پیش گفتار
وسایل ارتباط جمعی در جهان معاصر
در جهان امروز، وسایل ارتباط جمعی- روزنامه، رادیو، تلویزیون، سینما – با انتقال اطلاعات و معلومات جدید و مبادله افکار و عقاید عمومی در راه پیشرفت فرهنگ و تمدن بشری نقش بزرگی به عهده گرفته اند. به طوری که بسیاری از دانشمندان، عصر کنونی زندگی انسان را«عصر ارتباطات» نام گذاشته اند.

فراوانی جمعیت، تمرکز گروههای وسیع انسانی در شهرهای بزرگ، شرایط خاص تمدن صنعتی و پیچیدگی وضع زندگی جمعی، وابستگی ها و همبستگی های ملی و بین المللی، ناامنی ها و بحران ها، تحول نظام های سیاسی و اجتماعی، دگرگونی مبانی فرهنگی، ترک سنت های قدیمی و مخصوصاً بیداری وجدان اجتماعی، همه از جمله عواملی هستند که روزبه روز نیاز انسان را به آگاهی از تمام حوادث و وقایع جاری محیط زندگی بیشتر می کنند. تا جایی که پیشرفت وسایل ارتباط جمعی و توسعه اقتصادی و اجتماعی و تحکیم مبانی دموکراسی و تفاهم بین المللی، لازم و ملزوم یکدیگر شده اند.

در جوامع پیشرفته کنونی، افراد انسانی کوشش می کنند همیشه در جریان همه امور و مسائل اجتماعی قرار داشته باشند، تا بتوانند به طور مستقیم یا غیر مستقیم نقش خاص خویش را در زندگی گروهی ایفا کنند. به همین جهت آگاهی اجتماعی از مهمترین ویژگیهای زمان معاصر به شمار می آید. و همین آگاهی است که انسان را به زندگی فردی و جمعی علاقه مند میسازد و توجه او را به آزادی ها و مسئولیت های وی جلب می نماید.
باید در نظر داشت که انسان امروز یک انسان اجتماعی است انسانی که به سبب تحولات ناگهانی عصر خود، با زندگی تازه ای روبه رو شده است و در برابر چشم اندازهای وسیعتر و پیچیده تر و در عین حال اضطراب انگیزتر قرار گرفته است.

انسان معاصر برای ادامه زندگی در جامعه نوین شهری نیازهای تازه ای پیدا کرده است و ناچار است خود را با شرایط جدید زمان خویش منطبق سازد. اکنون زندگی هیچ کس بدون تفاهم اجتماعی- که خود بر معلومات عمومی و آشنایی به مسائل جاری متکی است- میسر نمیباشد. موفقیت هر فرد در کارها و فعالیت های او به رعایت اصول و وظیفه شناسی ملی و بین المللی بستگی دارد. بدون حس تعاون بشری و همبستگی انسانی، ایجاد ارتباط با افراد دیگر و تعیین وضع زندگی جمعی امکان پذیر نیست. به این ترتیب در جوامع امروز، انسان، تنها موقعی می تواند بهترین و مطمئن ترین امکانات و وسائل را برای زندگی گروهی بدست آورد که دارای معلومات و اطلاعات کافی، خط مشی های صحیح و افکار و عقاید سالم باشد.

بدون تردید انسان معاصر را تنها با آموزش نظری در مدارس نمی توان به عنوان یک فرد کاملاً آگاه وارد صحنه زندگی کرد. بلکه باید به موازات آموزش مدرسه ای، از طریق وسایل ارتباط جمعی، اخبار و اطلاعات محیط زندگی و افکار و عقاید و رفتارهای عمومی و امکانات تفریحی سالم را نیز در اختیار او گذاشت.

مقدمه
پیشینه پژوهش در زمینه ارتباطات جمعی
موضوع ارتباط از یونان باستان تا قرن هیجدهم بیشتر از لحاظ ذهنی و محتوایی مطرح بوده است و اندیشمندان اجتماعی همواره ترغیب را معادل ارتباط می دانستند. با پیدایی انقلاب صنعتی و آغاز عصر روشنگری علمی و ادبی در اروپا مسأله ارتباطات بیشتر به قلمرو سیاسی، اجتماعی گام نهاد و به طور مستقیم به امور روزمره حیات اجتماعی پیوند خورد و به عنوان یک پدیده عینی مورد توجه قرار گرفت. با پیچیدگی جامعه بشری و گسترش تکنولوژی، توجه به شیوه انتشار و کانالهای پخش اندیشه های انسان اهمیت فزاینده ای یافت و موضوع ارتباطات ابعاد تازه ای به خود گرفت.

گروههای اجتماعی برای کسب امتیازات بیشتر بر سر تصرف ابزارهای پخش پیام با یکدیگر به ستیز پرداختند و در این میان مطبوعات به عنوان مهمترین کانال پخش عمومی، سرچشمه اختلافات اجتماعی و یکی از عوامل انسجام جامعه و همبستگی میان فرد و جامعه و حل و فصل تنشها و کشمکش های میان گروههای اجتماعی مورد توجه قرار گرفت.طی دهه- های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ متغیرهای جدیدی در حوزه ارتباطات کشف شد که بیشتر جنبه روانشناختی داشت. از نیمه های قرن بیستم پژوهشهای مربوط به ارتباطات اجتماعی، در پرتو کوششهای ثمربخش اندیشمندانی چون پل لازار سفلد، کورت لوین، هارولد لاسول، کارل هاولند، کارل دویچ و… به ثمر نشست.

