موضوع پایان نامه : بررسی جایگاه زن در ایران باستان
پیشگفتار
زن یکی از آفریده های خداوندی می باشد.زنان نیمی از این جهان هستی را در برگرفته اند و مثل موجودات زنده از پیدایش این جهان هستی بوده و خواهند بود.زمانی که آدم خلق شد در کنار آن هم زن آفریده شد.

زنان در طول تاریخ نقش بسیار فراونی داشته اند و جایگاه والایی را برای خود اختصاص داده اند.مثلاً در ایران باستان حتی واژه زن معنای زیبایی را در بر می گرفت و یکی از القاب زن کدبانو است.یعنی همان روشنایی خدا.نیاکان ما برای زنان خود نامهای زیبایی را می گذاشتند و برای زن ارزشش فراوانی قائل بودند.از جمله پنج اسفند را جشن اسفندگان می گرفتند و این روز را روز زن می نهادند و در این روز برای زنان هدیه می آوردند.در این روز زنان در تخت شاهی می نشستند و کاری انجام نمی دادند.در ایران باستان زنان نقشای فراوانی داشتند و آنها علاوه بر خانه داری در کارهای بیرون از منزل نیز فعالیت داشتند.مثلاً در کارگاههای خیاطی و سوزن دوزی حتی به عنوان مدیر فعالیت داشتند.

حق کار و فعالیت اجتماعی داشتند.زنان نه تنها حق فعالیت در بیرون از خانه بلکه حتی در انتخاب همسر هم آزاد بودند و خود برای خود همسر بر می گزیدند.در اوستا برای زن اهمیت و ارزش زیادی قائل بودند.مردمان باستان حتی در نمازهای خود زن پاک دامن را مورد ستایش قرار می دادند.در جای جای اوستا اگر از مردان به نیکی یاد می شد و صفات نیکی برای مردان می نهادند در کنار آن هم همان صفات را برای زنان می بردند.

در آن زمان های کهن برای زنان حق و حقوقی قائل بودند مثلاً در ایلام باستان زن حق ارث داشت یا در دوران هخامنشی زنان کار می کردند همانند مردان حقوق می گرفتند.و حتی زنانی که کار می کردند و باردار بودند به آنها مرخصی داده می شد و حقوق دوران مرخصی تعلق می گرفت.
در دوران باستان در دورانی که دین اسلام ظهور نکرده بود زنان ایران برای خود پوشش داشته اند که این امر در دوران ایلامیها نیز صدق می کرده است.نیاکان ما برای همه چیز این گیتی و جهان ارزش قائل می شدند.

از آب و زمین و خاک و حیوان و گیاه گرفته تا تن انسان.آنها برای تن انسان ارزش قائل می شدند و از جمله نشان دادن ارزش پوشیدن کفش و پوشاندن بدن انسان می باشد چه برای مرد و چه برای زن.
شواهد از زنان ایران باستان را می توان در سنگ نگاره های تخت جمشید و تاق سقبان مشاهده کرد که چه اندازه نیاکان ما برای زنان خود ارزش قائل می شدند و حجاب را یک نوع شرم و حیا می دانستند.

 

بیان مسئله- فرضیه موضوع
موضوع مورد تحقیق بررسی و نقش جایگاه زن در ایران باستان می باشد که زنان چه نقشها و جایگاهی داشتند و برای آن ها قائل می شدند و نظریاتی که در مورد زنان می باشند و هم چنین نقش وسائل ارتباط جمعی در نشان دادن نقش زنان در جامعه و خانواده.

