مقدمه

بررسی روابط سیاسی امارت حیـره و پادشـاهی ساسـانی کـه ظـاهراً بیشـتر آن در تبعیـت حاکمان این امارت از شاهان ساسانی پیداست لایهها و زوایاي دیگـري دارد کـه از تبعیـت محض، شروع و سپس با ارتقاي جایگاه، به نوعی ارتباط همسویه و موازي تبـدیل شـده و حتی در ماجراي به حکومت رساندن بهرام گور در تیسفون، در چهره قدرتی برتر جلوهگـر می شود. اما با وجود این، تداوم و بقاي قدرت حاکمان عـرب در گـروي حمایـت و دفـاع شاهان ساسانی از آن است و استمرار نزدیک به چهار قرن حکومت اعراب در حیـره، تنهـا در سایه پیروي از دربار تیسفون میسر بود . اینکه آیا اقامت اعراب و تشـکیل امـارت عربـی در حیره به نفع پادشاهی ساسانی بود؟ یا مقارن بودن تشکیل امـارت عربـی حیـره بـا آغـاز ظهور ساسانیان و تداوم آن تا پایان این پادشاهی، تصادفی است؟ نمودهاي تابعیـت امـارت لخمیان حیره از دولت ساسانی چگونه بود؟ آیا بقاي این امارت تنها بـراي حفـظ مرزهـاي امپراتوري ایران در برابر هجوم بادیه نشینان عرب بود؟ و میزان وابستگی تاریخ ایـن امـارت با دولت ساسانی تا چه حد بوده است؟ سؤالهایی است که در این بررسی به ذهـن متبلـور میشود و در جواب آنها میتوان چنین فرضیههایی را ارائه داد:

ـ تداوم امارت حیره در تمام دوران حیات ساسانیان، نشان از سیاست استوار این دولـت در جهت حفظ مرزهاي جنوب غربی خود از هجوم اعراب بود.

ـ نقش حاکمان امارت حیره در همراهی با سپاهیان ایران در جنگ با رومیان یکی از عوامل مهم در تداوم حیات این امارت بود.

ـ ارتقاي نقش امارت لخمی از امارتی وابسته و دست نشانده، به امارتی همسو و مـوازي بـا دولت ساسانیان، نتیجه ضعف پادشاهی ساسانی در برههاي از زمان بوده است.
ـ تابعیت بلندمدت و مشخص امارت عربی حیره از سیاست هاي دربار تیسفون و همراهـی

با آنها، سبب وضوح و ماندگاري تاریخ این امارت عربی است.

بیشتر نویسندگانی که تاریخ امارت لخمیان را در حیره بررسی کرده اند، با مراجعه به اشـعار شعراي جاهلی دربار لخمیان به بازسازي تاریخ این خانـدان پرداختـه انـد. تـاکنون بررسـی تاریخ روابط سیاسی حاکمان عرب حیره با امپراطوري ساسانی، به صـورت مسـتقل انجـام نگرفته است و همین امر انگیزهاي شد تا با مراجعه بـه اسـناد و کتـابهـاي تـاریخی، ایـن

بررسی روابط سیاسی دولت ساسانیان و امارت عربی حیره از آغاز تا سقوط این امارت ۹۸

موضوع را به بحث نشسته و زوایاي نهفته آن را بازسازي کرد. البته این روابط را میتوان از جهت فرهنگی و اقتصادي نیز بررسی کرد، زیرا امارت حیره واسـطه انتقـال فرهنـگ امپراطـوري ساسانی به اعراب بوده و نقش واسطه تجاري میان اعراب و شاهراههاي تجاري ایران داشته که بسیاري از منابع تاریخی به آن اذعان دارند. اما بررسی این دو مبحث نیز موجب تطویـل کلام شده و باید در مقاله و نوشتهاي دیگر و به صورت مستقل به آنها پرداخت.

گذری بر جغرافیای تاریخی ناحیه حیره

حیره شهري است در سه میلی کوفه۱ یا یک فرسخی۲ آن و یا در مقیاسی امروزيتر حـدود پنج کیلومتري۳ این شهر که از جهت کلیت جغرافیایی، در شـمال شـبه جزیـره عربسـتان و جنوب غربی مرزهاي امپراطوري ساسانی قرار داشت. از جهـت شـمال و شـرق بـا دولـت ساسانی و از جهت جنوب و غرب با بیابانهاي عرب همسایه بود و از طرف شـمال غربـی هم با امپراطوري روم تماس داشت.

