چکیده

زهد از جمله موضوعاتی است که تمام پیامبران ادیان الهی، با رفتار و گفتار خود کم و بیش به آن اشاره کردهاند، زیرا زهد حقیقی در تکامل انسان نقش بسزایی دارد و اگر مفهوم زهد به طور صحیح درك نشود، راهی جز به بیراهه نخواهد داشت. کاملترین زهد، زهد اسلامی است، زیرا به هر دو جنبهي مادي و معنوي انسان پرداخته است. مضمون زهد در آثار مختلف شاعران ادبیات فارسی، با شدت و ضعف همراه است. این مضمون از عصر سنایی تا حافظ نمود بیشتري پیدا میکند. شاعرانی چون سنایی، مولوي، سعدي و حافظ بیشتر از هر شاعر دیگري در آثار خود به این موضوع پرداختهاند. امام محمد غزالی و سعدي، در مقام عمل و اعتقاد دو بزرگمردي بودند به تمام معنی مسلمان، متدین و معتقد به اصول و فروع اسلام. هر دو زندگی زاهدانه را پیشه خود ساخته بودند و تمایلاتی به راه و رسم صوفیان داشتند. زهد سعدي و امام محمد غزالی بر پایه تفکرات اسلامی و در چهارچوب اعتدالآمیز دین اسلام است. سعدي و غزالی مردم را به ترك مالاندوزي، طمع به دنیا و شکمبارگی دعوت کردهاند. زهد سعدي در بوستان و گلستان متأثر از امام محمد غزالی است و اندیشه این دو بزرگمرد در مورد زهد، تقریباً در یک مسیر بوده است. در این مقاله نویسندگان بر آن هستند تا به بررسی زهد در اشعار و آثار این دو شخصیت بزرگ ایرانی بپردازند و اندك مایهاي از نگرش این دو به زهد و زندگی زاهدانه را آشکار کنند.

واژگان کلیدي: زهد، اسلام، شعر زاهدانه، سعدي، غزالی.

 دانشجوي دکتراي زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره) قزوین.

ghaforyanm@yahoo.com

 دانش آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره) قزوین.
Daryoosh_g@yahoo.com

همایش علمی »آموزگار ادب«، گرامیداشت سعدي شیرازي

مقدمه

زهد از جمله موضوعاتی است که تمام پیامبران ادیان الهی، با رفتار و گفتار خود کم و بیش به آن اشاره کردهاند، زیرا زهد حقیقی در تکامل انسان نقش بسزایی دارد و اگر مفهوم زهد به طور صحیح درك نشود، راهی جز به بیراهه نخواهد داشت، بنابراین پیامبران و امامان همواره براي این موضوع ارزش فراوانی قائل بودهاند و با رفتار خود زهد صحیح را تبلیغ نمودهاند، زیرا براي بشر خاکی هیچ چیز مهمتر از سرنوشتش نیست. در واقع زهد یکی از راههاي تکامل بشري است که غزالی و سعدي، این دو اندیشمند بزرگ اسلام نیز به کرّات در آثارشان به آن اشاره کردهاند.

در این مقاله سعی شده است تا با بررسی آثار و تطبیق اندیشهها و آرمانهاي این دو شاعر و اندیشمند بزرگ، توانمنديهاي ایشان در پیشبرد ادب تطبیقی تا حد امکان نشان داده شود. همچنین میزان تأثیرگذاري اندیشههاي اخلاقی، عرفانی، اجتماعی، دینی، سیاسی و فکري غزالی در آثار قلمی و فکري سعدي ترسیم گردد. و البته نشان داده شود که آبشخور اصلی آرا و تفکرات هر دو اندیشمند بزرگ، اندیشهها و اعتقادات دین مبین اسلام است.

پیشینه

مضمون زهد در آثار مختلف شاعران ادبیات فارسی، با شدّت و ضعف همراه است. این مضمون از عصر سنایی تا حافظ نمود بیشتري به خود گرفته است. شاعرانی چون سنایی، مولوي، سعدي و حافظ بیشتر از هر شاعر دیگري در آثار خود به این موضوع پرداختهاند، لذا سعی میشود تا خلاصهاي از عقاید زاهدانه سعدي و غزالی در این مقاله مورد بررسی قرار گیرد.

در خصوص پژوهش در این گونهي ادب تعلیمی، کتابهایی که پیرامون موضوع زهد قلمفرسایی کردهاند به دو دسته تقسیم میشوند:

الف. کتابهایی هستند که فقط به مفهوم زهد پرداختهاند و در آنها به موضوعهایی چون تعریف زهد، انواع زهد، درجات زهد، عزلت و گمنامی، آداب و فواید عزلت، ترك دنیا، محاربت با نفس، کوتاهی آرزوها، خاموشی و حفظ زبان پرداخته شده است. بیشتر این کتابها که به زبان عربی نوشته شدهاند، در قرنهاي دوم و سوم هـ.ق به تحریر درآمدهاند و همچنین عنوان بیشتر این کتابها

»الزهد« است.

