چکیده

با وجود تلاش های فراوانی که در دهه های اخیر برای بهبود فرایند طراحی معماری انجام گرفته است، به ندرت راه حل هایی روشن برای طراحی معماری در جهت باززنده سازی هویت ایرانی در معماری معاصر کشور، تدوین شده است. از این رو تحلیل، مقایسه و بررسی نمونه های موفق موجود و آثار معماران بزرگ برای پاسخ گویی به چگونگی استخراج راهکارهای طراحی آنان در مواجه با معماری ایرانی-اسلامی و دستیابی به سرنخ هایی به منظور برانگیختن قوه خلاقه طراحان، ضروری به نظر می رسد . بر مبنای این فرض که با تحلیل و مقایسه دو نگرش مختلف به معماری ایرانی- اسلامی در طراحی، راهکارهایی در راستای الهام از آن به دست می آید، در پژوهش حاضر، تلاش شد تا دو رویکرد مختلف اما موفق در برخورد با معماری ایرانی- اسلامی یعنی معماری پایا و شکل گرای هادی میرمیران و معماری شفاف و پویای داراب دیبا با هم مقایسه شوند. در روند این مطالعات افزون بر بررسی شاهکارهای معماری این دو معمار، مولفه هایی از طراحی ملهم از معماری ایرانی- اسلامی در آثار آنها نیز استخراج و دسته بندی می شوند. نوع این پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و روش تحقیق به کاررفته در آن هم قیاسی است. در واقع نگارنده با بهره گیری از این روش، (مطالعات کتابخانه ای و الکترونیکی) و همینطور تجربه گذراندن پایان نامه کارشناسی ارشد خود با داراب دیبا و تجربه دیدار و گفتگو با هادی میرمیران در دوران کارشناسی خود در دانشگاه همدان، آراء، نظرات و نوع برخورد این دو معمار در ارتباط با شاخص های معماری ایرانی-اسلامی را بررسی کرده است. که نهایتأ با کنکاش و مقایسه رویکردهای الهام از معماری ایرانی-اسلامی در کارهای این دو معمار و ضمن دسته بندی این رویکردها در آثار آنها، شاخص ها و راهکارهایی جهت بهره گیری بهتر از معماری ایرانی- اسلامی به منظور ارتقاء سطح معماری معاصر کشور و هویت بخشی دوباره به این معماری ارائه می گردد.

واژگان کلیدی: داراب دیبا، معماری ایرانی-اسلامی، معماری معاصر، هادی میرمیران، هویت ایرانی-اسلامی

۱

-۱ مقدمه:

معمولا یک متن به گزارش یک پیام اشاره دارد و به طور فیزیکی مستقل از فرستنده و گیرنده است. در واقع متضمن کیفیات، تصویر ها، صداها و اشارات است و توسط قراردادهای ارتباطی طبقه ای خاص قابل تأویل است (گروتر, .(۱۳۹۰ ممکن است اینگونه تصور شود که قوه خلاقیت و الهام نه آموختنی که ذاتی است. این در حالیست که بسیاری از خلاقان با تجربه معتقدند که قوه تخیل را می توان توسعه داد و غنی ساخت. در این زمینه، گروهی بر این باورند که قوه تصور ممکن است غیر فعال باشد که می توان با اتخاذ روش های مناسب آن را به صورت فعال در آورد (آنتونیادس, .(۱۳۸۳ با این همه مسأله اینجاست که تا کنون درباره نحوه تأثیرگذاری قوه تخیل در حس ساختن، شناخت چندانی بدست نیامده است. هنوز راه های فعالسازی بهره گیری از هویت خودی در طراحی به صورت گویا برای طراحان و معماران تعریف نشده است. راه هایی که می تواند جرقه های فعال کننده خلاقیت معماران برای طراحی با هویت خودی باشد. از این رو وجود اصولی مشخص در آثار برخی معماران در زمینه مواجهه با هویت در معماری فرضیه ایست که پژوهش حاضر به دنبال اثبات آن است. شایان یادآوری است که قطعا دستیابی به فرمولی خاص وثابت دغدغه نگارنده نبوده است زیرا معتقد است که به تعداد طراحان راهکارهای طراحی وجود دارد. در این راستا پرسش اصلی این پژوهش این است که چگونه می توان از طریق بررسی آثار دو معمار بزرگ ایرانی یعنی هادی میرمیران و داراب دیبا به راهکارهای طراحی آنها در مواجهه با هویت ایرانی- اسلامی در معماری پی برد. هدف نیز بازنمایی راه های الهام گیری از این هویت در طراحی است و به دنبال روشهای مناسبی برای تحقق یافتن نمودهای باالقوه ای است که دیگران در طراحی از آن بهره می گیرند. از طرفی معماران متفاوت در بسترهای فرهنگی با شخصیت های گوناگون رویکرد متفاوتی را در طراحی از خود نشان می دهند. هر کدام بنا بر معیارهای خود از متن هویتی خود برداشت های مختلفی دارند که دانستن شاخص های هر طراح می تواند راهگشا و منبع الهام دیگران نیز قرار گیرد.

