بررسی رابطه بین سرمایه گذاران شرکتی سهام و مدیریت سود در شرکتهای
پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

چکیده
سرمایه گذاران شرکتی یا مالکین شرکتی نوعی از ساختار مالکیت در شرکتها می باشند. شرکت با مالکیت شرکتی به شرکتی اطلاق می شود که بزرگترین مالک آن اشخاص حقوقی غیردولتی باشد. در تحقیق حاضر رابطه بین سرمایه گذاران شرکتی و مدیریت سود در قالب فرضیه ای تدوین گردیده و برای آزمون این فرضیه یک مدل رگرسیون خطی چندگانه بر اساس

متغیرهای وابسته تعریف شده است. جامعه آماری تحقیق را شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تشکیل می دهد و نمونه آماری پژوهش نیز شامل ۷۵ شرکت طی سالهای ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۷ می باشد. دو نوع آزمون مختلف شامل آزمون همبستگی و آزمون رگرسیون چندگانه برای بررسی فرضیات مورد استفاده قرار گرفته است. به طور کلی یافته های تحقیق بیانگر وجود رابطه مثبت و معنادار بین سطح سرمایه گذاران شرکتی سهام و مدیریت سود می باشد.
واژه های کلیدی: سرمایه گذاران شرکتی، مدیریت سود، ساختار مالکیت

۱٫ موضوع و اهمیت تحقیق
در طی سالهای گذشته موارد بسیاری از تضاد منافع بین گروهها و چگونگی مواجهه شرکتها با این گونه تضاد ها توسط اقتصاد دانان مطرح شده است، این موارد به طور کلی تحت عنوان “تئوری نمایندگی” در حسابداری مدیریت بیان می¬شود. طبق تعریف جنس ومک لینگ [۷] رابطه نمایندگی قراردادی است که بر اساس آن صاحبکار یا مالک، نماینده یا فرد دیگری را از جانب خود منصوب و اختیار تصمیم گیری را به او تفویض می¬کند. . سود خالص نیز یکی از اقلام مندرج در صورت های مالی

است که در تصمیم گیری استفاده¬کنندگان صورت های مالی تأثیر به سزایی دارد و توجه زیادی را معطوف خود ساخته است یکی از گروههای اصلی استفاده کنندگان از صورت های مالی سهامداران می¬باشند. از اینرو عموماً اینگونه تصور

 

می¬شود که ساختار مالکیت شرکت ها ممکن است به تغییر رفتار شرکت ها منجر شود این امر از فعالیت¬های نظارتی که سرمایه گذاران مختلف در این ساختار انجام می-دهند نشأت می¬گیرند [۱۱] تأثیر ساختار مالکیت بر تصمیمات مدیریت در قبال سود از جمله مدیریت سود، از اهمیت به سزایی برخوردار است. ¬در¬این تحقیق راهکارهایی جهت کاهش مدیریت سود مورد توجه قرار می گیرد زیرا بخش زیادی از ادبیات مرتبط با مدیریت سود معطوف به چرایی، چگونگی و تبعات مدیریت سود بوده است و بررسی راهکارهایی جهت کنترل و مهار کردن این عمل، کمتر مورد توجه محققین بوده است. مثلاً در تحقیقاتی همانند تحقیقات: ماراکچی، چونگ، کاپوپولس، پنمن، جانگ و کاون، نقش مدیریت سود به طور جدی مورد بررسی قرار نگرفته است.

۲٫ مروری بر تحقیقات پیشین
به دلیل اهمیت حفظ اعتماد سهامداران و به دنبال آن حفظ سلامت اقتصادی کشور وفضای حاکم بر آن، حاکمیت شرکتی به دنبال دستیابی به شیوه هایی است که بر اساس آن تامین کنندگان مالی، اطمینان حاصل نمایند که از سرمایه گذاری خود در شرکت، بازده مناسبی را دریافت خواهند نمود. لذا حاکمیت شرکتی به دنبال ارتقای عدالت، شفافیت و پاسخگویی در شرکت است. حاکمیت شرکتی با مکانیزم های برون سازمانی (که اکثراً شامل قوانین و مقررات می باشند) و همچنین مکانیزم های درون سازمانی که اکثراً اختیاری می¬باشند، می-توانند به اعمال مدیریت خوب، کاهش مشکلات عدم تقارن اطلاعاتی، افزایش اعتماد سهامداران و در نهایت کاهش مدیریت سود منجر شود .

