بررسی رابطه شیوه زندگی کارگران صنایع ایران بر میزان بهره وری آنها

چکیده :
در این تحقیق به بررسی رابطه میان شیوه زندگی کارگران صنایع ایران و میزان بهره وری آنها در استان قزوین خواهیم پرداخت ، برای سنجش شیوه زندگی از آزمون شیوه زندگی لوگان رایت استفاده شده است که یک نمونه از این آزمون در پیوست موجود است ، این آزمون شامل ۴۳ سئوال میباشد که پس از تعیین جامعه آماری به تعداد ۱۳۰ نفر شامل ( ۷۰ نفر از زنان و ۶۰ نفر از مردان ) شاغل در صنایع ایران و تعیین نمونه گیری ، آمار بدست آمده با استفاده از نرم افزار spss مورد تحلیل قرار گرفت و نتایج تحقیق بدست آمد ، در انجام فصول این تحقیق از جناب آقای دکتر فروتن و برخی دیگر از دوستان کمک گرفته شد که از زحمات و راهنمایی های بی دریغ آنها تشکر می کنم .

فصل اول
کلیات تحقیق
• مقدمه
• بیان مسئله
• هدف تحقیق
• اهمیت تحقیق
• فرضیه یا سئوال پژوهشی
• متغییر ها
• تعاریف عملیاتی

عنوان:
بررسی رابطه میان شیوه زندگی کارگران صنایع ایران و میران بهره وری آنان در استان قزوین

واژه هاي كليدي :
شیوه زندگی ، کارگران ، بهره وری

مقدمه
کوششهای اقتصادی انسان همیشه و همواره معطوف بر آن بوده است که حداکثر نتیجه را از حداقل تلاشها و امکانات به دست آورد ، این تمایل را می توان اشتیاق وصول به (( بهره وری )) افزونتر نام نهاد . جمع اختراعات و ابداعات بشر از ابتدایی ترین ابزار کار در اعصای بدوی گرفته تا پیچیده ترین و بغرنج ترین تجهیزات مکانیکی و الکترونیکی زمان حاضر ، متاثر از همین تمایل و اشتیاق می باشد .
رسالت اصلی علم مدیریت دستیابی به بهره وری بیشتر است و این امر همواره مورد توجه دولتمردان ، سازمانها ، موسسات و … بوده و حتی در سطح کوچکترین واحد اجتماعی یعنی خانواده رسوخ کرده و دسترسی به بهبود کیفی زندگی و رفاه بیشتر که نمودهایی از بهره وری است ، سبب تلاش بیشتر و هدفمند تر خانواده ها گردیده است .

بهره وری مفهومی است جامع و کلی که افزایش آن به عنوان یک ضرورت ، جهت ارتقای سطح زندگی ، رفاه بیشتر و آرامش و آسایش انسانها ، که هدفی اساسی برای همه کشور های جهان محسوب می شود ، همواره مد نظر دست اندرکاران سیاست و اقتصاد و دولتمردان بوده و میباشد .

از بهره وری تعاریف بسیاری شده است و اگر چه هر کدام از این تعاریف به جای خود می توانند صحیح و کارآمد باشند ، اما اگر نتوانند مفاهیم اساسی و اصلی بهره وری را بر اساس شعور ، آگاهی ، فرهنگ و آداب مخاطبان مختلف خود بیان کنند ، تعاریفی ناقص میباشند ، بدون شک هر چه آگاهی و فرهنگ مخاطب و گروهی که می خواهند از واژه بهره وری استفاده کنند ، بیشتر باشد ، نیاز به تعریفی ژرف نگر تر و عمیق تر برای این واژه بوجود خواهد آمد .

مسئله بهره وری ( Productivity ) و یا استفاده بهتر از منابع در جهت تحصیل اهداف از جمله مباحث پر طرفداری است که از نیمه دوم قرن بیستم به طور گسترده در سطح اقتصاد بین الملل مورد توجه قرار گرفت و بدان پرداخته شد. برای واژه بهره وری تعاریف فراوانی وجود دارد .استفاده بهتر از منابع یا افزایش ستاده ها در برابر کاهش یا ثابت ماندن داده ها و یا کاهش هزینه و در مقابل آن افزایش درآمد که باید لازم و ملزوم یکدیگر باشند همه و همه از جمله تعاریفی هستند که برای این واژه مطرح می شوند. اما مناسب تر است این بار به

جای شناخت نوع سیاست ها و مد ل های بهره وری که هم کم نیستند و هم در فضای اقتصادی و مدیریتی کشور کم بدانها پرداخت نمی شود کمی به خود واژه بهره وری و فرهنگ آن در جامعه در حال توسعه ای چون ایران بپردازیم. اشاره ای هر چند کوتاه و شاید ناپخته که می تواند به روشن شدن برخی جنبه های مبهمی بپردازد. اما برای آشنایی خواننده گرامی به طور کلی سه مدل مهمی اصلی در سطح بین الملل جهت اعمال سیاست های بهره ورانه و به طور کلی تعالی سازمانی مطرح می باشد و مورد توجه قرار می کیرد که عبارتند از: [۱] ۱– مدل مالکوم بالدریچ (Malcolm Baldridge Model ) یا مدل آمریکایی که در قالب جایزه ای به همین نام از سال ۱۹۸۷ در آمریکا طراحی شد و سه هدف اصلی کمک به ۱- ۱: افزایش عملکرد ها و افزایش توانمندی ها. ۱- ۲: افزایش توان رقابتی و از سوی دیگر تعامل بیشتر و بهتر میان شرکتهای آمریکایی . ۱- ۳: ایجاد ابزار های مدیریتی با هدف پیاده سازی

آموزشها و بر نامه ریزیها . نمره نهایی این مدل ۱۰۰۰ می باشد که به گونه ای مشخص در جداولی مشخص شده است. ۲- مدل دمینگ (Deming Model ) مدل دمینگ یا مدل ژاپنی که در سال ۱۹۵۰ و با دعوت ژاپنی ها از دکتر ادوارد دمینگ آمریکایی و مطالعات صورت گرفته ارائه شد. چهار راهبرد اصلی مدل دمینگ عبارتند از : ۲- ۱ : برنامه ریزی ( Planinig ) ۲-۲ : اجرا ( Do) ۲-۳ : بازبینی ( Check ) ۲- ۴ : اقدام ( Action ) و یا به طور خلاصه (PDCA ). این جایزه به طور کلی یکی از مهمترین عوامل کنترل و ارتقاء کیفیت در سازمانهای ژاپنی می

باشد. ۳- مدل (EFQM ) (European Foundation of Quality Management) مدلی با خواستگاه اروپایی و ارائه شده در سال ۱۹۸۹ با زیر مدلی به نام ( SME) برای سازمانهای کوچکتر . این مدل بر ۹ معیار استوار است که ۵ تای آن معیارهای توانمند سازی و ۴ تای دیگر آن معیارهای نتایج می باشند.