در این میان میرمیران و دیبا نیز به دلیل تفاوت های مشخص در چگونگی بهره گیری از عوامل هویتی در کارهایشان برگزیده شده اند. تحصیلات دانشگاهی این دو معمار که یکی در داخل و دیگری در خارج از کشور بوده است به علاوه پیشینه تدریس آنها که یکی (میرمیران) نسبتا بی تمایل به تدریس در دانشگاه و معطوف به کار صرفا حرفه ای و دیگری(دیبا) دارای پیشینه تدریس در دانشگاه های مختلف داخل و خرج از کشور می باشد، منجر به ایجاد تفاوت هایی در نگرش و نوع مواجهه آن دو با هویت ایرانی- اسلامی در کارهایشان بوده است. تمامی این عوامل به علاوه تفاوتهای شخصیتی و فرهنگی آن دو سبب شد که این دو معمار به نمایندگی از جامعه معماران صاحب نظر و مطرح ایران انتخاب شوند.

کنکاش یک مؤلفه مانند هویت و بررسی تحلیلی آن در دو شرایط متفاوت، می تواند در یافتن حقایقی متناسب با زمینه های متفاوت در ارتباط با این موضوع مؤثر واقع شود . اهمیت و ضرورت این موضوع در به چالش کشیدن طراحان برای فکر کردن به جنبه های مختلف هویت و غنابخشی به کیفیت طراحی است. ضمن اینکه توجه به هویت به عنوان اصیل ترین و پایدارترین اصل در غنابخشی به طرح، جنبه دیگری از اهمیت این موضوع را مشخص می نماید. پژوهش های مرتبط با مبانی نظری معماری، معتبرترین فرصت را برای کندوکاو در ابهام پنهان فراهم می کنند. در این راستا، فرصت تقسیم ایده ها با دیگران و کشف ایده های جدید بدست می آید. بدین ترتیب در روند این پژوهش، ضمن کنکاش معیارهای بهره گیری از هویت ایرانی -اسلامی در آثار هر یک از دو معمار، به دسته بندی آنها پرداخته می شود و شاخص هایشان استخراج می گردد.

-۲پیشینه تحقیق:

هویت و بویژه هویت ایرانی- اسلامی همواره در مباحثی چون مبانی نظری، زیبایی شناسی، حکمت و هنر اسلامی و سبک شناسی معماری مورد توجه بوده است. تا کنون مطالعات زیادی در باره چیستی و چگونگی هویت و نحوه بروز و ظهور آن در معماری انجام شده است که چندی از مهمترین آنها کتاب درآمدی بر هویت اسلامی در معماری نوشته عبدالکریم نقره کار، کتاب

۲

معماری و هویت کریس ابل، ترجمه فرح حبیب و پژوهشی از خود داراب دیبا در این زمینه با عنوان مروری بر معماری معاصر جهان و مسأله هویت، می باشد.

در یک جمع بندی کلی این مطالعات به نکاتی حائز اهمیت اشاره می کنند و آن این است که » معماری راهی برای بودن و حضور است، همانطور که علم، هنر و سایر اشکال فرهنگی راهی برای بودن و هویت یافتن هستند.« (ابل, (۱۳۸۷ و اینکه » با وجود اینکه مطالعه عقاید و آثار ستارگان معماری بین المللی ممکن است مفید و جذاب باشد، اما راه موفقیت، حفظ اصالت های محیطی هر کشور و دریافت جوهر وجودی سنتها و فرهنگ های جاری است که تاریخ و ادب را در خود محفوظ می دارد.« (دیبا, (۱۳۷۴ در هیچ یک از تحقیقات انجام شده استخراج راهکارهای باززنده سازی هویت ایرانی-اسلامی در معماری معاصر با استناد به نمونه های موفق موجود و دریافت و استخراج راهکارهایی که این افراد موفق بکار بسته اند جهت نشان دادن راهی روشن و قابل دسترسی به جامعه حرفه ای معماری معاصر کشور هدف و سرلوحه کار نبوده است، بلکه بیشتر با نگاهی منتقدانه و روایی به شرح و بسط زیرساخت ها و مبانی هویت در معماری پرداخته اند و با وجود معرفی ضمنی نمونه های موفق، ساختار کارکردی آنها و نحوه نگاه و تفکری که این نمونه ها را به سمت موفقیت نیل داده است، موضوع و دغدغه آنها جهت ارائه به جامعه حرفه ای به منظور سرلوحه قرار گرفتن در کارهایشان نبوده است. نهایتا شایان ذکر است که با وجود اینکه در زمینه شکل گرایی و احجام پایای معماری میرمیران و پویایی آثار دیبا، بیانات مکتوبی ارائه شده است، اما استخراج راهکارهای آنان به منظور محقق ساختن ذهنیات به عینیات و مقایسه تطبیقی معیارهای هویتی آنها در طراحی به صورت منبعی مستقل بیان نگردیده است.

