فصل اول
كليات و تعاريف

مقدمه
اين پژوهش به «بررسي تطبيقي احكام زندان و زنداني در حقوق و مذاهب اسلامي» مي پردازد. زندان مقوله اي است كه با جرم و بزه و انحراف (از قوانين و عرفيات و اخلاقيات) در جامعه مرتبط مي باشد. در طول تاريخ انسان همواره كساني بوده اند كه برخلاف قوانين و مقررات جامعه حركت كرده اند و سيستم هاي حكومتي جوامع نيز براي جلوگيري از به انحراف كشيده شدن جامعه و حمايت از قوانين و اخلاقيات آن مجازات هايي را براي چنين افرادي در نظر گرفته اند، زندان

يكي از اين راهها و ابزارها كه از يك طرف براي تنبيه و مجازات و از طرف ديگر براي برگرداندن افراد مجرم به زندگي عادي در جامعه است. ديدگاههاي مختلفي در مورد مجازات زندان براي مجرمان وجود دارند كه برخي بر تاييد اين شيوه براي تاديب مجرمان صحه مي گذارند برخي هم معتقدند كه زندان نه تنها باعث تاديب و كاهش جرم نمي شود بلكه باعث مي شود كه افراد زنداني در كنش متقابل با ساير زندانيان به روش هاي جديد ارتكاب جرم دست پيدا كنند و همينطور اينكه فضاي زندان بر ارتكاب مجدد جرم به هنگام آزادي تاثير زيادي دارد. به طور خلاصه مي توان گفت زندان بخش مهمي از مجازات هاي در نظر گرفته شده براي

جرايم مختلف را تشكيل مي دهد، كه پرداختن به آن از حيث حقوقي ضروري به نظر مي رسد. دين اسلام به عنوان كاملترين دين الهي كه همه مسايل فردي و اجتماعي زندگي بشر را مد نظر قرار داده است، فقط به صورت آرماني جامعه نپرداخته است، لذا دين اسلام با توجه به واقعيت هاي زندگي بشر و جايز الخطا بودن انسان راهكارها و ابزارهايي براي هدايت انسانها و تاديب كساني كه با عمل خود به زندگي افراد ديگر و جامعه صدمه مي رسانند، در نظر گرفته است.

مجازات زندان كه در دين اسلام و توسط حكومت ها و خلفا به عنوان ابزار مجازات( تنبيه و يا درمان و اصلاح ) در نظر گرفته شده است، در بين مداهب مختلف اسلامي، چه شيعه و چه مداهب مختلف اهل سنت به آن پرداخته شده است. اين پژوهش هم در واقع در پي بررسي ديدگاههاي هر كدام از مذاهب مختلف در باره زندان و زنداني است تا به يك تبيين جامع و دقيق از مسأله بپردازد.

 

۱-۱بيان مسأله:
موضوع تحقيق بررسي تطبيقي احكام زندان و زنداني در حقوق و مذاهب اسلامي مي باشد. در اين پژوهش وضعیت زندان و زنداني در مذاهب پنجگانه اسلام(اماميه، مالكيه، شافعيه، حنفيه و زيديه) و همينطور حقوق ايران مورد بررسي قرار گرفته است. جايگاه زندان و زنداني در اين مكتب انسان ساز، با توجه به شأن و كرامت و حفظ حقوق انسانها بسيار ارزشمند و مفيد بوده و نقش زندان را در زندگي اجتماعي افراد زنداني، نقشي مؤثر و سازنده بيان مي كند.
۱-۲هدفهاي تحقيق:

تبيين جايگاه زندان و زندانيان در حقوق و مذاهب اسلامي، بررسي و تبيين نقش زندان بر افراد زنداني و زندگي اجتماعي و خانوادگي آنها، بررسي سير تاريخي پديده زندان و زنداني در اسلام و حقوق ايران، شناخته شدن محيط زندان و عملكرد آن براي افراد مجرم و جامعه، اينكه معيار جامعه براي زنداني كردن افراد مجرم چيست و در نهايت هدف از وجود زندان و زنداني چيست و با زنداني كردن افراد چه نتيجه اي عايد فرد و جامعه خواهد گرديد.
۱-۳ اهميت موضوع تحقيق و انگيزش انتخاب آن:

از دلايل اصلي انتخاب و انجام اين پژوهش علاقه به موضوع، بررسي وضعيت سير تاريخي زندان و زنداني جايگاه زنداني در اسلام و حقوق، اينكه زنداني مانند هر انسان ديگري حق حيات و زندگي دارد و زندان در دوره هاي مختلف محيطي براي اصلاح و تربيت افراد بوده و يا فقط حنبه تنبيه و تحدید براي آنان داشته است. زندان از جمله ابزار و وسايل جلوگيري از بروز انحرافات در جامعه مي باشد و در جوامع مختلف از آن براي تأديب و تنبيه افراد مجرم استفاده مي شود. از

اين رو ضروري به نظر مي رسد كه ديدگاههاي متعدد در اين حوزه جمع آوري گردد؛ تا بتوان به تبيين دقيقي از جايگاه زندان و نقش آن در جلوگيري و يا ايجاد انحراف و جرم در جامعه دست يافت. دين اسلام به عنوان كاملترين دين الهي كه تمامي زواياي زندگي بشر را مد نظر داشته، از مسأله جرم و بزه و انحراف در جامعه غافل نمانده و براي جلوگيري از بروز جرم و تأديب مجرمان و باز گرداندن آنها به زندگي معمولي در جامعه تدابيري انديشيده است. مذاهب مختلف اسلامي هر كدام با نگاه ويژه خود به اين مسأله نگريسته اند. فهم جايگاه واقعي و حقيقي زندان در دين اسلام در جامعه ما به عنوان يك جامعه ديني بسيار مهم است؛ از طرف ديگر وجود جرايم متعدد و وجود قانون زندان براي بسياري از اين جرايم ضرورت درك مسأله را روشن مي سازد. لذا اين پژوهش در صدد است تا جايگاه زندان و نقش آن را در در جامعه بررسي كند.

