بررسی رابطه بین عملکرد وتقسیم سود نقدی در بازار سرمایه ایران

چكيده: ۱
مقدمه: ۲
فصل اول: كليات تحقیق
۱-۱ مقدمه ۴

۲-۱ تاریخچه مطالعاتی ۵
۳-۱ بیان مسئله ۷
۴-۱ چارچوب نظری ۸
۵-۱ فرضیه های تحقیق ۱۱

 

۶-۱ اهمیت و ضرورت تحقیق ۱۲
۷-۱ اهداف تحقیق ۱۲
۸-۱ حدود مطالعاتی ۱۳
۱-۸-۱ قلمرو مکانی تحقیق ۱۳
۲-۸-۱ قلمرو زمانی تحقیق ۱۳
۳-۸-۱ قلمرو موضوعی تحقیق ۱۴
۹-۱ تعریف واژه ها و اصطلاحات تحقیق ۱۴
فصل دوم: مروری بر ادبيات تحقيق
۱-۲ مقدمه ۱۷
۲-۲ مفهوم سود ۱۸
۳-۲ مکاتب موجود در مورد سود حسابداری ۱۸
۴-۲ نقاط قوت سود حسابداری ۱۹
۵-۲ نقاط ضعف سود حسابداری ۲۰
۶-۲ اهداف گزارشگری سود خالص ۲۱
۷-۲ کاربردهای سود ۲۱
۸-۲ سود سهام ۲۳
۹-۲ میزان سود تقسیمی ۲۳

۱-۹-۲ سود انباشته به عنوان یکی از منابع تأمین مالی ۲۴
۲-۹-۲ حفظ ساختار سرمایه ۲۴
۳-۹-۲ نیاز سهامداران ۲۵
۱۰-۲ محدودیت های توزیع سود سهام ۲۵
۱-۱۰-۲ محتوای اطلاعاتی سود تقسیمی ۲۵
۲-۱۰-۲ دسترسی شرکت به منابع پول و سرمایه ۲۵
۳-۱۰-۲ مالیات بر درآمد ۲۶
۴-۱۰-۲ محدویت های قراردادی ۲۶
۵-۱۰-۲ ملاحظات قانونی ۲۷
۶-۱۰-۲ سود آوری فرصت های سرمایه گذاری ۲۷
۷-۱۰-۲ نقدینگی ۲۷
۸-۱۰-۲ توانایی استقراض ۲۷
۹-۱۰-۲ باز پرداخت بدهی ۲۸
۱۰-۱۰-۲ کنترل ۲۸
۱۱-۱۰-۲ تورم ۲۸
۱۲-۱۰-۲ نوع شرکت ۲۹
۱۳-۱۰-۲ وضعیت درآمدی سهامداران ۲۹
۱۴-۱۰-۲ منابع و مصارف وجوه ۲۹
۱۵-۱۰-۲ نرخ رشد شرکت ۲۹
۱۶-۱۰-۲ هزینه های مربوط به انتشار سهام جدید ۳۰
۱۱-۲ چگونگی پرداخت سود ۳۰
۱-۱۱-۲ تقسیم سود نقدی ۳۱
۲-۱۱-۲ سود سهمی (سهام جایزه) ۳۱
۳-۱۱-۲ بازخرید سهام ۳۲
۴-۱۱-۲ سود سهام به صورت دارایی ۳۲
۵-۱۱-۲ سود سهام به صورت اوراق قرضه ۳۳
۶-۱۱-۲ تجزیه سهام ۳۳
۷-۱۱-۲معکوس تجزیه سهام ۳۴

۱۲-۲ سیاست های متداول تقسیم سود ۳۴
۱-۱۲-۲ اهداف سیاست تقسیم سود ۳۵
۲-۱۲-۲ اهمیت خط مشی تقسیم سود ۳۶
۳-۱۲-۲ جایگاه سیاست تقسیم سود در مدیریت مالی ۳۸
۱۳-۲ روش های تقسیم سود نقدی ۳۸
۱-۱۳-۲ تقسیم مبلغ ثابت و معین بین سهامداران ۳۸

۲-۱۳-۲ تقسیم درصد ثابتی از سود (تقسیم سود متغیر) ۳۹
۳-۱۳-۲ تقسیم سود ثابت به علاوه حاشیه متغیر ۳۹
۴-۱۳-۲ تقسیم سود مازاد ۳۹
۱۴-۲ جنبه های قانونی تقسیم سود در ایران ۴۰
۱۵-۲ نظریه های سیاست تقسیم سود ۴۰
۱-۱۵-۲ نظریه مربوط بودن سود سهام با قیمت سهام ۴۱
۲-۱۵-۲نظریه نامربوط بودن سود سهام با قیمت سهام ۴۱
۳-۱۵-۲ نظریه ترجیح مالیاتی ۴۲
۱۶-۲ شاخص های سنجش عملکرد ۴۳
۱۷-۲ ارزش افزوده اقتصادی ۴۴
۱-۱۷-۲ اهمیت ارزش افزوده اقتصادی ۴۴
۲-۱۷-۲ کاربرد EVA 45
3-17-2 مزایای EVA 46
4-17-2 معایب EVA 47
18-2 ارزش افزوده بازار ۴۸
۱-۱۸-۲ مزایای MVA 49
2-18-2 معایب MVA 49
19-2 جریان نقدی عملیاتی ۴۹
۱-۱۹-۲ اهمیت فوق العاده جریان های نقدی عملیاتی ۵۱
۲۰-۲ بازده حقوق صاحبان سهام ۵۲
۱-۲۰-۱ معایب ROE 52
21-2 بازده دارایی ها ۵۳
۱-۲۱-۲ موارد استفاده ROA 54
2-21-2 نقاط ضعف ROA 54
22-2 پیشینه تحقیق ۵۵
۱-۲۲-۲ تحقیقات خارجی ۵۵
۲-۲۲-۲ تحقیقات داخلی ۵۸

فصل سوم: روش‌ اجرای تحقیق
۱-۳ مقدمه ۶۳
۲-۳ روش تحقیق ۶۳
۳-۳ جامعه مطالعاتی ۶۴
۴-۳ فرضیه های تحقیق ۶۴

۶-۳ متغیرهای تحقیق ۶۶
۱-۶-۳ متغیرهای مستقل ۶۶
۱-۱-۶-۳ معیارهای نوین عملکرد با رویکرد اقتصادی ۶۶
۲-۱-۶-۳ معیارهای سنتی عملکرد با رویکرد حسابداری ۶۷
۲-۶-۳ متغیر وابسته ۶۸
۳-۶-۳ متغیرهای کنترلی ۶۹
۴-۶-۳ مدل اولیه تحقیق ۷۱
۷-۳ روش های جمع آوری اطلاعات ۷۱
۸-۳ روش تجزیه وتحلیل داده ها ۷۲
۱-۸-۳ تحلیل همبستگی پیرسون و رگرسیون ساده خطی ۷۲
فصل چهارم: تجزيه و تحليل داده‌ها
۱-۴ مقدمه‏ ۸۰
۲-۴ روش آزمون فرضیه هاي تحقيق ۸۰
۳- ۴ شاخص های توصیفی متغیرها ۸۱
۴-۴ بررسی فرض نرمال بودن متغیر ها ۸۴
۵-۴ خلاصه تجزیه و تحلیل ها به تفکیک هر فرضیه ۸۵
۱-۵-۴ تجزیه و تحلیل و آزمون فرضیه فرعی اول ۸۵
۲-۵-۴ تجزیه و تحلیل و آزمون فرضیه فرعی دوم ۸۸
۳-۵-۴ تجزیه و تحلیل و آزمون فرضیه اصلی اول ۹۱
۴-۵-۴ تجزیه و تحلیل و آزمون فرضیه فرعی سوم ۹۷
۵-۵-۴ تجزیه و تحلیل و آزمون فرضیه فرعی چهارم ۹۹
۶-۵-۴ تجزیه و تحلیل و آزمون فرضیه فرعی پنجم ۱۰۲
۷-۵-۴ تجزیه و تحلیل و آزمون فرضیه اصلی دوم ۱۰۴
۶-۴ خلاصه نتایج آزمون فرضیات ۱۱۱
۷-۴ مدل کلی تحقیق ۱۱۲
فصل پنجم: نتيجه‌گيري و پيشنهادات
۱-۵ مقدمه ۱۱۹
۲-۵ ارزیابی و تشریح نتایج آزمون فرضیه ها ۱۱۹
۱-۲-۵ نتیجه فرضیه اصلی اول ۱۱۹
۲-۲-۵ نتیجه فرضیه اصلی دوم ۱۲۰
۳-۵ نتیجه گیری کلی پژوهش ۱۲۲
۴-۵ پیشنهادات مبتنی بر یافته های فرضيات پژوهش ۱۲۳
۵-۵ پیشنهادهایی برای تحقیق های آتی ۱۲۳

۶-۵ محدودیت های تحقیق ۱۲۴
پیوست ها
پیوست الف ۱۲۶
پیوست ب ۱۲۹
منابع فارسي: ۱۳۲
منابع لاتین: ۱۳۵
منابع اینترنتی : ۱۳۷
چکیده انگلیسی: ۱۳۸

جدول (۱-۱): تحقیقات مرتبط با تقسیم سود نقدی ۵
جدول (۱-۲) تاریخچه مدل هایی که به منظور ایجاد ارزش به وجود آمده اند ۴۴
جدول (۲-۲) معادل های حقوق صاحبان سهام از دیدگاه استوارت ۴۵
جدول (۱-۴) شاخص های توصیف کننده متغیرهای وابسته و مستقل تحت شاخص های مرکزی، شاخص های پراکندگی و شاخص های شکل توزیع آماری ۸۲
جدول (۲-۴) شاخص های توصیف کننده متغیرهای کنترلی تحت شاخص های مرکزی، شاخص های پراکندگی و شاخص های شکل توزیع آماری ۸۳
جدول (۳-۴ ): آزمون کلمگروف اسمیرنف متغیر وابسته ۸۵
جدول(۴-۴): ضریب همبستگی پیرسون بین تقسیم سود نقدی و ارزش افزوده اقتصادی ۸۵
جدول (۵-۴): ضریب همبستگی ، ضریب تعیین و آزمون دوربین واتسون ۸۶
جدول (۶-۴): تحلیل واریانس رگرسیون ۸۷
جدول (۷-۴): ضرایب معادله رگرسیون ۸۸
جدول (۸-۴): ضریب همبستگی پیرسون بین تقسیم سود نقدی و ارزش افزوده بازار ۸۸
جدول (۹-۴): ضریب همبستگی ، ضریب تعیین و آزمون دوربین واتسون ۸۹
جدول (۱۰-۴): تحلیل واریانس رگرسیون ۸۹
جدول (۱۱-۴): ضرایب معادله رگرسیون ۹۰
جدول (۱۲-۴): ضریب همبستگی پیرسون بین تقسیم سود نقدی و شاخص های عملکرد با رویکرد اقتصادی ۹۱
جدول (۱۳-۴):ضریب همبستگی، ضریب تعیین و آزمون دوربین واتسون ۹۲
جدول (۱۴-۴): تحلیل واریانس رگرسیون ۹۲
جدول (۱۵-۴): ضرایب معادله رگرسیون ۹۳
جدول (۱۶-۴) : ضریب همبستگی پیرسون بین تقسیم سود نقدی و شاخص های عملکرد با رویکرد اقتصادی با حضور متغیرهای کنترلی ۹۴
جدول (۱۷-۴):ضریب همبستگی،ضریب تعیین و آزمون دوربین

واتسون ۹۴
جدول (۱۸-۴): تحلیل واریانس رگرسیون ۹۵
جدول (۱۹-۴): ضرایب معادله رگرسیون ۹۶
جدول (۲۰-۴): ضریب همبستگی پیرسون بین تقسیم سود نقدی و جریان نقدی عملیاتی ۹۷
جدول (۲۱-۴): ضریب همبستگی ، ضریب تعیین و آزمون دوربین واتسون ۹۸
جدول (۲۲-۴): تحلیل واریانس رگرسیون ۹۸
جدول (۲۳-۴): ضرایب معادله رگرسیون ۹۹

جدول (۲۴-۴): ضریب همبستگی پیرسون بین تقسیم سود نقدی و بازده حقوق صاحبان سهام ۱۰۰
جدول (۲۵-۴): ضریب همبستگی ، ضریب تعیین و آزمون دوربین واتسون ۱۰۰
جدول (۲۶-۴): تحلیل واریانس رگرسیون ۱۰۱
جدول (۲۷-۴): ضرایب معادله رگرسیون ۱۰۲
جدول (۲۸-۴) : ضریب همبستگی پیرسون بین تقسیم سود نقدی و ارزش افزوده اقتصادی ۱۰۲
جدول (۲۹-۴): ضریب همبستگی ، ضریب تعیین و آزمون دوربین واتس

ون ۱۰۳
جدول (۳۰-۴): تحلیل واریانس رگرسیون ۱۰۳
جدول (۳۱-۴): ضرایب معادله رگرسیون ۱۰۴
جدول (۳۲-۴): ضریب همبستگی پیرسون بین تقسیم سود نقدی و شاخص های عملکرد با رویکرد حسابداری ۱۰۵

جدول (۳۳-۴):ضریب همبستگی،ضریب تعیین و آزمون دوربین واتسون ۱۰۵
جدول (۳۴-۴): تحلیل واریانس رگرسیون ۱۰۶
جدول (۳۵-۴): ضرایب معادله رگرسیون ۱۰۷
جدول (۳۶-۴): ضریب همبستگی پیرسون بین تقسیم سود نقدی و شاخص های عملکرد با رویکرد حسابداری با حضور متغیرهای کنترلی ۱۰۸
جدول (۳۷-۴):ضریب همبستگی، ضریب تعیین و آزمون دوربین واتسون ۱۰۸
جدول (۳۸-۴) : تحلیل واریانس رگرسیون ۱۰۹
جدول (۳۹-۴): ضرایب معادله رگرسیون ۱۱۰
جدول (۴۰-۴) : خلاصه یافته های حاصل از آزمون فرضیات ۱۱۱
جدول (۴۱-۴) : ضریب همبستگی پیرسون بین تقسیم سود نقدی و عملکرد ۱۱۲
جدول (۴۲-۴): ضریب همبستگی ، ضریب تعیین و آزمون دوربین واتسون ۱۱۳
جدول (۴۳-۴): تحلیل واریانس رگرسیون ۱۱۳
جدول (۴۴-۴): ضرایب معادله رگرسیون ۱۱۴
جدول (۴۵-۴): ضریب همبستگی پیرسون بین تقسیم سود نقدی و شاخص های عملکرد با حضور متغیر های کنترلی ۱۱۵
جدول (۴۶-۴):ضریب همبستگی،ضریب تعیین و آزمون دوربین واتسون ۱۱۵
جدول (۴۷-۴): تحلیل واریانس رگرسیون ۱۱۶
جدول (۴۸-۴): ضرایب معادله رگرسیون ۱۱۷

نمودار (۱-۱) مدل مفهومی تحقیق ۱۰
نمودار (۱-۳) مدل مفهومی تحقیق ۶۵
نمودار (۲-۳) تعیین سطح زیر منحنی H0 , H1 76
نمودار (۱-۴): آزمون نرمال بودن خطاهای معادله رگرسیون ارزش افزوده اقتصادی و تقسیم سود نقدی ۸۷
نمودار (۲-۴): آزمون نرمال بودن خطاهای معادله رگرسیون ارزش افزوده بازار و تقسیم سود نقدی ۹۰
نمودار(۳-۴):آزمون نرمال بودن خطاهای معادله رگرسیون شاخص های اقتصادی و تقسیم سود نقدی ۹۳
نمودار (۴-۴):آزمون نرمال بودن خطاهای معادله رگرسیون شاخص

های اقتصادی و تقسیم سود نقدی باحضور متغیرهای کنترلی ۹۵
نمودار (۵-۴):آزمون نرمال بودن خطاهای معادله رگرسیون جریان نقدی عملیاتی و تقسیم سود نقدی ۹۹
نمودار (۶-۴): آزمون نرمال بودن خطاهای معادله رگرسیون بازده حقوق صاحبان سهام و تقسیم سود نقدی ۱۰۱
نمودار (۷-۴): آزمون نرمال بودن خطاهای معادله رگرسیون باز

ده دارایی ها و تقسیم سود نقدی ۱۰۴
نمودار (۸-۴):آزمون نرمال بودن خطاهای معادله رگرسیون شاخص های عملکرد حسابداری و تقسیم سود نقدی ۱۰۶
نمودار(۹-۴): آزمون نرمال بودن خطاهای معادله رگرسیون شاخص های عملکرد حسابداری و تقسیم سود نقدی با حضور متغیرهای کنترلی ۱۰۹
نمودار (۱۰-۴): آزمون نرمال بودن خطاهای معادله رگرسیون عملکرد و تقسیم سود نقدی ۱۱۴
نمودار (۱۱-۴): آزمون نرمال بودن خطاهای معادله رگرسیون عملکرد و تقسیم سود نقدی درحضور متغیرهای کنترلی ۱۱۶

چكيده:
تصمیم گیری، آنچه در آینده رخ خواهد داد را منعکس می کند. هدف از پیش بینی، کاهش ریسک در تصمیم گیری است و در تصمیم گیری برای سرمایه گذاری، پیش بینی بازده سهام (سود و افزایش قیمت سهام) نقش مهم و اساسی را بر عهده دارد. هدف از این تحقیق بررسی ارتباط بین تقسیم سود نقدی و عملکرد شرکت در بازار سرمایه ایران می باشد که دو دسته از شاخص های عملکرد با رویکرد اقتصادی و شاخص های با رویکرد حسابداری مورد مطالعه قرار می گیرند. دراین

تحقیق روش گردآوري اطلاعات، روش كتابخانه اي مي باشد. در راستای این هدف، تعداد۹۳ شرکت که اطلاعات مورد نیاز برای دوره ۶ ساله مورد مطالعه (۸۸-۸۳) در مورد آنها قابل دسترس بود انتخاب شدند. این تحقیق از دیدگاه روش و ماهیت از نوع تحقیقات همبستگی است و جهت آزمون فرضیات تحقیق از آزمون همبستگی و آزمون رگرسیون خطی استفاده شده است. نتایج

تحقیق حاکی از آن است که به طور کلی بین عملکرد و تقسیم سود نقدی ارتباط مثبت وجود دارد و شاخص های با رویکرد حسابداری ضریب همبستگی بالاتری نسبت به شاخص های با رویکرد اقتصادی با تقسیم سود نقدی در بازار سرمایه ایران دارند.


