چکیده تحقیق:
در پژوهش حاضر به بررسی ارتباط بین نگرش(پایبندی) مذهبی و رضایت از زندگی زناشویی می پردازیم. فرضیه اصلی این پژوهش عبارت است از اینکه بین نگرش(پایبندی) مذهبی و رضایت از زندگی زناشویی رابطه وجود دارد و فرضیه های فرعی این پژوهش عبارت است از اینکه بین پایگاه اجتماعی زوجین ،بین سطح تحصیلات و بین آموزشهای قبل از ازدواج با رضایت از زندگی زناشویی رابطه وجود دارد. برای بررسی این پژوهش ۶۰ نفر مرد و زن متاهل با استفاده از

روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و از طریق پرسشنامه افراد گروه نمونه مورد ارزیابی قرار گرفتند و جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش همبستگی استفاده شد. نتایج این تحلیل نشان داد که بین نگرش(پایبندی) های مذهبی و رضایت از زندگی زناشویی رابطه معناداری وجود دارد ،همچنین بین پایگاه اجتماعی افراد و آموزشهای قبل از ازدواج با رضایت از زندگی زناشویی رابطه وجود دارد اما بین سطح تحصیلات و رضایت از زندگی زناشویی رابطه معنا داری وجود ندارد.
کلید واژه ها : نگرش(پایبندی) مذهبی – رضایت از زندگی زناشویی

پیشگفتار:
سپاس بیکران بر خداوند منان که نعمت خویش را بر جهانیان تمام کرد وانسان را توان بخشید تا هویت انسانی خود را باز یابد و درود فراوان بر پیامبر بزرگوار اسلام “ص” و امامان معصوم و صالحان و دانشمندان که زندگانی و مرگشان در طول قرنها،همواره اندیشه و کردار انسانها را بارور کرده است .

فصل اول

مقدمه:
خانواده این واحد به ظاهر کوچک اجتماعی، از ارکان عمده واز نهادهای اصلی هر جامعه به شمار می رود و در واقع هر خانواده را باید خشت بنای جامعه و کانون اصلی حفظ سنت و رسوم و ارزشهای والا و مورد احترام و شالوده مستحکم مناسبات پایدار اجتماعی و روابط خویشاوندی، مبدأ بروز و ظهورعواطف انسانی و کانون صمیمانه ترین روابط میان افراد، و مهد پرورش فکر و اندیشه و اخلاق و تعالی روح انسانی به حساب آورد.

ازدواج فرایندی است که از کنش متقابل بین زن و مرد که برخی شرایط قانونی را تحقق بخشیده اند و مراسمی برای برگزاری زناشویی خود بر پا داشته اند و به طور کلی عمل آنها مورد پذیرش قانون قرار گرفته است و این فرایند ازدواج نام دارد.همچنین ازدواج ارتباطی را میسازد که در مقایسه با دیگر ارتباطات انسانی دارای تمامیتی است بی نظیر به عبارت دیگر ارتباطات انسانی دیگر یک بعد ازابعاد حیات را می پوشانند در حالی که زوجیت دارای ابعاد

زیستی،اقتصادی،عاطفی و نیز روانی است به عبارت دیگرهمزیستی زوجین در درون خانواده آنان را چنان در گردونه ارتباطات مختلف ازدواج قرار میدهدکه به هیچ وجه قابل مقایسه با هیچ یک از ارتباطات انسانی نیست.

مذهب و خانواده دو نهادی بوده که همواره در مرکز بحثهای جامعه شناسی قرار داشته است چرا که در گستره جغرافیا و هر کجا که انسانی زیست می کندو در عمق تاریخ تا آنجا که نشانی از انسان ملاحظه شده خانواده وجود داشته و نیز انسان به پرستش اشتغال داشته است.
ارزشهای اخلاقی منبعث از دیانت از جمله اصول ثابت طبیعت انسان است که ریشه در نهاد انسان دارد.اهمیت تربیت اخلاقی تا آنجاست که پیامبر اسلام هدف خود را تکمیل اخلاق انسان میداند.

ادیان الهی در زمینه های گوناگون زندگی فردی و اجتماعی دستورات و فرامین مختلف دارند. مانند طریقه سخن گفتن، راه رفتن، روش برخورد با دوستان، پدر و مادر و دیگران و نحوه با دشمنان که از جمله ارزشهای اخلاقی می باشد در اسلام مورد اشاره قرار گرفته اند.به کار گرفتن رهنمودهای اخلاقی و تربیتی اسلام می تواند عامل مهمی در جلوگیری از بروز انحرافات،بزهکاریها،کاهش تنشهاو فشارهای روانی و ایجاد آرامش باشد.