۱-۴ سوالات و فرضيه هاي تحقيق:
۱-۴-۱- سوالات تحقيق
۱)زندان در حقوق و مذاهب اسلامي چه جايگاهي دارد؟
۲)نقش زندان در زندگي اجتماعي افراد مجرم يا افرادي كه به دلايل مختلف جرمي را مرتكب شده اند و زندان محل مجازات آنها شده است، چگونه است؟
۳)وضعيت زندان ها و حقوق زندانيان با توجه به احكام مذاهب اسلامي در تاريخ اسلام چه تغييراتي را پذيرفته است؟
۱-۴-۲- فرضيه هاي تحقيق:

۱) زندان در گذشته بيشتر به خاطر تحديد و شكنجه افراد به كار رفته است و اكنون جنبه اصلاحي و تربيتي دارد.
۲) زندان از ديدگاه مذاهب پنجگانه اسلامي و حقوق مشروع مي باشد.
۳) مذاهب مختلف اسلامي داراي وجوه اشتراك زيادي در احكام و حقوق زندان و زنداني هستند.
۴) بين احكام زندان و زنداني در حقوق موضوعه ايران و مذاهب اسلامي مطابقت وجود دارد.
۱-۵ روش تحقيق:

اين پژوهش به روش كتابخانه اي است كه در واقع به شيوه اسنادي- تاريخي به تحليل مسأله مي پردازد. در اين روش ابتدا منابع مكتوب موجود در حوزه پژوهش گردآوري شده و در نهايت با تقسيم بندي مباحث مختلف و ديدگاه مذاهب اسلامي بر حسب سؤالات و فرضیه های تحقیق در حوزه زندان و زنداني به تبييني دقيق از مسأله دست مي يابد. با توجه به اينكه گردآوري اطلاعات در این پژوهش بر اساس تحقيق كتابخانه بوده لذا در صدد مي باشيم كه آنچه كه از طريق مطالعه كتاب ها در اين زمينه بدست آمده با آنچه در محيط زندان و تأثيري آن بر روي افراد زنداني مطابقت دارد يا نه.

تقسيم مطالب
فصل اول: كليات موضوع(طرح مسئله، هدف پژوهش، روش تحقیق، بيان موضوع و انگيزه تحقيق، کاربرد تحقیق، سؤالات و فرضیات تحقیق، محدوديت ها و مشكلات تحقيق) و تعريف مفاهيم می باشد.
فصل دوم: به بررسی تاريخچه حبس در اسلام و ایران، طبقه بندي زندان بر حسب عناوین مختلف، انواع و مدت حبس، مشروعيت حبس از ديدگاه اسلام، حقوق و منابع چهارگانه فقه اسلامي(کتاب، سنت، اجماع و عقل)و همچنين حبس از دیدگاه امام علی(ع) به عنوان مؤسس زندانهای اصلاحی.
فصل سوم: جايگاه زندان و زنداني در اسلام و حقوق، تأثير زندان بر زنداني ، كاركردهاي و پيامدهاي زندان، روشهاي مختلف اصلاح و تربيت مجرمان، ديدگاه موافقان و مخالفان كيفر حبس و جايگزين هاي مجازات حبس بحث مي شود.
فصل چهارم: اين فصل در واقع شناسه اصلي پايان نامه را تشكيل مي دهد در خصوص احکام و موارد زندان، موارد و موجبات زندان در حقوق و مداهب اسلامي و بیان دیدگاههای هر کدام و تطبیق آنها با همدیگر بحث و بررسی می شود .
فصل پنجم: انواع مختلفي از حقوق زنداني در مذاهب اسلامي و ایران را بيان مي كند و در پایان فصل نتیجه گیری و نظر نهایی دانشجو در خصوص پژوهش انجام شده و هم چنين پیشنهادات، ایرادات و اشکالات تحقيق مي پردازد.
۱-۶ قلمرو تحقيق:

آنچه كه در اين پژوهش به عنوان احكام زندان و زنداني در مذاهب اسلامي و حقوق ايران بيان شده مي تواند مورد توجه و استفاده علماي حقوق، دانش پژوهان، قضات، وكلاي دادگستري بويژه سازمان زندانها و اقدامات تأميني و تربيتي كشوردر جهت پيشبرد اهداف عاليه اسلام در زمينه احكام و حقوق زندان و زنداني قرار گيرد.

۱-۷ محدوديت ها و مشكلات تحقيق:
تنها مشكلي كه در اين مورد وجود داشت كمبود منابع و به سختي پيدا كردن منبع تحقيق به خصوص در مورد احكام زندان و زنداني در مذاهب اسلامي مي باشد و اگر بخواهيم مجموعه كاملي از اين تحقيق جهت استفاده كنندگان عزيز آن بدست آوريم به زمان كافي و زحمت و تلاش وافري نيازمنديم.
۱ -۸ تعریف مفاهیم

جرم: جرم و جريمه از جرم به فتح جيم و سكون راء گرفته شده كه به معني قطع كردن است؛ به قول راغب اصفهاني اصل معناي جرم عبارت از: كندن و قطع ميوه از درخت مي باشد(سپهري،۱۳۷۳، ۲۶-۲۵).

جرم و جريمه در لغت به ارتكاب كارهاي زشت و ناپسند و مخالف حق و عدل اطلاق
مي شود(فيض،۱۳۶۹، ۶۸-۶۷). جرم و مشتقات آن بيش از شصت بار در قرآن آمده است(عبدالباقي، بي تا،۱۶۷- ۱۶۶)
جرم در اصطلاح: عبارت از امور ممنوع شرعي كه خداوند متعال به وسيله اجراي مجازات حد يا تعزير مردمان را از از ارتكاب آن بازداشته است(عوده، ۱۴۰۲ه ق ،ج ۱،۶۶).