اهمیت مسئله
زنان نیمی از جامعه انسانی را تشکیل می دهند که در طول تاریخ تحت ظلم و ستم فراوان قرار گرفته اند.زن در عرصه های پهناور جهان پیوسته زن بوده است و در همه جای این جهان از آغاز پیدایش بر زمین فارغ از زمان و مکان و نژاد و رنگ و آیین ، بار مسئولیتی ویژه را بر دوش داشته است : زادن- پروردن و به بلوغ رساندن که این بخشی از حیات زن است.نقشی که زن در کنار یا جدای از وظیفه بار تولید نسل بشری در ساختار اجتماعی ، ساختار تاریخی ، زیر بنای فرهنگ و تمدن در دوران اجتماعی پیدایش باورها و اعتقادها و سرانجام در اعتلای بشر داشته اند.
خانواده که اولین و مهمترین نهاد اجتماعی می باشد.زن در آن به عنوان یکی از ارکان این نهاد اجتماعی نقش بسزایی را ایفا می کند و یکی از نقشهای کلیدی بر عهده ی زن می باشد.همان طور که گفته شد نیمی از جامعه جهانی را زنان تشکیل می دهند و بدون وجود زن زندگی مردان در کل جهان دچار اختلال می شود.
وقتی به نقش و جایگاه زنان در جامعه نگاه می کنیم ، زنان در ساختار جامعه یکی از اجزای این جامعه هستند که اگر با اجزای دیگر آن هماهنگ نباشند در کل اجتماع اختلال ایجاد می شود زنان کارکردهای سپاری در جامعه دارند.زن به عنوان مادر ، معلم ، پرستار ، یک استاد ، یک همسر مهربان و دلسوز و فداکار و… هنرمندی واقعی در تمامی عرصه های هنری زندگی است.حتی زنان بر اساس شرایط زندگی شان می توانند کارهای سنگین مردانه را انجام دهند.مثل مکانیکی ، رانندگی با ماشین های سنگین و…
پس اگر زنان بخواهند به آنها میدان دهند می توانند کارهای فراتر از مردان انجام دهند.زنان در تمامی عرصه های فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی نقشهای بسزایی را ایفا می کنند چه در گذشته و چه در حال زنان همواره همراه مردان بودند و باعث موفقیت آنها شده اند و به قول معروف هر مردی به مقامی یا پیشرفتی می رسد پشت سر او یک زن بزرگ می باشد.

ضرورت و اهمیت تحقیق
همانطور که قبلاً گفته شد زنان نیمی از جامعه را تشکیل میدهند.در ساختارهای اجتماعی نقش بسزایی دارند.کارکردهای فراوان در جامعه دارند.ارزش بسیای از لحاظ مادی و معنوی دارا هستند اما متاسفانه نقش آنها در جامعه نادیده گرفته شده و یک سری مسائل بر آنها تحمیل شده است.زنان باید از نقش و جایگاه خود آگاهی داشته باشند.آنها باید همراه با رشد جامعه رشد کنند و مخصوصاً این که زنان امروزی کشور ما بدانند که بودند و در گذشته های دور نیز نیاکان ما به زنها چه احترامات خاصی قائل بودند حتی دورانهای دوری که در هیچ کجای دنیا نه تمدنی وجود داشت و نه این که به زنها احترامی قائل بودند.

اهداف تحقیق
شناخت و بررسی جایگاه و نقش زن در ایران باستان ، ایرانیان باستان چه دیدگاه و نگرشی به زن داشته اند و چه ارزشهایی برای زن ها قائل بودند ؟ شناخت و بررسی نقشهایی که زنان در جامعه ی باستان ایفا می کردند چه اجتماعی و چه فرهنگی و چه….
بررسی نقش زن در ایران باستان بعد از پیدایش کشاورزی؟
بررسی وسایل ارتباطی در آگاهی دادن جامعه در رابطه با نقش و جایگاه زنان.
سوالات
در ایران باستان چه دیدگاهی در مورد زنان داشته اند ؟
آیا برای زن ارزشی قائل می شدند؟
در ایران باستان زنان چه نقش یا نقشهایی را ایفا می کردند؟
ایرانیان کهن به مسئله پوشش زنان چگونه می نگریستند؟
مبانی نظری
زن
در فرهنگ ایرانی زن همان نام را دارد که در دوران کهن مادر سالاری داشته که دارندگی خانه به او باز می گردد.
از آنجا که مرد از ریشه «مرت» است که مردن و درگذشتن را می رساند ، کسی که در می گذرد و در گونه ی مردم زن و مرد ، هر دو را می رساند.پاژ نام زن به نشانه ی دارنده خانه اگر چه هنوز در ایران برای زنان به کار می رود اما در ازنای چند هزار سال زن در فرهنگ ایرانی نام های دیگر نیز به خود گرفته است که شایسته ی نگرش است.
زن در اوستا افزون بر «جنیکا» (از همان ریشه ی جن و ژن و کن) با پاژ نام «نائیریکا» نیز خوانده شده است.«نئیری» در اوستا ، دلیر و جنگاور و پهوان است و به مردان پهلوان گفته می شده و همین واژه به گونه ی مادینه برای زنان دلیر و نام آور نیز بکار رفته است.

