مقدمه
يکي از مشغله هاي اصلي بشريت در تمام دوران ، توانا ساختن نسل آينده در اداره امور خويش و سپردن ميراث فرهنگي بوده است . قسمت اعظم اين وظيفه ، در ابتدا توسط خانواده انجام مي شد . همزمان با گسترش جوامع و تقسيم کار اجتماعي و افتصادي وظيفه تعليم و تربيت به نهاد آموزش و پرورش محول گرديد .
اين نهاد به طور رسمي عهده دار اين امر گشت تا بر اساس اصول و اهداف مورد قبول جامعه ، توانايي ها و استعدادهاي کودکان و نوجوانان را شناسايي نمايد و به منظور اجتماعي شدن و به عهده گرفتن مسئوليت هاي آتي تعاليم لازم را به آنان بياموزد .

امروزه ديدگاه مردم در مورد آموزش و پرورش به گونه اي است که استفاده از امکانات تربيتي جامعه را حق طبيعي و مسلم خود مي دانند . دليل عمده اين امر آن است که تعليم و تربيت با سرنوشت انسان در زندگي آينده پيوند خورده است . در عصر حاضر بسياري از امکانات مادي و نيروهاي انساني در خدمت تعليم و تربيت قرار گرفته است . همچنین تعليم و تربيت در بسياري از جوامع يک سرمايه گذاري بلند مدت محسوب مي شود . که به بهاي چشم پوشيدن و صرف نظر کردن از رشد کوتاه مدت ديگر امکانات جامعه حاصل مي شود . بنابراين اگر تعليم و تربيت نتواند نيروهاي انساني تحت آموزش خود را در قالب انواع تخصص ها و

مهارتهاي مکمل و مورد لزوم جامعه درآورد و بدين ترتيب نتواند به ايفاي نقش خود در زمينه شکوفايي جامعه بپردازد ، در واقع بايد گفت که اين امکانات و نيروها به هدر رفته است . لذا تفکر عاقلانه حکم مي کند که سرمايه ها و نيروهاي به کار گرفته شده در تعليم و تربيت به گونه اي برنامه ريزي و سازماندهي شود تا بتواند به اهداف مورد نظر خويش دست پيدا کند .

کودکان و نوجوانان در دوران تحصيل ، نگرش مثبت يا منفي نسبت به خود و محيط پيرامون بدست مي آورند اين مسأله به مقدار زياد به تجارب موفق يا ناموفق دانش آموزان در دوران تحصيل بستگي دارد . آنها در مدرسه در مسير رشد و بالندگي قرار مي گيرند . در حقيقت در طول بهترين سالهاي عمرخود با عوامل مختلف مؤثر بر تحول شناختي ، عاطفي و اجتماعي به کنش متقابل مي پردازند .

آنها با پيشرفت در تحصيلات و افزايش ميزان يادگيري علاوه بر رشد علمي به سلامت رواني نيز دست پيدا مي کنند . بر عکس در صورت عدم موفقيت تحصيلي و فشارهاي رواني ناشي از آن ، بهداشت رواني شان برهم خورده و بدين گونه خسارتهايي متوجه آنها و جامعه مي شود . بي سوادي والدين موجب عدم درک وظايف مدرسه ، برنامه هاي آن و تداوم حضور مرتب دانش آموز در مدرسه مي گردد و مشکلاتي براي تحصيل دانش آموز و کار مدرسه فراهم مي کند . همچنين از نظر ناتواني در کمک فکري و عملي به امور برنامه درسي دانش آموزان در منزل ، از پيشرفت تحصيلي فرزندان آنان مي کاهد .

والدين با سواد علاوه بر نقش کمک رساني در آموزش فرزندان خود ، الگوي منسجمي از يک فرد باسواد نيز هستند . سواد والدين در تحصيل فرزندان نقش دو جانبه اي دارد . از يک سو براي آنها جنبه کمک آموزش دارد و از سوي ديگر انگيزه اي براي درس خواندن آنها مي شود . برخي از تحقيقات نشان داده اند کودکاني که در امور تحصيلي موفق هستند از والديني برخوردار هستند که تحصيلات بالاتري دارند .