جرم در شريعت اسلامي عبارتست از: هرگونه عصيان نسبت به اوامر و نواهي خداوند. اما جنايت آن جرمي است كه شارع مقدس بر آن كيفر دنيوي قرار داده است اگر چه بر دايره اي تنگتر از آن مثل جراحت و قتل اطلاق مي شود( التسخيري، بي تا، ۹). مجازات به هر عملي گفته مي شود كه به منظور جلوگيري و تكرار تخلفات از قانون طراحي شده است.

از نظر حقوقي جرم هر فعل يا ترك فعلي كه مطابق قانون قابل مجازات يا مستلزم اقدامات تأميني و تربيتي باشد جرم محسوب مي گردد(عبدي، ۱۳۷۷،۳۳).
مجرم: کسی است که با انجام عمل خلاف شرع و قانون مرتکب جرم شده است. مجرم نه تنها در حین تحمل کیفر بایستی اصلاح و تربیت شود بلکه در هنگام خروج از زندان و پس از کسب آزادی باید مورد راهنمایی و حمایت قرار گیرد تا مجدداً مرتکب جرم نگردد.
واژه زندان در لغت، قرآن و حديث به معاني سجن، حبس، امساك، حصر و نفي آمده است.
۱)سجــــن:
الف)سجن در لغت: صحاح اللغة «السبجن: الحبس و السجن بالفتح: المصدر و قد سجنه يسجنه اي حبسه» (الجوهري، ۱۴۰۷ه،ج۵ ،۲۱۳۳). المفردات في غريب القرآن «الحبس: الحبس في السجن. وقرئ(رب السجن احب الي) بفتح السين وكسرها. قال: ليسجننه حتي حين و دخل معه السجــــن فتيان …»( راغب اصفهاني، ۲۲۵).

ب)سجن در قرآن: «رب السجن احب الي مما يدعونني اليه» اي خدا رنج زندان خوش تر از اين كار زشتي است كه زنان بر من روا دارند( يوسف/۳۳). «لا جعلنك من المسجونين» باز فرعون به حضرت موسي (ع) گفت اگرغير من خدايي را بپرستي، البته تو را به زندان خواهم كشيد( شعرا / ۲۹).
ج)سجن در حديث: هر يك از لفظ هاي سجن و حبس در موارد فراوان بر زبان پيامبر اكرم(ص) جاري شده است:
۱)هنگامي كه عموي پيامبر(ص) ابوطالب پرسيد آيا مي داني اين قوم به چه منظوري براي تو تشكيل جلسه مي دهند؟ فرمود: «يريدون أن يسجنوني او يقتلوني او يخرجوني» يعني مي خواهند مرا زنداني كنند يا بكشند يا بيرونم كنند( رضا، بي تا، ج۶ ،۳۶۱ ).
۲)در حديث ابوسعيد آمده كه آن حضرت (ص) فرمودند: يؤتي بكتابه فيوضع في سجين(نامه عملش را به او مي دهند و در سجين قرار مي گيرد) سجين صيغه مبالغه از كلمه سجن است(ابن اثير، بي تا، ۳۴۴ ).

۳) همانطور كه نقل كرده اند: ما شيء احق بطول سجن من لسان ( يعني چيزي سزاوارتر براي زنداني كردن از زبان وجود ندارد) ( ابن منظور، ۲۰۳).
۲) حبــــــس:

الف)حبس در لغت: القاموس المحيط«الحبس: المنع كالمحبس كمقعد. حبسه يحسبه…. »( فيروز آبادي، وفات ۸۱۷ه ،ج۲ ،۲۱۳).
در فرهنگ معين حبس به معني زنداني كردن و بازداشتن آمده است. در جاي ديگر حبس چنين تعريف شده است: «سلب آزادي و اختيار نفس در مدت معين و يا نامحدود به طوريكه در آن، حالت ترخيص وجود نداشته باشد و اگر حالت انتظار وجود داشته باشد آنرا توقيف گويند نه حبس»( جعفري لنگرودي، ۱۳۷۴، ۲۰۸) .
ب)حبس در قرآن: «تحسبونهما من بعد الصلاه فيقسمان باالله ارتبتم» شاهدان را نگه داريد اگر از آنها (دو شاهد) بدگمانيد تا بعد از نماز آنها را سوگند دهند كه ما به حق شهادت مي دهيم»( مائده / ۱۰۶).

«و لئن اخرنا عنهم العذاب الي امه معدوده ليقولن ما يحبسه: اگر ما عذاب را از آن منكران معاد تا وقت معين به تعويق اندازيم، آنها به جاي آنكه توبه از گناه كنند تمسخر و استهزاء كرده و گويند چه موجب تأخير عذاب شده(هود/ ۸).

دو واژه سجن و حبس داراي يك معناي كلي هستند و آن همان ممانعت از دخل و تصرف آزاد و جلوگيري از انجام عمل آزادانه است. سجن به معناي زنداني كردن و حبس به معناي منع، بازداشت، سلب آزادي و محدود و محصور كردن است(قندرو بيجارپس، ۱۳۸۶، ۵۶).
۳) امساك: «والتي ياتين الفاحشه من نساءكم فاستشهدوا عليهن اربعه منكم فان شهدوا فأمسكوهن في البيوت» زناني كه عمل ناشايسته كنند چهار شاهد مسلمان بر آنها بخوانيد چنانچه شهادت دادند در اين صورت آنها را در خانه نگه داريد( نساء / ۱۵).