بیان مسئله :
یکی از مهمترین تقاضاهای جوامع، ارائه الگوهای سبک زندگی از صاحبان دیدگاههای مختلف است. درواقع در جدال بین سنت و مدرنیزم، این الگوسازی ها نقش مهمی را در فاصله گیری از سنت و نسبت دارشدن با مدرنیزم ایفا می کند

بهبود بهره وری موضوعی بوده است که از ابتدای تاریخ بشر و در کلیه نظامهای سیاسی و اقتصادی مطرح بوده است. اما تحقیق در مورد چگونگی افزایش بهره وری بطور سیستماتیک و در چهارچوب مباحث علمی تحلیلی از حدود ۲۳۰ سال پیش به این طرف بطور جدی مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته است . در عصر حاضر بهره وری را یک روش ، یک مفهوم و یک نگرش درباره کار و زندگی می نامند و در واقع به آن به شکل یک فرهنگ . یک جهان بینی می نگرند ، اگر ما در هر مورد نسبت خروجی به ورودی را محاسبه کنیم . بهره وري عبارت

است از به حداكثر رساندن استفاده از منابع، نيروي انساني و تمهيدات به طريق علمي به منظور كاهش هزينه ها و رضايت كاركنان، مديران و مصرف كنندگان. تعاريف ديگر، بهره وري نيروي انساني را حداكثر استفاده مناسب از نيروي انساني به منظور حركت در جهت اهداف سازمان با كمترين زمان و حداقل هزينه داشته اند. تر اساس ديدگاه سازمان بهره وري ملي ايران، بهره وري يك نگرش عقلاني به كار و زندگي است. از تعاریف بالا اینگونه برداشت می شود که اين مشابه يك فرهنگ بوده كه هدف آن هوشمندانه تر كردن فعاليتها براي يك

زندگي بهتر و متعالي است. بهره وري عبارت است به دست آوردن حداكثر سود ممكن از نيروي كار، توان، استعداد و مهارت نيروي انساني، زمين، ماشين، پول، تجهيزات زمان، مكان و … به منظور ارتقاء رفاه جامعه، به گونه اي كه افزايش آن به عنوان يك ضرورت، در جهت ارتقاء سطح زندگي انسانها و ساختن اجتماعي همواره مدنظر صاحبنظران سياست، مديريت و اقتصاد قرار دارد.

اهمیت و ضرورت تحقیق :
حداکثر استفاده از منابع فیزیکی، نیروی انسانی و سایر عوامل به روشهای علمی بطویکه بهبود بهره وری به کاهش هزینه تولید، گسترش بازارها، افزایش اشتغال و بالا رفتن سطح زندگی همه آحاد ملت ، منجر شود.

بررسی رابطه میان سبک زندگی کارگران و میزان بهره وری آنها در جوامع صنعتی همیشه بسیار مهم بوده و در ادوار مختلف جوامع صنعتی به دنبال رسیدن به یک رابطه معنی دار میان این دو متغییر بوده اند ، در آلمان پژوهش انجام شده بر روی شیوه زندگی کارگران خودرو سازی و بهره وری آنها نشان داد که این دو متغییر با یکدیگر رابطه معنی دار دارند ( هیلمن ، ۱۹۸۳ ) ، از دید مرکز بهره وری ژاپن ، بهره وری یک اولویت و انتخاب ملی است که منجر به افزایش رفاه اجتماعی و کاهش فقر می گردد. مرکز بهره وری ژاپن از زمان تأسیسش در سال ۱۹۵۵ نهضت ملی افزایش بهره وری در این کشور را تحت سه اصل رهنمون ساز به جلو هدایت نموده که عبارتند از : افزایش اشتغال ، همکاری بین نیروی کار و مدیریت و توزیع عادلانه و برابر ثمره های بهبود بهره وری در میان مدیریت، نیروی کار و مصرف کنندگان.

افزایش قابل توجه بهره وری در تعدادی از کشور ها در دهه های اخیر موجب شده است که ارتقاء سطح بهره وری ملی بعنوان یک اولویت در سطح کشور مطرح باشد. بطور مثال در دوره زمانی (۱۹۷۴- ۱۹۶۷) کشور ژاپن بهره وری ملی خود را ۶/۹۹% افزایش داد در حالی که در همان مدت مدیریت بهره وری ملی در کشورهای آلمان غربی و ایلات متحده امریکا به ترتیب ۳/۴۳ و ۲۵/۲۹% افزایش یافت

هدف های کلی تحقیق :
هدف کلی در این پژوهش بدست آوردن بک رابطه معنی دار شیوه زندگی کارگران و هدف کلی در این تحقیق بررسی رابطه میان شیوه زندگی کارگران و بهره وری آنان .

فرضیه ها :
فرضیه اصلی :
بین شیوه زندگی و بهره وری کارگران بخش تولید صنایع ایران رابطه معنی داری وجود دارد .

متغییر های تحقیق :
متغییر مستقل
بهره وری

متغییر وابسطه :
شیوه زندگی

تعاریف عملیاتی متغییر ها :
بهره وری :
بهره وری عبارت است از رابطه بین مقدار ستاده و مقدار نهاده بکار رفته برای تولید آن ستاده ، به عبارت دیگر ، بهره وری به ما میگوید که از یک واحد نهاده چند واحد ستاده ، می توان بدست آورد . ( رحیم نژاد ، ۱۳۸۱ )

شیوه زندگی :
سبك زندگي دال بر شيوه زندگي متمايز جامعه يا گروه اجتماعي است … شيوه اي كه بدان طريق مصرف كننده خريد مي كند. و شيوه اي كه بدان طريق كالاي خريداري شده مصرف مي شود بازتاب كننده سبك زندگي مصرف كننده در جامعه است ( هالمن ، ۱۹۹۱ )

تعریف علمی متغییر ها :
بهره وری :
بهره وری مفهومی جامع و است و افزایش آن به عنوان یک ضرورت ، جهت ارتقای سطح زندگی ، رفاه بیشتر ، آرامش و آسایش انسانها هدف اساسی برای همه کشور های جهان محسوب می شود و همواره نیز مد نظر دست اندر کاران بوده است . ( گیدنز ، ۱۹۹۱ )

شیوه زندگی :
شیوه زندگی معرف ثروت و موقعیت اجتماعی افراد و غالبا به عنوان شاخصی برای تعیین طبقه اجتماعی به کار می رود . ( چاپین ۱۹۵۵ ، چاپمن ۱۹۳۵ )

فصل دوم
ادبیات تحقیق
• مطالعه پیشینه تحقیق
• تجزیه و تحلیل و ارزیابی تحقیقات انجام شده
• چهارچوب نظری تحقیق

پیشینه تحقیق :
در تحقیقی ، رشد بهره وری ۲۰۱ کارگاه صنعتی در آمریکا در سالهای ۱۹۸۴-۱۹۹۰ با استفاده از تحلیلی پوششی داده ها و شاخص مالمکوئیست اندازه گیری شده است ، و نتیجه بدست آمده نشان داده است که رشد بهره وری کارکنان با میزان دریافتی های حقوقی و پاداش های کاری آنها رابطه معنی دار دارد . .

