مقدمه
باغ ایرانی همیشه در روح و خاطرههای ازلی قوم ایرانی وجود داشته است. بهقول آرتور آپهام پوپ، در گوشۀ ذهن هر ایرانی، باغی نهفته است )جواهریان ۱۳۸۳، .)۱۰ در این عرصه، معمار با بهکارگیری عناصر ثابت فیزیکی، معنایی رؤیایی و خیالپردازانه را مجسم کرده و آوای درون خود و بهشت آرمانی آیینش را به تصویر میکشد؛ بهطوریکه «پردیس این جهان در ایران، همواره مظهر سایه و ظلّ فردوس برین شناخته میشد» )نصر ۱۳۸۳، .)۲۰۳ این پدیدۀ مقدس که گویای نیازهای روزمره، کاربردی، معنایی و انتزاعی است، مستلزم بازاندیشی و بازشناسی در دو زمینۀ ماده و معنا و نیز پیوند آنها به یکدیگر است. بازخوانی مفاهیم نهفته در بطن باغهای ایرانی، نیازمند شناخت آیین مذهبی و دیدگاه آنها نسبت به طبیعت و شناخت شاخصههای اصلی بهشت آرمانی در هریک از آنهاست؛ زیرا باغهای ایرانی در حقیقت، تجسّم عینی و زمینی از بهشت آرمانی ادیان مختلف بودهاند.

عناصر ثابت و ارکان اصلی باغسازی چون آب و گیاه و ساختمان، بهعنوان مادۀ اصلی تجسّمبخشی کالبدی به باورهای مذهبی در راستای خلق بهشتی آرمانی روی زمین بودهاند. این عناصر ثابت با تغییر عقاید مذهبی و باورهای دینی در قالب الگوهای متفاوتی به منصۀ ظهور درآمدهاند. همین تفاوتهای کالبدی دلیلی محرز بر نقض باورهایی نادرست مبنی بر ثبوت و تداوم هویتی و ساختاری باغ ایرانی در طول زمان است.

متن حاضر تالشی است در راستای بررسی تحوالت کالبدی و الگوی باغسازی در گذر از دوران ساسانی به اسالمی

و تأثیر باورهای زرتشتی و اسالمی در شکلگیری این تفاوتها. در این باره، ابتدا به بررسی تفاوتهای کالبدی موجود میان آثار این دو دوره، از قبیل درونگرایی و برونگرایی، سلسلهمراتب دسترسی به باغ، موقعیت قرارگیری و تعدد طبقات کوشک، موقعیت مکانی باغ و… پرداخته و در ادامه، به بیان دالیل این تمایزات بر مبنای اصول نظری

و اعتقادات مذهبی مرتبط با بهشت آرمانی میپردازیم. بر این اساس، حکمت شکلگیری الگوهای نسبتاً متفاوت باغسازی دوران ساسانی و اسالمی مشخص میشود.

دربارة مصادیق باغهای ساسانی و باغهای اسالمی مورد بررسی گفتنی است كه اگرچه از باغهای دوران ساسانی اثر در خور توجهی بهجای نمانده است، میتوان الگوی کلی و ویژگیهای هندسی ـ فضایی آنها را از معدود کاخها
و حتی معابد بزرگ آن دوران استخراج و بازسازی کرد. در این تحقیق، مهمترین باغهای ساسانی مورد بررسی، کاخ باغهای مهم سروستان و عمارت خسرو و کاخ فیروزآباد )بنا بر تفسیر مرحوم پیرنیا که آن را کاخ اردشیر مینامد( انتخاب شدهاند. از میان معابد و آتشکدهها هم نمونههایی همچون تخت سلیمان میتواند از این زاویه نیز بررسی شود؛ در حالیکه گمانهای قابل اعتنایی در تایید آتشکده بودن فیروزآباد وجود دارد. در بیشتر این بناها از نظام سازماندهی میانسرا و پیرامون ساختمان میتوان الگوی کلی طبیعتگرایی و باغسازی درونی و بیرونی ساختمان را شناخت و تحلیل کرد. باید توجه داشت گمان باغ بودن معابد ساسانی از آن جهت دنبال شده که در آنها حساسیت طبیعتگرایانة ویژهای وجود دارد. مصادیق بررسیشده در کنار یک چشمة آب و در یک موقعیت توپوگرافی مهم و با چشماندازهای بیرونی قابل اعتنا شکل گرفتهاند. به همین سبب، واکنش معمار در این معابد نسبتبه طبیعت اهمیت