۴) حصر: «فاقتبلوا المشركين حيث وجدتموهم و خذوهم واحصروهم »آنگاه مشركان را هر جا يابيد به قتل برسانيد و آنها را دستگير و محاصره كنيد (توبه /۱۵ ).
۵) نفي: «انما جزاء الذين يحاربون الله و رسوله و يسعون في الارض فساداً أن يقتلوا او يصلبوا و تقطع أيديهم و أ رجلهم من خلاف او ينفوا من الارض» همانا كيفر آنان كه با خدا و رسول او (ص) به جنگ برخيزند و به فساد كوشند در زمين جز اين نباشد كه آنها را به قتل رسانند يا به دار كشند و يا دست و پايشان بر خلاف ببرند(يعني دست راست را با پاي چپ و يا به عكس)يا با نفي بلد و تبعيد از سرزمين صالحان دور كنند(مائده / ۳۳).
زندان در لغت به معنب بندیخانه، جایی که محکومان و تبهکاران را در آنجا نگه می دارند و حبس است(شمس، ۱۳۸۲، ۲۴).
امروزه در معني زندان اختلاف نظر وجود دارد اينكه زندان محل است يا خود يك نوع جريان سيال زندگي است؛ به هر حال زندان زاييده جرم و جرم زائيده گناه و گناه زائيده انحراف است(آخوندي، ۱۳۶۸، ۷۶).

بستاني حبس را چنين تعريف كرده است: سجن يا حبس عبارت است از آن مكاني كه در آن محكومان به ارتكاب گناهان و جرايم موجب زندان كه خود به ارتكاب آن اعتراف كرده و يا متهماني كه به اتهام وارده اعتراف نكرده زنداني مي شوند، ممكن است زندان به خاطر چيز ديگري غير از گناه مثل ديون مالي و يا قرار گرفتن در دست دشمن و اسراي جنگي و امثال آن باشد(ا دائره المعارف ، بي تا ، ج ۹ ، ۵۰۸).

محققين حقوق جزا معتقدند: حبس يعني سلب آزادي و اختيار نفس در مدت معين يا نامحدود به طور كلي كه در زمان آن حالت انتظار و ترخيص وجود نداشته باشد، چون اگر حالت انتظار وجود داشته باشد آن را توقيف و يا (بازداشت) گويند ( جعفري لنگرودي ، ۱۳۷۴، ۲۰۸).

تعریف زندان از نظر قانون: زندان محلی است که متهمان و محکومان با قرار و حکم کتبی مقام قضایی موقتاّ یا برای مدت معینی و یا بطور دائم به منظور اصلاح و تربیت و درمان نارسائیها و بیماریهای اجتماعی و تحمل کیفر نگهداری می شوند(آیین نامه مقررات زندانهای جمهوری اسلامی ایران، ص۱).

در آيين نامه زندانهاي ايران نيز زندان چنين تعريف شده است: زندان عبارتست از محل حفاظت محكومان و موسسه اي است تربيتي و درماني كه زندانـي را به حكم مقامات صلاحيتدار قانوني براي مدتي كه محكوم به اقامت در اين محل مي شوند ، پذيرفته و نسبت به اسكان و حفاظت و بهداشت و درمان نارسائي و بيماري ها و همچنين آموزش و پــــرورش علمي و حرفه اي و تهيه موجبات عادت دادن آنان به زندگاني عادي اهتمام و اقدام مي نمايد(آيين نامه زندانها و بازداشتگاهها مصوب ۱۳۴۷ به نقل سپهري، ۱۳۷۳،۷۸)

زندان از نظر حقوقدانان: محلی است که محکومین را در جهت حفظ امنیت اجتماعی و رعایت حقوق شاکی(اعم از خصوصی یا عمومی) و رعایت سایر حقوق زندانی به جز آنچه در حکم قید شده، و به منظور اصلاح و تربیت بواسطه جلوگیری از تکرار جرم با مجوز مرجع قضایی و یا مسئولین زندان در آنجا نگهداری می کنند( شمس، ۱۳۷۵، ۱۷).

معناي اصطلاحي زندان به عنوان كيفر و مجازات مشخص شده است از معناي لغوي گرفته شده؛ ‌چرا كه با حبس شدن مجرم در زندان در واقع از او سلب آزادي مي شود. آنچه كه از مفهوم لغوي و اصطلاحي حبس مستفاد مي شود اينست كه فرد نتواند بدون اراده فرد ديگر و به طور آزادانه رفت و آمد نمايد و يا اينكه در محيطي مثل زندان يا بازداشتگاه از اختيار كامل برخوردار نيست.
۱-۸-۱ عناوین مرتبط با واژه زندان

بازداشت موقت: برای تعیین تکلیف متهمان صورت می گیرد و پیش از آن است که حکم نهایی از سوی حاکم شرع و مراجع قضایی صادر شود، بازداشت موقت برای روشن شدن وضع متهم در اسلام مجاز است(قرشی، ۱۳۵۴، ۱۵۷).
بازداشتگاه: محلي است كه به منظور حفظ امنيت اجتماعي و رعايت حقوق شاكي اعم از خصوصي و عمومي و جلوگيري از امحاء و مخدوش كردن صحنه جرم و نيز پيشگيري از فرار متهم و حفظ جان وي با رعايت ساير حقوق متهم (بازداشت شده) بويژه حفظ شئونات وي تا هنگام صدور حكم متهم را با مجوز مرجع قضايي و به تشخيص مسئولين بازداشتگاه در آنجا نگهداري مي كنند( شمس، ۱۳۷۵،۲۰).