مقدمه:

یکی از اقلام حسابداری که در گزارش های مالی (صورت سود و زیان) تهیه و ارائه می شود، سود خالص است. محاسبه سود خالص یک بنگاه اقتصادی متأثر از روش ها و برآوردهای حسابداری است. در نتیجه احتمال دستکاری سود توسط مدیریت وجود دارد. امکان استفاده از روش های گوناگون حسابداری موجب شده است که سود واقعی شرکت ها با سود گزارش شده

در صورت های مالی تفاوت داشته باشد. سیاست تقسیم سود شرکت می تواند نشان دهنده واقعی بودن یا نبودن سود گزارش شده و ارائه منصفانه عملکرد عملیاتی واحد تجاری باشد در واقع مدیران زمانی تصمیم به پرداخت و یا افزایش سود های تقسیمی می گیرد که احساس کنند سود آن ها به طور قابل ملاحظه ای تحت تأثیر دستکاری روش حسابداری نیست و کاهش سودهای تقسیمی در آینده غیر محتمل می باشد.
ایجاد ارزش و افزایش ثروت سهامداران در بلندمدت ازجمله مهمترین اهداف شرکت ها بشمار می رود و افزایش ثروت تنها در نتیجه عملکرد مطلوب حاصل خواهد شد، درک روابط میان عملکرد و تقسیم سود نقدی در کشورهای توسعه نیافته و دارای ساختار بازارهای سنتی بسیار مهم می باشد. طبق مطالعات انجام شده در کشورهای در حال توسعه که رشد اقتصادی بالایی دارند. سود تقسیمی به مراتب کمتر از کشورهایی است که رشد اقتصادی کمتری دارند، لذا اهمیت موضوع تقسیم سود از دو بعد قابل بررسی است:
۱-از دیدگاه خرد: برای حداکثر سازی ثروت سهامداران
۲-از دیدگاه کلان: برای کارایی اقتصادی و تخصیص بهینه منابع در کشور
برای ارزیابی عملکرد مدیران و اندازه گیری ثروت سهامدارن تاکنون شاخص های گوناگونی مطرح شده اند که از جدیدترین این شاخص ها می توان به شاخص های با رویکرد اقتصادی مثل ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازار اشاره کرد، که در این پژوهش در کنار شاخص های سنتی با رویکرد حسابداری در نظر گرفته می شوند.
موضوع اصلی این پژوهش پیرامون بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازاربا عنوان شاخص های با رویکرد اقتصادی عملکرد و جریان نقدی عملیاتی، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام و نرخ بازده دارایی ها به عنوان شاخص های با رویکرد حسابداری عملکرد با میزان تقسیم سود نقدی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است.

فصل اول

كليات تحقیق

یکی از مباحث مطرح در مدیریت مالی، تقسیم سود است، که مدیریت هر واحد تجاری باید بررسی و تفکر در مورد آنها را به عنوان مهمترین وظیفه خود در نظر داشته باشد. چرا که اگر یک واحد تجاری در تحصیل سود و برنامه ریزی وجه نقد ناموفق بوده و قدرت باز پرداخت دیون و تعهدات در هنگام سررسید و توزیع سود سهام به موقع را نداشته باشد قطعاً قادر به نیل به اهداف مورد نظر نبوده و تداوم فعالیت آن زیر سؤال خواهد رفت و همچنین اخبار مربوط به تقسیم سود و تغییرات سود تقسیمی نسبت به سال های گذشته برای سهامداران اهمیت بسزایی دارد، بطوری که در این ارتباط تئوری ها و دیدگاه های زیادی مطرح شده است. تقسیم سود معمولاً به یکی از دو صورت سود نقدی و سود سهمی پرداخت می شود، سود نقدی معمولی ترین نوع انتقال بازده از طرف شرکت ها به سهامداران است، شرکت ها در توزیع سود نقدی خود بطور یکسالی عمل ننموده اند و در این راه سیاست های متفاوتی اتخاذ می نمایند و این سیاست ها می توانند متغییر باشند و دامنه ای از پرداخت حداقل سود نقدی مقرر در قانون تا پرداخت تمام عایدات شرکت وحتی بیشتر عایدات سالانه به عنوان سود نقدی را در بر بگیرند. درک و فهم عوامل مؤثر به سیاست های تقسیم سود علاوه بر حفظ منافع سرمایه گذاران باعث رشد شرکت و در نهایت افزایش امکان سود آوری و جلب رضایت سهامداران از سیاست های شرکت می شود. خلق ارزش و افزایش ثروت سهامداران در بلند مدت از مهمترین اهداف شرکت ها بشمار می رود، بنابراین افزایش ثروت سهامدارن تنها در نتیجه عملکرد مطلوب حاصل خواهد شد. برای ارزیابی عملکرد واحدهای تجاری و مدیران تاکنون معیارهای مختلفی ارائه شده است که معیارهای با رویکرد اقتص

ادی از جدیدترین معیارهای مطرح برای ارزیابی عملکرد می باشند. در این پژوهش تلاش شده است که معیارهای با رویکرد اقتصادی در کنار معیارهای سنتی با رویکرد حسابداری با عنوان شاخص های عملکرد بکار رود. در فصل اول پس از بیان مسئله به اهمیت و ضرورت تحقیق می پردازیم و سپس اهداف تحقیق را در قالب اهداف کلی و ویژه بیان می کیم. در ادامه به چارچوب نظری تحقیق که بنیان اصلی طرح سؤال و موضوع تحقیق بوده است می پردازیم.
همچنین در این فصل فرضیه های تحقیق و مدل تحلیلی آورده شده است. و برخی اصطلاحات کلیدی در پایان این فصل تعریف می شود.

۲-۱ تاریخچه مطالعاتی
جدول(۱-۱): تحقیقات مرتبط با تقسیم سود نقدی
سال محق یا محققان متغیرهای مورد مطالعه یافته های پژوهش
۱۹۶۵ لینتنر درآمد فعلی شرکت و سود تقسیمی سال قبل تقسیم سود تا حدی به درآمد فعلی شرکت و تا حدی نیز به سود تقسیمی سال گذشته بستگی دارد.
۱۹۹۶ کورمندی و زاروین تغیرات دائمی سود و سودهای موقتی در چارچوب سودهای دائمی ، جزء دائمی سود عامل غایب اثر گذار بر پرداخت سود است و ممکن است یکی از مهمترین عوامل موثر بر تقسیم سود باشد.
۱۹۹۷ سیفرت تغیرات سود تعدیل شده و تغیرات سود سهام پردا

ختی دقیقاً در زمان تغییرات سود سهام پرداختی تغییرات تعدیل شده با اهمیتی در سود وجود داشته است.
۲۰۰۱ بینر اهرم مالی، اندازه شرکت، فرصت سرمایه گذاری، سود تقسیمی سال قبل تقسیم سود نقدی رابطه منفی با اندازه شرکت وفرصتهای سرمایه گذاری

داردوبا تقسیم سود سال قبل رابطه مثبت دارد و اهرم مالی تنها در انتخاب سیاست تقسیم سود مهم می باشد.
۲۰۰۲ فرانک فوتر و وود انتظارات آتی مدیران و سودهای سال جاری و گذشته سیاست های تقسیم سود را به انتظارات آتی مدیران مربوط می دانند. براساس مدل های هموار سازی سود تقسیمی لینتر۱۹۵۶ و ماوبایباک ۱۹۶۸ میزان سود تقسیمی براساس سودهای جاری و گذشته تعیین می شود.
۲۰۰۲ کیوشی کیتو تغییرات استاندارد شده سود براساس کل داراییها نه فقط تغییرات جاری سود بلکه تغییرات سود یک سال قبل نیز اثر مثبت و قابل توجهی روی تغیرات سود سهام دارد.

۲۰۰۳ ادلیگان جریان وجه نقد و تغییرات سرمایه رابطه بین جریانات نقدی و تغییرات سود تقسیمی به سطح رشد و انتخاب ساختار سرمایه و اندازه شرکت و تغییرات سیاست های اقتصادی بستگی دارد.
۲۰۰۳ دشموخ جریانات نقدی ،
فرصتهای سرمایه گذاری ، نابرابری اطلاعات تقسیم سود با میزان نابرابری اطلاعات و رشد فرصت های سرمایه گذاری رابطه معکوس و با سطح جریانات نقدی رابطه مستقیم دارد.
۲۰۰۹ فوکادا واکنش بازار به اعلامیه پرداخت سود مدیران در زمانی که سود در اوج یا کمترین حد خود باشد تمایل به تغییرات سیاست تقسیم سود دارند.
۲۰۰۹ جین هوکیم و سوچیونگ قابلیت سودآوری، فرصتهای سرمایه گذاری، اندازه ، چرخه حیات ، پرداخت سود نقدی قبل تقسیم سود نقدی با قابلیت سود آوری و اندازه و چرخه حیات و پرداخت سود نقدی اسبق رابطه مثبت و معنادار دارد و با فرصت های سرمایه گذاری رابطه منفی و معنادار دارد.
۱۳۷۸ جعفر بشیری وضعیت نقدینگی در صنعت نساجی ارتباط معنا داری میان وضعیت نقدینگی و تقسیم سود شرکت ها وجود دارد.
۱۳۸۲ ناصر گورابی اقلام صورت گردش وجوه نقد رابطه معنادار بین تغییرات اقلام گردش وجوه نقد و تغییرات سود تقسیمی هر سهم و تغییرات سود هر سهم دارد.
۱۳۸۲ پرویز سعیدی نسبت نقدینگی شرکت ها، میزان سود آوری، کنت

رل مالکیت، درصد سهامداران عمده، نرخ نهایی مالیات بین تقسیم سود نقدی با چهار متغیر نسبت نقدینگی و میزان سودآوری و کنترل مالکیت و درصد سهامداران عمده ارتباط مثبت و با نرخ نهایی مالیات ارتباط منفی وجود دارد.
۱۳۸۲ پری چالاکی سود حسابداری و جریان نقدی عملیاتی تقسیم سود نقدی با سود حسابداری و جریان نقدی عملیاتی ارتباط مثبت دارد.
۱۳۸۳ قربان ادبی

فرصت های سرمایه گذاری، اندازه شرکت ، سود تقسیمی سال قبل، اهرم مالی
بین تقسیم سود نقدی با فرصت های سرمایه گذاری و اندازه شرکت و سود تقسیمی سال قبل ارتباط وجود دارد اما اهرم مالی بر سیاست های تقسیم سود تأثیرگذار نیست.

۱۳۸۶ الهام عظیمی جریانات نقدی عملیاتی جریانات نقدی عملیاتی وقتی نسبتا پایین است اهمیت ویژه ای در سیاست گذاری پرداخت سود تقسیمی دارند و به عنوان یک الزام در توانایی شرکت برای پرداخت سود های تقسیمی عمل می کند.

۳-۱ بیان مسئله
در اقتصاد رو به رشد حاضر مدیران سرمایه گذار همواره به دنبال گزینه های مناسب سرمایه گذاری هستند تا هم بتوانند سود مورد نظر خود را کسب کنند و هم در بلند مدت ثروت خود را افزایش دهند. بازارهای مالی یکی از محافلی هستند که می توانند انگیزه سرمایه گذاری را برای سرمایه گذاران متجلی سازند، در حال حاضر بورس اوراق بهادار کشورمان این مهم را به عهده گرفته است. تقسیم سود از دو جنبه بسیار مهم قابل بحث است. از یک طرف عاملی اثر گذار بر سرمایه گذاری های پیش روی شرکت هاست تقسیم سود موجب کاه

ش منابع داخلی و افزایش نیاز به منابع مالی خارجی می شود و از طرف دیگر بسیاری از سهامداران شرکت ها خواهان تقسیم سود نقدی هستند از این رو مدیران با هدف حداکثر سازی ثروت همواره باید بین علایق مختلف آنان و فرصت های سود آور سرمایه گذاری تعادل برقرار کنند. بنابراین تصمیمات تقسیم سود که از سوی مدیران شرکت ها اتخاذ می شود بسیار حساس و دارای اهمیت است. توجه همه جانبه به عوامل و محدودیت های موثر بر سیاست های تقسیم سود علاوه بر به حداکثر رسانیدن ثروت سهامداران موجبات حفظ و بقای شرکت در عرصه رقابت و رشد و توسعه روزافزون آنرا فراهم می نماید.
با توسعه بازارهای سرمایه نقش معیارهای ارزیابی ع

ملکرد در انعکاس عملکرد شرکت ها از طریق محتوای اطلاعاتی موجودشان نیز پرنگ تر شده است. در این میان رقابت بین دو دسته معیارهای ارزیابی عملکرد سنتی و مبتنی بر ارزش در جهت توجیه عملکرد شرکت های مذکور مورد توجه محققان قرارگرفته است. در ارزیابی عملکرد در روش سنتی فقط به سود حسابداری توجه می شود. که به جهت اینکه هزینه منابع سرمایه شرکت ها در آن مورد توجه قرار نمی گیرد روش مطلوبی محسوب نمی شود. برای ارزیابی عملکرد مدیریت و اندازه گیری ثروت سهامداران ، رویکردهای مختلفی ارائه شده است. که مهمترین آنها را می توان در چهار گروه کلی زیر دسته بندی کرد (انواری رستمی ۱۳۸۳، ۷ )۱٫
رویکرد حسابداری :
در این رویکرد از ارقام مندرج در صورتهای مالی مانند فروش ، سود، بازده دارایی های شرکت ، بازده حقوق صاحبان سهام و … استفاده می شود.

 

رویکرد مدیریت مالی :
در این رویکرد از مدل های مطرح در مدیریت مالی مانند مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای و مدل آربیتراژ استفاده می شود.
رویکرد تلقیفی : در این رویکرد سعی می شود تا با تلفیق ارقام صورتهای مالی و ارزش های بازار نسبت هایی مانند نسبت قیمت به درآمد و نسبت ارزش بازار دارایی ها به ارزش دفتری آنها و…. برای تجزیه و تحلیل استفاده می شود.
رویکرد اقتصادی: در این رویکرد که از مفاهیم اقتصادی استفاده می شود ، عم

 

لکرد واحدهای تجاری با تاکید بر قدرت سود آوری دارایی های شرکت و با توجه به نرخ بازده و نرخ هزینه سرمایه به کار گرفته شده در شرکت، مورد ارزیابی قرار می گیرد. از مهمترین معیارهای این رویکرد می توان به ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازار اشاره کرد. طرفداران معیار های رویکرد اقتصادی ادعا می کنند که این شاخص ها برترین معیار ارزیابی عملکرد محسوب می شوند. زیرا به عنوان یک معیار ارزیابی ، هزینه فرصت صاحبان سهام و ارزش زمانی پول را در نظر گرفته و تحریفات ناشی از کنارگیری روش های متفاوت حسابداری را برطرف می کند (اویی و لی ،۲۰۰۲ ،۲۰) .
در این تحقیق سعی شده است که با در نظر گرفتن معیارهای سنتی حسابداری و معیارهای نوین اقتصادی به بررسی ارتباط این معیارها با تقسیم سود نقدی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار بپردازیم تا بتوانیم در جهت کمک به تصمیم گیری مدیران در انتخاب سیاست مناسب تقسیم سود و در جهت کمک به سهامداران برای اتخاذ تصمیمات صحیح در انتخاب گزینه های مناسب سرمایه گذاری با استفاده صحیح ترین معیار ارزیابی عملکرد گامی موثر برداشته باشیم.

۴-۱ چارچوب نظری
سیاست تقسیم سود یکی از بحث انگیز ترین مباحث مالی است . الگوهای نظری متضاد که گاهاً فاقد پشتوانه قوی تجربی هستند به دنبال توضیح سیاست های تقسیم سود شرکت می باشند . توجه همه جانبه به عوامل و محدودیت های موثر به سیاست های تقسیم سود علاوه بر به حداکثر رسانیدن ثروت سهامداران ، موجبات حفظ بقای شرکت در عرصه رقابت و رشد و توسعه روز افزون آن را فراهم می آورد در این پژوهش در صدد شناسایی رابطه عملکرد و تقسیم سود نقدی با
ارزش افزوده اقتصادی : یکی از معیارهایی است که رهنمودهای لازم را برای مدیران برای ارزیابی عملکرد واحد تجاری ارائه می کند و بازار سرمایه نیز می تواند برای ارزشیابی واحدهای تجاری از آن بهره مند شود. بر اساس ارزش افزوده اقتصادی ارزش زمانی خلق می شود، که واحد تجاری بتواند تمام هزینه های عملیاتی و هم چنین هزینه های سرمایه خود را پوشش دهد و مبلغی نیز به عنوان سود با ارزش افزوده اقتصادی باقی بماند. به عبارت دیگر نرخ بازده سرمایه گذاری بیشتراز نرخ کل هزینه سرمایه باشد. ارزش افزوده اقتصادی با مورد توجه قراردادن تمامی مبالغ ، سود اقتصادی را به جای سود حسابداری اندازه گیری می کند.
طرفداران ارزش افزوده اقتصادی ادعا می کند که این شاخص ، برترین معیار عملکردی محسوب می شود. زیرا به عنوان یک معیار ارزیابی، هزینه فرصت صاحبان سهام و ارزش زمانی پول را در نظر گرفته و تحریف ناشی از بکار گیری اصول حسابداری را برطرف می سازد . برخلاف معیارهای متداول سود آوری EVA در درک هزینه سرمایه صاحبان سهام به مدیریت کمک می کند و شاخص واقعی موفقیت شرکت در ارزش آفرینی یا زایل شدن شدن ارزش به شمار می رود (حجازی و حسینی ،۱۳۸۵ ، ۲۳۸) .
ارزش افزوده بازار : معیار اقتصادی دیگری است که از تفاوت میان ارزش بازار شرکت و سرمایه به کارگرفته شده در آن بدست می آید . ارزش افزوده بازار نشان دهنده ارزیابی جامعه سرمایه گذاران از شرکت است و حداکثر نمودن آن ، هدف هر شرکتی است که به دنبال حداکثر کردن ثروت سهامدان خود است زیرا با رشد قیمت سهم و افزایش ارزش بازار آن به طور عملی و واقعی به ثروت سهامداران شرکت افزوده می شود.
از لحاظ تئوری ارزش آفرینی واحد های تجاری که یکی از مناسبترین مقیاس آن شاخص ارزش

افزوده اقتصادی است، از مبانی اساسی برای شکل دهی قضاوت بازار سرمایه می باشد و ارزش افزوده بازار که شاخص ثروت آفرینی برای طبقه سهامدار می باشد تحت تاثیر قضاوت نسبت به ارزش افزوده اقتصادی است. ارزش افزوده بازار یک شرکت برابر است با کلیه ارزش افزوده های اقتصادی شرکت یا سود باقی مانده ای که انتظار می رود در آینده ایجاد شود (کریمی،۱۳۸۵، ۷) .
جریان نقدی عملیاتی : از معیار های سنتی حسابداری است و احتمالاً نسبت به سوسود و زیان گزارش کند در حالی که قادر به پرداخت بدهی های خود نباشد جریان نقدی عملیاتی گاهی برای کنترل کیفیت سود شرکت ها مورد استفاده قرار می گیرد برای مثال اگر یک شرکت با جریان نقدی عملیاتی منفی، سود گزارش کند. ممکن است از تکنیک های جسورانه استفاده کرده باشد.
نرخ بازده حقوق صاحبان سهام : از معیار های سنتی حسابداری می باشد که نشان دهنده آن است که یک سرمایه گذار در شرکت به ازای مبلغ سرمایه گذاری چقدر بازده دریافت می کند.
نرخ بازده دارایی ها : همانند دو معیار پیشین از معیارهای سنتی حسابداری می باشد که جایگاه دارایی های عملیاتی را در کسب سود برجسته می کند. این نسبت به مهارت های تولید و فروش شرکت مربوط می شود که به وسیله ساختار مالی شرکت تحت تاثیر قرار نمی گیرد.
۱-۴-۱ مدل مفهومی تحقیق
نمودار (۱-۱) مدل مفهومی تحقیق

۲-۴-۱ مدل اولیه تحقیق
Dividend = α۰+ α۱ EVA + α۲ MVA + α۳ OCF + α۴ ROE + α۵ ROA + α۶ SIZE + α۷GROWPIT + α۸LTDEBT + α۹PSPRAD+ α۱۰LEV+ α۱۱CFLOW+ α۱۲ GEPS + α۱۳LIQ + α۱۴CASH + α۱۵BANKD + ε

۵-۱ فرضیه های تحقیق

بر اساس سوالات اصلی تحقیق و هدف این تحقیق فرضیه های اصلی و فرعی تحقیق به شرح زیر می باشد.
فرضیه اصلی اول : بین شاخص های عملکرد با رویکرد اقتصادی و تقسیم سود نقدی در بازار سرمایه ایران رابطه وجود دارد.
فرضیه های فرعی:
۱-۱ بین ارزش افزوده اقتصادی و تقسیم سود نقدی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ارتباط وجود دارد.
۲-۱ بین ارزش افزوده بازار و تقسیم سود نقدی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ارتباط وجود دارد.
فرضیه اصلی دوم: بین شاخص های عملکرد با رویکرد حسابداری و تقسیم سود نقدی در بازار سرمایه ایران رابطه وجود دارد.
فرضیه های فرعی:
۱-۲ بین جریان نقدی عملیاتی و تقسیم سود نقدی د

ر شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ارتباط وجود دارد.
۲-۲ بین بازده حقوق صاحبان سهام و تقسیم سود نقدی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ارتباط وجود دارد.
۳-۲ بین بازده داریی ها و تقسیم سود نقدی در شر

کت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ارتباط وجود دارد.