-۳روش تحقیق:

روش تحقیق در این مقاله استدلال منطقی بوده که از طریق بررسی قیاسی صورت پذیرفته است. در بخش نخست پس از بررسی و مطالعه منابع و مأخذ مرتبط با موضوع و بررسی نمونه های موردی، شاخص های هویت ایرانی – اسلامی از آراء و نظریات آنها استنباط شده و در مرحله بعد، ضمن استخراج، دسته بندی و ارزیابی راهکارهای بکار رفته در آثار این دو معمار که بیان کننده هر یک از این شاخص ها هستند، روش های طراحی مبتنی بر هویت ایرانی- اسلامی استخراج گردیده است.

-۴قیاس شخصیتی:

سیدهادی میرمیران ۱۳۲۳ ۱۳۸۵)؛) متولد قزوین است. او در سال ۱۳۴۷ با رتبه اول از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد و سپس به مدت ده سال، با عنوان مسئول کارگاه معماری واحد طراحی شرکت ذوب آهن ایران و پس از آن به مدت ۹ سال به عنوان سرپرست واحد طراحی شرکت خانه سازی ایران و سرپرست واحد طراحی اداره کل مسکن و شهرسازی استان اصفهان مشغول به فعالیت شد. اما عمده شهرت و اعتبار میرمیران، به سال های بعد از ۱۳۶۷ و تاسیس شرکت مهندسین مشاور نقش جهان پارس بازمی گردد که با طراحی پروژه های متعدد معماری و شهرسازی در مقیاس ملی، جایگاه خود را به عنوان یکی از معماران ایده پرداز و توانمند در جامعه معماری ایران تثبیت کرد؟ در این دوران، میرمیران در سمت مدیرعامل و مدیر طراحی شرکت نقش جهان پارس، در جایگاه مشاور، با همکاری با بخش دولتی پروژه های متعددی را طراحی کرد.

از سوی دیگر داراب دیبا، معمار، شهرساز، نقاش و عکاس ایرانی متولد ۱۳۲۰ در شهر تهران بوده و تحصیلات دانشگاهی خود را در آکادمی سلطنتی هنرهای زیبای بلژیک در شهر ژنو انجام داده و مدرک دکترای خود را نیز از دانشگاه لیژ بلژیک در سال ۴۸ در یافت کرده است و از همان سال به عضویت هیأت علمی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در آمد. از دیگر مناسب دانشگاهی او می توان به تدریس در دانشکده های هنرهای زیبای پاریس، دانشگاه ام آی تی و هاروارد به عنوان مدرس مدعو نام بردو همچنین دیبا در سال ۱۳۸۰ موفق به کسب کرسی استادی در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد. از دیگر افتخارات او این بوده است که عضو منتخب داوران جایزه آقاخان در ژنو به سال ۱۳۸۰ بوده است. همچنین او آثار تالیفی بسیاری به رشته تحریر در آورده است.

۳

چنانکه از بیوگرافی این دو معمار مشهود است تمایل و گرایش میرمیران بیشتر معطوف به کار حرفه ای معماری و طراحی بوده است که منجر به شکل گرایی و تمایل بیشتر او به نوعی معماری پایا و نمادین گردیده است و در مقابل در بیوگرافی دیبا این روند بیشتر به سمت مبانی نظری و تبادل و آموزش آن در محیط های معتبر دانشگاهی و در نتیجه برخودی حاکی از تأمل با معماری معطوف بوده است که منجر به نوعی معماری منطقی و در عین حال پویا و دارای پشتوانه مفهومی قوی در کارهای او گردیده است. چنین تفاوتی در شکل گیری شخصیت این دو معمار، تجلی گر دو نگرش متفاوت اما همسو به بحث هویت در آثار آنها است که در ادامه بررسی می گردد.

-۵معماران و هنرمندان و عوامل تاثیرگذاربر میرمیران و دیبا

در جریانمعماری× معاصر ایران، که عموماً به معماری سال های پس از ۱۳۰۰ اطلاق می شود، چهار دوره تاریخی را برمی شمارند. سال های ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰که خالقین بسیاری آثار معماری عمدتاً معماران اروپایی هستند و بنای شاخص این دوران، موزه ایران باستان اثر ماکسیم سیرو و آندره گدار است. دوره دوم که از سال های ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۰ ادامه دارد و معماران مطرح این دوران افرادی چون فرمانفرماییان، سیحون و فروغی هستنددوره؟ سوم عمدتاً به سال های ۱۳۴۰ تا پیروزی انقلاب اسلامی اطلاق می شود و آثار برجسته ای همچون موزه هنرهای معاصر تهران (اثر کامران دیبا) و مرکز آموزش مدیریت (اثر نادر اردلان) ساخته می شود. دوره چهارم، از زمان وقوع انقلاب اسلامی ایران آغاز می شود و بدون تردید، سید هادی میرمیران و داراب دیبا از معماران برجسته این دوره معماری معاصر ایران هستند و طبیعتا متاثر از آثار و نظرات پیشکسوتان بوده اند. اما با توجه به اینکه در تمام این دورانبه جز شاگردان مستقیم گُدار، پیرنیا و سیحون، هیچ سیستم استاد-شاگردی منسجم و مهمی را نمی توان یافت، لذا در مورد عوامل تاثیر گذار در کارهای این دومعمار مواردی بیش از اساتید و بزرگان پیشکسوت دخیل بوده اند که مهمترین آنها به شرح زیر است.

