بررسی دارویی دارچین

مقدمه:
گياهان اولين موجودات خلقت و اين جاندارن خاموش و نمودارهاي زيبايي در طبيعت پس از گذشت ميليون ها سال كه از پيدايش آنها برروي زمين مي گذرد، در طي چند قرن اخير، آثار و خواص اعجاز انگيز خود را توسط دست بشر به منصه ظهور رسانده‌اند.
طب و طبابت و به طور اعم معالجات از اولين مسائلي است كه بشر براي حفظ اعتدال و توازن مزاج در بروز امراض جهت اعاده سلامتي به آن روي آورده نسبت به وضع قوانين، امكانات، تحقيقات و گردآوي لازم ومسائل مربوطه نهايت باريك بيني و دقت را معمول داشته، زيرا به هر صورت جان آدمي گنجيه وديعه اي است كه حفظ آن ذاتي و غريزي است .

در طي قرون و اعصار متمادي مردم به خواص درماني گياهان پي برده اند و دانشمندان بزرگي در اقصي نقاط جهان، دراين زمينه تحقيق و كار كرده اند و كتا بها نوشته اندو همزمان با ساير نقاط دنيا در ايران نيز استاتيد و دانشمندان بلند پايه اي چون اوبو‌علي سينا، محمد زكرياي رازي، سيد اسماعيل جرجاني و ابونصر موفق هروي قرن هاي متمادي علم پزشكي ئ درماني جهان را تحت تاثير قرار داده و به حدي ارتقاء علمي يافته اند كه آثار آنها به اروپا رفته وتا قرون شانزده و هفده، تعليمات منحصر به فرد دانشگاهي را تشيكل داده وهنوز مضامين آن مورد تتبع و ترجمه و استفاده است.

فارماكوكنوزي كه معني تحت الفظي آن داروشناسي (علم الادويه) است، جزئي از هنر و علم پزشكي به شمار مي آيد و آغاز آن از زماني است كه بشر ب درمان بيماري‌ها پرداخته است. فارماكوگنوزي از تمدن هاي كهن، كه در آنها از اجزاي حيوانات و گياهان، محلول هاي شفا بخش وتهيه مي كردند و آنها را براي از بردن آلام و كاستن رنج ومقابله با بيماري ها به كار مي بردند و ريشه گرفته است. منشا اوليه فارماكوگنوزي را مي توان در اسرار جادوگري قبايل بشري دانست كه توانسته است دوره ثبت نشده اسرار طب انساني را پشت سر بگذارد وسير تكاملي خود را از مرحله بدوي تا به امروز كه عصر استفاده از عوامل اختصاصي است به خوبي طي نمايد.

با آنكه امروزه درمان بيماري ها بيشتر از طريق مصرف داروهاي صورت مي گيرد كه منشاء صنعتي دارد واختصاصا در‌آزمايشگاه تهيه مي شوند و اثرات قاطع آنها نيز در درمان بيماري ها موجب توسعه مصر ف آنها گرديده است، معهذا چون با مصرف بعضي از داروها زيانهايي به بدن مي رسد، روز به روز به اهميت گياهان دارويي و فرآورده هاي آنها بيشتر توجه مي‌شود و اعتقاد عمومي درباره آنها پيوسته تقويت مي‌گردد.