بر تمام افراد جامعه بخصوص آنان كه به نوعي با آموزش و پرورش در ارتباطند لازم است به هر نحو كه مي توانند راهي را براي بهتر كردن وضع تعليم و تربيت و آموزش و پرورش بخصوص در مقطع ابتدايي و رفع كمبودها و اشكالات آموزشي پيدا نموده و علل و عواملي كه در پيشرفت تحصيلي نسل هاي آينده و حال موثرند را بررسي و كشف نمايند.

بيش از ۸۰ % شخصيت كودكان و نوجوانان در متن خانواده , در كنار پدر و مادر شكل مي گيرد و خانواده بعنوان اولين پايگاه تعليم و تربيت و نخستين مدرسه كودكان مي باشد و در مورد پيشرفت تحصيلي فرزندان و آينده سازان نقش اساسي را دارند , لازم است در اين باره علل كمبود و نقايص برخورد اوليا پيگيري و در جهت »پيشرفت تحصيلي فرزندان بكار گرفته شود. و به خانواده هاي محترم و عاشق پيشرفت فرزندان , آموزشهاي لازم و ضروري , با تشكيل كلاسهاي آموزش خانواده از طريق مربيان و استادان ماهر و حاذق داده شود. »

بيان مسئله :
از آنجايي كه عوامل دخيل و موثر در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان بسيار زيادند و ب عوامل گوناگون در داخل نظام آموزش و پرورش و عوامل خارج از نظام آموزشي ( عوامل خانوادگي ) تقسيم مي شوند كه در مقدمه به بسياري از پر اهميت ترين آنها اشاره شده است از بين آن عوامل فراوان كه بيش از همه داراي اهميت بيشتري هستند انتخاب و مورد سوال قرار مي گيرند.
۱- آيا رابطه اي بين ميزان سواد والدين و پيشرفت تحصيلي فرزندان وجود دارد؟
۲- آيا رابطه اي بين ميزان درآمد والدين و پيشرفت تحصيلي فرزندان وجود دارد؟

ضرورت و اهميت تحقيق:
بديهي است كه كشور ما به مطالعات و تحقيقات مربوط به آموزش و پرورش نوجوانان و كودكان نياز فراوان دارد و در اين ميان لازم است به مسائل و مشكلات مهمي كه به نحوي به پيشرفت تحصيلي دانش آموزان لطمه مي زند توجه لازم مبذول گردد.
لذا تحقيقاتي ارزنده و معضل گشا در اين زمينه براي رسيدن به وضع نسبتا مطلوب و ضروري به نظر مي رسد كه از طريق يافتن راههاي پيشرفت تحصيلي از جنبه هاي عوامل موثر خانوادگي , آموزشي و پرورشي در اين مسير قدم هاي موثر و راهگشايي در جهت حل اين مشكل بزرگ برداشته شود كه مهمترين و پر اهميت ترين بررسي ها و دست آوردها از مسائل و عوامل خانوادگي در جنبه هاي پيشرفت تحصيلي از هدفهاي عمده و اساسي ما در اين تحقيق مي باشد.

پيشينه نظري تحقيق :
اهميت خانواده :
خانواده اولين بذر تكوين رشد فردي و بناي شخصيت را در انسان فراهم مي سازد كودك در خانواده زبان مي آموزد , ارزش هاي اخلاقي را كسب مي كند , روابط اجتماعي با ديگران را مي آموزد و اصول و قواعد اخلاقي را ياد مي گيرد.
خانواده به عنوان فيلتري براي عقايد , ارزش ها و نگرش هاي مربوط به فرهنگ يك جامعه محسوب مي شود و آنها را به يك شيوه بسيار اختصاصي و انتخابي به كودك ارائه مي دهد بي ترديد بايد گفت كه شخصيت , نگرش ها , طبقه اجتماعي , اقتصادي مذهب و خصوصيات , وابستگي هاي نسبي خانوادگي , تحصيل و جنس والدين خانواده بر نحوه ارائه ارزش ها و ميزان هاي اخلاقي به فرزندان تاثير خواهد گذاشت.
( كرمي نوري و مرادي , ۱۳۷۲ )

 

