چکیده

تربیت اسلامی جزء مقولاتی است که مفاهیم متعددی درآن وجود دارد و این مفاهیم غالبا به نوعی با یکدیگر در ارتباط می باشند . بصیرت و آرامش نیز دو مفهوم عمیق در این شبکه ارتباطی می باشند که نویسنده طی یک پژوهش توصیفی تحلیلی در نظر دارد رابطه این دو مفهوم را در حوزه تربیتی اسلام بررسی نماید. این هدف از گذرگاه بررسی این دو مفهوم در آیات وروایات معتبر اسلامی واستخراج گزاره های منطقی از آنها بدست آمده و نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر این مطلب است که آرامش از آثار بصیرت محسوب می شود و بصیرت جزعلل ایجاد آرامش به شمار می رود.

واژگان کلیدی : بصیرت , آرامش , تربیت اسلامی , ذکر , عقل

مقدمه

عموما برای مفاهیم تربیتی دین اسلام , تعاریف و مطالب مستقل و مجزا ی فراوانی به چشم می خورد اما فقدان یک شبکه نظام یافته که این مفاهیم را در کنار یکدیگر و در مقایسه باهم تعریف نماید و تقدم وتاخر وجودی ,روابط علی و معلولی و تأثیر و تأثرآنها را نسبت به یکدیگر بسنجد کمتر مشاهده می شود در صورتیکه این مفاهیم در ارتباط با یکدیگرند که معنا ومفهوم واقعی خود را می یابند و قابلیت راهنمایی انسان طالب کمال را برای نیل به حقیقت تربیت اسلامی فراهم می آورند. لذا هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه میان بصیرت و آرامش در تربیت اسلامی می باشد در این راستا پژوهشهای متعددی وجود دارد که به هر کدام از این مفاهیم به طور جداگانه یا در خلال پژوهشهایی با موضوعات دیگر پرداخته شده لیکن پژوهشی که به بررسی رابطه این دو مفهوم با یکدیگر در نظام تربیتی اسلام بپردازد مشاهده نگردید.

تربیت اسلامی
تربیت ازمنظر اسلام عبارت است از :

رفع موانع وایجاد مقتضیات برای آنکه استعدادهای انسان درجهت کمال مطلق شکوفا شود.(دلشادتهرانی،۲۴،(۷۷ کشف , پرورش و هدایت استعدادها وتوانایی های انسان و ایجاد هماهنگی های لازم برای وصول به سر حد کمال مقدر (قائمی امیری,( ۵ ,۱۳۸۵

بصیرت

بصیرت، واژه ای مشترک درقرآن ،حدیث ،عرفان و تصوف است. بصیرت و بصردر قرآن و حدیث به معنای قوه ادراک قلب، معرفت وعبرت به کاررفته است؛ همچنین آن را»شاهد، حجت و برهان« نیز معنی کرده اند. .( حدادعادل،۱۳۸۶،ج ۳،ص ( ۴۸۴ بصیرت دراصطلاح عبارت است ازقوه ای در قلب که به نور قدسی منور بوده و بوسیله آن حقایق اشیاءو امور رادرک می کند همانگونه که شخص بوسیله چشم حدود و ظواهر اشیاء را می بیند.(لسان العرب,ج ,۲ باب بصر, ص .( ۴۱۸

. بینش وبصیرت درمنابع دینی:

بینش به معنای باورها وتصورات انسان از جهان هستی است .از ویژگیهای انسان برخورداری ازخرد ونیروی اندیشه است. که او را از حیوانات تمایز می بخشد این توانایی ذاتی می تواند آدمی را از مرحله مادی فراتر برد وبه رشد وتکامل معنوی راه نماید.بنا برآموزه های دینی این تکامل آنگاه تحقق می یابدکه آدمی از بینش درست واستوار بهره برد و ازحقایق جهان پیرامون خویش شناخت پیدا کند.بدین سان ،بینش انسان، ابزاری است که از رهگذر عقل وخرد-همراه فطرت-فراچنگ می آید و راه درست رشد و تکامل را می نمایاند.(ر.ک خطیبی کوشکک,(۱۶۷ , ۱۳۸۵ طبق این معنا کلمه بینش (بصیرت ) ازحیث معنا، انطباق کامل برکلمه »آگاهی) « علم ) ندارد.البته بینش (بصیرت ) وآگاهی ازیک جنس اند، اما رابطه

تساوی و انطباق میان آنها نیست.هربینشی آگاهی است اما هر آگاهی بینش نیست.بینش نوعی آگاهی عمیق وگسترده است و ازا ین روآدمی با واقعیت مورد نظر در می پیوندد، اما اصل آگاهی ممکن است سطحی وکم دامنه ولذا گمراه کننده باشد.بر این اساس ،خداوند گاه منحرفان را موصوف به »آگاهی « (علم) می سازد،اما همواره »بینش« (بصیرت ) را ازآنان منتفی دانسته است.( باقری، ۱۳۹۰، ج ۱ ،(۱۰۴

نقش بصیرت در حوزه روابط اجتماعی

نور بصیرت و بینشی که در نتیجه شرح صدر قرانی برای انسان حاصل می شود، علاوه بر اینکه در خودسازی نقش اساسی دارد، در تصحیح برخوردهای اجتماعی انسان نیز فوق العاده موثر است .

