بررسی روشهای آموزشی ناشنوایان و تأثیر آن در پیشرفت تحصیلی شان

پیشگفتار
ای با هندو و ترک همزبان ای بسا در ترک چون بیگانگان
پس زبان محرمی خود دیگر است همدلی از همزبانی خوشتر است «مولوی»
آموزش زبان به ناشنوایان مطمئناً یکی از بزرگترین تلاش های آموزشی است . زبان از مهمترین چیزهایی است که ما یاد می گیریم ، در عین حال خردسالان شنوا زبان را به شکل عملی وبدون آموزش فرا می گیرند . در این امر موقعیت برای کودک ناشنوا پیچیده تر است زیرا او نمی شنوند وزبانش به طور طبیعی رشد نمی کند . کودک ناشنوا به تعلیم وتربیت ی خاص نیاز دارد .ما باید

چشمهایش را جانشین گوشهایش بکنیم ومتاسفانه چشم به اندازه گوش در فراگیری زبان موثر نیست . همچنین باید نقش والدین را در آموزش فرزندانشان دوباره سازماندهی کنیم . همۀ والدین معلم هستند وهمۀ بچه ها از والدین خود چیزهایی یاد می گیرند ولی والدین یک کودک ناشنوا دریاری کودک شان برای فراگیری زبان نقش بسیار ویژه ای دارند همان طور که خانم

اسپنسرترسیی ، بنیان گذار کلینیک جان ترسی ، متذکر می شود : «یک کودک ناشنوا به کسی نیاز دارد که با او صحبت کند ، به چیزی نیاز دارد که درباره اش صحبت کند وبه رغبتی برای صحبت کردن نیاز دارد» موجه ترین کسانی که می توانند به رشد زبان کودک کمک کنند والدین هستند زیرا آنها بیشتر از هر کس دیگری به فرزندشان علاقمندند وبیش از هر کس دیگری در دسترس کودک قرار دارند .

خلاصه تحقیق :
فصل اول : که بیان مسئله نام دارد از عنوان ویک مقدمه تشکیل شده است . … در قسمت مقدمه با یک دید کلی به تعریف ناشنوایی وروشهای آموزشی پرداخته شده ودر قسمت بعد توضیح اهمیت مسأله از دیدگاه اجتماعی پرداخته وسپس اهداف کلی وجزیی آن را توضیح داده شده وبعد از آن فرضیه های پژوهش وهمچنین محدودیتها واصطلاحات ومفاهیم خاص بیان شده است .
فصل دوم : که (ادبیات تحقیق) نام دارد ابتدا به بررسی پیشینه تحقیق پرداخته وپس از آن تعریفی از ناشنوایی ، علل ناشنوایی ، انواع ناشنوایی وروش های آموزش به ناشنوایان وهمچنین ناشنوایی ، طرق سنجش شنوایی وهمچنین مشاوره با والدین کودکان ناشنوا توضیح داده شده است .

فصل سوم : که در آن جامعه آماری ، نمونه آماری ، روش نمونه گیری وابزارهای اندازه گیری وروشهای گردآوری داده ها آورده شده است .
فصل چهارم : که یافته های پژوهش نام دارد . جداول ، نمودارها وتحلیل داده ها صورت گرفته است .
فصل پنجم : که آن نتیجه گیری صورت گرفته است وهمچنین فهرست منابع ونمونه ای از پرسشنامه آورده شده است .

خدا آسمان را آفرید ، خدا زمین را آفرید
خدا انسان را آفرید ، خدا زبان را آفرید
جایگاه رفیع زبان در پیدایش وتوسعه تمدن انسانی بر کسی پوشیده نیست . بی شک چهار رکن :شنیدن ، گفتن ، نوشتن ، خواندن ، لازمه کلیه زبانهای ارتباطی جوامع انسانی است . در ارتباطات انسانی شنیدن ، یک ضرورت افکار ناپذیر است ونوشتن وخواندن مجوز آزادی از زندان جهل وبیسوادی است . اما سخن گفتن بهترین موهبت زندگی بشر است . مولا علی (ع) می فرماید (کلام بهترین خلقت خداوند است) .

