چکیده

توسعه و پیشرفت سازمان ها بستگی زیادي به میزان افزایش دانش وخلاقیت نیروي انسانی موجودشان و بهره برداري از آنها دارد در این راستا تحقیقی با عنوان بررسی تاثیر دوره هاي آموزشی تخصصی در افزایش خلاقیت کارکنان در مدیریت جهادکشاورزي شهرستان میاندوآب انجام گردید. جامعه آماري شامل کلیه کارشناسان (مسئول وغیرمسئول) در مدیریت جهادکشاورزي شهرستان میاندوآب ( ۶۰ نفر) بود انتخاب گردید. روش تحقیق ترکیبی یا کمی –کیفی انتخاب گردید تا از مزایاي هردو روش تحقیق استفاده گردد. در این تحقیق از ابزار پرسشنامه، مصاحبه و بررسی اسناد و مدارك براي جمع آوري اطلاعات استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان داد که دوره هاي آموزشی تخصصی تاثیرات خوبی در افزایش مهارت و توانائی کارشناسان داشته و همچنین در خلاقیت آن هامیتواند تاثیر داشته باشد ولی تاثیر آن کاملاً وابسته به مدیریت صحیح درمحیط کاري می باشد.

واژگان کلیدي : دوره هاي آموزشی تخصصی، مدیریت جهاد کشاورزي شهرستان میاندوآب، خلاقیت، حمایت، نوآوري.

مقدمه:

۱

آموزش و توسعه منابع انسانی نه تنها باعث ایجاد دانش و مهارت ویژه کارکنان شده بلکه باعث میشود افراد در افزایش سطح کارایی و اثربخشی سازمان مشارکت بیشتري کنند پس آموزش مستمر و منطبق با واقعیات و شرایط زمانی

æ مکانی اهمیت و ضرورت خاصی مییابد که باعث بینش و بصیرت عمیقتر ، دانش و معرفت بالاتر و توانایی و مهارت بیشتر میگردد که همه در راستاي پیشرفت سازمان و جامعه با مدیریت صحیح بکارگرفته خواهدشد (انصاف ، .(۱۳۸۴باید توجه نمود آموزشی که داده میشود بایستی صحیح و اصولی و متناسب با احتیاجات شغلی نیروي کار و تغییرات و پیشرفتهاي علمی و فنی باشد. با این وجود متاسفانه در اکثر سازمانها توجه شایسته اي به آموزش کارکنان مبذول نشده

æ بعنوان مثال زمانی که سخن از صرفه جویی در هزینه ها میشود نخستین موردي که حذف میشود هزینه هاي مربوط به آموزش است (بیگ زاد ، (۱۳۸۰ درحالیکه هزینه هاي آموزشی را بایستی نوعی سرمایه گذاري اجتناب ناپذیر به حساب آورد که سازمان در درازمدت از آن بهره خواهد گرفت زیرا آموزش توسعه منابع انسانی تنها پلی است که میتواند ما را از دنیاي امروز به دنیاي پرتغییر و تحول فردا راهنمایی کند و فقط آموزشهایی میتوانند به افزایش کارایی منجر شوند که هدفدار ، مداوم و پر محتوا بوده و کارشناسان مجرب امورآموزشی آنها را برنامه ریزي نمایند (اسحاقی ابیانه ونظیفی ، .(۱۳۸۰

مبانی نظري و پیشینه ي پژوهش

ویلیام جیمز۱ از دانشگاه هاروارد بررسی کرد که کارکنان با ۲۰ تا ۳۰ درصد از توانایی خود ، کار میکنند، تحقیق او نشان داد که اگر کارکنان آموزش ببینند و بطور شایسته برانگیخته شوند، ۸۰ تا ۹۰ درصد تواناییها و صلاحیتهاي خود را بکار می گیرند. همین طور بررسی سه ساله در سنگاپور نیز نشان داده است که ۱۷٪ شرکتهاي تجاري و صنعتی این کشور ورشکست شده اند در حالی که این نسبت در مورد شرکتهایی که برنامه آموزشی کارکنان را انجام داده اند ، کمتر از ۱٪ بوده است (سبحان الهی وکرانی ، .(۱۳۷۹ آلفرد مارشال۲ نیز باارزشترین سرمایه گذاري را پرورش نیروي انسانی می داند و می گوید که هیچ اسراف یا اتلاف ثروت ملی بالاتر ازاین نمی باشد که بگذاریم نابغه اي که در یک خانواده فقیر و گمنام بدنیا آمده است عمر خود را در انجام دادن کارهاي کم اهمیت بگذراند (انصاف ، ۱۳۸۴ ).و در آخر اینکه پیتر دراکر۳ معتقد است که آموزش نیروي انسانی هرچند هزینه هاي سنگینی دارد ولی آموزش با اعمال مدیریت صحیح هر کشور عقب مانده اي را در مدت کوتاهی درزمره کشورهاي پیشرفته قرار میدهد (قلندریان ،(۱۳۸۷ بنابراین با توجه به مطالب بالا میتوان به اهمیت و ارزش آموزش کارکنان و لزوم توجه بیشتر و دقیق تر مدیران و برنامه ریزان و سیاستگذاران کشورمان به آن پی برد.

