چکیده

هدف از پژوهش حاضر شناسایی رابطه بین سبکهای فرزند پروری والدین با پرخاشگری دانش آموزان آنها در دانشآموزان پسر مقطع راهنمایی شهرستان خدابنده است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی و استفاده از روش همبستگی است. جامعه مورد بررسی تعداد ۵۰۰ نفر از دانشآموزان مشغول به تحصیل در پایه پنجم ابتدایی بودند. نمونه انتخاب شده شامل ۲۴۶ نفر از دانش آموزان بوده، که با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای دو مرحلهای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه پرخاشگری باس و پری برای دانشآموزان و پرسشنامه شیوه فرزند پروری دایانا بامریند برای مادران آنها بود.. با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی، و استفاده از آزمون t گروههای مستقل نتایج نشان داد که بین شیوه فرزند پروری مقتدرانهی والدین با پرخاشگری و مشکلات رفتاری دانشآموزان پسر رابطه معکوس معنیدار وجود دارد. بین شیوه فرزند پروری مستبدانه والدین با پرخاشگری دانشآموزان پسر رابطه مثبت معنیدار وجود دارد. بین شیوه فرزند پروری سهلگیرانه والدین با پرخاشگری دانشآموزان رابطه معنیدار وجود ندارد.. والدینی باسبک فرزند پروری مقتدرانه، دارای فرزندانی با مشکلات رفتاری پایین هستند.

کلید واژگان : سبکهای فرزند پروری، پرخاشگری

مقدمه:

فرزندپروری فعالیت پیچیده ای شامل روش ها و رفتارهای ویژه است که به طور مجزا یا در تعامل با یکدیگر بر رشد کودک تأثیر می گذارد. در واقع پایه و اساس شیوه فرزندپروری مبین تلاش های والدین برای کنترل و اجتماعی کردن کودکانشان است(بامریند،.(۱۹۹۱ البته باید توجه داشت که در این تعریف روش های بهنجار فرزندپروری مورد نظر است. اگر چه والدین ممکن است در چگونگی کنترل و اجتماعی کردن فرزندان خود با یکدیگر تفاوت داشته باشند، ولی به نظر می رسد که همه والدین در تعلیم و تربیت و نظارت بر فرزندان نقش اولیه را به عهده دارند. یکی از مهم ترین مباحث در این حوزه » فرزندپروری « نامیده میشود(دارلینگ و استنبرگ، .(۱۹۹۳ فرزندپروری والدین می تواند در سبک های گوناگون (آزاد گذاری، استبدادی،

