چکیده

رشد سریع سازمانهای مردم نهاد بیانگر روند فزاینده ابراز عقاید و مشارکت جمعی است، از جمله عواملی که موجب به وجود آمدن و رشد سازمانهای مردم نهاد شده است عملکرد ضعیف بخش دولتی در کشورهای در حال توسعه و حتی توسعه یافته است، این ضعف علمکرد منجر به شکلگیری تشکلها و سازمانهای مؤثرتر برای ارائه خدمات گردیده است که در این زمینه سازمانهای مردم نهاد در پایش آسیبهای اجتماعی و مدیریتی بسیار موفق بوده است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و شیوه جمع آوری اطلاعات به روش کتابخانهای درصدد است تا به بررسی توانایها و مشکلات سازمانهای مردم نهاد و نقش آنها در توسعه شهری بپردازد. نتایج حاصله از پژوهش نشان میدهد که سازمانهای مردم نهاد در شهرهای ایران و بخصوص در سالهای اخیر رشدنسبتاًخوبی داشتهاند و همچنین در این سالها حضور تحصیل کردهگان و جوانان در این سازمانها قابل توجه و چشمگیر است، با این حال آنها از نظر کارکرد و ایفای نقش در فرآیند توسعه پایدار شهری با مشکلات جدی مواجه بودهاند. مرور برنامههای میان مدت توسعه نشان میدهد که سازمانهای مردم نهاد، در زمینه توسعه و مدیریت شهری عملکرد بسیار ضعیفی داشته و نتوانستهاند نقش مؤثرتری در این راستا ایفا کنند. عمدهترین مشکلی که در کشور ما بر سر راه سازمانهای مردم نهاد وجود دارد، ضعف ادبیات این بخش، نبود فرهنگ و الگویی جامع برای سازمانهای مردم نهاد در کنار سایر بخشهای جامعه میباشد.

کلید واژه: سازمان مردم نهاد، توسعه شهری، ایران

-۱ مقدمه

در حال حاضر، چه طرفداران اقتصاد متمرکز دولتی و چه طرفداران شیفته لیبرالیسم اقتصادی، پذیرفتهاند که توسعه بدون وجود »دولت کارآمد و مسئول « و بدون »مشارکت دموکراتیک« راه به جایی نمیبرد( مهدیزاده، .(۵۳ :۱۳۸۰ در زمینه مشارکت شهروندان اگر چه نهادها و تشکلهای مختلف وجود دارد ولی مهمترین و اصلیترین شیوه بهرهگیری از مشارکت فعال و همه جانبه مردم در روند توسعه، سازمانهای مردم نهاد هستند. که بعنوان بخش سوم در کنار بخش خصوصی (بازار) و دولت (عمومی) در اداره جامعه نقش دارند(رضوانی، .(۱۳۸۴ رشد سریع سازمانهای مردم نهاد بیانگر روند فزاینده ابراز عقاید و مشارکت جمعی است، از عواملی که موجب رشد سازمانهای مردم نهاد شده است عملکرد ضعیف بخش دولتی در کشورهای در

۱

حال توسعه و حتی توسعه یافته است، این ضعف علمکرد منجر به شکلگیری تشکلها و سازمانهای مؤثرتر برای ارائه خدمات گردیده است که در این زمینه سازمانهای مردم نهاد در پایش آسیبهای اجتماعی و مدیریتی بسیار موفق بوده است.