در همین راستا سجادي (۱۳۸۳) درتحقیق خود با عنوان عوامل موثر بر خلاقیت و نوآوري مدیران بیمارستان که در بیمارستانهاي اصفهان انجام داد به این نتایج دست یافته است که مهمترین عوامل در میان عوامل سازمانی ، عوامل

۱ – William James 2 – Alfred Marchal 3 – Peter Drucker

۲

مربوط به سیستم پاداش و در میان عوامل فردي ، عوامل مربوط به علم ، دانش و تخصص مدیر بیشترین امتیاز را بدست آورده است. اسمایل(۲۰۰۵) ۱ نیز درتحقیقی با عنوان نقش فاکتورهاي یادگیري سازمانی و جو خلاق بر روي نوآوري سازمانی در هیجده سازمان خصوصی در کوالالامپور انجام داد به این نتیجه رسید که ارتباط معنی داري بین فرهنگ یادگیري سازمانی و جو خلاق با نوآوري سازمانی وجود دارد. شیخ علیزاده هریس ( (۱۳۸۵ در تحقیقی با عنوان بررسی رابطه بین یادگیري سازمانی و میزان تغییرونوآوري در ادارات مناطق نوزده گانه آموزش و پرورش شهر تهران نشان داد که بین میزان یادگیري سازمانی و میزان تغییر و نوآوري در سازمان ضریب همبستگی مستقیم و بالایی وجود دارد. ایگان۲ درسال ۲۰۰۵ میلادي در تحقیقی با عنوان فاکتورهاي اثرگذار بر روي خلاقیت فردي در محیط کار به این نتایج دست یافت :

-۱ شیوه هاي توسعه منابع انسانی در توسعه ، آموزش و جهت دهی افراد در سازمان موثر بوده و باعث افزایش خلاقیت سازمانی میگردد.

-۲ در موقعیت کاري افراد نه تنها الگوهاي رفتاري ارائه شده بوسیله دیگران را مشاهده میکنند ، بلکه به فرد در موقعیتهاي ایجاد شده در آینده اینکه چگونه رفتار کند ، کمک میکند (همان). در آخر قابل توجه اینکه در تحقیقی که مریام اسمایل(۲۰۰۶) ۳ با عنوان تاثیر جو خلاق۴ و فرهنگ یادگیري۵ در خلاقیت و نوآوري در یک سازمان درحال توسعه در کوآلالامپو ر۶ با روش مطالعه موردي انجام داد نتیجه گرفت که سهم جوخلاق و فرهنگ یادگیري در خلاقیت و نوآوري ۶۸/۸٪ بوده که جو خلاق با ۴۸/۴٪ و فرهنگ یادگیري با ۶۸/۸٪ به تنهایی در خلاقیت و نوآوري سهم دارند.

خلاقیت کارکنان

باشتاب روزافزون تحولات و دگرگونیها در دنیاي کنونی که عصر اطلاعات و ارتباطات است وبه دلیل بی ثباتی و تغییرپذیري و نیز غیرقابل پیش بینی بودن این تغییرات ، آنچه که کشورهاي جهان به ویژه کشورهاي در حال توسعه را در جهت افزایش بهره وري و پیشرفت و ترقی آنها مدد میرساند، همانا استفاده از فرصتها در رقابت با سایر کشورها است و این امر میسر نمی گردد مگر با درایت و خلاقیت مدیران و نیز تاثیر مدیران در پرورش خلاقیت کارکنان که با کمک همدیگر در جهت رشد و بالندگی سازمان و در نتیجه جامعه بکوشند”(محمدي،۱۳۸۴،ص .(۱۴ با مقایسه سازمانهاي سنتی و جدید می توان دید که در سازمانهاي سنتی فقط به افرادي نیاز داشتند که کاري معین را بدون سؤال انجام دهند ولی سازمانهاي امروزي نیازمند کارکنانی است که قادر به بهترین استفاده از ابزار و امکانات بوده و پاسخگوي ارباب