۱٫ علاقه میرمیران به کتاب و کتاب خوانی و آشنایی با فرهنگ خواندن کتاب از کودکی در خــانواده ی ایشــان به علاوه آشنایی با امـاکن زیـارتی و مـذهبی از بسـتر خـانواده و از زمان کودکی تاثیر بسزایی در طراحـی های او داشته است.

۲٫ میرمیران در فرایند طراحی معماری،از یک دیاگرام فرم به عنوان نقطه ی آغاز طرح استفاده می کند. این روش شاید اولین بار توسط مارسل دوشان ابداع شده باشد.دوشان هنگامی که با دخل و تصرف در مونالیزای داوینچی اثری بنام L.H.H.O.Q. تولید کرد،آغازگر راهی بود که تحت عنوان حاضر-آماده (Ready-Made) معروف شد و شاید بتوان استفاده از دیاگرام فرم را در معماری میرمیران در ادامه ی کار دوشان قرار داد که در نوع خود روش بسیار مطرحی در طراحی معماری معاصر محسوب می شود.
۳٫ میرمیران بیشتر بر فرم و ویژگی های تندیس گونه ی آن تاکید می کند و این ویژگی باعث به وجود آمدن شباهت هایی بین کارهای او در هر سه دوره فعالیت حرفه ای اش می گردد. و از این جهت شاید بتوان کارهای او را با لوکوربوزیه مقایسه کرد که همواره یکی از دغدغه های او فرم تندیس گونه ی پروژه بود.

۳٫ میرمیران به فضا و روابط فضایی بین احجام توجه می کند و به همین دلیل در هر دوره فرمی که تولید می کند ،دارای ویژگی های متفاوتی نسبت به فرم های قبلی است و از این جهت می توان آثار او را با جان هیدک مقایسه کرد،که دغدغه ی فضا و روابط فضایی بین احجام را داشت.

۴٫ بادقت در روند شکل گیری آثار معماری این معمار می توان بازگشتی به معماری ایران رادر آثار متأخر آن مشاهده کرد.

تاثیر پذیری و التفات میرمیران به معماری ایران با رویکردی فرم گرایانه از آنجا بیشتر مشهود و قابل درک می گردد که او در پاسخ به این سوال که ارزشمنترین آثار معماری ایران کدام ها هستند می گوید: » از میان آثار ارزشمند تاریخ معماری ایران ، به نظر من چند اثر در منتهای کمال و زیبایی ، مبانی و اصول معماری ایرانی را منعکس می کنند که عبارتند ازْ تخت جمشید ، طاق کسری ، گنبد قابوس ، مسجد جامع اصفهان ، آرامگاه الجایتو ، ارگ علیشاه (مسجد جامع تبریز) ، مسجد امام اصفهان ، مسجد شیخ لطف االله ، سی و سه پل ، پل خواجو و عمارت هشت بهشت؟

۴

ولی اگر بخواهیم از میان این آثار تنها یک اثر را برگزینیم ، ترجیح میدهم که مسجد امام اصفهان را انتخاب کنم. این اثر به راستی تمامی اصول و ارزشهای معماری ایران را در خود دارد و اگرچه از نظر احجام تشکیل دهنده ی آن و ترکیب این احجام کم نظیر است ، آنچه در این بنا شگفت آور و به طور قطع بی نظیر است ، همان فضای بدیع و مسحور کننده ی آن و تنوع و ترکیب مافوق تصور این فضاهاست. در مراتب بعدی می توان به سی و سه پل اصفهان و ارگ علیشاه تبریز اشاره کرد؟«

