چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه آموزش های شغلی با اثربخشی و کارایی کارکنان بود. این پژوهش بر اساس یافته های تحقیق میدانی در استانداری کرمان شکل گرفته است. برای تدوین چارچوب نظری مدل تحقیق ادبیات و پیشینه تحقیق بررسی و مدل نظری مبنای ارزیابی رابطه آموزش های شغلی با اثربخشی و کارایی کارکنان قرار گرفت . جامعه آماری شامل کلیه کارکنان استانداری کرمان(۸۰۰ نفر) می باشد که با استفاده از شیوه نمونهگیری تصادفی دردسترس، ۲۶۴ نفر به عنوان نمونه انتخاب و بررسی شدند. جهت بررسی مؤلفههای مربوط به متغیرهای مورد مطالعه از نظر اساتید و برای بررسی پایایی پرسشنامه ها از آلفای کرانباخ استفاده شد. برای آزمون فرضیههای پژوهش نیز از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که بین مولفه های پژوهش رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد، همچنین آموزش های شغلی تاثیر معنی داری بر اثربخشی و کارایی سازمان دارد. در نهایت نتایج به بحث و بررسی گذاشته شد.

کلید واژه: اثربخشی- کارایی- آموزش های شغلی – استانداری کرمان

مقدمه و بیان مسئله

امروزه آموزش و بهسازی منابع انسانی به عنوان یکی از استراتژی های اصلی سازمان ها برای سازگاری مثبت با شرایط تغییر قلمداد می شود. حیات سازمان ها تا حدود زیادی به دانش و مهارت های مختلف کارکنان بستگی دارد هر چه این زمینه ها به موقع و بهتر باشد قابلیت سازگاری سازمان با محیط متغیر نیز بیشتر میشود (سام خانیان، .(۱۳۸۴ سازمانهای اجتماعی به سبب توسعه و گسترش فعالیتهای اقتصادی و خدماتی ناگزیر از تدارک حفظ و اداره نیروی انسانی پرتوان در مقیاس بزرگ و متنوع هستند. امروزه منابع انسانی نقش مهمی در رشد و توسعه اهداف سازمانی دارند. با نگرش به گذشته در

مییابیم که منابع انسانی به عنوان ضرورت در کار سازمانها مطرح است در حال حاضر نیز علیرغم پیشرفتهای تکنولوژیک و ورود فناوریهای متنوع در سازمانها، هنوز منابع انسانی مهمترین بازوی رشد و ترقی سازمان محسوب می شوند(قاسمی، .(۱۳۹۲

به دلیل رشد روز افزون فناوری مانند کاربرد کامپیوتر در تولید نیاز شرکت ها به کارگران متخصص افزایش مییابد بنابراین مدیران منابع انسانی باید بیش از پیش به آموزش کیفی وتخصصی کارکنان همت گمارند.بدلیل رشد روز افزون پیشرفت های فنی ولزوم افزایش تخصص بیشتر کارکنان که ضوابط اجتماعی خاصی را می طلبد رضایت آنان از نوع کارشان بر نحوه فعالیتشان تاثیر می گذارد. با درک اهمیت روز افزون تطبیق با شرایط جدید کار که از راه آموزش تکمیلی به دست می آید قوه مقننه آلمان فدرال ابتدا در تاریخ ۱۹۶۹/۸/۱۴ قانون آموزش شغلی را تصویب کرد و سپس مقررات تناسب آموزش و کار را وضع کرد که در تاریخ ۱۹۷۴/۷/۲۵ تغییراتی نیز در این مقررات حاصل شد.این مقررات به طور مشخص انتظارات بیشتری را از مسئولان آموزشی شخصی و فنی و نیز از مراکز تربیتی طلب میکنند. در گذشته چنین گمان میرفت که زمان آموختن با زمان کارکردن و زندگی کردن از هم جدا هستند و بنابراین برای آنها آموزشی در خور توجه بود که پیش از آغاز کار به افراد داده میشد. بر این گمان انسان برای زمانی میآموزد و سپس به زندگی و کار مولد و سودمند میپردازد و زمانی که کار و زندگی آغاز میشود، دیگر برای آموزش و پرورش جایی در خور توجه وجود ندارد. این اندیشه اکنون روایی ندارد و آموزش و پرورش با زیستن انسان همراه شده است. همه مردم برای همه وقت باید به آموختن بپردازند و از تازههای دانش بشری خود را تازه سازند و با نیرو و آگاهی بیشتر زندگی سودمند را دنبال کنند. نیروی انسانی مهمترین عامل تشکیل دهنده سازمانها است و در پویایی و حیات آن دارای اهمیت بسیاراست. مهمترین نیروی هر سازمان وتشکیلاتی انسان های شاغل در آن می باشند و همچنین موثرترین عامل در بقا و ادامه حیات آن سازمان هستند و پذیرش این حقیقت که موفقیت هر سازمانی در گرو گسترش تواناییها و پرورش کامل استعدادهای نیروری انسانی آن است نیز غیر قابل انکار است، بنابراین امروزه آموزش کارکنان به عنوان عامل نوسازی ،پویایی،رشد و ارتقاء توانایی کارکنان و در نتیجه توسعه و پیشرفت سازمان بیش از پیش مورد توجه خاص قرار گرفته