاه سیاسی را پیاده کنند و هنر آن را هنر انقلاب بنامند« (گودرزی،۹۰۱:۸۸۳۱).

نقاشی انقلاب

ارائهتعریف از نقاشی انقلاب با دیدگاههای مختلف مشترکات و نیز تناقضهای خاصی دررابطهبا انقلاب و تعاریف آن دارد.درواقع، دو جریان هنر نقاشی انقلاب در ستیز با امپریالیسم آمریکا و حکومت پهلوی هدف مشترکی را دنبال میکردند، اما با زبان و بیانی متفاوت.اگر اعتقاد داشته باشیم که انقلاب یعنی دگرگونی وایجاد تغییرات

تصویر ٣. حی علی الفلاح،حسین خسروجردی، ۶۵۳۱،رنگوروغن روی بوم،٢٠٠×٥٠٠ سانتیمتر، ماخذ: گودرزی، ١٣٨٧: ١٠٦.

فصلنامه علمی- پژوهشی نگره

اساسی در زیرساختهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی یک جامعه،باید ظهور و بروز این دگرگونیهارا در هنر آن نیز پذیرفت. از دیگر سو، درک و شرح مبانی هنر و نقاشی انقلاب وابسته به واﮊگان کلیدی مانند ایدئولوﮊی است، لذا برای فهم هنر انقلابی که هنر ایدئولوﮊیک نامیده میشود ناگزیریم از تعریف این کلمه. در تعریف واﮊه ایدئولوﮊی در فرهنگنامهها چنین آمده است:

»ایدئولوﮊی واﮊهای است در زبان فرانسه و انگلیسی که آن را به آرمانشناسی، اندیشهشناسی، مرام، مسلک، عقیده، نظریهپردازی خیالی، نظریه غیرعلمی معنی کردهاند)«حقشناس و دیگران: »ایدئولوﮊی«؛ پارسایار: »ایدئولوﮊی.(«اما بدیهی است که این کلمه درصورت اصطلاحی بار معانی گستردهتری دارد. شاید مناسبترین تعبیر در تعریف این واﮊه کلمه »جهانبینی« باشد، زیرا بهطرز جامعی با مجموعهای از تعاریف و درعینحال با خاستگاههای فکری هنرمند در ارتباط است. با این تفسیر، هنر ایدئولوﮊیک هنری است که وابسته به جهانبینی و عقیده حاکم بر اندیشه و دوره هنرمند است.

استوارت سیم از قول لوئی آلتوسر مینویسد:ایدئولوﮊی »موضوع رابطه زیسته میان انسان و جهان است…و نه رابطه میان انسان و شرایط هستی او، بلکه نحوه زیستن رابطه میان او و شرایط هستی است. چنین چیزی مستلزم دو نوع رابطه است:رابطه تخیلی وزیسته)«سیم،۱۶:۹۸۳۱).

انقلابها در جهان معاصر ما بهویژه در قرن بیستم میلادی بیشتر برمبنای تفکر نظام اشتراکی یا کمونیزم ١ بناشدهاند، که با مبانی فکری آن تا حدودی آشناییم. انقلابها و رهبری فکری آنها پس از نهادینهشدن و تشکلیافتن احزاب تمامی جنبههای فعالیتهای یک جامعه انقلابی را تحت سیطره خود قرار داده و جهت جامعه را براساس مبانی نظری آن تعیین کردهاند،اما با توجه به آرمانهای انقلاب اسلامی اولین آثار نقاشی با تفکر اسلامی و انقلابی باوجود تأثیرپذیری از تجربههای هنری سایر انقلابها در

آثار اولیه خویش بهمرور مؤلفههای خاص خود رادر قالب عناصر بصری سازمانیافتهدر ساختار تجسمی پدیدار ساختند.

هنرمندان در رویکرد انقلابها عموماً به دودسته تقسیم میشوند: یا همراه انقلاب هستند یا مخالف آن. در گروه اول، همراهان انقلاب با نظرات حزب حاکم حرکت میکنند

ﻭ گروه دوم به نقد عملکرد گروه اول خواهند پرداخت؛ اما در ایران مخالفان انقلاب از این مسیر کنار رفتند و گروه دوم که تعریف دیگری از انقلاب داشتتا مدتی این حرکت را همراهی کرد.طبیعتاً هنرمندان نقاش در دوران انقلاب با توجه به اهداف انقلاب اسلامی و چندگانگی نگرشهای سیاسی حاکم در دهه اول انقلاب اندیشه خود را با تجربهای اندک ازسیاست و هنر انقلاب به تماشا گذاشتند.بههمین علت، منتقدان نیز با دیدگاههایی متفاوت و بعضاً مخالف آثار نقاشی و نقاشان انقلاب را نقد کردند.

ایرج اسکندری میگوید:»من از نقاشی انقلاب این تعریف را دارم که درارتباطبا پدیدهای اجتماعی بود که در کشور ما اتفاق افتاد و بههرحال نوعی بازتاب وقایع را در نقاشیهای این دوره شاهد هستیم. اگر بخواهیم تحلیلی راجعبه نقاشی انقلاب داشته باشیم، باید بگویم آثاری درارتباطبا باورهای مذهبی، سنتی، دینی و فرهنگی مردم است« (گودرزی،۸۸۳۱: ۵۳۲).