علم زندانها: علمی است که انواع مجازاتها و اقدامات تأمینی، طرز اجرا و تطبیق آنها با شخصیت زندانیان و تشکیلات زندانها و اصولی را که رعایت آنها در بهبود وضع زندانیان و آماده کردن آنها برای بازگشت به محیط عادی اجتماعی مؤثر است مورد بحث قرار می دهد، هم چنین تکالیف و وظایف زندانیان را در حدود حقوق آنان از موقع بازداشت و یا در ضمن اجرای کیفرهای سالب آزادی و یا اقدامات تأمینی تعیین می کند(همان منبع، ۱۲).
مراكز باز پروري: مراكز باز پروري معالجه متهمان و محكومان معتاد و اردوگاهاي كار براي نگهداري معتادان كه طبق حكم مقامات قضايي براي مدتي در اين مركز نگهداري مي شوند(وائلي، ۱۳۶۲، ۱۳۵- ۱۳۴)

تعليق مجازات: تعليق اجراي مجازات محكوميت هايي كه قاضي در زمان صدور حكم اجراي آنها را معلق مي دارد. تعليق بر دو نوع است ساده و مراقبتي. مدت تعليق يا مدت آزمايشي از هيجده ماه تا سه سال است موارد آن در قانون ذكر شده و قاضي نمي تواند مواردي را بر آن اضافه كند. اهداف تعليق مجازات عبارت است از: جلوگيري از سوء مصاحبت مجرم با زندانيان سابقه دار، كمك به مجرم براي اجتماعي شدن و بازگشت به زندگي عادي در جامعه، صرفه جويي در هزينه هاي زندان و استفاده جامعه از كار و فعاليت مجرمين مي باشد( وليدي، ۱۳۷۹، ۸ ).

كانون اصلاح و تربيت: مركزي است جهت نگهداري اصلاح و تربيت تهذيب اطفال غيربالغ بزهكار يا بزهكاراني كه كمتر از هيجده سال تمام سن داشته باشند، كه در اين مركز بر حسب نوع واستعداد اين افراد امكانات رفاهي، فرهنگي، حرفه آموزي، بهداشتي و تربيت بدني وجود دارد. كانون اصلاح و تربيت مركزي است كه اطفال بزهكار به حكم دادگاه اطفال براي آموزش علمي و حرفه اي و تربيت و تهذيب اخلاق در آنجا نگهداري مي شوند(گودرزي بروجردي، ۱۳۸۳، ۱۷۲ )
مجازاتهاي بازدارنده: تأديب يا عقوبتي است كه از طرف حكومت به منظور حفظ نظم مراعات مصلحت اجتماع در قبال تخلف از مقررات و نظامات حكومتي تعيين مي گردد؛ از قبيل حبس جزاي نقدي، تعطيل محل كسب، لغو پروانه و محروميت از حقوق اجتماعي و اقامت در نقطه يا نقاط معين و منع از اقامت در نقط و يا نقاط معين و مانند آن( ماده ۱۷ قانون مجازات اسلامي مصوب ۱۳۷۰).

كيفرهاي تكميلي: مجازاتهاي تكميلي مجازاتهايي را گويند كه مجرم علاوه بر محكوميت به مجازات اصلي، بدان نيز محكوم مي شود. مثل كسي كه در ماههاي حرام مرتكب قتل شده، علاوه بر پرداخت ديه به پرداخت يك سوم آن نيز محكوم مي گردد( سپهري، ۱۳۷۳، ۳۷ ).

مجازات تبعي: مجازاتي گويند كه بنا بر حكم اصلي مجرم بدان كيفر مي شود خواه حكم به مجازات اصلي صادر شده باشد يا نه مثل محروميت قاتل از ارث. مجازات بدلي: كيفري است كه در شرايط خاص جاي كيفر اصلي را مي گيرد مانند پرداخت ديه در صورت مصالحه به جاي قتل. مجازات اصلي: قصاص در قتل، حدود، قصاص و تعزيرات است(سپهری، ۱۳۷۳، ۳۶). بايد توجه داشت كه فرق بين كيفرهاي تكميلي و تبعي كه هر دو علاوه بر مجازات اصلي اجرا مي شوند اين است كه در كيفرهاي تكميلي تصريح قاضي ضرورت دارد ولي در كيفر تبعي لازم نيست (جندي، ۹۴۲ ه ق ، ۳۶) .

فصل دوم

تاريخچه، طبقه بندي، انواع و مشروعيت زندان

۲-۱ تاريخچه زندان در اسلام و ایران
۲-۱-۱تاریخچه زندان در اسلام
روایات فراوانی به طرق گوناگون از پیشوایان معصوین (ع) رسیده است که مجازات زندان را برای به کیفر رساندن بزهکار تجویز کرده اند؛ صاحب «دراسات فی ولایه الفقیه» روایات دال بر مشروعیت زندان از طریق شیعه و سنی را اجمالاً مستفیض بلکه متواتر می داند( المنتظري، ۱۴۰۸ه، ج۲،۴۳۱-۴۳۰).
۱) عن ابی عبدالله فی حدیث فی السرقه قال« تقطع الید و الرجل ثم لاتقطع بعد، لکن أن عاد حبس و أنفق علیه من بیت المال المسلمین»( طوسي، استبصار ، ج۴ ، ۲۸۱).

۲) عن زراه عن ابی جعفر(ع) «فی رجل امر رجلاً بقتل رجل(فقتله) فقال «یقتل به الذی قتله و یحبس الامر بقتله فی الحبس حتی یموت» (همان منبع، فروع کافی ، ج۷ ،۲۷۰).
۳) عن علی بن الحسین(ع) فی الرجل یقع علی اخته. قال«یضرب ضربه بالسیف بلغت منه ما بلغت فان عاش خلد فی السجن حتی یموت( حر عاملي، وسائل الشیعه ، ج ۱۸، ۳۸۷).