ب. شامل کتابهایی میشود که بخشی از کتاب به صورت فصلی جداگانه به موضوع زهد پرداخته است و یا اینکه گاهگاهی در جاي جاي کتاب از زبان اهل معرفت به این موضوع اشاره شده است. براي دستهي اول، کتابهایی چون ترجمهي رسالهي قشیریه، قوتالقلوب، اللمع فی التصوف، شرح تعرف و احیاء العلومالدین را میتوان به عنوان مثال ذکر کرد. در بیشتر این کتابها به زهد به عنوان مقامی در کنار مقامهاي دیگر (توبه، ورع، فقر، صبر، شکر، توکل و رضا) توجه شده است. براي دسته دوم نیز میتوان کتابهاي حلیه الاولیاء، تذکره الاولیاء، کشف الاسرار و کشف المحجوب را نام برد که در جاي مناسب از زبان اهل معرفت و تصوف به موضوع زهد پرداختهاند. کتابهایی که به مطالعهي تصوف اسلامی پرداختهاند ،ناچار در ابتداي کار به بررسی زهد همت گماشتهاند، زیرا آثار تصوف اسلامی چیزي جز زهد نبود. به عنوان مثال کتابهاي زرینکوب (جستجو در تصوف و ارزش میراث صوفیه) از این نوع هستند.

در دورهي معاصر نیز معمولاً کتابهاي اخلاقی- عرفانی، فصلی از کار خود را به زهد اختصاص دادهاند.

امام محمد غزالی و سعدي، در مقام عمل و اعتقاد، دو بزرگمردي بودند به تمام معنی مسلمان، متدین و معتقد به اصول و فروع اسلام. در اصول و فروع پیرو طریقت اشعري بودند و هر دو زندگی زهدانه را پیشهي خود ساخته بودند و تمایلاتی به راه و رسم صوفیان داشتند و نیز در مقام علم و عمل و شخصیت اجتماعی هر دو فقیه، متکلم، فیلسوف، استاد تعلیم و تربیت و در نهایت معلم اخلاق بودند، امّا غزالی از راه خوف و زهد و سعدي از طریق عشق و شور و شیدایی به این امر پرداخت. این دو اندیشمند از دانشوران بلندآوازهاي بودند که در فاصلهي یک قرن در نظامیهي بغداد به مطالعه، تحقیق و تدریس مشغول بودند؛ ضمن اینکه سعدي شاگرد امام محمد غزالی نیز بوده است و همان طور که خود او اشاره کرده، وي در نظامیه (مرکز آموزشی جهان اسلام در آن زمان) تدریس میکرده است و به گفتهي خود شیخ: »مرا در نظامیه ادرار بود.« (بوستان، (۳۲۰ : ۱۳۷۵ سعدي از سخنان امام محمد غزالی در

همایش علمی »آموزگار ادب«، گرامیداشت سعدي شیرازي

باب شرع، کلام، اخلاق و مخصوصاً زهد تأثیر فراوان پذیرفته است و این در آثار و عقایدش مشخص است، امّا شیوهي متفاوت بیان سعدي و غزالی در آثارشان باعث شده که در نگاه اول به عمق نزدیکی افکار و عقایدشان پی نبریم. در واقع میتوان گفت که غزالی متفکر، اندیشمند یا به عبارتی حجتالاسلام زمان خود بوده است. او با تسلط فراوان بر تمامی علوم عقلی و دینی زمانهي خود اعم از تفسیر قرآن، فقه، کلام، فلسفه، ادبیات، عرفان و … بزرگترین عالم و فقیه روزگار خود گشت و تمامی مسائل دینی، کلامی و اسلامی را در آثارش، به ویژه کتاب ارزشمند احیاءالعلومالدین که خود در حکم رسالهاي دینی است در قالب احکام شرعی، آیات قرآن، روایات و داستانهایی از زندگی ائمه، بزرگان و عرفا براي شرح و تفسیر گفتههایش میآورد. روح غزالی با قرآن و احکام اسلام در اثر مطالعه و بررسی فراوان، به گونهاي عجین گشته بود که این کتاب گرانبها را سرمایهي نویسندگان بزرگ میشمارند و میتوان گفت که هستهي اصلی بیشتر سخنان حکیمانهي او از قرآن است که با بهرهمندي از این گنجینهي بزرگ، قويدست گشته و حکمتهاي زیبا و دلنشین بر زبان جاري میسازد. در مقابل، افصحالمتکلمین، سعدي، شاگرد خلف غزالی، همین سخنان را نه بدین صورت، بلکه به شیوهاي بسیار هنرمندانه با زبانی لطیف، گویا، دلنشین در قالب شعر و نثري شیوا و سهل و ممتنع ریخته است تا هم به قداست و حرمت شعر خود افزوده و هم نشان خردورزي و دانشمندي او باشد. دیوان او نیز همچون استادش غزالی سرشار از مضامین قرآنی و احادیث است.

