چکیده

منطقهی تنکابن در متون تاریخی با آنچه که امروز با عنوان شهرستان تنکابن میشناسـیم، متفاوت است. این منطقه با همین نام از دورهی قاجار به عنوان یک محدودهی وسیع مطرح بـوده استامّا از نامی به عنوان تنکابن در کتاب حدودالعالم، نوشته شده به قرن چهارم هجـری قمـری به عنوان منطقهای بین لَنگا و چالکرود نام برده شده اسـتمرکزیّـت. تنکـابن از دورهی صـفویه ایجاد شده و میتوان گفت که پس از صفویه و در طول دوران حکومتهای افشاریه و زندیه هـم چنان به عنوان مرکزی آزاد و فعّال موجودیت خود را حفظ نمود.

تا زمان آغاز حکومت قاجار، منطقهی تنکابن به عنوان بخشی از خاک گیالن محسوب می-شده است و عموماً حاکمان این منطقه تا دورهی زندیه از اهالی مناطقی دیگر بـودهانـد. از زمـان زندیه این حکومت به دست خاندان خلعتبری افتاد و به سبب همکاریای کـه خـان خلعتبـری بـا آقامحمّدخان قاجار میکند، حکومت در این خاندان بـاقی مـیمانـد و از ایـن تـاریخ، تنکـابن بـه درخواست خان همین خاندان، مهدیخان از گیالن جدا و به مازندران ملحـق گردیـد؛ هـمچنـین کالرســتاق و کجــور نیــز ضــمیمهی خــاک تنکــابن شــدند و بــدین صــورت، ســه ناحیــهی

تنکابن،کالرستاق و کجور از آن وقت به محال ثالث معروف شدند. در این زمان، مخرّآبـاد مرکـز تنکابن بود. در اوایل دورهی پهلوی، نام این شهر از تنکابن به شهسـوار تغییـر یافـت کـه شـامل شهرستانهای فعلی میان نور و الهیجان میشد و از سال ۲۳۲۴ شمسی به بعد بود که به تـدریج هر یک از نقاط مذکور، خود به عنوان شهرستانی مستقل در آمدند.

این اتفاقات سیاسی و ایجاد مرکزیّت سیاسی،قطعاً در بسیاری از مناسبات دیگر منطقـه نیـز تأثیر داشته است. یکی از این تأثیرات را میتوان در انبوه پلهای آجـری موجـود در ایـن منطقـه دانست. تعداد پل۲۴ در این منطقه موجود است که اکثراً در دوران قاجار و بعضاً در دورهی پهلوی

۲ـ پلهای مورد بحث این پژوهش در بررسی باستانشناسی سال ۲۳۸۱، طی انجام پروژهیهیّهتی نقشهی باستانشناسی استان مازندران به سرپرستی دکتر سید مهدی موسوی شناسایی شدهاند که سرپرستی بررسی بخش غربی استان بر عهدهی نگارندگان بود. از آقای دکتر موسوی که بزرگوارانه، اجازهی استفاده از اطّالعات حاصل از این بررسی را دادند، صمیمانه سپاسگزاریم.

۲ـ گروه باستانشناسی مؤسسهی غیرانتفاعی مارلیک نوشهر، دانشجوی دکتری باستانشناسی دانشگاه تربیت مدرّس؛ آدرس پست الکترونیکی: ghamari.m22gmail.com

۳ـ گروه باستانشناسی مؤسسهی غیرانتفاعی مارلیک نوشهر، کارشناس ارشد باستانشناسی.

۴۲۴ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ هنر تبرستان )گذشته و حال(

اوّل ساخته شدهاند. وجود این تعداد پل که بسیاری از آنها بر روی راههای فرعـی منطقـه ایجـاد شاند،ه نشان از قدرت، پویایی و شکوفایی منطقه در این دوران داشته و قطعاً به سـبب مرکزیّـت سیاسی موجود، این توجّه به این منطقه شـده اسـت؛ چـرا کـه ایـن تعـداد پـل در هـیچ یـک از شهرستانهای غرب مازندران دیده نمیشود.