ویژه مییابد. در حقیقت، باغ معبد ساسانی حاصل پارادوکسی از طبیعتگرایی و طبیعتگریزی است که در مباحث بعد، دقیقتر بررسی خواهند شد. در خصوص باغهای دوران اسالمی، با توجه به نمونههای زیاد باقیمانده، هیچیک از این ابهامات مصداقی وجود ندارد و از میان آنها، چند کاخ باغ مهم و اصیل همچون باغ فین و باغ هشت بهشت میتوانند مورد بررسی قرار گیرند. همین وسعت شواهد موجود ما را از مراجعه به گونههای نادرتر باغهای آیینی ایرانی اسالمی همچون باغ مزارها و… بینیاز میکند.

.۱ بررسی تطبیقی درونگرایی و برونگرایی باغهای دوران ساسانی و اسالمی

بررسی مصادیق مختلف باغسازی دوران ساسانی و اسالمی، حاکی از وجود تفاوتهای کالبدی آشکار میان آثار این دو دوره، از منظر درونگرایی و برونگرایی کوشک نسبتبه باغ و باغ نسبتبه اطراف مجموعه است. تفاوت در درونگرایی و برونگرایی باغهای این دو دوره، در قالب موارد زیر قابل تبیین است:

الف. اغلب کاخها و معابد۱ دوران ساسانی بهواسطۀ دیوارهایی قطور و عظیم که در بیشتر موارد، همچون دیوار دژ و فاقد بازشو و گشودگی هستند، درونگرا بوده و از طبیعت پیرامون خود جدا شدهاند. در این ساختمانها، اتاقها عمدتاً گسسته از محوطه هستند و بازشوهای آنها چه از داخل و چه از خارج، از قاعدههای زیباییگرا یا طبیعتگرایانۀ منظری تبعیت نمیکنند. درونگرایی و گسست میان ساختمان کاخ/ معبد و باغ در بسیاری از آثار این دوران، ازجمله عمارت خسرو، آتشکدۀ فیروزآباد و تخت سلیمان، کامالً مشهود است )تصاویر ۲ـ.)۳ در این بناها دیواری صلب، دورتادور اتاقهای کاخ/ معبد را فراگرفته و مجموعهای کامالً درونگرا بهوجود آورده است. تنها ارتباط این کوشکها با محیط اطراف از طریق ایوانی است که در بیشتر مواقع مشرف بر سکویی وسیع است. با وجود این، در برخی از آثار از قبیل باغـ کاخ سروستان، شاهد گشودگیهای متعددی در بدنۀ کوشک هستیم )تصویر .)۱ باوجود بازشوهای متعدد، این کاخ بعد درونگرای قویتری در قیاس با برونگرایی دارد؛ زیرا این گشودگیها صرفاً بهعنوان فضای دسترسی بوده و برخالف

کوشکهای دوران اسالمی، با ابعاد محدودشان ارتباط بصری چندان قوی با محیط پیرامونی برقرار نمیکنند.

تصویر :۱ کاخ سروستان؛ تعداد گشودگیهای این کاخ در قیاس با مصادیق

قبلی بیشتر است؛ اما ابعاد محدود بازشوها و ارتباط بصری ضعیف با اطراف، تصویر :۲ کاخ عمارت خسرو، این ساختمان بهواسطۀ دیوارهای صلب پیرامون

تأثیر چندانی بر برونگرایی آن ندارد. میتوان اظهار کرد که این ساختمان

بعد درونگرای قویتری نسبت به برونگرایی دارد. منبع: بیر ۱۳۸۵، ۱۴۱
ً
و ابعاد و اندازۀ محدود بازشوها، کامال درونگراست. منبع: بوسایلی ۱۳۸۳، ۴۸

