چکیده

هدف: این تحقیق به بررسی تاثیر مسئولیت اجتماعی بر تعهد سازمانی در بین کارکنان دانشگاه دولتی ایلام می پردازد. روش شناسی: تحقیق از جهت هدف، کاربردی و از نظرماهیت، توصیفی و از نظر روش، پیمایشی می باشد. نرم افزارهای مورد استفاده در این تحقیق ٌٍspss× و ٌ؟ُ×l i sr el × مـی باشد. جامعه مورد بررسی در این تحقیق شامل کارکنان دانشگاه دولتی ایلام است که جمعیتی بالغ بر )۱۸۰صد و هشتاد) نفر دارد. نمونه گیری در این تحقیق به روش تصادفی ساده است و تعداد نمونه با استفاده از جدول کرجسی مورگان و فرمول کوکران برابر با ۱۲۴ نفر می باشـد . یافتـه و نتیجـه گیری: در این تحقیق یک فرضیه کلی و سه فرضیه جزیی شکل گرفته است که تمامی فرضیات مورد تایید قرار گرفته اند و در کل باید این چنین بیان و اظهار نظر کرد که هر چه افراد از نظر پنداری، گفتاری و رفتاری تعهد بیشتری نسبت به سازمان و اهداف سازمانی داشته باشند، مسئولیت بیشتری را در خود احساس میکنند و در این مهم کوشا تر عمل خواهند کرد و از طرفی هم میتوان این چنین گفت که هر چه واگذاری مسـئولیت بـه افـراد درون سازمان بیشتر باشد و به فرد کارها و وظایفی متناسب با استعداد ها و مهارت های وی که قابل انجام برای وی می باشد محول شود، فـرد بـر ایـن بـاور خواهد رسید که سازمان برای وی اهمیت قایل است و این مهم باعث می شود که فرد نیز برای سازمان و اهدافش اهمیت قایـل شـود و درایـن راسـتا و برای رسیدن سازمان به اهداف از پیش تعیین شده حداکثر تلاش خود را میکند و اهداف خود را با اهداف سازمانی هم راستا کرده و خود را بـا سـازمان یک کل و عضوی از یک خانواده در نظر میگیرد.

کلمات کلیدی: مسئولیت اجتماعی،تعهد سازمانی، وظیفه، اهداف سازمانی، استعداد، مهارت

مقدمه و بیان مسئله:

از زمانیکه ارتباط بین نقشهای اجتماعی، سیاسی، محیطی، اقتصادی در تجارت رو به افزایش گذاشته است، سازمانها با پویاییهـای جدیـدی مواجـه شدهاند. چالشی که سازمانها با آن روبرو هستند این است که آن ها باید همزمان به افزایش سودآوری و پاسخگویی به انتظارات اجتماعی جدید و سپس مدیریت همزمان این دو پیامد به ظاهر متناقض که نیازمند توسعه استراتژیهای کاربردی است و اثرات مثبتی هم بر جامعه و هم بر سازمان دارد، دست یازند. پیادهسازی مسؤولیت اجتماعی در سطح سازمان، از جمله سازوکارها و یا راهبردهای موثر در این خصوص است. در واقع امروزه سازمانها علاوه بر انجام وظایف سنتی خود به انجام فعالیتهای دیگری نیز مکلف شدهاند، که هدف این فعالیتها، پاسخگویی به انتظارات جامعه است و از آن بـه عنـوان مسؤولیت اجتماعی سازمان یاد میشود. در این دوران، مدیریت موثر، مدیریتی است که از محدوده اندیشه سازمان خـود را رهـا سـاخته و بـه جامعـه و محیطهای وسیعتری می اندیشد، چرا که نه سازمانها میتوانند خود را از جامعه جدا کنند و نه جامعه میتواند بدون سازمانها تداوم یابـد (صـالحی و آذری، ۲۰۰۹؛ کارنامی،.(۱۳۸۵×