دیچو و دیگران [۵] در مقاله¬ای به بررسی دیدگاههای استادان دانشگاهها، حسابداران حرفه ای و قانونگذاران در مورد مدیریت سود پرداختند. به اعتقاد آنها استادان دانشگاهها در حرفه حسابداری اغلب تصورات متفاوتی از مدیریت سود نسبت به حسابداران حرفه¬ای و قانونگذاران دارند. حسابداران حرفه¬ای و قانونگذاران اغلب خواهان اقدام عاجل برای پیشگیری از پدیده درد¬سر¬ساز مدیریت سود هستند ولی استادان حسابداری دانشگاهها خوشبین تر هستند.

شلیفر و ویشنی [۱۰]¬ ¬ بر این اعتقادند که¬ تمام سهامداران از نقش نظارتی یک سهامدار عمده منتفع می¬گردند زیرا هیچ گونه هزینه¬ای بابت چنین نظارتی متحمل نمی¬شوند ضمن اینکه سهامداران عمده، خود از انگیزه مناسبی برای انجام نظارت فعال بر مدیریت سود برخوردارند. ماراکچی و همکاران[۸] در سال ۲۰۰۱ پی بردند که بین میزان استقلال هیئت مدیره و سطح مدیریت سود رابطه منفی وجود دارد. چونگ، فیرث و کیم [۴] در سال ۲۰۰۲ به بررسی ” کنترل نهادی و

مدیریت سودهای ناشی از فرصت از دست رفته” پرداختند و به این نتیجه رسیدند که سرمایه گذاران نهادی برای هموار سازی سود جهت دستیابی به سطح مطلوب سود، از درگیر شدن مدیریت اقلام تعهدی خوداری می نمایند. بالسام و بارتو [۳] در سال ۲۰۰۰ به بررسی “مدیریت اقلام تعهدی، مهارت سرمایه¬گذار و اررزیابی حقوق صاحبان سهام” پرداختند و به این نتیجه رسیدند که سرمایه¬گذاران نهادی نسبت به سرمایه¬گذاران شخصی، توانایی بیشتری در تجزیه و تحلیل اجزاء

تشکیل دهنده اقلام تعهدی دارند که باعث ارزیابی درست و دقیقی از سود می¬گردد. دیگورگ و همکاران [۶] در سال ۱۹۹۹ به بررسی ” مدیریت سود جهت افزایش آستانه سود” پرداختند و مدیریت سود را نوعی دستکاری مصنوعی سود برای بعضی تصمیمات خاص تعریف می کنند به نظر آنان انگیزه اصلی مدیریت سود، مدیریت تصور سرمایه گذاران در مورد واحد تجاری است. پنمن و همکاران [۹] در سال ۲۰۰۱ به بررسی”تجزیه و تحلیل صورتهای مالی و ارزیابی اوراق بهادار” پرداختند ونشان دادند که بین کیفیت سود و بازده سهام رابطه مستقیمی وجود دارد.

 

مهدی مراد زاده و همکاران در تحقیق خود رابطه بین مالکیت نهادی و مدیریت سود را مورد بررسی قرار داده اند در این تحقیق رابطه بین تعداد سرمایه گذاران نهادی و همچنین تمرکز آنها با مدیریت سود مورد بررسی قرار گرفته و به این نتیجه رسیده اند که بین مالکیت نهادی سهام و مدیریت سود رابطه منفی معناداری وجود دارد [۲]. حمید بزاغی و بزاززاده در تحقیق خود رابطه بین مدیریت سود و کیفیت افشاء را مورد بررسی قرار داده اند و به این نتیجه رسیده اند که افشاء بیشتر و کاملتر اطلاعات، راهکارهایی جهت کاهش مدیریت سود می باشد [۱].

۳٫ اهداف و فرضیه های تحقیق
مالکین شرکتی در تحقیق حاضر اشخاص حقوقی غیردولتی می باشند. با توجه به آن فرضیه تحقیق به صورت زیر ارائه می شود:

فرضیه تحقیق¬) رابطه منفی معنی داری بین مالکیت شرکتی و مدیریت سود وجود دارد.
۴٫ جامعه آماری و نمونه آماری

جامعه آماری این تحقیق شامل شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است که دارای شرایط زیر باشند :
۱٫ پایان سال مالی آنها ۲۹ اسفند ماه باشد و از سال ۸۱ تا ۸۷ در بورس فعال باشند .