خانواده در تربيت اجتماعي كودك وظايف و نقش هاي متعددي را بر عهده دارد كه اهم آنها عبارتند از :
۱-خانواده به عنوان سيستم
۲- خانواده به عنوان معلم و الگو
۳- خانواده به عنوان كانون محبت و امنيت

خانواده به عنوان سيستم
خانواده را مي توان به عنوان يك سيستم اجتماعي يا به عنوان بخشي از يك اجتماع بزرگتر در نظر گرفت , خانواده از يك سو با سازمان ها و موسسات اجتماعي مانند مدرسه , بازار و اجتماع ارتباط دارد و از سوي ديگر اعضاي خانواده را در بر مي گيرد, بنابر اين اجتماع فرد و خانواده به صورت يك سيستم با هم در ارتباطند.

اگر خانواده به طور كامل وظايف اساسي خود را به انجام رساند , جامعه حيات خود را با استحكام بيشتري ادامه خواهد داد و سيستم خانوادگي فرد را براي وارد كردن به اجتماع و سيستم اجتماعي آماده مي سازد.
يكي از روان شناسان به نام هارلوك , خانواده را به صورت يك سيستم متعادل پيچيده اي تعريف مي كند كه با ورود هر كودك اين سيستم پيچيده تر مي شود.
اعضاي خانواده سه نفر هستند ( پدر , مادر و يك فرزند ) در اين جا سه نوع تعامل وجود دارد با اضافه شدن يك فرزند ديگر , شش تعامل خواهد آمد و اگر فرزند سومي به خانواده اضافه شود رقم تعامل به ده مي رسد و با ورود هر فرزند جديد ديگر تعداد تعامل ها به همين نحو اضافه مي شود . بنابر اين خانواده يك نهاد انساني رو به رشد است كه حجم و پيچيدگي آن مرتب در حال دگرگوني است. و اعضاي خانواده هم به عنوان فرد و هم به عنوان بخشي از واحد خانوادگي عمل مي كنند.

خانواده به عنوان معلم و الگو
بي ترديد بايد گفت كه خانواده نقش ويژه اي در الگو شدن و آموزش دادن رفتارها و ميزان هاي اخلاقي و اجتماعي دارا مي باشد , هر گونه ارتباط و وابستگي والدين به فرزند و يا فرزند به والدين و يا والدين با يكديگر به عنوان پايه اي براي ارتباط اجتماعي بعدي فرد مي توانند مورد الگو و سرمشق قرار گيرند . كودك سخن گفتن , راه رفتن , آداب معاشرت , آداب غذا خوردن , طرز لباس پوشيدن , نحوه برخوردها , مسئوليت پذيري , مهر و صفا , پرخاشگري , رفتار كناره جويانه , محبت , شجاعت , عاطفه , تعاون , كمك به ديگران , ظلم و تجاوز و … را از پدر و مادر خود فرا مي گيرد. اصولاً در روان شناسي كودك , خصوصاً در سال هاي قبل از دبستان رفتار كودك به عنوان آينه اي از رفتار والدين به حساب مي آيد.

آلبرت باندورا و ريچارد والتزر , دو محقق روان شناسي كه به يادگيري كودك از طريق مشاهده و تقليد از والدين اهميت زيادي مي دهند در يك تحقيق رفتار والدين و رفتار فرزندان آنها را مورد مقايسه قرار دادند آنها چنين نتيجه گرفتند كه : كودكان پرخاشگر داراي والدين پرخاشگر هستند و كودكان گوشه گير داراي والدين گوشه گير و منزوي مي باشند. ( كرمي نوري و مرادي , ۱۳۷۲ )

