چکیده

موضوع این پژوهش بررسی رابطه بین باور های مذهبی و تاثیر آن بر سلامت روان دانشجویان بود.حجم نمونه در این پژوهش ۱۰۰دانشجو ۵۰) پسر، ۵۰ دختر) بودند که به صورت تصادفی ساده از بین دانشجویان دانشگاه هرمزگان انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش جهت جمع آوری اطلاعات عبارتند از پرسشنامه باورهای مذهبی آلپورت، پرسشنامه سلامت روان گلدبرگ (G.H.Q-28) بود. داده ها با استفاده از روش آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیری تجزیه و تحلیل شد. بر اساس نتایج به دست آمده باورهای مذهبی می تواند پیش بینی کننده سلامت روان در دانشجویان باشد.همچنین بین دانشجویان دختر و پسر از باورهای مذهبی تفاوت معناداری ملاحظه نگردید. هرچه افراد از باورهای مذهبی بیشتری برخوردار باشند انتظار می رود سلامت روان بالاتری داشته باشند. با توجه به آنکه باورهای مذهبی تابع جنسیت نیست، پیشنهاد می شود برنامه های کلی افزایش باورهای مذهبی در رده های سنی گوناگون تدارک دیده شود.

واژه های کلیدی: باور های مذهبی، سلامت روان، دانشجویان

ستاد احیا امر به معروف و نهی از منکر

استان هرمزگان

نخستین همایش اسلام و سلامت روان- بندرعباس، اسفندماه ۱۳۹۱

—————————————————————

مقدمه

پس از دوره ی طولانی که در آن پژوهش های مربوط به مذهب نادیده گرفته شد، مجدداً موضوعات مذهب علائق جدی در سالیان اخیر به خود جلب کرده است. از دهه ۵۰ میلادی تحقیقات بیانگر تاثیر مداخلات مذهبی بر بهبود آلام روان شناختی بودند از جمله می توان به تاثیر نماز و “دعادرمانگری”بر کنترل اختلالات روان شناختی اشاره کرد. در مطالعه ی بین فرهنگی در ۱۹ کشور غربی که بر روی ۲۸۰۸۵ نفر آزمودنی انجام شده بود دریافتند که هرچه انسان ها پای بندی بیشتری به مذهب دارند درجه گرایش آنها به خودکشی کمتر است. درزمینه اضطراب به عنوان یک اختلال شایع روانی مطالعات نشان می دهند که شرکت در مراسم مذهبی اضطراب را کاهش می دهد. برخی طالعات نشان می دهند که آموزش روش های حل مساله در چارچوب مذهبی، ضمن افزایش سازش یافتگی روانشناختی، اضطراب آزمودنی را کاهش می دهد. همچنین بین مذهب یا رفتار مذهبی و افسردگی مطالعاتی انجام شده است که بیانگر تاثیر مذهب در کاهش افسردگی است و بین گرایش به مذهب و افسردگی رابطه ی معکوس مشاهده شده در دو دهه ی گذشته پژوهش های اکتشافی فراوانی در این زمینه به نتیجه رسیده است که نتایج آن بسیار جالب و غیرقابل انتظار بوده اند. پژوهش های( الیس،(۱۹۸۰ و ( برگین،(۱۹۸۳، از زمره ی این موارد اند.

الیس در گزارش خود بر چنین مفروضه ای تکیه زده است که افراد مذهبی دارای اغتشاش های هیجانی بیشتری در مقایسه با افراد غیرمذهبی اند. این در حالی است که گروه دیگری از مطالعات به بررسی تأثیر مذهب بر سلامت روانی پرداخته اند.و سومین جریان در این زمینه به بررسی نقش مذهب در مشاوره و روان درمانگری اشاره دارد(ریچاردز،.(۱۹۹۱

