خلاصه

سلامت معنوی حاصل شرایط گوناگون بوده و تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد. از جمله عوامل مرتبط با سلامت معنوی شامل متغیرهایی همچون امید به زندگی، تحمل ناکامی و کیفیت زندگی است. بر این اساس پژوهش حاضر جهت بررسی رابطه سلامت معنوی با امید به زندگی، تحمل ناکامی و کیفیت زندگی در دانشجویان اجرا شد. روش پژوهش مطالعه حاضر از نوع همبستگی بوده و با آزمون رگرسیون چندمتغیری انجام شد. جامعه پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه شهیدبهشتی تهران (۱۳۹۳)بوده و ۱۱۶ نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شد. اطلاعات لازم با استفاده از پرسشنامه جمع آوری شد. داده های حاصله با استفاده از رگرسیون چندمتغیری در نرم افزار SPSS (ویرایش (۲۰ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های بدست آمده از پژوهش بیانگر همبستگی معنادار بین متغیرهای پیش بین (امید به زندگی، تحمل ناکامی و کیفییت زندگی) با سلامت معنوی (متغیرملاک) بود. براساس ضرایب همبستگی متغیر کیفیت زندگی پیش بی بهتری برای سلامت معنوی بود .

کلید واژه ها: سلامت معنوی، امید به زندگی، تحمل ناکامی، کیفیت زندگی دانشجویان

مقدمه

۱

سلامت معنوی یکی از مفاهیمی است که در پرتو توجه و علاقه جهانی روانشناسان به حوزه دین و معنویت مطرح شده و توسعه پیدا کرده است (کینگ۱، .(۲۰۰۸ همینامر باعث شده که سازمان بهداشت جهانی اخیراً انسان را موجودی زیستی- روانی- اجتماعی- معنوی تعریف کند (هندرسون۲، .(۲۰۰۰ سلامت معنوی بیانگر مجموعه ای از توانایی ها و ظرفیت ها و منابع معنوی است که کاربست آنها موجب افزایش انطباق پذیری و در نتیجه سلامت روان افراد می شود( زوهار و مارشال۳، .(۲۰۰۰ کینگ (۲۰۰۴) سلامت معنوی را به عنوان مجموعه ای از سازگاری بین ظرفیت های روانی که مبتنی بر جنبه های غیر مادی و متعالی واقعیت می باشند، به خصوص آنها که وابسته به طبیعت وجود شخصی، معنای شخصی، تعالی و حالت های گسترش یافته معنویت می باشد، تعریف کرده است. سلامت معنوی حاصل شرایط گوناگون بوده و تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد(کینگ، .(۲۰۰۸ از جمله عوامل مرتبط با سلامت معنوی شامل متغیرهایی همچون امید به زندگی، تحمل ناکامی و کیفیت زندگی است.

امید به زندگی باعث بهبودی و سلامتی و رفع تنش میشود بطور کلی در روانشناسی، دو دیدگاه مثبت و منفی۴ مدنظر است. طبق دیـدگاه مثبـت، امیـد بـه زندگی و شادی، باعث بهبودی و سلامتی و رفع تنش میشود و مطابق دید منفی، فرد بیمار، بیمارتر و طول عمرش کاهش مییابد. در دیدگاه مثبـت، فـرد خـود را پیروز و موفق و ارزشمند و ثروتمند و مقبول میداند و در دیدگاه منفی، فرد خود را دایم شکستخورده، ضعیف و فقیر و مردود تصـور مـیکنـد و هماننـد همـین الگوی ذهنی نیز زندگی خواهد کرد و در دیدگاه مثبت، شادی باعث بهبودی و سلامتی و رفع تنش میشود و فرد خود را پیروز و موفـق و ارزشـمند و ثروتمنـد و مقبول میداند (آزموده، شهیدی و دانش، .(۱۳۸۷