پژوهش در حوزه ارتباطات اجتماعی، جنبه تجربی به خود گرفت و موضوعات جدیدی بر اساس متغیرهای روانشناختی و جامعه شناختی مطرح شد که از میان آنها به چهار موضوع عمده می توان اشاره کرد: اول- موضوع تبلیغات و تاثیر آن بر روند شکل گیری افکار عمومی که در فاصله میان دو جنگ جهانی توسط اندیشمندانی نظیر لوملی، لی ولی و تونیس و بلومن استاک و … مورد توجه قرار گرفت. آنچه در این پژوهش جلب توجه می کرد و وحشت همگان را برانگیخته بود، شعارهای ترقی خواهانه مردم پسندی بود که یکی از عوامل موفقیت لنین در شوروی، هیتلر در آلمان و موسولینی در ایتالیا محسوب میشد. در این پژوهشها تحلیلهای جالبی از«ترغیب سیاسی» و

چگونگی انجام آن و همچنین مقالات توصیفی بیشماری با شرح جزئیات پیرامون تبلیغات سیاسی و اثربخشی آنها انتشار یافت و در پی آن کتابهای درسی چندی در باب افکار عمومی تدوین شد که بخشی از آنها به موضوع تبلیغات سیاسی اختضاص داشت. دوم- پژوهش پیرامون رفتار رأی دهندگان در انتخابات و تأثیر رسانه های جمعی بر رفتار گیرندگان پیام. نخستین جامعه شناسانی که در این زمینه به پژوهش پرداختند عبارتند از: پل لازار سفلد و برلسون و همچنین کامپ بل، میلر، کانورس و استوکن. نتایج پژوهشهای گرانقدر این افراد است که زمینه های پژوهش علمی منظم را در ارتباطات فراهم آورد. سوم- مطالعه پیرامون تأثیر ارتباطات سیاسی در سطح ملی و بین

المللی نظیر مطالعات کارل دویچ و پیروانش درباره شالوده ملی گرایی بر اساس اطلاعات و ارتباطات و نیز مطالعه لاسول و لیتز پیرامون سخنرانیهای سیاسی و تحلیل محتوای آنهاست. چهارم- مطالعات سنتی پژوهشگران و نیز روزنامه نگاران پیرامون مسائلی نظیر«مطبوعات»،« دولت»،« افکار عمومی و روابط میان آنها» یکی از نخستین پژوهشگران و در عین حال از روزنامه نگارانی که در این زمینه نظریات قابل توجهی عرضه کرده است والتر لیپمن است.

بخش یکم- عوامل اساسی ارتباط
دنیای امروزی به ارتباط مستمر یا کنش متقابل میان مردمی که بسیار جدا از یکدیگرند وابسته است. اگر ما تا این اندازه به ارتباط از راه دور وابسته نبودیم، تعلیم و تربیت به صورت توده گیر نه ضروری بود و نه غیر ممکن. در فرهنگهای قدیمی بخش اعظم دانش موجود آن چیزی بود که یکی از انسان شناسان، به نام کلینفورد گرتس، دانش محلی نامیده است(geertz, 1983). سنتها در اجتماع محلی انتقال می یافت و اگر چه اندیشه های کلی فرهنگی به تدریج در مناطق وسیعی منتشر میگردید، فرآیندهای انتشار فرهنگی، طولانی، کند و ناپیوسته بود. امروز، ما در کل جهان زندگی می کنیم به شیوه ای که برای هر کسی که قبل از حدود سال ۱۸۰۰ زندگی می کرد کاملاً

غیر قابل تصور می بود. ما از اوضاع و رویدادهای هزاران مایل دورتر آگاهیم ارتباط الکترونیکی چنین آگاهی ای را تقریباً در هر لحظه فراهم می کند. تغییرات در انتشار اطلاعات، و در تکنولوژیهای اطلاعات، همانند هر جنبه تولید صنعتی بخشی از توسعه جوامع امروزی است(kern ,1983). در قرن بیستم، حمل و نقل سریع و ارتباط الکترونیکی انتشار جهانی اطلاعات را بسیار شدت بخشیده اند.
۱- ارتباط Communication

توانایی ما در برقراری رابطه و اصولاً اشکال مختلف ارتباط اغلب اوقات امری بدیهی پنداشته می شود.« فرآیند ارتباط، اساس هر آن چیزی است که در عملکرد موجود زنده، اجتماعی نامیده می شود. در مورد انسان فرآیند ارتباط در تکامل فرد، در شکل گیری و ادامه بقای گروهها و روابط درون میان گروهها ضروری است و فرآیند اجتماعی اصلی است»(هارتلی و هارتلی).
« ارتباط به منزله کنش متقابل اجتماعی از طریق پیام می باشد پیامهایی که می تواند رسماً رمز نهاده، نمادین یا به صورت رویدادهای نمونه ای از جنبه های مشترک یک فرهنگ باشد»( گرنبر).

یکی از تعاریف ارتباط که بیشتر از آن استفاده شده چنین است: انتقال آگاهیها، نظریات، عواطف، مهارتها و… با استفاده از نمادها( واژه ها، تصاویر، نمودارها و…) و عمل و فرآیند انتقال معمولاً ارتباط نامیده می شود( برلسون و استایز).

