چکیده

جوزف نای برای اولین بار اصطلاح قدرت نرم را درسال۱۹۹۰درکتاب جهش برای رهبری به کاربرد و افق نوینی در فهم و تبیین مسائل راهبردی، به ویژه درمطالعات بین الملل گشود. قدرت نرم واژه ای است که در نظریه های روابط بین الملل برای توصیف توانایی یک مجموعه سیاسی، مانند دولت به کار می رود، توانایی که به طور مستقیم و یا غیر مستقیم بر رفتار یا منافع سایر ملت ها و نهاد های سیاسی از طریق شیوه های فرهنگی و ایدئولوژیکی تأثیر گذار است. در منابع و آموزههای اسلامی و دینی ما و به ویژه در کلام و اندیشههای حضرت امام خمینی(ره) هم میتوان مؤلفههای مادی قدرت نرم و هم ابعاد معنوی آن را با توجه به بافت جامعه اسلامی استخراج کرد. در نوشتار حاضر ابتدا به بررسی مفهوم قدرت نرم در ادبیات سیاسی موجود که تحت تأثیر آثار جوزف نای میباشد، پرداخته و سپس با توجه به بیانات، راهبردها و رهنمودهای امام خمینی(ره) به بررسی منابع و ابزارها و آسیبهایی که در قدرت نرم موجود است، پرداختهایم.

هدف از انجام این پژوهش بررسی تطبیقی مؤلفه های قدرت نرم از دیدگاه جوزف نای و امام خمینی(ره) میباشد، روش به کار برده شده در این پژوهش تطبیقی _ مقایسهای است، روش جمع آوری داده ها استنادی، کتابخانهای میباشد.

واژه های کلیدی: قدرت – قدرت نرم – روابط بین الملل – امام خمینی(ره) – جوزف نای.

-۱ مقدمه

میتوان گفت با طرح مفهوم قدرت نرم تحول جدیدی در تعاریف و برداشتهایی که در زمینه قدرت وجود داشت صورت گرفته است. به عبارتی مفهوم قدرت نرم باعث تغییراتی در نظریه قدرت، منابع قدرت و حتی ابزارهایی که در اعمال قدرت مورد استفاده قرار میگیرند شده و آنها را مورد باز خوانی و باز تولید قرار داده است. با توجه به توضیحات بالا، میتوان گفت: در عصر کنونی با یک تغییر اساسی در چهره قدرت مواجه هستیم. البته باید به این نکته نیز اشاره کنیم که این تغییر در چهره قدرت که به سبب تحت تأثیر قرار گرفتن آثار جوزف نای صورت گرفته است، در یک فضای فکری خاصی شکل گرفته که می توان از آن به تفکر غربی در سیاست یاد کرد.

نای در سال ۲۰۰۴ اعتقاد داشت که از نظر منابع، قدرت نرم ابزاری برای ایجاد چنین جاذبهای هستند. این تعریف دارای انتقاداتی است و مفهوم یا کاربرد آن قانع کننده نیست. به عنوان مثال، یکی از نویسندگان کانادایی ادعا کرد که تعاریف قراردادی قدرت سخت و نرم مناسب جامعه کانادا نیستند و چنین تحلیلی موجب سردرگمی میشود. تلاش برای پیوند مفهومی با رویکرد آمریکایی برای چشم انداز سیاسی کانادا مشکل آفرین است. (۲۰۰۵, Smith Windsor)

اگر چه مفهوم قدرت نرم در سال ۱۹۹۰ توسط جوزف نای مطرح شده است، اما میتوان ریشههای آن و نمونههایی که در طول تاریخ کانون توجه دولتها و ملتهای مختلف بوده است را مشاهده کرد. در عصر پسامدرنیسم دین و معنویت جایگاه از دست رفته خود را دوباره در حال بدست آوردن است و بار دیگر ارزشهای دینی و معنوی از تأثیرگذاری عمدهای در مناسبات وتصمیمات جهانی و منطقهای برخوردار شده است. در این راستا، آنتونی گیدنز معتقد است: در گذشته مارکس، وبر و دورکیم فرایند عمومی جهان را به سمت سکولاریزاسیون میدیدند ولی از آغاز دهه ۸۰ و با پیروزی انقلاب اسلامی شاهد معکوس شدن این فرایند هستیم، یعنی فرایند عمومی جهان به سمت دینداری پیش میرود (آنتونی گیدنز،(۷۵:۱۳۷۴ این مطلب به ما میگوید که از مفهوم قدرت نرم می توان در تفکرات، اندیشهها و مکتبهای دینی نیز استفاده کرد. از جمله این تفکرات میتوان به اندیشههای امام خمینی(ره) اشاره کرد، از آنجا که ایشان تسلط و مهارت بالایی بر منابع و مفاهیم دینی داشتند، می توانیم منابع و ابزارها و آسیبهای قدرت نرم را از اندیشه و سخنرانیهای ایشان استخراج کنیم.