ناکامی عبارت است از وضع یک ارگانیزم در برابر ارضای یک نیاز هنگامی که با مانع درونی یا برونی کم وبیش غلبه یا نامنتنی روبـرو مـی شـود. همچنـین خود ناکامی و محرومیت عبارت است از حالتی که در نتیجه ارضا نشدن یا احتیاج پدید می آید. افراد از نظر تحمل ناکامی بـا یکـدیگر تفـاوت دارنـد. بعضـی هـا خیلی کم تحمل هستند و زود از پا در می آیند، اما بعضی دیگر بسیار پرتوان و در برابر ناکامیها مقاوم می باشند. بنابراینباید توجّه داشت که تحمل افراد در برابـر ناکامیها متفاوت است. افراد هیجانی یا عاطفی که طبیعتـی بـی قـرار دارنـد از افـراد خونسـرد و آرام آسـیب پذیرترند(آقایوسـفی،.(۱۳۹۱ افـرادی کـه بـه سـادگی خشمگین می شوند، معمولا حالتی را دارند که به آن کم بودن تحمل برای ناکامی می گویند یعنی به طور ساده آنها احساس مـی کننـد کـه نبایـد دچـار ناکـامی، اذیت و رنج شوند. آنها نمی توانند مسایل را ساده بگیرند و اگر فکر کنند که موقعیتی غیرمنصفانه است، مثلا اگر برای خطای جزیی تأدیب شوند، خیلـی عصـبانی می شوند (آقایوسفی، .(۱۳۹۱ تحمل ناکامی عبارت است ازتوانایی فرد در تحمل ناکامی بدون آنکه سازگاری روانی-زیستی خود را از دست بدهد (بابارئیسـی و همکاران،..(۱۳۹۳برا ساس نظر الیس,افرادی که از درجه بالاتری از سلامت روانی برخوردارند ,در هنگام مواجهه با شرایط یـا رویـدادهای کـه بـا ارزش هـای اساسی ,اهداف و ترجیهاتشان در تعارض است,فلسفه تحمل را به کار می گیرند.این بدان معنی است که این دسته از افراد زمانی که در شـرایط دشـوار و تـوام با ناکامی قرار می گیرند,تحمل را به عنوان وسیله در جهت دستیابی به اهداف مطلوبشان در پیش می گیرند(الیس۵،ترجمه فیروزبخت و عرفانی (۱۳۸۱,

۱ . King
2. Henderson et al. 3. Zohar & Marshall 4 . Positive and negative attitudes 5 . Ellis

۲

کیفیت زندگی۶ با توجه به تعریف سازمان جهانی بهداشت(۲۰۱۴)۷ عبارت است از: ارزیابی و ادراک افـراد از وضـعیت زنـدگی خـویش تحـت تـأثیر نظـام فرهنگی و ارزشی موقعیت زندگی آنها و در تأثیر اهداف، انتظارات، معیارها و خواستههای فرد بر وضعیت جسـمانی، روانـی، میـزان اسـتقلال، روابـط اجتمـاعی و اعتقادات او. رویکرد عینی، کیفیت زندگی را به عنوان مواردی آشکار و مرتبط با استانداردهای زندگی میداند، ایـن مـوارد میتوانـد سـلامت جسـمانی، شـرایط شخصی (ثروت، شرایط زندگی و…) ارتباطات اجتماعی، اقدامات شغلی یا دیگر عوامل اقتصـادی و اجتمـاعی باشـد(نریمانی، (۱۳۸۶، در مقابـل رویکـرد ذهنـی، کیفیت زندگی را مترادف شادی یا رضایت فرد در نظر میگیرد. این منظر بر عوامل شناختی در ارزیابی کیفیت زندگی تاکید میکند. دیـدگاه کـل نگـر کیفیـت زندگی را یک پدیده چندبعدی میبیند و هر دو مؤلفه عینی و ذهنی را در نظر میگیرد (لیو۸، .(۲۰۰۶