عوامل موثر بر اندیشه دیبا در معماری را نیز بیشتر در گفتگوهایی که او با معماران و نظریه پردازان بزرگ قرن بیستم نظیر چارلز جنکز، رابرت ونتوری، آراتا ایسوزاکی، سزار پلی و دنیز اسکات براون داشته است، می توان دریافت چرا که به طریقی فی البداهه و طی گپی خودمانی ابراز شده و خالی از هرگونه تاثیرپذیری از عوامل بیرونی می باشد. به گفته او »درباره لوکوربوزیه احساس دوگانهای داشتم. در سالهای ۱۹۶۰ او سخنرانیای داشت که موفق شدم در آن شرکت کنم. حرفهای عالی، انسانی، هنری و اجتماعی زد ولی با غرور فراوان. او شأنی برای معماری قائل شده بود که کاملاً دریچههای جدیدی را در زندگیام باز کرد. چند هفته بعد به دیدن کلیسا رونشان رفتم و چند روز در آنجا ماندم و فکر میکنم این معمار موجب گردید نگاه کاملاً جدیدی به معماری و خود داشته باشم و چنان شعلهای را در دل من جوان بدون اطلاع روشن نمود که همیشه همراه من بوده است. « و در گفتگوی خود با آراتا ایسوزاکی به وی چنین می گوید: » مانیفست شما در سالهای ۱۹۶۰ در برابر بمب هیروشیما کاری انسانی بود. در نظریه پردازیهای اجتماعی در قالب هنری- معماری. فاجعه هیروشیما تمام نشدنی است، در آن سالها من در سویس دانشجوی معماری بودم و بسیاری از شخصیت های سیاسی بحث هیروشیما را داشتند ولی معماری که قالب هنری بدان داد شما بودید و شاید چهل سال است که این علاقه در وجود من نسبت به شما کاملاً زنده مانده است. جنگ و بمب بزرگترین مصداق خشونت و ظلم و عدم برقراری گفت و گو است ولی از آن مهمتر ، جنگ نقطه مقابل عشق است که زیباترین و والاترین صفت انسانی است؟« و در همانجا دیبا در مورد تادائو آندو و ریچارد میر دو معمار مورد علاقه خود چنین می گوید: » به خاطر این است که آندو بیشتر متکی به عوامل درونی ذهنی است و انتزاع او راحت تر اشکال ساده هندسه خود را به ذهن میگیرد.ولی شما کارهای مه یر را هم نگاه کنید. به علت متانت چقدر درخشان بار زمان را تحمل کرده اند. خود او هم انسانی ساده و بدون فلسفه بافی های زائد بود، یک معمار تراز اول جهان.« و در جایی دیگردر مورد معماری ریچارد میر میگوید:» تکرار یک الگوی آرام بهتر از تظاهرات شکلی افراطی است.« و اعتقاد دارد که »آرامش کارهای میر راحت تر از تاریخ عبور خواهد کرد.« دیبا در گفتگوی خود با رابرت ونتوری نظر خود در مورد کارهای زاها حدید را نیز چنین بیان می کند: » برای زاها حدید معماری فقط یک کالا و یک بازی حجمی استاصلاً. برای او احترام گذاشتن به محیط و بافت شهری معنی ندارد و لذا با تمام ارزشهائی که ما دنبال میکنیم مغایر است. برای ما به عنوان شهرساز و به عنوان جامعه شناس دخالت ملایم و آرام مورد نظر است.×طوری که افراد محلات کماکان بافتهای شناخته شده و معنوی را از دست ندهند. این مسأله نه فقط یک رفتار شهری بلکه یک رفتار انسانی توأم با احترام به دیگران است که در آن شیئی عجیبی بنام هنر نباید و نمیبایست به محیط تحمیل شود؟« او در همین گفتگو و در مورد کتاب ” از لاس وگاس بیاموزیم” به رابرت ونتوری چنین میگوید: » من در ایران که بودم شکل گیری یک مسجد همان هدف پرتاب پیام را دارد، حال اگر در لاس وگاس حرکت کنیم پیام چیز دیگری است ولی وسایل و شیوه برقراری ارتباط بدون شباهت نیست.« واین مطلب را اینگونه توضیح می دهد که: »لذا برای من اساس این بود که بفهمم چرا تضاد، چون تمام زندگی ما تضاد است و رنج میبریم، چرا اینقدر پیچیدگی؟ آیا نمیشود انسان سادهتری بود و دیگر اینکه چیزهای خوب در جهان برای الگو شدن فراوان است، چرا لاس وگاس، شهر فساد، قمار و لذت های کاذب. دنبال شما بودم که بپرسم چرا و این چگونه حکمتی است؟ امروز هم که در حال ورود به عرصه جهانی شدن هستیم باز تعاریف بیشتر و بیشتر شده.× « وی در گفتگویی خود با چالز جنکز می گوید: »عشق به کلمه جدا از عشق به مفهوم نیست و کلمه روشنائی فضائی را به دنبال

دارد. ما در شرق به لحاظ ویژگی های فرهنگی خویش عادت داریم که به دنبال انتزاع و شهود در حرکت باشیم ولی عمق زمانی مطلب ما طبیعی است درصورتیکه در ضرب آهنگ پدیده های مدگونه غرب این مفاهیم هر روز در حال انفصالند و آیا این بدان معنی نیست که هر روز با تفسیر مفاهیم، معماری هم باید تغییر کند؟ به اندازه کافی تنوع (اگر نگوئیم آشفتگی یا غنا …) در بیان معماری وجود دارد و طیف ما از کیوبیک صد در صد به پیچیدگی فوقالعاده سیر می کند؟«

