مقدمه

حوادث پراسترس شامل حوادث مهم زندگی، تروما، تغییرهای محیط اطراف شامل خانه، محل کار، همسایگان و غیره است. استرسهای حاد و مزمن هر دو میتوانند عواقب دراز مدت روی وضعیت سلامتی فرد داشته باشند.۱

وجود رابطه بین تجربههای پراسترس و دیابت همواره مورد سؤال بوده است. شواهد به دست آمده حاکی از آن است که تجربههای پراسترس ممکن است در شروع و نیز تشدید دیابت نوع ۱ یا ۲ نقش داشته باشد.۷-۲ برخی مطالعهها تحریک سیستم ایمنی ناشی از حوادث استرسزا در خانواده با دیابت نوع ۱ دوران کودکی مرتبط دانستهاند.۸

(HPA Axis)
۸۱ مجلهی غدد درونریز و متابولیسم ایران دورهی دهم, شمارهی ۱، اردیبهشت ۷۸۳۱

بییورنتورﭖ تلاش کرد رابطهی فیزیولوﮊیک بین تجربههای استرسزا و شروع دیابت نوع ۲ را توضیح دهد.۱۱-۹ در تئوری جالب او آمده است که استرسهای روحی با یک واکنش احساس شکست یا درماندگی باعث فعال شدن

محور هیپوتالاموس ـ هیپوفیز ـ آدرنال شده

که خود منجر به اختلالهای هورمونی شامل بالا رفتن سطح کورتیزول سرم و پایین آمدن سطح استروئیدهای جنسی و هورمون رشد میشود که این روند مخالف عمل انسولین است.

موی و همکاران در سال ۰۰۰۲ در جریان غربالگری دیابت وجود یک رابطه بین تعداد استرسهای تجربه شده و شیوع دیابت نوع ۲ را مشخص کردند.۲۱ با اینحال مطالعههای اپیدمیولوﮊیک حمایت کننده از این نظریه کافی نیستند.۲۱ همچنین نوربگ و همکاران، استرسهای شغلی و حمایت روحی ضعیف را همراه با شانس خطر ابتلا به دیابت، در زنان گزارش کردند.۳۱ از طرفی در مطالعههای مختلف و حتی در تئوری بییورنتوﭖ حوادث پراسترس در افرادی که مستعد ابتلا به دیابت هستند، آغازگر دیابت معرفی شدهاند۹،۲

و در ایجاد دیابت نوع ۲ اگرچه هم عوامل محیطی و هم ﮊنتیک نقش دارند، نقش عوامل ﮊنتیک برجستهتر به نظر میرسد.۴۱

بنابراین برای بررسی رابطهی حوادث استرسزا با شیوع اختلالهای متابولیسم قند مطالعه ای طراحی شد و به منظور کم رنگ کردن نقش عامل ﮊنتیک و تا حد امکان، مشابه کردن افراد مورد مطالعه از نظر وجود شرح حال فامیلی مثبت دیابت، فامیل درجهی اول مبتلایان به دیابت به عنوان گروه هدف انتخاب شدند.

مواد و روشها

در این مطالعهی مقطعی گروه مورد مطالعه، افراد فامیل درجهی اول مبتلایان به دیابت نوع ۲، با سن ۵۳ تا ۵۵ سال بودند. برای جمعآوری نمونه از افراد شرکتکننده در طرح پیشگیری از دیابت در فامیل درجهی اول مبتلایان به دیابت نوع ۲ که به ترتیب مراجعه وارد طرح میشدند، استفاده شد. افراد دارای سابقهی قطعی یا مشکوک دیابت وارد مطالعه نشدند که برای حذف نقش بیماری دیابت به عنوان یک عامل استرسزا بود. منظور از فامیل درجهی اول پدر، مادر، خواهر، برادر یا فرزند است.

در تمام افراد مورد مطالعه پرسشنامهی حوادث استرسزا، فعالیت بدنی۵۱ و خصوصیات فردی پر شد. دور کمر و باسن برای محاسبهی دور کمر به باسن (WHR) (با استفاده از معادلهی (Waist (Cm) / Hip(Cm) طبق روش

استاندارد، اندازهگیری و سپس در همان روز آزمون تحمل گلوکز با روش استاندارد انجام شد۶۱ و قند ناشتای ۶۲۱ میلیگرم در دسیلیتر یا بیشتر و یا قند بیشتر یا مساوی ۰۰۲ میلیگرم در دسی لیتر، ۲ ساعت بعد از مصرف گلوکز به عنوان دیابت و قند سرم ۰۴۱ تا ۹۹۱ میلیگرم در دسیلیتر، ۲ ساعت بعد از مصرف گلوکز به عنوان IGT در