یکی از اهداف نمایی ونهایی آموزش وپرورش استثنایی در همه جوامع انسانی رسیدن به این مرحله از توسعه است که هیچ کودک استثنایی بدون آموزش وهیچ کودک ناشنوا بدون کلام نماند . برای پر کردن شکاف بین دنیای صامت ناشنوایان ودنیای ناطق شنوایان راهی جز شکستن دیوار سکوت وآزاد کردن ناشنوایان از دنیای خاموش نیست واین مهم عملی نخواهد شد مگر با استفاده از گفتار خوانی ، تکلم ، سخن گفتن وبه کار گیری ضمنی کلمات یعنی الفاظ وبهره گیری از قوه منطق وقدرت بیان ، که تعطیل کردن وعدم به کارگیری آن خود یک ضایعه جبران ناپذیر ومخالف

قوانین رشد ومشیت الهی است این نوشته با سخن نغز موفق ترین استثنایی (هلن کلر) به پایان می بریم که در کتاب «زندگی من» معترضانه ودردمندانه می نویسد : سخن گفتن حق هر کودک است از جمله ناشنوایان است وکسی نباید به خودش اجازه دهد این حق طبیعی وقانونی را از او بگیرد .

بیان مسئله
صدای کودک ناشنوا از جمله
با شکوهترین اصوات تاریخ بشریت است
(Deaf chidren )
انسان به چند جهت اشرف مخلوقات لقب گرفته . تعقل ، تفکر وتجسم از جمله صفاتی هستند که انسان را نسبت به حیوانات ممتاز ساخته است . راست قامتی ، یکی دیگر از امتیازاتی است که پیشرفت بشر را سبب گردیده است زیرا به خاطر راست قامتی وآزادبودن دست ها انسان می

تواند از دستان خود در سازندگی وبه کارگیری ابزارهای مختلف استفاده کند سخن گویی نیز یکی از مشخصات ممتاز بشری است . انسان به وسیله تکلم بادیگر افراد جامعه رابطه برقرار می کند می فهمد ومی فهماند ودانستنیهای خود را به دیگران می آموزد واین آموخته ها را به صورت مکتوب به نسلهای دیگر منتقل می کند پس به جا وشایسته است اگر گفتار وتکلم را یکی از مواهب بشری بدانیم وقبول کنیم که تمدن امروزه بشر از جهاتی بسیار مدیون این موهبت است لذا هر کودک تاآنجا که ممکن است باید از حق بشری برخوردار گردد . تا در این پیشرفت تمدن از دیگران عقب

نماند واز آنجا که نقص شنوایی برتکلم اثر می گذارد یکی از معلولیتهای مهم به شمار می رود وبا توجه به اینکه شیوه های جدید تعلیم وتربیت به ناشنوایان نیز می توان طریقه تکلم را آموخت پس وظیفه ماست تا با استفاده از مجموعه تدابیر وامکانات روشهای موجود از جمله لب خوانی استفاده از خواص اصوات زبان وباقیمانده شنوایی تا حد امکان در تکلم هر چه بهتر کودکان ناشنوا بکوشیم تا آنان هم بتوانند با دیگر افراد جامعه مراوده برقرار نمایند واز امکانات بهتری برای زندگی برخوردار

گردند . پس باید قبول کنیم که در صورت شناخت توانائیهای افراد ناشنوا وبا توجه به خصوصیت آنان می توان از طریق تعالیم لازم ، از این گروه نه تنها انسانهای خودکفا بلکه افراد مفید ومؤثر به حال جامعه با بازده اقتصادی کافی تربیت نمود ولی با این همه این حقیقت را باید پذیرفت که هر معلولیتی از جمله ناشنوایی در رابطه با جامعه محدودیتهای را سبب می گردد که هر چند جامعه با خصوصیات فردی واجتماعی این گروه ها بیشتر آشنا باشد این محدودیتها کمتر خواهد بود امید است که تحقیقات آینده در این زمینه پرتو بیشتری برمسئله بیفکند .