« ارتباط به عنوان فرآیند، هم خاص و هم عام و از لحاظ گستره و دامنه، هم محدود و هم وسیع است. ارتباط انسانی مجموعه ای از فرآیندهای دقیق و زیرکانه است. این ارتباط ( هر قدر که پیام، یا بده و بستان اطلاعات ساده باشد) انباشته از صدها جزء ترکیبی ( علائم، رمزها، نمادها) است. ارتباط انسانی مجموعه متنوعی از فرآیندهاست و می تواند هر یک از دهها روش مختلف، چه کلمات، ژستها و حالات یا کارتهای سوراخ دار و چه مکالمات خودمانی یا رسانه های گروهی و مخاطبان جهانی را به کار گیرد. هر وقت که مردم به نوعی، کنش متقابل داشته باشد در واقع با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و هر گاه مردم یکدیگر را کنترل کنند این کنترل را عمدتاً از طریق ارتباط انجام می- دهند»(اسمیت).

با اینکه ارتباط مفهوم به غایت فراگیر است، بر این نکته باید تأکید کرد که در مورد دامنه این اصطلاح توافق کاملی بین پژوهشگران وجود ندارد.بعضی بر این عقیده اند تا پیام، گیرنده اش را تحت تأثیر قرار ندهد ارتباطی در کار نخواهد بود. دیگر پژوهشگران همچون میلر اصرار دارند که مطالعه ارتباطات اساساً باید تنها بر موقعیتهایی که طی آنها منبع ارتباط با عزمی آگاهانه برای تأثیر گذاشتن بر رفتار گیرنده، پیامی را به وی انتقال دهد، تمرکز داشته باشد. بدین ترتیب ظاهراً میلر آن حوزه ارتباطی را که شامل موقعیتهایی است که در آنها معنی به طور ناخودآگاه از یکی به دیگری منتقل می شود در نظر ندارد. ارتباط عهده دار سه نقش یا عملکرد عمده در قبال فرد است: ۱- الگو یا نمونهای از جهان برای فرد فراهم میآورد. ۲- وضع فرد را در وابستگی با دیگر افراد تبیین می کند. ۳- فرد را سازگاری توفیق آمیز با محیط خویش یاری می کند(هارتلی و هارتلی).

اسمیت هم سه شیوه عمده برخورد با مطالعات ارتباطات انسانی مطرح کرده است: ۱- شیوه برخورد ریاضی. ۲- برخورد روان شناسی اجتماعی. ۳- برخورد زبان شناسی – مردم شناسی، می باشد. ضمنأ اسمیت بر این نظر است که پژوهشگران ارتباط با سه حوزه اصلی مطالعه در این زمینه یعنی حوزه نحوی- حوزه معنایی( نمود نگاری) و حوزه عملی سروکار دارند.

۲- زبان Language
زبان نظامی است مرکب از نمادهای گویشی و نوشتاری که به طریقی نسبتاً استاندارد شده توسط اعضای یک گروه اجتماعی در جهت فراخوان معنی، به کار می رود.« زبان برجسته ترین ویژگی نمود انسان است»( هالندر).
زبان حاصل تماس انسانها با انسانها و متشکل از معانی نمادینی است که به عنوان سرچشمه انگیزش و میانجی ( به آن انگیزشها) عمل می کند. هر چه درباره اهمیت زبان در امور بشری گفته شود در واقع مبالغه نخواهد بود. پژوهشگران سه عملکرد عمده برای زبان قائل هستند:
۱- زبان ناقل اصلی و اولیه ارتباط است. ۲- زبان، بازتاب شخصیت فرد و فرهنگ جامعه است و به نوبه خود در امر شکل دادن به شخصیت و فرهنگ یاری می کند. ۳- زبان، رشد و انتقال فرهنگ، تداوم جامعه و کارکرد و کنترل مؤثر گروههای اجتماعی را میسر می کند.
۳- نماد Symbol

نماد چیزی است که به عمد وسنجیده برای نمایاندن و جایگزینی چیزی دیگر به کار می- رود. هیچ رابطه ضروری بین نماد و چیزی که نماد به جایش نشسته، وجود ندنرد. باتوافق جامعه مبنی بر جانشینی نمادی معین برای شیئی خاص، اعضای جامعه نماد و شیئ را جدایی ناپذیر می بینند. چنانکه، اسب( در شکل کلامی، نوشتاری یا ادا و تقلید) به صورت شیوه درست و مناسبی برای عطف منظور به حیوانی خاص در می آید.