۶-۱ اهمیت و ضرورت تحقیق
در دنیای رقابتی امروز ایجاد ارزش و خلق ثروت برای سهامداران یکی از اهداف اصلی هر فرد برای سرمایه گذاری در بنگاه سرمایه گذاری یا شرکت سرمایه پذیر است. سرمایه گذاران خواستار آنند که سرمایه خود را روز به روز افزایش داده و آنرا به حداکثر برسانند. به همین دلیل به دنبال فرصت های سرمایه گذاری هستند که بیشترین ثروت را برای آنان خلق کند یکی از راه های افزایش ثروت سهامداران تقسیم سود نقدی شرکت م

ی باشد که بسیاری از سهامداران خواهان تقسیم سود نقدی هستند. سرمایه گذاران برای نیل به اهداف خود نیاز به ابزارها و معیارهایی برای شناسایی و اندازگیری ارزش بالقوه موجود در هر یک از فرصت های سرمایه گذاری دارند. این معیارها باید به میزان کافی قابل اتکا باشند تا سرمایه گذاران بتوانند بر اساس آنها تصمیم گیری های خود را انجام داده وسرمایه خود را در فعالیت های تجاری صرف کنند. در اینجاست که دانش حسابداری و مدیریت مالی به کمک سرمایه گذاران می آید تا آنها را در تصمیمات خود یاری کنند.

امروزه با توجه به اهمیت ارزیابی عملکرد شرکت ها از نظر مدیران شرکت ها، سرمایه گذاران بالقوه و بالفعل، تحلیل گران مالی و سایر استفاده کنندگان از اطلاعات مالی در کشورمان، بررسی معیارهای نوین ارزیابی عملکرد در پژوهش ها جهت کمک به تصمیمات منطقی ضروری به نظر می رسد.
دراین پژوهش از میان معیارهای نوین

مطرح شده ارتباط ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازار در کنار معیارهای سنتی حسابداری از جمله جریان نقدی عملیاتی، بازده دارایی ها و بازده حقوق صاحبان سهام، به عنوان شاخص های عملکرد در نظر گرفته شده است و ارتباط تقسیم سود نقدی با شاخص های مذکور بررسی می شود.

۷-۱ اهداف تحقیق
با توجه به موضوع پژوهش حاضر که به بررسی رابطه عملکرد و تقسیم سود نقدی در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. هدف کلی این تحقیق پاسخ دادن به این سئوال است که آیا بین ارزش افزوده اقتصادی ارزش افزوده بازار و جریان نقدی عملیاتی و بازده حقوق صاحبان سهام و بازده دارایی ها به عنوان شاخص های عملکرد با تقسیم سود نقدی ارتباط معناداری وجود دارد؟ و اگر چنین قابلیتی دراین شاخص ها وجود دارد میزان تأثیر گذاری شاخص های با رویکرد اقتصادی در مقایسه با شاخص های با رویکرد حسابداری چگونه است؟
که هدف مذکور یک هدف عملیاتی جهت نیل به دو هدف اساسی و بنیادی است. یک هدف کاربردی و دیگری هدف نظری.

۱-۷-۱ هدف کاربردی
از نظر هدف کاربردی نتیجه پژوهش حاضر می تواند از یک طرف به مدیران جهت تصمیم گیری در سیاست های تقسیم سود با توجه به عملکرد شرکت یاری دهد و از طرف دیگر سرمایه گذاران را درانتخاب گزینه های مناسب سرمایه گذاری با هدف کسب در آمد از محل سود سهام مساعدت نماید.

۲-۷-۱ هدف نظری
اما هدف نظری یا تئوریکی این تحقیق مطالعه و بررسی علمی و چالش پیرامون موضوع تقسیم سود نقدی و شاخص های عملکردی می باشد به سخن دیگر هدف تئوریکی کمک به دانش مدیریت مالی و حسابداری در جهت بسط و توسعه آن می باشد.

۸-۱ حدود مطالعاتی
قلمرو تحقیق چارچوبی را فراهم می نماید تا مطالعات و آزمون محقق در طی آن قلمرو خاص انجام پذیرد و دارای اعتبار بیشتر باشد.

۱-۸-۱ قلمرو مکانی تحقیق
این پروژه کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ( بازار سرمایه ایران ) را مورد بررسی قرار می دهد.

۲-۸-۱ قلمرو زمانی تحقیق
دوره زمانی این پژوهش ۶ ساله و از ابتدای سال ۱۳۸۳ تا انتهای سال ۱۳۸۸ است.

۳-۸-۱ قلمرو موضوعی تحقیق
در این تحقیق بررسی روابط میان عملکرد و تقسیم سود نقدی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران موضوعی است که مورد کنکاش قرار می گیرد و در حوزه مدیریت سود و سرمایه گذاری قابل بحث است .

۹-۱ تعریف واژه ها و اصطلاحات تحقیق
سیاست تقسیم سود : خط مشی است که بر پایه آن میزان سود تقسیمی ، سود انباشته و پاداش هیئت مدیره، زمان پرداخت، نحوه تأمین مالی و دیگر موضوعات مرتبط با آن مدون و مکتوب و به مجمع عمومی سهامداران ارائه می شود (رودپشتی ودیگران

، ۱۳۸۵ ،۲۶۷)۱٫
سود قابل تقسیم : عبارت است از سود خالص مالی شرکتها منهای زیان های سالهای مالی قبل و اندوخته قانونی مذکور در ماده ۲۳۸ قانون تجارت و سایر اندوخته های اختیاری به علاوه سود قابل تقسیم سالهایی که تقسیم نشده است ( نظری، ۱۳۸۰ ، ۱۱۳ )۲٫
ماده ۲۳۸ : از سود خالص شرکت پس از وضع زیان های وارده در سال های قبل باید معادل یک بیستم آن طبق ماده ۱۴۰ به عنوان اندوخته قانونی موضو

ع شود، هر تصمیم بر خلاف این ماده باطل است .
ماده ۱۴۰: هیئت مدیره مکلف است هر سال یک بیستم از سود خالص شرکت را به عنوان اندوخته قانونی موضوع نماید همین که اندوخته قانونی به یک دهم سرمایه شرکت رسید موضوع کردن آن اختیاری است و در صورتی که سرمایه شرکت افزایش یابد ، کسر یک بیستم مذکور ادامه خواهد یافت تا وقتی که اندوخته قانونی به یک دهم سرمایه بالغ گردد.
سود نقدی تقسیمی : بخشی از منافع واحد تجاری است که بنا به پیشنهاد هئیت مدیره و تصویب مجمع عمومی صاحبان سهام تقسیم می شود و سود سهام به سهامدارانی تعلق می گیرد که در تاریخ تشکیل مجمع عمومی مالک سهام باشند و نام آن ها در دفتر ثبت سهام شرکت به ثبت رسیده باشد (حجازی، ۱۳۸۶، ۲۴۸)۳٫
ارزش افزوده اقتصادی۴: برابر است با سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات منهای هزینه سرمایه شرکت. طبق این معیار ارزش زمانی خلق می شود که واحد تجاری بتواند تمام هزینه های سرمایه خود را پوشش دهد و مبلغی نیز به عنوان سود باقی بماند (صالح آبادی و احمد پور، ۱۳۸۸، ۲۵۷)۵٫
ارزش افزوده بازار : تفاوت بین ارزش بازار شرکت و سرمایه به کار گرفته شده در شرکت می باشد و حاصل ارزش فعلی طرح های گذشته و فرصت های سود آور آتی شرکت می باشد و نشان می دهد که چگونه شرکت بطور موفقیت آمیزی سرمایه اش را به کار گرفته و فرصت های سود آور آینده را پیش بینی و برای دستیابی به آن ها برنامه ریزی کرده است (مهرانی و رسائیان،۱۳۸۸ ،۸۱) .
جریان نقدی عملیاتی : شامل تمامی رویدادها و معاملات و عملیات مؤثر بر موجودی نقد است که جزء فعالیت های سرمایه گذاری و تأمین مالی واحد انتفاعی محسوب نمی شود (عالی ور ،۱۳۷۴ ،۳۳) .
بازده حقوق صاحبان سهام : بازده حقوق صاحبان سها

م نشان دهنده درصد سودی است که روی حقوق صاحبان سهام در شرکت عاید شده است و از تقسیم سود پس از کسر مالیات بر حقوق صاحبان سهام بدست می آید (حجازی ،۱۳۸۶، ۲۴۷) .
بازده دارایی ها : میزان سود به ازای هر ریال سرمایه گذاری شده در شرکت را محاسبه می کند ، بدین ترتیب سود پس از کسر مالیات را بر کل دارایی ها تقسیم می کنند(همان منبع، ۲۴۷)۸٫

 

فصل دوم
مروری بر ادبيات تحقيق

۱-۲ مقدمه
ایجاد ارزش و افزایش ثروت سهامداران در بلند مدت از جمله مهمترین اهداف شرکت ها به شمار می رود و افزایش ثروت سهامداران می تواند از طریق تقسیم سود و افزایش قیمت سهام باشد. از آنجا که سود نقدی معمولی ترین و عمومی ترین نوع بازده از طرف شرکت به سهامداران می باشد، سود نقدی به عنوان یکی از متغیرهای اساسی هم برای سرمایه گذاران و هم برای مدیران از اهمیت خاصی برخوردار است. شرکت ها در توزیع سود نقدی خود به طور یکسان عمل نمی نمایند، در این راه سیاست های متفاوتی اتخاذ می نمایند این سیاست ها می توانند متغیر باشند، از پرداخت حداقل سود نقدی مقرر در قانون تا پرداخت تمام عایدات شرکت به عنوان سود نقدی را در بر می گیرد. با توجه به این که افزایش ثروت تنها در نتیجه عملکرد مطلوب واحد تجاری است، ارزشیابی واحد تجاری برای مالکان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. برای ارزیابی عملکرد تا کنون معیارهای مختلفی ارائه شده است که از میان آن ها می توان به ارزش افزوده اقتصادی ، ارزش افزوده بازار ، جریان نقدی عملیاتی ، بازده حقوق صاحبان سهام و بازده دارایی ها اشاره کرد.
در این بخش ضمن تشریح سود حسابداری در مورد سیاست های تقسیم سود و عوامل مؤثر بر آن ها بحث می شود و همچنین کلیاتی در رابطه با هر یک از معیار های عملکرد ذکر شده، ارائه خواهد شد. در نهایت خلاصه ای از تحقیقات صورت گرفته در رابطه با موضوع تقسیم سود نقدی در داخل و خارج از کشور آورده شده است. امید است مطالب گرد آوری شده جهت استفاده کنندگان مثمر ثمر واقع شود.

۲-۲ مفهوم سود
سود یکی از اقلام مهم و اصلی صورت های مالی است که در نوشته های مختلف کاربرد های متفاوت دارد. معمولاً سود به عنوان مبنایی برای محاسبه مالیات ، عاملی برای تدوین سیاست پرداخت سود تقسیمی، راهنمایی برای سرمایه گذاران و تصمیم گیری و عاملی برای پیش بینی به تصور در می آید .
مفهوم سود حسابداری در بیانیه شماره یک هیأت استانداردهای حسابداری مالی فرض شده که سود حسابداری معیار خوبی برای ارزیابی عمل

کرد واحد تجاری است و می تواند برای پیش بینی گردش آتی نقدی مورد استفاده قرار گیرد. دیگر صاحبنظران فرض می کنند که سود حسابداری از لحاظ کلی ، اطلاعاتی مربوط در مدل های تصمیم گیری سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان محسوب می شود. اما اعتبار این فرضیات از طریق تحقیقات مشاهده ای تأیید نشده است. برخی دیگر از پژوهشگران حسابداری اظهار داشته اند که استفاده کنندگان از گزارش های سود باید توجه داشته باشند که تنها در صورتی سود حسابداری قابل درک و استفاده است که نحوه اندازه گیری و قوائد عملیاتی مربوط به آن نیز روشن باشد (شباهنگ، ۱۳۸۷ ،۱۰۰) .

۳-۲ مکاتب موجود در مورد سود حسابدا

ری
تئوری و نحوه محاسبه سود شرکت در کانون ادبیات حسابداری مدیریت و مالی قرار می گیرد با وجود تعدد مقاله در مورد روش های سنجش و محاسبه سود، مفهوم سود هنوز هم دستخوش تفسیرهای گوناگون قرار می گیرد و هر یک از مکتب های فکری مدعی است که از دیدگاه نظری بر سایر مکاتب، برتری دارد. اصولاً در مورد محاسبه بهتر یا دقیق تر سود شرکت چهار مکتب اندیشه وجود دارند.
مکتب کلاسیک ها: که ویژگی آن رعایت فرض واحد اندازه گیری به عنوان یک امر بدیهی و رعایت بهای تاریخی است معمولاً این روش را حسابداری بهای تاریخی یا حسابداری سنتی می نامند و مکتب کلاسیک ها سود حسابداری را سود شرکت می نامند.
مکتب نئوکلاسیک ها: که ویژگی آن رعایت نکردن فرض واحد اندازه گیری به عنوان یک امر بدیهی است، به تغییر در سطح عمومی قیمت ها توجه و اصل بهای تاریخی رعایت می شود، معمولاً روش مزبور را حسابداری مبتنی بر بهای تاریخی تعدیل شده بر مبنای سطح عمومی قیمت می نامند و پنداشت مکتب نئو کلاسیک ها از سود شرکت، سود حسابداری تعدیل شده بر مبنای سطح عمومی قیمت است .
مکتب افراطی: از ویژگی های آن این است که ارزش جاری را مبنای محاسبه و تعیین ارزش ، قرار می دهد این مکتب به دو شکل است، در یک شکل صورت های مالی مبتنی بر ارزش جاری را با توجه به تغییر در سطح عمومی قیمت تعدیل نمی کنند، روش مزبور را معمولاً حسابداری بر مبنای ارزش جاری می نامند. از دیدگاه این مکتب سود شرکت همان سود بر مبنای ارزش جاری است. در شکل دوم از مکتب افراطی صورت های مالی مبتنی بر ارزش جاری را با توجه به تغییر در سطح عمومی قیمت تعدیل می نمایند، معمولاًروش مزبور را حسابداری ارزش جاری تعدیل شده بر مبنای سطح عمومی قیمت می نامند. از دیدگاه این مکتب سود شرکت برابر سود جاری تعدیل شده می باشد. (ریاحی بلکویی،۱۳۸۱، ۵۲۳)۱٫
از دیدگاه عملی سود حسابداری را بدین گونه تعریف کرده اند: سود حسابداری تفاوت بین درآمد تحقق یافته ناشی از معامله های دوره و بهای تاریخی منقضی شده مربوطه می باشد . تعریف مزبور بیانگر این است که سود حسابداری د

اری پنج ویژگی می باشد :
سود حسابداری مبتنی بر معامله های واقعی است که شرکت آن ها را انجام داده است.
سود حسابداری بر مبنای فرض دوره زمانی به عنوان یک امر بدیهی قرار دارد و به عملکرد مالی شرکت طی یک دوره زمانی مفروض و مشخص اشاره دارد.
سود حسابداری که بر مبنای اصل تحقق درآمد

قرار دارد ایجاب می کند، تا درآمد تعریف شود و آن را اندازه گیری و شناسایی نمود.
حسابداری ایجاب می کند که بهای جاری را بر حسب بهای تاریخی اندازه گیری کرد یعنی باید اصل بهای تاریخی را به صورت دقیق رعایت نمود.
سود حسابداری ایجاب می کند که درآمد های تحقق یافته دوره را در رابطه با هزینه های مربوط ، مناسب یا ذیربط مورد توجه قرار گیرند. از این رو سود حسابداری بر مبنای اصل تطابق قرار دارند. (همان منبع ،۵۲۸)۲٫

 

۴-۲ نقاط قوت سود حسابداری
مدافعان سود حسابداری مزایای ذیل را برای سود حسابداری بیان می کنند:

سود حسابداری توانسته است در طی زمان، همواره سربلند بماند. بیشتر استفاده کنندگان داده های حسابداری بر این باورند که سود حسابداری سودمند است و در برگیرنده یک عامل تعیین کننده از شیوه های عملی ، روش های اجرایی و الگوهای فکری تصمیم گیرنده است.
سود حسابداری مبتنی بر معاملات واقعی و حقیقی است ، این سود به صورت عینی محاسبه و گزارش می شود و از این رو اصولاً قابل تأیید می باشد.

