مقدمه

کشورهندراسرزمینعجایبمیدانندوصنایعدستی

ﻭ به ویژه نساجی سنتی آن از معروف ترین هنرها بهشمار میرود.هندیکیازمراکزتمدنکهنبشریمیباشد و شهرهای باستانی موهنجودارو١ و هاراپا٢ دارای تمدنی قدیمی و هم عصر تمدن های ایلام و بابل هستند. این سرزمین در طول دوران مختلف، عرصه تاخت و تاز مهاجمان غارتگر بوده است. اما مردم هند و ایران در طول تاریخ با یک دیگر ارتباط مستمری داشته اند. در واقع شروع روابط آن ها حتی قبل از آغاز تمدن هندو آریایی است، زیرا قبایل هندو آریایی

ﻭ ایرانیان باستان هر دو از یک اصل و نسب مشترک جدا شده اند. زبان و مذاهب قدیمی هند و ایران نیز دارای زمینه های مشترکی هستند. (نهرو،١٣٥٠، ج٢، ٢٤٧)

سال ها پیش ایرانیان، به ویژه روحانیون زرتشتی، برای تبلیغ دین یا تجارت و بازرگانی به هند می رفتند. آن ها در هند به کشاورزی و ماهی گیری مشغول بودند و کارهای صنعتی از قبیل بافندگی انجام می دادند. (ارشاد،١٣٦٥، ١٩٤) عده ای دیگر از زرتشتیان ایرانی در سده ٢هجری قمری-٨م از ناحیه جنوب ایران، فاریستان٣ ، به گجرات٤ مهاجرت کردند و در هند به«پارسیان«معروف شدند. در بین این مهاجرین، پارچه بافانی بودند که نقوش ساسانی و فنون متداول بافندگی ایرانی را با خود به هند بردند و در آن جا اشاعه دادند. (Agrawal,2003,194) مهاجرت گروه دیگری از ایرانیان نیز هم زمان با دوره ای است که در ایران و عراق دولت های متعصب سنی، مانند سلجوقیان یا تیموریان، شیعیان را مورد آزار و اذیت قرار می دادند. لذا عده ای از آن ها به هند پناهنده شدند. اما در دوره صفوی خلاف این اتفاق روی داد و برخی از پیروان مذهب تسنن و نویسندگانی که تحت فشار قرار گرفته بودند، به هندوستان

مهاجرت نمودند. از سوی دیگر، پادشاهان این سرزمین نیز از مهاجرت ایرانیان حمایت می کردند و همواره نخبگان ایرانی را تشویق می کردند که به دربار هند کوچ کنند. (ارشاد،١٣٦٥، ٢٠٣-٢٠١) تاثیر زبان و ادبیات فارسی، معماری و صنایع دستی ایران بر زبان و هنرهای هند در دوره صفوی از نتایج این مهاجرت ها به شمار می آید. مهاجرت هنرمندان به دربار مغولان هند باعث شد گنجینه ای که ایران در سراسر سده١٠هجری قمری/١٦م از دست داد، هند به خود جذب کند و این امتیاز بزرگی برای هند بود. (ولش،١٣٨٥، ٢٧) و لذا در این دوره از سنت های هنری ایرانی بسیار اقتباس شد(بلر،١٣٨١، ٣) به نحوی که در دوران گورکانیان هند، زبان فارسی زبان رسمی دربار کشور بود که تا اوایل دوره استعمار انگلستان ادامه داشت. (نهرو ،١٣٥٠، ج٢، ٢٤٨)

در هنر باستان هند، انواع نقش مایه های بومی و ایرانی دیده می شود. از هنر هخامنشی نقش مایه های دیرینه ای در هنر هند وجود دارد. این نقش مایه ها شامل حیواناتی با تصاویر نیم رخ، حیوانات رو در رو یا پشت به پشت، شیرهای بالدار و گریفین٥ است. این نقش مایه ها همچنین شامل عناصر تزیینی نظیر درخت زندگی، درخت نخل، گل سرخ، نیلوفر آبی، زنجیره تزیینی و کنگره از نوع ایرانی است. حتی مضامین ترکیبی ایرانی نظیر گردونه چهار اسبی خورشید یا گردونه سوریا٦به هند منتقل شده است. این نقش مایه ها از قبیل درخت زندگی و گلدان تا جنوب شرقی آسیا نیزگسترده شده اند. (هالاید،١٣٧٦، ١٣-١٠)

هنر ساسانی نیز بر هنرهای هند موثر بود و منجر به شکوفایی سبک ایرانی- بودایی در آن سرزمین شد. با گسترش این سبک، پوشاک ایرانی در آسیای مرکزی رواج یافت و نقش مایه های تزیینی که اقتباسی از هنر ایران