در نتیجه چنانکه کسی از واژه دیگری ( به عنوان نماد) استفاده کند که نمایانگر چنین حیوانی باشد غالباً این کار موجب ممانعت یا انسداد ارتباط می شود. به همین خاطر دنیایی که انسان در آن زندگی می کند دنیای نمادهاست. چنانکه هوبل اشاره کرده، منش اساسی نمادها، همانا ناپراکندگی آنهاست:« نمادها به هر شکل که باشند همواره آشکارند و ناگذیر باید دیده، شنیده، بوییده یا احساس شوند. نمادها تجریدات را در قالب موضوع – اشیاء محدود شده جمع و فشرده می کند.» فاصله عظیمی که انسان را از دیگر اشکال حیوانی هستی جدا می کند این است که تنها انسان در فعل و انفعال نمادین شرکت دارد. دیگر آنکه انسان، خود نمادهای مورد استفاده خویش را می آفریند. وقتی نمادهایی که انسانها در ارتباط به کار می برند

( آواها، واژه های نوشتاری، اداها، ژستها و… ) فراتر از حد بهنجار معانی مشترک رسیده و پاسخهای همسان یا تقریباً همسانی را هم از فرستنده و هم از گیرنده اتخاذ می کنند چنین نمادهایی را نمادهای دلالت گر می خوانند.
پس نمادها، واحدهای اصلی نظامهای ارتباطی به شمار می آیند که می توانند کلامی (همچون واژه گویشی)، ترسیمی- تصویری ( مانند واژه نوشتاری)، یا نموداری- نمایشی (مثل پرچم، نشان ویژه و …) باشند.

۴- فرستنده- گیرنده Sender- Receive
مدل اصلی درک فرآیند ارتباط، انگاره لازول است. در مورد اینکه، چه کسی، چه چیزی را در چه مجرای ارتباطی، با که، با چه تأثیری می گوید؟ ( منبع: پیام: مجرا: گیرنده: تأثیر) در این مبحث، ما با چه کسی و به که ( بازیگران درام ارتباط) سروکار داریم. بر طبق سنت، این زمینه مطالعه به نامهای تجزیه و تحلیل کنترل ( چه کسی) و تجزیه و تحلیل مخاطب ( به که) معروف شده است. شماری از این عناوین یا القاب برای توصیف این رابطه فرض و در نظر گرفته شده است که از میان آنها ( و با ترکیبات مختلف) می توان از این موارد یاد کرد:

انگیختار ← واکنش – پاسخ
فرستنده ← گیرنده
رمز گزار ← رمز گشا
منبع – مبدأ ← مقصد
بازیگر ← تماشاگر
ارتباط گر ← ارتباط گیر

تمامی موارد صفحه قبل منجر به این تصور کلی می شود که برای داشتن ارتباط دو فاعل (یا بیشتر) باید در کار باشند تا پیام فرستاده و نیز ناگزیر دریافت شود. ستون سمت راست (فرستنده، رمزگزار و …) نمایانگر عاملی است که نقش پاگشایی و رهنمایی عمل ارتباط را ایفا می کند. ستون سمت چپ نشان دهنده شرکت کنندگانی است که به واسطه دریافت پیام (با هر دامنه ای) به عمل ارتباطی اجازه می دهند که تمام و کامل شده و به نوعی تأثیر داشته باشد.تا هر دو فاعل نباشند ارتباط پدیدار نمی گردد. همچنین، هر دو فاعل باید در محیط اجتماعی یکسانی سهیم باشند. به طوری که نمادهای مورد استفاده از معنی مشترکی برخوردار باشند. برخی از

تحلیلگران ارتباط تمایز بیشتری میان رمزگذار و رمزگشا قائل می شوند و برخی دیگر مواضع دوگانه ای را که فهرست آنها قبلاً ارائه شد برمی گزینند. برلو می گوید: « رمزگذار ارتباط، مسئول گزینش اندیشه های منبع، مبدأ و گذاشتن آنها در یک رمز بوده و منظور منبع را به شکل پیام بیان می کند. همانگونه که منبع نیازمندیک رمزگذار است، گیرنده هم به یک رمزگشا احتیاج دارد تا پیام را ترجمه یا رمزگشایی کند و آن را به شکلی درآورد که گیرنده بتواند از آن استفاده کند.» از این چشم انداز اکنون مدل اصلی ارتباط چنین به نظر می آید: منبع: رمزگذار: پیام: حامل( مجرای ارتباطی: رمزگشا: گیرنده: اثر( تأثیر)). به علاوه بسته به این که منبع به عنوان رمزگذار خودش عمل کند یا نکند ( چنانکه در مورد اغلب ارتباطات شفاهی) و یا اینکه گیرنده به منزله رمزگشای خود، وارد عمل شود یا نشود جنبه محوری آن یک، کنترل انگیختار- پاگشایی و راهنمایی و جنبه محوری این یک، واکنش( پاسخ)- رفتار گیرندگی است.

۵- پیام Message
در مدل ارتباط لازول یعنی: چه کسی، چه چیزی را، به که، با چه تأثیری، می می گوید؛ چه چیزی را، پیام است. پیام، گزینش بسامان نمادهایی است که برای رسانش آگاهی یا اطلاع منظور گردیده است. منظور از بسامان، ترتیبی عمدی و سنجیده، و غرض از گزینش، تمیز و تبعیض یک شق از میان مجموعه بزگتری از شقوق مختلف است. کارشناسانی که توجه خویش را بر« چه چیزی را میگوید» متمرکز می کنند، درگیر ومتعهد مقوله ای هستند که تجزیه و تحلیل محتوا نام دارد. گر چه این کارشناسان هم اکنون بیش از پیش با کل پیام ( و نه فقط با محتوای آن) سروکار دارند. منظور از محتوا معنی پیام است. غالباً پیام ( آنچنان که در اظهار عبارت درشت« پیام [ منظور] حالیت شد؟» مشهود است) به شکلی قابل تفویض با محتوا مورد استفاده قرار می گیرد اما حیطه ارتباط این دو یکی نیستند. محتوا یک جنبه پیام است.