خانواده به عنوان كانون محبت و امنيت
محبت و امنيت يك از اساسي ترين ملزومات براي تربيت و رشد كودك مي باشد. كودكي كه خصوصاً در سال هاي اوليه زندگي از محبت خانوادگي و پدر و مادر محروم گردد ممكن است در آينده سازگاري شخصي و اجتماعي او با خطر جدي روبرو شود و از اعتماد به نفس كافي و يا برخوردهاي اجتماعي متناسب بهره مند نگردد.
كودك نياز به تامين امنيت را از رحم مادر آموخته است . او بعد از تولد همچنان مي خواهد كه در محيط امن و آرام باشد و اساسي ترين وظيفه خانواده خصوصاً در دوران قبل از دبستان بر آوردن همين نياز كودك مي باشد. خانواده حتي اين نقش مهم را در دوره هاي ديگر زندگي همچنان حفظ مي كند. دوستان , معلمان و همبازيهاي كودك در طول زندگي ممكن است تغيير كنند ولي والدين , تماس نزديك خود را با كودك در طول زندگي حفظ مي كنند و نقش يك نهاد ثابت و پابرجا را براي كودك ايفا مي كنند. ( كرمي نوري و مرادي , ۱۳۷۲ )

يكي از روان شناسان به نام هورناي كه امنيت را شرط اساسي براي زندگي مي داند معتقد است كه والدين از طريق عدم ابراز محبت و دوستي نسبت به كودك , كتك زدن متناوب , از شير گرفتن زودرس , تبعيض قائل شدن بين فرزندان , تنبيه بيجا , رفتار غير معقول , استهزا كردن , تحقير نمودن طرد كردن و … مي توانند امنيت كودك را خصوصاً در سال هاي قبل از دبستان به خطر بياندازند , حتي محبت و ابراز دوستي مصنوعي نيز نمي تواند موجبات ايجاد امنيت را براي او فراهم آورد.
( كرمي نوري و مرادي , ۱۳۷۲ )

نقش اقتصاد در خانواده :
مطالبي كه در اين جا مورد بحث واقع مي گردد در باره اين است كه اقتصاد چه نقشي در خانواده ايفا مي كند؟ آيا تعبير روش اقتصادي در جامعه موجب تغيير طرز تشكيل خانواده است يا نه؟ و چه اندازه بايد مسائل اقتصادي در تشكيل خانواده مورد توجه باشد.

در پاسخ سئوال اول بايد گفت : شكي نيست كه مسئله اقتصاد يكي از اركان اساسي در زندگي خانوادگي بشر است اقتصاد در شئون علمي و اخلاقي , فرهنگي و تربيتي خانواده نقش بزرگي ايفا مي كند, اقتصاد در خوشبختي و بدبختي , ترقي و انحطاط , پيروزي و شكست و عزت و ذلت خانواده ها اثر عميق دارد.

قسمت عمده ناسازگاري ها و اختلافات , تضاد و تشاجر , جنگ و ستيز و جرم و جنايت كه در خانواده ها به وقوع مي پيوندد و گاهي مفاسد عظيم و غير قابل جبراني به بار مي آورد از مسائل اقتصادي سرچشمه مي گيرد. بر اثر امور مالي است كه چه بسيار ديده مي شود زناني كه از شوهران خود جدا مي شوند . فرزند , پدر و مادر خود را ترك مي گويد. برادران و خواهران از يكديگر قطع رابطه مي كنند . خانواده ها بهم مي ريزند و كودكان , بي سرپرست مي شوند. چنانچه , در جامعه اي نيز يك قسمت قابل ملاحظه اي از كشمكش ها و اختلافات كه بين افراد يا گروه ها اتفاق مي افتد يا ملل و اقوام بشري را رو در روي يكديگر قرار مي دهد و آتش جنگ را مشتعل مي سازد منشا اقتصادي دارد.

جامعه شناسان مي گويند:
اگر سئوال شود كه در جامعه چه چيز سبب جنگ مي گردد پاسخ قطعي دادن كار آساني نيست. ولي اعتقاد به اينكه عامل اقتصادي سهم بسزايي در ايجاد جنگ دارد , دلايل عيني فراواني دارد كه آنرا تاييد مي كند و روز به روز بيشتر مي شود. »

موقعيت اجتماعي _ اقتصادي و يادگيري
توانايي ها ذاتي يادگيرندگان به صورت هاي متعددي تحت تاثير موقعيت هاي اجتماعي اقتصادي قرار مي گيرد. انواع سنخ هاي شناختي فرآيندهاي رشد تفكر , خود تصوري , روابط گروهي , روابط معلم و شاگرد , فرصت هاي آفرينندگي و كسب تجارب بطور عميقي تحت تاثير طبقه اجتماعي هستند كه كودك در آن متولد شده و رشد يافته است به اين ترتيب طبقه اجتماعي دانش آموزان در سطح دبيرستان ها و دانشجويان انجام گرفته است و معلوم شده است علي رغم كوشش هايي كه براي ترغيب كودكان محروم از آموزش و پرورش براي ورود به دبيرستان و دانشگاه انجام گرفته است , اكثريت دانش آموزان و دانشجويان از