١Mohenjo daro-
٢Harappa –
٣Faristan-
٤Gujarat-
٥-گریفین: حیوانی افسانه ای
که ترکیبی ازتنه شیرو سر و
بال عقاب است و گوش اسب
و تاجی شبیــه باله ماهی
دارد.(معین، ١٣٦٣، ١٧٠٠)
٦:Surya- در آئین هندو، سوریا
روشنایی بزرگ، خدای خورشید تصویر ١- نقش خروس محصور در دایره، پارچه ساسانی تصویر٢- نقوش محـــــــصور در دایره، پارچه هندی با شیوه
است که گیسوان وبازوان طلایی
دارد. ماخذ: گیرشمن،١٣٧٠، ٢٣٠ ساسانی، سده٤م ماخذ:,Goepper 1995,111

٣ ٤ ٥ ٦ ٧

تصاویر٣ تا ٧ – نمونه های صفوی، ماخذ به ترتیب:پوﭖ،١٣٨٧، ١٠٨١؛همان،١٠٩٥؛همان،١٠٤٠؛ پوﭖ،١٣٨٠، ٢٣٢؛ تاج بخش،١٣٨١، ١٩١

٨ ٩ ١٠ ١١ ١٢

تصاویر٨ تا ١٢- نمونه های گورکانی، ماخذ به ترتیب: Pathak,2003,45؛ همان،١٠٠؛ همان،۵۴؛(Ames,2004,172)Singh,2000,73

فصلنامه علمی- پژوهشی

بودند، هنر هند را غنی ساخت. (هالاید،١٣٧٦، ٤٤) شکل پرنده ای که ردیفی مروارید به دهان دارد و در دایره ای محصور است، نمونه ای از طرح های انتقال یافته ساسانی است. ازسویی دیگر اشکال محصوردر دایره در نقاشی ها وآثار هنری هند دیده می شود که از هنر ایران سرچشمه گرفته است. (Goepper,1995, 111) تصویر١، پارچه ای ایرانی مربوط به دوره ساسانی با نقش خروس محصور در یک دایره را نشان می دهد و تصویر٢ نقوش هندی محصور در دایره ای را به نمایش می گذارد که متاثر از هنر ساسانی است.

در دوره اسلامی و مغولان گورکانی در هند، رشد و حمایت از هنر اسلامی شکل گرفت. مغولان در زمینه های هنری و فرهنگی به ایران نظر خاصی داشتند.

با مهاجرت عده ای از هنرمندان و پارچه بافان ایرانی به دربار هند، تاثیر هنر ایران بر هنرمندان هندی، شدت یافت.

تحولات هنری دربار گورکانی در زمان همایون شاه، سده١٠هجری قمری-١٦م آغاز شد و تا زمان محمد شاه، سده١٢هجری قمری-١٨م ادامه یافت. تاثیر هنرمندان و پارچه بافان ایرانی به ویژه در منسوجات این دوره در هنر هند قابل شناسایی است. این منسوجات تحت حمایت دربار و برای استفاده خانواده سلطنتی و اشراف زادگان تهیه می شدند و در تزیین آن ها از انواع آرایه ها استفاده شده است. (ولش، ١٣٨٥، ٢٧)

در این پژوهش ضمن مطالعه و مقایسه منسوجات دوره صفوی در ایران با دوره گورکانی در هند، آرایه های تزیینی و شکل طرح هایی که از پارچه های صفوی در پارچه های گورکانی به کار برده شده ، معرفی می شود و با بررسی تطبیقی این آثار و مشاهده نقوش آن ها، به این موضوع پرداخته می شود که هنرمندان و صنعتگران هندی چگونه از عناصر تزیینی هنر صفوی بهره مند شده اند.

تاثیرپذیری منسوجات هندی از ایرانیان

وقایع تاریخی، تجارت و بازرگانی، مهاجرت ها و اعتقادات مذهبی راه های نفوذ هنر ایران به هند بودند. بر اساس اسناد، مهاجرت زرتشتیان ایرانی که در میان آن ها تعدادی بافنده پارچه نیز بود، صنعت پارچه بافی برخی مناطق را در هند تحت تاثیر قرار داد. شیوه های بافت و طرح های پارچه های هندی، تحت تاثیر این مهاجران قرار گرفت و مراکز جدید بافندگی در هند دایر گردید. منسوجات ساسانی، زربفت های ابریشمی هند را تحت تاثیر قرار داد و همچنین تعدادی از بافندگان هندی از شهرهای منداسور١ ، بهاروچ٢ و پیتن٣ برای کار در کارگاه های ساسانی به شوش، جندی شاپور و شوشتر دعوت شدند. آن ها علاوه بر استفاده از فنون پارچه بافی هندی، با شیوه های طراحی

ﻭ بافت پارچه های ایرانی هم آشنا شدند. از سوی دیگر مهاجرت تعدادی از بافندگان ایرانی از طریق جاده ابریشم به چین، آسیای مرکزی و هند، آن ها را با فنون بافت پارچه

ﻭ طرح های نواحی بومی آشنا کرد. Agrawal,2003,)