دو فصلنامه معماری ایرانی شماره ۵ ـ بهار و تابستان ۹۳

۵۹

تصویر :۳ آتشکدۀ فیروزآباد؛ این ساختمان بهواسطۀ دیوارهای صلب پیرامون
تصویر :۴ الگوی کلی باغسازی دوران ساسانی از منظر درونگرایی و
و ابعاد و اندازۀ محدود بازشوها، کامالً درونگراست. منبع: بوسایلی ۱۳۸۳، ۴۰ برونگرایی کاخ نسبتبه باغ

علیرغم باغـ کاخها و باغـ معابد دوران ساسانی، در دوران اسالمی کوشکها بهواسطۀ گشودگیهای فراخ، ارتباط بسیار تنگاتنگی با طبیعت پیرامونی برقرار کرده و محیط را به درون خود راه میدهند. در این دوران، تفکیک و ایجاد گسست میان فضای درون و برون توسط دیوارهای پیرامونی مفهومی نداشته و گشودگیهای متعدد و فراخ رو به باغ، زمینۀ امتزاج باغ و کوشک را فراهم آوردهاند. باغ هشتبهشت یکی از زیباترین باغهای دوران اسالمی است که کوشک آن با گشودگی از چهار طرف کامالً برونگراست.۲ این کوشک دو طبقه که دارای سه ایوان در سه ضلع است، با گشودگیها و ایوانهای رو به باغ، طبیعت را به فضای داخل راه داده و گویی بهشتی کوچکتر در فضای اقامت انسان )کوشک( خلق کرده است. این امر با تعبیۀ آبنمای میانی تشدید شده است )تصویر .)۵ الگوی ارتباطی کوشک و طبیعت در باغهای دوران اسالمی متغیر است؛ بهطوریکه «بهرهگیری از طراحی ارگانیکتر و همسانتر با طبیعت، در باغسازی قصر شیراز نسبت به قصر قجر وجود دارد، بهگونهای که باغ تخت طبق الگوهای ارتباطی میان باغ و طبیعت، دارای الگوی باطبیعت است؛ اما باغ قصر قجر برخالف بسیاری از باغهای ایرانی به الگوی برطبیعت نزدیک شده است» )اعتمادیپور و بهرامیان ۱۳۹۱، .)۹۶

باغ فین از دیگر باغهای دوران اسالمی است که کوشک اصلی آن دارای دو طبقه بوده و با گشودگیهایی که همراستای درهای ورودی است، کامالً برونگراست. در اینجا نیز شفافیت بارزی از تمامی اتاقهای هر دو طبقه به باغ وجود دارد. عرض وسیع راه باغ هرگز توسط ساختمان قطع نشده و از میان ساختمان تا سوی دیگر باغ به همراه نهر عریض و حوض وسیع میانی نشان از امتداد طبیعت به درون ساختمان دارد. بهراستی این کوشک به هیچ وجه امتداد طبیعت و حرکت درون باغ را قطع نکرده و حتی بر سکوی بلند نیز قرار ندارد و اینهمه سبب تفاوت بارز بین این باغ با باغهای ساسانی قبل از اسالم دارد. بهنظر میرسد غلط نباشد اگر بگوییم خصلت طبیعتگرایی این کوشک، به باغهای ژاپنی بیش از باغهای اسالمی شبیه است )تصویر.)۶

تصویر :۵ کوشک هشتبهشت اصفهان و فین کاشان، منبع: .URL1 تصویر :۶ این کوشکها با
تصویر :۷ الگوی کلی باغسازی دوران اسالمی از

دو فصلنامه معماری ایرانی
شماره ۵ ـ بهار و تابستان ۹۳ گشودگیهای وسیع چهار طرفه بهسوی باغ کامالً برونگرا هستند، منبع: URL2
منظر درونگرایی و برونگرایی کوشک نسبت به باغ