بی گمان انسان حتی در سخت ترین شرایط الحادی و انکار وجود خدا در نخستین برهه رویارویی با بحران خطر و درماندگی تنها نامی که بر لب دارد نام خدا به هر واژه و هر زبانی است وتنها امیدی که در دل می پروراند یاری گرفتن از همین نیروست و همین نیروست که در وی آرامش نهاده و راه را برای کسب فضایل اخلاقی و انسانی و استقامت و سازگاری در برابر وقایع و ناملایمات زندگی اجتماعی گشوده است.

علی رغم همه تبلیغات مسموم علیه دینداری و تلاشهای دشمنان برای از بین بردن و گسترش جو بی اعتمادی در محافل و مجامع علمی روانشناسی روز به روز بر اهمیت ارتباط بین دین و سلامت روانی افزوده است و نشریات تخصصی متعددی چاپ شده است.

این پژوهش با توجه به نقش غیر قابل انکار نگرش نگرش(پایبندی) مذهبی در زندگی انسان،به بررسی رابطه نگرش(پایبندی) مذهبی و رضایتمندی زناشویی می پردازد.با امید این که بتواند زمینه ای بر تحقیقات گسترده و دقیق ایجاد کند.

بیان مسأله:
حفظ موازین و شئون اسلامی در جامعه متحول امروز و تحکیم مودت و برادری و برابری انسانی و عدالت خواهی و آزاد منشی و روحیه ایثار و مقاومت در برابر نفوذ بیگانه و حفظ استقلال و انتقال بسیاری از سنن اسلامی و معیارهای اخلاقی به استحکام و بقای کانون گرم و صمیمی خانواده نیازمند است و در اینجاست که این همه شکل می گیرد و استمرار می یابد و در سطح جامعه و روابط وسیع اجتماعی بروز و ظهور می کند.
مزلو در سلسله مراتب نیازها اشاره به نیاز انسان به تعلق و محبت دارد، نیاز به محبت و تعلق در واقع نیاز به بودن با دیگری و نیاز بودن در لااقل یک رابطه صمیمانه و دوستانه است.

از دیدگاه اسلام ازدواج نه تنها به خاطر این نیست که زن و مرد از مصاحبت هم لذت ببرند بلکه ازدواج و تشکیل کانون خانوادگی،ایجاد کانون پذیرایی نسل آینده است و سعادت نسل آینده،بستگی کامل به وضع اجتماعی خانواده دارد.

با توجه به اهمیتی که جوامع امروزی برای تداوم و بقاء خانواده و سلامت بهداشت روانی افراد جامعه قائل است،بررسی مشکلات و عواملی که منجر به زوال خانواده و روابط نامناسب زن و شوهر می گردد و سرانجام ریشه دار شدن این مشکلات که منجر به جدایی میگردد ضروری به نظر میرسد.
دیدگاه اخلاقی و مذهبی هر فرد میتواند نحوه ومشکل سازگاری آن فرد مشخص کندو انسانی که معتقد به اصول اخلاقی و مذهبی است روشهای سازگاری خاص خود را دارد که از ویژگیهای آن،قدرت تحمل بالا،صبر مقاومت و توکل به خداوندهنگام مواجه با مشکلات و بلایاست.به درستی هیچ کس نمی تواند تاثیر نگرش مذهبی را در بهبود روابط انسانی و سازگاری در زندگی اجتماعی بشر نادیده بگیرد.

امروزه بیش ازهر زمان دیگرمیل به کنکاش و چالش گرفتن مذهب در حل بسیاری از معضلات اخلاقی اجتماعی انسان بوجود آمده است و هیچ کس نیست که بتواند نقش مذهب را انکار نماید.این مذهب آثار نیک فراوان داردکه یکی از آنها کاهش و رفع ناراحتیهاست.از جمله آثار نیک مذهب کاهش بیماریها و افزایش سطح سازگاری در انسان است و پیروان همه ادیان،عقیده دارند که علت ماندگاری مذهب این است که هم جزء خواسته های فطری و عاطفی بشر است و هم برخی از نیازهای اساسی انسان را به صورت منحصر به فرد تا مین می کند.

با توجه به این که انتظار می رود بین رضایتمندی زناشویی ونگرش نگرش(پایبندی)های مذهبی زوجین رابطه مثبت وجود داشته باشد لذا پژوهشگر قصد دارد ارتباط نگرش(پایبندی)های مذهبی و رضایت زناشویی را مورد سنجش و بررسی قراردهد.

سوال آغازین:
آیا بین میزان نگرش(پایبندی)مذهبی با رضایت از زندگی زناشویی رابطه وجود دارد؟

اهمیت, ضرورت و فواید تحقیق:
خانواده قدیمی ترین و کهنترین هسته طبیعی جامعه است که از بدو پیدایش بشر وجود داشته است و بدون خانواده هسته مرکزی هیچ اجتماعی بوجود نمی آید و در واقع خانواده حکم سلول را در ساختمان اندام موجودات داردو کانون حفظ سنتهای خانوادگی و اجتماعی است کانون خانواده مرکز تعلیم و تربیت،آموزش حس تعاون،وطن پرستی،گذشت و فداکاری و تمام خصایص عالی انسانی می تواند باشد.

