چکیده

اهمیت تصمیم گیری باعث شده تا اکثر سازمان ها با مشارکت دادن کارکنان در این امر ، به اهداف خود دست یابند . تحقیق حاضر که با کمک روش موردی و مطالعات کتابخانه ای انجام شده است ، در تلاش است تاثیر مشارکت کارکنان در تصمیم گیری ، بر بهره وری سازمان را بررسی کند . یافته های این مقاله نشان می دهد ؛ استفاده از ظرفیت های ذهنی کارکنان در تصمیم گیری های سازمانی ، بهره وری سازمان را ارتقاء خواهد داد. خود کنترلی و خود نظارتی ناشی از مشارکت کارکنان در تصمیم گیری ، بهره وری نیروی انسانی را افزایش و در نتیجه بهره وری کل سازمان ارتقاء می یابد .

واژه های کلیدی : مشارکت کارکنان ، تصمیم گیری ، بهره وری سازمان .

.۱ مقدمه

اولین و مهمترین مولفه توسعه در هر کشور انسان است . نیروی انسانی سهم عمده ای در توسعه اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و غیره … دارد . انسان به عنوان محور توسعه نقش اساسی را در تمام عرصه ها بازی می کند . در واقع نیروی انسانی مهمترین زیر ساخت هر مجموعه یا سازمان و کشور است، چون اساس حرکت به سوی توسعه وتعالی است .مشارکت کارکنان درامور و تلا شهای آگاهانه آنان همراه با انضباط کاری می تواند بر میزان بهر ه وری و ارتقاء آن تاثیر گذار باشد .روح فرهنگ بهبود بهر ه وری باید در کالبد سازمان دمیده شود که در آن میان نیروی انسانی هسته مرکزی را تشکیل میدهد . [۱] سازمان ها امروزه چنان وسیع و پیچیده شده اند که مدیریت و تصمیم گیری در امور سازمان از عهده یک فرد خارج است .این مطلب موید این نکته است که همواره انسان با محدودیت عقلایی درگیر بوده است [۳] .از طرفی دیگر ، سازمان ها با چالش های جدیدی در رابطه با بهره وری مستمر و ایجاد نیروی کار متعهد روبرو می باشند . امروزه هیچ سازمانی قادر به انجام ماموریت در سطوح عالی نمی باشد مگر اینکه کلیه کارکنان به اهداف سازمانی متعهد باشند . [۸] سرمایه انسانی یکی از مهمترین دارایی ها

در اکثر مشاغل و در درجه بالاتر در یک جامعه دانش محور می باشد . کارکنان ، از راس ساختار سازمانی تا پایین ترین سطح ، حال و آینده موفقیت بالقوه یک سازمان هستند . یک سازمان برای دستیابی به بیشترین بازدهی ، نیاز به کارکنان خود هم بصورت فیزیکی و ذهنی دارد . در کل ، مشارکت ، افراد را در ایفای نقش های اصلی در سازمانها و رساندن پیام هایشان به مدیران ، تشویق می نماید . [۱۴] سه نظر اساسی و مهم در خصوص مشارکت در تصمیم گیری ، و مسئولیت پذیری وجود دارد . اول اینکه ، مشارکت نوعی دخالت معنادار است تایک فعالیت فیزیکی صرف . دومین مفهوم در مشارکت این است که افراد را برای سهیم شدن تحریک می نماید . آنها این قدرت را دارند تا خلاقیت و منابع خود را برای دستیابی به اهداف سازمان آشکار نمایند . مشارکت ، خصوصاً ، انگیزه را از طریق یاری به کارکنان برای درک مسیرشان در راستای اهداف خود ، ارتقاء می دهد . در نهایت ، مشارکت افراد را برای پذیرش مسئولیت درقبال فعالیتهای گروهی شان تشویق می کند . در واقع ، در این فرایندهای اجتماعی است که افراد خود در یک سازمان دخیل می شوند و می خواهند تا عملکرد موفقیت آمیز سازمان را مشاهده نمایند . [۷]

بنابراین مدیریت سازمان برای غلبه بر محدودیت عقلایی در تصمیم گیری و بهره گیری موثر از نیروی انسانی به عنوان مهم ترین منبع سازمانی باید سبک و روش مناسب مدیریتی را به کار بگیرد .از مهم ترین سیاست های مطرح، درگیر کردن کارکنان در تصمیمات عملیاتی و راهبردی است که منجر به استفاده از هوش و استعداد کارکنان می شود . [۳] درتحلیل نهایی آنچه که یک سازمان را در شاهراه حیات وتکامل کارآمد وموفق می سازد ، افراد آن هستند وبهترین طرحهای استراتژیک نیزنهایتاً باید بوسیله افراد سازمان به اجرا گذاشته شود لذا کشف وپرورش توانایی های نهفته افراد که منشا خلاقیت ها وچشمه جوشان موفقیت های آتی است از اهمیت حیاتی بالایی برخوردار است. [۴]

.۲ پیشینه تحقیق
آگوا۱ و اولل۲ در تحقیقی در سال ۲۰۱۴ ؛ مشارکت کارکنان در تصمیم گیری را ، بعنوان فرایند اشتراک گذاری تاثیر در تصمیم گیری در میان افرادی که از نظر سلسله مراتب ساختاری برابر نمی باشند ، تعریف نموده اند . آنها معتقدند که دخیل شدن کارکنان در تصمیم گیری ، تعهد آنها و بهره وری سازمانی را افزایش می دهد . [۶] در تحقیقی دیگر در سال ۲۰۱۰ ، انور بویان۳ اعلام داشته است که ارتباط مثبت مهمی بین تصمیم گیری ، انگیزش و عملکرد وجود دارد . مطالعه وی همچنین ۵ دلیل اصلی برای مشارکت ضعیف در تصمیم گیری را شناسایی نموده است ؛ مواردی از قبیل : عدم تمایل مدیریت ، عدم فعالیت اتحادیه های کارگری ، عدم تنوع در نیروی کاری، بی سوادی کارکنان و گروه بندی سیاسی در میان کارکنان . [۷]