بررسی رابطه بین وجه نقد ناشی از عملیات و مدیریت سود در شرکت های سیمان پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

چكيده
يكي از مهمترين ويژگي¬هاي شركت¬هاي سهامي، تفكيك مالكيت از مديريت است، اين امر همراه با امكان دسترسي انحصاري مديران به بخشي از اطلاعات مالي و نيز ويژگي حسابداري تعهدي، اين انگيزه را در مديران بوجود مي¬آورد كه با اعمال روش¬هاي مختلف در جهت منافع خود و در تضاد با منافع ساير گروه¬ها سود را دستكاري كنند. شركت¬هاي سيمان پذيرفته شده در

بورس اوراق بهادار تهران جامعه آماري تحقيق حاضر را تشكيل مي¬دهند. فرضیه اصلی تحقیق آن است که در شرکت¬های فوق از طریق دستکاری اقلام تعهدی اختیاری مدیریت سود اعمال می¬شود و میزان مدیریت سود بستگی به عملکرد شرکت دارد و وجوه نقد ناشی از عملیات به عنوان معیار اصلی عملکرد شرکت در نظرگرفته شده است. در این تحقیق رابطه بین وجوه نقد ناشی از عملیات و رفتار اقلام تعهدی اختیاری، طی دوره ۱۳۸۶، ۱۳۸۷ مورد بررسي قرارگرفته

است. نتايج اين تحقيق بیانگر این مطلب است که یک نوع رابطه منفی بین اقلام تعهدی اختیاری و وجوه نقد حاصل از عملیات وجود دارد. و شرکت¬ها زمانی که از لحاظ وجوه نقد حاصل از عملیات وضعیت ضعیف¬تری دارند از طریق افزایش اقلام تعهدی اختیاری سود شرکت را افزایش می¬دهند و بالعکس زمانی¬که شرکت¬ها از لحاظ وجوه نقد حاصل از عملیات وضع بهتر¬ی دارند از طریق کاهش اقلام تعهدی اختیاری سود شرکت را کاهش می¬دهند.

واژه های کلیدی:
مدیریت سود، وجوه نقد ناشی از عملیات، اقلام تعهدی، اقلام تعهدی اختیاری

مقدمه
مطالعات انجام شده نشان می¬دهند که مدیران از طریق انتخاب سیاست¬های خاص حسابداری، تغیییر در برآوردهای حسابداری و مدیریت اقلام تعهدی، سودهای گزارشی را تعدیل می¬کنند. مدیران برای رسیدن به اهداف خاصی که منطقاً منافع عده¬ای خاص را تامین

می¬کند، سود را طوری گزارش می¬کنند که با هدف تامین منافع عمومی استفاده¬کنندگان مغایرت دارد. حسابرسان وظیفه دارند که بر مطلوبیت صورت¬های مالی در چارچوب استانداردهای حسابداری صحه بگذارند، در حالی که استانداردهای حسابداری نیز در بعضی از موارد دست مدیران را برای انتخاب روش حسابداری باز می¬گذارد. در واقع مشکل ازآن جایی ناشی می¬شود که مدیریت سود در بعضی مواقع باعث گمراه¬کننده شدن صورت¬های مالی می¬شود، در حالی که

صورت¬های مالی از نظر قرار گرفتن در چارچوب استانداردهای حسابداری مشکلی نداشته و حسابرسان از این نظر نمی¬توانند بر صورت¬های مالی اشکالی بگیرند. پس با توجه به این موضوع که سود یکی از مهمترین عوامل در تصمیم¬گیریها¬ است، آگاهی استفاده¬کنندگان از قابل اتکا بودن سود می¬تواند آنها را در اتخاذ تصمیمات بهتر یاری دهد ]۶[.

عمده تحقیقات انجام شده در ارتباط با مدیریت سود در کشورهای توسعه یافته انجام شده است. انجام تحقیقات مشابه در ایران می‌تواند ادبیات این موضوع را پر بارتر سازد. در اين تحقيق مي‌خواهيم بررسي كنيم كه آیا در شركت¬هاي سيمان پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مديريت سود انجام می‌شود؟ ما این موضوع را از طریق بررسی احتمال دستکاری اقلام تعهدی اختیاری که یکی از روش¬های مدیریت سود است انجام می‌دهیم.