اهمیت موضوع تحقیق :
کودکان استثنایی نیز همانند دیگر کودکان انسانهایی هستند که باید از حقوق خاص خود برخوردار شوند . تلاش ما جهت احقاق حقوق آنها در واقع نه اظهار لطف نسبت به آنان بلکه انجام یک وظیفه است ونسل کنونی وارشادین چندین هزار ساله است که بشریت نسبت به این کودکان وارد حال اگر برای افراد از جان نیز مایه بگذاریم سزاوار خواهد بود .

گرچه هزاران سال است که کودکان استثنایی به عنوان جزیی جدا ناپذیر از زندگی اجتماعی ما حضور داشته اند با این که سابقۀ تعلیم وتربیت به قدمت حیات بشری بوده است متاسفانه در کشور ما سابقه آموزش رسمی برای کودکان تنها به چند دهۀ اخیر محدود می شود .
تشخیص به موقع وزود اهمیت به سزایی دارد زیرا با استفاده از وسایل وابزار افزایش نیروی امواج ، باقیمانده شنوایی به کار گرفته می شود ودر نتیجه گفتار می تواند در سن معمول آموخته شود

. باید این نکته قویاً واقع شود که کودک دچار نقص شنوایی خود نمی تواند بداند که قادر به شنیدن نیست واین وظیفه پزشکان ومعلمان است که به موقع تشخیص لازم را بدهند وبا توجه به اهمیت موضوع همۀ دست اندرکاران تعلیم وتربیت نیز می بایست از مجموعه تدابیر وامکانات آموزشی موجود در جامعه استفاده کنند تا حتی الامکان در تکلم هر چه بهتر کودکان ناشنوا بکوشند تا آنان هم بتوانند مانند دیگران با افراد جامعه مراوده برقرار نمایند واز امکانات بهتری برای زندگی برخوردار گردند .

اهداف تحقیق :
اهداف کلی :
بررسی تاثیر روشهای آموزشی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ناشنوا

اهداف جزیی :
۱- شناخت روش هایی که باعث پیشرفت بهتر وآسانتر دانش آموزان ناشنوا می شود
۲- استفاده از این روش ها در پیشرفت تحصیلی
۳- استفاده از این روش در ارتباط با اعضاء جامعه.

فرضیه :
۱- بین روش اشاره ومیزان پیشرفت تحصیلی ناشنوایان رابطه وجود دارد .
۲- بین ترکیب روش های مختلف آموزشی وپیشرفت تحصیلی ناشنوایان رابطه وجود دارد .
۳- بین مشاوره با اولیاء دانش آموزان ناشنوا وپیشرفت تحصیلی شان رابطه وجود دارد .
۴- بین عوامل مادرزادی وعوامل ناشنوایی رابطه وجود دارد .
۵- بین روش لب خوانی یا گفتارخوانی وپیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد .

محدودیتهای پژوهش :
البته هر تحقیقی که صورت می گیرد به دنبال خود محدودیت ها وتنگناهایی را ایجاد می کند
محدودیت هایی که در این تحقیق وجود داشت :
۱- عدم دسترسی آسان به منابع وکتب
۲- عدم همکاری بعضی از مسئولین
۳- عدم آشنایی مسئولین اداره آموزش وپرورش در ارتباط با تحقیقات دانشجویی
۴- عدم وجود دستورالعملی ثابت در ادارات آموزش وپرورش.

تعریف اصطلاحات و مفاهیم خاص :
زبـان :
مجموعه ای است که از کلمات وروشهای ترکیب کلمات که بوسیله تعداد قابل توجهی از افراد فهمیده وبه کار گرفته می شود
زبان دریافتی :
مربوط به فراگیری وفهم زبان است
زبان بیانی : مربوط به کاربرد زبان به طریق ی معنادار است (آنچه می گوییم )
نمادهای کلامی : (Verbal Symbols )
نمادهای نوشتاری ، صوتی یا حرکات واشاراتی هستند که برای بیان مفهومی خاص در ارتباط بین انسانها به کار می رود .

