بررسی رابطه بین سودحسابداری ، درجه اهرم عملیاتی ، درجه اهرم مالی ودرجه اهرم کل (مرکب) باریسک سیستماتیک

چکیده
اين تحقیق، به بررسي ارتباط اطلاعات حسابداري با ريسك سیستماتیک شركت ها دربازارسرمایه ايران پرداخته است .در اين تحقيق رابطه تعدادي ا زمتغیرهای حسابداری ازجمله سودحسابداری ، درجه اهرم عملیاتی ، درجه اهرم مالی ، درجه اهرم کل (مرکب) به عنوان نمادهايي از اطلاعات حسابداري انتخاب شده اند که با ريسك بازار (سيستماتيك )شركت هاي پذيرفته شده در سازمان بورس اوراق بهادار تهران ، مورد آزمون قرار گرفته است . دراین تحقیق روش گردآوري اطلاعات ، روش كتابخانه اي وبراي آزمون فرضيه ها ، روش ميداني

ونيزاستفاده ازداده هاي تجربي مي باشد .درراستای این هدف ، تعداد۸۷ شرکت که اطلاعات موردنیاربرای دوره ۱۰ ساله مورد تحقیق (۸۵- ۷۶) درمورد آنها قابل دسترس بود انتخاب شدند. نتايج تحقيق بیان می کند كه بین سود حسابداری ودرجه اهرم مالی با ریسک سیستماتیک باسطح اطمینان ۹۰% رابطه مستقیم وجود دارد وبین درجه اهرم عملیاتی و درجه اهرم کل با ریسک سیستماتیک رابطه معنی داروجودندارد. البته تاثیرمتغیرها برریسک سیستماتیک متفاوت است ، که تاثیرسودحسابداری برریسک سیستماتیک بیشترازتاثیردرجه اهرم مالی برریسک سیستماتیک ودرجه اهرم مالی بیشتر ازدرجه اهرم کل ودرجه اهرم کل بیشتر از درجه اهرم عملیاتی می باشد.

واژه های کلیدی :
ریسک سیستماتیک ، درجه اهرم عملیاتی ، درجه اهرم مالی ، درجه اهرم کل ، سودحسابداری

۱٫ مقدمه
حسابداري به منظور جواب گويي به نيازهاي انسان به وجود آمده است . شرايط اجتماعي ، اقتصادي و سياسي محيط حسابداري به تناسب زمان متفاوت بوده است.در نتيجه،هدف هاي حسابداري وروش هاي آن نيز متناسب باتغیير در شرايط محيطي دگرگون شده است. با گذشت زمان و به موازات گسترش فعاليت هاي اقتصادي و افزايش پيچيدگي آن، هدف ها و روش هاي حسابداري به منظور جواب گويي به نيازهاي اطلاعاتي توسعه يافته است.

در حال حاضر ، حسابداري نقش مهمي را در سيستم اقتصادي ايفا مي كند. تصميم گيري دقيق از جانب اشخاص ، شركت ها، دولت و غيره براي توزيع مناسب و كار آيي منابع مالي امري اجتناب ناپذير است . براي اين گونه تصميم گيري ها، تصميم گيرندگان بايد اطلاعاتي قابل اتكا در اختيار داشته باشنددر واقع ، هدف حسابداري كمك به اين تصميم گيرندگان است.از سوي ديگر ، سرمايه گذاري ازموارد ضروري و اساسي در فر آيند رشد و توسعه اقتصادي كشور است .

ازعوامل مؤثر در انتخاب و انجام سرمايه گذاري، توجه سرمايه گذاري به ريسك و بازده سرمايه گذاري است . نقش ريسك وبازده در سرمايه گذاري، به مانند نقش عرضه و تقاضا در اقتصاد براي قيمت گذاري كالاست . از ديدگاه نظري ، ريسك به معناي ضرر بالقوه و قابل اندازه گيري سرمايه گذاري است . تا دهه ۱۹۵۰،«ريسك» يك عامل كيفي شمرده مي شد تااين كه با تلاش هري ماركوويتز ، ريسك كميت پذير شد و انحراف معيار جريان هاي نقدي طرحهاي سرمايه گذاري درشرايط مختلف اقتصادي، اجتماعي و سياسي به عنوان كميت «سنجش ريسك »معرفي گرديد.

تأثير ريسك يك سرمايه گذاري به ريسك مجموع سرمايه گذاري مستلزم محاسبات«كواريانس» و «ضريب همبستگي »بود كه به ناچار انجام محاسبات را مشكل و وقت گير مي نمود. چندي بعد ، ويليام شارپ ، با تعيين ضريب به عنوان معيار ريسك ، مدل ساده و كاربردي را به دنياي سرمايه گذاري عرضه نمود(اسلامي بيدگلي ، ۱۳۷۵)

استفاده از نظريه ها و روش هاي موجود و نيز نظريه پردازي، مستلزم اطلاعات ،به ويژه ، اطلاعات توليد شده درسيستم حسابداري است كه بدون شك ، در بازار نو پاي سرمايه كشورمان به سختي تحصيل مي شود. به همين علت ، شناخت ارتباط بين ريسك بازار و اطلاعات حسابداري ، از اهميت ويژه اي برخوردار است.سایرمطالعات ، بیانگر ارتباط بین نسبتهای حسابداری ومیزان ریسک بازار می باشد وپیشنهاد می گردد که نسبتهای حسابداری می توانند درپیش بینی بتای اوراق بهادار مورد استفاده قرارگیرند(احمدپور ،۱۳۸۴ ،۱۹)کليه مديران وکارگزاران وسرمايه گذاران در شرکتهاي پذيرفته شده دربورس باتوجه به نتايج اين تحقيق وباتوجه به سودحسابداري ودرجه اهرم مالی مي توانند ريسك بازار راپيش بيني كنند وهمچنين ازنتايج اين تحقيق مي توان برداشت كرد كه سود حسابداري درپيش بيني ريسك تواناتراست يادرجه اهرم ها .