در تحقیق دیگری که بر روی کارکنان صنایع ترکیه انجام شده ، با اندازه گیری تغییرات بهره وری و با استفاده از شاخص مالمکوئیست به بررسی نتایج سیاست های اعمال شده از دهه هشتاد بر صنایع ترکیه پرداخته شده و نتیجه حاصله نشان می دهد که رشد بهره وری در کارکنان با میزان ساعت کاری روزانه و وضعیت کاری آنها رابطه معنی دار دارد .

در تحقیق دیگری به بررسی کارآیی کارکنان در صنایع یونان با استفاده از نسبت های مالی طی سالهای ۱۹۹۷ – ۱۹۹۹ و با به کارگیری تحلیل پوششی داده ها پرداخته شده است . نتایج حاصل با نتایج تجزیه و تجلیل گسترده نسبت های مالی مورد مقایسه قرار گرفته است که نشان می دهد تحلیل پوششی داده ها می تواند در کنار تجزیه و تحلیل نسبت ها به عنوان مکمل آنها برای ارزیابی عملکرد سازمان به کار رود ، نتیجه حاصله از تحقیق صورت گرفته بر روی کارکنان صنایع در یونان نشان داد که بهره وری با وضعیت زندگی و سلامت روحی و روانی کارکنان رابطه معنی دار دارد .

در یک پژوهش با استفاده از مدل SBM که یکی از مدل های تحلیل پوششی داده ها میباشد ، تاثیر عوامل کلان اقتصادی و قانونی روی کارآیی سیستم بانکداری هنگ کنگ مورد بررسی قرار گرفته است ، نتایج بدست آماده در این تحقیق در قیاس با تحقیقات سایر کشور های متفاوت نبود و آن نیز نشان از رابطه معنی دار بهره وری کارکنان با وضعیت زندگی و رفاه اجتماعی آنها داشت .

سوبل كه شايد مفصل ترين متن درباره تعريف سبك زندگي را نوشته Sobel‚۱۹۸۱ معتقد است كه «… تقريبا هيچ توافق تجربي يا مفهومي درباره اين كه چه چيز سازنده سبك زندگي است وجود ندارد (P.2) برخي ديگر هم معتقدند كه مي توان اين مفهوم را بسته به موضوعي كه مطالعه ميشود ، به طرق مختلف تعريف كرد و ارائه تعريفي از آن ، نافي بقيه شيوه هاي استفاده از اين مفهوم نيست، فقط لازم است تا زمينه اي را كه در آن از اين مفهوم استفاده مي شود تعريف كرد (Loove & Miegel‚۱۹۹۰:P.21) . و برخي نظير روبرتز معتقدند كه كسي حق ندارد مشخص كند كه بايد چه تعريفي از اين مفهوم داشت. به نظر وي مفاهيم ملك خصوصي جامعه شناسان يا روانشناسان يا هر كس ديگري نيستند. فقط هركس مجبور است اهميت تعريفي را كه پذيرفته است با نشان دادن يافته هاي جديد حاصل از آن توجيه كند (Roberts‚۱۹۹۰:P.195) .اين موضع گيريها دشواري ارائه تعريفي از سبك زندگي را نشان ميدهند.

گويا اولين بار ليزر در سال ۱۹۶۳ سبك زندگي را بر اساس الگوي خريد كالا تعريف مي كند. به نظر وي «… سبك زندگي دال بر شيوه زندگي متمايز جامعه يا گروه اجتماعي است … شيوه اي كه بدان طريق مصرف كننده خريد مي كند. و شيوه اي كه بدان طريق كالاي خريداري شده مصرف مي شود بازتاب كننده سبك زندگي مصرف كننده در جامعه است ( Anderson &Golden‚۱۹۸۴:PP.2-3) . اين تعريف اگر چه براي مطالعات بازاريابي كاربرد تبيني ندارد چرا كه الگوي خريد و مصرف را كه بازارياب ها به دنبال آن هستند ، فقط توصيف مي كند، اما به عنوان اولين تعريف اشاره كننده به مفهوم الگوي مصرف حائز اهميت است.

سوبل بعد از بحثي مفصل درباره تعريف سبك زندگي مي نويسد… كاملا نعقول است كه بپذيريم سبك زندگي كاملا قابل مشاهده يا قابل استنتاج از مشاهده است ( Sobel‚۱۹۸۱:P.28) و در ادامه تاكيد مي كند كه الگوي مصرف قابل مشاهده ترين و بهترين شاخص سبك زندگي است. به علائه ، الگوي مصرف قادر است بيشترين ارتباط ميان افراد و موقعيت اجتماعي وي برقرار سازدو از اين منظر اهميت تحليلي بيشتري دارد. لامونت و همكارانش نيز ضمن تاكيد نهادن بر شيوه سازمان دادن زندگي شخصي ، الگوي تفريح و مصرف را بهترين شاخص سبك زندگي مي دانند (Lamont‚rt al‚۱۹۹۶:P.32) و ديويد چيني سبك هاي زندگي را « سازمان اجتماعي مصرف » ( چيني ، ص .۸۹ ) مي خواند. به اعتقاد وي «

سبك زندگي راه الگومند مصرف، درك يا ارج نهادن به محصولات فرهنگي مادي است … » ـص . ۷۱ ) و « … منش و راهي براي استفاده از كالاها و مكان ها و زمان ها ي خاص است» ( ص . ۶۱ ) . راب شيلدز هم گروه بندي مصرف كالاها را همان سبك زندگي مي داند اما با قيد اين شرط كه در اين گروه بندي بتوان سبك داشتن رفتار ، قريحه و رمزگان نمادين مشترك را تشخيص داد (Shields‚ ۱۹۹۲:P.14) ايزكي هم فقط به الگوي مصرف اشاره مي كند و بوسرمن ضمن اشاره به الگوي مصرف ، ارزش هاي موجد الگوهاي مصرف را نيز جزئي از سبك زندگي مي داند(Veal‚۲۰۰۰:P.109)

عمده ترين تحولاتي ، افزون شدن نقش مصرف در اين دنياست. ايده ها و تحولاتي را كه موجد مطرح شدن مفهومي جديد شدند بررسي كرديم ، و به مرور تعاريفي پرداختيم كه براي مفهوم جديد ارائه شده است. عليزغم تنوع تعاريف ، آن ها را بر حول سه محور اصلي يعني تعاريفي كه فقط بر بعد سبك زندگي تاكيد مي كنند ، تعاريفي كه رفتار و ذهنيت را توأمان لحاظ مي كنند، و تعريفي كه به وجه نمادين سبك زندگي توجه دارد، تقسيم كرديم. اولين استدلال ما اين است كه بدون توجه به معناي واژه سبك نمي توان تعريف دقيقي از سبك زندگي ارائه كرد. معناي اين واژه بايد درباره آن چه كه مصداق سبك زندگي پنداشته مي شود صدق كند. انسجام و كليت دو وجه اساسي سبك داشتن است. بعد درباره آنكه سك زندگي از مقوله رفتار است ، و آن هنگام كه پديده اي گروهي باشد براي جامعه شناسي و بازار پژوهي اهميت دارد استدلال كرديم. البته لازم نيست كه گروهي بودن سبك زندگي را مترادف با آن بدانيم كه اعضاي گروهي كه سبك زندگي واحدي دارند با هم تعامل پايدار دارند.

