چکیده

اهمیت معماری آرامگاهی مرهون ارتباط تنگاتنگ با فرهنگ عامه است. این گونه معماری ارتباط مستقیم با جهـان بینی، ایدئولوژی و اقتصاد جامعه خود دارد. توجه به معماری آرامگاهی را می تـوان معلـول دو عامـل: حـب ذات و اعتقاد به جهان بعد از مرگ(به خصوص در فرهنگ مصر باستان در ایجاد اهرام و مصطبه هـا) و در دوره هـای بعـد ارادت و عﻻقه دوستداران شخص متوفی دانست. در مورد ارادت و عﻻقه شخص متـوفی هـیچ سـنت آرامگـاهی را همچون ایران نمی توان یافت که از چنین عمر دراز و مقبولیت عامه برخوردار باشد که همچنان بعد از سـالیان دراز پابرجاست. در این تحقیق سعی شده است تا با روش توصیفی – تحلیلی نقش و تاثیر فرهنگ آرامگاهی را در طـرح آرامگاه بوعلی سینا همدان با توجه به تاریخ بناهای آرامگاهی در ایران مورد بررسی و پژوهش قرار بدهیم.

نتایج بدست آمده نشان می دهد، که طراح در طرح آرامگاه بوعلی توانسـته؛ جنبـه فرمـی و ظـاهری فرهنـگ را بـا استفاده از فرم های معماری آرامگاهی و با توجه به فرهنگ زمانه و تاثیر مدرنیسم بر معمـاری، تحقـق دهـد و جنبـه محتوائی با استفاده از رموز و استعارات بکار رفته در بنا تحقق و تجلی یافته است.

واژههای کلیدی: فرهنگ، معماری آرامگاهی، معماری آرامگاهی قبل و بعد از اسﻻم، آرامگاه بوعلی سینا.

۱

-۱ مقدمه

احترام به متوفیان و سوگواری در مرگ عزیزان در ایران باستان رواج داشته است. نمونه های این سوگواری را می توان در شاهنامه فردوسی مشاهده کرد. (مرگ سیامک پسر کیومرث، مرگ ایرج، کشته شدن سهراب و…). در شاهنامه نیز در مورد مرگ رستم به صراحت به ساخت آرامگاهی در خور شان او اشاره شده است.

به باغ اندرون دخمه ای ساختند سرش را به ابر اندر افراختند
برابر نهادند زرین دو تخت بدان خوابیده گو نیک بخت
در دخمه بستند و گشتند باز شد آن نامور گرد گردن فراز، (فردوسی، .(۱۳۱۶ :۱۳۷۵
در طول تاریخ ایران باستان، همواره استمداد طلبیدن از ارواح پاک درگذشتگان وجود داشته و این باور به صورت عینی در زندگی آنان رسوخ پیدا کرده بود، به عنوان مثال، خانه تکانی قبل از مراسم نوروز ریشه در این باور دارد که ارواح فوت شدگان در این ایام به خانه خود باز می گردند و ارواح از ناپاکی و کثیفی بیزارند. همچنین در آدینه آخر سال به یاد مردگان و نثار روح آنان نذورات به فقرا می دانند.

وجود فرم ها و نقوش مقدس بر روی آرامگاه ها، به خصوص آرامگاه های نقش رستم و تخت جمشید دﻻلت بر بزرگی و عظمت شخص متوفی و تمایز وی با سایر درگذستگان عادی دارد. فرم چلیپا و نماد فروهر به عنوان نگهبان مقبره همگی کنایتی است بر اهمیت آرامگاه ها در دوران تاریخ ایران است. در ادوار مختلف در دوران های مختلف و در مکان های مختلف با شیوه های تدفینی متفاوتی مواجهه می شویم: کسپیان جنازه هایشان را طعمه پرندگان می ساختند. سکاها مردگان خویش را به همراه خدم و حشم در دخمه هائی به صورت تپه به خاک می سپاردند. دخمه در زبان فارسی به معنای حفره تنگ و تاریک است. با توجه به رسم در دخمه قرار دادن مردگان توسط سکایان و آتش زدن آنان توسط هندوان، ایرانیان تنها واژه دخمه را حفظ نمودند و وجود گورهای مادی و هخامنشی، بنحوی معرف وجود دخمه هاست. اتاقک های تدفینی در دل کوه ها در دوران مادها در کردستان و آذربایجان غربی و قسمتی از خاک کنونی عراق، همانند دخمه فخریکا، دخمه فرهاد و شیرین، داود دختر، آخوررستم، در دوران هخامنشی در نقش رستم و تخت جمشید به اوج خود رسید، (موسوی، .(۴۳-۴۹ :۱۳۷۸