دارچين معمولاً به عنوان پوست درخت Cinnamomum zeylanicum شناخته مي‌شود. در پرتغال و اسپانيا به عنوان Canela ، در فرانسه Cannelle و در آلماني به عنوان Zimt شناخته مي‌شود. در هند و ايران دراچين خوانده مي شود كه بمعني چوب درخت چيني است كه درقيق ترين توضيح براي دارچين است . اسم آن از « kayumanisk» به معناي چوب شيرين زبان مالاكا گرفته شده كه معادل عبري آن «qinnkmn» است كه منشا كلمة cinnamon است. كلمة Canolla توسط ايتاليايي ها استفاده مي شده تا دارچين را توضيح بدهند به عنوان «little cannan tubes» (لوله هاي توپي كوچك) كه شبيه پوست ساقة لوله شده دارچين است. تجارت دارچين در قرن ها سيرزدهم و چهاردهم در كنترل ونيس بود كه به همين علت اين شهر بسيار ثروتمند شده بود (۶۷)
مصري هاي دارچين را به همراه مر درموميايي كردن استفاده مي كردند، شايد به خاطر سيناميك اسيد كه خاصيت آنتي باكتريال دارد. عبري ها از دارچين درمراسم مذهبي استفاده مي كردند و در همين حال در مكزيك،‌كشورهاي آسيايي، عربستان و در شمال آفريقا دارچين در آشپزي استفاده مي شده ولي بع عنوان ادويه د آشپزي استفاده نمي‌شده است.
در قرون رسطي و بعد از آن دارچين از مصر صادر مي شد كه خود توسط تاجران عرب از سيلان آورده مي شد. دارچين تبديل به يك طعم محبوب در تعدادي زيادي از غذاها شد و به عنوان محرك اشتها، هاضمه و درمان براي سرفه و گلو درد شناخته شد. در حال حاضر در آمريكا دارچين به طور عمده براي طعم دادن به دسرها و چاشني ها استفاده مي‌شود. در حاليكه پودر آن در تركيبات گراني كه به نوشيدني ها و قهوه اضافه مي‌شود استفاده مي‌شود. (۶۸)
دارچين حقيقي در آشپزي مكزيكي و در قهوه و چاي بسيار محبوب است.

احتمالا دارچيني كه مصري ها در زمان فراعنه استفاده مي كردند و به طور عمده از چين مي آمده جايي كه درختستان هايي از دارچين در جايي اطراف شهر kweikin كه اكنون Guilin (Kwei به معناي دارچين و lin به معناي جنگل است) خوانده مي‌شود و روئيد. دارچين حقيقي سيلان كه اكنون سريلانكا ناميده مي‌شود توسط پرتغالي ها در اوايل قرن شانزدهم كشف شد و بعد از آن تجارت آن به طور ظالمانه اي توسط آنها كنترل شد. (۶۵)
درخواست رو به رشد براي دارچين منجر به جنگي بين هلندي ها و پرتغالي ها شد و در اواسط قرن هفدهم هلندي ها تجارت سيلاني تحت كنترل درآوردند. در قرن هفدهم خيلي از هلندي ها در سريلانكا درتلاشي براي شكستن قوانين ظلمانه مستعمره نشين هاي جديد قتل عام شدند . اما اين منجر به تلافي و پيشرفت پرتغالي ها دركنترل كاشت دارچين جزيره شد.

هلندي ها به زور امتياز انحصاري دارچين را گرفتند. براي اينكه قيمت ها را بالا نگهدارند در سال ۱۷۶۰ مقدار زيادي دارچين را در آمستردام سوزاندند تا دارچين كم ياب شود. شايد اين رفتارخصمانه دوستداران خيالباف دارچين را در ساير كشورها قانع كرد كه آن ادويه بيش از اندازه در خوراك پزي استفاده شده . (۶۸)
در هر حال در سال ۱۷۹۵ انگليسي ها كنترل سيلان را با اين اميد كه علاقة مردم را نسبت به دارچين دوباره زنده كنند به دست گرفتند خيلي قبل از اين نهال هاي دارچين توسط هلندي ها براي كاشت در اندونزي منتقل شد. اهميت دارچين به طور مستمر و تدريجي رو به كاهش گذاشت چون استفاده از اين ادويه در آشپزي و ساختن شراب از مد افتاد اكنون علاقه به دارچين در مصر روبه رشد است. در قرن نوزدهم در مصر دارچين توسط فرانسوي هايي كه نهال هاي آن را در Jardin de plantes پاريس مي كاشتند و معرفي شد. درهرحال بعد از آن اهميت دارچين در آشپزي فرانسوي كاهش يافت با اين حال هنوز در غذهاي سنتي فرانسوي كانادا استفاده مي‌شود.

امروزه دارچين به عنوان يك ماده معطر فوق العاده در غذهاي پخته شده مصرف مي‌شود. ولي مزه‌آن تعداد محدودي را جذب مي كند.و به طور مشابه دارچين به طور گسترده به عنوان دارو يا نگه دارنده غذا يا بخور استفاده مي‌شود. ولي تعداد محدودي را جذب مي كند از نظر محبوبيت زياد و جدال هاي فراوان براي تجارت آن در هزاره گذشته، اين ادويه باستاني بدون شك امروزه شايستگي بيشتري براي تحسين دارد.