با توجه به تغییر ماهیت قدرت در عصر حاضر و اهمیت روزافزون قدرت نرم در ادبیات سیاسی موجود، با وجود پژوهش-های بسیاری که در این زمینه صورت گرفته است، این نوشتار در صدد است به بررسی تطبیقی مؤلفههای قدرت نرم از دیدگاه امام خمینی( ره) و جوزف نای بپردازد، سؤال اصلی پژوهش این است که تفاوت دیدگاه امام خمینی(ره) و جوزف نای پیرو مفهوم قدرت نرم چیست؟ با وجود تشابهات در عوامل مادی قدرت نرم از نظر آنها علت تفاوت دیدگاهایشان در چه چیزی می باشد؟ در پاسخ، می توان گفت آنچه دیدگاههای امام خمینی (ره) را از جوزف نای متمایز میکند، تأکید بر ابعاد معنوی قدرت نرم، با توجه به بافت اسلامی کشور ایران و جوامع مخاطب میباشد. در آغاز مفاهیم مربوطه را تعریف، سپس به بررسی مفهوم قدرت نرم در ادبیات سیاسی موجود که تحت تأثیر آثار جوزف نای میباشد، پرداخته و سپس با توجه به بیانات، راهبردها و رهنمودهای امام خمینی(ره) به بررسی منابع، ابزارها و آسیبهایی که در قدرت نرم موجود است، پرداخته میشود.

-۲ قدرت

قدرت (power) از مقولههای بنیادین فلسفه سیاسی است که درباره آن مطالب بسیاری نوشته شده است. اما هیچ تعریفی از آن وجود ندارد که به طور عمومی مورد توافق باشد. بنابراین تعریف قدرت هنوز به عنوان موضوعی مورد مجادله باقی مانده

است. (راش، (۴۱ :۱۳۷۷ اما قدر مطلقی که از تعاریف قدرت، میتوان بدست آورد، این است که قدرت، مهمترین مفهوم سامان بخش سیاست و دانش سیاسی است. به لحاظ لغوی قدرت را بایستی در مفاهیم توانستن، توانایی داشتن و همچنین صفتی که تأثیر آن بر وفق اراده باشد جستجو کرد. به عبارت دیگر، قدرت به معنی توانایی یا توانمندی است که میزان تأثیر بالقوه یا بالفعل یک فرد یا شئ بر افراد یا اشیاء دیگر را نشان میدهد. به لحاظ اصطلاحی نیز از قدرت تعاریف مختلفی شده است: به عقیده برخی از محققان سیاسی، علم سیاست، علم کسب، حفظ، و افزایش قدرت سیاسی است. پژوهشگران سیاسی بسته به ایدئولوژی و جهان بینی خود، تعریف های گوناگونی به دست دادهاند. قدرت از نظر دوورژه عبارت است از: امکان تحمیل اراده فرد بر رفتار جمعی دیگر (دوورژه،(۲۰ :۱۳۵۴ رابرت دال در تعریف قدرت می گوید: قدرت رابطهای میان بازیگرانی است که در آن، بازیگری دیگر بازیگران را به عملی وا میدارد که در غیر این صورت آن عمل را انجام نمیدادند. (دال، (۲۴:۱۳۶۴ لاسول: ” قدرت، مشارکت در تصمیم گیری و رابطهای میان فردی است. ” بدین ترتیب، پیداست که تعریفهای گوناگونی از قدرت وجود دارد. قدرت در شکل دقیقتر و محدودتر آن عبارت است از رابطه نابرابر میان دو نفر که یکی به علت برخورداری از منابع بیشتر دیگری را تحت کنترل خویش قرار می دهد. طبق این تعریف، قدرت بازتاب نوعی نابرابری استو عملاًباعث تقویت و تشدید نابرابری میشود. (قوام، (۱۲۷ :۱۳۸۹ اما به طور کلی قدرت به معنی توانایی عملی کردن خواستها به رغم مخالفت دیگران است. در نظام بین الملل منابع عمده قدرت دولت عبارتند از: جغرافیا، وسعت سرزمین، منابع طبیعی و ملی، توان اقتصادی، توان نظامی و جمعیت، ]که از منابع قدرت سخت محسوب می شود[ مجموعه این منابع قدرت ملی کشورها را تعیین و مشخص می کند. (عالم، ۹۴ : ۱۳۷۳ ـ .( ۹۳