الیس((۱۹۸۰، تأکید دارد که مناسب ترین راه های درمان در حل مشکلات هیجانی فقط غیرمذهبی است. وی معتقد است تمایلات مذهبی در نوع انسان،کمتر به سلامت روانی منجر می شود. همچنین الیس می افزاید مذهبی بودن افراطی به طور قابل توجهی با اغتشاش هیجانی رابطه دارد. در پاسخ به نظریه ی الیس، برگین( (۱۹۸۳، مجموعه پژوهش هایی را سامان داد تا براساس آن، فرضیه های الیس به صورت دقیق تر وارسی شوند . وی با پژوهشی که به صورت فراتحلیلی انجام شد، به بررسی تمام پژوهش هایی که تا سال ۱۹۷۹ انجام شده و در آن به نقش مذهب اشاره داشته اند، پرداخت. برگین درصدد بود تا نقش مذهبی بودن را با انواع اختلال های روانی در رابطه گذارد و فرضیه ی الیس را آزمون کند. او در جمع بندی خود ۳۰ تأثیر نهایی را بدست آورد: در نتیجه ۲۳ نتیجه، معنادار مشاهده نشده است. در ۵ محور تأثیر، اثر مثبت مشاهده شد و در ۲ مورد اثر منفی بین مذهبی بودن و علائم آسیب شناختی بدست آمد . برگین در نهایت اعلام کرد مرور بر پژوهش های گذشته آشکار می سازد که شواهدی بر اثبات فرضیه ی الیس وجود ندارد و شواهد اندکی نیز نشان دهنده ی نقش مثبت مذهب در درمان است.

در جامعه ایران نیز برخی تحقیقات رابطه مذهب را با مولفه های روانشناختی مورد بررسی قرار داده اند، مشخص شده است که دلبستگی ایمن در دانشجویانی که دارای جهت گیری مذهبی درونی هستند بیشتر از دانشجویانی که دارای جهت گیری مذهبی بیرونی است می باشد(خوانین زاده، .(۱۳۸۴

بدین ترتیب برگین( (۱۹۸۳ ضرورت تأملی مجدد بر پژوهش های این زمینه را یادآور شد و روش بازنگری روش شناختی را در این حوزه مورد تأکید قرار داد.پس از طرح نظرات برگین((۱۹۸۳، پژوهشگران تلاش بیشتری برای آزمون فرضیه ی الیس به انجام رساندند.شارکی و مالون(۱۹۸۶،به نقل از ریچاردز،(۱۹۹۱، به بررسی داده هایی که در مؤسسه ی الیس به عنوان مطالعات پیشرفته روان درمانگری عقلانی در نیویورک به انجام رسیده بود پرداختند آنها نتیجه گیری کردند که شواهد قابل توجهی که مبیین مشکلات بیشتر افراد مذهبی در

۲

ستاد احیا امر به معروف و نهی از منکر

استان هرمزگان

نخستین همایش اسلام و سلامت روان- بندرعباس، اسفندماه ۱۳۹۱

—————————————————————

مقایسه با افراد غیرمذهبی باشند، وجود ندارد. البته یکی از مشکلات موجود بر سر راه این بررسی ها، نوع داده های دردست رسی بود که متأسفانه فاقد ملاک های عینی برای سلامت روانی بوده و بیشتر بر گزارش اشخاص تکیه داشته است.

اکنون در آغاز هزاره ی سوم میلادی، روان شناسان بسیاری علاقمند به بحث و بررسی ابعاد روان شناسی مذهب بوده و همان گونه که گذشت و کوشش های وسیعی در حال انجام است. علی رغم اینکه موضوع مذهب
و جهت گیری مذهبی در خارج از کشور توجه بسیاری از روان شناسان را برانگیخته و در این گستره آزمون های متعددی نیز ساخته شده است، با این حال اغلب این مقیاس ها متناسب با ویژگی فرهنگی ما نیستند. و نیازهای پژوهشی ما را بر آورده نمی سازند. بدین ترتیب به منظور فراهم سازی آزمونی متناسب و نیز هماهنگ با ویژگی های فرهنگ اسلامی و ایرانی تلاش گسترده ای صورت گرفت تا آزمونی مطلوب و قابل اتکا تدارک شود.با این توصیف موضوع مذهب به ویژه فرایندهای ارزش یابی آنها دارای ویژگی های پیچیده ای است. تاکنون با توجه به آنچه گذشت، این پرسش های اسلامی مطرح می شود که نظر به ویژگی های خاص اسلام آیا می توان آزمونی برای بررسی جهت گیری مذهبی متناسب با ویژگی های آن طراحی کرد و اگر پاسخ مثبت است براساس کدام مبانی می توان به طراحی این مقیاس اقدام کرد.