یکی از مباحث مهم روش شناسی در انسان شناسی معاصر، بحث بازتابندگی( ) است. در واقع دهه هاست که مقوله «بی طرفی در پژوهش» مورد نقد جدی قرار گرفته است و نه تنها در پژوهش های فمینیستی بلکه در بخش مهمی از نظریات جامعه شناسی (از وبر گرفته تا فوکو و بوردیو) این مقوله با دقت و ظرافت تعریف شده و در نتیجه، سالهاست که در بسیاری از پژوهش های معاصر، تدوین «رابطه بین محقق و موضوع تحقیق» با دقت دنبال می شود. یعنی در اکثر پژوهش های جدی، پژوهشگر در ابتدای تحقیق خود نقش خود و رابطه اش را با موضوع تحقیق به روشنی بیان می کند و این کار او «عینیت» تحقیق اش را نیز می تواند مشخص سازد.

اصل بازتابندگی، عبارت است از نیاز به بازگشت مستمر بر ابزارهاى علم اجتماعى که مورد استفاده محقق است. این بازگشت، تلاشى است براى کنترل بهتر نادرستى‏هایى که در ساخت موضوع به واسطه سه عامل عرضه مى‏گردد. اولین عامل، هویت فردى محقق است. یعنى جنسیت، طبقه، ملیت، قومیت، آموزش، سبک زندگی و…

دومین عامل، موقعیت وى در میدان روشنفکرى است که متمایز از موقعیت وى در فضاى اجتماعى به معناى گسترده آن است. این عامل ما را به تجزیه و تحلیل انتقادى مفاهیم، روش‏ها و مسائلى که وى وارث آن است و نیز هوشیارى نسبت به سانسورى که به واسطه تعلّق خاطر رشته‏اى یا علایق سازمانى ایجاد مى‏شود؛ فرا مى‏خواند. سومین عامل نیز، مکتب‏گرایى است.

با توجه به تعریف این اصل، هویت انسان معاصر به روایت آنتونی گیدنز و بسیاری از نظریه پردازان اجتماعی دیگر خصلت «باز اندیشانه یا بازتابی» دارد. بازتابندگی هویت به معنای سیال بودن هویت و تغییر آن در نتیجه تغییر شرایط فرهنگی و اجتماعی و ظهور دانش ها، دانستنی ها و بخصوص تکنولوژی های ارتباطی و رسانه ای جدید است. به تعبیری دیگر، آن تلقی یا تصور هویت به مثابه ی امری ثابت و ازلی و ابدی، به پایان رسیده است. از اینرو دیگر مفهوم «هویت ایرانی» نیز اگرچه در مقایسه با هویت فرانسوی یا آمریکایی قابل تفکیک و تمایز دادن است و تفاوت هایی بین آنها وجود دارد اما هویت ایرانی رنگ های مختلفی بخود گرفته و می گیرد و متناسب شرایط تازه اشکال تازه ای از آن ظهور و بروز می یابد. ما هر روز در معرض

آگاهی ها و شناخت های تازه ای در زمینه های مختلف تغذیه، بهداشت، درمان، مسکن، پرورش کودک، اشتغال، پوشش و لباس، آموزش و پرورش و دیگر موضوعات زندگی هستیم. این فرایند تدریجا باعث تغییر «سبک زندگی» ( ) ما و تغییر عادات و روحیات ما می شود. «سبک زندگی» پدیده ی جوان و نوظهوری است که کمتر از نیم قرن از عمر آن نمی گذرد. در گذشته ایرانیان مانند دیگر ملت ها عمدتا از بصورت رو در رو و چهره به چهره با یکدیگر ارتباط برقرار می کردند و از طریق فرایندهای ارتباط مستقیم چهره به چهره نیازهای خود را تامین و زندگی خود را سامان می داند. فعالیت های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی عمدتا منوط و متکی به روابط چهره به چهره دو یا عده ای از افراد بود. برای مثال، روابط بین

دختران و پسران،سرگرمی های کودکان ارائه و ارسال پیام و و انتقال دانش، مبادله احساسات، خرید و فروش، مسابقه و رقابت و تمام اشکال دیگر روابط و کنش های اجتماعی مستلزم گونه های مختلف روابط چهره به چهره دو یا عده بیشتر افراد بود. اما ورود رسانه ها و تکنولوژی رایانه ای و دیجیتال باعث تغییر الگوی روابط سنتی چهره به چهره به روابط با واسطه و با میانجی رسانه ها و اینترنت شده است .

این تغییر دو الگوی روابط بر نوع و چگونگی هویت و فرهنگ تمام جوامع از جمله جامعه ایران تآثیر می گذارد. در الگوی سنتی روابط چهره به چهره حجم ارتباط بسیار محدود تر و از نظر کمی کم شمارتر بود زیرا هر کس تنها در محدوده شبکه خویشاوندان، آشنایان و افرادی که اطراف او هستند امکان مراوده را داشت. اما الگوی جدید روابط با واسطه ابزارهای رسانه ای و رایانه ای فرد نه تنها با نزدیکان و آشنایان بلکه با هر کس در هر گوشه جهان امکان مبادله پیام و مراوده دارد. در نتیجه حجم ارتباط افراد بشدت گسترش یافته و افراد می توانند در

گستره ای جهانی دوستان مناسب حال خود را انتخاب کنند. از طرف دیگر، فرد قادر است با استفاده از امتیازات فنی ارتباطات رایانه ای و اینترنتی، با آزادی بیشتر و به نحو دلبخواهانه تری عمل کند و بسیاری از تابوهای اجتماعی و سیاسی را بشکند و روایت دلخواهانه تری از خویشتن خود را شکل دهد. همچنین قابلیت ها و گستردگی میدان عمل اینترنت این امکان را برای فرد فراهم می سازد تا هر روز بتواند نیازهای بیشتری را از طریق اینترنت پاسخ دهد. مجموعه این عوامل باعث می شود تا انسان ایرانی این بار نه از طریق روابط گرم چهره به چهره بلکه از طریق روابط با واسطه صنایع رسانه های فنی مانند اینترنت به شکل دادن و باز تعریف خویشتن خود بپردازد.

یکی از مهمترین تقاضاهای جوامع، ارائه الگوهای سبک زندگی از صاحبان دیدگاههای مختلف است. درواقع در جدال بین سنت و مدرنیزم، این الگوسازی ها نقش مهمی را در فاصله گیری از سنت و نسبت دارشدن با مدرنیزم ایفا می کند”سبک زندگی” اصطلاحی است که از ۱۹۳۹ به بعد در زبان انگلیسی رواج یافته است و به نظر می رسد تا پیش از آن جامعه و فرهنگ غربی نیازی به این مفهوم نداشته است. امروزه این اصطلاح کاربرد عامیانه زیادی در زبان انگلیسی دارد و بیشتر برای توصیف نوع و گونه خانه و اسباب و اثاثیه ای که فرد آن را “مطلوب” یا “ایده آل” خود می داند و به کار می برد گفته می شود.نند اما در تعریفی ساده و کلی تر می توان سبک زندگی را”شیوه زندگی”( ) یا به نحو دقیق تر الگوها و شیوه های

“زندگی روزمره” تعریف کرد که نه تنها شامل الگوهای فردی مطلوب از زندگی بلکه شامل تمام عادات و روش هایی که فرد یا اعضای یک گروه به آنها خو کرده یا عملاً با آنها سر و کار دارد می شود. بنابر این سبک زندگی به خانه و اثایه محدود نمی شود و تمام چیزها مانند الگوهای روابط اجتماعی، سرگرمی، مصرف و لباس را در بر می گیرد و نگرش ها، ارزش ها و جهان بینی فرد و گروهی که عضو آن است را منعکس می کند.

