اندیشمندان در حوزه های دین- روانی بر این باور هستند که دین، یکی از عوامل عمده برای رساندن انسان به سعادت حقیقی است و هدف اساسی دین رساندن انسان به مطلوب نهایی او یعنی همان سعادت و کامیابی است. یافته های علمی و تحقیقات روان پژوهان نشان می دهد که انسان های دین دار و برخوردار از اعتقادات و باورهای مذهبی از سلامت روانی بیشتری برخوردارند. دین فقط برای رساندن انسان به آرامش روانی نیامده، بلکه همچون چراغی روشنگر راه انسان در جاده سبز خوشبختی است. مجموعه آموزه های دینی و نگاهی جامع نگر به آن و عمل به آن است که موجب سعادت می شود نه اینکه بر اساس سلیقه های شخصی و تمایلات فردی بخشی از آن را بپذیریم و بخشی را رها کنیم. اگر انسان سعی در باروری ایمان به وسیله عمل و علم به تمامی دستورهای دینی عمل نماید، ارمغان بسیار ارزشمند و مهم خوشبختی را برای او در پی خواهد داشت. باید به این مهم اذعان نمود که بدبختی انسان از آن زمان آغاز شد، که دچار کج اندیشی و کژ راهه در دو حوزه عمل و نظر در دین شد. در حوزه نظر، انسان کج اندیشه معتقد به سکولار و جداانگاری دین از زندگی دنیوی

شد و در حوزه عمل هم کمتر خود را مقیّد به احکام و دستورهای الهی می نمود و گاهی هم اصلاً مقیّد نبود. این دو عامل، هر چه بیشتر در زندگی انسان نفوذ کند، او را فرسنگ ها از جاده و مسیر خوشبختی دور می سازد.

کلیدواژه ها: دین، اعتقادات و باورهای دینی، سلامت روان

۱

ستاد احیا امر به معروف و نهی از منکر

استان هرمزگان
نخستین همایش اسلام و سلامت روان- بندرعباس، اسفندماه ۱۳۹۱

—————————————————————

مقدمه

مردم جهان، رویکرد جدی به دین پیدا کرده اند به این دلیل است که نسخه های پیچیده شده به دست بشر، درمانگر دردهای لاعلاج و حیرت انگیز بشر امروز نبوده است و او فهمیده است که باید برای درمان دردهای غم انگیز ناشی از زندگی خود و برای رهایی از غول وحشتناک و عجیب زندگی به دور از دین، باورهای دینی که آرامش گر اصلی و حقیقی زندگی بشر است را بپذیرد. تنها راه نجات این انسان سرگردان، اعتقاد به ادیان الهی و عمل به دستورهای دینی است.با توجه به این مقدمه ضرورت تفقّه در دین و آشنایی با احکام الهی که شرط اولیّه و ضروری برای عمل به دین می باشد، مشخص می گردد. بنابراین دین ارمغانی است از سوی خداوند برای رساندن بشر گمگشته و متحیّر به سوی مطلوب واقعی او و برای استفاده بیشتر از موهبت الهی باید به ارکان

اساسی دین که اعتقاد قلبی و عمل به دستورهای دینی است، توجه داشت و هر چه شناخت ما نسبت به دین دقیق تر و ریزتر و عمیق تر باشد از اعتقاد راسخ تر برخوردار خواهیم بود.

به طور قطع می توان گفت که در این صورت حظ و بهره وافر از دین و حلاوت و شیرینی عمل به دستورهای الهی ما را به رضایت غیر قابل وصفی می رساند که این احساس رضایت و خشنودی همان نیل به سعادت و خوشبختی است؛ احساسی که هر چه ایمان فرد راسخ تر او قوی تر باشد، لذت بخش تر می شود. باید توجه داشت که بین ایمان و احساس خوب خوشبختی و آرامش، رابطه متقابل وجود دارد. هر چه ایمان بیشتر باشد، سکینه و آرامشس نیز افزایش می یابد و هر چه آرامش فرد بیشتر باشد به ایمان او نیز افزوده می شود و به جایی می رسد که قرآن کریم می فرماید »رضی االله عنهم و رضوا عنه« و در آیه ای دیگر می فرماید:

» اوست که آرامش را در قلبهای مؤمنان قرار می دهد تا ایمان آنها افزون گردد. « رمز این آرامش در این است که انسان فطرتا دین خواه است و وقتی به این خواسته فطری و اصیل خویش

رسید رضایت حاصل می شود و نهایتاً به خوشبختی منجر می شود.