سود حسابداری از طریق تکیه بر اصل تحقق درآمد برای شناسایی درامد به شاخص محافظه کاری پایبند باقی می ماند.
چنان پنداشته می شود که سود حسابداری برای اعمال کنترل سودمند است، بویژه در گزارشگری با هدف مباشرت (استفاده مدیریت از دارایی هایی که در اختیار وی قرار گرفته و او امین آنها ست). (بلکویی، ۱۳۸۱ ،۵۲۹)۱٫

۵-۲ نقاط ضعف سود حسابداری
برخی انتقادات وارده به سود حسابداری به شرح زیر می باشد.

استفاده از روش بهای تمام شده تاریخی ، افزایش ارزش های تحقق نیافته را شناسایی نمی کند و اطلاعات سودمندی را ارائه نمی نماید.
استفاده از روش ها و رویه های مختلف جهت ارزشیابی و تسهیم هزینه ها باعث گمراهی و عدم قابلیت مقایسه می گردد.
برای محاسبه و گزارش سود حسابداری هیچ مبنای نظری بلند مدت وجود ندارد.
حسابداران جهت تقویت نقاط قوت و رفع نقاط ضعف، به نزدیک شدن سود حسابداری با سود اقتصادی تأکید دارند ولی از آنجایی که متغیر های پویای اقتصادی مانند نرخ تورم، نرخ بهره، عرضه و تقاضا و… دائماً در حال نوسان هستند ، محاسبه سود بایستی به صورت لحظه ای صورت گیرد و این کار ممکن نیست از طرف دیگر چون تجزیه و تحلیل سهام باعث نوسانات قیمت سهام می شود، بنابراین نیازی جهت محاسبه سود اقتصادی نیست، حسابداران باید اطلاعات مربوط به جریان های نقدی را ارائه نمایند و محاسبه سود اقتصادی را به سرمایه گذاران واگذار کنند (پارسائیان ،۱۳۸۵ ،۴۱۰)۲٫

۶-۲ اهداف گزارشگری سود خالص
به طور کلی گزارشگری سود خالص اهداف زیر را در بر دارد:
از سود به عنوان معیار کارایی مدیریت استفاده می شود.
استفاده از ارقام تاریخی برای کمک به پیش بینی وضع آتی شرکت با توزیع سود سهام در آینده
استفاده از سود برای اندازه گیری موفقیت در عملکرد مدیری

 

ت
برنامه ریزی مدیریت در مورد آینده بر اساس سود
استفاده سرمایه گذاران از سود هر سهم برای تصمیم گیری در مورد خرید سهام شرکت (ریاحی بلکویی،۱۳۸۱ ،۵۲۸) .

۷-۲ کاربردهای سود
سود یکی از اقلام مهم و اصلی صورت های مالی است که در نوشته های مختلف کاربرد های متفاوتی دارد معمولاً سود به عنوان مبنایی برای محاسبه مالیات، عاملی برای تدوین سیاست پرداخت سود تقسیمی ، راهنمایی برای سرمایه گذاری و تصمیم گیری و عاملی برای پیش بینی، تصور می شود.
نخست : سود مبنایی برای محاسبه مالیات و توزیع مجدد ثروت بین افراد است ، یک نوع سود را سود مشمول مالیات می نامند و با توجه به مقرراتی که قوانین پولی دولت تعیین می کنند محاسبه می شوند، ولی غیر از سود برای محاسبه مالیات دو مبنای دیگر هم ارائه شده است: برای محاسبه مالیات واحدهای اقتصادی شاید در تملک داشتن منابع می تواند مبنایی عادلانه تر به حساب آید همچنین استدلال می شود که هر فرد باید بر مبنای « مخارج » خود و نه بر مبنای « درآمد » مالیات بپردازد (کالدور،۱۹۵۵، ۵۴) .
دوم: سود به عنوان راهنمایی مورد تصور است که بر اساس آن سیاست های مربوط به سود تقسیمی و نگهداری سود تدوین می شود. سود را به عنوان معیاری از بیشترین مبلغی می دانند که می تواند به صورت سود تقسیمی، توزیع یا در شرکت دوباره سرمایه گذاری و یا برای گسترش دادن شرکت در سازمان نگهداری شود. به سبب تفاوت بین حسابد

اری تعهدی و حسابداری نقدی، یک سازمان می تواند مبلغی را به عنوان سود شناسایی کند و از طرف دیگر وجوهی در دست ندارد که به عنوان سود تقسیمی پرداخت نماید.از این رو شناسایی سود به خودی خود پرداخت سود تقسیمی را تضمین نمی کند.
قدرت نقدینگی و چشم انداز سرمایه گذاری دو متغیر دیگر هستند که برای تعیین سیاست های تقسیم سود لازم می باشند.
سوم: سود را از این دیدگاه مورد توجه قرار داده اند که نوعی راهنمایی برای سرمایه گذاری و تصمیم گیری می باشد. چنین فرض می شود که سرمایه گذاران می کوشند بازده مبلغی را که سرمایه گذاری می کنند به حداکثر برسانند. البته با توجه به درجه قابل قبولی از ریسک (ریاحی بلکویی ،۱۳۸۱، ۵۲۴) .
چهارم: سود را به عنوان یک ابزار یا وسیله پیش بینی کننده در نظر میگیرند که افراد را در امر پیش بینی سود ها و رویداد های اقتصادی آینده یاری می دهد در واقع ثابت شده است که برای پیش بینی مقادیر سود می توان از مقادیر سود در گذشته (بر مبنای بهای تاریخی و ارزش جاری) استفاده کرد.
سود شامل نتیجه «فعالیت های عملیاتی یا سود عادی » و نتیجه «فعالیت های غیر عملیاتی یا سود غیر عملیاتی ناشی از رویداد های غیر مترقبه» می شود.که مجموع آن ها برابر است با سود خالص. نتیجه تحقیقات گذشته نشان می دهد که برای پیش بینی سود های آینده سود های عادی و جاری نسبت به سود خالص برتری دارد. از آن جا که چنین دست آورد هایی بدان معنی است که رفتار سود خالص جنبه غیر عادی دارد و از نظر تصمیم گیری برای سرمایه گذاری نمی تواند مفید باشد بنابراین معقول است از معیاری از سود استفاده شود که بر پیش بینی های دقیق بیانجامد(رونن وسادان،۱۹۷۴ ،۷۴) .
پنجم: این است که سود را به عنوان معیاری از کارایی تصور کرد. سود معیاری از مباشرت مدیریت بر منابع شرکت و کارایی مدیریت در به انجام رساندن امور شرکت می باشد. در گزارش هیئت استانداردهای حسابداری مالی از گروه های تحقیق درباره صورت های مالی ، این موضوع به بهترین شکل ممکن ارائه شده است زیرا در گزارش مزبور این مطلب گنجانده شده است که «یکی از هدف های صورت های مالی این است که در مو

رد قضاوت درباره توانایی مدیریت از نظر اس

تفاده بهینه یا مؤثر منابع شرکت و جهت دادن به عملکرد در راستای دستیابی به هدف اولیه شرکت که با گذشت زمان بالاترین مقدار وجه نقد به مالکان بازگرداند اطلاعاتی مفید ارائه نماید ». فرض براین است که نخستین هدف مدیریت این است که سود هر سهم را به حداکثر مقدار ممکن برساند. در واقع الگوی به حد اکثر رساندن رفاه سهامداران به وسیله الگوی به حد اک

 

ثر رساندن رفاه مدیریت به چالش طلبیده می شود. الگوی به حداکثر رساندن رفاه مدیریت بدین معنی است که امکان دارد مدیریت بکوشد از طریق به حداکثر رساندن فروش، دارایی ها، نرخ رشد شرکت یا فایده ای که نصیب وی می شود حقوق و مزایای خود را به حد اکثر برساند از این رو الگوی به حد اکثر رساندن رفاه مدیریت باعث می شود که در به تصور درآوردن سود به عنوان معیاری از کارایی نوعی شک و تردید ایجاد شود (ریاحی بلکویی،۱۳۸۱، ۵۲۴) .

۸-۲ سود سهام
درآمد خالص شرکت سهامی که بین سهامداران به نسبت سهام در دست آن ها تقسیم می شود مبلغی است که از محل منافع یک شرکت به سهامداران آن داده می شود. مبلغ سودی که برای توزیع بین سهامداران بر حسب مقدار سهم در نظر گرفته می شود به وسیله هیئت مدیره مشخص می شود . این مبلغ با توجه به حقوق گروه های مختلف سهامداران بین آنها توزیع می گردد. ذکر این نکته لازم است که سود قابل تقسیم معمولاً به توزیع سود نقدی مربوط می شود اگر سود از منابع دیگر غیر از وجوه جاری باشد به آن سود سهام غیر نقدی اطلاق می شود. سرمایه گذاران به طور کلی به دو گروه تقسیم می شوند، گروهی علاقمند به دریافت سود نقدی هستند و گروه دیگر متمایل به دریافت منافع سرمایه ای بلند مدت هستند. اتخاذ تصمیم در مورد سود سهام به این دلیل قابل توجه است که ثروت سهامداران یک شرکت سهامی ، شامل ارزش بازار به اضافه سود سهم است (رودپشتی و دیگران ،۱۳۸۵ ،۲۶۸) .
در مورد تقسیم سود مباحث زیر وجود دارند:
میزان سود تقسیمی
چگونگی پرداخت سود
سیاست های متداول تقسیم سود

۹-۲ میزان سود تقسیمی
با توجه به رابطه ارزش سهام با سود در صورتی که سود بیشتری تقسیم شود بدلیل افزایش صورت کسر قیمت سهام افزایش می یابد اما با توجه به آنکه منابع اندکی در شرکت باقی می ماند رشد سودآوری کاهش می یابد و با توجه با افزایش مخرج کسر تأثیر معکوس بر قیمت سهام دارد. بنابراین هر تصمیمی در رابطه با تقسیم سود به دو مؤلفه تقسیم می شود که هر مؤلفه تأثیر متفاوتی در جهت افزایش ثروت صاحبان سهام دارد. لذا سیاستی مطلوب است که بین سود تقسیمی و نرخ رشد شرکت تعادل مناسبی ایجاد کند.عوامل مختلفی بر میزان تقسیم سود مؤثرند: (بیابانی ،۱۳۸۸ ،۳۰)۱٫

۱-۹-۲ سود انباشته به عنوان یکی از منابع

تأمین مالی
سود خالص ممکن است به عنوان منبع تأمین مالی سرمایه گذاری بلند مدت مورد استفاده قرار گیرد در این رویکرد این فرصت برای مدیران مع تأمین مالی استفاده کنند. شرکت های کوچکی که تازه تأسیس می شوند احتمالاً نمی توانند براحتی تأمین مالی کنند یا اینکه باید هزینه سرمایه بالایی را بپردازند. به ویژه زمانی که بازاری برای سهام عادی شرکت وجود ندارد. در چنین حالتی سود انباشته به صورت یکی از منابع مهم تأمین مالی در خواهد آمد و این گونه شرکت ها نباید سود سهام پرداخت کنند . شرکت هایی که به سرعت رشد می کنند، معمولاً نیازهای مالی خود را از طریق اندوخته کردن تمام سود شرکت و انتشار اوراق قرضه و سهام عادی تأمین می کنند در چنین وضعی اگر نرخ بازده شرکت از نرخ مورد نظر سهامداران شرکت بیشتر باشد (در صورت ثابت بودن ریسک) به نفع شرکت است که مقداری از سود سالانه خود را به حساب سود انباشته منظور کنند و سود کمتری به سهامداران پرداخت کنند.

۲-۹-۲ حفظ ساختار سرمایه
از نظر مدیریت مالی تعیین رابطه بین هزینه سرمایه و ارزش کل شرکت اهمیت بسیار زیادی دارد زیرا می توان با استفاده از ساختار سرمایه بر ارزش کل شرکت تأثیر گذاشت. با مشخص کردن نحوه استنباط یا پنداشت سرمایه گذاران و واکنش آنان نسبت به درجه تغییرات ریسک مالی، می توان ساختار مطلوب سرمایه شرکت را تعیین کرد. ساختار مطلوب سرمایه عبارت است از تعیین درصد هایی از اقلام تشکیل دهنده سرمایه که ارزش بازار شرکت را به حداکثر می رسانند و در عین حال و همزمان با آن میانگین موزون هزینه سرمایه شرکت را به حداقل می رسانند. یعنی در تقسیم سود روشی اعمال شود تا بتوانیم با تعیین درصد اجزای تشکیل دهنده سرمایه ساختار ثروت صاحبان سرمایه را به حداکثر برسانیم یعنی تأمین مالی از طریق بدهی طوری نباشد که نسبت بدهی افزایش پیدا کرده ، ریسک مالی شرکت نیز افزایش یابد. به عبارت دیگر در این روش نیاز های مالی مشخص شده و سپس تعیین می

کنیم چقدر از این نیاز را از طریق سود انباشته تأمین کرده و الباقی را بین سهامداران تقسیم کنیم .
۳-۹-۲ نیاز سهامداران
به طور کلی هدف ما این نیست که نشان دهیم سهامداران بدنبال سود بیشتر یا کمتر هستند بلکه میخواهیم نشان دهیم که سهامداران علاقمند ب

ه یک سیاست با ثبات تقسیم سود هستند بیشتر سهامداران از خرید سهام عادی دو نوع سود را انتظار دارند که عبارتند از :
سود سرمایه که انتظار دارند ارزش سهام عادی در طول زمان افزایش یابد .
سود سهام که سرمایه گذاران با خرید سهام عادی انتظار دریافت سود آنرا دارند.

۱۰-۲ محدودیت های توزیع سود سهام
از آنجایی که دورنمای سود سهام در تعیین ارزش یک سهم نقش تعیین کننده ای دارد ، از نظر یک سرمایه گذار بررسی و مطالعه عوامل کنترل کننده آن حائز اهمیت است . اطلاعات معمولی را می توان از منابعی چون گزارش های سالانه ، روزنامه و نشریات و تحلیل های مالی استخراج نمود . اما مطالعه تاریخچه و روند گذشته می تواند. حقایقی را در اختیار گذارد که اهمیت زیادی در رابطه با پی بردن به عوامل کنترل کننده سیاست تقسیم سود دارد. این حقایق را که در واقع نکات مهمی هستند می توان به این شرح برشمرد.

۱-۱۰-۲ محتوای اطلاعاتی سود تقسیمی
سیاست تقسیم سود می تواند بازتابی از انتظارات مدیریت در مورد سودآوری مؤسسه را به سهامداران منعکس کند. در برخی موارد سود خالص مؤسسه ممکن است تحت تأثیر نوسانات منفی کوتاه مدت همانند نوسانات ناشی از روش های حسابداری قرار گیرد که تأثیری بر روند بلند مدت سودآوری مؤسسه ندارد. بنابراین هنگاهی که مدیران رقم تقسیم سود را بالا می برند در واقع این محتوای اطلاعاتی را به سهامداران القا می کنند که مدیریت مؤسسه معتقد است روند سودآوری به سطح جدید و بالاتری ارتقا یافته و از این رو رشد مستمر

در سود هر سهم متصور است (چالاکی،۱۳۸۲، ۳۴)۱٫

۲-۱۰-۲ دسترسی شرکت به منابع پول و سرمایه صدور سهام جدید، استفاده از وام و همچنین تأمین مالی از طریق منابع داخلی (سود انباشته و اندوخته ها). هر کدام از روش های مذکور مستلزم هزینه است.
در صورتی که تأمین مالی از طریق منابع داخلی هزینه کمتری در برداشته باشد، معمولاً سود بین سهامداران تقسیم نمی شود. سود در صورتی تقسیم می شود که شرکت به سایر بازارهای سرمایه با هزینه کمتر دسترسی داشته باشد. مهمترین این بازارها، بازار بدهی است که در کشورهای جهان سوم بدلیل پایین بودن نرخ بهره از آن استفاده می شود. در ایران پایین بودن هزینه تأمین مالی از طریق منابع داخلی موجب شده است تا اگر افزایش سرمایه ای هم مدنظر باشد، از محل بدهی بابت سود سهام یا از محل اندوخته ها باشد و مدیران کمتر به بافت سرمایه توجه داشته باشند (رودپشتی و دیگران ،۱۳۸۵ ، ۲۸۲)۱٫

۳-۱۰-۲ مالیات بر درآمد
طبق قانون عملیات های مستقیم مالیات سهامداران بر مبنای سود تخصیصی محاسبه می شود و نه برمبنای سود تقسیمی. ازاین رو اگر سود تقسیمی از سود خالص شرکت کمتر باشد نه تنها به سهامداران عادی پرداخت نمی شود ، بلکه میزان مالیات پرداختی این سهامداران بیش از سود تقسیمی می شود. شرکتها برای اجتناب از این وضعیت مجبور می شوند، درصد بالایی از سود شرکت را تقسیم کنند تا سود تخصیصی سهامداران عمده از مالیات متعلقه بیشتر شود در کشورهای پیشرفته قوانین مالیاتی شرکت ها را به گونه ای تدوین کرده اند که مردم به سرمایه گذاری تشویق شوند ولی قوانین مالیاتی ایران شرکت ها را به تقسیم سود و خارج کردن منابع مالی از شرکت تشویق می کنند (بیابانی ،۱۳۸۸، ۳۲)۲٫

۴-۱۰-۲ محدویت های قراردادی
در برخی مواقع شرایط وام ها به گونه ای است که شرکت نمی تواند سالانه بیش از مبلغ معینی به عنوان سود به سهامداران پرداخت کند و گاهی هم شرکت مجبور می گردد که حتی میزان سود تقسیمی را کاهش دهد. گاهی هم بانک های اعتبار دهنده ش

رکت ها را مجبور می سازند که شرایط خاصی را در سیاست تقسیم سود خود اعمال کنند اگر یک شرکت دچار مشکلاتی از قبیل کمبود نقدینگی یا سودآوری باشد اعتباردهندگان ممکن است محدودیت در پرداخت سود سهام را به عنوان پیش شرط جهت اعطا سهام اعلام کند.

۵-۱۰-۲ ملاحظات قانونی
در برخی موارد وجود محدودیت های قانونی موجب می گردد که در صد حداقلی سود توزیع شود طبق ماده ۱۴۰ قانون تجارت توزیع حداقل %۱۰ سود بین سهامداران الزامی است و یا در پاره ای مواقع بنا به الزامات قانونی باید % ۵ سود به عنوان اندوخته قانونی در خصوص کلیه شرکت ها و یا پرداخت %۴ حق تعاون و آموزش برای شرکت های تعاونی در نظر گرفته شود (بیابانی، ۱۳۸۸ ،۳۲) .

