مقدمه

مسجد از زمان پیدایش اسلام در سرزمین ایران شاهد تغییرات گسترده کالبدی و غیرکالبدی بوده است، بهطوریکه مساجد نخستین از الگوی شبستانی (مشابه مسجد پیامبر در مدینه) پیروی میکردند و بهمرور زمان با افزودن ایوان

ﻭ گنبدخانه، الگوی مساجد ایواندار و گنبدخانهای گسترش یافت. از سویی دیگر هنرهای سنتی از همان ابتدا در مساجد در قالب تزیینات نمود یافت. ابتدا در اندامهای داخلی خصوصاً محراب و دیوار مجاور آن و بهتدریج با تغییر الگوی کالبدی مسجد در اندامهای نیمهباز (ایوان) و حیاط راه پیدا کرد تا اینکه در سردر ورودی و بخشهای خارجی نیز تعمیم یافت. از آنجا که گرایش به تزیین و زیبایی یا زیبا نمودن و ارتقای کیفیت محیط بهعنوان یکی از نیازهای فطری انسان در نهاد او قرار داده شده و در کلام الهی (اعراف:٣١) نیز آمده است: »ای فرزندِ آدم، زینت و آراستگی خویش را نزد هر مسجدی اتخاذ کنید«، هنرمندان مسلمان در تلاش بودهاند تا با یاری از آرایهها موجبات زیبایی فضای مساجد را فراهم آورند. بنابراین با انتخاب مناسب نقوش که همواره با الگوبرداری و شبیهسازی انتزاعی از عناصر طبیعت نظیر گیاهان، خورشید، ستارگان و آسمان همراه بود فضای مسجد تجلیگاه حضور خداوند گشت. تغییر شکل آرایهها در دورههای تاریخی مختلف تحت تأثیر عوامل گوناگون از جمله بستر سیاسیـاجتماعی بوده است. هدف نوشتار حاضر توصیف و مقایسه تطبیقی آرایهها در مسجد جامع نایین و مسجد جامع ورامین بهمنظور شناسایی روند تغییرات (در بازه زمانی چهارصدساله) در شکل و محتوای آن و بررسی تأثیر بستر اجتماعی بهعنوان یکی از عوامل دخیل در این دگرگونیهاست. یافتن پاسخ پرسشهای زیر از انتظارات این پژوهش بوده است: تغییرات آرایهها در مساجد جامع ورامین

ﻭ نایین در شکل، محتوا و شیوه اجرا چگونه بوده است؟ آیا بستر اجتماعی و حوادث تاریخی در این تحولات نقشی داشته است؟

روش تحقیق

روش تحقیق بهکاررفته تاریخیـتحلیلی است. از آنجا که متغیرهای پژوهش یادگارهای برجامانده از گذشته است، با مطالعه شرح حال ایرانیان از ظهور اسلام تا حمله مغولان، شناختی از زمینه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی حاکم بر زمان پیدایش دو مسجد حاصل شد. همچنین با حضور در محل و برداشت تصاویر و مکانیابی شکل و شیوه اجرای آرایهها به تحلیل یافتههای حاصل از مطالعات میدانی از یک سو و اسناد کتابخانهای از سوی دیگر پرداخته و در نهایت نتیجهگیری شده است.

پیشینه تحقیق

در زمینه هنرهای سنتی و آرایههای بناهای اسلامی ایران، پژوهشهای بسیاری صورت گرفته است. تعدادی از محققان

تصویر١.نمای مسجد جامع نایین. مأخذ: پیرنیا،١٣٨٩: ١٤٧

به گونهشناسی و توصیف ویژگیهای ظاهری و تزیینی آثار اسلامی تمرکز کرده و کمتر به خاستگاه معنوی آن هاتوجه داشتهاند. بهعنوان مثال درکتاب تزیینات معماری (١٣٨٧) نوشته مهدی مکینژاد سیر تحول تاریخی نقوش تزیینی از دوره باستان تا قاجار تقسیمبندی نقوش از باب محتوا و سیر تحول آن، انواع شیوههای اجرایی وغیره بررسی شده اما کمتر به عوامل معنوی تأثیرگزار بر آثار نظیر بستر تاریخی، فرهنگی و مذهبی خصوصاً مذهب تشیع و تسنن اشاره رفته است. در راستای رفع این کمبود یعنی تأثیر مذهب بر محتوای هنرهای سنتی، مهناز شایستهفر در کتاب عناصر هنر شیعی در نگارگری و کتیبهنگاری تیموریان و صفویان (١٣٨٤) به بررسی محتوایی و بحثهای نظری در زمینه هنر اسلامیـایرانی در دو دوره تاریخی نامبرده پرداخته است، که البته تکمیل این روند پژوهشی در دورانهای جز صفویه و تیموری ضروری به نظر میرسد. در پارهای تحقیقات شناخت