(۳۶

در دوره صفویه، همایون شاه گورکانی به ایران پناهنده شد و در تحت حمایت شاه تهماسب قرار گرفت. او پس از پانزده سال تاج و تخت خود را باز پس گرفت و دوباره به هند مراجعت نمود. همایون در بازگشت از ایران دستگاه بافندگی پیچیده ای را با خود به هند برد که برای بافتن پارچه های زربفت استفاده می شد و استادانی را استخدام کرد تا بافندگان هندی را در این شیوه جدید پارچه بافی راهنمایی کنند و بافندگان هندی به زودی این روش ها را فرا گرفتند. هند که قادر به جذب انواع هنرها بود به زودی تولید کننده پارچه زری، یکی از ظریف ترین منسوجات هندی شد. (Harris,2006,111) در این دوره در کارگاه های بافندگی دو شهر مدرس و ماسولیپاتنام، در ساحل غربی هندوستان، به ترغیب اکبر شاه، فرزند

۱-Mandasor 2-Bharuch
3-Paithan
۷۱

شــماره۷۱بهــــار۰۹

بررســــی تطبیقی نقوش منسوجات هندی گورکانی با پارچه های صفوی

١٣ ١٤ ١٥ ١٦ ١٧

تصاویر١٣ تا ١٧- نمونه های صفوی، ماخذ به ترتیب: اتینگهاوزن،١٣٧٩، ٢٨٩؛پوﭖ،١٣٨٧، ١٠٨٧؛ Agrawal,2004,36 ؛ پوﭖ،١٣٨٠، ٢٢٦، گلاک،١٨٨

١٨ ١٩ ٢٠ ٢١ ٢٢

تصاویر١٨ تا ٢٢- نمونه های گورکانی، ماخذ به ترتیب: Agrawal,2003,100؛ همان،٣٦؛ همان،٦٤؛ Singh,2000,74؛ همان،١١٠

همایون، پارچه های نخی با استفاده از طرح ها و نگاره های ایرانی و برای عرضه در بازارهای ایران تهیه می شد. این صناعات دیرین در یزد و کرمان و به ویژه اصفهان هم رونق داشتند. حتی در رقابت شدید با پارچه های هندی که در سده ٣هجری قمری-١٨م با قیمت های ارزان وارد ایران می شد، بودند.(فریه،١٣٧٤، ١٦٨)

بخش قابل ملاحظه ای از منسوجات تولیدی در ایران برای صادرات بود. بافته های ابریشمی و منسوجاتی که با نخ های طلا و نقره بافته می شد، کشتی کشتی به همراه فروشندگان حکومتی به اروپا و حتی بیش تر مواقع به هند فرستاده می شد. بیش تر این پارچه های زری نفیس در یزد، اصفهان و کاشان بافته می شد. (ایرانشهر،١٣٤٢، ١٠٨٢) در این دوره مهاجرت هنرمندان و صنعتگران بین دو کشور رونق گرفت. یکی از مهم ترین اقلامی که به عنوان هدیه مبادله می شد زربفت ایرانی بود.

همچنین بافت زری های ایران در کارگاه های گورکانی تقلید می شد. گاهی محصولات تولیدی آن قدر شبیه هم بودند که تشخیص آن ها مشکل می شد. Agraw-) (al,1995, 227 پیترو دلاواله در سفرنامه خود اشاره نمود که سکنه ایران از اقوام و ملل مختلفی تشکیل شده است و در میان خارجیانی که برای تجـارت به ایران می آیند تعـداد هندی ها به ویـژه عده ای که به آن ها بانیان گفته می شود و اغلب از گجرات مهاجرت کرده اند، بیش از همه است. (دلاواله،١٣٧٠، ٤٨)

با مرگ شاه تهماسب، اوضاع سیاسی ایران آشفته شد

و عدم امنیت در دربار ایران و فراهم بودن امکانات ورفاه دردربار گورکانی، عامل مهاجرت عده ای ازهنرمندان ایرانی به هند شد. (مهدی زاده،١٣٥٧، ١٧)

در زمان اکبر شاه گورکانی، که از حامیان هنر و هنرمندان بود، تنها در ایالت کشمیر، دو هزار کارخانه شال بافی وجود داشت. اکبرشاه پس از ساخت شهر فتح پور به عنوان پایتخت، تولید انواع صنایع دستی را مورد توجه قرار داد و کارگاه های سلطنتی را در نزدیکی قصرها بنا کرد.

در این کارگاه ها استادان ایرانی بر تولید پارچه نظارت می کردند. با گسترش کارگاه های شاهی، استادان صنعتگر از مراکز مهم خارج از هند به دربار شاهی دعوت شدند و شرایطی مناسبی به آن ها پیشنهاد شد که هند را خانه خود بدانند. به همین علت تعدادی از بهترین بافندگان ایرانی و ترکیه ای پس از مهاجرت در هند ساکن شدند و در مدت کمی تولیدات آن ها با بهترین ها قابل قیاس بود. در این کارگاه ها، بافندگان ماهر با بافندگان محلی کار می کردند و مهارت های خود را به آنان آموزش می دادند. با تضعیف امپراتوری مغول، کارخانه های شاهی هم حمایت خود را از دست دادند. (Dhamija,1989,56)