۶-۱۰-۲ سود آوری فرصت های سرمایه گذاری
چنانچه واحد انتفاعی نتواند وجوه در دسترس را به نحو سود آور سرمایه گذاری کند ممکن است سود خالص را به مصرف توزیع سود سهام برساند و اگر فرصت هایی برای سرمایه گذاری سود آور وجود داشته باشد می توان از سود به منظور تامین مالی استفاده کرد (همان منبع،۳۲) .

۷-۱۰-۲ نقدینگی
یکی از عوامل بسیار مؤثر بر سیاست تقسیم سود سهام وجوه نقد در دسترس است . با توجه به الزامات پرداخت سود سهام نقدی ظرف یکسال از تاریخ تصویب سود موجب شده است که واحد های انتفاعی با توجه به توان نقدینگی خود میزان و درصد سود سود نقدی سهام را تعیین کنند . شرکت زمانی می تواند سود سهام اعلام کند که علاوه بر داشتن درآمد کافی وجه نقد کافی نیز جهت پرداخت داشته باشد (نیکومرام،۱۳۷۸ ،۲۴۹) .

۸-۱۰-۲ توانایی استقراض
موقعیت نقدینگی تنها راه انعطاف پذیری و احتیاط در رابطه با تقسیم

سود نمی باشد. چنانچه شرکت توانایی اخذ وام با شرایط آسان و در مدت کوتاهی را داشته باشد می تواند در رابطه با تقسیم سود از انعطاف لازم برخوردار باشد. این توانایی ممکن است به شکل اعتبار بانکی، اخذ وام و یا تمایل غیررسمی مؤسسات مالی در تجدید شرایط اعتباری به وجود آید به علاوه توانایی وام گیری ممکن است به شکل صدور اوراق قرضه و مراجعه به بازار سرمایه نیز باشد.
احتمالاٌ هرچه توانایی شرکت در وام گیری و تأمین وجوه از طریق ای

جاد بدهی بیشتر باشد انعطاف پذیری آن در پرداخت سود سهام بیشتر خواهد بود. با دسترسی به وجوه حاصله از طریق بدهی، مدیریت ممکن است توجه کمتری به تأثیر سود سهام بر نقدینگی شرکت داشته باشد. البته شرکت در توانایی خود در کسب وجوه از طریق ایجاد بدهی، عامل هزینه بدهی را نیز مد نظر قرار داده و آن را در مقابل مزایای پرداخت سود سهام مقایسه می نماید (رودپشتی و دیگران،۱۳۸۵ ،۲۸۹)۱٫

۹-۱۰-۲ باز پرداخت بدهی
در انتخاب میان باز پرداخت بدهی ها و اعلام سود سهام ، معمولاً باز پرداخت بدهی ها ترجیح داده می شود زیرا اولاً ممکن است بازپرداخت بدهی نوعی اجبار و اضطرار را به همراه داشته باشد و ثانیاً کاهش بدهی ریسک مالی را کاهش می دهد و از این طریق باعث افزایش قیمت سهام می گردد. بطور کلی وقتی شرکت در پرداخت دیونش ناتوان است، سعی خواهد نمود سود را بجای توزیع بین سهامداران به کاهش بدهی های خود اختصاص دهد(همان منبع ، ۲۸۹)۲٫

۱۰-۱۰-۲ کنترل
این عامل نیز ممکن است بر سیاست تقسیم سود مؤسسه تأثیر بگذارد. فرض کنید آقای الف سهامدار عمده شرکت بوده و کنترل شرکت در دست وی است. بدیهی است پرداخت سود سهام بیشتر، این احتمال که شرکت برای تأمین آینده خود اقدام به انتشار و فروش سهام جدید کند، را بیشتر می کند. در این صورت افراد دیگری اقدام به خرید سهام جدید نموده و در نتیجه میزان اعمال کنترل سهامدار اولیه کاهش می یابد. بنابراین بمنظور اجتناب از این امر تقسیم سود سهام در سطح پایین تری انجام می شود. (چالاکی، ۱۳۸۲ ،۳۹)۳٫

۱۱-۱۰-۲ تورم
تورم نیز بر سیاست تقسیم سود سهام شرکت تأثیر می گذارد. با افزایش قیمت ها لازم است سود تقسیم نشده قدرت درآمدی شرکت را حفظ کند و تصمیمات مربوط به تقسیم سود باید بر اساس سیاست های سرمایه گذاری و ارزشیابی شرکت مورد بحث قرار گیرد.

۱۲-۱۰-۲ نوع شرکت
در شرکت هایی که تعداد سهامداران آن ها محدود و متجانس می باشد، می توان رضایت سهامداران را مبنی بر عدم توزیع سود و حفظ و نگهداری آن به صورت سود سنواتی جلب نمود. اما در شرکت هایی که مالکیت آن گسترده بوده و سهام در دست عده کثیری می باشد که دارای نقطه نظرات متفاوتی می باشند، نظر واحد در مورد چگونگی پرداخت سود سهام نمی تواند تعیین کننده باشد (چالاکی ،۱۳۸۲، ۴۳)۱٫

۱۳-۱۰-۲ وضعیت درآمدی سهامداران
عموم بازنشستگان، صندوق های پس انداز مؤسسات بیمه تنها به دلیل کسب سود سالیانه و یا دوره ای سهام شرکت ها را می خرند. شرکت هایی که چنین سهامداران

ی دارند و یا در بازاری که ترجیحات سرمایه گذاران چنین وضعیتی دارد برای حفظ تقاضای خرید سهام خود در سطح بالا، اجباراً باید مبلغی از سود خود را تقسیم کنند. برعکس در شرکت هایی که جنبه خانوادگی دارند و یا سهامداران به سود شرکت نیازی ندارند. بیش

تر، سود برای امر توسعه در شرکت باقی می ماند (رودپشتی و دیگران، ۱۳۸۵، ۲۸۶)۲٫

۱۴-۱۰-۲ منابع و مصارف وجوه
یکی از عوامل مؤثر در اتخاذ سیاست های تقسیم سود، وضعیت نقدینگی شرکت و یا خالص جریانات نقدی ورودی و خروجی است . هر قدر منابع وجوه شرکت کمتر از مصارف وجوه باشد بیانگر خالص جریان نقد خروجی است و یکی از عواملی است که نقدینگی را تحت تأثیر قرار می دهد.(چالاکی، ۱۳۸۲، ۴۱)۳٫

۱۵-۱۰-۲ نرخ رشد شرکت
شرکتی که به سرعت در حال رشد است حتی اگر سودده باشد ممکن است به منظور حفظ وجوه مورد نیاز برای فرصت های رشد خود ، پرداخت سود سهام را محدود کند . لذا صرف عدم پرداخت سود سهام از سوی یک شرکت به منزله زیان ده بودن آن شرکت نیست. چرا که بسیاری از شرکت ها برای استفاده از فرصت های سرمایه گذاری و رشد اقدام به استفاده از منابع داخلی می نمایند که سود سهام یکی از مهمترین آنهاست ولیکن اگر شرکت فرصت رشد نداشته باشد و در واقع دارای بازده ای کمتر از بازده تحصیلی سرمایه گذاران در سایر فرصت های سرمایه گذاری است نباید وجوه سود سهام را برای سرمایه گذاری در نزد خود نگهداری کند. سیاست های توسعه و رشد شرکت مستلزم سرمایه گذاری است و سرمایه گذاری نیازمند تأمین مالی است و تأمین مالی یا از طریق کاهش دارایی ها صورت می گیرد یا از طریق اخذ وام و افزایش بدهی ها و یا از محل صدور سهام و یا از محل سود نقدی شرکت.هر کدام از موارد بالا هزینه تأمین خود را داراست. باید توجه داشته باشیم که یک شرکت نه می تواند به طور مداوم، برای مدت طولانی از تقسیم سود خودداری کند و نه می تواند تمام سود خود را تقسیم کند زیرا شرکت در سرمایه گذاری های جدید می بایستی به ساختار سالم مالی (تناسب بدهی ها،دارایی ها و حقوق صاحبان سهام ) عنایت داشته باشد (عبداله پور ،۱۳۷۶، ۷۳) .

۱۶-۱۰-۲ هزینه های مربوط به انتشار سهام جدید
هزینه های انتشار سهام مانند هزینه های پذیره نویسی و تعدد فروش سها

م و بازار یابی باعث می شود که شرکت ها از تقسیم سود خودداری کرده و آن ها را بصورت سود سنواتی اندوخته نمایند. از نظر هزینه های فعلی باید توجه داشت که سود سنواتی هزینه کمتری برای سهامداران فعلی در مقایسه با انتشار سهام جدید دارد. فروش سهامرداخت می نمایند. نظر به اینکه حجم کم انتشار سهام جدید آن را پرهزینه می سازد، لذا استفاده از سود سنواتی به جای سهام جدید وقتی که شرکت طرح توسعه در دست دارد، مطلوب تر است. هر چند شرکت باید در سیاست تقسیم سود خود علاوه برهزینه های فعلی هزینه های آتی ناشی از تأمین مالی از طریق حقوق صاحبان سهام را به حساب می آورد (رودپشتی و دیگران ،۱۳۸۵، ۲۸۸) .

۱۱-۲ چگونگی پرداخت سود
شرکت های موفق درآمد کسب می کنند ، این درآمد های مجدداً در دارایی های عملیاتی سرمایه گذاری می شود یا برای خرید اوراق بهادار به کار می رود یا در بازپرداخت بدهی ها مورد استفاده قرار می گیرد و ممکن است بین سهامداران توزیع شود .در زمان تصمیم گیری پیرامون مقدار توزیع سود سهام بین سهامداران ، مدیران باید همواره هدف شرکت را که همانا به حداکثر رساندن ثروت سهامداران است ، در نظر داشته باشند. در این راستا لازم است به اشکال مختلف توزیع سود بپردازیم :
۱-۱۱-۲ تقسیم سود نقدی
سود نقدی یکی از معمول ترین طرق توزیع سود بین سهامداران شرکت است . در مورد سود نقدی نیز ثروت سهامداران پس از مجمع با ثروت آنان در قبل از مجمع باید برابر باشد . سود سهام از محل سود شرکت پرداخت می گردد در این ارتباط یکی از طرق پرداخت سود به صورت نقدی است . روند سود آوری بلند مدت و وجوه نقدینگی کافی مهمترین عامل در توانایی پرداخت سود سهام توسط شرکت است. نوسانات کوتاه مدت یا مقطعی در سود آوری شرکت ، هنگامی که روی وجه نقد یا سرمایه شرکت اثر نگذاشته اند، تأثیر کمی بر روی تصمیمات تقسیم سود شرکت می گذارد سود و جریان نقدی در طول زمان با اجرای فرصت های سرمایه گذاری متفاوت هستند ، معمولاً سود سهام شرکت ها در طول زمان متفاوت می باشد یا در هنگامی که حجم جریان نقدی شرکت زیاد است ، پرداخت سود افزایش می یابد و هنگامی که جریان نقد

ی شرکت محدود است و یا شرکت در صدد استفاده از فرصت های سرمایه گذاری است ، پرداخت سود کاهش می یابد. در ضمن در این ارتباط کاهش پرداخت سود برای تامین مالی طرح های سرمایه گذاری می تواند علامت های نادرستی را منعکس نماید که می تواند باعث کاهش قیمت سهام شود (بیابانی،۱۳۸۸ ،۳۴)۱٫
در پایان سال مالی با توجه به مهلت مقرر در قانون، مجمع

عمومی عادی تشکیل خواهد شد و قسمتی از سود قابل تقسیم بین سهامداران تقسیم خواهد شد و پس از مدتی سود تقسیم شده به سهامداران پ

رداخت می شود. ( در ایران حداکثر مدت فاصله تصویب تقسیم سود و پرداخت سود هشت ماه است ) پرداخت نقدی سود سهام به پیشنهاد مدیران و تصویب مجمع عمومی شرکت میسر می گردد. پرداخت نقدی سود سهام می تواند سه ماه یکبار ، شش ماه یکبار و یا سالانه باشد. در توزیع سود نقدی شرکت ها می توانند روش های مختلفی داشته باشند که در مباحث آتی به آنها پرداخته می شود.

 

۲-۱۱-۲ سود سهمی (سهام جایزه)
سود سهمی یا سهام جایزه یعنی شرکت بجای پرداخت سود ( به صورت نقد ) اقدام به توزیع سهام جایزه کند. سهام جایزه یک نوع افزایش سرمایه است که سهامدار بابت سهام جدیدی که دریافت می کند وجهی پرداخت نمی کند، بلکه وجه آن از سود انباشته یا اندوخته ها کسر می شود و پس از توزیع سهام جایزه قیمت سهام کاهش می یابد .
در توزیع سهام جایزه چون وجهی از سهامدار گرفته نمی شود ، دارایی های شرکت تغییر نمی کند بدهی ها و حقوق صاحبان سهام نیز تغییری نکرده فقط قسمتی از سود انباشته یا اندوخته ها به سرمایه منتقل می شود و کل حقوق صاحبان سهام تغییری نخواهد داشت. تقسیم سهام به شرکت اجازه می دهد که بدون صرف نقدینگی که برای

ادامه کار و یا توسعه شرکت ممکن است مورد نیاز باشد سود سهام را اعلام کند. بدین ترتیب شرکت بجای تقسیم سود سهام آن را برای توسعهبجای تقسیم سود حاکی از کسب سود بالاتر در آینده است. اگر سود افزایش نیابد بدلیل افزایش سهام، عایدی هر سهم کاهش می یابد از آنجا که کاهش عایدی هر سهم باعث کاهش ارزش بازار سهام می شود، بنابراین تصمیم گیری در مورد تقسیم سود سهام به صورت توزیع سهام فقط توسط هیئت مدیره انجام می شود وآن زمانی است که امکان افزایش عایدی هر سهم وجود داشته باشد (بیابانی ،۱۳۸۸ ،۳۵) .

۳-۱۱-۲ بازخرید سهام
در برخی کشورها گاه بجای پرداخت سود نقدی تعدادی از سهام شرکت را از بازار خریداری و آن ها را در شرکت نگهداری می کنند. این روش برای کنترل بیشتر شرکت بر قیمت بازار اعمال می شود. هرگاه قیمت سهام در بازار کاهش یابد، بازخرید سهام مانع کاهش زیاد قیمت می شود. زیرا با افزایش تقاضا، حجم عرضه را کنترل می کند و هنگامی که عرضه کاهش یافت و تقاضا زیاد شد، طبق مکانیسم عرضه و تقاضا باید قیمت افزایش یابد. در این حالت که قیمت افزایش یافت شرکت می تواند سهام بازخرید شده را در بازار به قیمت بیشتر بفروشد. که البته مطابق ماده ۱۹۸ لایحه اصلاح قسمتی از قانون تجارت مصوب ۱۳۴۷ بازخرید سهام شرکت در ایران ممنوع شده است (رودپشتی و دیگران،۱۳۸۵، ۲۷۹) .

۴-۱۱-۲ سود سهام به صورت دارایی
ممکن است شرکتی به جای توزیع سود سهام نقدی، مقادیری از دارایی هایش را بین سهامداران توزیع نماید این دارایی ممکن است شامل موجودی کالا، زمین و وسایل دیگر گردد.
دلیل عمده توزیع سود از این طریق ضعف نقدینگی شرکت در پرداخت سود سهام نقدی می باشد. در این نحوه پرداخت معمولاً قیمت بازار دارایی های محاسبه شده و تفاوت آن از ارزش دفتری و قیمت بازار که به سهامداران داده می شود، در دفاتر شرکت ثبت می گردد.

این نوع توزیع، ساختار سرمایه شرکت را تغییر داده و بر قیمت اعتباری شرکت تأثیر می گذارد و همچنین ارزش حقوق صاحبان سهام را کاهش می دهد(رود پشتی و دیگران ،۱۳۸۵، ۲۷۹)۱٫

۵-۱۱-۲ سود سهام به صورت اوراق قرضه
گاهی شرکت ها برای اجتناب از پرداخت مالیات به سود سنواتی ، بخشی از درآمد های جاری و سود انباشته خود را به حساب بدهی های جاری انتقال می دهند و از این طریق اقدام به انتشار اوراق قرضه یا سهام ممتاز برای پرداخت

سود می نمایند. این عمل باعث افزایش حجم بدهی های شرکت می شود. توزیع قرضه های بلند مدت نیز مانند موجودی جنسی به عنوان یک روش پرداخت سود سهام بندرت مورد استفاده قرار می گیرد. مسأله قابل توجه در این شیوه اینست که اگر سهامداران شرکت به طبقات متعددی تقسیم شده باشند در صورتی می توانند از اوراق قرضه به عنوان سود سهام استفاده کنند که این اوراق را بین کلیه گروه سهامداران توز

یع نمایند. در غیر این صورت اگر توزیع قرضه بین گروه خاصی صورت بگیرد، این امر باعث می شود که عملاً جمع بدهی های مستقیم و ثابت شرکت افزایش یابد و ریسک مالی نهایی را تمامی گروه های سهامدار متحمل خواهند شد.
به طور کلی مدیریت شرکت هایی که اقدام به انتشار اوراق قرضه به عنوان سود سهام می نمایند. با این کار در تلاشند تا در ذهن سهامداران این تصور را بوجود آورندکه شرکت از نظر مالی وضعیت سالمتر و مناسبتری نسبت به آنچه دیده می شود دارد (همان منبع ،۲۸۰)۲٫

۶-۱۱-۲ تجزیه سهام
تجزیه سهام روشی برای کاهش ارزش اسمی سهام افزایش تعداد سهام می باشد تجزیه سهام فقط ارزش اسمی را کاهش و تعداد سهام را افزایش می دهد و حقوق صاحبان سهام و سایر اقلام داخل حقوق صاحبان سهام بدون تغییر باقی می ماند. به طور کلی هدف از تجزیه سهام چند چیز است :
افزایش تعداد سهام

گسترش مالکیت
رساندن قیمت سهام به محدوده نرمال (مطلوب ) بازار

۷-۱۱-۲معکوس تجزیه سهام
گاهی شرکت به جای افزایش تعداد سهام تصمیم می گیرد ت

عداد سهام را کاهش دهد این کار می تواند از طریق عمل معکوس خرد کردن سهام یعنی کاهش تعداد سهام موجود انجام گیرد.
بدین ترتیب قیمت بازار سهم افزایش یافته و از معامله سهم با قیمت پایین جلوگیری می گردد.