ﻭ دستهبندی هنرهای سنتی از نظر شیوههای اجرا و مصالح مدنظر محققین است، نظیر کتاب کاشیکاری ایران (١٣٨٤) نوشته حسین زمرشیدی یا کتاب کاشیکاری ایران در دوره اسلامی (١٣٦١) نوشته محمود ماهرالنقش که هرکدام در چند جلد به معرفی انواع سبکهای خوشنویسی نظیر خط بنایی
ﻭ اجرای آن با تکنیکهای مختلف کاشیکاری پرداختهاند. پژوهش در سیر تحول و تداوم نقوش دوره باستان و ادامه آن در معماری اسلامی به جز اشارهای مختصر در کتب تاریخی مانند مجلدهای تاریخ ایران (١٣٦٦) در قالب مروری بر آثار هنری که بیشتر بررسی شکلی آن هابوده، میتوان به کتاب تأثیر هنر ساسانی در هنر اسلامی (١٣٩٠) نوشته عباس زمانی اشاره کرد که پیروی هنرهایی چون گچبری، فلزکاری، بافندگی و سفالکاری در قرون نخستین اسلامی از هنر ساسانی در آن مورد بررسی قرار گرفته است. از آنجا که نویسنده باستانشناس بوده مطالب کتاب بر ساختاری مبتنی بر تحلیلهای باستان شناسی استوار است. در بخشی از کتاب در خصوص مسجد جامع نایین آمده است:

تصویر٢. میانسرا و آرایههای آجری بین تاقها. مأخذ: نگارندگان.

»سرستونهای قوس تاقنمای سوم محراب با پالمتهای متفاوت دمبلند مزین شده است و پالمتهای تاق بستان و کاخ کیش را به خاطر میآورد و از طرف دیگر با تزیینات گیاهی روی یک ظرف نقره ساسانی که در موزه هرمیتاﮊ است مشابه میباشد« (زمانی، ١٣٩٠: ١٤٢). نوشتار حاضر با یاری از یافتههای پژوهشگران پیشین در تلاش است با جزییات بیشتر در راستای هدف مقاله گام بردارد و دستکم آغازی برای مطالعات کاملتر در این زمینه باشد.

آرایه ها و جایگاه آن در معماری مساجد

»دو دیدگاه کلی در زمینه تزیین وجود دارد: یکی مبتنی بر عملکرد ظاهری (مادی) و دیگری بر اساس عملکرد معنایی و محتوایی. آن هاکه نگاه شکلگرایانه به تزیینات دارند معتقدند که تزیینات صرفاً یک پوشش ظاهری و فاقد هرگونه معنا و مفهوم دینی و فرهنگی است که برای پوشاندن سطوح زمخت زیرین به کار میرود. در مقابلِ این دیدگاه، کسانی چون بورکهارت معتقدند این نقوش ماهیتی غیرتاریخی (بیزمان)، عرفانی و متفکرانه دارند. از این منظر تزیینات فقط پوشش ظاهری نیستند بلکه دارای سطوح مختلف با معناهای نمادین و متعالی میباشند« (مکی نژاد،١٣٨٧: ٤). در این میان، اولگ گرابار نظر متفاوتی دارد: »از نظر او زینت متشکل از تعدادی واسطه میان شی از یک سو و ناظر از سوی دیگر است. آرایهها صافیهاییاند که پیامها و نمادها و حتی شاید لذایذ خودآگاه یا ناخودآگاه از طریق آن هامنتقل میشود تا ارتباط با مخاطب به بهترین نحو برقرار شود.(Grabar,1992:39)« کاربرد آرایهها در مساجد از همان نخستین نمونههای تاریخی مرسوم شد و بهتدریج گسترش یافت. تزیینات برگرفته از روح اسلام و آداب معنوی، بهصورت یکپارچه، کلیتی خوانا را برای فضا به وجود آورد، چنانکه با نظم و تعادل و آرایشی قابل فهم نهتنها آشفتگی به روح مخاطب القا نمیکند بلکه موجب آرامش روحی او میشود. از طرفی بهعنوان نماد و نشانههای سمبلیک حائز اهمیت است؛ مثلاً »کتیبهها، خطنگارهها، نقوش هندسی و گرهچینی نماد عدل

