چکیده

هنری ژیرو یکی از صاحب نظران عمده در حوزه اندیشه سیاسی برنامه درسی و از طرفداران رویکرد بازسازی گرایان مفهومی است . وی از مهمترین نظریه پردازان در زمینه مطالعات فرهنگی ، سیاسی و تعلیم و تربیت انتقادی است که تاثیر زیادی بر روند آن گذاشته است. او انتقاداتش را در مورد تعلیم و تربیت از یک رویکرد نئو مارکسیستی مطرح می کند . از این رو معتقد است ، برنامه ریزان آموزشی باید اهدافی را توسعه دهند که اهمیت تحلیل انتقادی موضوع درسی و خط مشی دانش را مورد تأکید قرار می دهد. اگر این ارتباط برقرار شده با دانش آموزان شناخته شده باشد ، دانش آموزان قادر خواهند بود ارتباط هایی را میان خود و دیگران و نیز واقعیت اجتماعی بزرگ تر بسازند. به باور او داشتن چنین چارچوب های نظری به دانش آموزان امکان می دهد که در دیدگاه های خود در مورد اطلاعات ، در گزینش حقایق ، در توجه به مسائل و واقعیت ها ، در تنظیم مسائل و در ارائه و ایجاد راه حل هایی برای این مسائل ، خود را به صورت صافی به کار گیرند.

ژیرو توجه خود را به تعارضات موجود در عرصه سیاست، فرهنگ و آموزش و پرورش معطوف کرده و به اعتقاد او بر اساس نظریه »بازتولید« طبقات مسلط از نهاد های اجتماعی نظیر مدارس برای تجدید شرایط استثمار و تحکیم سلطه خود استفاده می کنند و این فرایند ، فرایندی بی پایان است که نیازمند توجه ، تعمیق و مبارزه است. ژیرو معتقد است که اگر طبقات زیردست نسبت به شرایط خود آگاه شوند می توانند برای براندازی سلطه گران به مبارزه برخیزند. نقد اصلی ژیرو متوجه آمریکا است. او ساختار سیاسی، فرهنگی جامعه امریکا را نقد کرده و نظام آموزش این کشور را نظامی دچار بحران و سرشار از تضاد توصیف می کند ، جامعه ای که در آن جایی برای نقد و تغییر اجتماعی وجود ندارد و تنها راه رهایی از این وضعیت را پداگوژی انتقادی می داند.

واژههای کلیدی : تعلیم و تربیت انتقادی ، هنری ژیرو ، تربیت سیاسی و فرهنگی

مقدمه

تعلیم و تربیت انتقادی بی تردید یکی از مهم ترین و پرفراز و فرودترین جنبش های نظریه پـردازی در عرصـه برنامـه درسـی است ، این تعلیم و تربیت از مجموعه تـلاش هـایی کـه توسـط اندیشـمندان حـوزه پـداگوژی انتقـادی بـا تأسـی از اندیشـه مارکسیست و در تضاد با جامعه سرمایه داری غرب به منصه ظهور رسیده است و بر گرفتـه از نگـره هـای انتقـادی و اندیشـه های نومارکسیستی و دیدگاهی نوین بشمار می رود . که در پی دگرگون ساختن پیوندها و مناسبات سلطه آمیز جوامـع اسـت .

۱

و بر این باور است که پیوند نظام پرورش با ساختار اجتماعی و سیاسی ، مدرسه راجایی برای پدیدآوردن دانش انتقادی سـاخته است . و ازا ین رو تلاش می کند تا با آشنا سازی افراد به حقوق و جایگاه اجتماعی شان ، آنها را شهروند انتقادی و کارا بـرای دگرگون سازی شرایط سلطه سازد .