امروزه با تغییر ماهیت قدرت این مفهوم مورد بازتولید قرار گرفته است، در کنار دیگر اشکال قدرت نوع جدیدی از آن شکل گرفته است، با رواج گفتمان نرم در مطالعات سیاسی و امنیتی در دهه پایانی قرن بیستم، به مثابه گشایش افق جدیدی در فهم و تبیین مسائل اجتماعی و راهبردی، به ویژه در مطالعات بین الملل بود.

-۳ قدرت نرم

در مقابـــل قـــدرت ســـخت (Hard power)، قـــدرت نـــرم ( Soft power) توانـــایی متقاعـــد کـــردن دیگـــران بـــه انجـــام خواســـته فـــرد اســـت. ایـــن مفهـــوم قدرتمنـــد بـــرای اولـــین بـــار توســـط جـــوزف نـــای در ســـال ۱۹۹۰ معرفـــی شـــد و در آثـــار بعـــدی وی، توســـعه قـــدرت نـــرم بـــه مفهـــومی محـــوری در تحلیـــل سیاســـت خـــارجی تبـــدیل شـــده اسســـت .(۱۹۹۰ ,Nye) نـــای آن را توانـــایی بدســـت آوردن خواســـته خـــود از طریـــق ترغیـــب و یــا جــذب تعریــف کــرد ه اســت. ایجــاد جاذبــه دربرگیرنــده همــه چیــز بــه غیــر از قــدرت اقتصــادی و نظــامی اســت .(۲۰۰۴ ,cooper) جـــوزف نـــای در تعریفـــی دیگـــر از قـــدرت نـــرم مـــی گویـــد: قـــدرت نـــرم عبـــارت اســـت از توانــایی بدســت آوردن چیــزی اســت کــه مــی خــواهیم بــا جــذب و اقنــاع ســایرین جهــت تحقــق اهــداف خــود احصــاء کنــیم. ایــن نــو ع از قــدرت بــا قــدرت ســخت متفــاوت اســت چــرا کــه جــذب بســیار ارزان تــر و کــاراتر از اجبـــار اســـت (۲۰۰۴,Nye) .کســـب مطلـــوب از طریـــق جاذبـــه، نـــه از طریـــق اجبـــار یـــا تطمیـــع. قـــدرت نـــرم از جــذابیت فرهنــگ، ایــدهآل هــای سیاســی و سیاســت هــای یــک کشــور ناشــی مــیشــود. وقتــی سیاســتهــای مــا از نظــر دیگــران مشــروع و مــورد قبــول باشــد، قــدرت نــرم مــا افــزایش مــییابــد (نــای، :۱۳۸۷ الــف: .( ۲۴ قــدرت نــرم بــه آن گــروه از توانمنــدیهــا و توانــاییهــای یــک کشــور گفتــه مــیشــود کــه بــا بکــار گیــری ابزارهــایی چــون فرهنــگ، آرمــان یــا ارزشهــای اخلاقــی بــه صــورت غیــر مســتقیم بــر منــافع یــا رفتــار دیگــر کشــورها اثــر مــی-گـــذارد (حســـن خـــانی، .(۱۳۸ :۱۳۸۴ قـــدرت نـــرم در برگیرنـــده مؤلفـــههـــای فرهنگـــی، ایـــدئولوژیک و هنـــری

اســـت. ارزشهـــایی همچـــون مـــردم ســـالاری و حقـــوق بشـــر کـــه دارای جـــذابیتهـــای جهـــان شـــمول ا ســـت از دیگر منابع قدرت نرم است (دهقانی فیروز آبادی،.(۸ :۱۳۹۰

فرهنگ نوع حکومت و ارتباطات

قدرت نرم

ارزشها جهانی

شکل((۱ـ مهمترین مؤلفه های قدرت نرم