آنچه مسلم است این است که از اوایل نیمه دوم قرن بیستم آگاهی عمومی درباره وابستگی سازمان، جامعه و محیط به یکدیگر افزایش یافتـه و همگـان پی بردهاند که از یکسو سازمانها با تکیه بر امکانات موجود در جامعه به اهداف خود میرسند و از سوی دیگر، اقدامات سازمانها مـیبایسـت منـافع و دستاوردهایی نیز برای جامعه داشتهباشد.×ازاین رو همواره تلاش بر این بوده که منافع در سازمانها بهگونهای بهبود یابد که مردم جامعه، بیش از هزینه-ای که پرداخت کردهاند از سازمانها سود ببرند و به تعبیری سازمانها علاوه بر سود آفرینی، ارزشآفرینی هم داشتهباشـند. در حقیقـت سـازمانهـا بـه منظور حفظ مشروعیت کامل و بقای خود باید قبول کنند که نقش و وظیفهای عمومی و اجتماعی دارند.

با توجه به مطالب شده در بالا در این تحقیق به دنبال بررسی رابطه مسئولیت اجتماعی و تعهد سازمانی هستیم. بر این اساس بـرای بررسـی ایـن مهـم کارکنان دانشگاه دولتی ایلام را انتخاب کرده ایم تا بر این اساس بتوانیم مسئولیت اجتماعی آن ها را افزایش بدهیم و از این رو تعهد کارمندان دانشـگاه ایلام را افزایش بدهیم و از این رو بهره وری(کارایی و اثر بخشی) آن ها را در سازمان ارتقا و توسعه بدهیم.

ادبیات نظری و پیشینه تحقیق: مسئولیت اجتماعی:

نظریه هویت اجتماعی ۱، از جمله نظریههایی است که بین فعالیتهای اجتماعی سازمانها و گرایشات کاری کارکنان ارتباط ایجاد میکنـد . ایـن نظریـه بیان میکند که مردم تمایل به هویت بخشی یا توصیف خود در زمینههای اجتماعی دارند و خود و دیگران را در طبقات اجتماعی مختلفی طبقـهبنـدی میکنند. هر فردی دارای فهرستی از عضویت در طبقات اجتماعی مختلف است. هویت اجتماعی شامل جوانب مختلف تصور از خود، توسط یک فرد است که از همانندسازی وی با طبقه ای که خود را متعلق به آن میداند، ناشی مـی شـود (هوسـتون و جاسـپارز، .(۱۹۸۴ بنـابراین تمـامی اعضـا در طبقـات اجتماعی مختلف یک هویت اجتماعیاند که نگرش آنها را به عنوان عضوی از آن گروه توصیف و تبیین میکنـد، ماننـد اینکـه هـر کـس بایـد چگونـه بیندیشد، و یا چگونه احساس و رفتار کند (هوگ، .(۱۹۹۵

هویت میتواند بهعنوان ادراک عضو متعلق به گروه که شامل تجربهی مستقیم یا غیرمستقیم از شکستها و موفقیتهای آن گروه است، تعریف شود. در این صورت عوامل مرتبط با هویت شامل، تشخیص ارزشهای گروه و اقدام مرتبط با آن در مقایسه با سایر گروهها، اعتبار گروه در رقابت با سایر گروههـا یا حداقل آگاهی از دیگر گروههاست (اشفورث و مائل، .(۱۹۸۹ هوستون و جاسپارز (۱۹۸۴) نشان دادند که افراد در تلاش برای کسب هویت اجتمـاعی مثبت به منظور ایجاد تمایزات روانشناختی عضو گروه خود یا دستیابی به تمایزات بینگروهی اند. بنابراین، اعتبار گروه میتوانـد بـر توصـیف اعضـا از خود، در ارتباط با گروه، تاثیر بگذارد (اشفورث و مائل، .(۱۹۸۹