۴) عن علی (ع) قال « اذا قطع الطریق اللصوص و اشهروالسلاح و لم یاخذوا مالاً و لم یقتلوا مسلماً ثم اخذوا حبسوا حتی یموتوا و ذلک نفیهم من الارض»( بقال، ۳۲۳ ).
* دكتر عطيه مصطفي در كتاب (نظم الحكم بمصرفي عهد الفاطميين ، بي تا، ۲۸۹) مي نويسد : زندان به اين صورت كه ما مي بينيم كه متهم يا مجرم در يك مكان تنگ زنداني مي كنند در زمان پيامبر (ص) و عهد ابوبكر نبود، بلكه در آن دوران زندان عبارت بود از: بازداشت شخص و جلوگيري از تصرفات آزاد. اما اسيران جنگي در حظيره هايي كه در كنار مسجد ساخته مي شد، نگهداري مي شدند چون در زمان عمر تعداد جمعيت رو به ازدياد نهاد، زندان مخصوص جهت نگهداري

افراد در نظر گرفته شد. از اينجا معلوم مي شود كه رسول اكرم (ص) زندان مخصوصي را براي زندان زنها در نظر گرفت، و چون وضع مالي مسلمانها مساعد نبود ناگزير گوشه اي از مسجد را براي اين منظور تعيين كرد. بعداً كه نياز در اين مورد بيشتر شد مسلمان ها ناچار ساختماني را جهت حبس كردن افراد خطاكار اختصاص دادند و در پرتو احكام و شريعت پيامبر(ص) كه مي بينيم فقها صراحتاً فتوي مي دهند كه زندان زنان با مردان و نيز زندان كودكان با بزرگسالان بايد جدا باشد.

* ابن همام حنفی(۱۴۱۲ق، ج۵، ص۴۷۱) می گوید: در آن دوران، مکانی به نام زندان به مفهوم رایج امروز وجود نداشت، بلکه متخلفین، متهمین و اسیران را در مسجد و دهلیز حبس می کردند، تا این که عمر خانه ای در مکه به چهار هزار درهم خرید و آن را به زندان اختصاص داد. البته گفته شده است که در دوران عمر و عثمان نیز زندان به معنای اصطلاحی اش وجود نداشته است و در زمان خلافت امام علی (ع) بود که نخستین زندان ساخته شد.

* زمخشری (۱۴۱۱ق، ۴۰۵) در این باره گفته است : علی(ع) نخست زندانی از نی ساخت و آن را (مانع) یا (نافع) نامید. پس دزدان آن را سوراخ کردند؛ بعد از ان زندان دیگر از گل ساخت وآن را (مخیس) نامید.

عمل زنداني كردن در زمان پيامبر اكرم (ص) معمول بوده بي آنكه مكان خاصي براي اين مقصود اختصاص داشته باشد خانه، مسجد، دالان و مكان هاي ديگر از جمله اين ها بود. هدف اصلي از حبس كردن تهديد آزاديهاي شخص و آمد و رفت او بود. كمي محكومان به حبس موجب شد نيازي به ساختن زندان در اسلام نباشد(شيرازي، ۸۷ ). در زمان پيامبر اكرم(ص)حبس زن و مرد به طور جداگانه انجام مي گرفت.

در زمان ابوبکر، نیز وضعیت به همین نحو بوده و از ساخت زندان و زندانی کردن خبری نبوده است. برخی بر این باورند که نخستین زندان را عمر خلیفه دوم مسلمانان ساخت، چون در زمان ایشان اسلام رو به گسترش نهاد و نیاز به مکانی برای زندای کردن متهمان و متخلفان به طور جدی احساس شد، وی خانه ای از صفوان بن امیه به چهار هزار درهم خرید و آن را به زندان اختصاص داد(مصطفی، بی تا، ۶۸).

در زمان پيامبر (ص) و ابوبكر جايي را در تاريخ به نام زندان نمي شناسيم، در آن دوران متهم را در مسجد حبس مي كردند و طرف دعوي او و يا نماينده اش را، ملازم او قرار مي دادند تا نتواند دست به فرار بزند. منظور پيامبر(ص) از اين عمل اين بود كه متهم از آميزش با ديگران باز دارد، و هر گاه متهم به جايي مي رسيد كه سزاوار حدي از حدود الهي مي شد، فورآً و بدون درنگ در باره اش اجرا مي گرديد، تا اينكه در زمان عمر بن خطاب محلي جهت حبس كردن مجرمان تعيين گشت(صبحي صالح ، بيروت، ۳۲۱ ). زنداني كه عمر بن خطاب تأسيس كرد و بعدا به نام زندان عارم ناميده شد بلكه، به طور قطع محل آن در مكه بوده ولي از نطر تاريخ در كدام قسمت مكه قرار داشته شناسايي نشده است.(وائلي ،۱۳۶۲، ۱۳۱)

آن گونه که از متون تاریخی بر می آید، پيامبر اكرم(ص) اسیران جنگی را در بین مسلمانان تقسیم می کردند و نگهداریشان را به عهده آنان می گذاشتند، در پاره ای اوقات نیز متهمان و اسیران به طور موقت در مسجد نگهداری می شدند و در موارد خاصی آنها را به ستون های مسجد می بستند.(مروتي، ۱۳۸۶، ۱۷۴)
پس از فتح مسلمين احكام كيفري اسلام عبارت بود از قصاص، حدود، ديات وتعزيرات بود، مسائل شرعي و اسلامي عمدتاً در زندانها رعايت نمي شد( قندرو بيجارپس، ۱۳۸۶، ۹۱). با گسترش قلمرو حكومت ها و ايجاد تشكيلات حكومتي استفاده از زندان به صورت يك امر متداول گرديد و نقش مهمي در گسترش حكومت ها و به دست گرفتن قدرت حاكمان (خلفاي اموي و عباسي )گرديد.

