چکیده

هدف از این پژوهش بررسی رابطهی بین سبکهای تفکر و سبکهای انضباطی با رفتار اخلاقی در مدیران مدارس ابتدایی ناحیه یک شهر زاهدان میباشد. روش انجام این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش کلیه مدیران مدارس ابتدایی شهر زاهدان (N=95) نفر میباشد که بصورت نمونه گیری تصادفی ۷۹ نفر آنها انتخاب شدند. در این پژوهش، ابزار گردآوری دادهها، سه پرسشنامه ی سبکهای تفکر استرنبرگ-واگنر با ضریب آلفای کرونباخ ۰/۸۹۸ و پرسشنامه سبکهای انضباطی اقتباس شده از سعیدی نژاد با ضریب آلفای۰/ ۹۱ و پرسشنامه رفتار اخلاقی لوزیر با ضریب آلفای ۰/۷۲میباشد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها متناسب با سئوالهای پژوهش از روش آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمون t تک متغیره، آزمون ضریب همبستگی پیرسون، آزمون رگرسیون گام به گام و رگرسیون همزمان) استفاده گردید. یافتههای پژوهش نشان دادند که سبک غالب مدیران جامعه مورد بررسی، سبک تفکر برونگرا می باشد. در بین سبکهای انضباطی، سبک انضباطی مشارکتی بالاترین میانگین را به خود اختصاص داد. همچنین یافتهها نشان دادند که، بین سبکهای تفکر و رفتار اخلاقی (به استثنای سبک جزئی نگر) رابطه معناداری وجود ندارد و همچنین بین سبکهای انضباطی با رفتار اخلاقی (به استثنای سبک انضباطی تعاملی) رابطه معناداری وجود ندارد. نتایج حاصل از رگرسیون هم زمان نشان دادند که هیچ کدام از متغیرهای سبک تفکر و سبک انضباطی نتوانستند از رفتار اخلاقی پیش بینی داشته باشند. همچنین نتایج رگرسیون گام به گام نیز نشان داد که بیشترین پیشبینی از رفتار اخلاقی را سبک جزئینگر از سبکهای تفکر داشته است و بیشترین پیش بینی از رفتار اخلاقی را سبک مشارکتی از سبکهای انضباطی داشته است.

کلید واژهها: سبکهای تفکر، سبکهای انضباطی، رفتار اخلاقی، مدیران مدارس

مقدمه :یکی از خصوصیات منحصر بهفرد انسان برخورداری او از استعداد تفکر است. تفکر موجب تمایز انسان با سایر موجودات است. در قلمرو آموزش و پرورش، توجه به تفکر، اخلاق از اهمیت بیشتری برخوردار است. زیرا منظور غایی تعلیم و تربیت این است که شخص را بر تفکر روشن و منطقی و فکر سازنده و اخلاق حسنه توانایی دهد تا بتواند درحل مشکلات و معضلات زندگی و سازمان دادن تجارب گذشته و نتیجه گرفتن از آن برای آینده موفق شود (سام خانیان، .(۱۳۸۷ به عقیده هنری فایول صاحب نظر و نظریه پرداز فرانسوی مدیر هر مؤسسه به تواناییها و ویژگیهای خاصی نیاز دارد و یکی از این ویژگیها، توانایی فکری یعنی داشتن قدرت فهم و یادگیری و تشخیص نیروی فکری و سازگاری می باشد (سید جوادین، .(۲۵ :۱۳۸۵

۱

سبکهای تفکر که به شیوههای اندیشیدن انسانها توجه دارد، انسانها را به شکلهای مختلفی تقسیم میکند، هر سبک میتواند در نحوه یادگرفتن، آموزش دادن و علاقمندی انسانها به مسائل مختلف تاثیر بگذارد و سهم مهمی را در تعیین رفتار انسانها به خود اختصاص دهد. افراد با توجه به این که محیط تحصیلی و شغلی آنها تا چه اندازه با سبکهای تفکرشان همسو یا مغایر باشد میتوانند در مراحل تحصیلی و شغلی خود حضور قوی یا ضعیفی داشته باشند (معنویپور و خراسانی، .(۱۳۸۴

انضباط به معنای نظم و ترتیب و ساماندهی یا ایجاد شایستگی در کارها و سازمانهاست. این واژه درامر آموزش و پرورش برای انجام دادن آیینها و مقررات خاص درکلاس و محیطهای تحصیلی به کار می رود (پارسا، .(۱۳۸۷

اخلاق جمع خُ»لق« است که به معنای مفرد و جمع به کار میرود. طریحی لغتدان معروف اسلامی در معنای لغوی خُ»لق« مینویسد: خلق یک صفت روحی است که با وجود آن آدمی کارهای مقتضای آن را به آسانی و بدون آنکه برخود فشار بیاورد انجام می دهد. راوندی مینویسد: هر چیزی که آدمی با داشتن آن مورد نکوهش و یا ستایش قرار میگیرد را اخلاق میگویند(شفیعی مازندرانی، .(۱۶-۲۱ :۱۳۷۲

بیان مسأله و پیشینه پژوهش

درک صحیح سبکهای تفکر می تواند در جهت انتخاب فعالیتهای مناسب به انسان کمک کند. چرا که سبکهای تفکر عامل مهمی در به کارگیری تواناییها است. افراد با سبکهای تفکر متفاوت، مایل اند از تواناییهایشان به شیوههای مختلف استفاده کنند و متناسب با نوع تفکرشان، واکنشهای متفاوت ارائه دهند (استرنبرگ۱، .(۲۳-۱۹ :۱۳۸۱ به اعتقاد استرنبرگ، سبک، شیوهای برای تفکر است. استرنبرگ در دستهبندی خود از سبکهای تفکر استعاره خود حکومتی – ذهنی را به کار بسته و در نتیجه اصطلاحات حکومت داری را برای توضیح مفاهیم مورد نظر خود برگزیده است. الگوی سبک های تفکر استرنبرگ (۱۹۹۷) شامل ۳ کارکرد ،۴ صورت یا شکل ، ۲ سطح ،۲ گستره یا محدوده ، و ۲ گرایش است. سه کارکرد یا سه نقش مهم تفکر مورد نظر او عبارت اند از: قانونگذارانه (آفریننده)، اجرایی (تحقق بخش)، و قضایی (ارزشیابانه). چهار شکل حکومت عبارتاند از: پادشاهی (تک سالاری)، سلسله مراتبی (پایور سالاری)، الیگارشی (جرگه سالاری)، و بی قانونی. دو سطح حکومت عبارتاند از:کلی (فراگیر) و محلی (جزئی). دو گستره عبارتاند از: داخلی و خارجی، و دو گرایش عبارت اند از: محافظهکارانه و ترقیخواهانه (آزاد منشانه). مهمترین جنبههای این سبکها کارکردها هستند (سیف، .(۲۷۵ : ۱۳۸۸

سیر تحول سیستمهای انضباطی در مدارس نه حاصل تکامل علوم انسانی، بلکه تحت تاثیر مجموعهای از تکنیکهای عقلایی و عملی لیبرالیسم است که دل مشغولی اصلی آن حکومت بر افراد، خانواده، بازار و جمعیتها میباشد (رز۲، .(۵۹:۱۹۹۶