از آنجا که طبق تحقیقات صورت گرفته، فاصله بین مدیریت سود و تقلب های گزارش شده چندان زیاد نیست و از آنجایی که وظیفه اصلی حسابرسان کشف تقلب نیست، نتایج این تحقیق خطر وجود تقلب در شرکت هایی که مدیریت سود کرده اند را هم به استفاده کنندگان و هم به حسابرسان یادآوری می کند.

مفهوم مدیریت سود
مدیریت سود در ادبیات حسابداری از موضوعات نسبتا تازه و مورد توجه مدیران است این مبحث در حسابداری از حدود ابتدای قرن بیستم به بعد با تحقیقات مختلفی که توسط صاحبنظران این رشته نظیر جانسون و مید در سال ۱۹۰۶، ورشو در سال ۱۹۲۴، دوین در سال ۱۹۴۲، هیپ¬ورث در سال ۱۹۵۳، گاردون در سال ۱۹۶۴ و موسز در سال ۱۹۸۷ که به شکل مدون انجام شد، شکل گرفت. هر یک از تحقیقات از ابعاد خاصی و با عبارات متفاوتی نظیر دستکاری سود، هموارسازی سود و در نهایت مدیریت سود به موضوع پرداخته¬اند ]۲[. مفهوم مدیریت سود از زوایای مختلفی مورد بررسی و پژوهش قرار گرفته است و هر یک تعاریف مختلفی ارایه نموده‌اند. برخی از این تعاریف عبارت‌اند از:
بیدلمن مدیریت سود را بیانگر تلاشی از سوی مدیریت شرکت می¬داند که سعی می¬کند تا انحرافات غیرعادی سود را کاهش دهد. از نظر بلکوئی مدیریت سود ممکن است بعنوان عادی جلوه دادن عمدی سود به منظور دستیابی به روند یا سطح دلخواه، تعبیر شود. از نظر رونن و سادن مدیریت سود، تلاش عمدی مدیریت جهت انتقال اطلاعات خاص به استفاده¬کنندگان صورتهای مالی، تعریف می¬شود ]۳[. هیلی و والن تعریف زیر را از مدیریت سود ارایه کرده¬اند: “مدیریت سود زمانی رخ می¬دهد که مدیر برای گزارشگری مالی از قضاوت شخصی خود استفاده می‌کند، این کار را با هدف گمراه کردن برخی از سهامداران درباره عملکرد واقعی اقتصادی و یا برای تاثیر در نتایج قراردادهایی که به ارقام حسابداری گزارش شده بستگی دارند، انجام می¬دهد” ]۱۳[.

حسابداری تعهدی، حق انتخاب قابل توجهی به مدیران در تعیین سود در دوره¬ای زمانی متفاوت اعطا می¬کند. در واقع تحت این نوع از سیستم حسابداری، مدیران کنترل چشمگیری بر زمان تشخیص برخی اقلام هزینه از جمله هزینه¬های تبلیغات و مخارج تحقیق و توسعه دارند. از سوی دیگر مدیران در سیستم حسابداری تعهدی، با گزینه¬های متفاوتی در مورد زمان تشخیص درآمدها روبه¬رو هستند، از جمله تشخیص سریعتر درآمد از طریق انجام فروش‌هاي نسیه. اینگونه عملکرد

از سوی مدیران در عبارتی ساده به عنوان “مدیریت سود “یاد می¬شود. دی¬جورج و همکاران، مدیریت سود را به عنوان نوعی دستکاری مصنوعی سود توسط مدیریت جهت حصول به سطح مورد انتظار سود برای بعضی تصمیمات خاص (از جمله پیش¬بینی تحلیل¬گران و یا برآورد روند سودهای قبلی برای پیش¬بینی سودهای آتی) تعریف می¬کند. به نظر ایشان، در واقع انگیزه اصلی مدیریت سود، مدیریت تصور سرمایه¬گذاران در مورد واحد تجاری است ]۸[. بطور کلی مدیریت سود به اثرگذاری روی سود شرکت به نحوی که منافع و خواسته¬های شرکت و مدیران آن را برآورده نمایند، تعریف می¬شود.

