چکیده

این مقاله در بین ۲۰۰ نفر از دانش اموزان شهر ارزوییه در سال ۹۴-۹۳ وبه روش توصیفی و ازنوع همبستگی انجام شده است. براي گرداوري داده ها از دو پرسشنامه”پیشرفت تحصیلی هرمنس” و پرسشنامه”هوش معنوي” اسفاده شد . در گرداوري داده ها از امار تصیفی و امار استنباطی براي تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون و همبستگی پیرسون استفاده شده است. یافته هاي پژوهشی حاکی است بین هوش معنوي و پیشرفت تحصیلی دختران و پسران ابتدایی شهر ارزوئیه رابطه معناداري وجود داردو همچنین بیان کننده ي این است که بین هوش معنوي این دانشن امزان رابطه معناداري وجود دارد اما بین پیشرفت تحصیلی انان تفاوت معناداري وجود ندارد.

کلمات کلیدي: هوش معنوي، پیشرفت تحصیلی، دانش آموزان، شهرستان ارزوییه

National Conference

٢٠١٥/ ٨/٢٧ Kome elmavaran danesh R.S. Institute
٣١١٣ Article Code:

١

مقدمه

در راستاي جهت گیري معنوي و به موازات بررسی رابطه ي دین و معنویت ودیگر مولفه هاي روانشناختی مثل سلامت روان، گروهی درصدد تعریف مفاهیمی جدید در ارتباط با دین و معنویت شده اند. براي مثال مفاهیم سلامت معنوي، بهزیستی معنوي در آستانه هزاره ي سوم به ادبیات آکادمیک روانشناسی اضافه شده است. باپیشرفت صنعت و تکنولوژیهاي جدید و مشکلات مربوط به آن اختلالات وبیماریهاي روانی همانند مشکلات جسمانی افزایش چشمگیري یافته است. هوش معنوي یکی از مفاهیمی است که در پرتو توجه وعلاقه ي جهانی روانشناسان به حوزه ي دین و معنویت، مطرح شده و توسعه پیدا کرده است. هوش معنوي سازه هی معنویت وهوش را درون یک سازه جدید ترکیب می کند. این درست است که ارتباطات زیادي بین معنویت و بهزیستی روان شناختی سازگاري وجود داردولی به اعتقاد کینگ راهبردهاي مقابله اي و تکنیک هاي حل مشکل با استفاده از معنویت در واقع کاربردهاي سازگارانه هوش معنوي می باشد. او پیشنهاد می کند که این ارتباط غیر مستقیم است و هوش معنوي به عنوان یک میانجی در این ارتباطات نقش دارد. به احتمال بیشتر همبستگی معنادارتري میان سطوح هوش معنوي و سازگاري وجود دارد. از دیدگاه کینگ هوش معنوي داراي چهار مولفه ي تفکر وجودي، تولید معناي شخصی، بسط هوشیاري و آگاهی متعالی می باشد. به عقیدهی کینگ هوش معنوي میانجی تاثیرات معنویت و ترکیبی از معنویت وهوش است.(معلمی، .(۱۳۸۹ به اعتقاد روانشناسان انگیزه ي پیشرفت، میل اشتیاق یا تلاش و کوششی است که فرد براي دستیابی به یک هدف و یا تسلط بر روي اشیاء و امور ویا افراد واندیشه ها و رسیدن به یک معیار متعالی از خود ابراز می دارد. انگیزه ي پیشرفت لزوما براي پیشرفت هاي مشهود مانند کسب نمرات بالا در آزمون ها، مقام هاي مورد قبول اجتماعی یا حقوق و دستمزد بالا لازم است. انگیزه ي پیشرفت داراي برنامه ریزي و کوشش در راه تعالی و کمال است. انگیزه ي پیشرفت ممکن است گستره ي وسیعی از فعالیت ها رادربرگیرد و خود رادر مشاغل ومحل هاي مختلفی مطرح سازد(محمد پارسا، .(۱۳۷۵َ

تاریخچه هوش معنوي

هوش معنوي را پارادایم جدیدي است که بعد از هوشهاي چندگانه ي گاردنر که درسال ۱۹۸۳ در کتاب چارچوبهاي مغز آورده بود ظاهر شد.شکل گیري هوش معنوي را باید بعداز تکامل هوش عاطفی دنبال کرد. هوش عاطفی ابتد در سال ۱۹۸۵ توسط پاین معرفی شد، سپس توسط سالووي و مایر به عنوان هوش اجتماعی ارائه شد. استفاده از این هوش در کسب و کار جهانی توسط گلمن در سال ۱۹۹۵ در کتابی با همین عنوان گسترش یافت و به کارگرفته شد. پس از آن هوش معنوي مطرح شد هرچند که زمان دقیق چگونگی پیدایش این اصطلاح توسط چه کسی اختراع شده است مشخص نیست(کدخدا،.(۲: ۱۳۸۹

تعاریف هوش معنوي

هوش معنوي براي افرادي که میخواهند سوالات زیر را در زندگی کشف نماینمد مهم است : چرا ما اینجا هستیم ؟ و ارتباط ما با دیگرا ن ، اجتماع و جهان چیست (سلمان، ٢٠٠٥ ، ٢٣ ).

٢

با ظهور این پارادایم جدید ، چالش هایی در برابر تعریف و تشریح هوش معنوي به وجود امد ؛ هوش معنوي چیست ؟ کارکردهایش چه چیز هایی هستند ؟ و اینکه قابل یاد گیري و بهبود است ؟ این مسائل هنگامی توجه زیادي را بر می انگیزاند که بخواهیم بدانیم چرا از هوش معنوي استفاده میشود و آیا استفاده از آن سود خاصی براي استفاده کنندگان دارد ؟ نویسندگان همه ي این مباحث را بیان نکرده اند و فقط برخی از دیدگاه ها را در قالب هوش معنوي ارائه کرده اند . چندین چالش در تعاریف پیشنهادي متفاوت و چند گانه ي نویسندگان هوش معنوي وجود دارد. یانگ بیان میکند :”هوش معنوي ظرفیت انسان است براي جست و جو وپرسیدن سوالات غایی در باره ي معناي زندگی و به طور همزمان تجربه ي پیوند یکپارچه بین هریک از ما و جهانی است که در ان زندگی می کنیم. با هوش معنوي به حل مشکلات با توجه به جایگاه، معنا و ارزش آن مشکلات می پردازیم. هوشی که قادریم توسط آن به کار ها و فعالیت هایمان معنا و مفهوم بخشیده و با استفاده از آن بر معناي عمکردمان آگاه شویم و در یابیم که کدام یک از اعمالمان از اعتبار بیش تري برخوردارند و کدام مسیر در زندگیمان بالاتر و عالی تر است تا آن را الگو و اسوه ي زندگی خود سازیم”. (یانگ، ۱۰۰۰،.(۲۰۰۷