در زمان خلافت حضرت علي (ع) براي اولين بار در اسلام زنداني احداث شد كه نافع نام داشت و زندان ديگري مخيس نام داشت(وائلي، ۱۳۸۶، ۸۳). زندان در عهد آن حضرت (ع) بر اساس شريعت اسلامي و توجه به حقوق و شخصيت زندانيان بود.
زندان در عصر بني اميه تغيير كرد تبديل به كانوني براي مخالفان سياسي بني اميه شد. عمر اقدام به ساختن زندان نكرد او مسجدي خريد و از او براي زندان استفاده كرد( قندرو بيجارپس، ۱۳۸۶، ۸۴-۸۳ ).

معاويه نخستين كسى بود كه براى زندانها شيوه و روشى ثابت پايه‏گذارى كرد در روزگار معاويه زندانها به چهره كامل خود درآمد و مجهز به نگهبان(زندانبان) شد(ساكت، ۱۳۶۱، ۳۷۹ ). در زندانهاي معاويه كتك زدن زندانيان كار رايجي بود، كمبود غذا و آب وساير امكانات مورد نياز، تفكيك ميان زندانيان وجود نداشت. عمربن عبدالعزيز در اين زمان سعي كرد مسائل شرعي در ميان زندانيان را رعايت كند( قندرو بيجارپس، ۱۳۸۶، ۸۶ ).

به تدريج زندان به عنوان ابزار قدرت در اختيار خلفاى اموى قرار گرفت و زندان توام با شكنجه جايگاه وسيع و مهمى نزد خلفاى اموى و پس از آن، عباسى پيدا نمود. به فاصله كوتاهى پس از استقرار مذهب اسلام، خلفاى اموى و عباسى، براى از بين بردن مخالفان خود اصول حقوق جزاى اسلامى را ناديده گرفته و به قتل و ضرب و حبس مخالفين پرداختند. از جمله قتل ائمه اطهار(عليهم السلام) از طرف خلفا لكه ننگى است ‏بر دامن تاريخ كه هرگز زدوده نخواهد شد( محسني، ۱۳۸۷، ۱۰۷).
در شهرهاى مهم آن زمان همچون مكه، مدينه، كوفه، شام، بصره و … زندانهاى مخوفى وجود داشته است، مخوف‏ترين زندانهاى دوران بنى‏اميه را زندان حجاج بن يوسف ثقفى ذكر نموده‏اند(نهج البلاغه، ترجمه علي دشتي، ۱۳۷۸ ،۲۲۷ ).

وائلى(۱۳۶۲، ۳۹۲) به نقل از مروج‏الذهب مسعودى آورده است: «حجاج مرد در حالى كه در زندان او پنجاه هزار مرد و سى هزار زن وجود داشت و حجاج همه آنها را در يك زندان حبس كرده بود» در اين زندانها هيچ تفكيكى وجود نداشت و زندانيان در زير گرماى شديد هوا، تحت آزار و شكنجه قرار مى‏گرفتند.
زندان در عصر بني عباس كه همان روش امويان را ادامه داد؛ گر چه امويان با شعار دفاع از اسلام بر سر كار آمدند تعداد زندانها در اين عصر به دليل وسعت كشورهاي اسلامي زياد بود، گسترش زندانها بيشتر جنبه سياسي داشت. در اين زمان علاوه بر زندانهاي عمومي خليفه و سران ديگر كشورها داراي زندان

هاي خصوصي بودند، اين زندانها اختصاص به اقشار خاصي مثل بستگان نزديك خليفه داشت، زندانهاي خصوصي كه اتاق هاي تاريك و نمناك يا چاههاي عميق بود در آنجا زنداني با مار و سوسمار، ساير حشرات موذي و حيوانات نگهداري كرده ودر عرض چند ساعت يا چند روز از بين مي رفتند. در اين زمان هر زندان براي خود نظام مخصوص داشت؛ در عين حال تفكيك زندانيان از لحاظ جنسيت مجرم و جرايم ارتكابي رعايت مي شد. علت زنداني كردن افراد جنبه سياسي داشت، نحوه رفتار با زندانيان به شكل اسفناكي بود، انواع شكنجه هاي اسفناك در مورد آنها به كار برده مي شد گاهي اوقات چشمهاي زندانيان از حدقه بيرون مي

آوردند. عوامل آزادي اموري از قبيل شكستن در و ديوار زندان يا رهايي از طريق وساطت و شفاعت بود. (قندرو بيجارپس، ۱۳۸۶، ۸۸).
دهه‏هاى نخست صدر اسلام را مى‏توان دوران طلايى احترام به كرامت انسانى ناميد يعني اين دوران، حقوق زندانيان با توجه به سيره پيامبر اكرم (ص) و حضرت على (ع)رعايت مى‏شده است. بر كسى پوشيده نيست كه در زمان شهادت حضرت على (ع) تنها يك زندانى وجود داشته است و آن، قاتل آن حضرت بوده است.

در سال ۸۱۳ ميلادي در مجمع روحانيون مسيحي در رم مقررات مربوط به اداره زندانها به تصويب رسيد؛ و طرحي شد كه زندانها بايد جنبه ندامتگاه داشته باشد و براي نيل به اين هدف زندانيان را به سيستم انفرادي نگهداري شده و به آنان كاردستي آموخته شود، اجازه خواندن كتب مذهبي را داشته باشند و روحانيون در زندانها زندانبان را ملاقات و با نصايح سودمند آنها را به راه راست هدايت كنند. در اجراي تصميمات مذكور در همان سال اولين زندان به سيستم انفرادي در رم بنا گرديد(قندرو بيجارپس، ۱۳۸۶، ۱۰).

۲-۱-۲ تاريخچه زندان در ايران
مجازاتها در ايران باستان بسيار شديد و توأم با قساوت و شقاوت بود حبس كردن نيز در كنار مجازاتهايي مانند اعدام، زنجير كردن و تازيانه زدن اجرا مي شد؛ حبس جزء مجازاتها نبود، بلكه وسيله اي براي از ميان بردن بي سروصداي اشخاص بلند مرتبه بود كه وجودشان براي پادشاه و كشور خطر داشت. در دوره هاي باستان در ايران توقيف مقدماتي ممكن بود تا مدت غير محدودي دوام پيدا كند. «قلعه فراموشي» كه نوعي « قلعه باستيل» بود مخصوص نابود كردن بي سر و صداي مجرمان سياسي بود(راوندي، ۱۳۶۸، ۱۹ ).