معرفي گياه دارچين (۵)
دارچين، شامل پوست تنه خشك شده ساقه گياه Cinnamonum zeylanicm Blume از خانواده برگ بو (Lauraceae) است كه عاري از بافت چوب پنبه اي خارجي و پارانشيم زير آن بوده و حدقل داراي ۲/۱ درصد ( حجمي / وزني) اسانس مي باشد.
نام هاي مختلف گياه به شرح زير مي باشد:

لاتين:
انگليسي:
فرانسه:
آلماني:
ايتاليايي:
اسپانيايي:
چيني:
هندي:
عربي:
هندي: Cinnamomum zeylanicum Blume
Common cinnamon tree ceylan cinnawon
Cannelies de ceylan, cinnamone
Zimtbaum
Cannelle
Canela
Yook gway
Dal – chini, dorchini
دارچيني ، سلخجه
دراچين

دارچين در لغت به معناي «چوب آمده از چين » مي باشد كه البته بيشتر منظور دارچين ازگونه كاسيا مي باشد.
انواع دارچين
گونه دارچين به نام دارچين سيلان و دارچين كاسيا از قديمي ترين ادويه هاي جهان هستند كه اعصار كهن مورد شناخت بشر بوده اند واسناد مكتوب تاريخ قدمت آنها را به ۴۰-۳۰ قرن پيش مي رساند .

از نظر كيفيت اين دو نوع دارچين باهم يكسان نيستند ولي به علت شباهت زيادي كه از نظر خواص وعطر باهم دارند از همان قرنها پيش هميشه دو گونه :C.verun وC.cassia با هم اشتباه مي شده و حتي در حال حاضر نيز دراغلب مناطق دنيا براي اين دو گونه دارچين اختلافي قائل نيستند .
در بازار امريكا تقريبا تمام ادويه اي كه به نام دارچين فروخته مي‌شود عملا از نوع C.cassia است ونام دارچين را امريكايي ها از هر نوع Cinnamon مي گويند .در انگليستان مرسوم است در بازار در محافل عملي نام Cinnamon براي گونه مرغوب C.zeylanicum ونام Cassia براي گونه C.cassia به كار مي رود . در صورتي كه در امريكا طبق مقررات مواد غذايي دارويي مربوط به سال ۱۹۳۸ اجازه داده شده است كه كلمه Cinnamon راي هر دو نوع يعني C. zeylanicum ويا C.cassia به كار رود .

حكماي طب سنتي از جمله گالن طبيب نامدار يوناني در قرن دوم پس از ميلاد در كتابش دارچين سايگون ويا C.cassia را هم رديف با C.zeylanicum يا دارچين سيلان اعلام كرده ومعتقد است كه در مصارف طبي مي توان به جاي دارچين سيلان از دارچين سايگون استفاده كرد ولي از نظر مقدار بايد مقدار مصرف دارچين سايگون دو برابر دارچين سيلان باشد .(۱۱)

در تجارت بالاخص در صنعت مواد غذايي پوست ساير انواع دارچين به خصوص دارچين چين Cinnamomum aromaticum nees، دارچين پادانگ ،Cinnamomum burmnii Blumeودارچين سايگون Cinnamomum loureirii Nees نقش بزرگي دارند.
پوست اين انواع دارچين به راحتي ، مخصوصا زماني كه پودر شوند ، با پوست دارچين قابل عوض شدن مي باشد كه به واسطه بوي ضعيف تر و به خصوص ميزان نسبتا دبالاي كومارين ، در اين نوع دارچين ها قابل تشخيص است . (۱۱)

گونه هاي مختلف دارچين كه به منظور مصارف دارويي استفاده مي گردند ، به شرح ذيل مي باشد:
C.ceylanicum،Cinnmomum verum J.S.Presl (Cinnamomum zeylanicum Blume
دارچين ، دارچين سيلانيCeylon Cinnamo= ،Nees)
C. aromaticum Nees (C. cassia Cinnamon

وبه ميزان كمتر :
Batavia Cassia ، C.burmanii (Ness) Bhume
C. Iouteirii Ness, Saigon Cinnamon.
علاوه بر پوست تنه، گلهاي aromaticm نيز استفاده مي‌شود. (۳ و ۱۰)

مشخصات گياه دارچين
گياه Cinnamonmum zeylanicum ، درختي است كوچك به ارتفاع ۱۲ – ۸، هميشه سبز، داراي تاج پوششي متراكم و گسترده كه از تمام قسمتهاي آن بوي معطر و مطبوع دارچين استشمام مي‌شود. (۶)
تنه كوتاه، سبز وارست يا با اندكي برآمدگي، با يك سيستم ريشه اي حجيم.