نظریه نقادی از با نفوذترین مکتب های قرن بیستم به شمار می رود که ریشه در اندیشه هـای مـارکس ، اندیشـمند سـده ۱۹ دارد. و برآیند چالش هایی است که در باره اندیشه های هگل، مارکس و فروید و درمیـان اندیشـمندانی پدیـد آمـد کـه در فرانکفورت جمع آمده بودند . و از این رو مکتب فرانکفـورت نـام گرفـت . مکتـب فرانکفـورت در سـال۱۹۲۳ از سـوی وزارت آموزش و پرورش آلمان و با همکاری »بنیـاد پـژوهش اجتمـاعی« در شـهر فرانکفـورت پایـه گـذاری و سـپس بـه دانشـگاه فرانکفورت وابسته شد . نخستین اعضای مکتب فرانکفورت : هررک هـایمر، آدورنـو ، بنیـامین و مـارکوزه در دهـه ۱۹۲۰ بـه گردآوری و پدیدآوری گونه ای از نگره مارکسیستی به نام رویکرد انتقادی پرداختند . گرچه رویکرد بـه نگـره انتقـادی در آمریکا روز افزون بود و گسترش فراوان یافت . ولی آن را بیشتر اندیشه و نگرش اروپایی بایسـتی شـمرد . الگـوی تحلیلـی نظریه انتقادی به دیگر رویکردها مانند مکتب بیرمنگام (مطالعات فرهنگی بریتانیا) که بـدیل فرانکفـورتی هـا در انگلـیس بـود کمک نمود و این مکتب نیز اثرات آموزشی روزنامه ها، رادیو ، تلویزیون ، فیلم و موسیقی و دیگر اشـکال فرهنـگ عمـومی را بر بینندگان تحلیل نمود. مکتب فرانکفورت و بیرمنگام زمینه ای را فراهم نمودند که پداگوژی انتقادی از درون آن پدیدار شـد. پداگوژی انتقادی زاده و بالیده سده۲۰ است . ولـی عنصـر انتقـادی آن ریشـه دیرینـه دارد . و از پیشـینه ای همچـون تمـدن برخوردار است . امروزه نیز در نگره های گرامشی ، ادبیات انتقادی و آمـوزش عمـومی فریـره و همچنـین خـرد ورزی رهـایی بخش و آموزش شهروندی ژیرو دیده می شود. (عبدی زاده, (۱۳۹۰

نظریه انتقادی رویکردی برای مطالعه مدرسه و جامعه می باشـد کـه کـارکرد اصـلی آن آشـکار سـازی ارزش هـای غیـر مستقیمی است که تعلیم و تربیت را در بر گرفته است. نظریه پردازان انتقادی اغلب خود را به عنوان افرادی کـه پـیش فـرض های پنهان و ارزش های متون درسی را آشکار می کنند در نظر می گیرند . یکی از مهمتـرین سـوالهایی کـه کودکـان در چارچوب نظریه انتقادی درباره اقدامها و ارزشه ای متون درسی می پرسند این است » که تحقق منافع چـه کسـانی در دسـتور کار قرار دارد؟. «

دیدگاه عمده سیاسی نظریه پردازان انتقادی این است که به عقیده آنان ریشه کارکردهای پنهان مدرسه این است که یـک اقتصاد سرمایه داری نمی تواند یک جامعه مساوی و یک نظام آموزشگاهی منصف داشته باشد. آن ها معتقدند مدرسه دانـش آموز را از خود بیگانه می کند و در دانش آموزان نوعی وابستگی به قدرت را تشویق و یک ارتباط یک سویه از بـالا بـه پـایین را حمایت می کند. گرایش فکری نظریه پردازان انتقادی انتقاد در مفهوم منفی آن است. آنهـا اغلـب علاقـه منـد بـه نمـایش کاستی های آموزشی هستند و به تهیه الگوهایی که مدارس می بایست به سمت آن الگوهـا حرکـت کننـد، تمـایلی ندارنـد. نظریه پردازان انتقادیاصولاًیم گویند مدارس چه مشکلاتی دارند . آنها به جای ساختن بر انتقاد کردن تاکید دارند در نتیجـه مباحث در سطح متفکران محدود شده و در تغییر عملکرد موثر واقع نمی شود.

» هنری ژیرو یکی از متفکران بزرگ فلسفه ی تعلیم و تربیت در حال حاضر است که در زمینه ی تعلیم و تربیـت انتقـادی فعالیت می کند . ژیرو با تاثیر پذیری از فریره و مکتب انتقادی ، گفتمان های جدیدی را وارد فلسـفه ی تعلـیم و تربیـت و بـه تبع آن برنامه ی درسی می کند که الهام بخش بسیاری از مربیان و متفکران دیگر است .

هنری ژیرو ، به عنوان یک متفکر پست مدرن انتقادی ، معتقد است که در فضای معاصر اندیشه های نئولیبرال سـعی دارد با بهره گیری از فرصت های فرهنگی به نوعی استعمار جدیدی به وجود آورد و جامعه را به بازار های سـرمایه تبـدیل کنـد که سود آن برای سرمایه داران بزرگ است و در کنار آن فرهنگ غـرب را بـه عنـوان فرهنـگ برتـر در جوامـع تبلیـغ کنـد و

۲

فرهنگ های اقیلت را به حاشیه براند . تعلیم و تربیت مدرسه ای یکی از ابزار های نئولیبرالیسم برای ایـن کـار اسـت و بـرای جلوگیری از این کار ما باید معلمان و دست اندرکاران فرهنگ را به زبانی از نقد مجهز کنیم تـا بتواننـد بـه نقـد برنامـه هـای فرهنگی نظام سلطه بپردازند« (محمدی, (۱۳۹۰

ژیرو به همکاری آرونوویتز و پیتر مک لارن با انتشار کتاب های متعدد و ارزشمند کمـک فراوانـی بـه توسـعه ی تعلـیم و تربیت انتقادی و مبارزه با نئولیبرالیسم کرده اند . اهمیت کار های فرهنگی ژیرو بیشتر به دلیل پرداختن او بـه مسـایل بـزرگ امروز جوامع و به خصوص جامعه ی آمریکایی است. او با دید انتقادی به واکاوی سیاستهای نو محافظه کـاران و نئـولیبرال در جامعه و به خصوص در دوره ی مدیریت ریگان، بوش و اخیراًدر دوره ی ریاست جمهوری اوباما می پـردازد و سیاسـت هـای آنان به خصوص نسبت به جوانان را نادرست می داند .