بر این اساس اعضای فعال در سازمانهای تجاری نیز میتوانند به عنوان یک طبقه اجتماعی در نظر گرفته شـوند. مطـابق بـا نظریـه هویـت اجتمـاعی، عضویت سازمانی ممکن است به عنوان بعد مهمی از هویت فردی قلمداد شود و بر توصیف کارکنان از خود در ارتباط با سازمانی خاص تاثیر بگذارد. برای مثال، کارکنان نیز مانند طرفداران یک تیم ورزشی ممکن است موفقیت سازمانی را همانند موفقیت خود بدانند و سازمانهایشان را با دیگـران مقایسـه کنند. همان طورکه قبلاً ذکر شد، تشخیص مثبت از ارزشها و اقدامات گروه میتواند مستقیماً بر هویت تاثیر گذارد. لذا، هویت اجتماعی، به تبع، خـود مسؤولیت اجتماعی را به همراه دارد و میتواند انعکاسی از تمایزات مثبت در ارزشها و اقدامات سازمانی در مقایسه با سایر سازمانها باشد . بنابراین اگـر کارکنان سازمانهایشان را به عنوان عضوی با مسؤولیت اجتماعی در قبال جامعه بدانند، احساس تعلق به این سازمان معتبر، میتواند بـه خـودی خـود هویت فردی یا ادراک آنها از خود را ارتقاء دهد (برامر و همکاران، ۲۰۰۷ و اسمیت، .( ۲۰۰۱ مطابق با این نظریه، میتوان اظهار کرد که اگر کارکنان به خاطر عضویت در سازمانی که به مسؤولیتهای اجتماعی اهمیت میدهد، احساس غرور کنند، گرایشات کاری آنها میتواند به گونهای مثبت تحت تاثیر قرار گیرد. وجود این احساس از اینجا ناشی میشود که برخلاف تصور معمول، فلسفه وجودی سازمانها، حتی مؤسسات اقتصادی، نـه تنهـا سـود بلکـه تامین انتظارات ذینفعان اعم از داخل و خارج سازمان میباشد (هندی، ۲۰۰۲ و دراکر، .(۲۰۰۰ زیرا از این طریق است که پایدار بودن سـود نیـز تـامین میشود. ضمناً انتظاراتی که جامعه در بعد اخلاقی، قانونی، اقتصادی و مصالح عمومی از سازمانها دارد، این است که آنها خود را به جامعهای که در آن به فعالیت میپردازند، متعهد بدانند (کارول، .(۱۹۷۹ بر این اساس هنگامیکه موضوع مسؤولیت در زندگی اجتماعی از جمله سازمانها مورد تحلیل قرار میگیردنباید، صرفاً حقوق صاحبانسهام و موسسین یا حتی فقط رعایت چارچوبهای قانونی که به اجبار باید بدان تـن داد، مـلاک عمـل سـازمانهـا قلمداد شود. بلکه مسئول بودن باید به عنوان امری داوطلبانه و نوعی تعهد و وظیفه از سوی سازمانها به شمار آید (تاکالا و پالاب، .(۲۰۰۰ در اینصورت است که مشروعیت سازمان از ناحیه ذینفعان برونی (ذینفعان اجتماعی و غیر اجتماعی، دولت و مشتریان) به پایداری میانجامد و منـافع پایـدار، ارتقـاء تعهد و مشارکت فعال ذینفعان از قابلیت پیشبینی برخوردار میشود.
تعهد سازمانی:
به عنوان یک بعد مهم نگرش شغلی، ×تعهد سازمانی۲، هویتی روانشناختی است که یک فرد نسبت به سازمان متبوع خود احسـاس مـیکنـد )×مـاودی، .(۱۹۸۲ لذا در نمود عینی تعهد سازمانی، روابط کارکنان را با سازمان منعکس میکند و بر تصمیم به ماندن اعضا در آن سازمان دلالت دارد )×میر و آلن، .(۱۹۹۷ افراد با نیازها، مهارتها و انتظاراتی وارد سازمان میشوند و مایلند در محیطی کار کنند که بتوانند از تواناییهایشـان اسـتفاده و نیازهایشـان را ارضاء کنند. چنانچه سازمانها این فرصتها را برای کارکنانشان ایجاد کنند، سطح تعهد سازمانی افزایش مییابد (وکولا و نیکولائو، .(۲۰۰۵ در حقیقـت میتوان پیوندی بین تعهد سازمانی و فعالیتهای اجتماعی سازمان انتظار داشت که مستقیماً به ارضاء نیازهای کارکنان میپردازد (پیترسون، .(۲۰۰۴ با این حال هنوز کاملاً مشخص نیست که چگونه فعالیتهای اجتماعی سازمان که مرتبط با دیگر ذینفعان است، بر تعهد سازمانی کارکنان تاثیر میگذارد.

