چكيده

زمینه: اکثر آســيبهای مزمن شــانه ناشــی از اســتـفاده بيش از حد (Overuse) هســتند و بروز ضايعات مزبور باعث ايجاد درد، کاهش انعطاف پذيری بافت های نرم و محدوديت حرکتی شــانه شده که اين امر عملکرد مفصل مزبور و کليه فعاليت های اندام فوقانی را تحت تأثير قرار می دهد.

روش کار: پژوهش حاضر نوعی کار آزمايی بالينی تصادفی است که در آن ۶۹ بيمار واجد شرايط مبتال به سندرم Overuse شانه شرکت داشتند که به طور تصادفی در دو گروه ورزش درمانی ۳۳( نفر( و فيزيوتراپی ۳۵( نفر( قرار گرفتند. بيماران دو گروه طی شش هفته تحت مداخالت ورزش درمانی يا فيزيوتراپی قرار گرفتند.

یافتههـا: ميزان افزايش دامنه حرکــت Abduction در گروه ورزش درمانی (±۱۹/۸( ۲۸/ ۷۸ درجــه و در گــروه فيزيوتراپی ۱۹/۱۴ (±۱۴/۴۲( درجــه، ميزان افزايش دامنه حرکت چرخش خارجــی در گروه ورزش درمانی ۱۵/ ۷۵ (±۱۲/۹۹( درجه و در گروه فيزيوتراپی ۷/۰۰ ( ± ۸/۰۶( درجه بود که همگی مبين بهبود قابل مالحظه دامنه حرکات Abduction (P=0.024) و چرخش خارجی )P =0.001( شانه درگير در گروه ورزش درمانی میباشد. هم چنين ميزان انعطافپذيری شانه درگير با روش آنتروپومتريک در گــروه ورزش درمانی ۰/۴۶ (±۰/۲۰( ميلیمتر و در گــروه فيزيوتراپی ۰/۲۳ ( ±۰/۰۸( ميلیمتــر و با روش گونيا در گروه ورزش درمانی ۰/۳۰ (±۰/۲۴( ميلیمتر و در گروه فيزيوتراپی ۰/۱۵ (±۰/۱۳( ميلیمتر میباشد که نشاندهنده افزايش انعطافپذيری شانه در شــانه درگير در هر دو گروه میباشــد اما در مقايســه نتايج بين دو گروه تفاوت معناداری مشاهده شد )روش آنتروپومتريک ۰۰۰۱/۰>P و روش گونيا )P=0.002 که نشــاندهنده تأثير بيشــتر ورزش درمانی در افزايش انعطاف شانه درگير در بيماران مورد بررســی است. کاهش درد در دو گروه مورد مطالعه به ميزان مشابهی رخ داد و تفاوت معناداری بين دو گروه ديده مشاهده نشد. (P=0.576(

نتیجهگیـری: يافته های حاصل از اين تحقيق مبيــن کاهش درد، بهبود دامنه حرکات مورد بررســی و افزايش انعطافپذيری شانه درگير بعد از ۶ هفته درمان با پروتکل پيشنهادی ورزشی می باشد.

واژگان كلیدي: سندرم Overuse شانه، ورزش درمانی، فيزيوتراپی.

تاريخ دريافت مقاله: ۹۲/۱/۲۴ تاريخ اصالح نهايي: ۹۲/۶/۱۸ تاريخ پذيرش مقاله: ۹۲/۶/۱۲

www.SID.ir

۱۳۴ دکتر سعید سپهری فر، دکتر آذر معزی و دکتر مسعود سلیمانی دودران Archive of SID

مقدمه

اکثر آســيبهای شانه ناشی از اســتفاده بيش از حد (Overuse) هستند. منظور از ســندروم Overuse شانه، فشردگی و ساييدگی مکانيکــی ســاختارهای روتاتور کاف در هنگام عبــور از زير قوس کوراکوآکروميال به ويژه در حين Elevation بازو میباشــد. اين ســندروم با درد شانه که در حين Elevation و فعاليتهای باالی سر تشديد میشود، مشخص میگردد. عامل بروز درد در اين ضايعه را به تحت فشــار قرار گرفتن عناصری نظير عضالت روتاتور کاف، ســر دراز تاندون عضله بای ســپس براکئی و بورس شانه میتوان نســبت داد. مکانيزمهايی که باعث تحت فشار قرار گرفتن عناصر مزبور میشوند؛ شامل ديس فانکشن مفصل گلنوهمورال، اختالالت کينماتيک اســکاپولو توراســيک، دژنرســانس و التهــاب بورس و تاندونهــای موضع، مورفولوژی آکروميون، اختالالت پوســچرال، ضعف عضالت روتاتور کاف و عضالت اســکاپوالر، شلی يا سفتی کپسول مفصلی و … است. آسيبهای Overuse میتوانند به گير افتادگــی اوليه همراه بــا التهاب عناصر اطراف شــانه، تاندونيتها، پارگی بافت های ســاب آکروميال، فيبروز کپســولی يا گير افتادگی ثانويه همراه با ناپايداری يا شــلی در کپســول مفصلی گلنوهمورال منجر شوند. [۱[ اين اختالل با شــيوع ۶۱ تا ۱۲ درصد پس از کمردرد دومين عامل