از مشخصات ديگر آن اين است كه برگهائي به وضع تقريبا متقابل، بيضوي دراز، نوك‌تيز، كامل ، بي كرك، صاف و شفاف در سطح فوقاني پهنك و غبار آلود در سطح تحتاني آن دارد. گلهاي آن كه در فاصله ماههاي بهمن تا اوايل فروردين ظاهر مي شود، منظم، نر – ماده، به رنگ سفيد مايل به زرد و مجتمع به صورت خوشه منشعب و گرزن دوسويه ي باشد. هر گل آنرا پوششي مركب از ۶ كاسبرگ پايا در دورديف فرا مي گيرد درون آنها، ۱۲ پرچم در ۴ رديف به نحوي جاي دارد كه مجموعا در ۳ رديف ديده مي شوند، زيرا كه خارجي ترين رديف پرچمها، ظاهر زبانه‌اي و وضع غير زايا دارد. مادگي گلهاي آن، داراي تخمداني يك خانه است و پس از رسيدن به ميوه اي به صورت سته و به رنگ قهوه اي مايل به آبي تبديل مي گردد كه هميشه با كاسه ونهنج گل همراه مي باشد. قسمت گوشتدار ميوه نيز رنگ مايل به سبز دارد و درون آن دانه اي با مغز روغني مشاهده مي گردد. (۶)

گل آذين، خوشه محوري است. گلها كوچك، كرم رنگ، به طول ۷/۰ سانتي متر مي‌باشد. در زمان ميوه به حالت استكاني تاج مانند بالوب هاي مدور درمي آيند. ميوه نيز كشيده، خشك، نوك دار و به طول تا حدود ۲ سانتي متر مي رسد.(۱۱)
پوست بخش دارايي اين گياه را تشكيل مي دهد. به رنگ خاكستري – قهوه‌اي ، پوسته پوسته (فلسي) و يا در نمونه هاي مسن به صورت چوب پنبه اي است. (۱۱)

پوسته ساقه Cinnamomum Cassia تحت نام دارچين چين Cannelle de chine در بازرگاني عرضه مي‌شود. درخت مولد آن، برگهائي باظاهر چرمي، بيضوي دراز و وضع متقابل برروي شاخه ها دارد. از مشخصات آن اين است كه در پهنك برگهاي آن، ۲ رگبرگ خميده ديده مي‌شود كه تدريجا در ناحيه راس پهنك به هم ارتباط پيدا مي كنند. سطخ فوقاني پهنك برگهاي آن، بي كرك وبه رنگ سبز مايل به قرمز است در صورتي كه سطح تحتاني آنها، رنگ سبز مايل به آبي دارد و از كركهاي كم پوشيده شده است (۶)

پوست خشك شده شاخه هاي اين درخت، به رنگ تيره وگاهي كمي مايل به قرمز است و برروي آن اثر برگهاي قطع شده و جوانه ها قابل تشخيص است. بوي آن قوي ولي درهر حال كمتر از نوع دارچين سيلان مطبوع مي باشد. طعم آن گرم، تند، كمي شيرين، معطر (كمتر از نوع سيلان) و لعابي (زياد تر از نوع قبلي) است.(۶)

درخت دارچين سايگون كمي بلندتر، پوست آن ضخيم تر، برگها درازتر و ميوة آن كوچكتر از دارچين سيلان است. كاشت و بهره برداري آن نظير كاشت وبهره برداري دارچين سيلان مي باشد. و تنها اختلاف اين است كه در مورد دارچين سايگون معمول است از پوست شاخه هاي جوان و از پوست تنةدرخت نيز كه نا صاف است از هر دو استفاده مي‌شود و براي اولين برداشت نيز در مورد دارچين سايگون طول مدت زمان بيشتري و شايد ۱۵ – ۱۰ سال لازم است تا بهره برداي آغاز شود. (۱۱)