این پژوهش در پی اثبات این مدعاست که دنیا از نظر سعدي و غزالی نه آنقدر پست و بیارزش است که یکباره به ذم آن پرداخت و به رهبانیت و گوشهگیري از آن دعوت کرد و نه آن چنان فریبا و زیباست که خود را وقف آن نمود و از عالم آخرت غافل گشت و به نفی آن پرداخت. این دو بزرگمرد تمدن اسلامی با تأسی از قرآن و نیت و اعتقاد راسخ به عالم پس از مرگ و ارزشی که براي سرنوشت انسان قائلاند، دنیا را مزرعهي آخرت و جایگاهی براي تزکیه باطن و رسیدن به مرتبه عالی انسانیت میدانند.

زهد در لغت و اصطلاح

معناي اصلی زهد در لغت، چیز کم و قلیل است (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ هـ . ق: ۳۸۴؛ مصطفوي، ۱۳۶۰، ج .(۳۵۵ :۴ این معنا بر قلیل الطعام و نیز عدم رغبت به چیزي به خاطر قلّت آن هم اطلاق میشود (فراهیدي،۱۴۱۰ هـ . ق، ج .(۱۲ :۴ به عبارت دیگر، کم شمردن چیزي و بیاعتنایی نسبت به آن را زهد گویند. برخی نیز زهد را در مقابل رغبت و حرص به مال دنیا به شمار آوردهاند. (ابن منظور، ۱۴۱۴ ق، ج(۱۹۷ :۳

ابن اثیر در کتاب النهایه مینویسد: »الزُهدُ قَلیلُ الشِیءِ«؛ زهد چیز اندك و ناچیز است و وقتی گفته میشود »تَزاهَدُوا« یعنی نسبت به چیزي زهد ورزیدند و آن را حقیر شمردند و ناچیز انگاشتند. (ابن اثیر، ۱۳۸۵، ماده زهد)

در اصطلاح، زهد به معناي دل کندن اختیاري از بهرههاي دنیوي همچون لباس، خوراك، مال، مقام و… است. (فاضل مقداد،

(۱۰۷ : ۱۴۲۰ و ابونصر سراج زهد را مقامی شریف و اساس احوال پسندیده و اولین قدم قاصدان خداوند میداند و حبّ دنیا را منشأ همهي گناهان به شمار میآورد و معتقد است که هر کس اساسش با زهد استوار نشود دیگر کارهایش درست نمیشود. (سراج،

(۲۳۵ : ۱۳۸۲

ابومنصور اوزجندى (سده ششم هجرى) میگوید: »بدان که حقیقت زهد تحقیر دنیاست و سبب تحقیر دنیا معرفت دنیاست که هر که دنیا را و عیبهاى دنیا را بشناسد، دنیا در چشم وى خوار شود و چون خوار شد دست بدارد از وى.« (به نقل از مایل هروي،

» (۱۴۷ :۱۳۸۱زاهد آن بود که به آنچه از دنیا یابد شاد نشود و بدان چه از وي درگردد اندوهگین نشود.]گفتهاند زهد خوشی دلست از خالی بکردن از اسباب و دست بیفشاندن از املاك.[ همچنین گفتهاند زهد دست بداشتن از دنیا است بیتکلّف. حسن بصري گوید زهد اندر دنیا آن است که اهل او را دشمن داري و آنچه اندروست.« (رسالهي قشیریه، (۱۷۸- ۱۷۶ :۱۳۸۸

در کتاب مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه آمده است: »بدان که زهد از جملهي مقامات سنیه و مراتب عالیه است؛ چنانکه در خبر است: مَن اُعطِی الزﱡهْدَ فِی الدﱡنیا فَقَدْ اُوتِی خَیراً کَثیراً. و مراد از زهد، صرف رغبت است از متاع دنیا و اِعراض قلب از اَغراض آن.