۲٫ اطلاعات مالی مورد نیاز به ویژه یادداشتهای پیوست صورتهای مالی جهت استخراج داده ها در دسترس باشد .
۳٫ شرکتها طی قلمرو زمانی تحقیق ، تغییر سال مالی نداشته باشند .

با توجه به شرایط مذکور تعداد ۷۵ شرکت در دوره زمانی ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۷ به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند.
۵٫ روش ها و ابزار های تحقیق
در این مطالعه، از نسخه تعدیل شده مدل جونز که توسط دچو و دیگران [۵] توسعه داده شد برای برآورد اقلام تعهدی جاری غیر عادی استفاده شده است. برآوردی از اقلام تعهدی جاری غیر عادی ((AcAcc به عنوان معیاری برای مدیریت سود، به کار گرفته می شود. مدل کل اقلام تعهدی جاری، (اقلام سرمایه در گردش غیر نقدی) به صورت زیر به کار گرفته می شود.
مدل (۱)

t در سال i کل اقلام تعهدی جاری برای شرکت =
tدر سال iتغییر در داراییهای جاری برای شرکت =
t در سال i تغییر در بدهی های جاری برای شرکت =

t در سال iتغییر در وجه نقد و معادل آن برای شرکت =
t در سال i تغییر در حصه جاری بدهیهای بلند مدت برای شرکت =
پس از اندازه گیری میزان اقلام تعهدی کل با استفاده از رابطه ی ذیل به تخمین ضرایب مورد استفاده در تضمین اقلام تعهدی جاری خاص شرکت می پردازیم:
مدل (۲)

t-1 درپایان سال i تقسیم بر کل داراییهای شرکتtدرسال i کل اقلام تعهدی حسابداری برای شرک
t-1 درپایان سال iتقسیم بر کل داراییهای شرکتtدرسالiتغییر در درآمدها برای شرکت

t-1 درپایان سالiتقسیم برکل داراییهای شرکتtدرسالi تغییر در خالص حسابهای دریافتنی برای شرکت
t-1 درپایان سالiتقسیم بر کل داراییهای شرکتt درسالiتغییر در بهای تمام شده کالای فروش رفته شرکت

t-1 درپایان سال iنسبت به سال قبل تقسیم بر کل داراییهای شرکتtتغییر درموجودی کالا درسال
t-1 درپایان سال iنسبت به سال قبل تقسیم بر کل داراییهای شرکتtدر سالiتغییر در وجه نقد عملیاتی شرکت
(جزء ناشناخته )t در سالi خطا برای شرکت

اقلام تعهدی غیر عادی: این اقلام در تحقیق حاضر با AcAcc نشان داده شده که از طریق باقیمانده برآوردی مدل شماره ۲ محاسبه می گردد و با استفاده از نرم افزار Spssاین باقیمانده برآوردی به دست می آید.

مدل رگرسیون برای آزمون فرضیه تحقیق):

طی دوره نمونه،¬i میانگین درصد مالکیت شرکتی سهام عادی در شرکت =CORP
متغیرهای کنترل: در تحقیقات قبلی چند عامل که بر مدیریت سود اثر می گذارند را شناسایی کرده اند. از آن جمله می توان به اندازه شرکت، اهرم، شاخص رشد، اشاره کرد. در تحقیق حاضر همراه با موارد مذکور عاملهای دیگری به شرح زیر ارائه شده است:

برای دوره نمونه) i اندازه شرکت (لگاریتم طبیعی مجموع داراییهای شرکت =Size
اهرم(نسبت بدهی بلند مدت به مجموع داراییها)=DEBT
شاخص رشد(نسبت ارزش بازار حقوق صاحبان سهام به ارزش دفتری آن)=PB

در دوره نمونه)I شاخص سودآوری عملیاتی(متوسط بازده فروش شرکت =ROS
در طول دوره نمونهi متوسط مخارج سرمایه ای شرکت =CAP
عملکرد نسبی صنعت جاری (نسبت سود خالص دوره جاری بر جمع داراییهای ابتدای دوره)=CRP

انحراف معیار در نقدینگی ،( میانگین سرمایه در گردش)
انحراف معیار در حقوق صاحبان سهام (میانگین حقوق صاحبان سهام) =