فصل رويش و كشت گياه
دارچين احتمالا بومي سيريلانكا بوده ودر سيريلانكا، سيچلز، جنوب شرقي هند، اندونزي وجزاير هند غربي در آمريكاي جنوبي كشت مي‌شود. دارچين به طور عمده از سريلانكا و به ميزان كمتر از مالزي ، ماداگاسكار و سيچلز صادر مي گردد. اين گياه در ايران رويش ندارد. (۳۷)
اين درخت در سيلان و هندوستان مي ريد و بعلاه پرورش مي يابد. تكثير آن به سهولت با كاشتن دانه يا به طريقه قلمه زدن و خوابانيدن شاخه اي از درخت صورت مي گيرد. درمورد اول، دانه ها را در زمينهائي كه كود كافي داشته باشد در اوايل ماه مرداد مي كارند. پس از پايان ۲۰ روز، جوانه اي از آنها خارج مي‌شود كه به سرعت رشد و نمو حاصل مي كند. (۶)

اراضي ساحلي، شني، سيليسي و‌آبرفتي ، بهترين زمين براي پرورش اين درخت است بعلاوه اگر اين درخت درمكان آفتابي به نحوي كاشته شود كه مستقيما درمقابل تابش خورشيد قرار گيرد، پوست مرغوب تر از درختان اماكن سايه دار مي دهد. درانتخاب دانه نيز بايد دقت كافي بعمل آيد زيرا دانه بعضي از نژادهاي اين درخت، پايه هائي بوجود مي آورد كه پوست بسيار خوب از آنها به دست مي آيد. (۶)
نخستين برداشت محصول ازدرختان پرورش يافتة چهارساله صورت مي گيرد. براي اين كارساقه را قطع مي كنند ولي پاجوش هاي قوي و خوب آنها را باقي مي گذارند تا از نمو آنها، پايه هاي خوب و مورد استفاده نتيجه گردد.
دارچين كاسيا بيشتر در مالابر و جزائر سوند مي رويد. به علاوه در جنوب شرقي چين پرورش مي يابد. دارچين سايگون در ويتنام، هيمالياي شرقي و قسمتي از چين مي رويد. (۳۶)

تركيبات شيميايي
مهم ترين تركيب سينامون ۵/۲ – ۵/۰% روغن فرار مي باشد. (ميزان آن در سينامون سايگون به ۶% هم مي رسد). مطابق USNF XVI روغن سينامون، روغن فراري است كه به وسيله بخار از شاخه هاي كوچك و برگهاي aromaticm تقطير مي‌شود. (روغن كاسيا) (۱۰)
جزء اصلي تمامي روغن هاي سينامون، سينامالدهيدمي باشد . تفاوت هايي در تركيب روغن فرار وجود دارد كه بستگي به گونه گياه و بخش مورد استفاده آن دارد. (۱۰)

اسانس دارچين كه تنها قسمت مهم دارچين است به مقدار يك درصد در پوست گياه مذكور وجود دارد و از تقطير آن با آب نيز حاصل مي‌شود. اين اسانس در صورت تازه بودن به رنگ زرد روشن است ولي به مرورزمان به علت اكسيد شدن، به رنگهاي زرد طلائي و سپس قهوه اي مايل به قرمزدرمي آيد. وزن مخصوص آن در گرماي ۱۰ درجه بين ۰۲۴/۱۰ و ۰۴۰/۱ است. به مقدار كم در آب ولي بهرنسبتي در الكل ۹۰ درجه، اتر و كلروفرم حل مي گردد. بوي آن مطبوع و طعمش ملايم وگرم است.
قسمت اعظم اين اسانس را الدئيد سيناميك يا Cinnamaddehyde (65 تا ۷۵ درصد) تشكيل مي دهد. بعلاه داراي ۴ درصد از فنلها، مخصوصا اوژنول همراه با فلاندرن، سافرول (به مقداركم) فورفرول و غيره است. (۶)