۱- Social Identity Theory 2- Organizational Commitment

در این راستا، مطالعات پیترسون (۲۰۰۴) و برامر و همکاران (۲۰۰۷) خاطر نشان میکند که اینگونه فعالیتها تاثیر مثبتی بر تعهد سازمانی میگذارند. با این وجود نیاز است مفهوم تعهد سازمانی بهخوبی تحلیل شود . مطالعه میر و آلن((۱۹۹۱ سه بعد تعهد را که شـامل مولفـه هـای عـاطفی، مسـتمر و هنجاری است، آشکار میسازد: تعهد عاطفی۱ به عواطف کارکنان اشاره دارد که وابسته به اهداف سازمان و قابل شناسایی بهوسیله آن است. تعهد عاطفی ناشی از تمایل کارکنان به ادامه ارتباط است. تعهد مستمر۲ ماهیتی مبادله محور دارد، مبتنی بر محاسبه است و به هزینههای مرتبط بـا تـرک سـازمان اشاره دارد. تعهد مستمر ناشی از احساس افراد، مانند اجبار آن ها به ادامه ارتباط به دلیل هزینههای بالای خـروج اسـت (ماننـد از دسـت دادن حقـوق، موقعیت و ارشدیت) یا به دلیل اینکه آن ها فرصتهای استخدامی کمی در جاهای دیگر دارند. نهایتاً تعهد هنجاری۳ بـه تمایـل کارکنـان بـه مانـدن در سازمان بر اساس حس مسؤولیت، وفاداری یا الزام به ادای دین آنها به سازمان، اشاره دارد. این گونه وفاداری این احساس را در افراد به وجود مـی آورد که آن ها ملزم به متعهد ماندن به روابط هستند، به دلیل اینکه احساس میکنند کاری که انجام میدهند، درست است. در میان این سه بعـد، ارتبـاط بین تعهد عاطفی و مسؤولیت اجتماعی سازمان به طور دقیقتری مبتنی بر نظریه هویت اجتماعی است. همـانطـورکـه قـبلاً عنـوان شـد، فعالیـت در سازمانی با اعتبار بالا، میتواند هویت اجتماعی کارکنان را غنا بخشد یا تقویت کند و بعد عاطفی را بیشتر از مولفههای مستمر و هنجاری تحت تاثیر قرار دهد (میر و آلن، .(۱۹۹۱

شایان ذکر است که در روند ارتقاء نگرشهای خیرخواهانه و دوستدار محیط، سازمان ممکن است بخشی از سود خود را به سبب هزینهبـر بـودن اعمـال ایمنی محیط و در راستایایفای مسؤولیت اجتماعی از دست بدهد . اما قطعاً دستاوردهای آن، تصویر مناسبی از مسؤولیت اجتماعی و کسب و کـار بـه-دست میدهد که ممکن است حمایت ذینفعان موجود در محیط را به طرق مختلف جلب و افزایش دهد (تاکـالا و پـالاب، .(۲۰۰۰ گرچـه ملـزمکـردن سازمانها جهت اجرای مسؤولیت اجتماعی خود، مستلزم وضع قوانین نیز میباشد، اما رعایت این قوانین خود مستلزم هزینههایی است که ممکن اسـت مسؤولیت اجتماعی سازمان را برای الزامات قانونی کاهش دهد و در طی زمان از اهمیت آن به عنوان الزامات اخلاقی بکاهد (تاکالا و پـالاب، .(۲۰۰۰ در عین حال باید گفت که اقدامات مرتبط با مسؤولیت اجتماعی از سوی سازمانها، رشد غیر قابل منتظرهای را تجربه کرده است. در عین حال سـازمانهـا در سالهای اخیر درگیر انواع مختلفی از فعالیتهای مسؤولیت اجتماعی شدهاند، از قبیل اقدامات مسئولانه در قبال جامعه (حفظ محـیط زیسـت و…)، رفتار عادلانه با کارکنان یا مشارکت در برنامههای هنری و فرهنگی در سطح جامعـه (بـارون، .(۲۰۰۰ بـراون و دیسـین (۱۹۹۷) بیـان مـیکننـد کـه: “سازمانها تمامی این کارهای خوب را انجام میدهند، اما مطمئن نیستند که چیزی عایدشان میشود یا خیر”. مزایایی که سـازمانهـا در پـی فرآینـد انجام فعالیتهای مسؤولیت اجتماعی سازمان به دنبال آن هستند شامل: برآوردن انتظارات مشتری، نشان دادن تعهد در قبال محیط، پیشـرو بـودن در وضع قوانین و ارتقاء انگیزش کارکنان است (زایری و پیترز، .(۲۰۰۲