تاریخ به ما می آموزد که تواناترین ملتها مللی بوده اند که خانواده آنها قویترین بنیاد و سازمان را داشته است .بدون شک خانواده یک واحد اجتماعی است که در درون یک فرهنگ رشد میکند و شکوفا می شود و چنانچه ارزشهای برتر و متعالی که کمال فرد و رشد خانواده و تکامل جامعه را تامین می کند و هنجارها و توقعات متقابل در رفتارهای متکی بر آنکه پیوند ناگسستنی با هدفها و اید ئولوژیها دارد،معنویت و کمال گرایی را در تعامل و همزیستی صرفاً مادی خانواده وارد نسازد،ممکن نیست به شناختی جامع از خانواده و جایگاه اعضای آن دست یابیم.

ضرورت و اهمیت پرداختن به مسائل خانواده از آن جهت است که انسان همیشه در خانواده زندگی می کند و به عبارت دیگر هیچ مرحله رشدی در زندگی نداریم که یک فرد در آن بی نیاز از خانواده باشد.هر فردی در مقاطع مختلف زندگی خود به ترتیب زمانی نوزاد،کودک،نوجوان و جوان خانواده هایی است که در آن به دنیا می آید و بلافاصله در مراحل بعدی پدر ،مادر،پدر بزرگ و مادربزرگ دیگر می گردد.از طرف دیگر هر فرد حساسترین زمان عمر خود را بدون اینکه طرحواره ای از نهاد های اجتماعی دیگر در ذهن خود داشته باشد در خانواده بسر می کند بدین ترتیب در اوان کودکی،سازمان نظام شناختی فرد متاًثر از تجربه های مربوط به خانواده پایه ریزی می گردد.بنابراین مسائل مربوط به خانواده ضروری تر از مطالعه مسائل مربوط به هر نهاد اجتماعی دیگر به نظر می رسد.

یکی از مشکلات اجتماعی خانواده ها در سطح جهانی مساًله طلاق است و به نظر می رسدمهمترین مشکلات اجتماعی جامعه ما هم باشد زیرا کانون گرم خانواده را که مقدسترین و ارزشمند ترین کانون ماست از هم می پاشد.

طلاق و افزایش روزافزون آن در قرن حاضر برای زنان و مردان متاًهل و کسانی که در تدارک تشکیل خانواده هستند زنگ خطری بشمار می آید که مستلزم دارا بودن بصیرت کافی و آگاهی عمیقتر زنان و مردان از خصوصیات اخلاقی و روحی همدیگر در هنگام ازدواج است.در حال حاضر بسیاری از کشورهای صنعتی و پیشرفته میزان طلاق تا رقم ۵۰ درصد افزایش یافته است.

بر اساس داده های موجود نسبت آمار طلاق به ازدواج در ایران در سالهای مختلف حالتی نوسان دار و بدون ثبات دارد به طوری که به نظر می رسد این روند به شکل مستقیم از جریانهای اقتصادی ،اجتماعی،سیاسی و مذهبی تاًثیر می پذیرد .

علاوه بر آن آمار نشان می دهد در سال ۱۳۵۵ میزان طلاق ۷/۱۰ درصد بود در سال ۱۳۶۰کاهش یافته و به ۳/۸ درصد رسیده است در اوایل دهه ۶۰ شروع به افزایش نموده و در سال ۱۳۶۵ به ۳/۱۰ درصد رسیده از سال ۱۳۶۶تا۱۳۷۰ نسبت طلاق به ازدواج نوسانهای خفیفی دارد و در سال ۱۳۷۲ به کمترین حد ممکن در ۱۷ سال قبل یعنی ۳/۶درصد رسید . از سال ۱۳۷۳تا ۱۳۷۹نسبت طلاق به ازدواج بتدریج افزایش یافته به طوری که در سال ۱۳۷۹ رشد ۳/۸ درصدی را نشان می دهد .افزایش ۱۲ درصدی طلاق در آمارهای موجود سال ۱۳۷۹ نسبت به سال ۱۳۷۸ افزایش ۱۴ درصدی در سال ۱۳۸۰ نسبت به سال ۱۳۷۹ روند افزایش این معضل را در جامعه کنونی ما گوشزد می کند و در دو، سه سال اخیر این روند افزایشی همچنان به قوت خود باقیست.