برلو سه عامل پیامی عمده را برمی شمارد: ۱- رمز پیام، ۲- محتوای پیام و۳- طرز عمل پیام. رمز پیام مربوط به شیوه ای است که طی آن نمادها ساخته می شوند. محتوا راجع به گزینش مواد برای بیان منظور، و طرز عمل، مربوط به طریقی است که طی آن پیام ارائه میشود که عبارت است از بسامد، زیادت و تأکید و… است. بعد دیگر پیام، فعالیتهای پیام سازی فعالیتهای رسیدگی و اداره پیام ( مثل جای دهی) است. آنچه که پیام از مخاطب خود دریافت می کند افشاء پیام یعنی عمل دریافت ( خواندن، شنیدن، دیدن) فعال یا منفعل پیامها نامیده می شود. اگر چه به طور معمول دریافت فعال پیام را توجه می نامند. پیام مجموعه ای از نمادها (اغلب اوقات زبان) در انتقال معنی از فرستنده به گیرنده است.

۶- پارازیت ( نوفه) ارتباط Communication Noise
هر دو مجرای ارتباط رسمی و غیر رسمی در معرض پارازیت است که محدود کننده نهایی انتقال مؤثر پیام است. پارازیت ارتباط بر دو نوع عمده تقسیم می شود: پارازیت مجرا (حامل) و پارازیت معنایی. در هر دو مورد نتیجه پارازیت یکی است که همانا از دست رفتن معنی در طول انتقال پیام است.

پارازیت مجرا( حامل): این نوع پارازیت شامل هر مانع و مزاحمتی است که در کار راست نمایی انتقال پیام مداخله کند( امری،الت، ای جی). در ارتباط جمعی، پارازیت مجرا مشتمل بر موانع گوناگونی همچون پارازیت رادیو، مرکب لکه شده در روزنامه، تصویر جهنده یا غلطان تلویزیون، و یا حروف چاپی بسیار ریز در مجلات( چنانکه نشود آنها را خواند) می شود. همچنین اِمری تمام آشفتگی های میان منبع و مخاطب را در زمره پارازیت مجرا می شمرد. در ارتباط فرد با فرد، کسی که در اطاق، ضمن مکالمه دیگران صحبت می کند، دری که بسته می شود و دیگر آشفتگی هایی از این دست را نیز می توان پارازیت مجرا دانست زیرا آشفتگی به انتقال آگاهی زیان می رساند. گفتگوی متقاطع که غالباً در مکالمات تلفنی راه دور شنیده می شود نمونه ای از پارازیت ارتباط بینابینی است.

 

پارازیت معنایی: این نوع پارازیت حاصل تعبیر نادرست پیام است( چری). در میان هر نوع فعالیت ارتباطی، اغلب اختلافی میان رمزهای به کار رفته توسط رمزگذار و رمزگشا (حتی اگر پیام عیناً به همان شکلی که فرستاده شده دریافت شود) وجود دارد( بوش). پژوهشگران ارتباط موارد زیر را به عنوان منابع پارازیت معنایی ذکر می کنند: ۱- وقتی واژه ها آن قدر مشکل، موضوع بسیار پیچیده و … باشد که گیرنده پیام نتواند به درستی آنها را دریافت کند. ۲- اختلاف در معنی دلالت کننده ( مستقیم) واژه ها، بین فرستنده پیام و گیرنده آن، یعنی وقتی که گیرنده پیام تصور کند که واژه به چیز دیگری غیر از آنچه که فرستنده در نظر داشته، نظر دارد. ۳- اختلاف در معنی ضمنی (

غیر مستقیم) واژه بین فزستنده و گیرنده پیام، یعنی اختلاف در معانی ای که فرستنده و گیرنده هر یک، نسبت به آن واژه تداعی می کنند. ۴- شکل یا الگوی جمله ای که گیرنده پیام را دچار گیجی می کند. ۵- شکل یا الگوی سازمانی پیامی که گیرنده پیام را دچار گیجی می کند. ۶- افتراق فرهنگی میان فرستنده پیام و گیرنده آن، مثل اختلاف معنی بیان( تکیه صدا، لهچه، تلفظ، آهنگ) استفاده از چشمها، دستها یا دیگر حرکات بدن. پس از آنکه پیام در مجرایی قرار گرفت با موانع و مزاحمت هایی برخورد می کند که بر دشواری دریافت پیام می افزاید یا از رسیدن برخی از عناصر پیام به مقصد جلوگیری میکند.
منبع( مبدأ) ←≈← مقصد : پارازیت ارتباط

عناصر خود پیام توسط گیرنده درک نشده و به همین جهت صافی انحرافی یافته(به گیرنده نرسیده) نتیجه آنکه معنی مورد نظر به شکل کامل به مقصد نمی رسد.
۷- مجرا ( حامل ارتباط) Communication Channel
مجرای ارتباط رسانه ای است که برای انتقال پیام به کار می رود. مجرای ارتباط مسیر یا وسیله ای است که پیام با استفاده از آن بین ارتباط گر( فرستنده یا منبع) و ارتباط گیر( گیرنده) طی طریق می کند. مجرای ارتباط، اتصالات کار آمدی است که گره های منبع و گیرنده را در یک ساختار ارتباطی که پیامها از طریق آن جریان می یابد به یکدیگر پیوند می دهد. مجراها، منبع و گیرنده را با هم جفت می کند و آنها را قادر به ارتباط می سازد. بنابراین مجرا مفهومی بارور است که پیوندهای سازمانی نسبت به مفاهیم دیگر همچون منبع، گیرنده و پیام در نگره ارتباط، دارد( رائو). بنا به نظر رائو مجرای ارتباط با مختصات زیر قابل تشخیص است: ۱- مجرای ارتباط، نوعی واحد ماده-