۵

و جمع بندی این آراء و نظرات در جواب او به سوال “ارزشمنترین آثار معماری ایران کدام ها هستند”، قابل شناسایی است. او می گوید: » درکل سه اثر زیر را بدون درنظر گرفتن اولویت خاص میتوانم مطرح کنم؟ ساختمان هشت بهشت (اصفهان) به علت تنظیم ارتفاعات با گشایش های فضایی برای بوجود آوردن نماهایی از درون به منظره ی اطراف و طبیعت ، نظام هندسی استثنایی ، عبور از هندسه ی رابط و میانه به مرکزیت که یکی از ویژگی های مهم طراحی معماری ایران است، میدان نقش جهان به علت تداوم فضای شهری و عبور از فضای کلان در جهت به وجود آوردن شاخص شهری، باغ فین کاشان به علت نظام هندسی و تداوم بنا با باغ، حضور آب و گیاه در هماهنگی با نظام کلی.« تاثیر پذیری او از روابط فضایی، شفافیت و تعامل با طبیعت در معماری ایرانی-اسلامی که در کارهای او نیز بخوبی نمایان میگردد، قابل شناسایی است.

شناخت افراد و آثار تاثیر گذار در زندگی این دو معمار تا حدودی خط مشی فکری آنها را در نگرش به هویت ایرانی- اسلامی در معماری مشخص می کند.

-۶مقایسه رویکرد و روش طراحی

معماری میرمیران، عمدتاً نقطه گره گاهی سه کانسپت و مفهوم است. اول، یافتن مبنایی استعاری به مثابه سکوی پرش طراح در مرحله ایده پردازی. دوم، تلاش برای دستیابی به بیانی تجریدی که نه با تناظری یک به یک، بلکه در جوهره کلی فرمال و فضایی خود نسبتی با تاریخ معماری ایران برقرار کند و سوم، بیان فضایی صریح و روشن از طریق حجم های خالص؟ بر همین اساس، در معماری میرمیران، ایده نقش بسیار مهمی را ایفا می کند. او معتقد است: »نقطه شروع یا نقطه گرهی یا ایده طرح، می تواند بسیار متفاوت باشد: گاه یک فرم است، گاه یک الگو، گاه یک مضمون، گاه یک مفهوم، گاه یک شعر، گاه یک خاطر، گاه یک تصویر، گاه یک خیال، گاه یک اسطوره، گاه یک نظریه… و گاه نیزترکیبی از بعضی آنها، البته من اعتقاد دارم که ایده طرح باید یک چیز باشد و اگر هم چند چیز است، یکی از آنها کاملاً عمده باشد؟«و از همین رو، در آثار او عمدتاً معماری کیفیتی تجریدی، در عین حال استعاری و در عین حال فرم و فضایی صریح دارد. در طرحی که میرمیران برای مسابقه کتابخانه ملی ایران ارائه می کند، بنا به اظهارات خود او، »شعر ناصر خسرو، بنگر به فرشته که دود از سپس دیو/ چون زر گدازنده که بر لوح چکانیش، با حضوری

مضمونی لوح ها به مثابه ثبت کننده دانش بشری درهم آمیخت و ایده کلی طرح را شکل داد« و براساس این ایده، معمار حجمی طلایی رنگ را در لفافی شیشه ای قاب می کند. در اثر دیگر او، مجموعه ورزشی رفسنجان، میرمیران ایده کلی حجم را از یک یخچال قدیمی منطقه الهام می گیرد و می گوید: »من رفسنجان را همیشه با یک یخچال قدیمی به یاد می آورم. بنابراین تصمیم گرفتم که از فرم و سازمان فضایی این بنا در پروژه استفاده کنم.« و این نوع نگاه به هویت معماری، در اکثر آثار او قابل ردیابی است؟
دیبا اما رویکرد متفاوتی به هویت ایرانی-اسلامی در معماری دارد و با نگاهی به ایده های طراحی او می توان به این تفاوت پی

برد:

در پروژه اداره مرکزی و ستاد فرماندهی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی تهران اهداف اصلی طرح را به این شکل طبقه بندی می کند:.۱ نوآوری و خلاقیت در راستای پاسخگویی هویتی برنامه .۲ خلق معماری شاخص در قالب یک نهاد موثر شهری وچشم بیدار شهر .۳ خلوص و سهولت حرکتی اجزا نسبت به ضرورت موضوعی طرح .۴ایجاد احساس استحکام ، ایمنی و پایداری بنا .۵ بهره برداری از امکانات و فن آوری های نوین ساختمانی در طرح مجتمع فرهنگی تفریحی خدماتی پاسارگاد ایده های طراحی او، انعطاف پذیری فضاهای پیوسته، احساس هیجان و

پیوستگی محله با مجموعه، شکافهای نوری همراه با تنوع فضایی، عرصه های تعامل اجتماعی در فضاها عنوان گردیده است.
در بانک مسکن کرمان ایده های اصلی طرح، تامین نیازهای فضاهای اداری، انطباق بنا با شرایط اقلیمی کرمان و مطالعه معماری اصیل منطقه و انطباق الویت های کالبدی با موضوع و برقراری ارتباط و پیوند با معماری تاریخی منطقه بوده است.