۱۲-۲ سیاست های متداول تقسیم سود
سودآوری، معیار اصلی سنجش عملکرد مدیران واحد انتفاعی است. علاوه برآن مبنا، معیار ارزش گذاری سهام واحد انتفاعی که در نهایت موجب تحقق حداکثر شدن ثروت سهامداران است، نیز می باشد. اشخاص به قصد کسب سود، سهام یک واحد انتفاعی را خریداری می کنند و یا با تجمع خود واحد انتفاعی را تأسیس می کنند. سیاست تقسیم سود، بر انتظار سهامداران، منابع نقد در دسترس، شیوه تأمین مالی و تداوم فعالیت واحد انتفاعی تأثیر مستقیم دارد. سود سهام، بدهی شرکت به صاحبان سهام است. پرداخت سود سهام باید با توجه به نیازهای شرکت و صاحبان سهام انجام شود در طول سال های اول فعالیت شرکت ممکن است سود سهام قابل تقسیم کم باشد و یا جهت بالا بردن نقدینگی شرکت به صورت ذخیره حفظ شود. در روند فعالیت های شرکت پس از کسب رشد مناسبی از تولید و سود شرکت به نقدینگی کمتری جهت تأمین مالی طرح های توسعه نیاز دارد. درآن صورت شرکت قادر خواهد بود سهم بیشتری از سود سهام را پرداخت کند، بدین ترتیب با پرداخت اصولی سود سهام، افرادی که با هدف کسب درآمد بیشتر اقدام به خرید سهام می کنند به این شرکت جذب می شوند و در نتیجه علاوه بر حفظ ارزش بازار سهام، ارزش فعلی شرکت نیز در بازار افزایش می یابد (بیابانی ،۱۳۸۸ ،۳۶)۲٫
موضوع سیاست تقسیم سود همواره یکی از بحث برانگیز ترین مباحث مالی می باشد . تقسیم سود از دو جنبه بسیار مهم قابل بحث است. از یک نظر تقسیم سود عا

ملی اثر گذار بر سرمایه گذاری های پیش روی شرکت ها است و از سوی دیگر بسیاری از سهامداران شرکت، خواهان تقسیم سود نقدی هستند . از این رو مدیران همواره باید بین علایق مختلف سهامداران و فرصت های سرمایه گذاری تعادل بر قرار نمایند. بنابر

این تصمیمات تقسیم سود که از سوی مدیران شرکت ها اتخاذ می شود بسیار حساس و با اهمیت است.
واحد های انتفاعی می توانند سود خالص سالانه خود را به مصرف پرداخت سود سهام به سهامداران برسانند و یا وجوه آن را برای مقاصد دیگری نظیر بازپرداخت بدهی ها یا تأمین مالی سرمایه گذاری جدید مورد استفاده قرار دهند . افزایش سود سهام موجب پ

رداخت بیشتر وجوه نقد واحد انتفاعی به سهامداران می شود چنانچه مدیریت قصد نداشته باش

د از طریق مصرف دارایی ها یا افزایش بدهی ها سود سهام پرداختی را تأمین کند ، ناگریز باید با صدور و انتشار سهام اضافی وجوه لازم برای پرداخت سود سهام را تحصیل نماید. اما امکان دارد که تغییرات همزمانی در چندین سیاست واحد انتفاعی ایجاد شود . مثلاً شرکت ممکن است ،

سود سهام را کاهش دهد و وجوه مربوطه را صرف توسعه سرمایه گذاری خود کند یا از محل وجوه بخشی از بدهی های خود را باز پرداخت کند. به این ترتیب می توان گفت که توزیع سود سهام ، سرمایه گذاری و تأمین مالی با یکدیگر ارتباط نزدیکی دارند (نیکو مرام،۱۳۷۸ ،۳۰).

۱-۱۲-۲ اهداف سیاست تقسیم سود
پرداخت سود سهام به صاحبان سهام یکی از راه هایی است که شرکت می تواند بدان وسیله مستقیماً بر ثروت سهامداران اثر گذارد. بنابراین هدف از اجرای چنین سیاستی تعیین نقشی است که این سیاست در به حداکثر رسانیدن ثروت سهامداران ایفا می کند . از آن جا که سیاست تقسیم سود تحت تأثیر عوامل متعدد قرار می گیرد پرداخت تمام سود به سهامداران به معنی به حداکثر رسانیدن ثروت خواهد بود با این وجود توزیع سود سهام بین سهامداران دلایل متعددی دارد

که برخی از آن ها عبارتند از :
سود سهام درآمد با ثباتی برای سهامداران فراهم می آورد ، بطوری که می توانند بر اساس آن

هزینه زندگی خود را تنظیم نمایند .
سرمایه گذاران و خریداران سهام به گزارش ها و اخبار سود سهام سالانه شرکت ها توجه ویژه ای دارند.
تغییرات در سود سهام حاوی اطلاعات مفید برای سرمایه گذاران می باشد.
اگر سهامداران شرکت عادت به دریافت سود سهام داشته باشند مشکل است به یکباره سود سهام را متوقف کرد.
عدم پرداخت سود ممکن است باعث تبلیغات تهاجمی رقبا علیه شرکت شود .
سهامداران از طریق دریافت سود یا انتظار دریافت سود بازده سرمایه شان را بدست می آورند یا این شانس را پیدا می کنند که سهام خود را به قیمت بالاتری بفروشند.
پرداخت سود سهام باعث کاهش عدم اطمینان سهامداران نسبت به دریافت بازده سرمایه شان می شود ( نوو، ۲۰۰۰ ،۴۱۶) .

۲-۱۲-۲ اهمیت خط مشی تقسیم سود
اتخاذ خط مشی مناسب تقسیم سود و عوامل مؤثر بر سود سهام نقدی شرکت ها در یک بازار کارا دارای اهمیت زیادی می باشد چرا که از ویژگی های بازار کارا آن است که اطلاعات به سرعت بر قیمت سهام تأثیر می گذارد و اطلاعات به طور رایگان در دسترس همگان قرار می گیرد و در چنین بازاری قیمت اوراق بهادار به ارزش ذاتی آن نزدیک می شود . این بازار نسبت به اطلاعات جدید حساس است اگر اطلاعات تازه ای انتشار یابد (اطلاعات در مورد وضعیت سودآوری ، نقدینگی شرکت ، تقسیم سود) قیمت سهام عادی شرکت متناسب با جهت اطلاعات یاد شده تغییر خواهد کرد .
به طور کلی اهمیت خط مشی تقسیم سود می تواند از دو دیدگاه بیان شود .
الف- دیدگاه سهامداران :
سهامداران علی القاعده اهمیت زیادی برای این موضوع قائل هستند چرا که هر گروه از سهامداران با ویژگی های خودشان (شغلی،درآمد ،سنی و…) که خاص خود آن ها می باشد ، سیاست های تقسیم سود را که متناسب با این ویژگی ها می باشد ترجیح می دهند و اقدام به خرید

سهام شرکتی می کنند که در واقع شیوه پرداخت سود در آن شرکت متناسب با ویژگی های آنان باشد ، در واقع می توان گفت که این سیاست های تقسیم سود شرکت هاست که تا حد زیادی آرایش سهامداران شرکت را شکل می دهد. از دیدگاه سهامداران سود تقدی می تواند در رابطه با چگونگی پاسخ به سوالات زیر دارای اهمیت باشد :

آیا نحوه توزیع سود نقدی سهام در بازده کلی سهم تأثیر دارد؟ به بیان دیگر تفاوت معنی داری بین بازده شرکت ها با پرداخت سود نقدی بالا و بازده شرکت ها با پرداخت سود نقدی پایین در صورت ثابت ماندن سایر شرایط وجود دارد. در چنین حالتی سود نقدی سهام می تواند به عنوان یکی از وجوه متمایز این شرکت ها از نظر بازدهی اهمیت داشته باشد.
آیا سود نقدی حاوی اطلاعاتی در مورد سودآوری آتی شرکت ها می باشد؟ سرمایه گذار در صورت اعتقاد به وجود چنین علائمی نسبت به سهام مربوطه عکس العمل مثبتی نشان خواهد داد.
آیا سود نگهداری شده در شرکت ها به نحو مطلوبی به سرمایه گذاری های سودآور اختصاص می یابد؟ سهامدار انتظار دارد سود نگهداری شده از طرف شرکت با نرخ بازدهی حداقل برابر با سرمایه گذاری که وی می توانست در جای دیگر انجام دهد سرمایه گذاری شود.
ب- از دیدگاه مدیران
مدیران معمولاً در مورد عایدات شرکت دو تصمیم متفاوت می توانند اتخاذ کنند:
نگهداری سود در شرکت و اختصاص آن در پرداخت بدهی ها و تأمین مالی سرمایه گذاری ها و خرید دارایی های فیزیکی
توزیع سود به عنوان سود نقدی سهام به سهامداران
هر کدام از تصمیمات فوق آثاری بر ارزش کلی شرکت می گذارد که ارزیابی مزایا و معایب هر تصمیم منجر به اتخاذ راهکاری بخصوص خواهد شد . نگهداری سود شرکت اگرچه راحت ترین و به ظاهر ارزانترین راه رسیدن به منافع مالی برای شرکت محسوب می گردد و باعث استمرار رشد در درآمد های شرکت خواهد شد ولی در ضمن فشارهای ناشی از تقاضای سود نقدی سهام از طرف سهامداران و احتمالاً ترجیح آنان برای سود نقدی به دلیل ریسک پایین تر آن نسبت به سود احتمالی ناشی از افزایش قیمت سهام، مدیران را در تصمیم گیری عدم پرداخت سود مردد خواهد کرد.
همچنین پرداخت سود سهام نقدی مسائلی از قبیل توقف و یا کاهش رشد و توسعه شرکت به دلیل عدم دسترسی به بازار های سرمایه را بدنبال خواهد داشت . بنابراین اعلام راهبرد هایی در زمینه نحوه مطلوب تقسیم سود که باعث افزایش ارزش شرکت گردد می تواند تا حدودی اطلاعات مورد نیاز مدیران را در زمینه ی تصمیم گیری های دوگانه فوق فراهم آورد. به طور خلاصه خط مشی تقسیم سود نقدی سهام یک شرکت به دلایل زیر برای مدیران از اهمیت زیادی برخوردار است:
خط مشی تقسیم سود نقدی سهام ، در دیدگاه سرمایه گذاران تأثیر می گذارد. زمانی که پرداخت سود سهام از طرف شرکت قطع شود سهامداران نظرشان نسبت به شرکت نامطلوب خواهد شد و احتمالاً این موضوع را به عنوان مشکلات مالی شرکت تحلیل می نمایند و ممکن است سهام

خود را به فروش برسانند و این می تواند موجب کاهش ثروت سهامداران شود
خط مشی تقسیم سود نقدی سهام بر برنامه تأمین مالی و بودجه بندی سرمایه ای شرکت تأثیر می گذارد.عیت نقدینگی ضعیف ممکن است مجبور شود پرداخت سود نقدی سهام خود را محدود سازد
پرداخت سود نقدی سهام حقوق صاحبان سهام را کاهش می دهد، زیرا سود سهام از سود انباشته کسر می شود در نتیجه نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام شرکت افزایش می یابد (سعیدی،۱۳۸۴ ،۲)۱٫

۳-۱۲-۲ جایگاه سیاست تقسیم سود در مدیریت مالی
مدیریت مالی مسئولیت اتخاذ تصمیمات مالی با اهمیت را در شرکت ها به عهده دارد از جمله این تصمیمات مالی مهم، تصمیمات مرتبط با سیاست تقسیم سود است.سیاست تقسیم سود از جمله استراتژی های کوتاه مدت مؤثر بر توزیع سود نقدی و استراتژی های بلند مدت مؤثر بر ثروت سهامداران یعنی ارزش شرکت تلقی می شود که بر پایه نظریه های مرتبط شکل گرفته تدوین می شود. جایگاه سیاست تقسیم سود در مدیریت مالی با توجه به آثار مالی آن بر شرکت و مجموعه استفاده کنندگان اطلاعات مالی و مؤثر بر رفتار کلیه اشخاص ذیعلاقه ،ذینفع و ذیحق مورد ارزیابی قرار می گیرد.
تأثیر مستقیم و قابل ملاحظه سیاست تقسیم سود در فرایند ارزش آفرینی ، نیز اهمیت پیدا کرده است زیرا مقوله ارزش آفرینی یک راهبرد استراتژیک کسب و کار مدیریت مالی تلقی شده است و سیاست تقسیم سود نیز با نگاه راهبردی طراحی ، تدوین و ارائه می شود. بنابراین رابطه تفکیک و انکار ناپذیر بین سیاست تقسیم سود و مدیریت مالی با تأکید بر تأثیر آن در ارزش آفرینی موجب گردید که در ادبیات مدیریت مالی جایگاه خاص و با اهمیت پیدا کرده باشد و این امر بر اهمیت آن در حوزه مدیریت مالی راهبردی اضافه نموده است.

۱۳-۲ روش های تقسیم سود نقدی
در توزیع نقدی شرکت ها روش های مختلفی می توانند داشته باشند:

۱-۱۳-۲ تقسیم مبلغ ثابت و معین بین سهامداران
طبق این سیاست سود تقسیمی هر سهم مبلغ مشخصی بوده و شرکت بدون توجه به مبل

غ سود خالص ، مبلغ مذکور را هر ساله بین سهامداران تقسیم می نماید چنانچه در این حالت روند سود دهی شرکت بهبود حاصل نماید هرچند سال یکبار سود تقسیمی را افزایش و اگر روند سود دهی نزولی باشد کاهش می دهد . این سیاست تقسیم سود برای شرکت هایی خوب است که سود آوری آن ها از نوسانات کمی برخوردار باشد. در این نوع سیاست تقسیم سود با سه

امداران عادی مانند سهامداران ممتاز برخورد می شود و بدون توجه به سیاست های سرمایه گذاری شرکت ، مبلغ ثابتی بین آن ها تقسیم می شود. حسن این روش این است که سهامداران می توانند با افزایش سود نقدی در مورد بهبود و خوش بین بودن مدیران نسبت به آینده علایمی بدست آورند . ایراد این روش این است که شرکت در سال هایی که نیاز به پول دارد به علت تقسیم ثابت سود مجبور است که از منابع مالی خارجی تأمین مالی نماید.

۲-۱۳-۲ تقسیم درصد ثابتی از سود (تقسیم سود متغیر)
تعدادی از شرکت ها همه ساله درصد معینی از سود خود را بین سهامداران تقسیم می کنند. چنین سیاستی باعث خواهد شد که سود پرداختی به سهامداران همراه با نوسانات سود خالص تغییر نماید . این سیاست به شرکت این اطمینان را خواهد داد که کسر منابع مالی یا مازاد منابع مالی ناشی از تقسیم سود ثابت را نداشته باشد. این روش بدلیل اینکه میزان سود دریافتی متغیر و نامعلوم می شود مخصوصاً برای سهامدارانی که متکی به دریافت سود هستند روش خوشایندی نیست .

۳-۱۳-۲ تقسیم سود ثابت به علاوه حاشیه متغیر
در این سیاست شرکت یک مبلغ معمولاً پایین را بطور دائم به سهامداران پرداخت می کند و با افزایش یا کاهش سود درصدی را به آن اضافه می کند. در سال هایی که سودآوری خوب بوده شرکت مبلغ اضافه را پرداخت می کند و سال هایی که سودآوری خوب نبوده یا شرکت به منابع مالی نیاز دارد، مبلغ اضافی را پرداخت نمی کند.

۴-۱۳-۲ تقسیم سود مازاد
در این سیاست تقسیم سود، شرکت ابتدا کلیه نیاز های سرمایه گذاری و مالی خود را از سود سال کسر می کند . هرچقدر سود علاوه بر نیازهای سرمایه گذاری و مالی شرکت باقی ماند ، بین سرمایه گذاران عادی شرکت تقسیم می شود. به سود مازادی که در شرکت باقی می

ماند جریانات نقدی آزاد می گویند. ( نوو، ۲۰۰۰ ، ۴۲۳) .

۱۴-۲ جنبه های قانونی تقسیم سود در ایران

در قانون تجارت ایران مواردی که مربوط به تقسیم سود می باشد در لایحه قانونی مصوبه ۲۴ اسفند سال ۱۳۴۷ به شرح زیر آمده است:
به استناد ماده ۲۳۷ سود خالص شرکت در هر سال مالی عبارت است از درآمد حاصل از همان سال منحای کلیه هزینه ها و استهلاک و ذخیره ها

به استناد ماده ۲۳۸ از سود خالص شرکت پس از زیان های وارده در سال های قبل باید معادل یک بیستم آن به بر طبق ماده ۱۴۰ به عنوان اندوخته قانونی منظور شود . هر تصمیمی بر خلاف این ماده باطل است.
به استناد ماده ۲۳۹ سود قابل تقسیم عبارت است از سود خالص شرکت پس از زیان های سال های قبل و اندوخته قانونی مذکور در ماده ۲۳۸ و سایر اندوخته های اختیاری به علاوه سود قابل تقسیم سال های قبل که تقسیم نشده است.
به استناد ماده ۲۴۰ مجمع عمومی پس از تصویب حساب های سال مالی و احراز اینکه سود قابل تقسیم وجود دارد مبلغی از آن را که باید بین صاحبان سهام تقسیم شود تعیین می کند.

۱۵-۲ نظریه های سیاست تقسیم سود
دو مکتب فکری متفاوت در ارتباط با اهمیت سیاست سود سهام وجود دارد. مکتب اول که بعنوان مکتب بازارهای ناقص معروف است سیاست تقسیم سود را با اهمیت و مربوط تلقی می کند اما بر چگونگی تاثیر گذاری این سیاست بر قیمت سهام بین آنان اختلاف نظر وجود دارد

و در مکتب دوم یعنی مکتب بازارهای کامل که طرفداران آن سیاست پرداخت سود سهام را اساساً نامربوط می دانند. از مکاتبات مذکور سه نظریه مربوط به ترجیح سرمایه گذاران استخراج می شود که به شرح ذیل می باشد:
نظریه مربوط بودن سود سهام با قیمت سهام
نظریه نامربوط بودن سود سهام با قیمت سهام

نظریه ترجیح مالیاتی

۱-۱۵-۲ نظریه مربوط بودن سود سهام با قیمت سهام
در مکتب بازارهای ناقص بدلیل ناقص بودن بازارها (وجود هزینه های مبادله، هزینه بدست آوردن اطلاعات و مسایل مالیاتی ) اهمیت پرداخت سود سهام مورد تاکید قرار می گیرد. برخی از پیروان مکتب مزبور به پیروی از عقاید پروفسور لیتزبنرگر از دانشگاه استانفورد معتقدند که پرداخت سود سهام کمتر و تامین مالی پروژه های سرمایه ای از منابع داخلی در مقایسه با پرداخت سود سهام بیشتر از منابع خارجی به مصلحت شرکت است . تامین مالی داخلی در مقایسه با تامین مالی خارجی ( از طریق انتشار سهام ) ارزانتر و بهتر تلقی می شود زیرا سهامداران فعلی درآمد خود را از طریق سود سرمایه ای تحصیل می کنند ( به جای دریافت سود سهام ) که از لحاظ پرداخت مالیات بر درآمد به نفع آنان است. عده ای دیگر مانند جان چیلد توصیه می کنند که واحد های انتفاعی باید سود سهام نسبتاً زیادی بپردازند. حتی اگر ناگریز از انتشار و فروش سهام جدید بشوند. این گروه استدلال می کنند که سهامداران ممکن است مخا

رج زندگی خود را از محل درآمد سود سهام تامین کنند و کاهش این درآمد آنان را مجبور به فروش سهام و تحمل هزینه های مربوطه خواهد کرد . آنان اعتقاد دارند که تقسیم سود بیشتر سهامداران را از زیان های احتمالی آتی برحذر می دارد.
براساس استدلال های این گروه واحد های انتفاعی می توانند با پرداخت سود سهام زیاد توانایی خود را در تحصیل وجه نقد و تأمین بازده مناسب برای سرمایه گدلیل وجود هزینه های متنوع معادله اوراق بهادار بهتر است و مؤسسات ازیک سیاست پرداخت سود سهام با ثبات پیروی کنند.
نتیجه اساسی نظریه مربوط بودن تقسیم سود این است که سیاست تقسیم سود بر بر نرخ بازده مورد انتظار سرمایه گذاران از حقوق صاحبان سرمایه عادی تأثیر دارد.

