چکیده

از زمان هاي دور به ویژه قبل از اوج گیري مدرنیته و انقلاب صنعتی یعنی زمانی که انسان سنتی هنوز از خود و خداي خود بیگانه نبود، احترام به طبیعت و استفاده آن در معماري مورد توجه خاصی بوده است. عالم طبیعت مظهر تجلی جمال و جلال الهی بود و انسان وجود خود را جدا از طبیعت و آفریننده ي آن نمی دید. در نظر چنین انسانی طبیعت نشانی از عظمت و خلاقیت خداوند بود. حفظ حرمت طبیعت به مانند بخشی از فریضه دینی و اخلاقی پنداشته می شد و تجاوز به حریم طبیعت سرکشی برابر خداوند بود. در یک نگاه کلی انسان پیش از مدرن با جهان بینی خاص خود، در تعامل با طبیعت پیرامون خود قرار داشت و طبیعت به اشکال مختلفی در تمامی آثار هنري و معماري جلوه می نمود، به گونه اي که قدیمی ترین بناها زیبایی خود را مدیون الهام از طبیعت بودند. به تدریج این طبیعت گرایی تحت تاثیر پیشرفت هاي علمی قرار گرفت و تعامل انسان و طبیعت روز به روز کمتر شد. پس از گذشت بیش از چهار قرن سلطه جامعه صنعتی بر طبیعت و بیگانگی انسان از آن با هدف ثروت اندوزي و بهره کشی از طبیعت، تلاش براي جلوگیري از تخریب طبیعت شروع شد. امروزه بازگشت به طبیعت به عنوان یک اصل مهم دوباره مورد توجه قرار گرفته است. اما آنچه که سوال است، تغییر جایگاه عناصر طبیعی در معماري اسلامی از گذشته تا به امروز است و در این مقاله تلاش بر آن بوده تا به بررسی جایگاه طبیعت در معماري اسلامی پرداخته شود.

واژه هاي کلیدي: معماري اسلامی، انسان، طبیعت، طبیعت گرایی

٢

مقدمه:

در طول تاریخ مفهوم طبیعت و چگونگی نگاه به آن همواره مورد توجه انسان بوده است، به گونه اي که از بینش اسطوره اي تا بینش نوین درباره طبیعت بحث شده است. انسان در زندگی خود تلاش نموده است به نحوي با طبیعت ارتباط بر قرار کند، تا آنجا که گاهی موجب تخریب محیط گشته و گاه نیز همگام با آن حرکت کرده است. تحولات رابطه انسان و طبیعت به خصوص پس از انقلاب صنعتی و دوران مدرن سبب پیچیدگی مفهوم طبیعت شده است. به گونه اي که توجه محافل مختلف علمی و فرهنگی به موضوع طبیعت معطوف گردید. از آغاز دهه ۱۹۶۰ میلادي با آشکار شدن این واقعیت که تنها یک زمین براي زیستن وجود دارد تلاش براي جلوگیري از تخریب آن شروع شد. در آخرین دهه قرن ۲۰ به ویژه پس از منشور دستور کار قرن ۲۱ نگرانی بشر نسبت به تخریب طبیعت به اوج خود رسید تقریبا همه به این واقعیت پی بردند که طبیعت سامانه زنده اي است که انسان جزیی از آن می باشد.(ابراهیم زاده سپاسگزار،(۱۳۸۹ از این رو بازشناسی نحوه تعامل معماري و طبیعت در دوره اسلامی می تواند در فهم اثر معماري و فرآیند خلق آن براي معماران و طراحان مفید باشد. با توجه به مفهوم و جایگاه حقیقی طبیعت و خاستگاه معماري، این سوال مطرح است که چه رابطه اي میان طبیعت و فضاهاي انسان ساخت وجود دارد؟ از آنجاییکه لازمه پاسخ به این سوال، استناد بر پشتوانه فکري اصیل و مبتنی بر حقیقت انسان و طبیعت است و پرداختن به همه ویژگی هاي عناصر طبیعی و انسان در فرهنگ اسلامی به تنهایی می تواند به عنوان تحقیق گسترده اي مطرح باشد، پس از اشاره اجمالی به مفهوم آنها، در ادامه به بررسی لزوم ایجاد رابطه بین این دو و نمود آن در معماري اسلامی به طور مختصر می پردازیم.

نیاز هاي انسان

شناخت انسان و ویژگی هاي ممتاز نهفته در ابعاد وجودي اش، اهمیت فراوانی دارد تا آنجا که دانشمندان بسیاري را در رشته هاي گوناگون علمی به خود مشغول ساخته است. در آموزه هاي اسلام، پس از خدا انسان محوري ترین مساله به شمار آمده است . در فرهنگ اسلامی، انسان به عنوان جانشین خداوند در زمین معرفی می شود و زمین به عنوان محل زندگی او قرار داده شده است. آنچه در این مقاله به اختصار می توان گفت این است که انسان از دو بعد یا حقیقت وجودي گوناگون تشکیل شده است. این دو حقیقت عبارتند از: جسم طبیعی، و بعد روحی و روانی. بر این اساس نیازهاي او به سه ساحت در مقوله نیازهاي مادي (مثل مسکن)،

نیازهاي نفسانی (مثل حب ذات) و نیازهاي روحانی (مثل ارتباط با مبدأ هستی) دسته بندي شده اند. براي پاسخ گویی به این نیاز ها مراتب و ابزار خاصی احتیاج است که هرچه از مادیت به سوي معنویت می رود علاوه بر آنکه از اهمیت بیشتري برخوردار می شود، وسایل و ابزار مربوط به آن نیز پیچیدگی بیشتري می یابند. اما آنچه که در دنیاي صنعتی امروز مورد توجه می باشد، در درجه اول پاسخ گویی به نیازهاي مادي است و به همین دلیل است که جوامع حالت مصرف گرایی به خود گرفته اند. بعد از آن نیاز هاي مربوط به حوزه نفس و یا نیاز هاي روانی شامل نیازهایی چون آزادي، عدالت، راستی و… هستند و در نهایت نیازهاي روحانی و معنوي انسان با حداقل توجه روبرو می شوند. این نیاز ها سبب لزوم ارتباط و اتصال انسان به وجودي والا، ازلی و ابدي می شوند و همچنین حیات انسان را معنا دار و هدفمند می نمایند (نقی زاده، .(۱۳۸۴