تعریف و اهمیت سلامت روان

مفهوم سلامت روان با سلامت روان شناختی جنبه ای از مفهوم کلی سلامت جسمی روانی اجتماعی است که علیرغم تلاش هایی که از سوی پیشگامان سلامت روانی در جهان به منظور تأمین هر چه بیشتر سلامتی انسان ها به عمل آمده است، هنوز معیار قاطعی در زمینه تعریف و مصداق کامل سلامتی روانی در افراد وجود ندارد.
توجه به سلامت روان پس از جنگ بین المللی اول در برخی از دانشکده های اروپا و آمریکا آغاز گردید ولی پس از جنگ بین المللی دوم و برملا شدن وقایع وحشت انگیز آن موضوع سلامت بهداشت روان با تأکید بر کیفیت روابط افراد بیشتر مورد توجه جدی و عمیق حکما و فلاسفه، پزشکان، کارشناسان، مربیان تعلیم و تربیت و دانشمندان، روحانیون و متفکران علوم اجتماعی قرار گرفت. سلامت روانی علاوه بر بدن سالم به محیط و شرایط زندگی سالم نیاز دارد. اینکه محیط و عوامل مختلف آن چگونه بر ساختار روانی فرد و سلامت روانی او تأثیر می گذارند و فرد با چه شیوه ای بر کشمکش های محیطی مبارزه می کند موضوعی است که رویکردهای مختلف روان شناسی هر کدام با توجه به دیدگاه اختصاصی خود پیرامون ماهیت انسان و نیروی انگیزش از سلامت روانی انسان را به شیوه ای خاص تعیین کرده و به عنوان مثال برخی از رویکردها سلامت روانی را فرایند مستمر دانسته اند. برخی دیگر آن را در قالب هنجارها و پیروی از آداب و سنن اجتماعی جستجو کرده اند و گروهی دیگر نیز به دو خبر توجه نموده اند به عنوان مثال روان شناسان بالینی و روان پزشکی در آسیب شناسی روانی بر روی انسان بهنجار تأکید داشته اند و بهنجاری یا سلامت روان را معادل (فقدان علایم بیماری) می پنداشتند اما وضعیت جاری روان شناسی جهان حاکی از توجه شاین روان شناسان به مفهوم سلامت

۲

ستاد احیا امر به معروف و نهی از منکر

استان هرمزگان
نخستین همایش اسلام و سلامت روان- بندرعباس، اسفندماه ۱۳۹۱

—————————————————————

روانس در قالب و رأی بهنجاری فقدان علایم بیماری است (خدا رحیمی. سیامک((۱۳۷۵ مفهوم سلامت روان شناختی، انتشارت جاویدان فرد).

سلامت روانی الف. تعریف مفهومی: کارشناسان سازمان بهداشت جهانی، سلامت فکر و روان را چنین تعریف می نمایند:

سلامت فکر، عبارت است از قابلیت برقراری ارتباط هماهنگ و موزون با دیگران، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی، حل تضادها، مشکلات و تمایلات فردی بطور منطقی، عادلانه و مناسب. (میلانی فر، (۱۳۷۳ سلامت روانی عبارت است از حالتی که کارکرد روانی افراد از جمله اندیشه ها، عاطفه، ادراک و رفتار دچار

اختلال نباشد و رابطه آنها با خود، خانواده و اجتماع رابطه ای هماهنگ و صمیمانه باشد و وظایف و مسئولیت های محوّله را در قبال خانواده و جامعه به خوبی انجام دهد.

سلامت روانی عبارت است از داشتن سازگاری کافی و احساس خوب بودن از دیدگاه روان شناختی متناسب با معیارهای قابل قبول روابط انسانی و جامعه. (نقل از گلستانه و جایروند.(۱۳۸۰

ب. تعریف عملیاتی: سلامت روانی عبارت است از نمره ای که فرد از طریق ارزشهای عددی درجات انتخابی اش برای همه سئوال های پرسش نامه فهرست تجدید نظر شده علایم روانی (SCL90-R) به دست آورد.

عوامل مؤثر بر سلامت روان از دیدگاه دین:

با توجه به اینکه در آیات و روایات که منابع اصلی و اصیل دین اسلام بوده و هدایت از گذر شناخت آنها حاصل می شود، مصادیق خیر الهی مشخص شده و مرزهای آن با ظرافت خاصی تعیین شده است. انسان نیز با توجه به استعدادهایی که خداوند در وجود او به ودیعه نهاده و همچنین سعی و تلاش خود، مستحق دستیابی به آن خیرها شده و هر چه بیشتر متنعم شود احساس رضایت خاطر از ارتباط خود با حضرت حق همچنین از بهره مندی از نعمات برده و در نتیجه آن احساس سعادتمندی کرده و پر واضح است که هرگاه که انسان احساس خوشبختی و سعادت می کند در تعادل روانی و سلامت روان بیشتری قرار دارد.