۶

در باره نگرش خود در طراحی مرکز اسناد جمهوری اسلامی ایران نیز اینگونه میگوید: »روند یافتن پیوند میان معماری به عنوان یک ساخت و ساز مصنوع وطبیعت به عنوان یک ارزش حیاتی و دستیابی به نگرشی پویا که بتواند این دو عنصر را در قالب یک جسم و موضوع یگانه از دریچه آن جستجو نمود اندیشه معماری این طرح را شکل می دهد. آمیزش طبیعت با هندسه خالص معماری در قالب پیچیدگی خطوط توپوگرافی،بوجود آورنده پایداری در شکل گیری مجموعه ای گردیده که وحدتی ترکیبی و کثرت گرا را در نطفه ی خود پدید میآورد؟«

و اما در مهمترین اثر او یعنی سفارت ایران در برلین به گفته خود او ایده و کانسپت طرح در چارچوب ده مفهوم کلیدی شکل گرفته است که مبانی و اندیشههای یک الگوواره پیچیده و نظاممند را سامان داده است× × -۱ بیان الگویی ازلی از طراحی ماندگارو ساختاری باوقار به عنوان معنای برتر وجود ×

-۲ حس وحدت، مرکزیت، اشتیاق به تعالی وحدت ورای گونه گونی ها با توجه به تکثیر نیروهای جهانی × ×-۳فضای به یادآوری و خاطره، استعاره مجازی از جهانی گسترده و استعلا از طریق قلمرو مینوی حقیقت ×

× – ۴هندسه به عنوان نظام راهبردی، بیان انتزاعی از نیروهای ماوراء الطبیعه وجود نظمدهی به فضاها به وسیله اندیشه عقلایی انسانی، محورهای مرتبط با هم ×-۵نور به عنوان عامل تجلی و گشایش، مؤلفه بنیادی در تمام منظرها ریشه زندگی، خورشید، گذر، مسیرها، دانش و کشف حقیقت غایی

×-۶شفافیت و تداوم فضایی ارتباط عمودی و افقی تمامی فضاهای ادراک شونده ×-۷چهارطاق، مفصل پوشش دهنده جهات آسمانی جایگاه مرکزیت و گفتگو، هدایتگر مسیر

-۸ایوان، استعارهای از مواحهه، استقبال و دعوت فضای انتقال از ظاهر به باطن، عبور، آشکار و نهان -۹ مصالح طبیعی، خاک و سنگ، نمایانگر طبیعت و زمین ساختار منظم، سنگهای سفید به عنوان قدر مطلق و مقیاسهایی از درخشندگی × -۱۰ باغ ایرانی، فضای تأمل، عبادت و آرامش آب، چهار جوی روان، تلؤلؤ، انعکاسی مجازی و؟؟؟× ×

مفهوم از افسانهها و داستانها برمیخیزد؟ و گونهها از مفاهیم نشأت میگیرند، تکنولوژی از مفهومی ساختاری و گونه میآید، × و فرهنگ بر آن نور می تاباند؟؟؟

دیبا شیوه طراحی خود را با مشاهده تؤامان معماری سنتی و کهن ایران و معماری روز جهان بدست می آورد. بنابراین توجه عمده وی بر تلفیق فرم های مدرن با مفاهیم هویتی معماری ایران استوار است. و با توجه به سخنان و نوشته های او چنین به نظر می رسد که هدف دیبا، تغییر معنای هویت ایرانی-اسلامی از گذرگاه معماری است. مصالح معماری وی، سنگ، شیشه، فلز، خورشید، آب و طبیعت است. یا به عبارت دیگر فضا. تاکید آثار او بر این است که استفاده کنندگان بنا باید هویت خود و در عین حال به روز بودن را احساس کنند. عناصر متناقض در معماری دیبا به روز شدن و هویت ایرانی- اسلامی هستند.

این در حالیست که از آثار میرمیران اینگونه بر می آید که او معماری را هنری عملی می بیند و بدین ترتیب افشاگری های فرمی او با بیان ساده معماری او عجین می شود و اثر وی به صورت ترکیبی موزون از اصول فیزیکی و ساختار زیبایی تجلی می یابد. میرمیران طراحی را با دیاگرام های مختلف و کروکی هایی آغاز می کند و ساختمان را بر اساس مقطع طراحی می کرد و این در تقابلی مشهود با رویکرد کلامی و منطق گرای دیبا می باشد.

