چکیده

در دهکده جهانی امروز که اساس و شالوده آن مبتنی بر انسجام اقتصادی است و ارتباطات و تعاملات، رو به گسترش و فزونی می باشد و افراد با فرهنگهای گوناگون با یکدیگر در ارتباط و تعامل هستند و فرهنگ به عنوان جز نامرئی ولی اساسی در تعاملات بیش از پیش خودنمایی می کند، سازمانها بنا به نیاز به دنبال افرادی هستند که توانایی تطبیق با افراد فرهنگهای گوناگون را داشته باشند برای این منظور افراد نیاز به هوش فرهنگی دارند هوش فرهنگی عبارت است از: آگاه کردن شخص و ایجاد همکاری موثر در موقعیت هایی که اختلاف فرهنگی ایفای نقش می کند یا توانایی عملکرد مناسب در موقعیت های چند فرهنگی مرتبط با قابلیت داشتن یک ذهن باز است، که اطلاعات جدید را می پذیرد و درباره این تفاوت ها آگاهی دارد. این مقاله به صورت علمی ترویجی می باشد و هدف آن بررسی تاثیرات هوش فرهنگی بر ارتباطات کارکنان سازمان است.

واژه گان کلیدی: هوش، تعاملات، هوش فرهنگی

۱

مقدمه

سالهای پایانی سده بیستم و سالهای آغازین هزاره سوم میلادی با بحثهای داغ و مناقشه برانگیز جهانی شدن همراه بوده است آنچه مسلم است آن است که جهانی سازی پدیده ای تک بعدی نبوده و فرآیندی اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و… می باشد و هرچه جهان به سمت انسجام پیش می رود اهمیت درک صحیح تفاوتهای فرهنگی افزایش می یابد .

ویژگی های فرهنگ (CULTURE) را بر اساس حروف تشکیل دهندهی آن به صورت زیر تعریف شده است :

: C فرهنگ فراگیر است. هر شخص، سازمان، سرزمین و کشوری یک فرهنگ دارد.

: U شناخت عقاید ارزشها و اداراکات فرهنگ دیگران برای موفقیت الزامی است.

: L یادگیری میراثهای فرهنگی گوناگون، الهامبخش و توانمند کننده است.

: T کارهای تیمی در سطح جهانی بدون توجه به فرهنگ اعضاء غیر ممکن است.

: U برنامهریزی فرهنگی از طریق شناخت عقاید یکدیگر آسان تر می شود.

: R تفاهم و سازگاری با شناخت فرهنگ خود و پذیرش نقطه نظرات و سبک و روش دیگران شروع می شود.

: E به منظور رشد و نوآوری، استفاده از تنوع فرهنگی لازم است(فیاضی و جان نثار احمدی،.(۱۳۹۰

توجه به فرهنگهای مختلف و توصیه به شناخت نظامهای فرهنگی و چار چوب های اداراکی مختلف در این فرهنگها صرفاً در تحقیقات آکامیک مورد توجه قرار نگرفته است. در کتب آسمانی از جمله قرآن به وجود نظامهای اجتماعی و فرهنگی متفاوت در بین قبائل و ملل اشاره شده است( مشبکی و راموز،.(۱۳۹۰

درک چنین تفاوتهای سبب ارائه مفهومی نوین در مباحث شناختی شده است که با نام هوش فرهنگی شناخته می شود. در این شرایط کاری کنونی که تنوع جهانیسازی تفاوتهای فرهنگی به صورت فزایندهای رشد کرده است این هوش قابلیت مهمی برای کارکنان مدیران و سازمانها محسوب می شود.

اهمیت و ضرورت هوش فرهنگی در سازمانها

هوش فرهنگی از چند جهت شایسته بررسی بیشتر است: نخست اینکه، هوش فرهنگی حتی در میان انواع جدید هوش از عمر و پیشینه کمتری برخوردار است و از این جهت موضوعی بکر و جذاب برای پژوهشگران محسوب می شود. دوم اینکه، با گسترش فعالیتهای تجارت بین المللی نیاز به قابلیتی که مدیران را در برخورد با پیچیدگیهای فرهنگی پیشرو یاری رساند، بیش از پیش احساس می شود.

سوم اینکه هوش فرهنگی اگرچه در بیشتر مطالعاتی که تاکنون صورت گرفته، متوجه نحوه تعامل با فرهنگهای ملی بیگانه بوده است، اما قابلیت تصمیم به فرد فرهنگهای نژادی و قومی درون فرهنگ ملی را نیز دارد. از این رو، مدیران محلی نیز می توانند از آن در تعاملات روزمره بهره گیرند.

۲

با توجه به اکتسابی بودن بخش قابل توجهی از مهارتها و قابلیتهای هوش فرهنگی سازمانها باید در برنامه های آموزش و توسعه مدیران، جایگاه ویژه ای برای تقویت این هوش در نظر بگیرند و با بهرهگیری از آموزشهای رسمی و غیر رسمی در جهت بهبود مهارتهای شناختی و رفتاری مدیرانشان گام بردارند.