دیدگاه ژیرو در برنامه ریزی درسی

» در تاریخ اخیرآموزش و پرورش ، خصوصاً در قلمرو برنامه درسی، تنها معدودی از پژوهشگران موفـق شـده انـد کـه هم چون هنری ژیرو ، جدل جذاب و الهام بخش را با پژوهش دانشگاهی به طرز باریک بینانه ای تلفیق کننـد. دیـدگاه ژیـرو امکان تحقق پداگوژی انتقادی و رادیکال را به منظور اعتلای برابری ، دموکراسی و انسانیت عرضه می دارد ، امـوری کـه بـه تشخیص او ، هم اکنون در سراسر جهان در معرض تهدیدند. ژیرو در برنامه درسی بر مضـامین کلیـدی چنـدی تأکیـد نمـوده است. مانند برابری ، دموکراسی ، سیاست فرهنگی ، پداگوژی انتقادی ، معلم در مقام روشنفکر تحول آفرین ، اعتلای منزلـت انسانی و کاستن از ستم در صور مختلف آن.

دایره افکار ژیرو در طول زمان گسترش یافته و در جهت شناسایی ارتباط تعلیم و تربیت بـا پایگـاه هـای متعـدد تولیـد فرهنگی و مبارزه فرهنگی پیش می رود . به عقیده ژیرو ، تعلیم و تربیت باید راه خود را به فراسوی آمـوزش مدرسـه ای بـاز کند. این امر بی درنگ تعلیم و تربیت را در حیطه های همگانی جای می دهد و شدیاًو بـی چـون و چـرا بـه آن وجهـه سیاسی می بخشد. از دیدگاه ژیرو برنامه درسی ، چیزی بیشاز آن است که صرفاً جایگاهی برای باز تولیـد فرهنگـی باشـد و موجب توانمند شدن بیش از پیش توانمندان و استمرار ناتوانی محرومان گردد. او همـواره بـه هویـت سیاسـی برنامـه درسـی توجه داشته است. و این نگاه ، ماهیتی مارکسیستی و نئومارکسیستی دارد. از دیدگاه او برنامه درسی امـری سیاسـی اسـت و درک جامع و کامل آن نیازمند توجه به زمینه ها و بسترهای در برگیرنده آن است.

ژیرو خود را به عنوان فردی که پیش فرض های پنهان و ارزش های متون درسی را آشکار می سازد در نظر می گیـرد. او همواره این سوال را درباره اقدامات ارزش های متون درسی ، مطرح می سازد که تحقق منافع چـه کسـانی در دسـتور کـار قرار دارد؟ ژیرو با نگاهی انتقادی ، علاقه مند به نمایش کاستی های آموزشی اسـت و بـه تهیـه الگوهـایی کـه مـدارس مـی بایست به سمت آن الگوها حرکت نمایند، تمایلی ندارد. ژیرو با نگاه انتقادی خویش به نـو مفهـوم سـازی برنامـه درسـی مـی پردازد و جزء یکی از نظریه پردازان بزرگ و نو مفهوم گرای برنامه درسی قرار می گیرد.

ژیرو ، مدارس را در کانون مباحث و انتقادات خود قرار می دهد و از اینکه مدارس در طول تـاریخ همـواره در خـدمت مشروعیت بخشی خواسته ها و انتظارات طبقات مسلط جامعه بوده اند نا خرسند بـوده و بـر ایـن بـاور اسـت کـه مـدارس بایستی ، نقش تحول آفرینی و دگرگون کردن ساختارهای موجود که به نفع عده ای خاص و به زبان اکثریت جامعـه اسـت را ایفا نمایند. در این میان به نقش معلمان تاکید ویژه ای دارد و از برنامه های تربیت معلمان حمایت مـی کنـد. کـه بـر آزاد اندیشی ، دگرگون آفرینی و مشارکت نقادی تأکید داشته با شند . او علاوه بر برنامـه درسـی آشـکار کـه متشـکل از دانـش و نگرش و مهارتهای شناخته شده است ، تاکید ویژه ای بر برنامه درسی پنهان دارد که در بر گیرنـده نقـش ویـژه ای در تثبیـت قشر بندی اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی و سیاسی است.