چکیده

مدیران بیش اعتماد بازده هاي آینده سرمایه گذاري هاي شرکت را بیش برآورد می کنند، لذا انتظار می رود این مدیران شناسایی زیان را به تاخیر انداخته و تمایل کمتري به استفاده از رویه هاي حسابداري محافظه کارانه داشته باشند. پژوهش حاضر، به بررسی رابطه بین محافظه کاري شرطی حسابداري و بیش اعتمادي مدیریت می پردازد. براي دستیابی به هدف مذکور، یک فرضیه تدوین

æ نمونه اي متشکل از ۸۶ شرکت به روش حذف سیستماتیک از بین شرکت هاي پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهاي ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۲ انتخاب گردید. براي اندازه گیري محافظه کاري شرطی از مدل لافوند و ریچاهاردروي (۲۰۰۸) و مدل خان
æ واتس((۲۰۰۹ براي اندازه گیري اعتماد بیش از حد مدیریتی از دو سنجه مبتنی بر تصمیمات سرمایه گذاري استفاده شده است. براي آزمون فرضیه هاي پژوهش از روش حداقل مربعات تعمیم یافته (EGLS) و شیوه داده هاي ترکیبی استفاده گردید. نتایج حاصل از برآورد مدل هاي پژوهش گویاي این است که بین محافظه کاري شرطی با بیش اعتمادي مدیریتی رابطه معناداري و منفی وجود دارد. به عبارتی، وجود ویژگی اعتماد بیش از حد در مدیران، سبب کاهش محافظه کاري شرطی در فرایند گزارشگري مالی می شود.

کلمات کلیدي : اعتماد بیش از حد مدیریتی، محافظه کاري حسابداري، محافظه کاري شرطی، تصمیمات سرمایه گذاري

مقدمه

اعتماد بیش از حد یا بیش اطمینانی، یکی از مهمترین مفاهیم مالی مدرن است که هم در تئوري هاي مالی و هم روان شناسی جایگاه ویژه اي دارد. بنابراین بررسی آثار اعتماد بیش از حد مدیران بر رویه هاي شرکت، شامل رویه هاي حسابداري مهم است. بیش اعتمادي باعث می شود انسان دانش و مهارت خود را بیش از حد و ریسک ها را کمتر از حد تخمین زده، احساس کند روي مسایل و رویدادها کنترل دارد، در حالی که ممکن است در واقع این گونه نباشد و از آنجا که مدیران به عنوان مسئول تهیه صورتهاي مالی با آگاهی کامل از وضعیت مالی شرکت و با برخورداري از سطح آگاهی بیشتر نسبت به استفاده کنندگان صورت هاي مالی، به طور بالقوه سعی دارند که تصویر واحد تجاري را مطلوب جلوه دهند، ممکن است دارایی ها و سرمایه واحد تجاري بیشتر از میزان واقعی گزارش گردد و می تواند منجر به اتخاذ تصمیمات آتی نادرست شده و با تحریف از سیاست هاي مناسب سرمایه گذاري، تامین مالی یا حسابداري، هزینه هاي گزافی بر شرکت تحمیل کند. در چنین شرایطی محافظه کاري به عنوان یکی از قراردادهاي مهم در گزارشگري مالی، باعث کاربرد احتیاط در تشخیص و سنجش درآمد و دارایی ها می گردد.