انرژی است که رسانه نامیده می شود. ۲- مجرای ارتباط حامل واحدهای الگودار ماده- انرژی است که آن را اطلاع یا آگاهی می نامند. ۳- مجرای ارتباط مکانیستی پیوند گر یا اتصالی بین واحدهای شرکت کننده در ارتباط به شمار می آید. همچنین بنا به نظر وی، مجراهای ارتباط ابعادیا گستره هایی دارد که به پژوهشگر اجازه می دهد تا تأثیر نسبی مجراهای مختلف ارتباط را ارزیابی کند این ابعاد عبارتند از:
اعتبار مجرا: تخصص و قابل اعتماد بودن مجرا، آنگونه که از جانب گیرندگان ( پیام) درک و دریافت می شود. اغلب اعتبار مجرا مستقیماً با ارتباط گر و ویژگیهای مخاطب پیوند دارد. به طور کلی، اما اعضای گروههای اجتماعی- اقتصادی بالاتر، رسانه های چاپی را معتبرتر می دانند. گروههای اجتماعی- اقتصادی پایین تر، تلویزیون را معتبرتر می شناسند.
پس فرست مجرا: فرصتی است که مجرا در اختیار گیرنده می گذارد تا به فوریت و نهایت بر اثر گذاشتن بر منبع پیام در بده و بستان ارتباط، در مقام پاسخ برآید. ارتباط رودررو پس فرست را تسهیل و ارتباط جمعی آن را تهدید می کند.
درگیری( یا شرکت) مجرا: تلاش ادراکی مورد نیاز کلیه حواس، برای دریافت و فهم آگاهی صادره از یک مجرای ارتباط را شامل می شود. اینجا نیز ارتباط رودررو بیشترین امکان درگیری و رسانه های چاپی کمترین امکان درگیری را پیش می آورد.

امکان دسترسی مجرا: بسامد و میزانی است که طی آن، یک مجرا برای رسیدن به مخاطب مورد نظر می تواند مورد استفاده واقع شود. ممکن است بعضی مجراها در برخی نواحی جغرافیایی قابل دسترس نباشد. مثل تلویزیون در نواحی بسیار کم جمعیت یا رسانه های چاپی در مناطقی که میزان بیسوادی افراد آنها بسیار بالاست.
ماندگاری مجرا( یا توان نگهداری پیام): دوام و بقای یک مجرای ارتباط برای حمل و رساندن پیام در طول زمان را می گویند. رسانه های چاپی این گستره را به میزان فراوان دارند. حال آنکه در مورد رادیو چنین نیست.

نیروی بس شمار مجرا: توانایی مجرا در پوشش یک منطقه پهناور جغرافیایی است که با سرعت و به موقع اعمال می شود. رسانه های همگانی می توانند پیامی را تکثیر کرده و همزمان برای شمار عظیمی مردم قابل دسترس سازند. ارتباط رودررو در این گستره نقش اندکی دارد.
مکمل بودن مجرا: توانایی مجرا در تکمیل کار ارتباطی مجرای دیگر را نیز می-گویند. هم مجرای رسانه های همگانی و هم مجرای ارتباط بین افراد در این گستره نقش مهمی را بر عهده دارد.

۸- مجراهای غیر رسمی ارتباط
Informal Channels of Communication
مجراهای غیر رسمی ارتباط شبکه های ارتباطی بین افراد است که در اطراف کنش متقابل رودرروی اشخاص با علایق یا مقاصد مشترک بنا گردیده است، با گذشت زمان این شبکه ها به تدریج به صورت منابع بسیار با ثبات مؤثق آگاهی، درمی آید. دو نوع اساسی مجراهای غیررسمی عبارتند از:
۱- مجرایی که به طور خودانگیخته ( طبیعی) به وجود آمده است: تبادل پیام در شبکه ای ناساخته، مرکب از افرادی که غالباً از هویت و وضع زندگی یکدیگر، تا حدود زیادی بی اطلاعند. از این نوع مجرا، بیشتر در اماکن عمومی یا در اوقات تهییج شدید همگانی که شرکت کنندگان در آن نیاز و یا آزادی تبادل آگاهی با اشخاص بالنسبه ناآشنا را در خود احساس می کنند استفاده می شود.

۲- مجراهای کمکی( وابسته): تبادل پیام در شبکه هایی است که دراطراف رفاقت شخصی و مقاصدی که مردم را گردهم می آورد بنا شده است. « نقشی که در مجراهای کمکی ایفا می شود، نه در عرف تثبیت شده و نه در قانون از آن سخن به میان آمده است. این منابع تا حدود زیادی از لحاظ شهرت شخصی شرکت کنندگان به صداقت، قضاوت صحیح و روابط و پیوندها ارزیابی می شود»( شیبوتانی).