۲٫ مبانی نظری وپیشینه تحقیق

بسیاری ازتحقیقات حسابداری مبتنی بربازارسرمایه ، مفیدبودن اطلاعات حسابداری درتعیین ریسک اوراق بهادار رابیان نموده اند . همچنین تحقیقات متعددی همبستگی بین متغیرهای حسابداری (اهرم مالی ، عملیاتی و….) وریسک سیستماتیک اوراق بهادار رامورد بررسی قرارداده اند ( نمازی, ۱۳۸۳) .
سرمایه گذاری به منظور حداکثرکردن منافع خودنیازمند پیش بینی بازده سهام درآینده وانتخاب پرتفوی مناسب است براساس مدلی که توسط شارپ وفیشر ودیگرمحققین ارائه شده یکی ازعوامل مهم که باعث تغییرات دربازده سهام می شود وباتنوع بخشی پرتفوی کاهش نمی یابد،ریسک سیستماتیک خواهدبود . بنابراین پیش بینی ریسک سیستماتیک درپیش بینی بازده سهام وحداکثرکردن منافع سهامداران، دارای نقش مهمی است ، ریسک سیستماتیک ازتأثیرمجموعه ای ازعوامل اقتصادی نظیرعرضه پول ، تورم ، خط مشی صنعت وغیره ناشی می شود وبرتمام شرکتهای فعال دربازار اثرمی گذارد . بنابراین ، به منظور پیش بینی ریسک سیستماتیک یک روش این خواهدبود که این عوامل اقتصادی را پیش بینی وارتباط آن راباریسک سیستماتیک تعیین نمود.
راه کاردیگر ، استفاده ازاطلاعات مالی (حسابداری ) دراین زمینه است . زیرا همان گونه که دربیان مسئله به آن اشاره شد یک هدف عمده گزارشگری مالی ، کمک به پیش بینی ریسک ، ازجمله ریسک سیستماتیک است . زیراهمان گونه که دربیان مسئله به آن اشاره شد یک هدف عمده گزارشگری مالی ، کمک به پیش بینی ریسک ، ازجمله ریسک سیستماتیک است . بنابراین ، اگربتوان ادعای مذکور را اثبات نمود ، به طریقه راحتتروساده تر می توان به بکارگیری ارقام حسابداری ، به ویژه ارقام سود ودرجه اهرم ها ، ریسک سیستماتیک راپیش بینی نمود .

ازطرف دیگر ، چنانچه بتوان ازسودحسابداری ودرجه اهرم ها برای پیش بینی ریسک سیتماتیک پیش بینی نمود ، ثابت می شود که اطلاعات حسابداری دارای باراطلاعاتی بوده وبرای تصمیم گیری سودمند است . همچنین براساس میزان ارتباط واثرگذاری هریک ازاین دومتغییر برریسک سیستماتیک می توان تعیین نمود که کدام یک نسبت به دیگری دارای محتوای اطلاعاتی بیشتری بوده وبایستی درزمینه تصمیم گیری ، بیشترمورد توجه قرارگیرد .

به منظور پيش بيني بازده ياقيمت اوراق بهادار، سرمايه گذاربه يك مدل پيش بيني مناسب نيازمنداست . ازديدگاه علم اقتصادومباني نظري مربوطه ، مدل پيش بيني بازده اوراق بهادار ازجمله سهام ،بايستي توانايي تعيين ارزش فعلي جريانهاي نقدي آتي راداشته باشد .بنابراين ، پيش بيني جريانهاي نقدي آتي اوراق بهاداردربازاربورس ازاهميت خاصي برخوردارخواهدبود. همچنين پيش بيني جريان هاي نقدي آتي درحوزه حسابداري نيزازاهميت خاصي برخورداراست وبراين اساس مدلهایي ارائه شده كه بااستفاده ازسود واجزاي آن بتوان جريان هاي نقدي آتي راپيش بيني نمود. برهمين اساس برسودحسابداري تاكيد فراوان شده وبسيارموردتوجه محققين به خصوص ،درحوزه حسابداري قرارگرفته است .

ریسک حاضر، صورت وظاهرواحدهای اقتصادی واقتصادجهانی وسراسری رانشان می دهد . یک مؤسسه بازرگانی موفق فقط روی سود متمرکز نمی باشد ، بلکه به مدیریت ریسک صحیح نیز توجه دارد ، ریسک وبازده باهم حرکت می کنند وبه حداکثررساندن بازده به وسیله ریسک ضروری می باشد . اهرم ها به کاربرد منابع ووجوهی که برای شرکت هزینه ایجاد می کند اشاره دارد . هرچه اهرم مورد استفاده یامیزان بدهی ها ، سهام ممتازی که برای شرکت هزینه ثابت ایجاد می کند بیشتر باشد ریسک مالی بیشتر می شود . ریسک ناشی ازاهرم معمولا درکنترل مدیریت است . نتایج تحلیلی اظهارمی کند که عامل تعیین کننده ریسک سیستماتیک شامل : درآمدها ، رشد فروش ، ارزش دفتری ، سود سهام ، درجه اهرم

عملیاتی (DOL ) ، درجه اهرم مالی ( DFL ) ، بازده بازار وریسک بی خطر می باشد . ماندرکر و رهی درتحقیقی بیان کرده است که DOL,DFL به طور مثبت ومستقیم یک قسمت بزرگی از تغیرات ریسک سیستماتیک راتوضیح می دهد . همچنین هافمن بیان کرده است که ریسک سیستماتیک رابطه مستقیم با DFL ورابطه معکوس با DOL دا رد . لذا دراین تحقیق به بررسی رابطه سود حسابداری و درجه اهرم عملیاتی ، مالی وکل پرداخته می شود تابتوان مدلی مفید برای تصمیم گیری سرمایه گذاران معرفی کرد . طبق مدل قيمت گذاري دارايي سرمايه اي فرض مي شود ، يكي ازعوامل مهم كه باعث نوسان دربازده مي شود ريسك سيستماتيك است . قالیباف اصل درتحقیقی باعنوان «بررسی تاثیرساختارسرمایه برروی ریسک سیستماتیک » رابطه بین اهرم مالی وریسک سیستماتیک رامورد بررسی قرارداد. نتایج حاصل ازاین تحقیق بیانگرآن بود که اهرم مالی برریسک سیستماتیک تاثیرمستقیم داردیعنی بامیزان افزایش اهرم مالی (بدهی) ، ریسک سیستماتیک شرکت نیز دربازار افزایش می یابد ( قالیباف اصل ، ۱۳۷۳) .
احمدپورونمازی درتحقیقی باعنوان « تاثیراهرم عملیاتی , مالی واندازه شرکت روی ریسک سیستماتیک » میزان تاثیر اهرم عملیاتی , مال

ی واندازه شرکت راروی ریسک سیستماتیک شرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران موردبررسی قراردادند . نتایج تحقیق حاکی از آن بود که اهرم مالی برریسک سیستماتیک تاثیر مستقیم دارد ، یعنی بامیزان افزایش بدهی شرکتها ، ریسک سیستماتیک نیزافزایش می یابد ولی اهرم عملیاتی برمقدارریسک سیستماتیک اثرندارد . ازطرف دیگر ، اندازه شرکت برریسک سیستماتیک دارای تاثیرمعکوس است یعنی هرچه میزان دارایی های شرکت افزایش یابد , ریسک سیستماتیک شرکت کاهش می یابد ( احمدپور،نمازی ،۱۳۷۷ ).