خانواده هاي متوسط و متوسط به بالا بوده اند. همچنين بررسي ها نشان مي دهد كه اين قبيل نه از نظر اقتصاد تحصيلي , بلكه از نظر توقعات و امكانات مالي والدين يا كودكان محروم از تحصيل تفاوت هاي مشهودي داشتند . به احتمال قوي نتيجه اين بررسي ها را مي توان به كشور خودمان تعميم داد. هر چند , براي حصول اطمينان , لازم است تحقيق مشابهي براي سال هاي اخير انجام گيرد.

در گذشته طبقات پايين اجتماعي كمترين رغبت را براي آموزش و پرورش رسمي داشتند. فرض جامعه نيز بر اين بود كه آنان در پايه هاي تحصيلي پايين تري ترك تحصيل خواهند كرد از بيشترشان انتظار مي رفت كه مثل پدران و دوستان پدرانشان . كارگران دستي غير ماهر يا نيمه ماهر با آيد. بعلاوه . بيشتر خانواده هاي محروم در محله هاي پرجمعيت و يا در محله هاي دوردست , كه بيشتر از خانواده اي زندگي مي كند كه مردم آن , اهل علم و ادب هستند و در آنجا علاقه و رغبت به بحث و گفتگو در باره انديشه هاي نو , اختراعات و اكتشافات جديد وجود دارد , بيشتر از كودكي كه در خانه وي در باره كتاب ها يا موضوع ها و اكتشافات جديدي صحبت نمي شود آماده شركت در بحث ها , درك مسائل جديد و احياناً هماهنگي و سازگاري با آنها خواهد بود.

در هر حال كودكاني كه والدين آنها از تحصيلات خوبي برخوردارند , احتمالاً بيشتر از ساير كودكان علاقمندتر خواهند بود كه در تحصيلات خود توفيق داشته باشند. نوعي زندگي خانوادگي نيز روي يادگيري كودك موثر است. مثلا كودكي كه با خانواده خود به بيشتر جاها مسافرت مي كند . بيشتر از كودكي كه تجارب مسافرتي كم و محدود دارد , به مطالعات اجتماعي , تاريخ و جغرافيا آمادگي دارد.

همچنين مطالعاتي كه در مورد روابط ميان آموزش و پرورش و درآمدها و نابرابري هايي كه در خانواده ها و در نتيجه , در مدارس به وجود مي آيند انجام گرفته است نشان مي دهند كه هر قدر سطح درآمدها بالاتر و بالاتر مي رود نمرات آزمون هاي پيشرفت تحصيلي نيز بالاتر مي رود يعني سطح تحصيلات كودكان و نوجوانان با درآمد خانواده آنان رابطه مستقيمي دارد. ( تقي پور ظهير , ۱۳۷۴ )

وضعيت اجتماعي و اقتصادي والدين :
سطح در آمد خانواده نوع شغل پدر , ميزان تحصيلات مادر عواملي را تشكيل مي دهند كه در تعيين سطح درآمد فرزندان تاثير مي گذارد . به هر صورتي كه متغيرهاي فوق را اندازه گيري كنيم به نظر مي رسد كه موقعيت اجتماعي _ اقتصادي خانواده اثر زيادي در درآمدهاي آتي فرزندان داشته باشد.
از طرق گوناگون درآمد فرزندان تحت نفوذ موقعيت اجتماعي _ اقتصادي خانواده قرار مي گيرند . براي مثال خانواده هايي كه از تحصيلات و امكانات بيشتري برخوردارند , احتمالاً فرزندان خود را به سال هاي بيشتر از تحصيلات عادي مدرسه ترغيب مي كنند و يا خانواده هايي كه از درآمد بالاتري برخوردارند قدرت تحمل هزينه هاي سال هاي بيشتر تحصيل فرزندان خود را نيز دارند.