انسان امروزی و مدرن چنان به استفاده از الکتریسته، اتومبیل شخصی، دوربین عکاسی و فیلمبرداری، تلفن، آپارتمان نشینی، رادیو، ضبط، تلویزیون رنگی، آرایش در خیابان و مکان های عمومی، آموزش مدرسه ای، ابزارها و روش های ضدبارداری، موسیقی پاپ، ساندویچ و غذاهای سرد و آماده، تکنولوژی های خانگی مانند ماشین لباس شویی، جارو برقی، اجاق گاز، ظرف شویی و وسایل آشپزی، چرخ خیاطی، یخچال و فریزر، تکنولوژی های بازی و سرگرمی کودکان و بزرگسالان و دیگر محصولات و کالاها و روش های مدرن خو کرده و در آن مستغرق شده است که دو نکته مهم درباره آنها را هرگز احساس نمی کند.

اول اینکه، این «سبک زندگی» پدیده ی جوان و نوظهوری است که کمتر از نیم قرن از عمر آن نمی گذرد. دوم، ورود هر یک از روش ها و تکنولوژی های فوق تغییرات بنیادینی در زندگی، احساس، تفکر، شیوه زیست و فرهنگ انسان امروزی بوجود آورده و می آورد.

تجانس در سبک زندگی شیوه ای است که می توان آن را زیرمجموعه ای از روش های کیفی جمع آوری داده ها در پژوهش انسان شناسی به شمار آورد.
با توجه به تغییر سبک های زندگی افراد از گذشته تا به امروز این نکته حائز اهمیت است که محققی که در میدان تحقیق موضوعی را مورد مطالعه قرار می دهد دارای چه نوع سبک زندگی می باشد چگونه به وسیله سبک زندگی خاص خود با افراد ارتباط برقرار می کند. به بیانی دیگر آیا سبک زندگی محقق بر روند و کیفیت تحقیق وی تأثیرگذار خواهد بود یا خیر؟
به عنوان مثال محققی با ظاهر محجبه در جامعه ای که افراد آن به حجاب اعتقاد ندارند تحقیق بهتری انجام می دهد یا در جامعه ای معتقد به حجاب؟ به عبارتی در کدام یک از میادین تحقیق فوق به داده های واقعی دست پیدا خواهد کرد؟

آنچه مسلم است این است که بخش عظیمی از سبک زندگی افراد که در ظاهر آنها (نوع پوشش و…) جلوه گر می شود می تواند به طور مستقیم و یا غیرمستقیم بر روند تحقیق البته با توجه به موضوع تحقیق تأثیرگذار باشد علاوه بر این، این مسأله می تواند بر روی کسانی که تحقیق از آنها صورت می پذیرد تأثیر بگذارد یعنی نوع سبک زندگی محقق پاسخهای افراد مورد تحقیق را تحت تأثیر قرار دهد و داده های تحقیق از حالت طبیعی و واقعی خود خارج و یا برعکس به حالت واقعی نزدیکتر شوند. به هر حال سبک زندگی محقق بر کیفیت تحقیق تأثیرگذار خواهد بود.

مفهوم سبک زندگی (life style) از زمره مفاهیمی است که پژوهشگران حوزه جامعه‌شناسی و مطالعات فرهنگی برای بیان پاره‌ای واقعیت‌های فرهنگی آن را مطرح و به کار می‌برند و دامنه به‌کارگیری آن در ادبیات علوم اجتماعی رواج زیادی یافته است تا حدی که بعضی معتقدند که این مفهوم قابلیت جانشینی بسیار از واژگان موجود از جمله مفهوم طبقه را داراست و می‌تواند به نحو دقیق‌تری، گویای واقعیت پیچیده رفتارها و حتی نگرش‌های فرهنگی و اجتماعی در جامعه جدید باشد و حتی به‌کارگیری آن به‌جای مفاهیمی قومیت و ملیت را مطرح کرده‌اند. سبک زندگی در حوزه مطالعات فرهنگی به مجموعه رفتارها و الگوهای کنش‌های هر فرد که معطوف به ابعاد هنجاری و معنایی زندگی اجتماعی باشد اطلاق می‌شود و

نشان‌دهنده کم و کیف نظام باورها و کنش‌های فرد می‌باشد. به عبارتی سبک زندگی دلالت بر ماهیت و محتوای خاص تعاملات و کنش‌های اشخاص در هر جامعه دارد و مبین اغراض، نیات، معانی و تفاسیر فرد در جریان عمل روزمره و زندگی روزانه می‌باشد.از این منظر که سبک زندگی و بررسی آن‏، که حوزه بسیار تخصصی و حرفه‌ای در مطالعات فرهنگی به خود اختصاص می‌دهد، مقوله بسیار تعیین‌کننده و جدی در مطالعات و بررسی‌های کلان استراتژیک نیز می‌باشد. اصولاً باید دانست حوزه مطالعات استراتژیک برخلاف بار لغوی آن که همواره نوعی نگاه کلان را مطرح می‌سازد، تنها بر پایه مطالعات و بررسی‌های جزئی امکان‌پذیر است. به عبارتی در مطالعات و بررسی‌های راهبردی، از لحاظ روش‌شناختی، بایستی بر مبنا

مشاهدات و تحلیل‌های جزئی، کوچک (و استقرایی) حرکت کرد تا به تحلیل و توصیف و تبیین کلان نزدیک شد و پس از آن به حوزه پیش‌بینی و آینده‌نگری، که اساس مباحث راهبردی بر آن استوار است، نزدیک شد. بنابراین مجموعه توصیف‌های ریز و جزئی مبنای تحلیل‌های راهبردی محسوب می‌شوند و پس از آن متغیرهای کلان یا ساختاری را بایستی در این‌گونه بررسی‌ها وارد و اعمال نمود. چراکه واقعیت‌های موجود و پراکنده که امکان بررسی و سنجش تجربی و ملاحظه عینی داشته باشند می‌توانند پایه نتیجه‌گیری‌های کلان و راهبردهای آینده‌نگرانه باشد.

در این چارچوب، سبک زندگی پایه و اساس فهم شرایط فرهنگی موجود و تحولات پیش رو در این حوزه تلقی می‌شود و نشان می‌دهد که در بطن ارزش‌های موجود در خرده‌نظام فرهنگی چه می‌گذرد. در واقع با به‌کارگیری مفهوم سبک زندگی و تعمیق درباره آن می‌توان از هنجارهای پنهان که در اذهان، باورها و رفتارهای مردم یک جامعه قابل مشاهده است، سر درآورد و از جهت‌گیری‌ها و الگوهای موجود یا در حال شکل‌گیری، به نحو واقع‌بینانه‌ای تفسیر به دست داد.