گروهی کلمه » حیره« را از ریشه واژه هاي »حراتا و حرتو« سریانی، به معناي خیمـهگـاه و لشکرگاه دانسته ۴ و دسته اي دیگر نیز معتقدند واژة »حیره« آرامی و »حیر« عربی در معناي حصار و اردوگاه، ریشه واحد سـامی دارنـد.۵ حیـره گذشـته از آنکـه در ناحیـه کشـاورزي حاصلخیزي قرار داشت، به داشتن هوایی سالم و سازگار معروف بود.۶

ورود اعراب تنوخی به ناحیه حیره

در اواخر قرن دوم یا اویل قرن سوم میلادي قبایلی از اعراب قحطانی بـه سـبب مشـکلات اقتصادي و معیشتی از یمن کوچ کرده، ابتدا در بحرین فرود آمده و پس از استقرار و ایجـاد اتحاد در میانشان تحت نام تنوخیان، کمکم در مرزهاي عراق نفوذ کـرده۷ و در دوره فتـرت و آشوب هاي مقارن با سقوط اشکانیان و روي کار آمدن ساسانیان در نواحی مجـاور حیـره در مرزهاي ایران و نیز مرزهاي روم مستقر شدند . از مهمترین قبایـل ایـن مهـاجران عـرب می توان به بنی فهم، بنیلخم، بنیحیقار، غطفانیان، بنیزهره، بنیصبح و ازدیان اشاره کرد کـه ابتدا تحت قیادت بنیفهم در اطراف انبار و حیره سکونت یافتند.۸

استقرار تنوخیان در ناحیه حیره همسو با منافع دولت ساسانی

سکونت این قبایل عرب به تشکیل امارت عربی حیره منجر شد که حدود چهار قرن تحت استیلا و قیادت سیاسی ـ فرهنگی و اقتصادي دولت ساسانی دوام آورد و به سـبب روابـط

۰۹  سال هشتم، شماره سوم، پیاپی سیویک، پاییز و زمستان ۰۹۳۱

گسترده و نزدیک این امارت با دولت ساسانیان و تمایل پادشـاهان ساسـانی در حمایـت و جانب داري از آن و نیز تبعیت کامل امیران عرب این امارت با سیاستهاي تیسفون، تـاریخ آن نسبتاً روشن است؛۹ تاریخی که میتوان آن را از جنبههاي سیاسی ـ فرهنگی و اقتصادي بررسی نموده و جوانب زندگی و حیات آن را بازسازي کرد.

بعد از اسکان اعراب در مرزهاي ایران و روم فرایند فرهنگ پذیري این اقوام شروع شد. تنوخیان تحت حمایت و فرهنگ ایرانیان، و غسانیان نیز تحت تابعیت رومیان بیـزانس قـرار گرفتند.۱۰ مردم حیره در آشنا ساختن عرب ها با اصول تمدن ایران تأثیر شایانی داشتند، زیرا بسیاري از مردم حیره که به اقتضاي مجاورت با عادات و رسوم و اصول تمدن ایرانیان آشنا بوده، در نواحی عربستان براي تجارت سفر میکردند. مـردم حیـره واسـطه میـان اعـراب و ایرانیان بوده، سرحدات ایران را از هجوم قبایل عرب حفظ کرده و از طرف دیگـر، آداب و رسوم تمدن را از ایران به عربستان انتقال می دادند.۱۱ حیره بـه برکـت موقعیـت جغرافیـایی مناسب خود، به مرکز تجاري و بازرگانی مهمی تبدیل شد. قرار گرفتن ایـن ناحیـه بـر سـر راه هاي کاروانی شرق و غرب که محل برخـورد سـه فرهنـگ ساسـانی زرتشـتی، بیـزانس مسیحی نستوري و عرب بتپرست بومی بود؛ موجـب شـد اهمیـت اقتصـادي ـ فرهنگـی دیرپایی به دست آورد.۱۲

تداوم حیات سیاسی امارت حیره را باید در تمایل پادشاهان ساسانی به بقاي آن جسـتوجـو کرده، زیرا تا زمانی که ساسانیان نقش وجودي این امارت را به نفع دولت خـود تشـخیص می دادند، تمام تلاش خود را در دفاع و حمایت از آن به کار بسته و با اسـتقرار نیروهـاي نظـامی خویش در آن، بقاي طولانی مدت آن را تضمین کردند.۱۳ البته در برابر این حمایـتهـا، منـافع و چشم داشتهایی را مدنظر قرار میدادند، زیرا این حکومت را حایل و حصاري میشـمردند که مرزهایشان را از تاخت و تاز بدویان چادرنشین عرب حفظ می کرد، عـلاوه بـر ایـن، از جنگندگی بدویان عرب در تجهیز سپاه خود براي جنگ با رومیان سود میبردند.۱۴