بیان مسئله

با توجه به اینکه مدیران در پیش بینی هاي خود به برآورد مجهولات آتی مانند تقاضا، جریان هاي نقدي، رقابت و… می پردازند، این پیش بینی ها ممکن است تحت تأثیر اطمینان بیش از حد مدیران قرار گرفته و تا حدودي در بردارنده اعتقادات شخصی مدیریت باشد و آنها را با درجه اي از خطا همراه سازد. براي مثال آنها ممکن است سودهایی را پیش بینی نمایند که احتمال آن کم است و در نتیجه این امر باعث بروز خطاهایی در سودهاي پیش بینی شده توسط مدیریت گردد. این موضوع که جانب داري هاي روانشناختی مدیریت، ممکن است بر تصمیمات و پیش بینی هاي مدیران اثر داشته باشد، در بسیاري از مطالعات حسابداري مورد تایید قرارگرفته است. مدیریت انگیزه دارد با بکارگیري رویه هاي غیر محافظه کارانه حسابداري، رشد سود شرکت را ثبات بخشد. این امر باعث افزایش انتظارات سهامداران از شرکت در سنوات آتی می گردد (واتس۱، .(۲۰۰۳ (اسچر۲و همکاران، (۲۰۰۸ نقش محافظه کاري را در گزارشگري مالی اینگونه بیان می کنند که محافظه کاري راهی است براي مقابله با شک و تردید موجود درباره رویدادهاي آتی که در صورت پیروي بیش از حد از آن، نه تنها به مطلوبیت و مفید بودن اطلاعات نمی افزاید، بلکه راه ایجاد ذخایر پنهان در صورتهاي مالی را براي مدیران و حسابداران می گشاید. این امر بدین معنی است که دانش مدیریت نسبت به محیط تجاري شرکت کامل نیست. دانش کم مدیریت به طور اجتناب ناپذیري خطاهایی در برآورد چشم انداز تجاري ایجاد می نماید. بنابراین انتظار می رود که بدلیل برآوردهاي ناقص مدیران از آینده تجاري شرکت ها، اطلاعات افشا شده از طریق صورتهاي مالی و خارج از آن در بردارنده خطاهاي مشترکی باشند. مطالعات پیشین نشان می دهند که پیش بینی هاي مدیریت، قیمت سهام، نقدینگی بازار سهام و پیش بینی تحلیلگران را تحت تأثیر قرار می دهد (خالقی مقدم، .(۱۳۹۰ محافظه کاري، در رایج ترین تعریف خود، برخورد متمایز با شناسایی سود ها و زیان ها است. این برخورد نامتقارن، ناشی از قابلیت رسیدگی نامتقارنی است که براي سود ها و زیان ها در نظر گرفته می شود. یکی از عوامل ارتباط حسابداري محافظه کارانه با مسئله حاکمیت شرکتی، استفاده از حسابداري در تصمیم گیري هاي مدیریتی، مثل تعیین معیارهاي عملکرد مدیریتی از میان معیار هاي حسابداري براي ارزیابی واحدهاي فرعی شرکت مثل مراکز سود است. در واقع می توان از محافظه کاري به عنوان مکانیزمی نام برد که اگر به درستی عمل کند می تواند منجر به حل بسیاري از مسائل نمایندگی و عدم تقارن اطلاعاتی (که از شکاف روز افزون بین مدیران و تامین کنندگان منابع مالی واحدهاي تجاري نشات می گیرد) شود. عکس این مطلب نیز صادق است، یعنی در صورتی که محافظه کاري

۱ -watts 2- schroeder

به درستی درك نشده و بکار نرود، نه تنها به حل این مسائل کلیدي کمکی نخواهد کرد، بلکه سبب تشدید فاصله بین مدیران و تامین کنندگان منابع شده و در نتیجه عدم تقارن اطلاعاتی را بیشتر خواهد کرد. بنابراین در این پژوهش به این موضوع خواهیم پرداخت که آیا بین اعتماد بیش از حد مدیریتی و محافظه کاري شرطی ارتباط معناداري وجود دارد یا خیر؟