پیشینه¬ی تحقیق
تحقیقات مرتبط خارجی
آلفرد و همکارانش نقش انتخاب اقلام تعهدی و تصمیمات طبقه‌بندی سود یا زیان¬ها در شرکت‌های بورس سنگاپور را بر مدیریت سود مورد بررسی قرار دادند، دریافتند که مدیران اقلام تعهدی را بر طبقه-بندی اقلام بعنوان عادی يا غیرمترقبه در زمینه مدیریت سود ترجیح می¬دهند. وقتی که سود بیشتر از حدی است که پاداش به آن تعلق گیرد آنها از طریق اقلام تعهدی سود را کاهش می¬دهند سودها را بعنوان اقلام غیر مترقبه و زیان¬ها را بعنوان اقلام عادی گزارش می کنند. وقتی که سود کمتر از حدی است که پاداش به آن تعلق گیرد آنها از طریق اقلام تعهدی سود را افزایش می¬دهند سودها را بعنوان اقلام عادی و زیان¬ها را بعنوان اقلام غیر مترقبه گزارش می¬کنند]۴[. پورسیا در تحقیقات خود در سال ۱۹۹۷ شواهدی بدست آورد که وقتی تغییر مدیریت بطور غیر عادی صورت می¬گیرد مدیران جدید از طریق اقلام تعهدی سود سال تغییر را کاهش می¬دهند و در سالهاي بعد سود را افزایش می¬دهند ]۴[. یون و میلر ] ۱۶[ در سال ۲۰۰۲ مدیریت سود در ۲۴۹ شرکت کره ای را بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که در شرکتهای مورد بررسی مدیریت سود با استفاده از اقلام تعهدی اختیاری صورت می گیرد. این عمل به ویژه زمانی انجام می گیرد که در شرکتهای مذکور، وجوه نقد حاصل از عملیات بیانگر عملکرد ضعیف شرکت باشد. تحقیقاتي كه جمیز ]۱۱[ و همکارانش در سال ۲۰۰۶ در خصوص مدیریت سود انجام دادند مبين این قضیه بود که، روشهاي مختلف ارائه سود جامع ارتباط مشابهی با مدیریت سود دارد. و همچنین یکی از شرایط لازم برای افشای شفاف‌تر سود جامع کاهش دادن مدیریت سود می¬باشد. جمیز و همکارانش پی بردند که مدیران انگیزه¬های متفاوت و روش‌هاي مختلفی برای مدیریت سود دارند. در تحقیقات خود رابطه بین مدیریت سود و شفافیت گزارشگری مالی جامع را مورد بررسی قرار دادند. آنها از ۶۲ مدیر مالی و مدیر عامل که درامر فروش اوراق¬ بهادار آماده ¬به ¬فروش تصمیم¬گیری می¬کردند، تحقیق به عمل آوردند و به این نتیجه رسیدند که افزایش

شفاف-سازی، تلاشهای مدیریت سود را در زمینه¬هایی که شفاف¬سازی مناسب می‌باشد کاهش داده و تمرکز و توجه مدیریت سود را به روش‌هاي گنگ و نقاط مبهم و کمتر آشکار سازی شده جلب می¬کند شفاف‌تر کردن گزارشها نیز تلاشهای مدیریت سود را بصورت زیادی کمرنگ می¬کند اما آنها را بصورت کامل از بین نمی¬برد. گوش و اولسن ]۱۰[ در سال ۲۰۰۹ نشان دادند

مدیران برای کاهش نوسانات سود از اقلام تعهدی اختیاری استفاده می¬کنند. گوپال در سال ۲۰۰۳ در تحقیق خود تحت عنوان، آیا حسابرسان متخصص مدیریت سود را مهار می‌کنند؟ اشاره می¬نماید که هنوز مدیریت سود موضوع جالب و مورد بحث در محافل سرمایه¬گذاران، تحلیل¬گران و افکار عمومی است و تنها مکانیسمی که ممکن است بیشتر جلوی مدیریت سود را بگیرد تخصص

حسابرسان می-باشد. حسابرسان متخصص در مقایسه با حسابرسان غیرمتخصص دارای دانش دقیق¬تر و کاملتر و با تجربه¬تر هستند و حسابرسان متخصص دارای فهم و درک گسترده¬ای از مشخصه¬ها و روشها رسیدگی در امور حسابرسی هستند که این امر در کشف مدیریت سود مفید و مثمر می-باشد. وی در تحقیق خود به این نتیجه رسید که حسابرسان متخصص مدیریت سود را بیشتر از حسابرسان غیرمتخصص تشخیص می¬دهند و این امر به کیفیت سود تاثیر می‌گذارد ]۱[.