۲-۱۵-۲نظریه نامربوط بودن سود سهام با قیمت سهام
فرانکو مودیلیانی ومرتون میلر در مقاله ای که در سال ۱۹۶۱ منتشر شد بحث جامعی در مورد نامربوط بودن سود سهام ارائه داده اند. آنها بیان می کنند ارزش یک شرکت صرفاً متکی به قدرت سود های شرکت بوده و تحت تأثیرطریقه ای که سود شرکت بین سود نقدی سهام و سود انباشته می شود قرار نمی گیرد. به بیان دیگر آنها مطرح می کنند که با در نظر گرفتن تصمیمات سرمایه گذاری یک شرکت نسبت به پرداخت سود سهام مسئله ای جزئی بیش نیست و تأثیری بر ثروت سهامداران ندارد.
این نظریه به عنوان «قضیه نامربوط بودن سود سهام میلر و مودیلیانی» نامیده شده که بر فرضیات اساسی به شرح زیر بنیان گذاشته شده است:
وجود بازار کامل سرمایه که در آن اطلاعات بدون هیچ گونه هزینه ای در اختیار همه قرار می گیرد، هیچ گونه هزینه داد و ستد وجود ندارد، اوراق بهادار قابل تقسیم و تجزیه بوده ، سرمایه گذاران منطقی فرض شده و هیچ سرمایه گذاری نمی تواند بر قیمت بازار تأثیر بگذارد.
انتشار اوراق بهادار بدون تحمل هزینه صورت می پذیرد.

هیچ گونه مالیاتی وجود ندارد.
مؤسسه دارای خط مشی سرمایه گذاری ثابت است.
هر سرمایه گذار از سرمایه گذاری های آینده و سود شرکت یقین و آگاهی کامل دارد. (البته MM این فرض را بعداً کنار می گذارد.)
اساس استدلال میلر و مودیلیانی به شرح زیر است:
اگر سود شرکت به جای پرداخت شدن به شکل سود سهام نقدی در شرکت نگهداری شود سهامداران در اصل از یک نوع سرمایه گذاری جدید برابر با سود نگهداری شده متعلق با آن ها برخوردار خواهندشد.

از طرف دیگر چنانچه شرکت سود های بدست آمده را به جای آنکه نگهدارد به جای پرداخت سود ، سهام توزیع کند آنگاه سهامداران از دریافت سود سهام نقدی همان قدر بهره می برند که ممکن بود از محل افزایش سرمایه در صورت عدم تقسیم سود بهره مند شوند به همین دلیل MM نتیجه می گیرند که تقسیم سود شرکت بین سود نقدی و سود انباشته از نظر سهامداران نامربوط است به عبارت دیگر تصمیمات تقسیم سود سهام جاری و آینده تأثیری بر ثروت سهامداران ندارد. آنچه بر ثروت سهامداران تأثیر دارد جریان عایدات نقدی مورد انتظار آینده شرکت است .

۳-۱۵-۲ نظریه ترجیح مالیاتی
در بازارهای سرمایه ، سودهایی که از طریق عایدی سرمایه ای (افزایش قیمت سهم ) عاید می شود بهتر از سود نقدی توزیع شده بین سهامداران است زیرا معافیت مالیاتی عایدی سرمایه ای بیشتر از سود نقدی است . و رفتار مالیاتی موجب می شود تا سهامداران شرکت هایی را که افزایش سرمایه بیشتر فراهم می کنند بر آن ها که سود تقسیمی سخاوتمندانه دارند ترجیح دهند . بر این استدلال در نظریه مطلوبیت نسبت به پرداخت سود سهام پایین شکل گرفته است و تحت عنوان «نظریه ترجیح مالیاتی» که طرفداران آن از جمله برنان می باشد مطرح شده است.
برنان در مقاله خود تحت عنوان «مالیات ها ، ارزشیابی بازار و خط مشی مالی شرکت ها » در سال ۱۹۷۰ می نویسد: نرخ نهایی مالیات بالاتر سود سهام نسبت به عایدی سرمایه ای به سود قبل از مالیات مورد انتظار بالاتر روی سهام می انجامد. استدلال وی به طور خلاصه به قرار زیر است:
با توجه به اینکه نرخ مالیات عایدات سرمایه ای کمتر از مالیات نقدی سود سهام است بنابراین سرمایه گذاران ثروتمند (کسانی که بیشترین تعداد سهام را دارا می باشند و بیشترین سود را دریافت می کنند ) ممکن است عدم تقسیم سود شرکت ها را ترجیح دهند .
از آنجا که مالیات عایدات سرمایه ای تا زمان فروش سهام پرداخت نمی شود با تو

جه به ارزش زمانی پول هر دلاری که بابت مالیات در آینده پرداخت می شود هزینه مؤثر کمتری نسبت به دلاری که امروز پرداخته می شود دارد.
اگر سرمایه گذار (سهامدار) تا هنگام فوت سهام را در مالکیت خود داشته باشد مشمول مالیات عایدات سرمایه ای نخواهد بود در چنین حالتی ارزش سهام سرمایه گذار معادل قیمت تمام شده آن در نظر گرفته می شود و لذا از مالیات عایدات سرمایه ای معاف می شود.
با توجه به موارد مذکور تأثیر اختلاف مالیاتی مطلوب در مورد عایدی سرمایه در ذخیره های مالیاتی قابل مشاهده است. از این رو صرفه مالیاتی عایدی سرمایه و سود سهام قویاً به نف

ع اتخاذ یک خط مشی تقسیم سود مبتنی بر نگهداری عایدات در مؤسسه در مقابل تقسیم و پرداخت سود قرار می گیرد(سعیدی،۱۳۸۴، ۳۵).

۱۶-۲ شاخص های سنجش عملکرد
روشن ترین معیار عملکرد قیمت سهام است ، اما قیمت سهام از یک ضعف برخوردار است ، زیرا برخی عوامل که در قیمت سهام تأثیر دارند مانند شرایط اقتصادی و سیاسی جامعه و جهان خارج از کنترل می باشد بنابراین معیار مورد استفاده بایستی از دو ویژگی برخوردار باشد :
– در معرض تمام عواملی که در خارج از کنترل بوده و بر قیمت سهام تأثیر دارند ، نباشد.
– بیشترین رابطه را با تغییرات در ثروت سهامداران داشته باشد.
این ویژگی اصلی ترین تنشی است که یک معیار عملکرد خوب ، بایستی آن را حل کند .
تحقیقات صورت گرفته توسط استیوارت نشان داده است که از بین معیار های ارزش افزوده اقتصادی ، رشد فروش ، رشد سود ، نرخ بازده دارایی ها و نرخ بازده حقوق صاحبان سهام ، ارزش افزوده اقتصادی بالاترین رابطه را با تغییرات ارزش بازار سهام دارد و می تواند بیشتر از %۵۰ تغییرات در این عامل را تشریح نماید . اگر به تاریخچه مدل هایی که به منظور ایجاد ارزش به وجود آمده اند نظری بیاندازیم می توانیم سیر تاریخی این مدل ها را بدین گونه ترسیم کرد :

جدول (۱-۲): تاریخچه مدل هایی که به منظور ایجاد ارزش به وجود آمده اند
دهه ۱۹۲۰
سیستم دوپونت

نرخ بازده سرمایه گذاری دهه ۱۹۷۰
سود هر سهم
ترکیب حقوق صاحبان سهام
دهه ۱۹۸۰
نسبت های ارزش بازار به ارزش دفتری
بازده حقوق صاحبان سهام دهه ۱۹۹۰
ارزش افزوده اقتصادی

معیار ارزیابی متوازن
ارزش افزوده بازار

۱۷-۲ ارزش افزوده اقتصادی
۱-۱۷-۲ اهمیت ارزش افزوده اقتصادی
در حقیقت فلسفه اصلی ایجاد یک واحد انتفاعی همان سود آوری است. اما آیا منظور از سود همان سودی است که در صورت های مالی نشان داده می شود؟ جواب منفی است . سودی که مورد انتظار سهامداران و سرمایه گذاران است غیر از سودی است که در صورت حساب سود و زیان نشان داده می شود ،سودی که در صورت حساب سود و زیان نشان داده می شود فقط هزینه های بدهی را در نظر می گیرد و هزینه های حقوق صاحبان سهام را نادیده می گیرد. با بکار گیری EVA هم هزینه بدهی و هم هزینه حقوق صاحبان سهام در نظر گرفته می شود و بدین ترتیب سود حسابداری به سود اقتصادی تبدیل می شود . از سوی دیگر سود حسابداری با اتخاذ روش های مختلف حسابداری از قبیل روش ارزیابی موجودی ها، روش های استهلاک سرمایه یا هزینه تلقی کردن هزینه های مخارج تحقیق و توسعه ودر نظر گرفت ذخایر مختلف می تواند براساس نظر خاص مدیران تغییرکند و از عملکرد واقعی شرکت فاصله بگیرد . بنابراین شاخص های مبتنی بر ROI,ROE,ARR نمی تواند عملکرد شرکت را نشان دهد با بکارگیری EVA وتعدیلات پیشنهادی استیوارت می توان اثرات روش های حسابداری را مرتفع ساخته و عملکرد واقعی از شرکت را ارائه نمود ( پارسائیان ،۱۳۸۴ ،۳۸۶).
تعدادی از تعدیلات مهم حسابداری از دیدگاه استوارت و یانگ را میتوان به شرح زیر برشمرد:
جدول (۲-۲): معادل های حقوق صاحبان سهام از دیدگاه استوارت
انتقال به حساب سرمایه شامل انتقال به حساب سود عملیاتی پس از کسر مالیات
۱- ذخیره مالیات معوق

۲- ذخیره ارزیابی موجودی کالا با روش LIFO
3-استهلاک انباشته سرقفلی
۴- سرقفلی ثبت شده
۵-خالص دارایی های نامشهود سرمایه ای
۶-اندوخته هزینه یابی به روش کامل
۷-ذخیره های دیگر نظیر ذخیره م م و

۸-ذخیره درآمد معوق ۱-افزایش در ذخیره مالیات معوق
۲-افزایش در ذخیره LIFO
3-هزینه استهلاک سرقفلی
۴-تعدیلی از این بابت ندارد
۵-افزایش در خالص دارایی های نامشهود سرمایه ای
۶-افزایش اندوخته دراندوخته هزینه یابی بروش کامل
۷-افزایش در سایر ذخیره ها نظیر ذخیره م م و
۸-افزایش در ذخیره درآمد معوق

یانگ نیز تعدیلات حسابداری را در خصوص مواردی نظیر تحقیق و توسعه ، تحقیقات بازاریابی و ذخیره مطالبات مشکوک الوصول، استهلاک انباشته، سرقفلی، هزینه یابی کامل در مقابل کوشش های موفقیت آمیز ، ذخیره Lifo ، هزینه آموزش و سایر هزینه ها و سایر معادل های حقوق صاحبان سهام متذکر شده است.
ارزش افزوده اقتصادی را می توان از طرق گوناگونی نظیر ارتقای کارایی عملیاتی ، سرمایه گذاری در پروژه هایی که نرخ بازدهی بیش از نرخ هزینه سرمایه دارند ، حذف فعالیت های اقتصادی ، فروش دارایی های کم بازده و بی مصرف و اختصاص وجوه به فعالیت های سودآور و کاهش هزینه سرمایه از طریق تنظیم سیاست های مالی شرکت افزایش داد (انواری رستمی ودیگران،۱۳۸۳ ، ۷)۱٫

۲-۱۷-۲ کاربرد EVA

معیار های سنجش عملکرد جزء اصلی سیستم های کنترلی مدیریت می باشند . برنامه ریزی های خوب و تصمیمات کنترلی نیازمند چگونگی شناخت از چگونگی عملکرد واحد هاست. مدیریت سطح بالا باید مدیران و کارکنان را برای دستیابی به اهداف سازمان تحریک نماید ، ارزیابی عملکرد و پاداش ها عناصر کلیدی در جهت تحریک مدیران است.
ارزیابی عملکرد مدیران در سطح بالا در تصمیم گیری در مورد حقوق ، پاداش ، ارزیابی های آتی و خط مشی های توسعه کمک می کند . به طور خلاصه کاربرد های EVA در دو گروه زیر ارائه می شود:
الف) کاربرد های داخلی EVA
ابزار مدیریتی سنجش عملکرد (چو، ۱۹۹۷،۶۴)

معیار جامع سنجش بهره وری(دراکر)
ابزار تعیین رابطه مالکیت با مدیریت شرکت (روجرسون و لنکوتیس، ۱۹۹۹،۸۷)
ب) کاربرد های خارجی EVA
– ابزاری برای سرمایه گذاری (تولی ،۱۹۹۸ و لفکوتیس۱۹۹۹،۱۰۲)
– معیار پیش بینی فیمت سهام (تیتل جام ،۱۹۹۷، ۶۷)
– ابزار سنجش خلق ارزش (استرن –استوارت،۲۰۰۱، ۹۱)
– چارچوبی برای مدیریت مالی (موریس، ۲۰۰۱،۸۲)
– چارچوب مؤثر بر فرهنگ سازمانی و ارتقا کیفیت کاری شاغلین(همان منبع، ۸۲)

۳-۱۷-۲ مزایای EVA
EVA دارای مزایای زیادی است که می توان مهمترین آن ها را به شرح زیر بیان کرد:
بکارگیری EVA همواره با ارزیابی متوازن BSC موجبات ایجاد ارزش بیشتر برای شرکت ها را فراهم می آورد.
استفاده از EVA باعث کسب بازدهی بالاتر می شود.
EVA به عنوان معیار اندازه گیری عملکرد کمتر در معرض تحریف های حسابداری قرار دارد به عبارتی دیگر از طریق انجام تعدیلات انحرافات ناشی از تغییر روش ها به حداقل می رسد.
EVA با ارزش بازار شرکت در ارتباط است.
EVA روش مناسبی برای تضمین اهداف و اندازه گیری عملکرد ، استراتژی ها ، تخصیص سرمایه ، طراحی سیستم پاداش ، افزایش سرمایه و قیمت گذاری می باشد.
EVA معیاری است که نشان می دهد عملکرد واقعی شرکت نسبت به عملکرد پیش بینی شده افزایش یا کاهش داشته است.
EVA به عنوان معیار داخلی سنجش عملکرد موفقیت شرکت در افزودن ارزش به سرمایه گذاری سهامدارانش را به بهترین نحو نشان می دهد.

 

EVA مدیران ارشد شرکت را نسبت به معیاری که بیشتر تحت کنترل آن ها است پاسخگو می کند. (نرخ بازده سرمایه و هزینه سرمایه به وسیله تصمیمات آن ها تحت تأثیر قرار می گیرد.)
EVA از طریق همه تصمیماتی که مدیران شرکت ها اتخاذ می کنند تحت تأثیر واقع می شوند. (تصمیمات مربوط به تقسیم سود ، سرمایه گذاری و نرخ بازده سرمایه گ

ذاری) تصمیمات مربوط به تأمین مالی هزینه سرمایه را تحت تأثیر قرار می دهد.

۴-۱۷-۲ معایب EVA
ارزش افزوده اقتصادی بخاطر اینکه هزینه فرصت منابع بکار گرفته شده را برمبنای ارزش دفتری آن ها محاسبه می کند ، می تواند تا حدودی گمراه کننده باشد. EVA به لحاظ اتکا بر ارقام تاریخی فاقد ویژگی مربوط بودن در تصمیم گیری است.
برای تجزیه و تحلیل ارزش افزوده اقتصادی ، شناسایی همه منابعی که در یک شرکت مورد استفاده قرار گرفته اند، ضروری است بسیاری از دارایی هایی که در فعالیت های یک شرکت بکار گرفته می شوند ، دارایی های نامشهود هستند که شناسایی ، تعیین ارزش و تعیین هزینه سرمایه برای آن ها مشکل است.
گاهی اوقات تجزیه و تحلیل غیر عملی است ، به عنوان یک قاعده کلی ، تجزیه و تحلیل ارزش افزوده اقتصادی برای شرکت های تازه تأسیس و شرکت های سرمایه گذاری مناسب نیست.
یکی دیگر از مشکلات ارزش افزوده اقتصادی ، هزینه زیاد اجرا و محاسبه آن است . محاسبه عملیاتی ارزش افزوده اقتصادی بسیار وقت گیر و پر هزینه است.
مشکل دیگر ارزش افزوده اقتصادی آن است که تورم نتایج آن را تحریف می کند و تحت شرایط تورمی (شرایط کشور ایران) ارزش افزوده اقتصادی برای برآورد بهره وری واقعی نمی تواند بکاررود.