ضرورت و اهمیت تحقیق

بدلیل مشکلات نمایندگی امکان دارد مدیران شرکت ها از منابع شرکت در جهت افزایش ثروت سهامداران استفاده نکنند. بدین منظور براي حمایت از منافع سهامداران و اعتبار دهندگان و کنترل رفتار فرصت طلبانه مدیریت، از ابزارهاي مختلفی براي کاهش مشکلات مزبور استفاده می شود. با توجه به ایفاي نقش اساسی حسابداري در تعیین شرایط قرارداد و نظارت بر اجراي صحیح قراردادها بین مدیران و مالکان، اصول و رویه هاي حسابداري با هدف متعادل کردن خوش بینی مدیران، حمایت از حقوق ذي نفعان و ارائه منصفانه صورت هاي مالی، مفهوم محافظه کاري را به کار می برند (مراد زاده، .(۱۳۹۰ (واتس، (۲۰۰۳ محافظه کاري را ساز و کاري موثر در قرارداد هاي بین شرکت، اعتبار دهندگان و سهامداران می داند که از اعتبار دهندگان و سهامداران در مقابل فرصت طلبی هاي مدیریت محافظت می کند. لذا با توجه به شیوه اداره شرکت هاي ایرانی ضرورت انجام چنین تحقیق حاضر دو چندان احساس می شود.

مبانی نظري

محافظه کاري همواره از مفاهیم کلیدي در حسابداري بوده و سطح احتیاط در شناسایی سود و دارایی ها را نشان می دهد. محققین همواره کوشیده اند میزان محافظه کاري و عوامل موثر بر آن در گزارشگري مالی و حسابداري را تعیین کنند که البته این امر به سادگی میسر نبوده است، زیرا امکان اندازه گیري مستقیم مفهوم محافظه کاري وجود ندارد، اما صرف نظر از مشکلات اندازه گیري، وجود آن می تواند تاثیرات عمده اي بر محتواي اطلاعات حسابداري داشته باشد. محافظه کاري در بیان افراطی، بیان همان مثل سنتی است که بیان می دارد: “هیچ سودي را پیش بینی نکن اما همه زیان ها را پیش بینی کن”. ( باسو۳، (۱۹۹۷ این ضرب المثل را به عنوان تمایل حسابداري بر لزوم میزان قابلیت رسیدگی (تایید پذیري) بالاتر براي شناسایی سودهاي عملیاتی نسبت به زیان هاي عملیاتی تفسیر می کند. در تحقیقات اخیر محافظه کاري را به دو نوع تقسیم کرده اند: نوع اول محافظه کاري پیش رویدادي۴ است که محافظه کاري مستقل از اخبار است و محافظه کاري نامشروط نیز نامیده می شود. این نوع محافظه کاري بیشتر بر روي ترازنامه اثر گذار بوده و از بکارگیري آن دسته از استانداردهاي حسابداري ناشی می شود که سود را مستقل از اخبار اقتصادي جاري، کاهش می دهند. نوع دیگري از محافظه کاري، محافظه کاري پس رویدادي۵ است که محافظه کاري وابسته به اخبار، محافظه کاري مشروط و عدم تقارن زمانی سود نیز خوانده می شود. این نوع محافظه کاري بیشتر بر روي صورت سود و زیان اثر گذار است. بر اساس این نوع محافظه کاري در اثر اخبار ناخوشایند ارزش دفتري دارایی ها کاهش پیدا می کند. درحالی براي افزایش ارزش دارایی ها به اخبار خوشایندي با قابلیت تایید بسیار بیشتر نیاز است. تعریف ارائه شده توسط باسو (۱۹۹۷) که محافظه کاري را به عنوان تایید پذیري متفاوت براي شناسایی درآمدها و هزینه ها در نظر می گیرد، بیانگر محافظه کاري مشروط است. این نوع محافظه کاري به مفهوم شناسایی بموقع تر از اخبار بد نسبت به اخبار خوب در رابطه با سود است. این نوع محافظه کاري بیشتر براي جلوگیري از بزرگ نمایی سود توسط مدیران اتخاذ می شود و مانع بیشتر گزارش شدن سودها در شرایط نامساعد خواهد شد. مهمترین دلیل براي محافظه کاري مشروط رویه کاملا متفاوت در اصلاح ارزش برآوردي دارایی ها است. یکی از

۳- Basu 4- Ex ante 5- Ex post