آموزش و تشويق هاي نخستين , در سالهاي كودكي در خانه , مي تواند ميزان IQ ( بهره هوشي ) انگيزه و ادامه تحصيل و رغبت به مطالعه را در فرزندان فراهم نموده , آنان را قادر سازد مراحل تحصيلي را به طوري پي در پي و با موفقيت به اتمام برساند. بالاخره , راهنمايي ها , توصيه ها و نفوذ خانواده مي تواند به فرزندان كمك كند تا آنان پس از فراغت از تحصيل در كدام يك از بخش هاي اقتصادي استخدام شوند و چه مشاغلي را انتخاب نمايند در حالي كه تصور مي شود كه تمام عوامل فوق به صورت موثر در ميزان درآمد فرزندان تاثير مي گذارد, هنوز اهميت نسبي هر يك از اين عوامل كاملاً روشن نمي باشد. (عمادزاده , ۱۳۷۶ )

مسكن و وضع اقتصادي خانواده :
والدين با انتخاب محل زندگي خود محيط اجتماعي اطرافيان و ساخت خانواده خود را در تقسيم بندي كلي اجتماع مشخص مي كند و در نتيجه موقعيت اجتماعي خانوادگي , نوع برخورد كودك با الگوها و اطرافيان و غيره را مشخص مي نمايند و بدين ترتيب مي توانند اثرات مثبت يا منفي در رفتار كودكان به تناسب شرايط اجتماعي , اقتصادي و فرهنگي بگذارند.

براي مثال اگر خانواده اي در منطقه اي زندگي مي كند كه از هر حيث فقير باشد تبعاً احتمال بروز رفتارهاي ضد اجتماعي و … در كودكان كه نشانه اُفت تربيتي و ضعف تحصيلي است , بيشتر خواهد بود و اگر فرهنگ حاكم بر آن منطقه توام با ارزش هاي اخلاقي و الهي باشد به همين ميزان در تعديل رفتارهاي ضد اجتماعي بيشتر موثر خواهد بود.

بايد توجه كه وضع محل مسكوني از قبيل فضا و تعداد اطاق ها نيز در بروز اختلالات رفتاري موثر است. خانواده اي كه با جمعيت زياد مجبور به زندگي در يك يا دو اطاق است طبعاً محيط مناسبي براي بروز اختلالات رفتاري خواهد داشت. همچنين وضع اقتصادي, ميزان درآمد خانواده را نيز بايد به عنوان يك فاكتور موثر در اختلالات رفتاري در نظر گرفت كودكاني كه در خانواده از تمام وسايل زندگي برخوردار مي باشند نسبت به امور , خوش بين تر بوده و كمتر دچار احساس محروميت , دلهره و اضطراب مي گردند . برعكس كودكاني كه از ساده ترين وسايل زندگي بي بهره اند ممكن است زندگي را براي خود يك امر تحميلي و تهديد آميز تلقي كنند و نسبت به همه چيز و همه كس بدبين باشند. ( كرمي نوري و مرادي , ۱۳۷۲ )
عوامل موثر در ترک تحصیل دانش آموزان

برترین عوامل مشترک در ترک تحصیل دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصیلی بخصوص در مقطع متوسطه بیانگر این حقیقت است که فقر مالی و فقر انگیزشی بیشترین نقش را داشته است و همچنین محیط نامناسب خانه و مدرسه خشونت‚

تنبیه و تشویق معلم ‚ سختگیری های بیهوده که باعث می شود انگیزه تحصیلی شاگردان ضعیف شودزمینه های ترک تحصیل فراهم می گردد.
از عوامل دیگر که در موفقیت تحصیلی جوانان و نوجوانان می توانند تاثیر گذار باشندسلامت جسمی و روحی و بهداشتی ‚عوامل ارثی ‚ذهنی و هوشی ‚ امکانات آموزشی ‚ اعتماد به نفس و تلاش و پشتکار فردی ‚ تاثیر همسالان ‚ اهمیت قائل شدن والدین به تحصیل فرزندان می باشد. در اینجا مهمترین موارد موثر در افت تحصیلی دانش آموزان بیان شده است.
۱) شرایط اقتصادی
۲) سواد والدین
۳) برخورد معلم
۴) محتوای کتب درسی
۵) شیوه برگزاری امتحانات(شیوه های ارزیابی)
۶) عقب ماندگی درسی
۷) نارسایی های جسمانی
۸) انگیزه