لب خوانی : (Lipreading )
به عنوان یک اصطلاح ساده تر برای ادراک گفتار است که نه تنها اطلاعات به دست آمده از حرکات لب بلکه اطلاعات حاصله از بیان چهره ای را نیز شامل می شود .
روش ارتباط کلی : (Total – Cimmuhication approach )
روشی که برای اندازه گیری میزان نقص شنوایی به کار می رود وترکیبی از تکنیکهای دستی وزبانی است .
گفتارخوانی :
روشی است که در آن به کودک می آموزند تا به جای لب خوانی از مجموعه ای از اطلاعات بصری برای فهم آنچه به او گفته می شود استفاده کند .

لب خوانی :
روشهای برای همراه کردن لب خوانی با قواعد دستی را شامل می شود .
صحبت با انگشتان (صحبت انگشتی) شامل اشکال مختلف دستی که در کشورهای مختلف رایج است
اشارات (شامل زبان اشاره وروشهای طراحی شده که نماینده زبان گفتاری است .

بررسی ادبیات تحقیق :
سابقه تاریخی تعلیم وتربیت استثنایی :
تعلیم وتربیت این گونه کودکان سابقه زیادی در مقایسه با خلقت انسان ندارد اگر چه در مواردی برای برخی از گروههای استثنایی از جمله ناشنوایان در قرون یازده ودوازده میلادی کوششهایی به عمل آمده ولی به طور قاطع وکامل تعلیم وتربیت گروههای مختلف کودکان استثنایی به صورت جدی از اواخر قرن هیجده وشاید بهتر بگوییم از آغاز قرن نوزدهم میلادی آغاز شده است .
جین گاسپارد اتیارد پزشک فرانسوی باید به عنوان یکی از پیشکسوتان در این راه نام برد ازمونکسوری اولین زنی که در ایتالیا موفق به اخذ درجه دکتری پزشکی گردید به عنوان یکی از متخصصان تعلیم وتربیت کودکان عقب مانده ذهنی نیز نام برد . تئوریهای وی در دهۀ ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ در بسیاری از مراکز آموزشی اروپا وامریکا مورد استفاده قرار گرفت .
از جمله دیگر کسانی که در آموزش وپرورش کودکان استثنایی خدماتی ارزنده نموده اند از ساموئل هو نیز می توان نام برد بخصوص در زمینۀ ناشنوایی .
توماس پکنیز گلودت در آغاز با دیدن دوشیزه ناشنوایی علاقمند به تعلیم وتربیت وکمک به وی گردید سپس برای تحقیق بیشتر به اروپا رفت وپس از بازگشت در سال ۱۸۱۷ م اولین مدرسه آمریکایی ناشنوایان را در آمریکا تاسیس کرد .
لویی بریل فرانسوی در سال ۱۸۰۹ متولد شد وی در هفت سالگی بینایی خود را از دست داد .
دکتر جان بولورا اولین نویسنده انگلیسی است که مطالبی دربارۀ مشکلات شنوایی نگاشته است نامبرده یکی از پیشقدمان است که فکر ایجاد مدرسه ناشنوایان را در سر پرورده است ولی به طور کلی مدرسه واقعی برای این گروه تا قرن ۱۸ تشکیل نگردید .

در سال ۱۷۷۵ دلپی اولین مدرسه ملی کرولال ها را در فرانسه تاسیس نمود در ابتدا روش مختلط را پیش گرفت ولی بعد از مدتی به علت کثرت دانش آموز قادر نبود تمامی شاگردان را تلفظ وتکلم بیاموزد لذا به ناچار تکلم را از برنامه کارخود حذف نمود وفقط با روش اشاره به کار خود ادامه داد به وی القاب مختلفی از قبیل پیشوای کرولال ها یا پدر متد اشاره داده اند ومکتب اشاره او را مکتب فرانسوی نیز می گویند . او از جمله کسانی بود که زحمات زیادی برای طبقه ناشنوا کشید .
به خصوص خدمات وی از نقطه نظر شناسایی این گروه به عنوان یک طبقه از طبقات اجتماعی شایسته تحسین کرد .