نمازي وخواجوي درمقاله خودسودمندي متغيرهاي حسابداري درپيش بيني ريسك سيستماتيك شركتهاي پذيرفته شده دربورس اوراق بهادارتهران رامورد بررسي قرارداده اند كه نتايج حاصل ازآن بيانگر اين بوده است كه بين متغييرهاي حسابداري وريسك رابطه وجودداردواين متغيرها درپيش بيني ريسك سيستماتيك سودمندمي باشند. مهمترين كاربردنتايج اين تحقيق درارزيابي شركتهاي خارج ازبورس وشركتهاي جديدالورود به بورس اوراق بهاداراست. برپايه نتايج حاصل مي توان براي تعيين نرخ بازده موردانتظار (نرخ‌تنزيل ) ازالگوي بدست آمده استفاده كرد . به اين ترتيب كه ابتداشاخص ريسك سيستماتيك شركت مورد نظر براساس ضرايب مدل ومقدار متغيرمربوط به شركت مشخص شدوشاخص ريسك سيستماتيك به دست آيد ، پس ازآن مقدارشاخص ريسك سيستماتيك همراه سايرمتغيرهاي موردنياز درالگوي قيمت گذاري دارايي سرمايه اي قرارداده شود ونرخ بازده موردانتظار به دست آيد ،تامبنايي براي ارزشيابي قيمت سهام شركت قرارگيرد ( نمازی ، خواجوی ، ۱۳۸۳).

احمداحمدپور ورضا غلامي جمكراني درمقاله اي ، رابطه اطلاعات حسابداري وريسك بازاررادرشركتهاي پذيرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران بررسي كرده است ونتايج اين تحقيق نشان مي دهد كه تعدادي ازمتغييرهاي مستقل شامل نسبت بدهي به حقوق صاحبان سهام ، نسبت دارايي جاري به بدهي جاري وجمع دارايي ها كه شاخص هايي براي ارزيابي ريسك شركتها هستند ، بي ارتباط باريسك بازار شركتها بوده اند . به بيان ديگر اطلاعات تاريخي حسابداري به طور كامل درقيمت وريسك اوراق بهادار انعكاس نيافته است بنابراين مي توان به نتايج تحقيقات قبلي كه درآن كارايي بازار درسطح ضعيف نفي شده ،صحه گذاشت (احمدپور،غلامی ،۱۳۸۴ ، ۱۹).
ملایی درتحقیقی تحت عنوان«رابطه بین سودحسابداری وجریان وجوه نقد عملیاتی باریسک سیستماتیک دربورس اوراق به

 

ادار تهران » به بررسی رابطه بین سودحسابداری وجریان وجوه نقد عملیاتی باریسک سیستماتیک پرداخته ومیزان وتوانایی این دومتغیر رادرپیش بینی ریسک سیستماتیک باهم مقایسه کرده است وبه این نتیجه رسیده است که متغیرهای حسابداری ازجمله سودحسابداری وجریان وجوه نقد عملیاتی باریسک سیستمایک رابطه مثبت داردو همچنین توانایی سودحسابداری نسبت به جریان وجوه نقد عملیاتی درپیش بینی ریسک سیستماتیک قوی تر می باشد (ملایی ، ۱۳۸۶).
غلامعلی قربانی درپایان نامه خود به بررسی رابطه درجه اهرم مالی با ریسک سیستماتیک پرداخته است که درنهایت به این نتیجه رسیده است که باافزایش اهرم مالی ریسک سیستماتیک نیز افزایش می یابد ورابطه مستقیم بین آنها وجود دارد(قربانی ،۱۳۷۸، ۲).

بومن درمقاله ای «ارتباط تئوریک بین ریسک نظام مند ومتغیرهای مالی (حسابداری ) »را مورد بررسي قرار داد . متغیرهاي مالي(حسابداري )مورد استفاده بومن، اهرم شركت، بتاي حسابداري، تغييرات سود ، رشد، اندازه شركت و سياست ها ي تقسيم سود بوده است . وي در تحقيق خود نشان داد كه بين ريسك نظام مند با اهرم شركت و بتاي حسابداري، به صورت تئوريك ارتباط وجود دارد و متغيرهاي تغييرات سود، رشد، اندازه شركت و تقسيم سود نمی تواند با ريسك نظام مندارتباط داشته باشند. او متغير رشد را به دوصورت تعريف كرد:
اول، رشد به معناي سرمايه گذاري در پروژه هايي كه بازده مورد انتظار آن بيشتر ازبازده جاري شركت است. دوم، رشد بعنوان فرصت هايي براي سرمايه گذاري در پروژه هايي كه منجر به بازده اضافي مي شود. و با استفاده از اين تعاريف ، عدم ارتباط بين متغير رشد و ريسك نظام مند را بيان نمود (بومن ، ۱۹۷۹، ۶۱۸).

بريمبل در تحقيقي ، نقش اطلاعات حسابداري را در برآورد ريسك نظاممند مورد بررسي قرارداد . متغيرهاي حسابداري مورد بررسي در تحقيق وي شامل بتاي حسابداري ، تغييرات سود ، رشد ، اندازه ، نسبت پرداخت سود ، نسبت جاري ، اهرم مالي، نسبت پوشش بهره و اهرم عملياتي بوده است كه از اطلاعات۱۲۳ شركت در طي دوره زمانی ۱۹۹۱- ۲۰۰۰ استفاده نمود . نتايج بدست آمده تحقيق مؤيد آن بود كه متغيرهاي حسابداري فوق بيش از ۵۷ درصد تغييرات ريسك نظاممند را تبيين مي كنند (بریمبل ،۲۰۰۳، ۵۲۶).

هورتن وهوريگان وفيشر دراين راستا تلاش نموده اند تابااستفاده از اطلاعات حسابداري هريك ازريسكهاي ناتواني پرداخت ،قابليت فروش ، قدرت خريد ،نرخ بهره راپيش بيني نموده وبرآن اساس اوراق قرضه رارتبه بندي نمايند .

