چکیده

همراه با زندگی جمعی افراد، بحث امنیت اجتماعی مطرح می شود. علاوه بر اینکه آسایش زندگی را در پی دارد، بالا بودن سطح امنیت، حکایت از توسعه پایدار دارد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و با هدف بررسی رابطه عوامل جمعیتی بر درک امنیت اجتماعی صورت گرفت بصورت پیمایشی، با ابزار پرسشنامه در بین شهروندان کرمانی انجام شد ۳۸۴ نفر بر اساس فرمول کوکران به عنوان نمونه آماری با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان داد وضعیت تأهل با درک از امنیت اجتماعی رابطه معنادار در سطح ۰/۰۵ وجود دارد بر اساس تفاوت میانگین، افراد مجرد امنیت اجتماعی بیشتری را درک می کردند. بین جنسیت با امنیت عاطفی و جانی رابطه معنادار وجود دارد درک زنان در این دو بعد از امنیت اجتماعی نسبت به مردان کمتر است. همچنین بر اساس آزمون ANOVA بین وضعیت اشتغال با امنیت عاطفی و جانی رابطه معنادار در سطح ۰/۰۱ وجود دارد. از سوی دیگر نتایج تحلیل واریانس بین گروهی نشان داد بین سطح تحصیلات، وضعیت درآمد، مدت اقامت، وضعیت خانه مسکونی با درک از امنیت اجتماعی رابطه معناداری وجود ندارد.

کلمات کلیدی: متغیرهای جمعیت شناختی، امنیت عاطفی، جانی، اقتصادی و مالی.

-۱ مقدمه و بیان مساله

با رشد و توسعه ی شهرنشینی و گسترش کلانشهر ها و پیچیده تر شدن روابط اجتماعی شهروندان در شهرها، مفهوم امنیت در شهرها، از حالت اولیه و جنبه های فیزیکی محسوس خارج شده و ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را در بر گرفته است؛ رشد و گسترش ناامنی در شهرها با مطرح شدن پیچیدگی فناوری و تقسیم کار اجتماعی بیش از توسعه فیزیکی شهرها بوده و این امر احساس امنیت و آسایش و رفاه شهروندان را مورد تهدید قرار داده است (بهیان و فیروزی، .(۱۰۳ :۱۳۹۲ امنیت یک نیاز اولیه، اساسی و هدف متعالی برای زندگی اجتماعی است. نظام اجتماعی به میزان برخورداری از امنیت، مشروعیت، مقبولیت و کارآمدی پیدا می کند. یکی از ابعاد امنیت، امنیت اجتماعی است که جز اصلی حقوق شهروندی محسوب می شود (گودرزوند چگینی و حقی، .(۵۷ :۱۳۸۸ امنیت یکی از نیاز های اساسی هر جامعه است و دارای دو بعد عینی و ذهنی می باشد در بعد عینی؛ فقدان تهدیدات علیه ارزش های فرد و در بعد ذهنی؛ فقدان احساس ترس در مورد اینکه این ارزش ها مورد هجوم قرار گیرند .(Moller, 2000: 1) شاید بتوان گفت عنصر ایدئولوژیکی ذهنی بودن و نسبی بودن امنیت، از مهمترین نارسایی های موجود در تعریف امنیت اجتماعی است. ولی آنچه مسلم است، واژه ی امنیت در دو بعد ذهنی و عینی قابل اندازه گیری است. در مفهوم عینی، اندازه گیری فقدان تهدید علیه ارزش هاست و در مفهوم ذهنی، فقدان احساس ترس از این که چنین ارزش هایی مورد حمله قرار خواهد گرفت. اصولا امنیت بیش از آنکه جنبه ی عینی و مادی داشته باشد یک پدیده ی اداراکی و احساسی است. یعنی برای تحقق آن باید این اطمینان در ذهن توده ی مردم، دولتمردان و زمانداران به وجود آید که امکان لازم برای ادامه ی زندگی، بدون دغدغه وجود دارد (غفاری، .(۱۲۱ :۱۳۹۰ امنیت اجتماعی مفهومی است

۱

که در جامعه شناسی به آن پرداخته نشده است و حوزه ی تعریف آن با مفهومی چون نظم اجتماعی، همبستگی اجتماعی آن چنان در هم آمیخته که برخی را اعتقاد بر آن است که امنیت همان نظم یا همبستگی اجتماعی است. این امر علاوه بر غفلت از درک صحیح مفهوم امنیت اجتماعی باعث گردیده که بر امنیت چونان یک مفهوم جداگانه نگریسته نشود (ساروخانی و نویدنیا، .(۸۸ :۱۳۸۵ امنیت اجتماعی مفهومی است در دو دهه ی اخیر شاخص سازی شده است و گسترش مسائل در حوزه ی ناأمنی ضرورت بررسی این مفهوم را بیشتر می سازد.