چکیده

با توجه به اینکه محققان پس از سالها تجربه دریافتهاند که میتوان خلاقیت را آموزش داده و تقویت نمود، تعیین عواملی که در ایجاد خلاقیت نقش دارند و تقویت ابعاد ضعیف آن دارای اهمیت فراوان میباشد. لذا، در این پژوهش، خلاقیت کارکنان شهرداری زاهدان با استفاده از پرسشنامه سنجش خلاقیت تورنس مورد بررسی قرار گرفته است. جهت انجام این پژوهش ابتدا از آزمون T در نرمافزار SPSS برای آزمون فرضیات پژوهش استفاده شده و سپس دادهها در نرمافزار ROSE2 با روش تئوری مجموعههای راف، که برای تقلیل دادههای زائد مورد استفاده قرار میگیرد، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج آزمون فرض حاکیاز آن است که بُعد » ابتکار« دارای رابطه معناداری با خلاقیت کارکنان شهرداری زاهدان نمیباشد. نتایج حاصل از نرمافزار ROSE2 نیز بیانگرآن است که بُعد »انعطافپذیری« بیشترین تأثیر را در خلاقیت کارکنان داشته است. در نهایت، پیشنهاداتی جهت افزایش خلاقیت کارکنان ارائه شده است.

واژههای کلیدی: خلاقیت، سازمان، تئوری مجموعههای راف.

× ۹۸

International Conference on Management

Rough set theory approach to examine the employee creativity

Alireza, Manzari Tavakoli 1; Vahid, Pourshahabi 2; Forough Farzan 3
1 Department of Management, Islamic Azad University of Kerman, Kerman,Iran

۲ Young Researchers and Elite Club, Zahedan Branch, Islamic Azad University, Zahedan, Iran 3 Young Researchers and Elite Club, Mashhad Branch, Islamic Azad University, Mashhad, Iran

Abstract

In this study, Zahedan municipal employee creativity using the Torrance creativity questionnaire has been studied. For this study, the T-test in SPSS software is used to evaluate the research hypotheses. Then, data have been analyzed by Rough sets theory method in ROSE2 software, which is used to reduce data redundancy. Results of hypothesis testing show that the “initiative” is not a significant relationship with the creativity of Zahedan municipal employee. The results of ROSE2 software also indicate that “flexibility” has had the greatest impact on employee creativity

Keywords: creativity, organization, Rough sets theory

× ۹۹

-۱ مقدمه

خلق فکر، ایده و مفاهیم نو همواره اساس اختراعات، اکتشافات و پیدایش راههای مناسب برای حل مسائل و مشکلات در زندگی انسان به شمار می آیند. جوامع پیشرفته و متمدن گذشته و حال پیوسته به ارزش و اهمیت این جنبه از توانائیهای ذهنی و فکری انسان توجه نموده و در صدد تقویت آن برآمده و از این طریق به توسعه، رفاه، ترقی و خوشبختی نائل آمده اند؛ چراکه بقول ارسطو »ابتکار یگانه عامل مؤثر در پیشرفت انسان به شمار میآید« (موید نیا، .(۱۳۸۴:۱۶۵

در دنیای پیچیده کنونی که شاهد رقابتهای بسیار فشرده جوامع مختلف برای دستیابی به جدیدترین تکنولوژیها و منابع قدرت هستیم، افراد تیزهوش، خلاق و صاحبان اندیشههای نو و مبتکرانه، همانند گرانبهاترین سرمایهها، از جایگاه بسیار والا و ارزشمندی برخوردار هستند؛ بطوریکه بقول توین بی۱ شانس بدست آوردن خلاقیت بالقوه، می تواند موضوع زندگی و مرگ هر جامعهای باشد (کفایت، .(۳ :۱۳۷۳

همه سازمانها برای بقاء نیازمند اندیشه های نو و نظرات بدیع و تازهاند. افکار و نظرات جدید همچون روحی در کالبد سازمان دمیده میشود و آن را از نیستی و فنا نجات می دهد. در عصر ما برای بقاء و پیشرفت و حتی حفظ وضع موجود، باید جریان نوجوئی و نوآوری را در سازمان تداوم بخشید تا از رکود و نابودی آن جلوگیری شود. برای آنکه بتوان در دنیای متلاطم و متغیر امروز به حیات ادامه داد باید به نوآوری و خلاقیت روی آورد و ضمن شناخت تغییرات و تحولات محیط برای رویارویی با آنها پاسخهای بدیع و تازه تدارک دید و همراه تأثیرپذیری از این تحولات بر آنها تأثیر نهاد و بدانها شکل دلخواه داد (الوانی، .(۲۲۳ :۱۳۸۵

توجه علمی به بحث خلاقیت عمر چندان طولانی ندارد در واقع تاریخچه مطالعات علمی در مورد خلاقیت و عناصر تشکیل دهنده آن به بیش از یک قرن نمیرسد. موضوع خلاقیت ابتدا مورد توجه دانشمندان علوم اجتماعی و روانشناسی قرار گرفته و برای اولین بار دانشمندی بنام گیلفورد۲ درسال ۱۹۵۰ میلادی تحقیقات علمی خود را در مورد ماهیت، عناصر تشکیل دهنده و کارکرد تفکر خلاق شروع نموده است (طالب زاده، ۱ :۱۳۷۵و.(۲

بدیهی است خلاقیتصرفاً مشتمل بر تفکر و عملکرد ذهنی افراد خاص و عرصهای ویژه زندگی نیست، بلکه تقریباً تمامی افراد اعم از دانش آموز، دانشجو، کارمند، کشاورز، خانه دار و… در مدرسه، محیط کار و مزرعه حتی با دارا بودن حد متوسط بهره هوشی می توانند دارای عملکرد خلاقانه در زمینههای مختلف زندگی باشند. تحقیقات تورنس( ۱۹۷۳ ) ۳ و پارنز (۱۹۶۳) و دیگران نشان داده است که خلاقیت در تمام فعالیتهای فردی و گروهی مشاهده شده و با شدت و ضعف بالقوه قابل پرورش، در همه انسانها وجود دارد (همتی، .(۱۲ :۱۳۸۷ تورنس و تورنس ( به نقل از اونیل، عابدی و اسپیل برگر۴، (۱۹۹۴ اشاره میکنند که طی ۱۵ سال تجربه مطالعاتی و آموزش تفکرات خلاق، شواهدی را یافتهاند که نشان میدهند خلاقیت را میتوان آموزش داد. براین اساس است که طی سالهای اخیر پژوهش و ساخت آزمونهای خلاقیت رونق پیدا کرده است (دائمی و مقیمی، .(۱۳۸۳

نوآوری و خلاقیت بعنوان ویژگی شگرف انسانی نه تنها در دوران کودکی و جوانی، بلکه در تمامی طول عمر قابل ظهور است. در واقع توانایی شخص برای خلاق و نوآور بودن ممکن است در مراحلی بصورت کمون باقی بماند اما میتوان آن را دوباره احیاء کرد (ساعتچی، .(۱۲۴ : ۱۳۸۲ پس همهما ذاتاً واجد توانائی تفکر و عملکرد خلاقانه هستیم اما به واسطه شرایط محیطی به جای آنکه راههای بروز آنرا یاد بگیریم، چگونگی سرکوب آنرا فرا میگیریم یعنی میآموزیم که چگونه خلاق نباشیم (همتی،