درد در بين افراد جامعه میباشد و بيشتر در سنين ۴۰ تا ۰۷ سال رخ می دهد. افراد مبتال به ديابت و نيز مبتاليان به پركاری يا كم كاری تيروئيد، پاركينسون، بيماریهای قلبی، بيماریهای ريه، آسيبهای تروماتيک به اطراف مفصل شــانه، دردهای شديد شانه، اضطراب، افسردگی و … در معرض سندروم Overuse شانه هستند. [۲-[۱ اين عارضه در افرادی که نيازمند به فعاليت های مكرر بازو در سطح باالی ســر می باشند، نيز شايع است. همچنين سندروم Overuse شانه در ورزشــکارانی که به ورزشهايی مانند بســکتبال، واليبال، بيسبال، تنيس، شنا، قايقرانی و … میپردازند، شيوع زيادی دارد. [۳[ در افــراد مبتال بــه ســندروم Overuse تغييــرات کينماتيکی در ممپلکس شانه به وجود می آيد که غالبًا منتج از کاهش فضای Su-prahumeral و نزديک شدن و تماس عضله Supraspinatus

با قوس Coracoacromial اســت. تغيير شــکلهای آناتوميکی قوس آکروميون يا ســر اســتخوان هوموروس، ضعف تاندونهای روتاتور کاف، سفتی کپســول مفصلی و تغييرات کينماتيک مفصل گلنوهمورال در زمره مهمترين عوامل مطروحه در ابتال به سندورم

Overuse شانه میباشند. اما عالوه بر موارد فوق، تغييرات آنرمال کينماتيکی اســتخوان اســکاپوال نيز در به وجود آمدن اين عارضه دخيل میباشــد که شــواهد الکتروميوگرافيک متعددی آن را تأييد نموده است. تغييرات وضعيتی و کينماتيکی ايجاد شده در استخوان کتف ناشــی از کاهش فعاليــت و مهار عضله ســراتوس آنتريور و افزايش فعاليت عضله تراپز فوقانی و نيز ايجاد ايمباالنس عضالنی بين عضالت تراپز فوقانی و تحتانی است. [۴[ هــم چنيــن وضعيــت کينماتيکــی کتــف در افرادی کــه حرکت

پروتراکشــن (Protraction) شــانه را زياد انجام میدهند، تغيير يافته و دچار نوعی تيلت قدامی میگردد که اين امر کاهش فضای ساب آکروميال و کوتاهی بافتهای نرم اطراف شانه را در پیداشته و افراد را مســتعد سندروم Overuse شانه مینمايد. از سوی ديگر در افراد مبتال به ســندروم Overuse شانه و پارگی روتاتور کاف نيز، وضعيت قرارگيری اســکاپوال تغيير يافتــه که اين امر بیثباتی مفصل گلنو همورال نيز به دنبال خواهد داشــت. عضالت سراتوس آنتريور و تراپز تحتانی زوج نيروی مهمی را ايجاد میکنند که موجب حرکت اسکاپوال و باال رفتن زائده آکروميون میگردد. بديهی است که اين حرکت کتف امکان باال بردن بازو را فراهم میآورد. شواهد متعددی نشانگر اين موضوع است که حرکات غير طبيعی اسکاپوال می تواند عاملی بالقوه در اختالل مکانيکی کمپلکس شــانه باشد که به مرور زمان به ســندروم Overuse شــانه منتهی میگردد. البته نبايد کنترل غير طبيعی عصبی عضالنی عضله ســراتوس آنتريور و عضالت تراپز را از نظر دور داشــت، لذا برخی از محققين مشــکل Overuse شــانه را مســتقيمًا در ارتبــاط بــا وضعيت عضالت و حرکات اسکاپوال میدانند. [۵[ عالوه بر اين بايد توجه داشــت که ضعف در يک يا بيشتر عضالت

چرخاننده کتف ممکن اســت منجر به عدم تعادل در زوج نيروهای اطراف اســتخوان اســکاپوال شــده که در نهايت به کينماتيک غير طبيعــی آن منجر می شــود و به تدريج کوتاه شــدن عضالت قدام شــانه )نظيــر پکتوراليس مينور( و دردناک شــدن شــانه را در پی خواهد داشــت. ]۵[ کوتاهــی عضله پکتوراليس مينــور به ويژه در افراد مبتال به سندروم Overuse شانه موجب کاهش تيلت خلفی اســکاپوال در انتهای حرکت Elevation شــانه و کاهش فضای Subacromial میگــردد. مطالعاتــی کــه با کمــک MRI در بيمــاران مزبور انجــام گرفته کاهش فضــای Subacromial را نشان داده که اين امر به نوبه خود تشديد عالئم و پيشرفت سندروم Overuse شانه را به دنبال خواهد داشت. [۶[