الدئيد سيناميك ‌Cimmamic aldehyde, Cinnamaldehyde) Aldehyde cinnamique فنيل آكرولئين Phenylacolein، سينامالCinnamal ) ، به فرمول C9 H8 O و به وزن ملكولي ۱۰/۱۳۲ است. در بعضي اسانس ها مانند اسانس دارچين سيلان و اسانس دارچين چين(Cinnamomun Cassia BI) ، بمقادير زياد وجود دارد واستخراج مي‌شود. استخراج آن از نوعي قارچ به نام Stereum subpileatum Berk & Curt, نيز توسط Birkinshaw و همكارانش انجام گرفته است (۱).
الدئيد سيناميك، به صورت مايعي روغني و به رنگ مايل به زرد است. بوي قوي دارچين دارد. وزن مخصوص آن در گرماي ۲۵ درجع معادل ۴۸۰/۱ است . در حرارت ۵/۷- درجه نيز انجام پيدا مي كند. در ۷۰۰ قسمت آب و در حدد ۷ حجم الكل ۶۰ درجه حل مي‌شود . در الكل، اتر، كلروفروم و روغن ها نيز محلول است.
الدئيد سيناميك، بعلت بوي مطبوعي كه دارد، در عطر سازي مورد توجه است. (۱)

علاوه بر سينام آلدهيد كه تركيب اصلي در اسانس دارچين مي باشد، و حدود ۸۰ –۶۵ درصد آن را تشكيل مي دهد تركيبات مهم ديگري از جمله اوژنل، و ترانس – اسيدسيناميك بيشترين بخش اسانس را تشكيل مي دهد
افزون بر اين، تركيبات ديگر فنيل پروپاني ديگر فنيل شامل هيدروكسي سينام آلدئيد، ارتو – متوكسي سينام آلدئيد، سيناميل الكل و استات آن، تركيبات ترپني مثل ليمونن، آلفا – ترپينئول ، تانن ها، پروسيانيدن هاي اليگومري مثل سينام تانن B1 و مشتقاتش، موسيلاژ (د – گلوكان)، سينزيلانول، سينزيلانين، مقادير ناچيزي كومارين اگزالات كلسيم، نشاسته و رزين حضور دارد.ذكر شده است كه طعم شيرين دارچين به علت وجود مانيتول است. (۳۵)
۱- سينامالدهيد ۲- اژنول ۳- ترانس – اسيد سيناميك

پوست دارچين چين بر خلاف پوست دارچين سيلان عاري از اوژنل، تركيبات منوترپنوييدي و سزكويي ترپنوييدي است (۱ و ۳۵)
از برگ و جوانه هاي اين درخت نيز مانند دارچين سيلان، بر اثر تقطير با بخار آب ، اسانسي به نام اسانس كاسيا Cassia oil تهيه مي‌شود كه پس از تصفيه از طريق تقطير مجدد، به صورت مايعي به رنگ به زرد يا مايل به قهوه اي در مي آيد. بوي معطر و مخصوص و طعم پوست درخت را مي دهد و اگر در مجاورت هوا قرار گيرد، رنگ تيره پيدا مي كند و غلظت آن زياد مي‌شود.

اسانس كاسيا، در اسيد استيك گلاسيال و الكل محلول است. وزن مخصصو آن بين ۰۴۴/۱ و ۰۶۳/۱ است. از اسانس كاسيا براي معطر ساختن طعم بعضي اغذيه استفاده بعمل مي آيد. (۶)
تركيبات روغن هاي سينامون
C. Verum سينام الدهيد اوژنول كومارين
پوست ته ۷۵ – ۵۵ % ۱۸ – ۵% ۰۰۰۸/۰< %
برگها ۸ – ۱% ۹۵ – ۶۵%
C. aromaticium
برگهاو پوست تنه ۹۵/۷۰% مقادير ناچيز
تركيبات ويژه:

۸/۳ – ۵/۱ % O – متوكسي سينامالدهيد
۵/۱۱ – ۸% موسيلاژ
روشهاي مختلف كنترل هاي كيفي و كمي شيميايي

شناسايي مقداماتي – ۱- عصاره الكلي پوست (۱ گرم) يا اسانس (۱ ميليمتر ) هنگام واكنش با فنيل هيدرازين هيدروكلريد رنگ قرمز مربوط به فنل هيدرازان آلدئيد سيناميك توليد مي نماد.
۲- مقدار ۱ ميلي گرم اسانس را در ۵ ميلي ليتر الكل حل نموده و يك قطره كلريد آهن بيفزائيد، اين تركيب درواكنش با آلدئيد سيناميك و اوژنل رنگ سبز كم رنگ توليد مي‌نمايد (۴۴)