۱

مقتدرانه) بر فرزندان تأثیرات متفاوتی در نوع شخصیت و رفتارشان بشود، با توجه به اینکه سبک های فرزندپروری در رفتار فرزندان تأثیر گذار است، پس می توان گفت تمام آنچه که فرزند در آینده با آن مواجه می شود و نوع برخوردشان با مسائل و مشکلات در زندگی می توان از همین سرچشمه دانست و یکی از موارد مهم در زندگی انسان ها مسئله معنویت و استفاده از آن در زندگی می باشد (مکوبی، ۱۹۸۰؛ به نقل از ماسن؛ یاسایی،.(۱۳۸۸ از مسائل مبتلا به بسیاری از خانوادهها مسأله ی پرخاشگری کودکان و ابراز خشم و خشونت نسبت به والدین، برادران و خواهران و حتی افراد کوچه، مدرسه و خیابان است رفتار آنان به گونه ای است که موجبات رنج و زحمت والدین را فراهم آورده و در مواردی وضعی پدید می آورند که دیگر قابل دفاع نیست و سبب شرمندگی اولیای آنهاست(قائمی،(: ۱۳۷۲ یکی از شایعترین مشکلات رفتاری که موجب ناراحتی و پریشانی دیگران می شود و بهداشت روانی فرد، خانواده و جامعه را مختل می کند پرخاشگری است(نمازی،.(۴ :۱۳۷۷ روانشناسان اجتماعی عمل پرخاشگرانه را رفتار آگاهانه ای تعریف می کنند که هدفش اعمال درد و رنج جسمانی یا روانی باشد(شکرکن، .(۲۷۴ :۱۳۸۵ برون[۴] پرخاشگری را هر نوع عمل و رفتاری که به طور مستقیم در جهت هدفی به منظور آزار و اذیت رساندن به دیگران، کسانی که مایل نیستند مورد آزار و اذیت قرار بگیرند تعریف می کند(جمالفر، .(۲۷۲ :۱۳۸۲ گروهی از صاحبنظران حوزه علوم اجتماعی معتقدند پرخاشگری ذاتی و فطری است و گروهی دیگر آن را حاصل عوامل اجتماعی و در نتیجه، آموختنی می دانند(کریمی، .(۲۱۴ :۱۳۷۹ فروید پرخاشگری را به عنوان یکی از سائقها می نگرد، در حالی که نظریه یادگیری اجتماعی آن را پاسخی آموخته شده می داند (براهنی ودیگران،.(۷۴۴ :۱۳۸۴ عده ای از صاحبنظران نیز به نقش بسیار مهم رسانه های گروهی در آموزش پرخاشگری اشاره می کنند(کریمی، .(۲۲۲ :۱۳۷۹ از طرف دیگر شیوه های فرزند پروری و تعاملات والدین با همدیگر و با کودک می تواند در کاهش یا افزایش پرخاشگری مؤثر باشد. تربیت نادرست والدین یکی از عوامل مؤثر در ایجاد پرخاشگری است. عدم ارائه محبت کافی، داشتن رابطه سرد، تبعیض میان کودکان، کتک زدن و بد رفتاری والدین با کودکان پرخاشگری را تشدید می کند(فرجاد، .(۱۶۷- ۱۶۸ :۱۳۷۴ در عین حال که پرخاشگری یک رفتار مطلوب در مسیر رشد طبیعی کودک است، ولی اگر تحت کنترل صحیح نباشد، میتواند به صورت هیجان از هم پاشیده ای در آید. پرخاشگری بیش از حد طبیعی، نمایانگر آن است که کودک در یادگیری رفتار مطلوب در مواجه با محرک هایی که خشم او را بر می انگیزد، شکست خورده است. صاحبنظران معتقدند که پرخاشگری ممکن است یا از ناکامیهای بنیادی ناشی گردد، یا به علت وجود مدل های پرخاشگرانه در کودکان بوجود آید. هر اندازه والدین در خانه پرخاشگرانه تر عمل کنند، فرزندان آنان بیشتر پرخاشگر خواهند شد. تحقیقات نشان میدهد پرخاشگری در خانوادههای سختگیر که تنبیه بدنی را در تربیت کودک ضروری می دانند، بیشتر دیده می شود. اعتقاد بر این است که برخی از انواع پرخاشگری ها در خانههایی که اجازه ی هر نوع پرخاشگری داده می شود، و هرگز به طور سریع این رفتارها تنبیه نمیشوند، ریشه می دواند(نوابی نژاد،.( ۷۸- ۷۹ :۱۳۷۵ رابطه والدین با نوجوانان یا شیوه های فرزند پروری در گذر از اعمالی است که اهداف گوناگونی را در بردارد.تربیت اخلاقی و روانی، شناسایی، رشد و پیشرفت استعدادهای فرزندان، آموزش مهارت ها، آشنا کردن با قوانین وهنجارهای جامعه از دید والدین از جمله این اهداف می باشند. پارنسنزنید دو کارکرد اساسی یعنی اجتماعی کردن وشکوفایی شخصیت فرزند را برای خانواده در نظر می گیرد (عزازی، ۱۳۷۶ (لذا محقق در این پژوهش رابطه شیوه های فرزند پروری والدین با پرخاشگری فرزندان و مشکلات رفتاری آنها را مورد بررسی قرار می دهد.

۲

پیشینه تحقیق

اصطلاح فرزندپروری از ریشه پریو (Pario) به معنی ” زندگی بخش” گرفته شده است. منظور از شیوه های فرزندپروری روش هایی است که والدین برای تربیت فرزندان خود به کار می گیرند و بیانگر نگرش هایی است که آنها نسبت به فرزندان خود دارند و همچنین شامل معیارها و قوانینی است که برای فرزندان خویش وضع می کنند. ولی باید پذیرفت که رفتارهای فرزندپروری به واسطه فرهنگ، نژاد و گروه های اقتصادی تغییر می کند. روانشناسان همواره علاقمند بوده اند که چگونگی تأثیر روش های تربیتی والدین را بر رشد کودکان مطالعه و بررسی نمایند. یکی از مهم ترین مباحث در این حوزه » فرزندپروری « نامیده می شود(دارلینگ و استنبرگ ، (۱۹۹۳فرزندپروری فعالیت پیچیده ای شامل روش ها و رفتارهای ویژه است که به طور مجزا یا در تعامل با یکدیگر بر رشد کودک تأثیر می گذارد. در واقع پایه و اساس شیوه فرزندپروری مبین تلاش های والدین برای کنترل و اجتماعی کردن کودکانشان است(بامریند ،.(۱۹۹۱ البته باید توجه داشت که در این تعریف روش های بهنجار فرزندپروری مورد نظر است. بامریند روش های فرزندپروری را بر اساس تفاوت های آن در کنترل فرزندان متمایز کرده است. اگرچه والدین ممکن است در چگونگی کنترل و اجتماعی کردن فرزندان خود با یکدیگر تفاوت داشته باشند، ولی به نظر می رسد که همه والدین در تعلیم و تربیت و نظارت بر فرزندان نقش اولیه را به عهده دارند.. اگرچه والدین ممکن است در چگونگی کنترل و اجتماعی کردن فرزندان خود با یکدیگر تفاوت داشته باشند، ولی به نظر می رسد که همه ی والدین در تعلیم و تربیت و نظارت بر فرزندان نقش اولیه را بر عهده دارند(دارلینگ،.(۱۹۹۹