همچنين روبرت وچی چنگ چیو درمقاله مبني بر رابطه بين ريسک سيستماتيک ومتغيرهاي حسابداري برمبناي نتايج تحليلي اظهارمي کند که عامل تعيين کننده ريسک سيستماتيک شامل سود حسابداري ، رشد فروش ، ارزش دفتري ، سودسهام،درجه اهرم عملیاتی (DOL) ، درجه اهرم مالی (DFL) ، بازده بازاروریسک بی خطر مي باشد و۳نتیجه کلی درمورد ریسک سیستماتیک ومتغیرهای حسابداری راارائه داده است نتیجه اول : برای یک واحداقتصادی بامثبت بودن درآمدهای سال قبل ونرخ فروش سال جاری ، اگرتاثیرمرکب ارزش دفتری جاری ، سودسهام ودرآمدهای آن روی قیمت سهام مثبت باشد ، سپس DTL که از DFL و DOL نتیجه می شود یک تاثیر مثبت روی ریسک سیستماتیک دارد. نتیجه دوم : هنگامی که تاثیر ارزش دفتری ودرآمدهای ناشی از قیمت سهام ، مثبت باشد وتاثیر سود سهام برروی قیمت سهام مثبت (معکوس ) باشد ، سپس سود ، اثر مثبت (معکوس) روی ریسک سیستماتیک دارد .نتیجه سوم : برای یک واحداقتصادی بارشد فروش مثبت (معکوس)، DOL آن به طور مثبتی (معکوسی ) باDFL مربوط بوده تا سطحی ازریسک سیستماتیک ارائه نماید (چی چنگ چیو،روبرت ، ۲۰۰۷ ،۵۱۷).

 

۳٫ فرضیه های تحقیق
فرضیه های تحقیق به دوگروه فرضیه اصلی تقسیم می شود گروه اول درمورد رابطه بین سودحسابداری ودرجه اهرم ها باریسک سیستماتیک بحث می کند وگروه دوم درموردتوانایی هرکدام ازموارد سودحسابداری ، درجه اهرم ها باریسک سیستماتیک بحث می کند .
فرضیه اصلی اول
بين سودحسابداري یادرجه اهرم عملیاتی یا درجه اهرم مالی یادرجه اهرم کل باريسك سيستماتيك رابطه وجوددارد.
فرضیه فرعی اول :بین سودحسابداری وریسک سیستماتیک رابطه وجوددارد
فرضیه فرعی دوم : بین درجه اهرم عملیاتی وریسک سیستماتیک رابطه وجوددارد.
فرضیه فرعی سوم : بین درجه اهرم مالی وریسک سیستماتیک رابطه وجوددارد.

فرضیه فرعی چهارم : بین درجه اهرم کل وریسک سیستماتیک رابطه وجوددارد.

فرضیه اصلی دوم :
توانایی اطلاعات مربوط به سود حسابداری درپیش بین ریسک سیستماتیک بیشترازدرجه اهرم مالی ، درجه اهرم مالی بیشتراز درجه اهرم کل ودرجه اهرم کل بیشتر از درجه اهرم عملیاتی است .
فرضیه فرعی پنجم : توانایی اطلاعات مربوط به سودحسابداری درپیش بینی ریسک سیستماتیک نسبت به درجه اهرم عملیاتی بیشتر است .
فرضیه فرعی ششم : توانایی اطلاعات مربوط به سودحسابداری درپیش بینی ریسک سیستماتیک نسبت به درجه اهرم مالی بیشتر است .
فرضیه فرعی هفتم : توانایی اطلاعات مربوط به سودحسابداری درپیش بینی ریسک سیستماتیک نسبت به درجه اهرم کل بیشتر است .
فرضیه فرعی هشتم :توانایی اطلاعات مربوط به درجه اهرم کل درپیش بینی ریسک سیستماتیک نسبت به درجه اهرم عملیاتی بیشتر است .
فرضیه فرعی نهم :توانایی اطلاعات مربوط به درجه اهرم مالی درپیش بینی ریسک سیستماتیک نسبت به درجه اهرم عملیاتی بیشتر است .
فرضیه فرعی دهم :توانایی اطلاعات مربوط به درجه اهرم مالی درپیش بینی ریسک سیستماتیک نسبت به درجه اهرم کل بیشتر است .

۴٫ متغیرهای تحقیق
دراین تحقیق ریسک سیستماتیک که مبنایی برای تصمیم گیری سرمایه گذاران می باشد به عنوان متغیر وابسته وسودحسابداری ، درجه اهرم عملیاتی ، درجه اهرم مالی و درجه اهرم کل به عنوان متغیرهای مستقل می باشند .

۵٫ مدل تحلیلی وشیوه اندازه گیری متغیرهای تحقیق :
الف – متغیروابسته
CAPM بیان می کند که نرخ بازده موردانتظار شرکت مساوی با نرخ بی خطربازده به اضافه صرف ریسک که به صورت زیر نشان داده می شود

:نرخ بازده شركت i دردوره t
:نرخ بازدهی ریسک بی خطر دردوره t
i :بتاي بازار اوراق بهادار (ريسك سيستماتيك) شرکت i.
: نرخ بازده پرتفوي بازار دردوره t
: عوامل مزاحم
لازم به ذكراست كه براي اندازه گيري ريسك سيستماتيك ، ازاطلاعات مربوط به نرخ بازده اوراق بهادار وپرتفوي بازار موجود درسازمان بورس استفاده شده است . سازمان بورس براي اندازه گيري بازده واقعی اوراق بهادار ازفرمول زير استفاده مي كند .

: بازده شركت i دردوره زماني t
: قيمت هرسهم درپايان دوره زماني t
: قيمت هرسهم درپايان دوره زماني t-1 : سود تقسيمي متعلق به هرسهم دردوره t
: ارزش گواهينامه اختيارخريد سهم اعطا شده دردوره زماني t
: ارزش حق تقدم خريد سهام اعطايي دردوره زماني t

بتای حسابداری (ریسک سیستماتیک) با معادله روبرو محاسبه می شود

:نرخ بازده شركت i دردوره t
: نرخ بازده پرتفوي بازار دردوره t

بتای حسابداری از تقسیم کواریانس بر واریانس بدست می آید که کواریانس به بررسی ومقایسه تغییرات دوواریانس باهم می پردازد وواریانس پراکندگی رابررسی می کند که به صورت زیر محاسبه می شوند .

متغیرهای مستقل
بازده سود : ازطريق تقسيم سود عملياتي هرشركت دردوره زماني t برارزش بازار سهام همان شركت دراول همان دوره زماني محاسبه مي شود .