»نقاشی بعد از انقلاب ایران مثل نقاشی بعد از هر انقلابی است. مثل نقاشی بعد از انقلاب فرانسه، انقلاب روسیه، کوبا
ﻭ چین است. در پی تقدس انقلاب است و نمایش ایمان و جایگزینی حق بهجای باطل. در کار اسطورهایکردن آن است« (آغداشلو،۰۷۳۱: ۶۰۲).

سیدعلی میرفتاح در نقدی راجعبه نقاشی انقلاب میگوید: »نقاشی انقلاب چیست؟ سبک خاصی از نقاشی است؟ دوره خاصی از تاریخ هنر ایران است؟ (اگر چیزی بهاسم تاریخ هنر ایران وجود و جریان داشته باشد.) صرفاً نام مجموعهای است که حوزه هنری منتشرمیکند؟

۱٫Communism
۹۶

شماره۵۲ بهار۲۹

بررسیتأثیرایدئولوﮊیوتفکرسیاسی در به کارگیری عناصر تصویری در آثار نقاشی انقلاب اسلامی

تصویر٤.آفتابگردان،نصرتاالله مسلمیان، ۴۵۳۱، رنگوروغن روی ٥.برزگر، نصرتاالله مسلمیان،۶۵۳۱، رنگوروغن روی بوم،مأخذ:

بوم، مأخذ: گودرزی، ١٣٨٧: ١٩٨. همان: ١٩٩.

۱٫ Category

۲٫ Zhdanov دومین رهبر ۳٫ Joseph stalin:

اتحادجماهیرشورویسوسیالیستی ۴٫Dmitry Shostakovich

به حسین خسروجردی و حبیب صادقی و کاظم چلیپا و باقی دوستان نقاشان انقلاب و به آثارشان نقاشی انقلاب گفته میشود؟ نقاشی انقلاب چیست؟ من دربرابر این سؤال بلاتکلیفم. از یک طرف، فکر میکنم چیزی به این اسم وجود دارد و از یک طرف نه…)«میرفتاح،۸۷۳۱: ۲۴۱).

»بنابراین من نمی توانم بهصرف اینکه گروهی نقاش موضوعاتی مانند شهادت، ایثار، جنگ، انقلاب را مضمون کار خود قرار دادهاند در یک کتهگوری١(طبقهبندی)قرار دهم و هنر آنها را یک سبک هنری خاص بنامم. ازدیگرسو، در نقاشی مورد بحث ما وحدت صورت نیز دیده نمیشود. بین کار حسین خسروجردی و مصطفی گودرزی و مرتضی اسدی هیچ وحدت یا قرابتی وجود ندارد. اینها را نمیشود در زیر یک اسم جمع کرد، اما با این حال اینها، یعنی همه این نقاشان، زیریک اسم جمع شدند و ما نیز با این اسم آنها را از باقی جدا کردیم. این اسم انقلاب اسلامی است، و آیا منظور ما از نقاشان انقلاب نقاشان طرفدار انقلاب است؟)«همان:۳۴۱).

اگرچه با توجه به این تعاریف نمی توان به تعریف جامعی از هنر انقلاب از سوی نقاشان و منتقدانش در آنزمان دست یافت، می توان از میان دیدگاههای گوناگون نقاشی در خدمت انقلاب را معرفی کرد.

اگر نقاشان اتحاد شوروی همگی پیرو یک اصول بودند، بدان علت بود که هنر در آن کشور از طریق حزب کمونیست و اعضای کمیته مرکزی آن نهادینه شده بود و بهصورت یک دستور به هنرمندان ابلاغ میشد، تا جایی که ﮊدانف٢ بهعنوان کمیسر فرهنگی استالین در سخنرانی خود در کنگره نویسندگان شوروی اصل مطلبی را که استالین٣ بدان معتقد بود چنین توصیف میکند:»صداقت و

عینیت تاریخی تصویر هنری باید با بازآفرینی ایدئولوﮊیک و آموزش زحمتکشان برپایه روحیه سوسیالیسم عجین شود. ما این روش در ادبیات و نقد ادبی را روش رئالیسم سوسیالیستی مینامیم.« او از نویسندگان میخواست تا »مهندسان روح بشر« باشند (سیم،۹۸۳۱ :۱۲).

این سیاست اجباری فرهنگی را عدهای پذیرفتند

ﻭ عدهای دیگر از این فرمان سرپیچی کردند. از جمله، دیمیتری شوستاکوویچ٤ آهنگساز بهسبب موضوعی که آن را نادرستی یا اشتباهبودن ایدئولوﮊیک خوانده بود سرکوب شد. استقلال فکری هنرمندان موضوعی نیست که حاکمان بتوانند با صدور بیانیه، قوانین و سیاستهای مقتدرانه اجباری آن را در خدمت خود قرار دهند.

هربرت رید دررابطهبا استقلال هنرمند چنین مینویسد: هنرمندانی که با شخصیت مستقل خود بهکار میپردازند تحت هیچ شرایط خاصی زیر نفوذ طبقات حاکم قرار نخواهند گرفت.»فلان نقاش بدانجهت که دست بر قضا در دورهای رئالیستی چشم به جهان گشوده یا حکومت به او دستورداده است که رئالیست باشد رئالیست نمیشود. فلان نقاش هم بدانجهت که در دورهای رمانتیک به دنیا آمده است رمانتیک نمیشود یا چون در دورهای مذهبی به دنیا آمده استمذهبی نمیشود، و الی آخر« (رید،۲۶۳۱: ۶۱۱).