۶۰

ب. در بیشتر کاخهای دوران ساسانی، ایوان رو به باغ تنها گشودگی و مسیر دسترسی به ساختمان است. ایوان از نظر کارکردی به دو گروه تقسیمبندی میشود: نخست ایوانهایی که بهعنوان یک فضای اصلی از آنها استفاده میشود؛ دوم ایوانهایی که نقش یک فضای رابطه را بر عهده دارند. این ایوانها نیز ممکن است بین حیاط و یک فضای محصور یا میان یک فضای معماری و یک فضای شهری رابط باشند. ایوانهای رابط را اغلب پیشطاق نیز مینامیدند )سلطانزاده ۱۳۷۷، .)۱۴۴ با بررسی مصادیق ساسانی میتوان اظهار داشت که ایوان و فضای نیمهباز با عرض نسبتاً کم که در کنار فضاهای اصلی شکل گرفته است، برای تنظیم پیوند بین انسان با طبیعت اصالت ندارد و صرفاً بهعنوان یک مسیر عبوری عمل میکند و بر طبق تقسیمبندیهای مذکور میتوان آنها را در دستۀ دوم )فضای ارتباطی( جای داد۳ )تصویر .)۸ در نگاه اول و با مبنا قراردادن خانهها و قصرهای بعد از اسالم انتظار میرفت که ایوانهای بزرگی در اطراف حیاطهای درونی، برای بهرهمندی از طبیعت وجود داشته باشد؛ درحالیکه چنین نیست. برخی از این کاخها نظیر عمارت خسرو، فاقد ایوان رو به حیاط هستند. برخی آثار ازجمله کاخ سروستان نیز دارای ایوانی رو به حیاط درونی هستند که در کنار فضای اصلی قرار نگرفته است.

در دوران اسالمی، ایوان عالوه بر تأمین دسترسی، بهعنوان یکی از اندامها و عناصر اصلی کوشک مطرح شد. در تقسیمبندی مذکور، این ایوانها در دستۀ نخست )ایوان بهعنوان فضای اصلی( جای میگیرند. برخالف دوران ساسانی، ایوانهای متعدد رو به باغ، زمینۀ دسترسی و ارتباط بصری کاربران با طبیعت اطراف را فراهم میکند )تصویر .)۹

تصویر :۸ موقعیت ایوان در کاخ های ساسانیـ تقریباً
تمامی کاخهای
تصویر :۹ موقعیت ایوان در کوشکهای دوران اسالمیـ در کوشکهای
دوران ساسانی )بهاستثنای برخی موارد( از این الگو تبعیت میکنند و
دوران اسالمی ایوانهای متعدد عالوه بر تأمین دسترسی، بهعنوان یکی از
ایوان در آنها فقط نقش یک فضای عبوری را دارد.
اندامهای اصلی مطرح بوده و منظری زیبا رو به باغ را نیز فراهم میآورند.

ج. درونگرایی و برونگرایی باغ نسبتبه زمینهای اطراف، از دیگر موارد ایجاد تمایز میان الگوی باغسازی ساسانی و اسالمی است. در دوران ساسانی، با وجود ارتباط میان کاخ/ معبد و باغ که ارتباطی گسسته است، عدم وجود حایل و مرزی مشخص در اطراف مجموعه، باعث امتزاج حریمها شده و رابطهای پیوسته میان باغ و زمینهای اطراف بهوجود آورده است )تصویر .)۱۰

برخالف الگوی رایج در دوران ساسانی، درونگرایی و محرمیت یکی از اصول مهم در طراحی و ساخت باغهای اسالمی است۴ که گاه با دیوارهای بلند و قلعهها، گاه با چینهای کوتاه و گاه حتی با دیوارهای مشبّ ک تأمین شده است و هر بار روشهای مورد استفاده بسته به اقلیم محل و میزان امنیت و زمان ساخت تغییر کردهاست. دیوارهای پیرامونی و سردرها مهمترین عناصر بهکاررفته برای تعریف حریم باغهای دوران اسالمی بودهاند )نورانی .)۱۳۸۷ این حریمها گسستی آشکار میان باغ و محوطه اطراف آن بهوجود آورده و آن را نسبت به اطرافش کامالً درونگرا کردهاست )تصویر .)۱۱

