چکیده :

هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین سبک رهبری تحول آفرین و کارآفرینی درون سازمانی کارکنان می باشد.مسئله اصلی این است که آیا سبک رهبری تحول آفرین میتواند کارآفرینی سازمانی را در سازمان افزایش دهد. مطالعات حاکی از آن است که اقدامات کارآفرینانه، به عنوان یک معبر حساس و بحرانی برای رسیدن به مزیت رقابتی و بهبود عملکرد سازمان ها، همواره مورد توجه بوده است. بررسی پژوهش های موجود حاکی از وجود رابطه ی بین این دو متغیر بوده و

۱

نشان می دهد که رهبری در سازمان های کارآفرین، بیش تر تحولی بوده و تأثیر قابل توجهی بر جهت گیری و شکل گیری سازمان های کارآفرین دارد . این پژوهش بدنبال ارایه الگویی برای نشان دادن ارتباط بین رهبری تحولی و کارافرینی سازمانی می باشد و روش تحقیق دراین مقاله مرور منابع کتابخانه ای و مقالات گوناگون جمع آوری شده است و شواهد دال بر وجود ارتباط میان این دو عامل می باشد که خود گویای آن است که سبک رهبری تحول آفرین، کارافرینی را درسازمان توسعه میدهد.

واژگان کلیدی: کارآفرینی سازمانی، خلاقیت، رهبری ، سبک رهبری تحول آفرین

مقدمه :

امروزه، سازمان ها با محی پویا که تغییرات سریع فنـاوری، کوتاه شدن چرخه ی زندگی تولید و جهانی شدن از مشخصه های بـارز آن تلقی می شود، رو به رو هستندتحولات پر شتاب جهـانی در علـم، تکنولوژی، صنعت و مدیریت و بـه طـور کلـی ارزشـها و معیارهـا، بسیاری از سازمانها و شرکتهای موفق جهان را بر آن داشـته اسـت تا اهداف، گرایش و علایق خود را در جهـت بــه کـارگیری خلاقیـت و نوآوری هدایت کنند. از عمده ترین جریان های حاکم بر حیات بشری در آغاز هزاره سوم میلادی فرایند کـارآفرینی و خلاقیـت اسـت که اســاس و بسترســاز تغیــر و تحــول و دگرگــونی اســت (کلانتریــان و همکاران، . (۱۳۹۱

در چنین محیطی، سازمان ها، به ویژه سـازمان هـایی کـه فنـاور محور هستند، خلاقانه تر و نوآورتر از قبل برای زنده مانـدن، بـه رقابت می پردازند و توسعه ی فرهنگ کارآفرینی را بـه عنـوان یـک سازوکار مهم در نظـر گرفتـه انـد (قهرمـانی و همکـاران، .(۱۳۹۰ کارآفرینان به عنوان عاملان یا تسهیل گران تغییر در دنیـای کسـب وکار شناخته شده اند: کسانی که فرصت هـایی را کـه دیگـران نمـی یابند و یا به عنوان مشکل می شناسند، تشخیص می دهنـد. بـا ایـن وجود کارآفرینان به عنوان نـوآوران، ایجادکننـدگان چشـم انـداز مشترک، با مساله ی توسعه ی شایستگی های رهبری به منظور رشد کسب وکار روبه رو شده اند (زالی، .(۱۳۹۰

از این رور، همراه با افـزایش پیچیـدگی و پویـایی محیطـی، رهبران سازمان ها و شرکت ها ، برای حفظ بقا و رشد کسب وکارشان، نیازمند به کارگیری رویکرد نوین رهبری یعنی رهبری کارآفرینانـه هستند . در رهبری کارآفرینانه تمرکز بر فرصت و ایجاد کسب وکـار

۲

جدید یا توسعه ی کسب وکار موجود است (تورنوبری۱ ، (۲۰۰۶ از جمله رفتارهای رهبری که میتواند به نوعی معرف رهبران کارآفرین باشد، رهبری تحولی است. این سبک رهبری بخشی از پارادایم جدیـد رهبـری است و با ارزش ها، اخلاق، استانداردها و اهداف بلند مـدت مــرتب است (هاروی و همکاران، .(۲۰۰۶ بنابراین، در این مقاله بـا هـدف بررسی ارتباط بین دو متغیر سبک رهبری تحول آفـرین و کـارآفرینی کارکنان به مرور پژوهش های صورت گرفته در زمینـه وضـعیت ابعـاد شیوه ی رهبری تحولی و ابعاد سازمان کـارآفرین و همچنـین بررسـی این رابطه بین ابعاد شیوه ی رهبری بیان شده و ارتقـا ی سـازمان کارآفرین پرداخته شده است.

ادبیات نظری و پیشینه تحقیق:

در ادبیات نظری این مقاله، جهت روشن شدن مبحث تعـاریفی در زمینه ی مفاهیم کارآفرینی سازمانی، خلاقیت و رهبری و سبک رهبری تحول آفرین ارائه گردیده است و پس از آن برخی یافته های موجود در زمینه ی ارتباط بـین سـبک رهبـری و کـارآفرینی سـازمانی در منابع پیشین ارائه می گردد.

کارآفرینی سازمانی:

به طور عمده کارآفرینی به سه شکل زیر اتفاق می افتد (تقی زاده و همکاران، :(۱۳۸۶

▪ د

ر قالب افراد آزاد و غیر وابسته به سازمان

(کارآفرینی شخصی یا مستقل)
▪ د

ر قالب کارکنان سازمان (کارآفرینی سازمانی)
▪ د

ر قالب سازمان (سازمان کارآفرین)

اما در این پژوهش توجه ما به کارآفرینی سازمانی یـا همـان کارآفرینی کارکنان می باشد.کارآفرینی سازمانی فرآیندی است کـه در آن محصولات یا فرآیندهای نوآوری شده از طریق القاء و ایجـاد فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان از قبل تاسیس شده، به ظهور می رسد. شکل گیری فعالیت های کارآفرینانه بنگاه بـارزترین نشــانه های کارآفرینی سازمانی است. کارآفرینی سـازمانی فرآینـدی کــه سازمان طی می کند تا همه کارکنان بتوانند در نقـش کارآفرینـان انجام وظیفه کنند و تمام فعالیت های فردی یا گروهی را به طـور

۱ Thornberry

۳

مستمر، سریع و راحت در سازمان مرکزی بــه ثمـر برسـانند(یزدان بخش، ب.ت)

کــارآفرینی ســازمانی در جهــت تــرویج و توســعه ســازمانی و اقتصادی و ایجاد ثروت پذیرفته شده اسـت، و مـی شـود آن را بـه عنوان یک نتیجه از تحول سازمانی از طریق بازآفرینی اسـتراتژیک و یا از تولد کسب و کار جدید و سرمایه گـذاری در سـازمان هـای موجود پذیرفت (هینونن و تونن۲، (۲۰۰۸