و هر چند با منتهیان، صورت ترك و تجرد، لازم حقیقت زهد نیست، و لکن نسبت با مبتدیان، چون صورت ترك و تجرد از لوازم و

همایش علمی »آموزگار ادب«، گرامیداشت سعدي شیرازي

اَمارت زهد است، بیشتر اقوال مشایخ در تعریف زهد از جهت تمییز مدعّیان از صادقان، مشتمل است بر وجوب ترك اِملاك و حظوظ؛ چون قول جنید: اَلزﱡهْدُ خُلُوﱡ َالْایدي عَنِ الاِملاكِ وَالقُلُوبِ عَنِ التﱠبَعِ و قول سرّي سقطی: اَلزﱡهْدُ تَرْكُ حُظُوظِ النﱠفسِ مِنْ جَمیِع ماِفیالدﱡنیا. و این زهد عوام است در درجه اولی، و زهد خواص در درجهي ثانیه، زهد در زهد است و معنی آن، صرف رغبت است از حصول زهد که مستندِ آن، رغبت و اختیار بنده و تطلع نفس اوست به حظوظ اخروي و این معنی به فناي ارادت و اختیار خود در ارادت و اختیار حق درست آید و زهد اخص خواص در درجه ثالثه، زهد باالله است و آن زهد است در دنیا به اختیار حق بعد از فناي اختیار خود و این زهد مخصوص است به انبیا و خواص اولیا و بعضی گفتهاند زهد در زهد، عدم مبالات است به زهد از جهت استحقار دنیا.« (مصباح الهدایه، ۳۷۳ :۱۳۸۸ و (۳۷۴

زهد حقیقی، زهد اسلامی است که قرآن، احادیث و سیره معصومین به آن اشاره کردهاند. از ویژگیهاي مهم زهد اسلامی، توجه به هر دو جنبهي مادي و معنوي در زندگی شخصی است. به عبارت دیگر اعتدال، استفاده مشروع و بیرغبتی به دنیا، مشخصهي اینچنین زهدي است که به روشنی در تفکرات سعدي و غزالی به چشم میخورد. تصوف اسلامی نیز با زهد و ریاضت آغاز شد و در نهایت با چاشنی عشق و محبت، به عرفان اسلامی منتهی شد؛ بنابراین، بسیاري از ا هل تصوف مانند محمد غزالی، سعدي و قشیري، به این موضوع پرداختهاند، تا جایی که محمد غزالی در باب کمیت و کیفیت زهد بیش از هر کس دیگر سخن به میان آورده است.

زهد به معناي اعراض و دوري گزیدن از دنیا براي دستیابی به آخرت نیست، بلکه عدم رغبت و تمایل شدید به دنیا و استفادهي بیحد و حصر از دنیا است و چه بسا ممکن است شخصی از نعمتهاي دنیوي استفاده بکند ّاما درعینحال زاهد نیز باشد، زیرا زهد، نداشتن نیست، بلکه نخواستن است و به تعبیر قرآن زهد حقیقی غم نخوردن به آنچه در دنیا از دست داده شده و شادي نکردن به آنچه از دنیا به انسان رسیده است: » لِکَیْلاَ تَأْسَوْا عَلَی مَا فَاتَکُمَْوَلا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ. تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگین نشوید و به ]سبب[ آنچه به شما داده است شادمانی نکنید.«﴿الحدید، ۲۳﴾(پور یزدي و محمدي، معناشناسی زهد،(۹ :۱۳۹۰

زرینکوب نیز ترس از آخرت و امید به رستگارى را از مبانی زهد به شمار آورده است و مینویسد: »در قرآن، خاصه در جاهایی که بیم دادن و ترسانیدن مشرکان مورد نظر بود، کوچک شمردن متاع دنیا و بشارت دادن به نعیم آخرت مکرر آمده است و این امر خود از مبانی زهد اسلامی به شمار است.(۴۴-۴۳ :۱۳۶۲) «

در مورد اولین ظهور تمایلات ریاضتمنشانه و زاهدانه در اسلام مطالب زیادى نمیدانیم؛ امّا میدانیم هنگامی که حضرت علی علیهالسلام، خلیفهى چهارم در سال ۶۶۱ میلادى ۴۱) هجرى) ترور شد و امپراتورى بنیامیه به قدرت رسید، این تغییر سبک و روش در درون جامعهى اسلامی برجستهتر شد… وجهه نظر منفی که در خلال این دههها نسبت به حکومت وقت به وجود آمد، به نحو بارزى احساسات مؤمنین پرهیزکار را در طول تاریخ اسلام شکل داده است. بر این اساس میتوان نتیجه گرفت که با پیدایش حکومت بنیامیه یا به تعبیر صحیحتر، امپراتورى اموى، زاهدان و مسلمانان پرهیزکار آن دوره احساس کردند که راه و روش پیامبر (ص) به کلی زیر و رو شده و بازار دینفروشی و دنیاطلبی گرم شده است؛ بنابراین، سعی کردند با امر به معروف و نهی از منکر دیگران و یادآورى سیرهي نبوى با حکومت وقت رویارویی کنند. از میان زاهدان این دوره که از محدثان و قاریان قرآن بودند، میتوان از حسن بصرى (متوفی ۱۱۰ هجرى ۷۲۸ / میلادى) نام برد. (شمیل، (۹۲ :۱۳۸۷