آزمايش خلوص – براي انجام اين آزمايش از روش كروماتوگرفي لايه نازك استفاده مي‌شود. فاز ثابت سيليكاژل جي – اف – ۲۵۴ است.
تهيه عصاره مورد آزمايش – مقدار ۱/۰ گرم دارو را درهاون كوبيده بمدت ۱۵ دقيقه با ۲ ميلي ليتر دي كلرومتان تكان داده، صاف نموده، حاصل صافي را برروي حمام‌آب تا سر حد خشك شدن حرارت داده و باقيمانده در ۴/۰ ميلي ليتر تولوئن حل مي گردد.

تهيه محلول شاهد – مقدار ۵۰ ميكروليتر سينام آلدئيد و ۱۰ ميكروليتر اوژنل با تولوون به حجم ۱۰ ميلي ليتر رسانده شود. به طور جداگانه از محلولهاي تهيه شده بميزان ۱۰ ميكروليتر به صورت خط هاي ۲ سانتيمتري بر روي صفحه كروماتوگرافي كاشته و سپس به كمك دي كلورمتان به عنوان فاز متحرك و تا ارتفاع ۱۰ سانتيمتر، كروماتوگرافي نموده و بعد از‌ آن صفحه مزبور را در هواي اطاق خشك نموده و در زير نور لامپ ماوراء‌ بنفش با طول موجهاي ۲۵۴ و ۳۶۵ نانومتر لكه هاي فلورسانس دار و خاموش علامت زده مي‌شود. (۱۸)

در زير نور ماوراء بنفش با طول موج ۲۵۴ نانومتر و در وسط درمورد محلولهاي نمونه و شاهد لكه خاموشي مربوط به سينام‌آلدئيد و بلافاصله بالاي آن لكه خاموش ضعيفي مربوط به اوژنل ديده مي‌شود. لكه اوژنل با معرف وانيلين – اسيد سولفوريك (معرف شماره ۴۳) و در نورمرئي به رنگ قهوه اي ظاهر مي‌شود.
در زيرنور ماوراء بنفشس با طول موج ۳۶۵ نانومتر درمورد محلول نمونه بلافاصله در زير لكه سينام آلدئيد، لكه اي با فلورسانس آبي درخشان مربوط به ارتو – متوكسي سينام آلدئيد ملاحظه مي گردد. هنگام پاشيدن معرف ديانيزيدين (معرف شماره ۲۰)، لكه سينام آلدئيد قهوه اي مايل به زرد مي گردد. در صورتيكه معرف فلوروگلوسينول (معرف شماره ۲۸) بر روي صفحه كروماتوگرافي پاشيده شود، لكه هاي مربوط به سينام آلدئيد و ارتومتوكسي سينام آلدئيد به ترتيب قهوه اي مايل به زرد و بنفش مي‌شوند. (۱۸)

وجود لكه با فلورسانس سبز شديد در Rf در حدود ۲۸/۰ بلافاصله زير لكه ارتومتوكسي سينام آلدئيد با Rf حدود ۳۵/۰ نشان دهنده وجود كومارين با غلظت بيش از ۰۳/۰ درصد بوده (پوست دارچين كمتر از ۰۰۰۸/۰ درصد كوماين دارد (۳۷ و ۴۵ و ۴۶) حضور اوژنل (كمتر از ۵ درصد) تنها در مورد دارچين و حضور كومارين تنها در مورد دارچين چين گزارش شده است. اغلب پودرهاي تجارتي دارچين از هر دو گونه را دارا مي باشد و لذا هر دو لكه در آنها وجود دارد (۱۸).
سنجش هاي مرغوبيت

ميزان خاكستر سولفاته – حداكثر ۶ درصد مي باشد .‌(۹).
ميزان خاكستر نامحلول در اسيد كلريدريك – حداكثر ۲ درصد مي باشد (۱۳).
ميزان مواد آلي خارجي – حداكثر ۲ درصد مي باشد (۱۳).