تصویر٣ . پلان مسجد جامع ورامین مأخذ: حاجی قاسمی، ١٣٨٣:١٤٤

تصویر٤.ایوان جنوبی مأخذ: نگارندگان

خداوند و اصل تعادل، نقوش اسلیمی و منحنی نماد سیر از درون به برون و محبت خداوند است« (یحییپور،١٣٩٠: ٣٢٧). بنابراین از آنجا که صفات جمال خداوند به لطف و رحمت او مربوط است آرایهها جایگاهی بسیار والا چون بر صفات جمال و جلال پروردگار تأکید دارند.

شناخت بستر تاریخیـاجتماعی

پس از پایان یافتن فرمانروایی ساسانیان در جنگ نهاوند بهدست نیروهای مسلمان عرب و حاکمیت فرستادگان خلیفه اموی، روزگار تازهای برای ایرانیان آغاز شد. نمایندگان بنیامیه به بهانه برتری اعراب ایرانیان را تحقیر میکردند. آنها»مردمان سرزمینهای مغلوب را موالی (بندگان) و عجم (گنگ) مینامیدند و موالی نمیتوانستند در روزهای نخستین مسلمان شدن در صف اول نماز جماعت بایستند« (نرشخی، ١٣٦٣: ٦٧). »موالی میکوشیدند از این وضع تحقیرآمیزی که در برابر قبایل عرب داشتند رهایی یابند و حقوق مساوی با اعراب بهدست آورند. بنابراین به شیعیان

فصلنامه علمی- پژوهشی نگره

۷۴

شماره۹۲بهـار۳۹

بررسی تطبیقی آرایهها در مساجد جامع ورامین و نایین

تصویر٥. شش ضلعی نامنتظم درزیر قوس مجاورمحراب مسجد تصویر٦. نقش تخمه و مربع در ستون مجاور محراب مسجد نایین،
نایین، مأخذ: همان. مأخذ: همان.

پیوستند زیرا شیعیان حصول این مقصود را به ایشان نوید میدادند« (مشکور،١٣٦٢: ٤٠ـ٥٤). تا اینکه توهینها و جور

ﻭ ستم امویان مردم ایران را به واکنش واداشت. نخستین جنبش را ابومسلم در خراسان »بهمنظور برانداختن بنیامیه
ﻭ از میان بردن سیاست عربی محض و وارد کردن عنصر ایرانی در دستگاه حکومتی و ایجاد نفوذ اجتماعی ایرانیان« (صفا، ١٣٦٣: ٣٠) به راه انداخت که توانست خلافت را از امویان به عباسیان برساند و با انتقال پایتخت از دمشق به بغداد بسیاری از بزرگان ایرانی در دربار عباسیان به کار گرفته شدند و به ایرانیان روی خوش نشان داده شد.

از نیمه دوم قرن سوم که خلافت عباسی ناکارآمد شد، تعدادی از حکومتهای محلی نظیر صفاریان در سیستان، سامانیان در خراسان و ماوراﺀالنهر اعمال قدرت میکردند. در دوره سامانیان »حاکمان از پیروان سرسخت مذهب حنفی بودند

ﻭ به این وسیله با دستگاه خلافت ارتباط آسانتری انجام میدادند« (اشپولر، ١٣٧٣: ٢٨٤)، اما »مردم عادی از مذاهب گوناگون مانند سنّی، شیعه، زرتشتی و عیسوی با نهایت آزادی عقیده و مصونیت زندگی و کار میکردند« (صفا، ١٣٦٣: ٢٤٤)، تا اینکه پس از تسلط غزنویان خصوصاً »در دوره سلطان محمود غزنوی آزار و اذیت معتزله و شیعه آغاز گشت و زد و خورد بین شیعه و سنی امری عادی بود« (همان:٢٣٦). تولد دوباره فرهنگ و ادبیات ایران با ظهور مشاهیر نامداری چون رودکی، فردوسی و ابوریحان بیرونی در این دوره اتفاق افتاد. »در اوایل سده چهارم هجری حاشیه جنوبی دریای خزر تحت فرمانروایی پادشاهان زیدیه طبرستان و امرای متعدد محلی بود و ایرانیان مناطق جنوبی تحت حکومت ولات عباسی به سر میبردند و پیوسته سر آن داشتند که سلسلهای مستقل از خلافت بغداد پی افکنند.