بر این اساس و به منظور ارائه پاره‌ای تحقیقات و بررسی‌های انجام شده درباره سبک زندگی در ایران مرکز تحقیقات استراتژیک در پاییز ۱۳۸۵ اقدام به برگزاری سمینار تخصصی «سبک زندگی ایرانیان» نمود که با حضور تعدادی از اساتید صاحب‌نظر در این حوزه و نیز فارغ‌التحصیلان رشته‌های علوم اجتماعی برگزار گردید. این مجموعه عمدتاً مشتمل بر مقالات و تحقیقات پیمایشی است که در سال‌های اخیر در ایران انجام شده است و به بررسی الگوهای سبک زندگی و تحولات آن، رابطه سبک زندگی با هویت و اوقات فراغت، هویت جنسی و نسلی و نیز سبک زندگی روستایی در ایران پرداخته‌اند.

ماحصل این سمینار چاپ کتاب مجموعه مقالات سبک زندگی ایرانیان بود که با مقالات زیر توسط مرکز تحقیقات استراتژیک به چاپ رسید.
– سبک زندگی و مطالعات راهبردی ابراهیم حاجیانی
– انواع سبک زندگی در ایران دکتر تقی آزاد ارمکی
– سبک‌های زندگی جهان وطنانه در میان جوانان ایرانی و دلالت‌های سیاسی‌ آن دکتر محمد شهابی
– تحول الگوهای سبک زندگی جوانان در ایران دکتر محمد سعید ذکائی

– تحول سبک زندگی روستایی در ایران دکتر نعمت‌اله فاضلی
– مطالعات جنسیتی اوقات فراغت: به سوی تبیین سبک زندگی سمیه شفیعی
– سبک زندگی: شالوده هویت اجتماعی در مدرنیته متأخر الهام رحمت‌آبادی
– سبک‌های زندگی یا رفتارهای خرده‌فرهنگ در بین دختران نوجوان زهرا پورغلام

– رابطه سبک زندگی و نگرش هویت جنسیتی در بین دو نسل مادران و دختران سیده
عقیله محمدی
سبك زندگي ، هويت و ساخت اجتماعي
جامعه شناسان ساخت اجتماعي را چطور مي فهمند؟
– طبقه اجتماعي
– جنسيت
– سن
– قوميت
برخي از نيروهاي ذكر شده در بالا چيزي درباره آن چيزي كه ما به آن تعلق داريم به ما مي گويند يعني معني يا حس هويت مي دهند، پس هويت از مقولات ساخت اجتماعي، طبقه اجتماعي ، جنسيت، سن، قوميت و مذهب است.
سبك زندگي نيز مانند هويت است: يعني اينكه سبك زندگي كه مردم دارند بخشي از هويت شان است. برخي مانند چني ( chaney ) مي گويند سبك زندگي مهمترين منبع هويت است. يعني اينكه مهم است كه شما چه مي پوشيد چه فرشي داريد و چه ذائقه اي نسبت به موسيقي داريد. اين اهميتش مانند تعلق شما به طبقه اجتماعي در روزگاران گذشته است.

تعريف سبك هاي زندگي :
سبك هاي زندگي مجموعه اي از طرز تلقي ها ، ارزش ها، شيوه هاي رفتار، حالت ها و سليقه ها در هر چيزي از موسيقي گرفته تا هنر و تلويزيون و سبك دادن به باغچه ( گل كاري ) و دكوراسيون و فرش كردن خانه…. را در بر ميگيرد.

– سبك زندگي اجزاي رفتارهاي شخصي نيستند لذا غيرمعمول نيستند. اما بيشتر مردم معتقدند كه آزادانه بايد سبك زندگي شان را انتخاب كنند.
– در بيشتر مواقع عناصر يك سبك زندگي به شكلي جمع مي شوند و شماري افراد در يك نوع سبك زندگي مشتركاتي پيدا مي كنند. به عبارت ديگر گروههاي اجتماعي اغلب مالك يك نوع سبك زندگي مي شوند و يك سبك را تشكيل مي دهند.

– مفهوم سبك زندگي يعني انطباق دادن يك رهيافت سبك داده شده در زندگي . مثلا براي فرد مهم است كه مانند فلان خواننده معروف باشد حتي اگر آن خواننده غذاي تايلندي بخورد، ديوار خانه شان را فلان رنگ كند ، يا در خانه تفريح كنند نه بيرون…
– آگهي ، تلويزيون ، روزنامه ها ، اينترنت و… تصويرهاي جديد سبك زندگي را دائما منتشر مي كنند. بنابر اين درديناي ما ارتباطات از اين جهت هم مهم هستند.
– سبكي شدن زندگي با شكل گيري فرهنگ جوانان رابطه نزديك دارد. بنابر اين مي توان شناخت فرهنگ جوانان را از طريق شناخت سبك زندگي آنها شناخت يعني اشكال سبك داده شده زندگي شان را دريافت.

– موسيقي عامه، تلويزيون… آگهي ها همه و همه تصور ها و تصويرهايي بالقوه از سبك زندگي فراهم ميكنند . اما اين تصويرها اجازه مي دهد كه مردم فكر كنند و تصور كنند هرچيزي كه آنها را ارضا مي كند را سازمان داده و بسازند.

بنابراين مي توان گفت كه ويژگي اصلي فرهنگ جوانان ديده شدن ، جلوه كردن تماشا شدن است. گرايش به نوع خاصي موسيقي مثلا (رپ) (heavy metal) ، سبك خاصي آرايش مو، لباس و… انواع مختلف فرهنگ جوانان مي سازد. همچنين زبان مخصوص علامت فرهنگي جواني است.
– در گروههاي ديگر نيز مي توان سبك هاي زندگي تشخيص داد. سوج و ديگران (Savage etal . ) با پرسش از ۲۴۰۰۰ نفر برخي سبك زندگي ها را در طبقه متوسط تشخيص داده است: بطور مثال سبك زيبا شناختي يعني رفتن به كنسرت ها و رويدادهاي هنري و نيز سبك زندگي يا اوقات فراغت بهداشتي مانند صرف فراغت به ورزش و تمرين
تمامي ويژگي هاي جامعه مصرفي بر اساس شكل گيري سبك هاي زندگي است.

جامعه مصرفي و سبك زندگي
– بخشي از سبك زندگي با مصرف كالاها و خدمات از انواع مختلف بدست مي آيد.
– اوقات فراغت و سبك زندگي با مصرف چيزها بسيار اگر چه نه بطور خاص و استثنائي بستگي دارد.
– افراد كالاهايي را مي خرند تا سبك زندگي شان را نشان دهند .در حاليكه ساختن يك سبك زندگي بوسيله كالاهاي مصرفي يك نوع نشان دادن يا تظاهر انتخاب فرد است ، يك الگوي اجتماعي نيز است. به همين خاطر نيز صنعتي ايجاد شده تا به اين نيازها پاسخ دهد : يعني مصرف اوقات فراغت، دخانيات و الكل….