نظر گرفته شد.۶۱

پرسشنامهی ویژگیهای فردی شامل سن، جنس، مصرف الکل (دارد، ندارد)، مصرف سیگار (هرگز نداشته، داشته و هنوز ادامه دارد، داشتهاند ولی در حال حاضر مصرف نمیکند)، میزان تحصیلات (کم: تا پایان دبستان، متوسط : تا پایان دبیرستان، عالی: دبیرستان به بعد) بود.
پرسشنامهی فعالیت بدنی شامل همهی فعالیتهای روزانهی هر فرد (اوقات کار و فراغت) و محاسبهی میزان کالری مصرفی روزانه به ازای وزن بدن بود.۵۱

پرسشنامهی استانداردی که اغلب در مطالعههای بررسی رابطهی استرس ـ بیماری به کار میرود پرسشنامهی هولمز و راهه۷۱،۲۱ است که در جوامع مختلف آزمون شده است۲۱ اما این پرسشنامه به چند دلیل، برای انجام این مطالعه، احتیاج به تغییر داشت. اول، برای ارزیابی تئوری بییورنتورﭖ، تأکید ما روی حوادث استرسزای منفی که با احساس درماندگی و شکست همراه باشد، بود بنابراین استرسهای مثبت حذف شدند. از آنجا که گروه سنی مورد مطالعه، افراد بالای ۵۳ سال بودند، سؤالات مربوط به تحصیل نیز حذف شد و به علت محدودیتهای موجود در جامعه، سؤال دربارهی اختلالهای جنسی نیز حذف شد. تمام ۰۳ سؤال اول پرسشنامهی هولمز و راهه که بالاترین امتیاز استرسزایی (۶۲ـ۰۰۱) را داشتند، با حذف موارد ذکر شده در پرسشنامهی تحقیقاتی منظور شد.

دوم، با توجه به ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی خاص کشور ما، امتیازدهی استرسها در جامعهی ما با جوامع اروپایی متفاوت به نظر میرسید با مراجعه به مطالعهی دکتر مهاجر۸۱ که رتبهبندی رویدادهای استرسزای زندگی را در گروهی از دانشجویان انجام داده بودند و مطالعهی دکتر ملکوتی۹۱ در یکی از شهرهای ایران که در آن رتبهبندی پیکل

i IGT و دیابتی، از آزمون همبستگی

دکتر نگار حری و همکاران

برای مبنای پژوهش به کار رفته بود تعدادی از استرسها که بیشترین رتبهی استرسزایی را در این مطالعهها داشتند و در پرسشنامهی ما ذکر نشده بودند شامل مرگ فرزند، خیانت همسر، شکست شغلی یا حرفهای، بروز یک حادثهی غیرمترقبه و عدم کفایت حقوق و درآمد، به پرسشنامه اضافه و در نهایت پرسشنامه شامل ۱۳ استرس تهیه شد.
در انجام یک مطالعهی پیلوت از ۰۰۱ فرد مراجعه کننده به مرکز تحقیقات غدد درونریز و متابولیسم اصفهان خواسته شد که پرسشنامهی تهیه شده را مطالعه کرده و به استرسهای موجود از یک تا بیست امتیاز دهند و در صورتی که استرس بزرگ دیگری را تجربه کردهاند آن را ذکر نمایند. در مطالعهی پیلوت مشخص شد که بیماری دراز مدت فرزند، داشتن مشکل جدی با فرزند و اعتیاد همسر جزو استرسهای مهم تجربه شده بودند (با امتیاز ۰۲) بنابراین، این استرسها به پرسشنامه اضافه و پایایی پرسشنامه با انجام پیشآزمون و پس آزمون به فاصلهی ۱۲ روز و با استفاده از آزمون آلفا کرونباخ محاسبه شد (۸۷/۰.(α=

همچنین، ما به این نتیجه رسیدیم که نحوهی امتیازدهی استرسها در جامعهی ما با جوامع اروپایی متفاوت است که در مطالعههای محدود قبلی در ایران۹۱،۸۱ نیز به یافتههای مشابهی رسیده بودند و از آنجا که رتبهبندی و امتیازدهی حوادث استرسزا در سطح کشور در دست نبود، تصمیم گرفته شد تعداد حوادث استرسزای تجربه شده، مقایسه شود نه امتیاز آنها زیرا تعداد استرسهای تجربه شده میتواند نمایانگری از فشار روحی وارد شده به فرد باشد.۲۱

همچنین از آنجا که مشخص شد اغلب مراجعهکنندگان، بیسواد یا کم سواد بوده یا درک صحیحی از پرسشنامه نداشتند تصمیم گرفته شد پرسشنامه توسط پرسشگر پر شود.

در روز مطالعه ابتدا مراجعه کننده در مورد ضرورت و روش تحقیق توجیه شد و پس از کسب رضایت، پرسشنامهی حوادث استرسزا از طریق مصاحبه پر شد. استرسها یک به یک مطرح شد و در صورتی که فرد، هر کدام از استرسها را در طول ۲ سال گذشته تجربه کرده بود، علامت زده شد.

به منظور بررسی رابطهی میانگین تعداد استرسهای تجربه شدهی هر فرد با دامنههای مختلف قند در سه دسته از

استرس و متابولیسم کربوهیدرات ۹۱

افراد طبیعی، دچار

اسپیرمن استفاده شد.