چکیده

مدیریت از دیرباز در جوامع مختلف به عنوان یکی از ارکان اساسی توسعه ی نظام ها بوده است.در واقع همه ی سازمان ها در جهت رسیدن به اهداف خود نیازمند مدیرانی خلاق و کارامد هستند.سازمان های آموزشی به عنوان یکی از مهم ترین عوامل رشد و توسعه ی جوامع نیازی اساسی را در این زمینه احساس می کنند.

با توجه به اهمیت و ضرورت این موضوع، محقق در این پژوهش به بررسی تاثیر به کارگیری تئوری مدیریتی xو yمک گرگور۵ بر بهره وری و توسعه ی مدیریت آموزش و پرورش پرداخته است. برای همین منظورابتدا به تشریح کامل نظریه ی مدیریتی مک گریگور پرداخته و سپس به کمک روش های پژوهشی کتابخانه ای و مصاحبه ی نیمه ساختار یافته به گرد آوری اطلاعات و تحلیل مباحث اساسی این نظریه در مدیریت آموزشی پرداخته ایم ،نتایج پژوهش نشان داد که مدیران آموزشی بیش از هر چیز نیاز به شناخت ، تحلیل موقعیت و تحلیل زیردستان خود دارند،سپس با توچه به این شرایط می توانند به پیروی نظریه ی xوyرفتار کنند.

واژگان کلیدی: مک گرگور yوxمدیریت،مدیریت آموزش و پرورش، تئوری

×مقدمه و بیان مسئله

نظریه روشی برای مشاهده،درک و پیش بینی پیچیدگی های رفتارهای انسانی در چارچوب سازمانی است.نظریه برای مدیران نه به عنوان یک هدف ،بلکه به عنوان یک ابزار،چارچوب،نقشه و راهنمای ضروری برای تحقیق و عمل به شمار می رود.داشتن رویکرد نظری برای مواجهه با متغییرهای متعدد سازمانی و مدیریتی یکی ازچالشهای اساسی مدیران در قرن جدید است که در این راه نظریه می تواند نقش موثری برای افزایش میزان اثربخشی و کارایی مدیران ایفا کند.نظریه ها به عنوان ابزار به فعالیت مدیر جهت داده و موجب توسعه مدل های ذهنی وی می شود. استفاده مناسب از نظریه ها ،راه های جدیدوموثری را برای تحلیل موقعیت های پیچیده سازمانی و مدیریتی به روی مدیران می گشاید. بنابراین ، ایجاد اصطلاحات و واژه های مشترک در حوزه مدیریت برای ایجاد یک زبان حرفه ای مشترک و خلق یک تصویر بزرگ از سازمان ومدیریت ضروری است.( فرجاد،شهروز،مختاریان،فرانک .(۱۳۸۵

نظریه ی ضوکاز جمله رهیافتفهای منابع انسانی به مدیریت است. داگلاس مگ گریگور با تأثیرپذیری شدید از مطالعات هاتورن و نظریه مزلو، در کتاب معروف خود تحت عنوان بعد انسانی سازمان این نظریه را ترویج کرد که مدیران باید توجه بیشتری به نیازهای اجتماعی و خودشکوفایی افراد در محیط کار داشته باشند. مک گریگور در نظریه ای دو ساحتی ئر مورد انسان، برداشتها ، طرز تلقیها و نگرشهای مدیران را در مورد انسان به دو گروه تقسیم کرده است.. مگ گریگور بر این باور بود که مدیران باید نگرش خود به انسان را بر مبنای مفروضات نظریه ک قرار دهند؛ به همین دلیل، آن گروه از مدیران که مفروضاتی مبتنی بر نظریه ض دارند را به تغییر مبانی نگرش فرا می خواند(علاقه بند.(۱۳۸۸

به نظر وی اگر نگرش مدیر مبتنی بر مفروضات نظریه ض باشد، با کارکنان خود نیز با همان نگرش رفتار خواهد کرد؛ از این رو، چنین مدیری از ساز و کارهای کنترل تفصیلی بهره می گیرد و برای ایجاد انگیزه در کارکنان، صرفاً از محرکهای مادی استفاده می کند؛ در حالی که اگر نگرش مدیر مبتنی بر مفروضات نظریه ک باشد، می تواند هدفهای

کارشناسی۱ ارشدبرنامه ریزی درسی دانشگاهپیام نورتهران،papoo.papoo@yahoo.com کارشنارسی۲ ارشدتکنولوژی آموزشی دانشگاه علامه باطبایی،barkhoda.jamal@yahoo.com
کاردانی۳ آموزش ابتدایی،moslem.pes2014@gmail.com
کارشناسی۴ مدیریت وبرنامه ریزی آموزشی، afsaneshler@yahoo.com
5McGregor

۱

فردی و سازمانی را تلفیق کند. چنین مدیری برای تلفیق هدفهای مذکور به کارکنان خود آزادی عمل بیشتری می دهد، خلاقیت و نوآوری را تشویق می کند، کنترل را به حداقل می رساند، و برای جذاب تر کردن کار و ارضای نیازهای سطوح عالی تر کارکنان می کوشد. تحت چنین شرایطی، کارکنان نیز تعهد بیشتری نسبت به سازمان خواهند داشت. البته مک گریگور نیز می دانست که برخی از کارکنان نابالغ، در ابتدای کار به کنترل بیشتری نیاز دارند تا به بلوغ کافی دست یابند و شایستگی آن را پیدا کنند که با آنها بر مبنای نگرش مبتنی بر نظریه ک رفتار شود.(همان منبع)

همانطور که ملاحظه می شودنظریه ها و به طور کلی تئوری ها در هر رشته ای از دانش بشری به عنوان راهنما و هدایت گرمتخصصان آن رشته به حساب می آیند،هر فردی در هر حیطه ای از یک رشته،خواه ناخواه بدون استفاده و توجه به پیشینه ی پژوهشی و نظریات تایید شده با مشکل مواجه خواهد شد.برهمین اساس باتوجه به اهمیت و ضرورت این مساله در این پژوهش محقق به بررسی تاثیر وبه کارگیری تئوری مدیریتی y , x مک گرگوربردر بهره وری و توسعه ی مدیریت آموزش و پرورش پرداخته است