به نقل از یونگ گیانگ (۲۰۰۹)، “در مکتوبات مربوط به مسؤولیتپذیری اجتماعی، سازمانهای درگیر با این پدیده، میتوانند نظـر مثبـت مشـتریان را نسبت به ارزیابی مارک تجاری، انتخاب آن و پیشنهاد آن به دیگران به دست آورند و نگرشی و تصویر خوب نسبت به سازمان و حتی خشنودی و رضایت از پرداخت اضافی را نیز به دست آورند”. همچنین ویلیامز و بارت (۲۰۰۰) نشان دادند که فعالیتهای اجتماعی و بشردوستانه سازمان مـیتوانـد اثـرات مضر فعالیتهای مجرمانه و رفتار بد را نیز کاهش دهد. لذا امروزه کمتر میتوان کتابی درباره مدیریت یافت که به بحث مسؤولیتهای اجتماعی نپردازد؟ زمینه اصلی بحث این است که انگیزه بیشینهکردن سود و توجه مطلق به منافع ذینفعان بهویژه صاحبانسهام به منافع عمومی جامعه آسیب میرسـاند. بنابراین مدیران وظیفه دارند علاوه بر منافع محدود خود به منافع و مصالح عام جامعه نیز بیندیشند،×مسؤولیت اجتماعی به نوعی محدودکننده و سامان-دهنده انگیزه سودآوری مدیران خواهد بود. مسؤولیت اجتماعی مسؤولیت مدیر آیندهنگر است و مدیران عصر ما دیگر نباید وقت خود را صـرفاً مشـغول وظایف سنتی نمایند، بلکه باید ابعاد اجتماعی و عمومی حرفه خود را شناخته و از آثار سازمان خود بر محیط، آگاه باشند. چرا که کاملاً آشکار است کـه هر تصمیم یک مدیر میتواند طی یک روند سلسله وار، در سرنوشت دیگر نهادهای جامعه اثر گذارد. امروزه لازم است مدیران ما از جزء نگری نسبت بـه اهداف سازمان دست بردارند و اهداف جامعه را به عنوان راهنمای خود در تلاشهایشان قرار دهند. از سوی دیگر مسؤولیت اجتماعی همهجانبه و فراگیر است و باید در حل معضلات اجتماعی جامعه نمود یابد و بهعنوان ابزاری قدرتمند درجهت توانمند کردن بنگاههای اقتصادی مدنظر قرار گیرد (نیـازی و امینی، .(۱۳۸۷ ضمناً همان طور که پیشتر اشاره شد، مرور اجمالی بر ادبیات این حوزه نشان داد که بین مسؤولیت اجتماعی سازمان و تعهد سازمانی از بعد نظری ارتباط وجود دارد. لذا بهنوعی ضروری است که نحوه ارتباط مسؤولیتهای اجتماعی سازمانها در قبال ذینفعان مختلف با تعهـد کارکنـان در قبال وظایف کاری، ارزیابی گردد تا با توجه بیشتر به این مسؤولیتها، هم موجبات رضایت جامعه را فراهم ساخت و هم با داشتن کارکنـانی متعهـد بـه اهداف والای سازمانی نایل شد.

