چکیده:

هدف این پژوهش بررسی رابطه جرأت ورزی بر پیشرفت تحصیلی دختران مقطع سوم راهنمایی شهرستان ماهشهربود. نمونه ی پژوهش شامل ۱۰۰ دانش آموز بود که از میان دانش آموزان دختر مقطع سوم راهنمایی شهرستان ماهشهر به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار های مورد استفاده پرسشنامه جرأت ورزی گمبریل وریچی و میانگین نمرههای امتحانی بود. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از روشهای آمارتوصیفی و استنباطی(میانگین،انحراف معیار و آزمون پیرسون وتی((tتک نمونه ای ستفاده شده است). نتایج بدست آمده نشان داد که بین جرأت ورزی با پیشرفت تحصیلی دانشآموزان رابطه مثبت معناداری وجود دارد.

کلمات کلیدی: جرأت ورزی، پیشرفت تحصیلی،دختران راهنمایی

-۱مقدمه:

بیشتر پژوهشگران جرأت ورزی را به اعمال رجحانها و خواسته ها، و احقاق حقوق و بیان عواطف خود، با ملاحظه و در نظر داشتناین حقوق، رجحانها، خواسته ها و عواطف در دیگران، تعریف کرده اند. بنابراین جرأت ورزی از نظر بیان خواسته های منطقی و ابراز احساسهای، مناسب، دارای جنبه ابرازی است و از نظر خودداری و بازداری از نادیده انگاشتن و بی توجهی به این خواسته ها و احساس ها در دیگران، دارای جنبه اجتنابی است؛ و از این نظر، میان دو دسته عمده از رفتارهای غیرجرأت ورزانه، یعنی رفتارهای انفعالی۱و پرخاشگری۲ قرار می گیرد. رفتار پرخاشگرانه به اعمال رجحانها و خواسته ها، بیان عواطف و احقاق حقوق غالباً تصوری و من عندی خود، همراه با بی توجهی به این حقوق و عواطف در دیگران و تعدی به خواسته ها و رجحانهای آنها گفته می شود. رفتار انفعالی به ناتوانی در ابراز رجحانها و خواسته ها و حقوق و عواطف، و نیز بی توجهی به تضییع و نادیده گرفته شدن آنها از جانب دیگران، اطلاق می شود. از این رو شدت رفتارهای ابرازی وضعف رفتارهای بازدارنده در افراد پرخاشگر، و شدت رفتارهای بازدارنده و ضعف رفتارهای ابرازی در افراد منفعل،کاملاً مشهود است. غلبه یکی از این دو وجه ابرازی و بازداری می تواند به رفتارهای پرخاشگرانه و منفعلانه منجر گردد. تعادل میان این وجوه ابرازی و بازداری می تواند به ابزارصحیح و مناسب و بازداری بجا و صحیح، و انجام یافتن رفتار جرأت ورزانه بینجامد. اولین پژوهشها وآموزشهای جرأت ورزی: توجه های اولیه پژوهشی به رفتارهای غیرجرأت ورزانه، بیشتر معطوف به شکل بازدارندگی آن بوده و درمانگریهای اولیه عمدتاً بر درمان افراد انفعالی، سلطه پذیر۳، خجالتی۴، کمرو۵، و دچار اضطراب اجتماعی۶یا ترس اجتماعی۷یا هراس اجتماعی۸متمرکز بوده است. آموزش جرأت ورزی۹ در ابتدا با هدف ایجاد توانایی ابرازی در درمانجو انجام می گرفته استمثلاً. ستر((۱۹۴۹ افراد غیرجرأت ورز را دچار اضطراب اجتماعی و هراس اجتماعی می دانست و سعی داشت براساس اصطلاحهای پاولوفی، ویژگیهای افراد دچار بازداری اجتماعی۱۰ و شخصیتهای کمرو را توضیح دهد. وی این افراد را که در

۱٫ passiveness 2. aggressiveness 3. submissiveness 4. timidity 5.shyess 6.Social anxiety 7.Social fear 8.Social phobia

۹٫assertive trainin 10.Social inhibition

دامنه وسیعی از ارتباطهای اجتماعی بازدارنده و غیرجرأت ورز بودند، با عنوان بازداری شخصیتی۱۱ توصیف می کرد و در درمان، به ابزارعقیده مخالف، پذیرش تحسین نسبت به خود، استفاده از ضمیر»من«و ارائه جوابهای آماده تأکید می کرد. یا ولپه که اولین پژوهشهای نظری و بالینی در خصوص جرأت ورزی مربوط به اوست، ابتدا غیرجرأت ورزی را در میان بیماران مبتلا به اضطراب اجتماعی را که توان انجام دادن رفتار مخالفتی و گفتن کلمه»نه« و رد تقاضای غیرمنطقی ندارد