اکثر ارتباطات بین افراد ( ارتباطات میان فردی) در مجراهای کمکی صورت می گیرد. یکی از خصایص شبکه میان فردی عبور آگاهی- اطلاعاتی است که محتوایش غالباً در هیج جا تثبیت یا تأیید نشده است. در واقع افرادی که در شبکه های غیررسمی هستند نه به خاطر محتوای پیام که صرفاً برای انتقال آن ( بیشتر در مجراهایی است که به طور خودانگیخته شکل گرفته اند تا در مجراهای کمکی) است که به حساب می آیند. بدین ترتیب اعضای شرکت کننده در مجراهای غیررسمی ارتباط در دو نقش ظاهر می شوند. یعنی هم دریافت کننده آگاهی و هم انتقال دهنده آن است. لانگ ولانگ این قبیل اشخاص را گیرنده- فرستنده لقب داده اند.اخباری را که مجراهای غیررسمی انتشار می دهند ، به عنوان اخبار غیر رسمی و اخبار تأیید نشده شناخته می شود. در شرایط عادی شبکه های میان فردی یک شخص معین ، از وضعیتی به وضعیت دیگر فرق می کند . یک پژوهشگر می تواند در کار تبیین حدود و مرزهای یک شبکه میان فردی تنها از جنبه یک شرکت کننده و یک عنوان به آن شبکه نگاه کند به عنوان مثال فرض می کنیم شبکه A مرزهایی داشته باشد که ویژه و مشخصه A باشد B وC وِD هم بتوانند شبکه استاندارد A را در زمینه مثلاً ورزش تشکیل دهند . اما شبکه B در این زمینه خاص می تواند شامل A وE وG وH باشد که هیچ کدام جزء شبکه A نیستند .

ارتباط گران مرکزی: میزان تبادل پیام در هر شبکه میان فردی بین تمامی شرکت کنندگان آن یکسان نیست . در واقع در هر شبکه ای بعضی افراد از تماس مشارکتی بیشتری نسبت به دیگر شرکت کنندگان بهرمند هستند . این تماس بیشتر ممکن است ناشی از این حقیقت باشد که فرد مقام و موضع اجتماعی خاصی را تصاحب کرده و یا شاید به دلیل این حقیقت که بعضی عوامل روانی ویژه آن فرد در کار است یا اینکه هر دو عامل در میزان تماس بیشتر دخیل است . بر آن اشاره می کند که بعضی اشخاص صاحب مقام و مواضعی در اجتماع هستند که اساساً مستعد و مهیای ارتباط است . متصدیان پذیرش ، فروشندگان ، آرایشگران ، سیاستمدارانی که با رأی مردم

برگزیده شده اند ، پیشخدمتها و گارسونها و به طور کلی افرادی که نقش ، عملکرد یا رفتارشان موجب فزونی تماس آنها با دیگران میشود در زمره این گروه هستند از طرف دیگر بسیاری از مردم (صرف نظر از موقعیت اجتماعی شان) ممکن است نقشهای ارتباط مرکزی را بعنوان راه برآوردن برخی خواست های روانی همچون میل به توجه ، میل به مورد نیاز بودن و نظایر آن به اجرا درآورند . میزان یا ضریب تبادل پیام نیز می تواند تا حدی ناشی از عوامل فیزیکی باشد . مثلاً یک منشی که محل کارش نزدیک دفتر رئیس است احتمالاً نسبت به منشی دیگری با همان مقام و منزلت اجتماعی (ولی پشت میز دیگری) در مکالمات بیشتری شرکت دارد . پس ارتباط گران مرکزی افرادی هستند که به هر دلیل میزان یا ضریب تبادل پیام آنها در شبکه های غیر رسمی ارتباط بیش از حد متوسط است.

مقایسه مجراهای رسمی و غیر رسمی ارتباط (جدول شماره ۱)
مجرا شرکت کننده خبر منبع
غیر رسمی کمکی( وابسته)
شبکه های میان فردی
نظامهای شایعه پراکنی
خودانگیختگی( طبیعی) گیرنده
فرستنده غیررسمی وتأییدنشده
غالباً
ناپایدار

رسمی

نهادی
رسانه های گروهی
ملاقاتها و گردهم آییهای رسمی کارکنان
شبکه های سازمانی
مأموران
حرفه ای رسمی
و
تأیید شده قابل تشخیص
و
مطابقت

۹- مجراهای رسمی ارتباط Formal Channel of Communication
خصیصه ممتاز یک مجرای رسمی ارتباط، همچنان که شیبوتانی اشاره می کند این است که معتبر و نافذ بوده و به عنوان معیاری عمل می کند که گزارشهای منتسب به تمامی منابع دیگر در برابر آن رسیدگی یا بازبینی می شود. در داخل یک سازمان، مجراهای رسمی « نمایشگر خطوط رسمی ارتباط است، خطوطی که در مقدارهای سازمان معین و نصب شده است»( رینگ و سن ورن).
« از سطحی به وسعت جامعه مجراهای رسمی اساساً با رسانه های