تحقیقات مرتبط داخلی
بیتا مشایخی، ساسان مهرانی، کاوه مهرانی و غلامرضا کرمی]۵[ در سال ۱۳۸۴ نقش اقلام تعهدی اختیاری در مدیریت سود شرکتها را مورد برسی قرار دادند. نتایج تحقیق آنان حاکی از این بود که در شرکتهای مورد مطالعه در این تحقیق مدیریت سود اعمال شده است. در واقع مدیریت در هنگام کاهش وجوه نقد حاصل از عملیات که بیانگر عملکرد ضعیف واحد تجاری بوده است، به منظور جبران این موضوع، اقدام به افزایش سود از طریق افزایش اقلام تعهدی اختیاری کرده است. عبدالله خانی]۱[ طی تحقیقی در سال ۱۳۸۲در ارتباط با مدیریت سود در قالب چهار فرضیه، در رابطه با پاداش مدیران، پیش بینی پاداش و سود، هموارسازی سود و نظارت مراجع قیمت¬گذاری انجام داد. بر اساس نتایج تحقیق مدیران تمایل دارند تا در جهت افزایش پاداش خود به اعمال مدیریت سود در دوره¬های سودده و زیان¬ده شرکت، پرداخته و در دوره¬های سودده به هموارسازی سود بپردازند.

مدل تعدیل شده جونز در کشف مدیریت سود
مطالعات موجود درباره مدیریت سود عموما متوجه اقلام تعهدی بوده است. اقلام تعهدی از تفاوت بین سود و وجوه نقد حاصل از عملیات حاصل می¬گردد، که شامل هزینه استهلاک، تغییرات در دارائی¬ها و بدهی¬های جاری به غیر از وجه نقد (از قبیل حسابهای دریافتنی، موجودی کالا و حسابهای پرداختنی) می‌باشد. در نتیجه، این فرض که جریان وجه نقد دستکاری نمی¬شود، تنها راه باقیمانده برای دستکاری سود، افزایش یا کاهش اقلام تعهدی است. از سال ۱۹۸۵ تاكنون مدلهاي متفاوتي براي تفكيك اقلام تعهدي اختياري و غيراختياري ارائه شده است. در ابتدا مدلهاي ساده¬اي مانند دي-آنجلو و هيلي مطرح شد كه در اين مدلها از جمع كل تعهدي¬ها براي اندازه¬گيري تعهدي¬هاي غيراختياري استفاده مي¬شود. به مرور زمان مدلهاي تكامل يافته¬تري ارائه شد كه از متغيرهاي بيشتري براي اندازه¬گيري اقلام تعهدي غيراختياري استفاده مي كنند ]۵[. از جمله مدل جونز، که با اين فرض به وجود آمده است كه اقلام تعهدي در طول زمان ثابت نيستند و تغييراتي كه در شرايط اقتصادي موسسه روي مي¬دهد بر ميزان اقلام تعهدي تاثير

مي¬گذارد. او براي ارائه مدل خود اقلام تعهدي را به دو بخش جاري و غيرجاري تقسيم كرد كه اقلام تعهدي جاري ناشي از تغييرات به وجود آمده در حسابهاي سرمايه در گردش و اقلام تعهدي غيرجاري ناشي از استهلاك اموال و ماشين¬آلات و تجهيزات و همچنين استهلاك دارائي¬هاي نامشهود هستند. جونز با ارائه مدل زیر سعی کرد تا اثرات تغییر شرایط اقتصادی شرکتها به اقلام تعهدی غیراختیاری را کنترل کند. اقلام تعهدي کل به یکی از دو روش زیر اندازه گیری می شود: :TAit = ( ∆CAit – ∆CASHit) – (∆CLit – ∆STDit) – DEPit (1
TAit = Eit – OCFit (2

 

TAit: جمع كل اقلام تعهدي شرکتi در سال t
∆CAit: تغيير در دارائي¬هاي جاري شرکت i در سال t
∆CASHit: تغيير در وجوه¬نقد شرکت i در سال t
:∆CLit تغيير در بدهي‌هاي جاري شرکت i در سال t
∆STDit: تغيير در حصه جاري بدهي‌هاي بلند مدت شرکت i در سال t
:DEPit هزينه استهلاك دارائي‌هاي ثابت و نامشهود شرکت i در سال t
:Eit سود خالص قبل از کسر اقلام غيرمترقبه شرکت i در سال t ، :OCFit وجوه¬نقد عملياتي شرکت i در سال t