«نائیریکا» این واژه در زبان پهلوی به گونه ی «نائیریک» بکار رفته ، در یادگار بزرگمهر نوشته وزیر دانشمند زمان انوشیروان ، از نائیریک یا همسر نیک به بزرگی یاد شده است و با همین آوا هنوز در زبان ارمنی برای همسر و زن کاربرد دارد.پاژنام دیگری که زن ایرانی از دوران اوستایی تا کنون بر خود دارد «بانو» است که در اوستا فروغ و روشنایی است و در همین فرهنگ بانوی خانه یا زن این واژه در پهلوی بگونه ی «بانوک» و در فارسی «بانو» به همان گونه کاربرد دارد ، تا آنجا که در فارسی پاژنام همگانی زنان «کدبانو» است که در آن «کد» خانه است و بانو همان روشنایی است.افزون بر این ها مردان زنان خود را همدوش (= همکار و در همه ی کارهای زندگی) یا همسر (= کسی که با مرد در همه کار و همه جا برابر است و سرا و با سر مرد یکسان است) می خوانند (فریدون جنیدی ۱۳۸۴ ص۴۴).

در اندرز گواه گیران با پیوند زناشویی در ایران باستان نخست از دختری پرسند که آیا می پذیرد که مرد نامزد خود را به همسری و همتنی و همروانی او در آورد؟ و پس از دختر همین پرسش از مرد می شود.

چون به نام زن پرداختیم می بایست که به واژه ی دختر نیز بپردازیم.دختر در زبان سانسکریت «دهی تَرَ» خوانده می شود که «دوشیزه ی شیر» بوده است.این پاژ نام از هنگام دامپروری و نگه داری آریاییها است که کار دوشیدن شیر و برآوردن فرآورده های آن بر دوش دختران و زنان بوده.این واژه در اوستا «دونخدَر» در زبان پهلوی «دوخت» و «دوختر» و در فارسی «دخت» و «دختر» است.چنان که در انگلیسی «doughter» خوانده می شود.(فریدون جنیدی ۱۳۸۴ ص ۴۴).
اما ایرانیان با آنکه پاژنام دختر یا یادگار دوران کهن را در زبان خویش نگاه داشتند در درازنای زمان دو پاژنام دیگر بدو داده اند.نخست کنیزک یا زن کوچولو که کهن تر از پاژ نام دختر است.دو دیگر یا دوشیزه به معنای دوست داشتنی کوچولو نیز از همین واژه است.

«دوشَست» پهلوی برابر با معشوق به زبان تازی و «دوشام» پهلوی یا عشق و نیز «دوست» پهلوی و فارسی و بر این بینیاد «دوست» پاژنام دختر است و در زبانهای باستانی برای مردان ، کاربرد نداشته است.افزون بر این در فرهنگ ایرانی انبوه نامهای زیبای گلها و بوی گلها و زیبایی گل ، درخت ، جان و جهان را که بر دختران می نهند با هیچ فرهنگ و زبان کشور دیگر نمی توان برابر کرد و این به نشانه ی آزرمی است.(همان ص ۴۵).