همگانی برابر گرفته می شود»( شیبوتانی). در این صورت مسئله مهم این است که ارتباط از طریق تماس شخصی، چاپ ویا برخی وسایل الکترونیک به وقوع می پیوندد بلکه مهم این است که خود مجرا معتبر، مؤثق و نافذ باشد. خصیصه دوم این است که دراین مجرا منبع پیام قابل تشخیص است مثلاً درارتباط رسمی از طریق رسانه های گروهی ، منبع خبر قابل تشخیص و از این روی مسئول قلمداد می شود

. همچنان که لانگ و لانگ تأکید می کنند « سردبیران و مفسران هرگز نمیتوانند خود را از مسئولیت ارزیابی خبر هایی که نقل کرده یا انتشار می دهند خلاص کنند». خبر یا آگاهی که نقل می شود مهر تأیید تمامی سازمانهای خبری را بر خود دارد سازمانی که همواره باید با امکان تعقیب قانونی بخاطر افتراق رودررو باشد مجراهای رسمی ارتباط مجراهایی منظم و متشکل است .« همچون دیگر نهادهای اجتماعی این مجراها با مجموعه ای از ضوابط استوار مأمورانی که نقشهایی کاملاً معین را به اجرا درمی آورد رویه هایی با مبنایی محکم که بتوان آنها را توسط کارکنانی که بعداً جانشین می شود، دنبال نمود و نیز ضمانت اجرایی مشخص و شناخته می شود در این زمینه

معیارهای ثابت پذیرش طرق تجویز شده ارسال پیام رویه یا شیوه های تصدیق و تأیید خبر و رمزهای سلوک و مدیریت صحیح خودنمایی می کند از انجا که شرکت کنندگان در این مجرا به خوبی قابل شناسایی اند شخصاً برای عمل یا اجرای نقش خود مسئول قلمداد میشود تثبیت مسئولیت ، ملاحظه غرور شخصی و اهمیتی که شخص برای شهرت و اعتبار خود در درون سازمان قائل می شود پیروی از تمایلات شخصی را به بهای ارتباط دقیق و درست تعدیل می کند»(شیبوتانی).
مجراهای رسمی را به عنوان مجراهای نهادی نیز می شناسند . خبری را که مجراهای رسمی انتشار دهد بعنوان خبر رسمی یا تأیید شده شناخته می شود.

مشخصات مجراهای رسمی در جوامع انبوهی و سنتی (جدول شماره ۲)
عناصر ارتباط جامعه انبوهی جامعه سنتی
مجرا رسانه ها( رادیو و تلویزیون) دهان به دهان (نقطه به نقطه)
مخاطب انبوه – توده مردم (نامتجانس) ابتدایی (متجانس)
منبع حرفه ای(مهارت ) سلسله مراتب( موقعیت اجتماعی)
محتوا عمدتاً توصیفی عمدتاً تجویزی

طبیعت مجراهای رسمی ارتباط بر حسب نوع جامعه ای که این نوع مجراها در آن به ایفای نقش می پردازند تعیین می کند این نکته در نمودار بالا که مجراهای رسمی در جامعه انبوهی رابا مجراهای جامعه سنتی مقایسه می کند، نشان داده شده است(بر گرفته از دانیل لرنر).
۱۰- شبکه ارتباط Communication Network

اصطلاح شبکه ارتباط نشانگر نظامی برای انتشار آگاهی در میان اعضای یک گروه است. شبکه های ارتباط را می توان در قالب یکی از دو نوع اساسی رسمی و غیر رسمی مطالعه کرد . از شبکه های غیر رسمی غالباً بعنوان شبکه های ارتباط خلق الساعه یاد میکنند. این شبکه ها در ارتباط میان فردی که در آن هیچ کس آگاهانه استفاده از نقاط خاص تماس را محول یا تحمیل نمی کند پدیدار می شوند . در واقع این شبکه ها به هنگام کنش متقابل آزادانه شرکت کنندگان آن با هر کس دیگر (در شدت ها و تواتر های متفاوت) بر آمده یا خلق میشوند. مطالعات نشان داده که در طول زمان این شبکه های خلق الساعه به تدریج به صورت منابع اطلاعاتی معتبر و پایدار در می آیند .شایعه ، سخن چینی ، دری وری و دیگر اشکال ناساخته مبادله آگاهی در زمره انواع اصلی دادوستد در چنین شبکه هایی به شمار می رود . از شبکه های رسمی غالباً به عنوان شبکه های ارتباط تجویزی یاد میکنند . این شبکه ها نوعی از ارتباط میان فردی هستند که در انها کنش متقابل در شبکه هایی که به طور عمد

وسنجیده طراحی گردیده اند صورت می پذیرد .به همین جهت این نوع شبکه ها ساخته شده یا دارای ساختار هستند . در فرایند ساخت نقش موقعیت های اجتماعی از عمده ترین موارد توجه و ملاحظه است . زندگی اجتماعی امروز اکثراً مستلزم تشکل شبکه های ارتباطی است . هر دو نوع شبکه دارای درجه پیوستگی به شبکه می باشد :که عبارت است از میزان دسترسی ارتباطی یک شرکت کننده در شبکه با دیگر اعضای آن است . در شبکه تمام مجرا همه اعضای شبکه به یکدیگر دسترسی دارند در حالیکه در شبکه محدود برخی از شرکت کنندگان تنها دسترسی محدودی به برخی دیگر از اعضای شبکه دارند یا اصلاً دسترسی به آن دسته از اعضا ندارند .