در ذیل به برخی از مصادیق خیر الهی اشاره می شود از نظرگاه منابع اسلامی:

در آیات و روایات که منابع اصلی و اصیل دین اسلام بوده و هدایت از گذر شناخت آنها حاصل می شود، مصادیق » خیر الهی« مشخص شده و مرزهای آن با ظرافت خاصی تعیین شده است. برخی از این مصادیق را با توجه به ترتیب اهمیت آنها بیان کرده و در حد اختصار به آنها می پردازیم:

۱ .تفقّه در دین:

یکی از موارد » خیر الهی« که بر سر راه بندگان خدا قرار می گیرد، »تفقّه« و فهم دین است. درک شریعت و تمامی زوایای آن اعم از مسائل شناختی، عاطفی و عملکردی، خیری است که خداوند بر بندگان عطا می کند:

( اذا اراد االله بعبدٍ خیراً فقهه فی الدین)؛ هنگامی که خداوند بر بنده ای خیر را اراده کند او را در دین آگاه می کند.

.۲ الهام رشد، یقین و قناعت:

ورای هر رفتار دینی همچون » قناعت«، یک تفکر فوق معرفتی و متعالی وجود دارد به نام » یقین« و از حاصل جمع این اندیشه متعالی و رفتار عالی دینی می توان به » رشد« رسید و در واقع دو نوع از خیر الهی در این حرکت، مقدمه ای برای رسیدن به خیر دیگر می شوند.

۳

ستاد احیا امر به معروف و نهی از منکر

استان هرمزگان
نخستین همایش اسلام و سلامت روان- بندرعباس، اسفندماه ۱۳۹۱

—————————————————————

.۳ بصیرت به عیوب نفس:

از دیگر مصادیق » خیر الهی« این است که انسان به عیوب خویش آگاهی یابد و خود را در محکمه وجدان قرار دهد تا از گذر این محاکمه به رفع عیوب پرداخته و به سوی کمال مطلق قدم بردارد. آگاهی از عیوب نفس، دو اثر مهم در وجود انسان خواهد داشت:

الف. با آگاهی از نقص و کاستی خود، عبودیت و بندگی کمال محض یعنی خداوند متعال را به حدّ اعلی می رساند. هر چه بنده خود را کوچک تر و معیوب تر ببیند، خداوند در نظر او بیشتر قابل پرستش و ستایش است. ب. با آگاهی از این عیوب، سعی در اصطلاح نفس و بازیابی هویت انسانی خویش خواهد داشت.

از این رو است که در روایات، با تعابیری همچون (اذا اراد االله بعبدٍ خیراً فقّهه فی الدین و زهّده فی الدنیا و بصرّه بعیوب نفسه) و یا (تبصره عیوبها ) به این »خیر الهی« اشاره شده است. به عبارت دیگر این بصیرت به خود و نقص ها، همان » خود تحلیلی« است که در مباحث روان شناسی اهمیت زیادی را دارد. روان شناسان بر این باور هستند که یکی از ملاکهای افراد برخوردار از شخصیت رشد یافته این است که فرد، قدرت » خود تحلیلی« داشته باشد که در واقع همان » آگاهی از عیوب نفس« در روایات مذکور است. » خود آگاهی« و » خود تحلیلی« آن گاه که با بینش عمیق و انصاف همراه بوده و از آفت توجیه دور باشد، مقدمه لازم و مناسبی برای » خود اصلاحی« خواهد بود.

.۴ تعادل در امور زندگی و حسن تدبیر:

از اموری که طبق روایات می توان از مصادیق » خیر الهی« برشمرد، اقتصاد و میانه روی در زندگی و تدبیر صحیح است. در واقع مدیریت خانواده و جامعه و استفاده صحیح از سرمایه ها خیری است که از سوی خداوند متعال و تحت اراده بی انتهای او برای انسان مقدر شده است و فرد می تواند با آگاهی از مقدمه و مؤخرات این خیر، آن را جلب کرده و به سوی آن حرکت کند. دوری از سوء تدبیر و اسراف نیز در همین مقوله می گنجد. حضرت امیر (ع) با اشاره به این موارد می فرماید:

(اذا اراد االله بعبدٍ خیراً الهمه الاقتصاد و حسن التدبیر و جنبه سوء التدبیر و الاسراف) برای رسیدن به اعتدال مطلوب مراحلی را باید سیر کرد و مقدماتی همچون دقت در فهم، رسیدن به حقیقت

دانش، پیدا کردن قدرت داوری، و بردباری و شکیبایی را باید فراهم نمود. در واقع این موارد اهداف جزیی است برای رسیدن به هدف کلی که اعتدال است.