 

فرهنگ
فرهنگ (فَ هَ) مرکب از فر که پیشاوند است و هنگ از ریشه ی ثنگ اوستایی- به معنی کشیدن و فرهیختن می باشد که فرهنگ بر دو مطابق است.با ریشه ی ادوکا و ادوار در لایتنی که به معنی تعلیم و تربیت است.
فرهنگ Far – hang (= فرهنج ، Farhang) 1- ادب (نفس) تربیت.۲- دانش و علم و معرفت.۳- مجموعه آداب و رسوم : «و فرهنگ شاهان و مهتران و فرزانگان و کارساز پادشاهی …..» (معین ، ۱۳۶۰ ص ۲۵۳۸).
به بیان «سمنر» جامعه شناس آمریکایی ، فرهنگ مجموعه آداب و رسوم و سنت ها و نهادهای اجتماعی است.(منوچهر محسنی ۱۳۷۹ ص ۸۵).
نقش
نقش اجتماعی در حقیقت مجموعه «انتظاراتی» است که به یک پایگاه اجتماعی خاص ضمیمه است ، نقش رفتاری است که دیگران از فرد انتظار دارند چرا که ما ایفای وظایف خاص را به عهده داریم و یا آنکه پایگاه مشخصی را اشغال کرده ایم.بنابراین نقش مفهومی هنجاری و مبتنی بر آن چیزهایی است که از فرد انتظار می رود.(همان ص ۲۲۱).

تعریف عملیاتی
فرهنگ مادی
غیر مادی
نقش اقتصادی
اجتماعی
سیاسی
فرهنگی

پیشینه تحقیق
یکی از منابع پر باری که بصورت علمی و تخصصی به مسئله ی زنان پرداخته کتاب زنان (فصلنامه شورای فرهنگی ، اجتماعی زنان) می باشد.این فصلنامه پژوهش خود را از سال ۱۳۷۸ آغاز نموده و صاحب امتیاز آن شورای فرهنگی اجتماعی زنان است) کتاب زنان مجموعه مقالاتی است که با همکاری مشاوران و محققان علمی زن را در ابعاد اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و حقوقی مورد بررسی قرار داده است.
دومین منبع پر باری که به صورت علمی و تاریخی به مسئله ی زنان پرداخته کتاب «شناخت و هویت زن ایرانی در گستره ی پیش تاریخ و تاریخ» می باشد که در این کتاب به هویت زن ایرانی پرداخته است.در این مجموعه که توسط انتشارات روشنگران به چاپ رسیده زن را از دوره های اولیه زندگی بشر و شکل گیری و تکامل جسمی و ورحی اش در دوره های بابلی ، آشوری ، ایلامی و ایرانی پرداخته و حقوق زن و نقش آن را بیان کرده است.

میزگرد حقوق انسانی زن به میزبانی انجمن مطالعات ایرانی زنان با سخترانی آیت الله موسوی بجنوردی مدیر گروه فقه و حقوق پژوهشکده امام خمینی ، دکتر رزا قراچورلو عضو کمیسیون حقوق بشر کانون وکلا ، شهلا معظمی استاد دانشکده حقوق دانشگاه تهران و زهرا داور حقوقدان و رئیس کار گروه انجمن تشکیل شد.
موسوی بجنوردی در میزگرد حقوقی انسانی زن گفت :

هیچ وقت نمی توان جنسیت را ملاک فضیلت دانست.کسانی که زن یا مرد را برتر می دانند در اشتباهند زیرا ملاک فضیلت در انسان اعم از زن و مرد چیزی است که موجب تکامل می شود مانند : علم ، تقوا و مبارزه با نفس.

وی درباره جایگاه زن تاکید کرد : زن و مرد بودن هیچ ارتباطی به نفس ناطقه عقلانیت ندارد و مربوط به خواص بدن و بعد حیوانی انسانی است.زن و مرد هر دو انسان هستند و در بعد انسانیت هیچ تفاوتی بین زن و مرد نیست.

در ادامه شهلا معظمی با بررسی تاریخ باستان ایران اظهار داشت : انسان های باستان جز پیشرفته ترین مردم بودند و اثری از تبعیض نژادی ، جنسی و قومی در بین آنها نبوده.این حقوقدان بیان کرد ، با ازدیاد جمعیت و پیشرفت کشاورزی و گله داری انسان از زندگی در طبیعت آزاد دست کشیده و حوالی مزارع ساکن شد.کشاورزان اعم از زنان و مردان با یکدیگر همکاری می کردند تا برای گذران زندگی نیروی کافی به دست آورند.