در مدتی که عباسیان در بینالنهرین سرگرم کشمکشها بودند، آل بویه شیعیمذهب موفق گردید که مرکز و جنوب ایران را از دست آن هابیرون کند و برای اولین بار در تاریخ اسلام این نواحی از استیلای متمرکز بغداد رها شد و تحت فرومانروایی دودمانی ایرانی متحد گردید. ابتدا بهدلیل پراکندگی ولایات تحت سلطهشان فاقد همبستگی بودند اما در دهههای میانه سده چهارم استقرار وحدت در ایام حکومت رکنالدوله و عضدالدوله محقق شد. آمده است رکنالدوله شیعیان را واداشته بود که از مسجد آدینه شهر استفاده کنند و هزینه نگهداری و مرمت آن را بپردازند. در زمان او قم به مرکز کلام شیعه تبدیل گردید« (فرای، ١٣٦٣: ٢١٧و٢٤٨). همچنین »پیدایش زیارتگاهها و آرامگاه امام هشتم همزمان با گسترش شیعه در این دوران محقق شد« (اشپولر، ١٣٧٣: ٣٣٠). مسجد جامع نایین از یادگارهای برجامانده از این زمان میباشد. از عناصر شیعی آرایههای این بنا میتوان به آیه ٣٣ سوره احزاب در کتیبه گچبریشده بالای محراب اشاره کرد که به اهل بیت ارجاع میشود. »این آیه در نظر شیعیان بهعنوان نشانه حقانیت و مشروعیتشان در تاریخ اسلام مورد توجه واقع شده است« (شایستهفر، ١٣٨٤: ٢٥).

با پیدایی دودمان ترکنژاد سلجوقی در شرق ایران و تجدید حیات بخشی از قدرت خلفا در بغداد، گسترش تسنن رو به پیشرفت گذاشت. »از لحاظ فکری احیای مذهب سنت در چند پدیده به چشم میخورد نظیر جنبش مدرسهسازی ]تحت عنوان نظامیه بهدستور نظامالملک برای آموزش دینی بهویژه فقه شافعی و اشعری[، بالارفتن تدریجی احترام و اعتبار فقه اشعری و سرزندگی فقه محافظهکار و سنتگرای حنبلی« (بویل، ١٣٦٦: ٤٣). شایان ذکر است »پس از مرگ نظامالملک وزیر سنی مذهب ملکشاه، نفوذ شیعه رو به

فصلنامه علمی- پژوهشی نگره

تصویر٧. نقش هشت و چهار سلی در ستون مجاور محراب تصویر٨. آجرچینی با نقش لوزی در اسپر رواقهای پیرامون صحن
مسجد نایین، مأخذ: همان. مسجد نایین، مأخذ:همان.

گسترش نهاد. در این دوره تعزیهها نوعی تجدید حیات را تجربه کرد. این آیینهای سوگواری در ذکر شهادت حسین بن علی در کربلا که در دوره آل بویه شروع شده بود توسعه یافت« (همان: ٢٧٦ـ٢٨٠). فرهنگ و تمدن ایران در این دوره به عالیترین درجه شکوفایی به واسطه حضور پر رنگ نظامیهها خصوصاً در بغداد و نیشابور دست یافت

ﻭ چهرهها شاخصی در عرصههای گوناگون ماندگار شدند، نظیر شهابالدین سهروردی، امام محمد غزالی، خوارزمی و خیام. »در زمینه معماری، گنبدهایی که در مساجد ]ازجمله مسجد جامع اصفهان[ و بقعهها، در همین دوره و ادوار قبل

ﻭ بعد بهوجود آمد نیز زمینه شعور احساس دینی را در شکل آسمانگونه و رنگ آبی خود عرضه میکند و با این حال

تزیینها، کتیبهها و مقرنسها حتی در ادوار بعد هم تأثیر شیوه سلجوقی را نشان میدهد. شیوع ذوق تجملگرایی که یک عامل مهم در پیدایش رنسانس در زمینه هنر محسوب است را در آثار سلجوقی میتوان دید« (زرینکوب،١٣٧٨: ٤٨١).