:بازده سود حسابداري دردوره زماني t
: سود عملياتي شركت i دردوره زماني t
: تعدادسهام عادي شركت i دردوره زماني t-1
: قيمت هرسهم شركت i دردوره زماني t-1

درجه اهرم عملیاتی : که ازطریق تناسب نسبی هزینه های ثابت ومتغیر وتعیین حاشیه سود قبل ازمالیات وبهره می باشد .

:درجه اهرم عملیاتی
: نرخ هزینه متغیر
: فروش خالص
: هزینه های ثابت
: درآمد قبل ازبهره ومالیات

درجه اهرم مالی : که ازتقسیم درآمد قبل ازکسر مالیات وبهره بر درآمد قبل از مالیات وبهره منهای هزینه های بهره محاسبه می شود.

: درآمد قبل ازکسر مالیات وبهره
: هزینه های بهره

درجه اهرم کل : که ازضرب درجه اهرم عملیاتی ومالی محاسبه می شود

۶٫ روش تحقیق
دراين تحقيق چون به دنبال حل يك مشكل ورفع يك مساله ودرجهت رفاه مي باشد ازديدگاه هدف ، تحقيقي كاربردي مي باشد ودرجهت تشخيص رابطه بين سود حسابداري وودرجه اهرم عملیاتی ، مالی وکل باريسك سيستماتيك مي باشد ومي تواندمتغيرهاي حسابداري رابه عنوان عامل مؤثري براي پيش بيني ريسك وبازده مدنظر قراردهد وازديدگاه ماهيت وروش ،ازنوع تحقيقات همبستگي محسوب مي شود كه باتوجه به جمع آوري ميداني داده ها وداده هاي تجربي ارتباط بين سود حسابداري ودرجه اهرم ها را باريسك سيستماتيك مورد ارزيابي وبررسي قرار مي گيرد .

۷٫ قلمرو تحقیق
قلمرو هرپژوهش در۳زمينه قلمرو موضوعي ، مكاني وزماني قابل بررسي است تا بتوان داده ها رادرچهارچوب این قلمروها جمع آوری وتجزیه وتحلیل نمود كه به اين شرح مي باشد .
قلمروموضوعي:اين پژوهش ازلحاظ قلمروموضوعي وعلمی درحوزه مدیریت سرمایه گذاری ودرمحدوده بازارسرمايه وبه
طوراخص ،درمحدوده اطلاعات مربوط به سود حسابداري ودرجه اهرم عملیاتی ،درجه اهرم مالی ودرجه اهرم کل وريسك سيستماتيك است كه به بررسي سودمندي اطلاعات حسابداري وفرآيند پيش بيني ريسك سيستماتيك مي پردازد.
قلمرومكاني:موضوع پژوهش ازلحاظ قلمرو مكاني درمحدوده شركتهاي سهامي عام واطلاعات مربوط به بازده سالانه شركت ها وصورت هاي سودوزيان سالانه شركتها دردوره زماني تعيين شده است.
قلمروزماني :اين تحقيق محدودبه دوره زماني ازابتدای سال ۱۳۷۶الي انتهای سال ۱۳۸۵ ميباشد .

۸٫روش های گردآوری اطلاعات
دراین تحقیق روش گردآوري اطلاعات مربوط به ادبيات تحقيق ، روش كتابخانه اي شامل كتب ومقالات مختلف ونشريات داخلي وخارجي مي باشد وروش هاي جمع آوري اطلاعات موردنياز دراين تحقيق ، براي آزمون فرضيه ها ، روش ميداني ونيزاستفاده ازداده هاي تجربي مي باشد .

۹٫ابزارگردآوری اطلاعات
ابزار گردآوري اطلاعات ، اسنادكاوي وبانكهاي اطلاعاتي وهمچنين مشاهده مي باشد وداده هاي مورد نياز شامل بازده،سودحسابداری ، هزینه های بهره وتعدادسهام وقیمت سهام شركت هاي نمونه آماري دراطلاعات مالي مندرج درصورتهاي مالي حسابرسي شده آنها خواهدبود كه این اطلاعات ازسوابق موجود درنرم افزار ره آورد نوين وهمچنين درمواردي ازآرشيوهاي الكترونيكي واينترنتي استخراج مي شود . همچنین از نرم افزارهای Excel و Spss جهت بهره برداری ونتیجه گیری ازداده ها استفاده شده است .
۱۰٫ جامعه ونمونه
جامعه آماري تحقيق ، شامل كليه شركت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مي باشد . علت انتخاب اين شركت ها به عنوان جامعه آماري، سهولت دسترسي به صورت هاي مالي حسابرسي شده آنها و هم چنين دسترسي به بازده سهام شركت ها در تاريخ هاي مختلف بوده است.
با توجه به دوره زماني تحقيق ده ساله (از ابتداي سال ۱۳۷۶تاپایان سال ۱۳۸۵)، شركت ها يي انتخاب گرديده اند كه حداقل در ابتداي سال ۱۳۷۶ به عضويت بورس اوراق بهادار تهران درآمده باشند و هم چنين دوره مالي آنها منتهي به ۲۹ اسفند ماه باشد.از طرفي وجود وقفه معاملاتي در سهام شرکت ها طي دوره مورد بررسي ، محاسبه ريسك سیستماتیک را دچار مشكل مي نمايد زيرا شاخص ريسك سیستماتیک بر اساس رگرسيون زماني بين بازده اوراق بها دار شركت و بازده بازار بدست مي آيد و وجود وقفه معاملاتي باعث مي شود كه بازده شركت را نتوان با دقت معقول اندازه گيري كرد . در نتيجه اجراي رگرسيون زماني نتايج معقولي ندارد. بنابراين شرکت هايي طي اين دوره انتخاب شده اندكه معامله بر روي سهام آن ها ، در يك دوره طولاني دچار وقفه نشده باشد . دوره وقفه در معامله سهام حداكثر ۶ ماه در نظر گرفته شده است. به دليل اين كه، مدت كمتر از ۶ ماه منجر به حذف تعداد زيادي از شركت ها مي شود وانتخاب دوره زماني بيشتراز ۶ ماه، محاسبه ريسك سیستماتیک را دچار مشكل مي نمايد.
از اين رو ، شركت هايي به عنوان نمونه انتخاب شده اند كه تمامي شرايط زير را داراباشند :
۱٫ حداقل در ابتداي سال ۱۳۷۶ به عضويت بورس اوراق بهادار تهران درآمده باشند.
۲٫ دوره مالي شركت ها، منتهي به تاريخ ۲۹ اسفند هر سال باشد.
۳٫ معامله بر روي سهام آ نها حداكثر در طي ۶ ماه دچار وقفه نشده باشد.
از آن رو کل شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، درسال۷۶تعداد ۲۹۴شرکت می باشد.که ازاین شرکتها درسال ۷۶ تعداد۲۱۷ شرکت سال مالی آنها منتهی به ۲۹ اسفند می باشد .
در ادامه از بین شرکت هایی که پایان سال مالی آن ها ۲۹ اسفند ماه بود، شرکت هایی که وقفه های معاملاتی بیش از ۶ ماه داشتند وهمچنین تا پایان سال۸۵ فعالیت نداشته انداز جامعه مطالعاتی تحقیق حذف شدند و در نهایت ۸۷ شرکت به عنوان جامعه مطالعاتی تحقیق انتخاب شد.