بازتاب دیدگاهای پسامدرن در برنامهریزی و طراحی شهری را میتوان به صورت رویگردانی از تمرکز و اقتدار سازمانهای دولتی و شرکتهای بزرگ، اقبال به نهادهای محلی، گرایش به معماری بومی و سنتی، توجه به فضاهای عمومی شهری و ایجاد تنوع در کاربریها و سیمای شهری مشاهده کرد(بحرینی، .(۱۳۴ :۱۳۷۸ سازمانهای غیردولتی در سراسر جهان گسترش چشمگیری یافتهاند، آنها مشارکت افراد جامعه را در فرآیند توسعه تقویت میکنند(سعیدی،.(۱۳۸۱ اهداف و کارکرد سازمانهای مردم نهاد و تعهد و پا فشاری این سازمانها در دستیابی به آنچه که بعنوان اهداف خود برگزیدهاند، دولتها را بر آن داشته است که با اعتماد به توانمندی و اثر بخشی سازمانهای مردم نهاد و درک نقش و جایگاه آنها بخشهایی از مسئولیتهای خود را خواسته یا ناخواسته به سازمانهای مردم نهاد واگذار نمایند. در این جهت سازمانهای مردم نهاد به مثابه روشهای جدیدی برای جلب مشارکت مردمی در تعیین سرنوشت خود اهمیت یافتهاند. این سازمانها با نقش واسطهای خود میان مردم و دولت حوزه-هایی از عرصه عمومی را در حیات اجتماعی جوامع تعریف کردهاند(قلفی، .( ۱۳۸۱ این سازمانها، در عرصههای اقتصادی و اجتماعی به سبب فارغ بودن از بروکراسی پیچیده بخش دولتی و منفعت طلبی بخش خصوصی این امکان را فراهم ساختهاند تا در زمینههایی چون مبارزه با فقر و گرسنگی، حفاظت از محیط زیست، جنگلداری، افزایش آگاههای عمومی، رفاه، توجه به امور زنان و کودکان، کاهش آسیبهای اجتماعی موفقتر از بخشهای خصوصی و دولتی عمل نماید(محمدی، .(۲۴۸ :۱۳۸۰ بنابراین میتوان گفت که مشارکت مردم در روند تصمیمگیری شهری، یکی از عناصر اصلی حکومت مردمی بوده و افزایش مشارکت مردم در امور شهری میتواند در ایجاد تعامل شهری و همچنین گسترش عدالت اجتماعی و توسعه شهری نقش ارزندهای ایفا نماید. نکته اصلی در مورد سازمانهای مردم نهاد این است اغلب این سازمانها را متضاد سازمانهای دولتی فرض میکنند این در حالی است که در حقیقت این سازمانها میتوانند در امور مدیریت و توسعه شهری مکمل نهادهای دولتی و خصوصی باشند. مشارکت سازمان یافته شهروندان در چارچوب سازمانهای مردم نهاد پایه و مبنای اصلی توسعه پایدار به شمار میآید و توسعه همه جانبه شهری( اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و…) در گرو مشارکت شهروندان در چارچوب این نهادهای مردمی میباشد.

با توجه به مطالب فوق در مورد تواناییهای سازمانهای مردم نهاد در این پژوهش چندین سؤال مطرح است. -۱ سازمانهای مردم نهاد تا چه حدی میتوانند به حل مسائل و مشکلات شهری کمک کنند؟

-۲ سازمانهای مردمنهاد چگونه میتوانند امر مشارکت شهروندان را در مدیریت و توسعه شهر را سازماندهی کنند؟
-۳ چه مسائل و مشکلاتی پیش روی سازمانهای مردم نهاد وجود دارد که مانع از اثر بخشی و ایفای نقش مطلوب این سازمانها در امر توسعه پایدار شهری میشود؟

-۱-۱ اهمیت و ضرورت پژوهش

پذیرش دموکراسی و کثرتگرایی ایجاب میکند که تصمیمگیری درباره توسعه و عمران شهر یا منطقه باید به دست همه کسانی انجام گیرد که در آن موثر و ذینفعاند، و این اصل میباید بر عدالت، آزادی و حق انتخاب شهروندان استوار گردد. برای تحقق این امر لازم است که بخش مهمی از اختیارات و امکانات برنامهریزی و مدیریت به عهدهی نهادهای محلی، نهادهای غیردولتی( (NGO، شوراهای محلی و تشکلهای حرفهای و غیر انتفاعی و مانند آنها واگذار شود( مهدیزاده،.(۴۸ :۱۳۸۰ یکی از مزیتهای جهانی شدن، تقویت بخش سوم، سازمانهای مردم نهاد و جامعه مدنی میباشد. بدین ترتیب میتوان این مزیت را به منظور کاهش تاثیرات جهانی شدن در زمینهی رفاه و کیفیت زتدگی مردم به کار گرفت(قانعیراد، .(۲۴۰ :۱۳۸۴ توسعه سازمانهای مردم نهاد (سمن) به عنوان تشکلهایی که میتوانند نقش مهمی در توسعه پایدار کشور داشته باشند بیش از یک دهه است که به دغدغهای مهم برای کارشناسان مسائل اجتماعی تبدیل شده است. و اینکه چنین دغدغهای تا چه حدی برای دولتمردان وجود دارد مسئله مهمی است، اما موضوع مهمتر این است که جامعه ما تا چه حد ظرفیت چنین فعالیتهایی که عام المنفعه، اجتماعی و خودجوش هستند را دارد. برخی از کارشناسان مسائل اجتماعی ضعف تشکلهای مردم نهاد را در ایران