در سال ۱۸۸۰ در شهر میلان ایتالیا یک کنفرانس بین المللی به منظور بحث درباره روشهای موجود در تعلیم ناشنایان تشکیل گردید .
در همین کنفرانس بود که اکثریت قریب باتفاق شرکت کنندگان تصویب نمودند که روش تکلم بهترین ومفیدترین روش شناخته شده در تعلیم ناشنوایان است وباید برهر روش دیگر مقدم شناخته شود .
سابقه تعلیم وتربیت ناشنوایان در ایران :

مدارک موجود در تعلیم وتربیت کودکان ناشنوا در ایران به حدود اولین دهه سال ۱۳۰۰ شمسی مربوط می گردد در حالی که جبار باغچه بان را باید اولین موسس مدرسه ناشنوایان در ایران دانست نام ذبیح الله بهورز را به عنوان آغازگر تعلیم به ناشنوایان وبخصوص انتشار مطالبی در مورد ناشنوایان نباید فراموش کرد . در طی چهل سال از ایجاد اولین مدرسه ناشنوایی در ایران پیشرفتهای بسیاری در زمینه آموزش وپرورش نابینایان انجام پذیرفت .

مدارس تبریز ، گلبیدی اصفهان ، منصوری ، نظام سافی ومجتمع آم وزشی ناشنوایان نیمروز در تهران از جمله مدارسی هستند که در طی ۴۰ سال اخیر وقبل از ایجاد دفتر برنامه ریزی آموزشی استثنایی بنیان یافتند کانون کرولال های ایران یکی از موسسات اولیه ای است که در جهت امور رفاهی واجتماعی ناشنوایان قدم برمی دارد این کانون در سال ۱۳۳۹ توسط خود ناشنوایان ایجاد گردیده وحمایت از تمامی افراد ناشنوا را در تمام مراحل به عهده گرفته است .
از آنجاکه تمامی اعضای اصلی وهمچنین هیئت مدیره این کانون را افراد ناشنوا تشکیل می دهند یکی از مؤسسات کم نظیر نه تنها در ایران بلکه در جهان است .

سازمان ملی رفاه ناشنوایان ایران نیز از جمله مؤسسات رفاهی بود که در سال ۱۳۵۰ شمسی جهت امور رفاهی وکاریابی افراد ناشنوا ایجاد گردید .
فعالیت سازمان مزبور که در آغاز زیر نظر وزارت بهداری انجام وظیفه می کرد بعدها با ایجاد سازمان بهزیستی کشور که وظیفه کمک به تمامی افراد استثنایی وتوان خواه را به عهده گرفت در سازمان بهزیستی ادغام گردید . در طی سالهای اخیر در امر ورزش ناشنوایان نیز قدم های موثر وارزنده ای برداشته شده است . تشکیل المپیک مخصوص ورزشهای ناشنوایان از جنبه بین المللی وایجاد فدراسیون ورزشهای ناشنوایان از نظر ملی از جمله اقدامات موثر قرن در امر ورزش ناشنوایان می باشد .

سابقه تاریخی تعلیم وتربیت ناشنوایان :
کوشش در راه خدمت به گروهی از انواع بشر که فاقد یکی از مهمترین حواس انسانی می باشند همواره مورد نظر دانشمندان ، پزشکان ، معلمان ، علمای اقتصاد وبالاخره مردان راه خدا بوده است .
اولین مدرک تاریخی که از تعلیم وتربیت کودکان ناشنوا در دست است مربوط به سال ۶۹۱ میلادی است چند سال بعد نیز در ایتالیا شخصی به نام کاسترو اقدام به تعلیم کودکان ناشنوا کرد .
کاردانو پزشک معروف قرن ۱۶ م اقدام به پیدا کردن الفبای مخصوصی برای تعلیم ناشنوایان نمود او متد اشاره را توام با تکلم به شاگردان خود عرضه داشت .

در حالی که در قرون ۱۶ میلادی بسیاری از کشورهای اروپایی تازه شروع به اقداماتی در زمینه باسوادکردن ناشنوایان نموده بودند اسپانیا اولین قدمهایی را در این راه برداشته بودند ویکی از پرچمداران تعلیم وتربیت ناشنوایان به شمار می رفت .