مجازات حبس در دوره قاجار بسيار دردناك بود، زندان در ايران مانند ساير كشورها وسيله اي براي سلب آزادي است ولي ممكن است عواقب سختي هم داشته باشد.اگر زنداني نتواند هزينه زندگي خود را بدهد بايد از گرسنگي بميرد. در نقاطي كه زندان وجود ندارد براي توقيف مجرمين معمولاً از كند و زنجير استفاده مي كنند، به هر ساق پاي محكوم دو قطعه بزرگ چوب از يك سو به زنجير آهني و از سوي ديگر به قفل محكمي متصل مي كردند مي بندند (قندرو بيجارپس، ۱۳۸۶، ۹۲).
در زمان پهلوي روش اداره زندان ها و برخورد با زنداني غير قانوني و مخالف با شريعت اسلام بود؛ گناهكار و بي گناه محبوس در زندان زير كتك و شكنجه قرار مي گرفتند، خصوصاً زندانهاي سياسي طاغوت زمان محمد رضا شاه صحنه وحشيانه ترين رفتارهاي ضد انساني رژيم پهلوي بود، در زندانهاي اين زمان اموري از قبيل: بازداشت زايد بر مدت، زدن فحاشي و شكنجه هاي ديگر، جلوگيري يا سخت گيري در كيفيت ملاقات زندانيان با خانوادهايشان، دادن اطلاعات غلط به ملاقات كنندگان در خصوص وضعيت زنداني مثل تيرباران شدن زنداني، وجود جو خفقان و اختناق در زندانهاي طاغوت، بازجويي مكرر از زندانيان و تفتيش وسايل شخصي آنها، ممانعت از بازديد سازمانهاي بين المللي از زندانها و زندانيان( همان منبع، ۹۶ ).

در زمان مشروطيت پادشاهان ايران مجرمين و مخالفين و دشمنان خويش را زنداني نموده و بي رحمانه ترين شكنجه ها را در مورد آنها روا مي داشتند حتي خانواده زندانيان را در معرض آزار و شكنجه قرار مي دادند(قندرو بيجارپس، ۱۳۸۶، ۹۷ ).

آنچه كه از اسناد و مدارك به دست مي آيد تا اوايل ۱۳۳۲ زندان مخصوص نسوان(زنان) در ايران وجود نداشته است. زيرا تا سال ۱۳۳۲ زندان نسوان عبارت بود از يك خانه اجاره اي در يكي از محلات شهر تهران كه داراي حياط بزرگ و اتاق هاي متعددي بود، ولي در تاريخ فوق يعني سال ۱۳۳۲ به علت گراني اجاره منزل، اداره زندانها تصميم گرفت كه زندانيان زن را به زندان قصر منتقل نمايد. بنابراين بلافاصله حيات دارالتأديب كه در گوشه شمال غربي زندان قصر وجود داشت تخليه شد و در اختيار زندان زنان قرار گرفت( طباطبايي ، ۱۳۳۴به نقل گودرزي بروجردي، ۱۳۸۳، ۱۷۰).

بنابراين در مفهوم اساسي زندان مكان مدخليتي ندارد؛ بلكه آنچه مهم است جلوگيري از تصرفات آزادانه فرد مي باشد در قديم زندان بيشتر براي نگهداري موقت كساني بود كه در انتظار محاكمه و اجراي حكم اعدام و با انواع مجازاتهاي بدني، يا بدون آنكه مدتي براي دوران زندان آنها تعيين شده باشد و در دخمه هاي سرد و تاريك تا زمان مرگ زودرس آنها رها مي شدند، گاهي اوقات هم به خاطر پرداخت جريمه زنداني مي كردند آنقدر آنها را نگه مي داشتند تا خويشان و دوستان پول لازم را جمع آوري كرده موجبات آزادي زنداني را فراهم مي كردند(صانعي ،۱۳۷۱ ، ۱۳۲).

شكل هاي گذشته زندان بيشتر از جنبه بازداشتي برخوردار بود و در جهت اجراي برخي اقدامات تنبيهي به كار برده مي شد؛ در حاليكه امروزه بيشتر زندانها مكاني براي نگهداري مجرمين و به كار بردن برنامه هاي اصلاحي و تربيتي است در عين محدود ساختن آنها تبديل شده اند.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سال ۱۳۵۷ به مسائل مربوط به زندانيان توجه زيادي مي شد با توجه به مسائل انساني و اسلامي و اهداف مجازات قوانيني در باره نحوه رفتار با زنداني، روش اداره زندانها، حمايت از زندگي در حين گذراندن محكوميت و بعد از آن و غيره وضع گرديد. در تاريخ ۱۷ ارديبهشت ۱۳۶۱آيين نامه زندانها تحت عنوان آيين نامه امور زندانها و اقدامات تأميني و تربيتي كشور در شوراي عالي قضايي تصويب گرديد. با شكل گيري انقلاب و به دستور امام خميني(ره) كه فرمودند: زندان بايد به دانشگاه تبديل شود زندان چهره تازگي به خود گرفت و به منظور نيل به اين هدف مقدس سازماني تحت عنوان سازمان زندانها و اقدامات تأميني و تربيتي در اواخر خرداد سال ۱۳۶۴ بوجود آمد كه در جهت اجراي صحيح مجازات حبس يكي از ضروريات انقلاب اسلامي محسوب مي شد(قندرو بيجارش ، ۱۳۸۶ ،۹۷ ).