خانواده هسته مرکزی تشکیلات اجتماعی بود و بعد از آن عشیره و قبیله مطرح شد.با تشکیل اولین حکومت جامعه طبقاتی شکل گرفت و از قدرت و نیرو و اقتصاد کشاورزان کاسته شد.
اکنون به جایگاه زن در ۴ گفتار می پردازیم :
۱- نگرش به زن در شاهنامه
۲- نگرش به زن بر اساس اوستا ، متون کهن و برخی کتیبه ها در دورانهای مختلف
۳- نگرش به مسائل حقوق زن بر اساس اسناد حقوقی ایلام باستان در ایران
۴- نگرش به زن بر اساس آثار باستانی

بی گمان دوشادوش هر مردی و در پس زندگی هر پل و سربلندی ، زنی پر توان ایستاده و هموار کننده راه های زندگی اوست.در این سخن برای بررسی جایگاه زن در شاهنامه بهتر از پیش از هر کسی از همسر فردوسی یاد کنیم.از یار مهربان و یگانه ی او که در گردآوری کتاب تاریخ و فرهنگ ایران زمین ، نخست یار فردوسی بوده و همراه او برای انجام این مهم شتافته است.

 

جایگاه زن در چهار گفتار
گفتار نخست : نگرش به زن در شاهنامه
همسر فردوسی : نمونه ی کامل یک زن خردمند و با دانش بسیار است که همه ی ابعاد شخصیت او برجسته و نیکوست.او زنی آگاه ، آگاه به نیازهای همسر خود ، آگاه به نیاز ایران زمین در شناختن تاریخ کشورش برای دوباره شکفتن ، آگاه به تاریخ فرهنگ ایران ، آگاه به هنر موسیقی و نواختن چنگ ، آگاه به خط و زبانهای باستانی و آگاه از همه ی آنچه که خردی جاودانه به او بخشیده بود.او شب هنگام که اندیشه ی سرودن تاریخ ایران و سختی آن جسم و جان فردوسی بزرگ را بیدار نگه می داشت به دلداری و یاری او شتافت و جسم و جان و روانش را برای سرودن شاهنامه نثار ایرانیان کرد.او خردمندانه داستانها و تاریخ ایران را از دخترها و نوشته های کهن که به زبان فارسی میانه (پهلوی) بود به فارسی بر می گرداند و فردوسی به شعر می سرود.

در این سخن کوتاه نمی توان از همه ی شایسته زنان بزرگ ایران زمین یاد کرد.چندین تن از زنان را که نماینده ی دیگر زنان و سرآمد در طبقه و قشر خود هستند یاد می کنیم.
زنان در شاهنامه با صفاتی چون نوبهار ، ماه رو ، پوشیده رو ، پاکیزه ، خردمند ، افسر بانوان جهان ، مهربان ، خوب چهره ، نیکی شناس ، هنرمند ، شیر زن ، بهشت آراسته ، پارسا و …. آورده شده اند.

فرانک
فرانک همسر آبتین مادر فریدون (نیامی بزرگ آریاییهای جهان) و مادر همه ایرانیان است.دوره های فرانک در شاهنامه دوره ی مادر سالاری و زن سالاری است.دوره ای که در ایران زنان اداره ی همه امور را عهده دار بودند.

دوره ی فرانک دوره ای است که اندیشه و تدبیر زنان ایرانی ، جوانان را از کشته شدن به دست بیگانگان (ضحاک) رها ساخت و سرانجام به یاری این مادران ، رهبرای ایران به فرزندان ایران رسید.دوره ی فرانک دوره ی رفاه و آرامش و خوشی برای ایرانیان بود.در تاریخ ایران این یکی از دورانهایی است که نام یک زن شناخته شده است.(ژول حل ، چاپ سکو).

رودابه
دختر سهراب کابلی همسر زال و مادر رستم بود ، رودابه نخستین زنی است که زایمان او نه به شکل طبیعی بلکه به صورت رستمزاد یا رستمینه بوده است که امروز ناآگاهان از تاریخ این نوع زایمان را سزارین می گویند.در حالی که سزار دوم قرنها پس از رستم دیده به جهان گشود.هنر رودابه در گزینش همسر و پرورش فرزند است.همسری چون زال و فرزندی چون رستم.