حاکمیت سیاسی امارت حیره

آغاز تشکیل امارت حیره به اوایل قرن سوم میلادي بازمیگـردد کـه مقـارن سـقوط دولـت پارتی اشکانی و آغاز تأسیس حکومت ساسانیان در ایران بود. حاکمیت سیاسی این امـارت را میتوان در دو بخش دستهبندي کرد:

بررسی روابط سیاسی دولت ساسانیان و امارت عربی حیره از آغاز تا سقوط این امارت ۱۹

.۱ حاکمیت آلفهم

مالک بن فهم، نخستین پادشاه این اعراب بود که مقارن با تأسیس حکومت ساسانی در سال ۲۲۶ م در نواحی اطراف انبار و حیره اقامت گزیده، رهبري اعراب مهاجررا به دست گرفت. پس از کشته شدن او ـ بنا بر روایتی۱۵ ـ برادرش عمروبن فهم و به روایت دیگر،۱۶ پسـرش جذیمه بن مالک، معروف به ابرش جانشین او شد. در مورد عمروبن فهم اطلاعات چنـدانی در دست نیست و اخباري که در خصوص او نقل شده از ذکر نام او فراتر نمـیرود. امـا در مورد جذیمهالأبرش و اقدامات توسعه طلبانه او در فتح مناطق مجـاور، بخصـوص در شـام، روایات بسیاري در کتاب هاي تاریخی آمده است. جذیمه سرانجام در یکـی از جنـگ هـاي توسعه طلبانه در شام به دست نیروهاي زباء (زنوبیاء) حاکم تدمر در سال ۲۷۰ م کشته شد.۱۷ با مرگ او حاکمیت آلفهم بر گروه متحد تنوخیان عرب در نواحی حیـره بـه پایـان رسـید. آل فهم در دوران حکومت خود بر حیره تابعیت اردشیر ساسانی ۲۲۶)ــ۲۴۱م) ۱۸ و پسـرش شاپور ۲۴۱)ـ۲۷۲م) را داشته و از طـرف ایـن پادشـاهان، نایبـان اداره نـواحی عـربنشـین امپراطور ساسانی بودند ۱۹٫ سیاست هاي توسعه طلبانه جذیمه و حمله به سوي نواحی رومـی شام را نیز باید متأثر از این تابعیت دانست، زیرا وي براي کسـب غنـایم و غـارت و راضـی کردن اعراب تحت سلطه خود که درآمدهایشان وابسته بـه آن بـود، حمـلات خـود را بـه سـوي نواحی رومی تدارك دیده و از دستاندازي در قلمروي ساسانی اجتناب میکرد.

.۲ فرمانروایی آل لخم یا آل منذر

با کشته شدن جذیمه الأبرش در شام دوران حکومت آلفهم بر تنوخیان و به عبارت دیگـر، بر نواحی حیره به پایان رسید و با سلطه خـواهرزاده اش، عمـروبـن عـدي در حیـره دوران حکومت لخمیان شروع شد. ۲۰ عمرو ۲۶۸)ـ۲۸۸م)۲۱ که مؤسس حقیقی دولت لخمی حیـره است، مقر امارت خود را به حیره انتقال داد۲۲ جانشینان وي که لخمیان، منـاذره یـا آلنصـر نیز نامیده می شدند، حدود بیست نفر۲۳ در مدت سیصد و اندي سال تا حدود سال ۶۰۲م بر حیره حکومت کردند. دولت حیره سد و مانعی میان ایران و بادیهنشینان عرب و نیز رومیان بود و شاهان ایران علاقهمند به حفظ آن بوده و در جنگهاي خود با رومیان از آنـان کمـک می گرفتند.۲۴ آبادانی حیره پس از مدت ها ویرانی و خالی از سکنه بودن، تا حـد زیـادي بـه عمروبن عدي باز میگردد۲۵ که تحت استیلا و قدرت دولت ساسانی آن را اداره میکرد.۲۶

۲۹  سال هشتم، شماره سوم، پیاپی سیویک، پاییز و زمستان ۰۹۳۱

پس از آبادانی حیره به دست عمروبن عدي سه گروه در آن اسکان یافتند:

۱٫ اعراب ضاحیه: اینها همان قبایل عرب یمنی مهاجر به شمال بودند که به اسم متحدان تنوخی در نواحی اطراف حیره و انبار سکونت یافتند.