جامعه مترقی و متعالی آن نیست که از جمیعت فراوان یا منابع سرشار برخوردار باشد بلکه جامعه مطلوب جامعه ای است که خانواده های مستحکم داشته باشد . روشن است که هرگاه جامعه ای از خانواده های متعادل و استوار برخوردار باشد که به طور طبیعی فرزندان سالم و متعالی در آن پرورش می شوند در بزرگسالی از ارزشهای واقعی آن جامعه محسوب خواهند شد پس ثروت واقعی جامعه برخورداری از نیروی انسانی شایسته که در خانواده هایی متعادل پرورش یافته اند می باشد.

به نظر می رسد یکی از عوامل تاثیر گذار در استحکام خانواده نگرش(پایبندی) مذهبی زوجین باشد.لذا در تحقیق سعی می شود به ارتباط بین نگرشهای مذهبی افراد در رضایت آنها از زندگی زناشویی پرداخته شود تا روشن سازد آیا افرادی که از نظر نگرش(پایبندی) های مذهبی در سطح بالایی هستند آیا در رضایت از زندگی زناشویی هم نمره بالایی کسب می کنند یا خیر.

 

هدف های تحقیق:
هدف اصلی این پژوهش تعیین ارتباط بین میزان نگرش(پایبندی) مذهبی و رضایت از زندگی زناشویی جهت ارائه پیشنهادات و راهبرد های لازم به زوجها به منظور پیشگیری و کاهش نارضایتی و ناسازگاری آنها می باشد.

فصل دوم

ادبیات پژوهش با تاکید بر مبانی نظری تحقیق:
پیشینه تحقیقات انجام شده در مورد مذهب با هر عنوانی دیگر
در تحقیق خانم کریمی (۱۳۸۲) رابطه نگرش(پایبندی) مذهبی و شیوه فرزند پروری والدین را مورد بررسی قرار دادند نتایج بدست آمده نشان داد که بین نگرش(پایبندی) مذهبی والدین و دخترانشان رابطه مثبت وجود دارد همچنین بین روشهای تربیتی والدین و نگرش(پایبندی) مذهبی آنها نیز رابطه مثبت و معنا داری وجود دارداما بین روشهای تربیتی آنها و نگرش(پایبندی) مذهبی پسرانشان رابطه معنی دار وجود ندارد.
در یک بررسی خانم رازفر(۱۳۷۹)رابطه نگرش مذهبی و خویشتنداری نوجوانان را مورد بررسی قرار داد نتایج نشان داد بین نگرش(پایبندی) مذهبی و خویشتنداری رابطه مثبت معنی دار وجود دارد.

در یک مطالعه ای که روی دانشجویان انجام گرفت این نتیجه حاصل شد که گرایش های مذهبی می تواند نقش مهمی در پیش بینی سازگاری اجتماعی دانشجویان داشته باشد.(لوو هاندل ۱۹۹۵ به نقل از علم مهر جردی۱۳۸۱)
در تحقیقاتی توسط نلسون(۱۹۹۱)به رابطه بین انجام اعمال دینی و اعتقادات قلبی و رابطه آن با کمک به دیگران انجام گرفت نتایج نشان داد که مذهب دارای یک ارتباط مثبت و قوی با میل به کمک به دیگران دارد.

در تحقیقی دیگر تأثیراعتقادات مذهبی وشکل گیری منبع کنترل ونیمرخ روانی توسط خانم میرهاشمیان مورد بررسی قرار داد.
نتایج تحقیق نشان داد که بین اعتقادات مذهبی وسلامت روانی رابطه مثبت ومعنا دار وجود دارد .اما بین اعتقادات مذهبی و منبع کنترل رابطه معنی دار مشاهده نشد.

شلو درمن وهیون(۱۹۹۷) تحقیقی را در زمینه ارتباط بین مذهب و ارزشها و سازگاری انجام دادند نتایج این پژوهش نشان داد که داشتن روحیه مذهبی ارتباط قوی با ارزشهای اجتماعی خواهانه نگرش خوب به مدرسه ورضایت خانوادگی داشته است .
برکین، مسترز وریچاردز(۱۹۸۷) ومکین(۱۹۷۸) طی تحقیقات خود دریافتند که گرایشات مذهبی درونی شده در
بین دانشجویان ارتباط مثبتی با سازگاری ایشان دارد و هتیزمن نیز به ارتباط بین گرایشات مذهبی درونی شده و
احساس رضایت از زندگی در بین سالمندان اشاره کرد.

در تحقیقی دیگر (سهرابیان ۱۳۷۹)به بررسی تأثیر نگرشهای مذهبی بر سازگاری فردی و اجتماعی دانش آموزان ارگیل وبیت هلاهمی(۱۹۷۵) در پژوهشی نشان دادند که شرکت در مراسم مذهبی وانجام تکالیف دینی میتواند عامل باز دارنده از بزهکاری باشد.