سواد والدین
یکی از عوامل مهم در پیشرفت یا ترک تحصیل دانش آموزان سواد والدین محسوب می شود. اگر بچه ها در محیط خانواده احساس پشت گرمی نمایند و هر گاه از نظر درسی مشکلی برایشان پیش آمد مطمئن باشند که اولیای آنها کمک می کنند در این صورت با دلگرمی بیشتری درس می خوانند و دچار عقب ماندگی تحصیلی نخواهند شد. چون تحصیلات والدین تاثیر بسزایی در موفقیت تحصیلی فرزندان دارد. تحقیقات متعددی نشان می دهد که پیشرفت تحصیلی دانش آموزانی که والدین آنها افرادی آگاه و با سواد بوده اند موفقیت تحصیلی آنان بیشتر بوده است. محیط خانواده در پیشرفت تحصیلی نقش مهمی دارد. دانش

آموزی که والدین خود را مشغول مطالعه می بیند خودش نیز تشویق به درس خواندن می شود و آنها را به عنوان بهترین الگوی همانند سازی تحصیلی انتخاب می کند. بنابراین کمک و راهنمایی فرزندان توسط والدین امری است ضروری و نمی توان کار آموزش را تنها به مدرسه محول ساخت و از نقش خانواده در این زمینه غافل شد. دانش آموزان اوقات زیادی را در منزل می گذرانند و تحت تاثیر اعمال و رفتار والدین هستند و از آنها انتظار کمک و راهنمایی در زمینه درس را دارند

تاثير انگيزش در پيشرفت تحصيلي:
انگيزش نه تنها در مراكز صنعتي موجب پيشرفت مي شود در امر تعليم و تربيت هم تاثير بيشتري دارد انگيزش پيشرفت قادر است دانش آموزان را براي درس خواندن بر انگيزد , در حقيقت نشان داده شده است كه انگيزه پيشرفت مي تواند يادگيري را تسهيل بخشد , افرادي كه داراي انگيزه پيشرفت بيشتري هستند با كوشش و جديت بيشتري به امر تحصيل پرداخته اند. اين افراد در هر جا و در هر سازماني مشغول به كار شوند موجب پيشرفت آن سازمان مي گردند . لذا يكي از كارهاي اساسي مراكز صنعتي و آموزشي اين است كه چنين افرادي را شناسايي كرده و در پست ها خاص و حساس قرار دهند. ( فرد رمزي , ۱۳۷۷ )

انگيزه پيشرفت چيست؟
انگيزه پيشرفت عبارت است از گرايش همه جانبه به ارزيابي عملكرد خود با توجه به عالي ترين معيارهاي تلاش براي موفقيت در عملكرد و برخورداري از لذتي كه با موفقيت در عملكرد همراه است . مربيان و معلمان ميتوانند با اعمال شيوه هاي مناسب انگيزه پيشرفت را در كودكان ايجاد كنند و همچنين با آگاهي از اين انگيزه و نقش موثر آن در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان مي توانند به صورت منظم آنرا جهت دهند . شايد بتوان يكي از دلايل افت تحصيلي را ناشي از ضعف يا عدم انگيزه پيشرفت دانست, اگر دانش آموزي نتواند انگيزه خود را به زمينه و رشد مورد نظر خود منتقل كند به كسب موفقيت نايل نخواهد شد چرا كه انگيزه پيشرفت را كه نيروي محركه أن محسوب مي شود را ندارد. چون بدون انگيزه و بر حسب تصادف و شانس يك نمره بار آورده را در يك زمينه يا رشته علمي در آن موارد كسب و تحصيل نموده است بايستي قبول كنيم چنانچه به اين امر مهم توجه نگردد . نيروهاي عظيم انساني كه آينده درخشان يك كشور را تشكيل مي دهند تلف خواهند شد .