۲٫ عباد: گروهی از نصرانیان عرب بودند که از قبیلههاي مختلف جمع آمده و در نواحی اطراف حیره جدا از مردم دیگر زندگی می کردند.۲۷ عبـاد تنهـا بـه نصـرانیان حیـره اطـلاق میشد تا آنان را از بتپرستان ساکن آن سرزمین متمایز سازند.

۳٫ احلاف: گروهی از اعراب شمالی بودند که بر اساس هم پیمانی با اعـراب جنـوبی در این ناحیه اسکان یافته بودند.۲۸

در کنار این سه طایفه، گروهی از نبطیان عـراق نیـز در حیـره اقامـت داشـتند کـه آنـان بازماندگان حقیقی ساکنان قدیمی بابلی، کلدانی و آرامی عراق بـوده و بـه زراعـت اشـتغال داشتند.۲۹ همچنین گروهی از یهودیان و جمعی از ایرانیان نیز در آنجـا زنـدگی مـیکردنـد. ایرانیان، بزرگان و فرمانروایان حقیقی آن سـرزمین بودنـد، زیـرا پادشـاهان ایـران در عصـر ملوك آل نصر، علاوه بر تعداد هزار سپاهی ثابت، موسوم به سفید رخشان، مرزبانـانی را بـه حیره می فرستادند تا از جانب ایشان بر حکومت لخمیان نظارت کنند.۳۰ منابع تـاریخی نـام این مرزبان ایرانی مقیم حیره را تحت عناوین بحـر جـان،۳۱ نخیـر خـان،۳۲ نخیـر جـان۳۳ و نخویرگان۳۴ ضبط کردهاند که عنوان ناظري بود که از جانب پادشاه ساسانی بر امارت حیـره نظارت میکرد.

پس از مرگ عمرو بن عدي پسرش امروي القیس اول ۲۸۸)ـ۳۲۸ م) به حکومت رسـید

و زندگی او به لطف کتیبهاي که روي سنگ قبرش در حوران شام موجود است، براي ما تـا حدي مشخص است. وي در این لوح نوشته، خود را فاتح سرزمین اعراب تا نجران معرفی کرده و ضمن اذعان به تابعیت سلطه سیاسی ساسانیان، خود را فرمـانبردار دولـت روم نیـز معرفی کرده است. البته چنین به نظر می رسد که تا آخر عمر به ایران وفـادار نبـوده اسـت، زیرا در همان کتیبه میخوانیم که او فرزندان خود را به کارگزاري قبایـل گذاشـته و آنـان را به نیابت از خود، نزد ایرانیان و رومیان فرستاده است.۳۵ اما در جریان کشاکش میان ایرانیـان

و رومیان سرانجام به ساسانیان وابسته شد و قبایل نزار، مضر، اسد و معـد را کـه مزاحمـان ایران بوده و همواره به مرزهاي ایران تعرض و نواحی مرزي را غارت میکردنـد، سـرکوب

بررسی روابط سیاسی دولت ساسانیان و امارت عربی حیره از آغاز تا سقوط این امارت ۳۹

کرد.۳۶ وي از کارگزاران شاپور دوم ۳۱۰)ـ۳۷۹م) بود کـه از طـرف او نـواحی عـربنشـین قلمرو ساسانی را اداره می کرد.۳۷ وجود آرامگاه او در نماره شام که در قلمرو روم واقع بود، خود به عنوان دلیل روشنی، اقتدار امرؤ القیس را نزد رومیان نشان میدهد.۳۸ به نظر کلرمون گانو کاربرد کلمه تاج در لوح مزارش که در میان ایرانیان واژه معروفی است، نشانه یکـی از مظاهر قدرت عربی است که با حمایت ایران تأسیس یافته است.۳۹

پس از مرگ امرؤ القیس پسرش عمرو بن امرؤ القیس ۳۲۸)ـ۳۸۸م) بـه پادشـاهی حیـره رسید. او نیز همانند دیگر پادشاهان حیري تابع ایران بود و منشور حکومتی خـود را از پادشـاهان