اجزاي اختياري و غيراختياري اقلام تعهدي:
NDAit = α۱ (۱/Ait-1) + α۲(∆REV ) / Ait-1 + α۳ (PPEit/Ait-1)
DAit = TAit/Ait-1 – NDAit
در رابطه فوق:
NDAit: اقلام تعهدي غيراختياري شرکت i در سال t
Ait-1: جمع كل دارائي‌هاي شرکت i در سال t-1
:∆REVتغيير در درآمد شرکت i، بين سال t-1 و t

:PPEit ميزان اموال، ماشين¬آلات و تجهيزات (ناخالص) شرکت i در سال t
DAit: اجزاي اختياري اقلام تعهدي شرکت i در سال t

۱α و ۲α و ۳α: پارامترهاي برآورد شده مختص شركت است که با استفاده از مدل زير از طريق روش تخمين حداقل مربعات برای دوره برآورد حساب می شوند:
it£ α۱ (۱/Ait-1) + α۲ (∆REV) / Ait-1 + α۳ (PPEit /Ait-1) + TAit/Ait-1 =

TAit: جمع كل اقلام تعهدي شرکت i در سال t، Ait-1: جمع كل دارائي‌هاي شرکت i در سال t-1
:∆REVتغيير در درآمد شرکت i، بين سال t-1 و t
PPEit: ميزان اموال، ماشين¬آلات و تجهيزات (ناخالص) شرکت i در سال t،
it£: خطاي مدل در سال t براي شرکت i (7).
ديچاو و همکاران (۱۹۹۵) در مطالعه¬ای، مجموعه¬ای از مدل¬های ارایه شده در زمینه کشف مدیریت سود از جمله مدل هیلی (۱۹۸۵) مدل دی¬آنجلو (۱۹۸۶) مدل جونز (۱۹۹۱) و مدل صنعت را مورد بررسی قرار داده¬اند و شکل تعدیل شده¬ای از مدل جونز را نیز ارایه داده¬اند. ایشان در ادامه، مدلهای مذکور را مورد مقایسه قرار داده و ویژگی¬های هر مدل را به همراه قوت¬ها و ضعف¬هایش ارایه داده¬اند. به این نتیجه رسیدند که مدل تعدیل شده جونز از قدرت بیشتری برای کشف مدیریت سود در واحدهای تجاری برخوردار است. به نظر ایشان در مدل جونز به طور ضمنی فرض بر این است که اقلام درآمد نه در زمان برآورد پارامترهای مدل (دوره رویداد) و نه در زمان تخمین مدیریت سود (دوره برآورد) مورد اعمال و دستکاری مدیریت قرار نمی¬گیرند. آنها با نقض این فرض تغییرات فروش (درآمد) را در دوره برآورد نشاًت گرفته از مدیریت سود می¬دانند. استدلالي كه در اينجا مطرح مي¬شود اين است كه مديريت كردن سود از طريق اعمال اختيار بر شناسايي درآمد درمورد فروش¬هاي نسيه نسبت به فروش¬هاي نقدي خيلي راحت¬تر است با انجام اين تعديلات از ميزان اعمال اختيارهاي كشف نشده در مورد درآمدهاي نسيه كاسته مي شود. بنابراین با وارد کردن تغییرات حسابهای دریافتنی به این منظور در مدل اولیه جونز مدل تعدیل شده Jones را به شرح زیر ارائه می‌دهند:
NDAit = α۱ (۱/Ait-1) + α۲(∆REV – ∆REC) / Ait-1 + α۳ (PPEit /Ait-1)

∆ REC: تغییرات در حسابهای دریافتنی. بقیه قسمتها مثل مدل Jones می‌باشد ]۹،۷[.

فرضيه‌ها‌‌ي تحقيق

ازآنجا که وجوه نقد حاصل از عمليات کمتر مي¬تواند مورد دستکاري و اعمال نظر مديريت قرار گيرد، در اين تحقيق بعنوان معيار اصلي عملکرد واحد تجاري در نظر گرفته مي¬شود. بنابراين انتظار مي¬رود شرکت‌هايي که با عملکرد ضعيف تجاري وجوه¬نقد حاصل از عمليات کمي گزارش کردند به منظور گمراهي بازار و يا دلايل ديگر، سود مورد گزارش خود را از طريق دستکاري اقلام تعهدي اختياري، افزايش دهند که در ادبيات مالي به اين عمل مديريت سود گفته مي¬شود. بنابراين اين موضوع اساس اين فرضيه تحقيق قرار گرفته وآن را به شکل زير بيان مي¬دارد:
بين اقلام تعهدي اختياري و وجوه¬نقد حاصل از عمليات رابطه وجود دارد.