دو فصلنامه معماری ایرانی شماره ۵ ـ بهار و تابستان ۹۳

۶۱

تصویر :۱۰ الگوی کلی روابط میان کاخ/ تصویر :۱۱ الگوی کلی روابط میان کوشک،
معبد، باغ و اطراف مجموعه باغهای ساسانی
باغ و اطراف مجموعه باغهای اسالمی

د. یکی از الگوهای مشترک تبیین پذیر برای باغـ کاخها و باغـ معابد ساسانی، گنبدخانۀ تنگ و تاریک، دارای چهار بازشو محوری و محدود و با عرض کمتر از دو متر است که فقط نقش معبر را ایفا کردهاند و برخالف بازشوهای کوشکهای دوران اسالمی، فضایی برای نشستن و بهرهمندی از چشمانداز طبیعی را فراهم نمیآورند.۵ تقریباً در تمامی مصادیق دوران ساسانی، گنبدخانۀ اصلی ساختمان، فضایی نسبتاً تاریک است که این ایوانها عمدتاً از یک سو به ایوان و سمت دیگر به حیاط روبازی ختم میشوند که توسط اتاقهای پیرامونی محصور شده است )تصویر .)۱۲ برخالف این ساختار، گشودگیهای چهارطرفۀ کوشکهای دوران اسالمی عالوه بر ایجاد فضای دسترسی، دیدی بسیار زیبا رو به باغ ایجاد میکنند )تصویر .)۱۳

دو فصلنامه معماری ایرانی شماره ۵ ـ بهار و تابستان ۹۳

۶۲

تصویر :۱۲ الگوی فضای اصلی کاخـ باغ و باغـ معبد دوران ساسانی؛ گشودگیهای تصویر :۱۳ الگوی فضای اصلی کوشکهای دوران اسالمی و گشودگیهای

موجود در بدنۀ این فضا عموماً از یک سو به حیاط اندرونی، از طرفین به فضاهای آن؛ این گشودگیها عالوه بر ایجاد فضای دسترسی دیدی زیبا رو به باغ

سرپوشیده و از یک سمت به ایوان ختم می شود و فقط نقش معبر دارند. ایجاد میکنند.

ه. از دیگر الگوهای مرتبط با مقوله درونگرایی و برونگرایی میتوان به حیاطهای درونی کاخـ باغها و باغـ معابد ساسانی اشاره کرد. این ساختمان ها رابطۀ خود را با طبیعت در قالب یک حیاط درونی و یک محوطۀ بیرونی تنظیم میکنند؛ حیاطهای مرکزی در بسیاری از آثار از قبیل کوشک سروستان، کاخ فیروزآباد، عمارت خسرو و… قابل مشاهده است.
کاخ سروستان در قسمت جنوب شرقی شامل مجموعه اتاقهایی رو به حیاط مرکزی است که کامالً درونگراست. در عین حال، اتاقهای پیرامونی با تقسیمات سهتایی، کامالً مستقل بوده و عالوه بر ارتباط با اتاقهای مجاور، به فضای بیرون نیز دسترسی دارند )تصویر .)۱۴

عمارت خسرو نیز همانند کاخ فیروزآباد از بخشهای خصوصی و عمومی تشکیل شده بود. پشت اتاق گنبددار یک صحن ستوندار با ایوانی بزرگ قرار داشت. خانههای اختصاصی تشکیل شده بود از تعدادی خانههای سنتی حیاطدار و واحدهای مسکونی ساده و نسبتاً کوچک که معموالً تنها یک ایوان بهسمت شرق داشت )هرمان ۱۳۷۳، )۱۴۷ )تصویر۱۵ـ.)۱۶

باغـ معبد تخت سلیمان نیز دارای حیاط درونی بهشکل مستطیل و به ابعاد ۵۰×۲۵۰ متر است که دورتادور دریاچه و آتشکده را فرا گرفته است )تصویر