– برخي واژه جامعه مصرفي را براي نشان دادن شيوه سبك زندگي و شكل گيري آن نشان مي دهند و استفاده مي كنند.
– پس انديشه جامعه مصرفي هم كالاهاي اوقات فراغتي را نشان مي دهد، هم تعلق خاطر اصلي درزندگي ، هم اشتغالات اصلي مردم به سبك هاي زندگي. در اين رابطه بايد ۱۶ ويژگي جامعه مصرفي را مطالعه كرد.

خلاقيت نمادي
(symbolic creativitysymbolic creativity)
لباس خريدن عادت محوري فرهنگ مصرفي جوانان بعد جنگ بوده ، اما خريد كردن نسبت به سبك، مد،… درباره مسائل جوانان به حاشيه رفته است. خريد يك مساله خصوصي و زنانه تلقي شده است. اما مساله اي نيست كه جوانان در ان غير فعال و بي انتقاد و يا غير بحراني عمل كنند. جوانان هميشه معناي كالاهاي خريداري شده را منتقل مي كنند . يعني اين كالا ها سبك هاي بازار توده اي و… را در بردارند. جوانان با لباس پوشيدن يا تركيب لباس پوشيدن معناهاي جديد خلق مي كنند. جوانان قضاوت هاي زيبا شناسي خودشان را از لباس پوشيدن و خريدن دارند و گاهي تعاريف عرضي و مقولات “مد“ ي كه صنايع پوشاك توليد مي كنند را نمي پذيرند. بنابراين به تمامي دست پروده جامعه مصرفي وتوليد كنندگان نيستند.

بيكاري و سبك زندگي جوانان :
بيكاري در بين جوانان از اين جهت هم مهم و خطر ساز است . چون جوانان بيكار مشكلات زيادي دارد تا تصورات خود را از سبك زندگي به اجرا گذارند. با رشد فرديت و خصوصي شدن حوزه هاي زندگي شرايط براي جوانان بيكار سخت تر مي شود و پيامد آن محروميت ، انزوا و سرخوردگي است. به علاوه اگر دستگاه هاي ارتباطي و صنايع تو.ليدي گروه سني ۱۹ تا ۲۹ را هدف گرفته باشد جوانان بيكار نمي توانند مشتري اين بازار باشند . لذا جوانان طبقه كارگر از window shopping به عنوان منبع سرخوردگي تاثر مي پذيرند.
شكل جديد زندگي اجتماعي

فرض اصلي اين است كه سبك هاي زندگي ويژگي هاي دنياي مدرن هستند يا به عبارت ديگر ويژگي مدرنيته است. در جهان امروز هر كه زندگي مي كند يك سبك زندگي دارد كه كنش خودش و ديگران را توصيف مي كند. سبك زندگي الگوهاي كنش هستند كه افراد را از هم متمايز و متفاوت ميكند.
– در جهان مدرن سبك زندگي به توصيف ارزش و طرز تلقي ها كمك ميكند و نشان ميدهد ثروت و موقعيت اجتماعي افراد را. سبك زندگي نشان ميدهد كه چطور ما بايد سبك زندگي را طبقه بندي كنيم.
– چرا سبك زندگي مهم شده؟
در چهار بخش اين بحث را انجام ميدهيم:
۱ – توسعه سبك زندگي در پهنه جامعه مدرن. رابطه مصرف گرايي و سبك زندگي. يعني اينكه چطور سبك زندگي و مصرف گرائي تحقيقات زيادي را برانگيخته تا نشان دهد استفاده از كالاهاي مصرفي براي تمايز هويت ها بكار ميرود.
۲ – مرور كار نظريه پردازان اجتماعي كه كوشش مي كنند معناي سبك قابل مد در فرهنگ مدرن توضيح بدهند.
۳ – توضيح موضوعات مشخص سبك زندگي مانند احساسات و فردها و خودها selves. Sensibilitis. Surface
4 – زيباشناختي شدن زندگي روزمره
– سبك زندگي را با فرهنگ نبايد يكي گرفت. شايد بتوان گفت كه فرهنگ جمع كل سبك هاي زندگي در جامعه است يعني جمع ارزش ها ، طرز تلقي ها ، رسوم ها…
– سبك زندگي مجموعه اعمال و طرز تلقي هايي هستند كه در پهنه هاي خاصي معني مي دهد.
-اگر چه بايد توجه داشت كه اين سوال مهمي است كه آيا اين سبك زندگي تنها كالاها يا شيوه هاي مصرف چيزهاست يا توليد چيزها يعني امري بازتابي است؟
سبك هاي زندگي در زندگي روزمره مردم است تا پيچيدگيهاي وسيع تر هويت و وابستگي را نشان دهد. بخشي از لغات تحميلي زندگي روزمره اند مخلوقات مصنوعي يا سازگار شده اي هستند.

حاملان خود آگاه به اين واقعيت هستند كه سبك زندگي مي تواند نابود شود يا دور ريخته شود بنا به اختيار فرد. پس تقريبا درگير با نوعي خود طنزينه self-irong يا self – satire طنز است. چرا؟ چون آئين هاي شخصي اند، اگر سبك سازي مي شود مي توان زود دورش ريخت ، اگر نوعي طراحي است مي توان عوضش كرد، اگر نوعي مد است مي توان تغيرش داد و… ديگران هم مي توانند ان را نقد كنند و كسي اين نقدها را گران نمي بينند تا به او بر خورد.
پس بطور متمايز و مشخص شكل مدرن موقعيت گروه بندي هاست.

سبك زندگي بر سازمان اجتماعي مصرف بنا نهاده شده است نه سازمان اجتماعي توليد كه گفته مي شود براساس ساخت طبقاتي است. پس بطور خلاصه شواهد يا قرائن نشان مي دهد كه اهميت فزاينده سبك زندگي از ارزيابي مجدد فرهنگ مادي صورت ميگيرد كه اين مساله جداي از ارزش پولي اشيا است بلكه اين ارزيابي مجدد معطوف به ارزش فرهنگي و اجتماعي اشياء است.

 

در جهان مدرن سبك زندگي “ طرز تلقي ، ارزش ، ثروت، موقعيت اجتماعي “ را به ما مي شناساند. سبك زندگي ارجحيت پايه انچيزي است كه ما به آن مصرف فرهنگي مي گوئيم يا فرهنگ مصرف زدگي.

سبك زندگي يكي از لغاتي است كه در زبان انگليسي مورد سوءاستفاده قرار گرفته: همه از آن صحبت مي كنند و هرچيزي را كه دوست دارند بر سر آن مي ريزند از غذاي فرانسوي تا ارزش بوديسم… در حقيقت با اين نوع استفاده « سبك زندگي » همه چيز است و هيچ معني خاصي نمي دهد . گويا كه همه چيز يكي شده است . لذا يك بحث سبك زندگي را شروع كردن مشكل است . چون تعريف آن مشكل است. پس نخست ما سبك زندگي در پهنه context انديشه هاي ساخت اجتماعي قرار داده و بحث ميكنيم. بعد سبك زندگي را در رابطه و وابسته به توسعه و فرهنگ مصرفي نگاه مي كنيم.