۱۸-۲ ارزش افزوده بازار
هدف اولیه اکثر شرکت ها افزایش ثروت سهامداران است. بدیهی است که این هدف منافع سهامداران را تأمین می کند. همچنین این هدف برای اطمینان از تخصیص منابع کمیاب به طور کارا کمک می کند تفاوت ارزش بازار سهام شرکت و مقدار سرمایه تأمین شده توسط سهامداران ارزش افزوده بازار نامیده می شود. هرچه قدر MVA بالاتر باشد، مدیریت از عملکرد بهتری برخوردار می باشد. گاهی اوقات MVA به عنوان کل ارزش بازار شرکت منهای کل مقادیر سرمایه عرضه شده توسط سرمایه گذاران تعریف می شود. برای اکثر شرکت ها منابع تأمین مالی شامل سهام عادی ، بدهی ها و سهام ممتاز می باشد . ما می توانیم کل مقدار سرمایه عرضه شده توسط سرمایه گذاران را مستقیماً از ارزش ارائه شده در صورت های مالی محاسبه کنیم . کل ارزش بازار یک شرکت مجموع ارزش بازار حقوق صاحبان سهام عادی، بدهی ها و سها

م ممتاز می باشد. با توجه به اینکه قیمت سهام به آسانی در دسترس است، محاسبه ارزش بازار سهام شرکت آسان است. اما همیشه محاسبه ارزش بازار بدهی آسان

نیست. از این رو بیشتر تحلیل گران ارزش بدهی گزارش شده در صورت های مالی یا ارزش دفتری بدهی ها را به عنوان برآورد ارزش بازار آن بکار می برند. چنانچه ارزش بازار بدهی تقریباً برابر با ارزش دفتری آن باشد هر دو روش مذکور به یک نتیجه ختم می شود (احمدپور و یحیی زاده فر،۱۳۸۳ ،۸۸-۸۹)۲٫
بنابراین شرکتی که بازدهی معادل هزینه سرمایه اش تحصیل نماید ارز

 

ش بازارش برابر با سرمایه به کار گرفته شده اش خواهد بود وسپس ارزش افزوده بازار مساوی صفر خواهد شد. شرکتی که بازدهی کمتر از هزینه سرمایه اش تحصیل کند و ارزش افزوده اقتصادی منفی داشته باشد انتظار می رود که ارزش بازارش کمتر از سرمایه بکار رفته شده اشش باشد دارای ارزش افزوده اقتصادی مثبت خواهد بود. لذا ارزش افزوده بازار بزرگتری را ایجاد خواهد کرد. افزایش ارزش افزوده بازار باید هدف هر شرکتی باشد که بدنبال حداکثر کردن ثروت سهامداران خود می باشد. بنابراین ارزش افزوده اقتصادی معیار داخلی اندازه گیری عملکرد و ارزش افزوده بازار معیار خارجی اندازه گیری عملکرد می باشد (جهانخانی و دیگران ،۱۳۷۳ ،۱۶۷)۳٫

۱-۱۸-۲ مزایای MVA
در هر لحظه از زمان می توان ارزش افزوده بازار را به صورت ارزیابی بازار سهام از خالص ارزش فعلی تمام پروژه های سرمایه گذاران گذشته و آینده شرکت در نظر گرفت.
ارزش افزوده بازار به عنوان معیار سنجش عملکرد در معرض تحریف های حسابداری در اندازه سرمایه (بویژه در اثر تورم) قرار نمی گیرد.
نرخ رشد شرکت (شامل رشد سود هر سهم) فقط در صورتی می تواند ارزش افزوده بازار را افزایش دهد که نتیجه انجام سرمایه گذاری هایی باشد که بازدهی آن ها بیشتر از هزینه سرمایه است.

پرداخت یا عدم پرداخت سود سهام هیچ تأثیری بر ارزش افزوده بازار نخواهد داشت.
ارزش افزوده بازار قابل اعتماد ترین معیار سنجش عملکرد گذشته شرکت ها و نیز پیش گویی مفیدی از عملکرد آتی است.
تمام مزایایی که برای ارزش افزوده اقتصادی مطرح می شود در مورد ارزش افزوده بازار نیز صادق است (شجاع ،۱۳۸۸ ،۳۲) .

۲-۱۸-۲ معایب MVA

برای شرکت های خارج از بورس محاسبه ارزش افزوده بازار مشکل است.
زمانیکه محاسبه ارزش افزوده اقتصادی امکان پذیر نیست یا مناسب نمی باشد. استفاده از روش ارزش افزوده بازار می تواند دچار مشکل شود (همان منبع ،۳۲) .

۱۹-۲ جریان نقدی عملیاتی
مبلغ‌ جریانهای‌ نقدی‌ ناشی از فعالیتهای‌ عملیاتی‌، یكی‌ از شاخصهای‌ اصلی‌ ارزیابی‌ این‌ موضوع‌ است‌ كه‌ عملیات‌ واحد تجاری‌ تا چه‌ میزان‌ به‌ جریانهای‌ وجه نقد كافی‌ جهت‌ بازپرداخت‌ وام ها، نگهداشت‌ توان‌ عملیاتی‌ واحد تجاری‌ و پرداخت‌ سود سهام‌ منجر شده‌ و انجام‌ سرمایه ‌گذاریهای‌ جدید را بدون‌ تمسك‌ به‌ منابع‌ مالی‌ خارج‌ از واحد تجاری‌ میسر كرده‌ است‌. ارائه‌ اطلاعات‌ دربار

ه‌ جزئیات‌ جریانهای‌ نقدی‌ عملیاتی‌ تاریخی‌، در كنار سایر اطلاعات‌، برای‌ پیش‌ بینی‌ جریانهای‌ نقدی‌ آتی‌ مفید خواهد بود. فعالیتهای‌ عملیاتی‌ عبارت‌ است از فعالیتهای‌ اصلی‌ که مولد درآمد عملیاتی‌ واحد تجاری‌ است‌.
فعالیتهای‌ مزبور متضمن‌ تولید و فروش‌ كالا و ارائـه‌ خدمات‌ است‌ و هزینه‌ها و درآمدهای‌ مرتبط‌ با آن‌ در تعیین‌ سود یا زیان‌ عملیاتی‌ در صورت‌ سود و زیان‌ منظور می‌شود. جریانهای‌ نقدی‌ ناش

ی از فعالیتهای‌ عملیاتی‌ اساساً دربرگیرنده‌ جریانهای‌ ورودی‌ و خروجی‌ نقدی‌ مرتبط‌ با فعالیتهای‌ مزبور است‌.
مثالهایی‌ از جریانهای‌ نقدی‌ ناشی از فعالیتهای‌ عملیاتی‌ به‌ شرح‌ زیر است‌:
الف.‌ دریافتهای‌ نقدی‌ حاصل از فروش‌ كالا و ارائـه‌ خدمات‌
ب.دریافتهای‌ نقدی‌ حاصل از حق‌ امتیاز، حق‌الزحمه‌، كارمزد و سایر درآمدهای‌ عملیاتی
ج.پرداختهای‌ نقدی‌ به‌ فروشندگان‌ كالا و خدمات‌
د.پرداختهای‌ نقدی‌ به‌ كاركنان‌ واحد تجاری‌ یا از جانب‌ آنها.
ﻫ.دریافتها و پرداختهای‌ نقدی‌ یك‌ شركت‌ بیمه‌ بابت‌ حق‌ بیمه‌ها، خسارات‌، مستمریها و سایر پرداختهای‌ بیمه‌ای‌
و.دریافتها و پرداختهای‌ مرتبط‌ با قراردادهای‌ منعقد شده‌ با اهداف‌ تجاری‌ و عملیاتی‌
ز.پرداختهای‌ نقدی‌ بابت‌ مزایای‌ پایان‌ خدمت‌ كاركنان‌ و هزینه‌ سازماندهی‌ مجدد

واحدهای‌ تجاری‌ باید جریانهای‌ نقدی‌ ناشی از فعالیتهای‌ عملیاتی‌ را با بكارگیری‌ یكی‌ از روشهای‌ زیر گزارش‌ كنند:
الف.روش‌ مستقیم‌ كه‌ به موجب‌ آن‌ ناخالص‌ وجوه نقد دریافتی‌ و پرداختی‌ بر حسب‌ طبقات‌ عمده‌ افشا می‌ شود.

ب.روش‌ غیرمستقیم‌ كه‌ به موجب‌ آن‌ سود یا زیان‌ عملیاتی‌ با انجام‌ تعدیلات‌ به‌ خالص‌ جریانهای‌ نقدی‌ ناشی از فعالیتهای‌ عملیاتی‌ تبدیل‌ می‌ شود. به عبارت دیگر اثر معاملات‌ و رویدادهایی‌ كه‌ دارای‌ ماهیت‌ غیرنقدی‌ است‌ و اثر اقلامی‌ كه‌ در محاسبه‌ سود یا زیان‌ عملیاتی‌ دوره‌ جاری‌ منظور شده‌ باشد ، لیكن‌ جریانهای‌ نقدی‌ مرتبط‌ با آنها در دوره‌ های‌ قبل‌ حادث‌ شده‌ یا در دوره‌های‌ آینده‌ حادث‌ خواهد شد و بالعكس‌ حذف می شود.
مزیت‌ اصلی‌ روش‌ مستقیم‌ این‌ است‌ كه‌ دریافتها و پرداختهای‌ نقدی‌ عملیاتی‌ را نشان‌ می‌دهد. اطلاع‌ از منابع‌ مشخص‌ دریافتهای‌ نقدی‌ و مقاصد مربوط‌ به‌ پرداختهای‌ نقدی‌ انجام‌ شده‌ در دوره‌های‌ گذشته‌ می‌تواند در براورد جریانهای‌ نقدی‌ آتی‌ مفید واقع‌ شود، لیكن‌ ممكن‌ است‌ در برخی‌ موارد، منافع‌ حاصل از ارائـه‌ اطلاعات‌ به‌ استفاده‌كنندگان‌ بدین‌ شیوه‌، بر هزینه‌های‌ تهیه‌ و ارائـه‌ این‌ اطلاعات‌ توسط‌ واحد تجاری‌ فزونی‌ نداشته‌ باشد، لذا در استاندارد كاربرد روش‌ مستقیم‌ را الزامی‌ نمی‌داند.
با این‌ حال‌ در شرایطی‌ كه‌ مزایای‌ اطلاعات‌ ارائه‌ شده‌ در روش‌ مستقیم‌ بر هزینه‌ های‌ تهیه‌ این‌ اطلاعات‌ فزونی‌ داشته‌ باشد، به منظور ارائـه‌ اطلاعات‌ مفید، استفاده‌ از روش‌ مستقیم‌ توصیه‌ می‌شود.
مزیت‌ اصلی‌ روش‌ غیرمستقیم‌ این‌ است‌ كه‌ تفاوت‌ بین‌ سود عملیاتی‌ و جریان‌ وجه نقد ناشی از فعالیتهای‌ عملیاتی‌ به‌ گونه‌ برجسته‌ای‌ نشان‌ داده‌ می‌شود. بسیاری‌ از استفاده‌كنندگان‌ صورتهای‌ مالی‌ معتقدند كه‌ چنین‌ صورتی‌ در ارائـه‌ تصویری‌ از كیفیت‌ سود واحد تجاری‌، حائز اهمیت‌ اساسی‌ است‌. برخی‌ سرمایه‌گذاران‌ و بستانكاران‌، جریانهای‌ نقدی‌ آتی‌ را از طریق‌ تخمین‌ سود آتی‌ و انجام‌ تعدیلاتی‌ در رابطه‌ با اقلام‌ با ماهیت‌ غیرنقدی‌ و نیز اقلام‌ مبتنی ‌بر تعهدی‌ عمل‌ كردن‌ درآمد و هزینه‌ براورد می‌كنند و از این‌ رو، اطلاعات‌ مربوط‌ به‌ تعدیلات‌ مزبور در دوره‌های‌ گذشته‌ می‌تواند در براورد تعدیلات‌ آتی‌ مفید واقع‌ شود. ارائـه‌ خالص‌ جریان‌ نقدی‌ ناشی از فعالیتهای‌ عملیاتی‌ نباید تحت‌ تأثیر ساختار سرمایه‌ واحد تجاری‌ قرار گیرد و بدین‌ ترتیب‌ پرداختهای‌ مرتبط‌ با سود و كارمزد تأمین‌ مالی‌ باید جداگانه‌ نشان‌ داده‌ شود و نیز نحوه‌ ارائـه‌ صورت‌ جریان‌ وجوه نقد باید تا حد امكان‌ با سایر صورتهای‌ مالی‌ اساسی‌ از جمله‌ صورت‌ سود و زیان‌ هماهنگی‌ داشته‌ باشد.

 

۱-۱۹-۲ اهمیت فوق العاده جریان های نقدی عملیاتی
تداوم حیات واحد تجاری بر این وابسته است که بخش اعظم از جریان های نقدی آتی آنها ناشی از فعالیت های عملیاتی باشد. کسری جریان های نقدی ناشی از عملیات مبین این مطلب است که واحد تجاری نتواند این کسری را از طریق سایر منابع مالی و سرمایه گذاری تأمین نماید.در حقیقت توانایی یک مؤسسه در افزایش وجه نقد از طریق فعالیت های مالی (منظور اخذ وام وان در مؤسساتی تمایل به سرمایه گذاری دارند که آن مؤسسه وجه نقد کافی برای پرداخت بدهی ها در سررسید و سود سهام را داشته باشد (شربتی، ۱۳۸۹، ۴۵).

۲۰-۲ بازده حقوق صاحبان سهام
ROE=( خالص سود )/(سهام صاحبان حقوق جمع)
این نسبت از تقسیم سود خالص متعلق به سهامداران عادی (سود خالص منهای هر گونه سود متعلق به سهامداران ممتاز) بر جمع حقوق صاحبان سهام عادی بدست می آید و نشان دهنده درصدی از سود است که روی حقوق صاحبان سهام در شرکت عاید شده است. بازده حقوق صاحبان سهام معیار مفیدی برای ارزیابی شرکت ها می باشد. اما باید توجه داشت که آن را با توجه به محدودیت ها باید بررسی و تفسیر کرد و هرگز نباید ROE بالا را مناسب دانست .

۱-۲۰-۱ معایب ROE
معایب ROE به عنوان یک معیار عملکرد مالی با سه موضوع مواجه است که عبارتند از :
زمان ۲- ریسک ۳- ارزش
زمان: بازده حقوق صاحبان سهام بر عملکرد گذشته تمرکز دارد . درحالی که اغلب گفته می شود که مدیران موفق باید آینده نگر باشند و چنانچه ROE برای یک سال محاسبه شود تنها نتایج عملیات همان سال مورد توجه قرار می گیرد و دربرگیرنده اثر تصمیمات چند دوره نیست.
ریسک: شرکت ها برای دستیابی به نتایج عملکرد خوب باید مخاطرات زیادی را بپذیرند و چنانچه نتوانند و یا مایل به پذیرش مخاطرات نباشند ، باید از دستیابی به بازدهی بالا صرف نظر کنند. بازده حقوق صاحبان سهام هیچ گونه اطلاعاتی را در خصوص مخاطراتی که شرکت در تحصیل این بازده با آن مواجه است ارائه نمی دهد . تنها بازدهی و نتایج عملیات را مورد توجه قرار می دهد .
ارزش: ROE با توجه به مفاهیم حسابداری محاسبه می شود و حقوق صاحبان سهام بر طبق ارزش های تاریخی ثبت شده دردفاتر حسابداری مد نظر قرار می گیرد و ارزش های بازار نادیده گرفته می شود .

از منظر دیگر نرخ بازده حقوق صاحبان سهام علاوه بر موارد مطرح شده در بالا معایب زیر را نیز دارا می باشد.
نرخ بازده از سود ناشی می شود و سود حسابداری با توجه به روش محاسبه استهلاک ، سرقفلی ، هزینه های تحقیق و توسعه ، روش ارزیابی موجودی ، ذخایر و… تغیی

ر خواهد کرد، یعنی مدیریت می تواند با توجه به اهداف خود سود و نرخ بازده صاحبان سهام را تغییر دهد.
نرخ بازده حقوق صاحبان سهام تحت تأثیر روش تأمین مالی شرکت است. اگر بازدهی که یک شرکت بدست می آورد بیش از نرخ بهره وام باشد در چنین شرایطی هرچه نسبت بدهی بیشتر باشد نرخ بازده حقوق صاحبان سهام افزایش می یابد ولی برعکس اگر نرخ بازده سرمایه شرکت از نرخ بهره وام کمتر باشد هر چه نسبت بدهی بیشتر باشد نرخ بازده صاحبان سهام کاهش می یابد .

بنابراین برای مقایسه نرخ بازده شرکت ها ، بجای نرخ بازده حقوق صاحبان سهام باید نرخ بازده دارایی های شرکت مدنظر باشد. شرکتی که از وام استفاده کرده است صرفه جویی مالیاتی بدست می آورد و شرکتی که از وام استفاده نکرده است طبعاً صرفه جویی مالیاتی ندارد. بنابراین نرخ بازده سهام متأثر از نحوه تأمین مالی است.
نرخ بازده شرکت زمانی نشان دهنده موفقیت شرکت است که از متوسط نرخ هزینه سرمایه شرکت بیشتر باشد. نرخ بازده به تنهایی بدون مقایسه با متوسط نرخ هزینه سرمایه ، معیاری غلط برای اظهار نظر و قضاوت درباره عملکرد شرکت خواهد بود (شجاع، ۱۳۸۸ ،۲۶) .

۲۱-۲ بازده دارایی ها
ROA=( خالص سود )/(ها دارایی جمع)
در گذشته مدیران به حاشیه سود تحصیل شده اهمیت داده و دفعات گردش را نادیده می‌گرفتند، در حالی ‌که یکی از وظایف مهم مدیران، نظارت بر دارائی‌های عملیاتی است. اگر دارایی‌ های اضافی در عملیات به‌ کار گرفته شوند مانند این است که هزینه‌های عملیاتی را افزایش داده‌ایم. یکی از مزایای مهم فرمول نرخ بازده دارائی‌ها این است که مدیران را به کنترل دارائی ‌های عملیاتی وادار می‌سازد و همواره با کنترل هزینه‌ها، نرخ سود خالص و حجم فروش، به کنترل دارایی‌های عملیاتی نیز می‌پردازند. فرمول نرخ بازده دارائی‌ها یکی از مهمترین معیارها برای سنجش کارایی مدیران به‌ خصوص برای نظارت بر مراکز سرمایه‌گذاری است. این نسبت نشان می دهد که شرکت روی سرمایه گذاری های انجام شده در آن چند درصد سود داشته است. نرخ بازده دارایی ها رابطه بین حجم دارایی ها و سود را تعیین می کند . اگر یک شرکت دارایی هایش افزایش یابد ولی نتواند به تناسب مقدار سود بعد از مالیات خود را افزایش دهد نرخ بازده دارایی اش کاهش می یابد. بنابراین افزایش حجم دارایی ها (سرمایه گذاری) به خودی خود باعث بهبود ثروت سهامداران نمی شود .
ROA یک معیار تقریبی برای سنجش عملکرد محسوب می شود تنها در شرایط بسیار استثنایی امکان دارد که بازده نقدی واقعی تحصیل شده روی دارایی های واحد انتفاعی با بازده دارائی‌ها محاسبه شده یکسان باشد. دلیل این عدم تساوی نیز نحوه محاسبه آن است ،

که بر استفاده از سود حسابداری به جای گردش وجوه نقد مبتنی است . در مح

اسبه سود خالص حسابداری و خالص دارایی ها هزینه استهلاک که یک هزینه غیر نقدی است ، لحاظ می شود.
هزینه استهلاک حسابداری معمولاً با استهلاک واقعی یکسان نیست و در نتیجه سود خالص و ارزش دفتری دارایی ها تحریف می شود . علارغم نارسایی های فوق ROA و بازده نقدی معمولاً هماهنگ با یکدیگر حرکت می کنند به همین دلیل می توان ROA را یک معیار تقریبی از عملکرد به شمار آورد.