 

روش تحقيق
تحقيق حاضر از لحاظ روش¬شناختي علمي، از نوع تحقيقات پیمایشی مي‌باشد. در اين پژوهش محقق براي گردآوري داده‌ها از روش كتابخانه‌اي استفاده كرده است. آمار و اطلاعات مربوط به صورت‌هاي مالي شركت‌هاي مورد مطالعه از سايت‌هاي رسمي بورس اوراق بهادار، (IR, RDIS.IR. WWW. IRBOURSE) و لوح¬های فشرده¬ای که توسط مديريت سازمان بورس اوراق بهادار تهران منتشر مي¬گردد اخذ و ساير اطلاعات اقتصادي از بايگاني مجلات، كتابها و ساير گزارش‌ها‌ استخراج گرديده است.

جامعه و نمونه آماري

در اين پژوهش جامعه آماري عبارت است از شركت‌هاي سيمان پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که داراي شرايط زير بوده اند :
۱- سال مالي شرکت منتهي به پايان اسفند هر سال باشد.
۲- شرکت در دوره مورد مطالعه تغيير سال مالي نداشته باشد.
۳- شرکت تا پايان سال ۱۳۸۰ در بورس اوراق بهادار پذيرفته شده باشد.
۴- در دوره مورد مطالعه سهام شرکت در بورس اوراق بهادار تهران به طور مستمر معامله شده باشد.
۵- اطلاعات مالي مورد نياز شامل يادداشتهاي همراه صورتهاي مالي به منظور جمع آوري داده هاي لازم از جمله اقلام تعهدي اختياري در دسترس باشد.
شرکت‌هايي که شرايط فوق را دارا نمي باشند از جامعه آماري حذف گرديدند. طي دوره‌ي زماني پژوهش تعداد ۲۷ شركت فعال در بورس اوراق بهاردار تهران در اين صنعت حضور داشته‌اند. با توجه به این ‌كه پژوهشگر در اين پژوهش با جامعه¬ی آماري محدودي سروكار دارد، بنابراين كل جامعه¬ی آماري شركت‌هاي سيمان پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار كشور در صنعت مذكور به‌ عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شده است،‌ يعني حجم نمونه برابر با جامعه¬ی آماري مي‌باشد. حجم نمونه پس از اعمال شرايط قسمت بالا برابر با ۹ شركت گرديد.
قلمرو زمانی این تحقیق محدود به سال ۱۳۸۲ الی ۱۳۸۷ است، اما برای محاسبه اقلام تعهدی غیر اختیاری علاوه بر این سال ها از صورت های مالی همراه با یادداشت های توضیحی سال ۱۳۸۱ نیز استفاده شده است که از اطلاعات مربوط به این سال ها برای برآورد پارامترهای مدل جونز (دوره رویداد) و دوره آزمون از سال۱۳۸۶ تا ۱۳۸۷ است.

یافته های پژوهش
همان طور که در بخش های قبل اشاره شد، داده های مربوط به ۹ شرکت عضو نمونه آماری تحقیق طی سال های ۱۳۸۲ الی ۱۳۸۷، از بانک های اطلاعاتی موجود استخراج و به صفحه گسترده اکسل منتقل شد. پس از انجام محاسبات لازم برای مجموع اقلام تعهدی(TA)، اقلام تعهدی غیر اختیاری(DA) و اقلام تعهدی غیر اختیاری(NDA) با استفاده از مدل تعدیل شده جونز، این اطلاعات به همراه وجوه نقد حاصل از عملیات (OCF) برای آزمون های آماری مورد نیاز در فایل های مناسب ذخیره شد.
در این پژوهش فرضیه تحقیق طی دوره ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۷ مورد آزمون قرار گرفت. ابتدا در تحلیل گرافیکی داده¬های سال فوق نمودار چگالي و بافت نگار بدست آمده، نشان مي¬دهد که توزيع داده‌ها نرمال است. اما با توجه به حجم كوچك نمونه¬ها قضاوت درباره نرمال بودن داده¬ها دشوار است.
جهت آزمون فرضيه آن را به شکل ۲ فرضيه H0و H1 به شکل زير ارائه مي¬نمائيم.
فرضيه H0: رابطه معني¬داري بين وجوه¬نقد ناشي از عمليات و اقلام تعهدي اختياري وجود ندارد.
فرضيه H1: رابطه معني¬داري بين وجوه¬نقد ناشي از عمليات و اقلام تعهدي اختياري وجود دارد.