وقتي دنياي اجتماعي متحول مي شود، به مفاهيمي نو براي درك كردن آن نيازمنديم. دنياي اواسط قرن نوزدهم كه ماركس بر تحليل آن همت گوارده بود آن چنان درگير فرايند توليد، و چنان بر حول ارزش ها و فرايند هاي مرتبط با آن سامان گرفته بود ، كه كه مفهوم « طبقه اجتماعي » – به عنوان مفهومي كه تحليل جايگاه آدميان در نظام سرمايه داري را ممكن مي ساخت – در تحليل ماركسيستي جامعه نوظهور موقعيتي مسلط يافت . حال كه به نظر مي رسد « … مهم ترين تحول پديد آمده در قرن اخير گسترش تاريخي مصرف بوده است » (Bocock‚۱۹۹۲:p.120) به مفاهيمي جديد براي تحليل جامعه نيازمنديم. مفهوم يا مفاهيمي كه بتوانند تحول پديد آمده را در خود بروز داده و برنامه پژوهشي جديدي را نيز پيش روي علوم اجتماعي قرار دهند. ظاهراً مفهوم « سبك زندگي » چنين خصايصي را داراست.

در اين فصل از رهگذر بررسي مختصر رويكردهاي مختلف به مفهوم سبك زندگي با ايده اساسي مندرج در آن آشنا خواهيم شد. سپس تعاريفي را كه براي اين مفهوم ارائه شده است مرور مي كنيم. بررسي عناصر مندرج در اين مفهوم آخرين بحث اين فصل خواهد بود . اميدواريم تا بدين وسيله بتوانيم برداشت خود از مفهوم سبك زندگي را تصريح كنيم. همچنين لازم است نسبت به اين نكته تذكر دهيم كه همه آن چه تحت عنوان ريشه هاي شكل گيري مفهوم سبك زندگي قابل يررسي است، در رابطه با جايگاه مصرف در دنياي مدرن نيست. چنان مباحث بعدي نشان مي دهند برداشت روان شناختي آلفرد ادلر از سبك زندگي در رابطه با مقوله مصرف طرح نشده است. اما در اين جا مساله عمدتا از زاويه مصرف بررسي مي شود.
طرح مفهوم جديد

تورشتاين وبلن در بررسي پديده مصرف در آمريكا ، تعريفي از سبك زندگي ارائه نكرد و تلويحاً پذيرفت كه اين مفهوم دال بر شيوه زندگي متمايز طبقه مرفه و نمودي از جايگاه طبقاتي آن هاست . به اين اعتبار، سبك زندگي در انديشه وبلن متغيري وابسته است. زيمل نيز عنايت خاصي به اين مفهوم نداشت. در ميان كلاسيك هاي جامعه شناسي فقط ماكس وبر بود كه سبك زندگي را به عنوان شاخص گرو هاي منزلت و عامل انسجام گروهي آن ها طرح كرد. وي نيز عليرغم آن كه جايگاه مستقلي براي سبك زندگي قائل شد و آن را قابل تقليل به موقعيت طبقاتي افراد ندانست، اما تحليل خود را از اين پيش تر نبرد. در ابتداي قرن بيستم تنها اندشمندي كه سبك زندگي را در كانون نظريه خود قرار داد. روان شناسي آلماني به نام آلفرد آدلر كه او هم از زاويه جامعه شناسي به اين مفهوم نمي نگريست.

سبك زندگي به عنوان مجموعه رفتارها
در تعريف ما، سبك زندگي عبارت ايت از طيف رفتاري اي كه اصلي انسجام بخش بر آن حاكم است و عرصه اي از زندگي را تحت پوشش دارد و در ميان گروهي از افراد جامعه قابل مشاهده است، و الزاماً براي همگان قابل تشخيص نيست، اگر چه محقق اجتماعي ميان آن و بقيه طيف رفتارهاي افراد جامعه تمايز قائل مي شود. البته سبك هاي زندگي مي توانند تشخيص پذير يا اساسا به قصد تشخيص سامان داده شوند.
در نهايت اين كه سبك زندگي زائيده انتخاب هاي مردم در ميان محدوديت هاي ساختاري شان است. محقق اجتماعي به هنگام بررسي سبك زندگي متوجه است كه انتخاب گري افراد را در ميان همين محدوديت ها بيازمايد.

چنين تعريفي از سبك زندگي ، برنامه پژوهشي گسترده اي را مي گشايد. اولا تحليل سبك زندگي به بررسي الگوهاي مصرف مادي يا فرهنگي محدود نمي شود. تحليل سبك زندگي پژوهشي است درباره زندگي اجتماعي آن چنان كه در عمل تحقق مي يابد و زندگي عناصري بيش از مصرف كردن را نيز در بردارد. البته پژوهش هايي كه تاكنون با استفاده از اين مفهوم انجام شده اند غالبا بر حول مقوله مصرف سازمان يافته اند. بخشي از اين مساله ناشي از تاكيد جامعه مدرن بر مصرف و اين واقعيت است كه مصرف قابل مشاهده ترين و

ملموس ترين رفتار انسان جديد است. ثانيا، پژوهش درباره سبك زندگي به منزله مفهومي كه در حد وسط ساختار و انتخاب گري عاملان، منشائ ها و پي آمدهاي خود، و مصرف و بقيه فرايندهاي دنياي جديد قرار گرفته، راهي براي آزمودن دنياي اجتماعي در ابعاد مختلف است. عرصه اي براي دنبال كردن مباحثه ديرينه درباره ساختار و عامليت است، راهي است براي آن كه چگونگي تحقق يافتن زندگي در واقعيت آزموده شود و پي آمد آن چه كه تحقق يافته براي خود فرد و جامعه ارزيابي شود. از آن جا كه درباره رفتارها و فعاليت هاي واقعي است، امكان اين را فراهم مي اورد تا تغييراتي را كه تحقق يافته اند مطالعه كنيم و حتي بررسي كنيم كه ميان آن چه ارزش هاي ما حكم مي كده اند و نگرش هاي ما بدان تمايل داشته اند با آنچه كه تحقق يافته است، چقدر فاصله وجود دارد.

شايد جامعه شناسي تاكنون افراد را همچون موجوديت هايي پاره پاره ديده است كه با دانستن بدان تمايل دارند و آن چه كه مطلوب مي پندارند ، قادريم آن چه انجام مي دهند را تبيين يا پيش بيني كنيم. اما مفهوم سبك زندگي حداقل اين فرضيه را طرح مي كند كه شايد افراد كليت هايي منسجم هستند و گام اول اين است كه بدانيم چه مي كنند، نه آن كخ چه مي انديشند. به علاوه، شايد بتوان رفتارهاي آن ها در عرصه هاي مختلف را با عنايت به رفتارهاي ديگرشان، نه با دانستن ذهنيت آن ها تبيين كرد. حداقل اين كه رفتارها به اندازه ذهنيات ارزش جامعه شناختي و تبيين كنندگي دارند. اگر بدانيم افراد چه مي كنند، ممكن است دريابيم كه چرا اين چنيني مي كنند و چه اصلي به كرده هاي ايشان وحدت مي بخشد