تعيين مقدار اسانس تام – ۲۰ گرم پودر دارچين را كه بلافاصله تهيه شده باشد دار ارلن ۵۰۰ ميلي ليتري ريخته، ۲۰۰ ميلي ليتر اسيد كلريدريم ۱/۰ مولار افزوده و ۵/۰ ميلي‌ليتر گزيلن را در قسمت مدرج ريخته و عمل تقطير با سرعت ۵/۲ تا ۵/۳ ميلي‌ليتر در هر دقيقه بمدت ۳ ساعت انجام داده شود (۱۷).
ارزيابي تركيبات متشكله اسانس – سينام آلدئيد را مي توان با روش كروماتوگرافي گازي تعيين مقدار نمود (۱۹ و ۲۰) . بمنظور ارزيابي متشكله اسانس مي توان از روش كروماتوگرافي مايع با كاركرد عالي استفاده نمود (۱۹ و ۲۱).

مصرف غذايي
انواع مختلف دراچين مثل دارچين سيلان و كاسيا، استفاده هاي يكساني دارند. اما به دليل دارچين سيلان طعم و مزه بهتري دارد معمولاً در دسرها و غذاها بيشتر مورد استفاده قرار مي گيرد (۶۲)
به طور معمول دارچين در كيك ها و يا ديگر فرآورده هاي نانواني و شيريني پزي، شيربرنج ، انواع پودينگ ها و دسرهاي شكلاتي و ميوه اي به خصوص دسر سيب و گلابي استفاده مي‌شود. (۶۴)

در بسياري از غذاهاي خاورميانه اي و هم چنين غذاهاي شمال آفريقا، براي طعم دادن براي مثل در خوراك گوشت و يا بادمجان پرشده وانواع سوپ به عنوان ادويه استفاده مي‌شود.
هم چنين دارچين براي طعم دادن و گرم كردن مزه شراب ها، كرم ها و شربت ها به كار مي رود.
بزرگترين واردكننده دارچين سري لانكا، مكزيك مي باشد، در كشور مكزيك دارچين به صورت چاي با قهوه، شكلات و يا آبجو نوشيده مي‌شود (۶۴)
به علت وجود نوعي از انواع فنول ها، دارچين داراي خاصيت آنتي باكريال مي باشد كه باعث كندكردن فاسد شدن گوشت مي شود، بنابراين استفاده آن به عنوان ادويه درغذاهاي گوشت داره به ويژه در مناطقي كه داراي آ‎ب و هواي گرم مي باشند، موثر است. (۶۰)
دارچين در طب سنتي

علما و بزرگان طب سنتي، خواص متعدد و بي شماري را براي گياه دارچين برگزيده‌اند. شيخ ابوعلي سينا در كتاب معروف «قانون در طب» خود در مورد دارچين چنين گفته است: (۲)
چندين نوع دارچين است و نامهاي متعدد دارد : دارچين خوب كه به سياهي زند و كوهي و ستبر است (غليظ) . دارچين سفيد و سست كه ريشه اش از هم پاشيده و سياهرنگ است و صاف است وكمتر گرده دارد. دارچيني كه به سبزرنگي مايل و مزه‌اش و همان مزة (سليخه، دارچين ختايي) است و پوستش به پوست آن شبيه و برنگ سرخ است كه اين نوع تا مدتها قوتش مي ماند و بويژه اگر كوبيده شود و به وسيلة محلولي قرص گردد. ديسقوريدوس گويد: نوعي از دارچين بوي خوش دارد كه تقريبا به بوي فيجن يا بوي زيرة سياه شباهتي دارد. گرم است و زبان گز و كمي شوري و گرمي در آن موجود است. اگر با ناخن حك كني زود خرد نمي‌شود. و هرگاه شكست آنچه در ميان شاخه هاست ريز است و به خاك نرم مي ماند. و اگر خواهي بيازمايي يك حبه – قطعة كوچك – از ساقه اي جدا كن و بيازماي كه آسان تر است. زيرا خرده ها با هم شايد با مواد ديگري مخلوط باشند و آميزة بيگانه در آن موجود باشد. همو گويد: نوعي دارچين هست كه آنرا دارچين دروغين گويند. تا اندازه بويي هم دارد. زبر است و كم تأثير. دارچيني هست كه آنرا دارچين زنگي نامند. سيماي دارچين مي دهد ولي فرق در ميان آنها تندبويي است. دارچين كه به ( قرفه) مشهور است در اصل و فراواني گره همان دارچين است.(۲)