تهمینه دختر شاه سمنگان ، همسر رستم ، مادر سهراب
تهمینه نیز از زنان شایسته ای که زندگی او در خور نگرش است تهمینه نیز به رسم دختران ایران خود از رستم خواهان پیوند شد و رستم نیز که تهمینه را در همه چیز سرآمد و شایسته دیدار او را به همسری خود پذیرفت و نتیجه و ثمره ی آن جوان ناکام ایران سهراب دلاور بود.

تهمینه دختری با خرد و جسور و زنی کاردان بود.او به تنهایی در شهر بیگانه فرزندش سهراب را بزرگ کرد و پرورش داد.او که تنها در هنگام پیوند و اروسی (۲) با همسر خود دیدار داشت همیشه دور از رستم زیست و برای سهراب پدر نیز بود.وفاداری و بزرگمنشی او ستودنی است.تهمینه با آینده نگری تمام هنگام سفر به ایران ، برادرش را همراه سهراب که تا رستم را به او بشناساند اما دریغ که سپر زمانی پدرش را شناخت که زخم از پدر خورده بود و مادر را در اندوهی جاودان نگاه داشت.تهمینه نمونه ی زنی بردبار و شکیباست که در همه ی عمر خود در هجران و دوری زیست و هیچ گاه عنان صبر از کف نداد.

 

گردآفرید
دوشیزه ی جنگاور و دلیری از خاک ایران است و همانگونه که نامش گویاست گرد و پهلوان و جنگاور بود.دختری جوان و زیبا ، چاره گر و چیره دست که تیر و کمان در دستانش به زیبایی می رقصید گردآفرید دوشیزه ی دلاور ایرانی دژ سپید را از دست دشمن نجات و مردمان دژ را از بیراه فراری داد.او که از شکست مردمان ایرانی در جنگ با سهراب خونش به جوش و غیرتش به خروش آمده بود زره بر تن ، کلاه بر سر ، سوار بر اسب و کمان را به زه کرد و به نبرد با سهراب شتافت و آنگاه توان مبارزه با سهراب را در خود ندید ، چاره ای زنانه اندیشید ، کلاه خود را از سر برداشت.سیاه گیسوانش را آشکار ساخت تا سهراب گرفتار ؟ کلاله ی او شود و همین نیز شد و سهراب از نبرد با او کناره گرفت و آیین جنگ را نیکو به جا آورد و ضعیفتر از خود را هلاک نساخت.

گفتار دوم : نگرش به زن بر اساس اوستا و متون کهن پارسی و شماری کتیبه
در اوستا آمده است : «… هر مرد و زن نیک و بد را شخصاً بر گزینند».(گات ها ، هات ۳۰ ، بند ۳) و یا «فروهرهای مردان پاکدین ممالک ایران را می ستاییم ، فروهرهای زنان پاکدین ممالک ایران را می ستاییم…» (فروردین شیت ، کرده ی ۳۱ ، بند ۱۴۳).

در این بند صنعتی را که مرد قائل شده و آن را ستایش می کند ، همان را برای زن نهاده و آن را مورد ستایش قرار می دهد.اما بالاترین بزرگداشت برای زن همانا در بند ۱۰۷ از کرده ی ۲۳ فروردین شیت آمده است که «اشی» یا پاکی و راستی خدایی را به دختری همانند می کند (کسی که در خان و جانشین ، اشی نیک زیبای درخشان به در آید.در کالبد دختر زیبای بسیار نیرومند ، خوش اندام ، کمر بند بسته ، راست بالا ، مجلل ، آزاده نژاد ، کسی که مغلوب نشدی در رزم با بازوان خویش بهتر گشایش جوید و…» و ستایش زنان در نماز شب (۳) ایرانی «کدبانوی خانه که اشو (پاک راست) و سردار اشویی شد می ستاییم ، زن پارسایی را می ستاییم بسیار نیک اندیش ، نیک گفتار ، نیک کردار…. شد».