شکل– ۱ نقش رستم

۲

در میان مقابر هخامنشیان، مقبره پدر کورش و کورش را می توان استثناء دانست، (فرم کوهسان این دو آرامگاه زیگورات های بین النهرین را به یاد می آورد،( زیگورات ها نمادی از کوه ، مظهر خیر و برکت و قداست) وهمچنین تاثیر گرفته از اهرام مصر، طی حمﻻت کورش و کمبوجیه به مصرمی باشد و تا حدودی نیز می توان گفت برگرفته از معماری اورارتورها نیز می باشد.

وجود مقابر هخامنشیان نشان دهنده دخمه و پذیرفتن رسم کسپیان می باشد. احتماﻻ از اواسط دوره هخامنشی توسط طبقه روحانیون مادی(مغان) و پس از اداره دین زرتشت توسط مغان، این آئین وارد دین ذرتشت شد و در دوره ساسانی با رسمی شدن دین ذرتشت، به دخمه نهادن مردگان آئین عمومی ایران گشت.

شکل– ۲ آرامگاه کورش کبیر در پارسارگاد

شکل– ۳ دخمه های ساسانی(سیراف) و داخل مقبره کورش کبیر

-۲ معماری آرامگاهی دوران اسﻻمی

طبق تعالیم اسﻻمی بی تابی، شیون و گریه در وفات نزدیکان، جز برای والدین و فرزندان نارواست. پیامبر اکرم(ص) نیز سفارش کرده اند تا گورها همسطح زمین باشند و اجساد مردگان را در یک کفن سفید بﻻفاصه و بدون تشریفات به خاک بسپارند، ولی در عمل این گونه نشد و با مخالفت اقوامی که به اسﻻم گرویدند روبرو شد. شاید اولین گام در این مخالفت تبدیل شدن آرامگاه

۳

(منزل) پیامبر به مسجد توسط ولید بن عبدالملک در دوران بنی امیه بود و دیری نگذشت که قبرهائی از خاندان و اهل پیامبر نیز مشخص گردیدند.

شکل– ۴ شعب ابی طالب(مقابر با سنگ مشخص شده اند) و مسجدالنبی (مآخذ: پوپ، .(۸۷-۹۳ :۱۳۷۳

با گذشت زمان با افزودن محراب به آرامگاه ها این گونه بناها جنبه قداستی پیدا کرد و با توجه به دیدگاه اسﻻم که هر مکانی با توجه به شرایط می تواند به عنوان مسجد مورد استفاده قرار گیرد ، بناهای آرامگاهی روز به روز بر اهمیت شان افزوده شد و با مهاجرت فرزندان ائمه(ع) به ایران در جای جای ایران آرامگاه ها و زیارتگاه های مقدسی بر پاشد. شفاعت و زیارت در فرهنگ شیعه دو عامل بسط و گسترش آرامگاه ها در ایران می باشد. یکی دیگر از وجوه تمایز آرامگاه های ایران با آرامگاه های سایر نقاط

، تفاوت معنائی و محتوائی آن است. نام های که به آرامگاه های ایران اطﻻق مشود مانند: گنبد، مشهد، روضه، مرقد، آستان ، رباط
و امامزاده. به طور کلی آرامگاه ها عﻻوه بر مقبره، دارای کاربری اجتماعی بودند و گاها به مراکز عمومی تبدیل می شدند.

شکل– ۵ مقبره شاه اسماعیل در ماهان

در معماری آرامگاهی، استحکام بنا که کنایتی بر جاودانگی و ماندگاری است دارای اهمیت بیشتری است تا نوآوری و به همین دلیل تغییرات در تنوع فرم معماری آرامگاه ها نسبت به بناهای دیگر همچون مساجد ناچیز می باشد.

بناهای آرامگاهی را می توان به دو دسته بناهای چهار گوش( چندضلعی منتظم) گنبدار و برج های آرامگاهی تقسیم کرد.

۴

چهارضلعی های گنبدار(چهار تاقی ها) ریشه ای کهن در معماری ایران دارند و معموﻻ آتشکده های ساسانی بودند. در دوره های بعدی به منظور استفاده بهینه از فضا، فرم مربع شکل آرامگاه به چندضلعی منتظم تبدیل گشت و در ایران هشت ضلعی منتظم بیشتر جلوه گر شد.