× ×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

۱- Affective Commitment 2- continuous Commitment 3- Normative Commitment

تاثیر مسؤولیت اجتماعی سازمان بر تعهد سازمانی

تحقیقات گذشته در مورد شناسایی تاثیر مسؤولیتاجتماعی سازمان بر کارکنان را میتوان به دو دسته طبقهبندی کرد: در دسته اول، محققان چگونگی تاثیر فعالیتهای اجتماعی سازمان بر کارکنان آتی را تحلیل میکنند. در این مطالعات مسؤولیت اجتماعی سازمان اعتبار خوبی برای کسب و کار ایجـاد میکند و جذابیت آن را به عنوان کارفرمایان خوب افزایش می دهد (تورکر، .(۲۰۰۹ مطابق با این طبقهبندی، مسؤولیت اجتماعی سازمان، اعتماد درک-شده را برای جوینده شغل، که فاقد هر گونه تعامل قبلی با سازمان است، افزایش میدهد (ویس وس واران، .(۱۹۹۸ با اینحال در تحقیـق گرینینـگ و توربان (۲۰۰۰) این ارتباط را بر مبنای نظریه هویت اجتماعی توضیح میدهد و بیان میکند که عملکرد اجتماعی سازمان نشانههایی برای متقاضیان آتی است.

در دسته دوم، محققان بر روی تاثیر فعالیتهای اجتماعی سازمان بر کارکنان جاری متمرکز میشوند. ریوردان (۱۹۹۷) در مورد چگونگی تـاثیرگـذاری عملکرد اجتماعی سازمان بر تصویر، گرایشات و قصد کارکنان بحث کرده است. ویس وس واران (۱۹۹۸ ) در مطالعهاش، ارتباط بین مسؤولیت اجتمـاعی سازمان و رفتارهای مثمر ثمر کارکنان را تحلیل کرده است. مطالعات نشان میدهد که تعهد سازمانی، بیشتر نشات گرفته از تجربـه کـاری اسـت و نـه مراحل استخدام و گزینش کارکنان. این مطالعات، همچنین اهمیت حمایت سازمانی درکشده را نسبت به مسؤولیت اجتماعی در این فرایند نشان می-دهد (میر و همکاران، .(۲۰۰۲ در طی دهه گذشته، سازمانها از طرف گروههای مختلف ذینفعان شامل سهامداران، کارکنان، سـرمایه گـذاران، مصـرف-کنندگان و مدیران تحت فشار فزایندهای جهت اتخاذ رفتار مسئولانه اجتماعی بودهاند. این مطالعات شواهدی مبنی بر افزایش بازدهی سازمانهای دارای مسؤولیت اجتماعی و همچنین نیروی کار متعهدتر فراهم میآورد، به دلیل اینکه “کارکنان از اینکه با سازمانهای کاری دارای مسؤولیت اجتماعی تعیین هویت میکنند، احساس غرور میکنند” (پیترسون، .(۲۰۰۴ برامر و همکاران ( (۲۰۰۷ در تحقیقی دیگر به بررسی ارتباط بین تعهد سازمانی و ادراکـات کارکنان از مسؤولیت اجتماعی سازمان در داخل مدلی پرداختند که برگرفته از نظریه هویت اجتماعی است. در این تحقیق ارتباط بین تعهد سـازمانی و جنبه های مسؤولیت اجتماعی سازمان مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این مطالعه، مفاهیم قابل توجهی را برای اجرای استراتژیهای مسؤولیت اجتماعی در داخل سازمانها به همراه داشت. اینکه، ارتباط مثبت بین هر جنبه درک کارکنان از مسؤولیت اجتماعی، بر نتیجه حاصل از تعهد سازمانی که ممکن است ناشی از سرمایه گذاریهای سازمان در مسؤولیت اجتماعی سازمان باشد، تاکید دارد.