۲

را مربوط به نبود ظرفیت کافی در جامعه و برای مثال ضعف افراد در کارگروهی میدانند، و برخی دیگر ضعفها این سازمانها را به پایین بودن سرمایه اجتماعی افراد جامعه ربط میدهند. نبود اعتماد به دستگاههای اجرایی، عدم اثر بخشی کارگروهی در جامعه و … از دیگر عوامل موثر در ضعف این سازمانها در ایران میباشد. به هر حال در جامعه امروز، سازمانهای مردم نهاد مانند خیریهها یا سازمانهایی که در زمینههای تخصصی فعالیت دارند میتوانند تاثیر زیادی بر توسعه یک جامعه داشته باشند. نظریه-پردازانی که راهکار کنترل و کاهش آسیب اجتماعی و اعتلای جامعه را توسعه سازمانهای مردم نهاد میدانند، از الگوی توسعه-ای رایج مانند اصلاحات از بالا یا حتی اصلاحاتی از طریق توسعه گروههای سیاسی و … ارائه میدهند. حتی اگر بپذیریم که فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی، و …. مرز بندی مشخص و دقیقی با فعالیتهای سیاسی ندارند باز نمیتوان نقش سازمانهای مردم نهاد در توسعه جامعه را انکار کرد. کارکرد سازمانهای مردم نهاد اطلاع رسانی و آگاه سازی عمومی، جلب مشارکت مردمی، جذب سرمایهها و منابع کوچک مردمی، تقویت و گسترش هماهنگی بین دولت و مردم، گسترش نظارت عمومی، ارزیابی فعالیتها، افزایش بهرهوری در استفاده از منابع و هنجارسازی عنوان شده است. تحقیق حاضر میکوشد که عوامل موثر بر مشارکت سازمانهای مردم نهاد را در توسعه شهری بررسی کرده و هدف پژوهش این است که با بررسی این مورد بتواند نکات و عوامل مهمی را که میتوانند بر مشارکت شهروندان از طریق سازمانهای مردم نهاد تاثیر گذار باشند و همچنین عواملی که مانع از مشارکت موثر و تعیین کننده این نهادها در توسعه و مدیریت شهری میشود پرداخته و راهکارهایی را جهت رفع مشکلات و موانع پیش روی سازمانهای مردم نهاد در کشور ارائه نماید.

طی دهه چهل و پنج میلادی، روشهای برنامهریزی سنتی(از کل به جزء)، در عمل توانایی حل مشکلات جامعه شهری را از طریق تهیه، اجرا و ارزیابی طرحهای توسعه از دست داد و از سوی دیگر اعتماد عمومی نیز نسبت به کارایی این طرحها سلب شد. مردم خواستار پارادایم جدیدی در راستای کارآمدی، مشارکتی بودن، انعطافپذیری و مردمی بودن طرحها شدند. برای پاسخگویی به این واکنشها، برنامهریزی مشارکتی شکل گرفت. اساس روشهای مشارکتی مبنی بر تبدیل خواسته به هدف و هدف به عمل است(شکویی، .(۷۱ :۱۳۸۳ در چند دهه اخیر سمت و سوی تحولات سیاسی و اجتماعی در کشورهای پیشرفته غرب به سمت کاهش شدید نقش دولت و بازنگری در وظایف و کارکردهای آن سیر کرده است. نظریههای جدید سیاسی و اجتماعی، مثل نظریه»پر مسئولیت بودن« (آنتونی گیدنز) و نظریه»بحران مشروعیت دولت« (یورگن هابرماس) و»دولت حداقل« (رابرت نازیک) اگرچه از دیدگاههای مختلف مطرح شدهاند ولی تاکید همه آنها بر کاهش نقش دولت و افزایش نقش نهادهای غیردولتی در اداره زندگی اجتماعی استوار است( مهدیزاده،.(۴۸ :۱۳۸۰ بر اساس آمارهای رسمی در ایران حدود ۴۰۰۰ سازمان مردم نهاد(سمن) در سطح ملی و استانی فعالند که از میان این سازمانهای ثبت شده ۲۰۰ سمن به صورت ملی فعالند که ۶۰ مورد از آنها در حوزه فرهنگی- اجتماعی است. این در حالی است که کارشناسان مسایل اجتماعی متفق القولند که جامعه ما در زمینه استفاده از امکانات سمنها خوب عمل نکرده است و ما در این زمینه نه تنها با نقطه مطلوب فاصله زیادی داریم، بلکه امید چندانی با توسعه سمنها با ساز و کار موجود وجود ندارد. در حالی که سازمانهای مردم نهاد در سایر نقاط جهان بر عکس کشور ایران نه تنها در شرایط عادی میتوانند فایده بخش باشند، بلکه در هنگام بروز حوادث و بالایای طبیعی و بحرانها نقش غیر قابل انکاری در بهبود اوضاع و شرایط دارند. برای مثال به هنگام وقوع طوفان سونامی در ژاپن در حالیکه دولت به طور کامل فلج شده بود این سازمانهای مردم نهاد بودند که به مدیریت بحران پرداختند.