۱۱٫ تجزیه وتحلیل داده ها وآزمون فرضیه ها
دراین تحقیق روش های مورد نظر برای تجزیه وتحلیل اطلاعات و آزمون فرضیه ها به این شرح می باشد که :
برای محاسبه متغیرهای مستقل ووابسته ازنرم افزارExcel استفاده شده است .
به منظور آزمون فرضیه ها ازروش رگرسیون خطی وبرای معناداربودن همبستگی بین متغیرهای تحقیق از آزمون P-Value (sig) ازطریق نرم افزارSpss استفاده شده است .
معمولا برای شناخت بهترجامعه پژوهشی ودرجهت آشناشدن با متغیرهای پژوهش ، توصیف داده ها قبل ازتجزیه وتحلیل داده های آماری انجام می شود . همچنین توصیف آماری داده ها ، گامی درجهت تشخیص الگوی حاکم برآنها وپایه ای برای تبیین روابط بین متغیرهایی است که درپژوهش به کارمی رود .
این نگاره حاوی شاخص هایی برای توصیف متغیرهای تحقیق می باشد . این شاخصها شامل شاخص های مرکزی ، شاخص های پراکندگی وشاخص های شکل توزیع است .

نگاره شماره ۱ : شاخص های توصیف کننده متغیرها تحت ، شاخص های مرکزی ، شاخص های پراکندگی وشاخص های شکل توزیع

متغیر ها
شاخص ها ریسک (β) بازده حسابداری DOL DFL DTL
تعداد ۸۷۰ ۸۷۰ ۸۷۰ ۸۷۰ ۸۷۰
میانگین ۰٫۳۵۴۵۲۹۰ ۰٫۲۷۶۶۱۱۱ ۳٫۵۹۲۶۴۸۰ ۰٫۶۲۴۱۴۰۴ ۶٫۶۸۶۰۰۵۵
خطای معیار میانگین ۰٫۰۰۴۴۵ ۰٫۰۰۶۹۳ ۱٫۴۱۳۱۱۱۶ ۰٫۸۱۹۵۹۶۹ ۵٫۶۲۶۲۶۸۳
میانه ۰٫۱۹۶۴۹۵۳ ۰٫۲۴۸۹۱۰۰ ۰٫۹۶۰۵۷۷۸ ۱٫۰۹۸۰۷۶۵ ۱٫۰۹۴۱۳۶۶
مد -۷٫۳۳۷۷۳ ۰٫۲۳۳۳۴ ۰ ۱ ۰
انحراف معیار ۱٫۳۱۳۱۷ ۰٫۲۰۴۴۰۲۲ ۴۱٫۶۸۰۸۰ ۲۴٫۱۷۴۶۳ ۱۶۵٫۹۵۱۱
واریانس ۱٫۷۲۴۴۱۳۷ ۰٫۰۰۴۱۸ ۱۷۳۷٫۲۸۹ ۵۸۴٫۴۱۳۰ ۲۷۵۳۹٫۷۶
چولگی ۰٫۴۲۵ ۰٫۹۷۲ ۱۵٫۸۵۵ ۲۹٫۱۳۴- ۱۷٫۷۰۷
خطای استاندارد ضریب چولگی ۰٫۰۸۳ ۰٫۰۸۳ ۰٫۰۸۳ ۰٫۰۸۳ ۰٫۰۸۳
کشیدگی ۴٫۵۹۵ ۴٫۰۲۲ ۲۹۳٫۴۵۸ ۸۵۵٫۹۵۵ ۴۷۳٫۰۳۳
خطای استاندارد ضریب کشیدگی ۰٫۱۶۶ ۰٫۱۶۶ ۰٫۱۶۶ ۰٫۱۶۶ ۰٫۱۶۶
دامنه تغییرات ۱۴٫۱۷۳۶۴ ۲٫۱۰۴۸ ۱۰۱۷٫۷۰۱۸ ۷۳۸٫۹۲۵۷۷ ۵۵۲۶٫۳۷۴
پایین ترین ۷٫۳۳۷۷۳- ۰٫۷۴۲۵۶- ۱۳۲٫۰۴۲- ۷۰۸٫۷۲۲- ۱۳۴۶٫۹۵-
بالاترین ۶٫۸۳۵۹۱ ۱٫۳۶۲۲۴ ۸۸۵٫۶۵۹۸۰ ۳۰٫۲۰۳۷۷ ۴۱۷۹٫۴۲۴
جمع ۳۰۸٫۴۴۰۲۶ ۲۴۰٫۶۵۱۷۰ ۳۱۲۵٫۶۰۴ ۵۴۳٫۰۰۲۱۴ ۵۸۱۶٫۸۲۵

باتوجه به نگاره فوق می توان کلیه متغیرها راباتوجه به شاخص های مربوط ازنظرگاه آماری مورد بررسی قرارداد . به عنوان مثال نگاره۱ نشان می دهددرمتغیربازده حسابداری واریانس ۰٫۰۰۴۱۸ می باشد وهمچنین حداقل وحداکثرداده ها وفاصله بین آنها وتوصیفات دیگررابرای تمام متغیرها ارائه می دهد .
باتوجه به خروجی های نرم افزار spss ، جداول زیر ، وباتوجه به sig کمتر از ده درصد یا بیشترازده درصد وجودهمبستگی بین متغیرها تاییدیا رد می شود. همچنین ضریب همبستگی محاسبه شده درتعیین همبستگی بین متغیرها ورتبه بندی ازدیدگاه توانایی در پیش بینی ریسک سیستماتیک مؤثر می باشد .
نگاره شماره ۲ خلاصه نتایج آزمون فرضیه ها باتوجه به اطلاعات استخراج شده ازنرم افزار Spss را ارائه می نماید ونتیجه هرفرضیه رابه صورت جداگانه ارائه می نماید .