قرآن کریم تصریح می کند که انسان در نتیجه ایمان و تقوا می تواند به نورانیت و بینشی برسد که حرکت اجتماعی او را تصحیح نماید : » یا ایها الذین امنو اتقوا اله و امنو برسوله یوتکم کفلین من رحمته و یجعل لکم نورا تمشون به « (حدید , ( ۲۸

۱

ای کسانی که ایمان آورده اید! تقوی پیشه کنید و به فرستاده او ایمان بیاورید تا خداوند دو بهره از رحمت خود به شما عنایت کند و برای شما نوری قرار دهد که در پرتو آن حرکت کنید.

این نور به انسان بینش اجتماعی می دهد که با افراد مختلف و گروههای گوناگون و حوادث و پیشامدهای رنگارنگ چگونه برخورد کند و راه رهبری و مدیریت صحیح را ارائه می نماید و لذا همه پیامبران الهی از خداوند شرح صدر و نور بصیرت می خواستند.(ر.ک عباس نژاد,(۴۳۶ , ۱۳۸۴

عقل عامل شکل گیری بصیرت :

. امام کاظم (ع) در بند ۱۴ حدیث هشام می فرمایند: »خداوند پیامبران و رسولانش را به سوی مردم نفرستاده مگر برای این که با خردورزی، بصیرت و معرفت الهی را بدست آورند. بهترین اجابت کنندگان دعوت پیامبران الهی کسانی هستند که خدا را بهتر شناخته باشند، آگاه ترین مردم به دستورات الهی کسانی هستند که از عقل بهتری برخوردار باشند و خردمندترین مردم فردی است که در دنیا و آخرت از مقام والاتری برخوردار باشد.(کلینی,ج,۱باب عقل)

مفهوم عقل

عقل، واژه ه ای عربی است که ازحیث مفهوم، با »عقال« تناسب دارد ، وعقال به معنای زانوبند شتر ( بهشتی، ۱۳۸۰،ص (۴۷ ،بندی است که به وسیله آن زانوی شتر سرکش بسته وطغیانگری اش مهار می شود.عقل را به این جهت »عقل« نامیده اندکه جلو غرایز وامیال سرکش را می گیردو زانوی غضب وشهوت سرکش را می بندد ،»عقال « می کند.(جوادی آملی ،۱۳۷۷،ص (۷۰
.

آرامش( سکینه)
»سکینه « از ماده سکون به معنای آرامش گرفته شده و به معنای آرامش دل استعمال می شود یعنی انسان در عزم و اراده خود استقرار و
آرامش داشته و هیچگونه اضطراب و نگرانی به خود راه ندهد ، چنانکه حال شخص حکیم یعنی کسی که دارای ملکه اخلاقی » حکمت « باشد
نسبت به کارهای خودش چنین است و پروردگار آن را از مواهب بزرگ خود شمرده است. و در واقع یک حالت قلبی ای است که موجب سکون
نفس و ثبات قلب می شود و به طوری که از تفسیر آیات ( مربوطه ) بر می آید ملازم با ازدیاد ایمان بر ایمان است ، و نیز ملازم با کلمه

تقوی است ، که قلب آدمی را به پرهیز از محرمات الهی وادار می سازد .(شمس،۱۳۸۴،ص( ۸۲۸
بررسی اجمالی صفت »سکینه«
سکینه، یک نوع خاصی از اطمینان و آرامش نفسانی است و خصوصیات و اوصاف مخصوصی به خود دارد .
زیرا می بینیم خدای تعالی هر جا در کلام خودش آن را ذکر می کند به عنوان منت بر رسول خدا (ص) و مومنان و عطیه مخصوصی که تنها
از ناحیه خود بر آنان نازل می کرده اسم می برد ، پس معلوم می شود یک حالت الهی است که بنده با داشتن آن دیگر پروردگار خود را
فراموش نمی کند ، نه آن حالتی که شجاعات زورمند و دلاوران مغرور به دلاوری خود و تکیه کنندگان بر نفس خویش دارند .
پس سکینت یک عطیه مخصوصی بوده که خدا به رسول خود و مومنین ارزانی داشته ، و لذا می بینیم در کلام مجیدش جز در مواردی نادر (
که شاید به ده مورد نرسد ) اسمی از آن نبرده است . نازل شدن سکینت موقوف بر این است که قبلا طهارت دل و صفای باطن در کار بوده