-۷بررسی رویکرد دو معمار به هویت ایرانی- اسلامی

در یک نگاه کلی می توان چهار رویکرد را در میان دیدگاه هایی که از سوی پژوهندگان درباره معماری سنتی ایران پس از اسلام ارائه شد، از هم جدا ساخت -۱صورت گرایی (ظاهر بینی)

۷

-۲ مفهو گرایی (باطن بینی)
-۳ نگاه عرضی به صورت و معنا -۴× نگاه طولی میان صورت و معنا (نقره کار, (۱۳۸۴ا

»دسته دوم پژوهندگان و نویسندگان اصول گرایی هستند که به سرچشمه های فرهنگی و معنوی آثار هنری توجه بیشتری دارند تا کالبد آنها. این گروه که بیشتر دارای مطالعات فکری و فرهنگی مکاتب و دین های مختلف می باشند کم و بیش با مباحث فلسفی و عرفانی آشنا هستند « (نقرهکار, .(۱۳۸۴ هادی میرمیران و داراب دیبا جزو این گروه هستند. »میرمیران سرشت معماری ایران را »مفهومی بودن « آن دانسته است. او اصول معماری ایرانی را درسه رده شکل (فرم) ، الگو و مفهوم از هم جدا میکند. سه مهفوم شفافیت، تواضع و شاد بودن« (نقرهکار, »(۱۳۸۴گر چه میرمیران می تواند آثار معماری خود را به عنوان مصادیق معرفی کرده و نشانه ها را ازآنها برشمرد. اما به دشواری می توان مرزبندی روشنی برای آنها ارائه کرد. هر سه اصل به جای اشاره به امر عینی به تاثیرات فضایی- کالبدی معماری بر انسان توجه کرده اند. نه به ویژگی های خود فضا و کالبد معماری« (نقرهکار, .(۱۳۸۴ از دید میرمیران معماری ایران در بیشتر موارد چنین تاثیراتی را بر انسان پدید می آورد. ولی این پرسش پیش می آید که این معماری چه ویژگی ها و مشخصه هایی دارد که چنین تاثیراتی را بجا می گذارد؟ او در جایی دیگر میگوید: »تحلیل معماری ایران نشان می دهد که به رغم کثرت، تنوع و پیچیدگی بناها مبانی و الگوهای نسبتاً معدودی در طول زمان به گونه های مختلف در این معماری به کار گرفته شده اند. افزون بر آن این نتیجه به دست می آید که تکامل معماری ایران بیشتر بر تعالی این اصول، مبانی و الگوها در جریان نوعی فعالیت هوشمندانه و ماهرانه استوار بوده است، تا ایجاد آنها. با پذیرش این امر این پرسش پیش روی قرار می گیرد که آیا نمی توان در معماری امروز ایران نیز به همان اصول و مبانی و الگوها پرداخت و آنها را در جریان فعالیتی خلاق تکامل بخشید و به پیش برد؟« همچنین میرمیران در باره معماری قاجار می گوید: »معماری قاجار به حق اصول، مبانی و الگوهای قدیم معماری ایران را ارتقاء بخشید و با جسارتی تحسین برانگیز نوآوری هایی از نظر فضا بوجود آورد،لیکن به نظر می رسد قدرت لازم برای خلق یک معماری نوین را نداشت.« (میرمیران, (۱۳۸۵ که به خوبی نگاه او به هویت در معماری نوین را آشکار میکند.

از سوی دیگر داراب دیبا درباره ویژگی های معماری ایرانی می نویسد: »درونگرایی توام با ابهام، شکل گیری فضا بر اساس تنوع های هندسی غنی و محکم، با سلسله مراتب مکانی و زمانی، زیبایی و تناسبات عالی در خدمت ایجاد مقیاس انسانی، همدلی موزون با طبیعت، کثرت عناصر پراکنده در به وجود آوردن وحدت. « در دیدگاه دیبا، می توان نمودهای کالبدی و ملموس تری را مشاهده کرد. به عنوان نمونه درونگرایی یا تناسبات عالی و مقیاس انسانی، شاخصه هایی هستند که امکان کالبد پردازی را به معمار می دهد.
لذا در یک قیاس کلی و به جهت بررسی نحوه بروز این دیدگاه ها در آثار این دو معمار، شاخص های اصلی هویت ایرانی-اسلامی در رویکرد گروه دوم (مفهوم گرایی) و به طور خاص این دو معمار طبقه بندی شد.(جدول شماره (۱

جدول شماره :۱ قیاس دیدگاه دو معمار در مورد اصول معماری ایرانی- اسلامی

اصول معمار هادی میرمیران داراب دیبا
۱ شفافیت کثرت عناصر پراکنده در بوجود آوردن وحدت
همدلی موزون با طبیعت
۲ تداوم سلسله مراتب مکانی و زمانی
همدلی موزون با طبیعت
۳ شاد بودن شکل گیری فضا بر اساس تنوع های هندسی محکم و غنی
همدلی موزون با طبیعت
۴ BB درونگرایی توام با ابهام

۸

بر اساس این قیاس ۴ عامل شفافیت، تداوم، هندسه و درونگرایی به عنوان اصول هویتی معماری ایرانی – اسلامی از دیدگاه این دو معمار معاصر استخراج می گردد که به این دلیل و جهت شفاف تر شدن هر یک از این اصول، آثار آنها از این ۴ نظر، بررسی و با یکدیگر قیاس می گردد.(جداول شماره ۲ و(۳
جدول شماره :۲ طبقه بندی طرحهای هادی میرم