نگاره شماره (۲) : خلاصه یافته های حاصل از آزمون فرضیه ها
مولفه های آماری

خلاصه فرضیه ضریب همبستگی پیرسون ضریب تعیین ضریب تعیین تعدیل شده آماره F آماره t سطح خطا سطح معنی داری نتیجه آزمون
رابطه بین سودحسابداری وریسک سیستماتیک ۰٫۲۴۰ ۰٫۰۵۸ ۰٫۰۵۶ ۳۲٫۸۳۶ ۵٫۷۳۰ ۰٫۰۰ ۱۰% تایید فرضیه
رابطه بین درجه اهرم عملیاتی وریسک سیستماتیک ۰٫۰۲۸ ۰٫۰۰۱ ۰٫۰۰۲- ۰٫۳۱۲ ۰٫۵۵۸ ۰٫۵۷۷ ۱۰% رد فرضیه
رابطه بین درجه اهرم مالی وریسک سیستماتیک ۰٫۰۸۳ ۰٫۰۰۷ ۰٫۰۰۵ ۳٫۷۵۸ ۱٫۹۳۰- ۰٫۰۵۳ ۱۰% تایید فرضیه
رابطه بین درجه اهرم کل وریسک سیستماتیک ۰٫۰۳۱ ۰٫۰۰۱ ۰٫۰۰۱- ۰٫۳۹۱ ۰٫۶۲۵- ۰٫۵۳۲ ۱۰% رد فرضیه
ضریب همبستگی سودحسابداری باریسک سیستماتیک بیشترازدرجه اهرم مالی ،درجه اهرم مالی بیشترازدرجه اهرم کل ودرجه اهرم کل بیشتر ازدرجه اهرم عملیاتی ازمقایسه چهار sig وضریب همبستگی به شرح ذیل ونتیجه گیری
سودSig < sigDfl < sigDtl < sigDol
Rسود > RDfl > RDtl > RDol تایید فرضیه

۱۲٫ نتایج تحقیق
نتیجه فرضیه فرعی اول : باتوجه به اینکه فرضیه فرعی اول پذیرفته شده است می توان نتیجه گرفت که بین سودحسابداری وریسک سیستماتیک رابطه مثبت وجوددارد.
نتیجه فرضیه فرعی دوم : باتوجه به ردفرضیه فرعی دوم این نتیجه اسنتباط می شود که