ساسانی گرفته بود. دوران امـارت او بـر حیـره هماننـد پـدرش مقـارن بـا دوران پادشـاهی قدرتمند شاپور دوم پادشـاه ساسـانی بـود. مـیتـوان حـدس زد کـه او و نیروهـاي تحـت سلطه اش در حیره، در پیروزي هاي درخشان و بزرگ شاپور دوم بر نیروهاي رومی بیـزانس نقش فعال داشته اند، چون امراي لخمی حیره همواره در جنگ ایران با روم حضور داشـتند. عمرو در سال ۳۷۷م در روزگار سلطنت بهرامبن شاپور دوم ۳۸۸)ـ۳۹۹م) درگذشت.۴۰

.۳ ارتقاي حیره از یک امارت دستنشانده به امارتی همسو و موازي بـا دولـت ساسـانی:

پس از مرگ عمرو، پسرش امرؤ القـیس دوم ۳۸۸)ــ۴۰۳م) بـه صـلاح دیـد بهـرام، پادشـاه ساسانی مدت ۲۵ سال حاکم حیره بود و در عهد یزدگرد اول(۳۹۹ـ۴۲۱م) از دنیـا رفـت.۴۱

یزدگرد پسرش نعمان را جانشین پـدر کـرد. نعمـانبـن امـرؤ القـیس دوم ۴۰۳)ــ۴۳۱م) از محبت یزدگرد اول بهره مند بود و با برقراري روابط نزدیک، نظر پادشاه ساسانی را به خـود جلب کرد. پادشاه ساسانی نیز دو سپاه براي او قرار داد:

۱٫ سپاهیان دو سر که از قبایل عرب تنوخی بودند.

۲٫ سپاهیان شهباء۴۲ که ریشه در کلمه شهباي فارسی به معناي ستون هاي پادشـاه دارد و محتملاً از سربازانی ایرانی تشکیل شده بود که پادشاه ساسانی در اختیار او قرار داده بود.

نعمان به وسیله این سپاهیان بارها به شام حمله برده، مناطق تحت سلطه روم را چپـاول

و غارت کرد.۴۳ نعمان به آبادانی حیره اهتمامی خاص ورزید و قصرهاي معروف خورنـق و سدیر را در آنجا بنا نمود.۴۴ اعتماد یزدگرد اول به نعمان موجب شد پسـرش بهـرام گـور را به دربار او فرستد تا در آنجا از فتنه دربار دور بماند، زیـرا بـه سـبب جایگـاه متزلـزلش در

۴۹  سال هشتم، شماره سوم، پیاپی سیویک، پاییز و زمستان ۰۹۳۱

مخالفت با موبدان که از ایشان مالیات اخذ میکرد، بیم کشـته شـدن فرزنـدانش مـیرفـت. نعمان سرپرستی بهرام گور را به پسرش منذر سپرد و او را در قصـر خورنـق اسـکان داد.۴۵ منذر، حکیمی از حکماي مشهور ایرانی را مأمور تربیت بهرام کرد تا براساس منش و رفتـار شاهان ساسانی بزرگ شود.۴۶

منذر بن نعمان ۴۳۱)ـ۴۷۳م) نیز ماننـد پـدرش از اکـرام و محبـت یزدگـرد بهـره بـرد و پادشاه ساسانی او را بزرگ داشته و پادشاهی او را بر تمامی اعراب، بعـد از پـدرش نعمـان تأیید نمود.۴۷ جایگاه منذر نزد پادشاه ساسانی تا آنجـا بـود کـه از طـرف یزدگـرد دو لقـب دریافت کرد: »رام ابزود یزدگرد« به معناي »شادمانی یزدگرد را افزون کـرد« و »مهشـت« بـه معناي »بزرگ ترین خدمت گذاران.« منـذر از جانـب پادشـاه، هـدایا و تحفـه هـاي بسـیاري دریافت کرده و مأمور سرپرستی بهرام گور بود.۴۸ اقامت بهرام گور در میان اعراب حیـره از همان دوران کودکی تا عهد بیست سالگی او ادامه داشت.۴۹ گویا بهرام در این عهد با مـنش و آداب عربی پرورش یافته و توانایی شعر گفتن به زبان عربی را داشته و به چندین زبـان سـخن می گفت.۵۰ بهرام پس از مدتی اقامت در حیره به تیسـفون بازگشـت، امـا چـون بـا محبـت پدرش روبهرو نشد، دوباره به حیره بازگشت و تا هنگام مرگ پدرش در حیره باقی ماند.۵۱