بین درجه اهرم عملیاتی وریسک سیستماتیک رابطه وجودندارد.
نتیجه فرضیه فرعی سوم : باتوجه به پذیرش فرضیه فرعی سوم می توان نتیجه گیری کرد که بین درجه اهرم مالی وریسک سیستماتیک رابطه وجوددارد .
نتیجه فرضیه فرعی چهارم : باتوجه به ردفرضیه فرعی چهارم می توان نتیجه گرفت
که بین درجه اهرم کل وریسک سیستماتیک رابطه وجودندارد .
نتیجه فرضیه اصلی اول : باتوجه به پذیرش فرضیه اصلی اول ونتیجه چهار فرضیه فرعی اول این نتیجه استخراج می شود که بین سودحسابداری یا درجه اهرم عملیاتی یادرجه اهرم مالی یادرجه اهرم کل باریسک سیستماتیک رابطه وجوددارد.
نتیجه فرضیه فرعی پنجم : باتوجه به پذیرش فرضیه فرعی پنجم می توان نتیجه گرفت که توانایی اطلاعات مربوط به سودحسابداری درپیش بینی ریسک سیستماتیک نسبت به درجه اهرم عملیاتی بیشتراست .
نتیجه فرضیه فرعی ششم : باتوجه به قبول فرضیه فرعی ششم می توان نتیجه گرفت که توانایی اطلاعات مربوط به سودحسابداری درپیش بینی ریسک سیستماتیک نسبت به درجه اهرم مالی بیشتر است .
نتیجه فرضیه فرعی هفتم : باتوجه به قبول فرضیه فرعی هفتم می باشد .می توان نتیجه گرفت که توانایی اطلاعات مربوط به سودحسابداری درپیش بینی ریسک سیستماتیک نسبت به درجه اهرم کل (مرکب ) بیشتر است .
نتیجه فرضیه فرعی هشتم : باتوجه به قبول فرضیه فرعی هشتم می توان نتیجه گرفت که توانایی اطلاعات مربوط به درجه اهرم کل (مرکب) درپیش بینی ریسک سیستماتیک نسبت به درجه اهرم عملیاتی بیشتر است .
نتیجه فرضیه فرعی نهم : باتوجه به قبول فرضیه فرعی نهم می توان نتیجه گرفت که توانایی اطلاعات مربوط به درجه اهرم مالی درپیش بینی ریسک سیستماتیک نسبت به درجه اهرم عملیاتی بیشتر است .
نتیجه فرضیه فرعی دهم : باتوجه به قبول فرضیه فرعی دهم می توان نتیجه گرفت که توانایی اطلاعات مربوط به درجه اهرم مالی درپیش بینی ریسک سیستماتیک نسبت به درجه اهرم کل (مرکب) بیشتر است .
نتیجه فرضیه اصلی دوم :باتوجه به قبول فرضیه اصلی دوم وهمچنین شش فرضیه فرعی آخرمی توان نتیجه گرفت که توانایی اطلاعات مربوط به سودحسابداری درپیش بینی ریسک سیستماتیک بیشترازدرجه اهرم مالی ، درجه اهرم مالی بیشترازدرجه اهرم کل ، ودرجه اهرم کل بیشترازدرجه اهرم عملیاتی می باشد.
۱۳٫ نتیجه گیری کلی تحقیق
بعدازآزمون تک تک فرضیه ها و نتیجه گیری درمورد آنها نوبت به نتیجه گیری کلی می رسد . محقق دراین تحقیق به این نتیجه کلی رسیده است که بین متغیرهای حسابداری شامل سودحسابداری ، درجه اهرم عملیاتی ، درجه اهرم مالی ودرجه اهرم کل ، فقط سودحسابداری ودرجه اهرم مالی درسطح اطمینان مطرح شده درتحقیق ، رابطه مستقیم باریسک سیستماتیک دارد وبقیه متغیرهای مطرح شده دراین تحقیق همبستگی بسیار کمی با ریسک سیستماتیک دارند که درسطح اطمینان ۹۰% جزء متغیرهای تاثیرگذاربرریسک سیستماتیک به شمارنمی آیند . نتیجه کلی دیگری که می توان ازنتایج این تحقیق استنباط کرد میزان توانایی تاثیرگذاری متغیرهای مذکوربرریسک سیستماتیک می باشد که میزان توانایی تاثیرگذاری آنها برریسک به ترتیب سودحسابداری ، درجه اهرم مالی ، درجه اهرم کل ودرجه اهرم عملیاتی می باشد . نکته قابل ذکر این است که هرچند دو متغیرمستقل درجه اهرم کل ودرجه اهرم عملیاتی درسطح اطمینان ۹۰% همبستگی معنی داری با متغیروابسته ندارند وتاثیرآنها برمتغیروابسته ، کم می باشد ولی محقق دراین تحقیق ، بازکلیه متغیرهای مورد بحث دراین تحقیق را باوجودمقدارتاثیرگذاری کم رتبه بندی کرده است . ورتبه آنها رادرپیش بینی ریسک سیستماتیک مشخص کرده است .
۱۴٫ پیشنهادهایی مبتنی بریافته های تحقیق
باتوجه به نتایج بدست آمده این تحقیق وآزمون فرضیه ها ، می توان پیشنهاداتی به شرح زیرارائه داد .
باتوجه به نتیجه فرضیه اصلی اول که به رابطه مستقیم بین ریسک سیستماتیک بادرجه اهرم مالی وسود حسابداری منتج شد ، می توان به سرمایه گذاران ومدیران مالی که به دنبال سرمایه گذاری دربورس اوراق بهادار هستند ، این مدل راپیشنهادکرد که می توانند از سودحسابداری ودرجه اهرم مالی هرشرکت به ریسک سیستماتیک ودرنتیجه دلیل موجه برای سرمایه گذاری یاعدم سرمایه گذاری دریک شرکت برسند .
باتوجه به نتیجه فرضیه اصلی دوم که توانایی باراطلاعاتی هریک ازمتغیرهای مستقل برریسک سیستماتیک رابررسی کرده ، وبه این نتیجه منتج شده است که توانایی باراطلاعاتی سودحسابداری بیشترازدرجه اهرم مالی ، درجه اهرم مالی بیشتراز درجه اهرم کل ودرجه اهرم کل بیشتراز درجه اهرم عملیاتی می باشد ، پیشنهاد می شود برای انتخاب سرمایه گذاری بین شرکتها، ابتدا به سود حسابداری شرکتها توجه شود ،سپس ازمیان شرکت های که سود حسابداری نسبتا یکسانی دارند ، به ترتیب به آیتم های درجه اهرم مالی ، درجه اهرم کل ، درجه اهرم عملیاتی جهت ارزیابی ریسک سیستماتیک توجه شود .
۱۵٫پیشنهادهایی برای تحقیق های آتی
– پیشنهادمی شود که محققین ، متغیر، اندازه شرکت رابه عنوان متغیرکنترلی به این تحقیق اضافه نموده ودرآن صورت موضوع رامورد بررسی قراردهند ،ومقایسه آن بانتیجه این تحقیق صورت گیرد .
– پیشنهاد می شود که محققین ، ازروش بتای تعدیلی جهت اندازه گیری ریسک سیستماتیک استفاده کنند ، ومقایسه آن بانتیجه این تحقیق صورت گیرد .
– پیشنهاد می شود DPS و EPS رانیزبرتاثیرگذاری برریسک سیستماتیک دخالت داده وارزیابی کنند که نتایج حاصل ازآن درمقایسه بانتایج این تحقیق ،درتصمیم گیری استفاده کنندگان دخالت دارد یاخیر.
– پیشنهاد می شود این تحقیق دربازه زمانی ۸۰تا۸۷ به صورت سه ماهه مورد بررسی قرارگرفته ومقایسه آن با نتایج تحقیق حاضرصورت گیرد .
۱۶٫ منابع
۱٫اسلامی بیدگلی ، غ .، هیبتی ، ف . ، ۱۳۷۵ ، مدیریت پرتفوی بااستفاده ازمدل شاخص ، تحقیقات مالی ، دانشکده علوم اداری ومدیریت بازرگانی دانشگاه تهران ، ص ص ۲۵-۶ .
۲٫ احمدپور، ا. ، غلامی جمکرانی ، ر. ، ۱۳۸۴ ، بررسی رابطه اطلاعات حسابداری وریسک بازار ، مجله علوم اجتماعی وانسانی دانشگاه شیراز ، دوره بیست ودوم ، شماره دوم .
۳٫ نمازی ، م . ، خواجوی ، ش . ، ۱۳۸۳ ، سودمندی متغیرهای حسابداری درپیش بینی ریسک سیستماتیک شرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران ، بررسی های حسابداری وحسابرسی ، شماره ۳۸، ص ص ۱۱۹-۹۳ .
۴٫ قالیباف اصل ، ح . ، ۱۳۷۳ ، بررسی تاثیر ساختارسرمایه برروی ریسک سیستماتیک ، پایان نامه کارشناسی ارشد ، تهران ، دانشکده علوم اداری ومدیریت بازرگانی دانشگاه تهران .
۵٫ احمدپور گاسگری ، ا . ، نمازی ، م . ، ۱۳۷۷،تاثیراهرم عملیاتی ، مالی واندازه شرکت روی ریسک سیستماتیک ، مدرس ، دوره دوم ، شماره ۶ ،ص ص ۱۰۱- ۷۴ .
۶٫ ملایی ، م . ، ۱۳۸۶ ، رابطه بین سودحسابداری وجریان وجوه نقد عملیاتی باریسک سیستماتیک دربورس اوراق بهادار تهران ، پایان نامه کارشناسی ارشد ، دانشگاه اصفهان .
۷٫ قربانی ، غ . ، ۱۳۷۸، بررسی رابطه بین ریسک کل وریسک سیستماتیک سهام عادی .اهرم مالی شرکتهای پذیرفته دربورس اوراق بهادار تهران ، پایان نامه کارشناسی ارشد ، دانشکده علوم اداری شهیدبهشتی تهران .
۸٫ Bowman,R.G.,1979,The theoretical relationship between systematic risk and financial (accounting) variable, Journal of Finance, pp. 617-630.
9. Brimble ,A., 2003 , The revelance of accounting information for valuation stocks , Journal of finance , Vol.30,pp.525-531.
10. Chei-chang chiou,Robert, k .u.,2007,on the relation of systematic risk and accounting variables, department of accounting,university of Taiwan