در این مقاله سعی شده تا با مکاننگاری این پلهای تاریخی، روند توسعهی شهری منطقهی تنکابن در قرون متأخر، به خصوص در دورهی قاجار بررسی شود و نقش بسیار مؤثر حاکمیّـت بـه عنوان یک کنشگر اصلی در این پیشرفت، مورد تحلیل قرار گیرد.

واژگان کلیدی: تنکابن،خرّمآباد، پل های آجری، دورهی قاجار.

درآمد

این مقاله با رویکردی تاریخی ـ باستانشناختی سعی در بازسازی شرایط تـاریخی منطقـهی تنکابن در دوران متأخر اسالمی، به خصوص دوران قاجار دارد تا نقش کـنش گرهـای سیاسـی ـ اجتماعی را در بهبود شرایط شهری و عمرانی بررسی کند.

بررسیهای باستانشناختی تنکابن، شکوفایی منطقه در قرون متأخر اسـالمی، بـه خصـوص دورهی قاجار را به اثبات رسانیده است. در بررسی شهرستان تنکابن، در مجمـوع، ۲۲۴ محوطـه و اثر تاریخی شناسایی شده است که از این تعداد محوطهها، ۸۴ اثر، مربوط به دروان اسالمی بوده و از این تعداد ۸۴ محوطه، ۲۴ اثـر، پـلهـای دوران متـأخر اسـالمی )قاجـار و پهلـوی( هسـتند. )موسوی و دیگران، )۲۳۸۷

وجود این تعداد پل در یک منطقهی نسبتاً کوچک، بیشک بدون یک پشتوانهی مالی و سیاسیِ قوی امکانپذیر نیست. به همین خاطر در ادامه، سعی شده با بازگویی شرایط تاریخی تنکابن، این روند بازسازی شده و دالیل رشد شهری و احداث پلهای مورد پژوهش بررسی شود.

پیشینهی تاریخی تنکابن

تنکابن در طول دوران خود، مدّتی زیر سلطهی حاکمان گیالن و مدّتی زیر سلطهی حاکمان تبرستان بوده است. تا زمان فخرالدوله شهرآکیم پسر نماور، دیلم و تنکابن جزء فرمانروایی استنداران محسوب میشد، تا این که مصمّم شد تا فرمانروایی گیالن را از دست او به در آورند و به همین انگیزه با لشگریان زیاد به جنگ با او رفتند و شهراگیم ناچار گردید تا حوزهی نمک

هنر تبرستان )گذشته و حال( ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ۴۲۵

آبرود عقبنشینی کند و ملوک گیالن نتوانستند از آن نقطه جلوتر بروند و نمکآبرود در آن وقت ۱۴۴( ه.ق( مرز جدید گیالن و رستمدار قرار گرفت )مشایخی، ۲)۵۴۳ :۲۳۸۴

پس از این جریانات، حد و مرز گیالن و رستمدار، دچار تغییراتیشد امّا به طور یقین آنچه را که از متون تاریخی میتوان استنباط کرد، حدود گیالن و رستمدار در قرنهای ۲۴ ـ ۸ در زمان حکومت کیاییان در تنکابن و گیالن همان نمکآبرود بود؛ چنانکه سید ظهیرالدین مرعشی در ذکر احوال کیاییان، چندینجا به طور مستقیم از این حد و مرز نام میبرد. )پیشین: ۲)۵۴۴
در زمان صفویه، تنکابن جزء گیالن محسوب میشده و مذهب زیدیه تا ابتدای زمان صفویه در اینجا ادامه داشته است ولی در این زمان، مذهب زیدی جایش را به مذهب امامیه داد. )همان جا( در زمان زندیه، حکومت تنکابن به مدت ۱ سال، زیر فرمان ابراهیم خان عمارلو و بعد از آن رستمخان عمارلو بود که هدایتخان گیالنی، حکمران گیالن با جلب موافقت کریمخان، تنکابن را ضمیمهی گیالن کرد. پس از چندی، مهدیخان خلعتبری، بزرگ طایفهی خلعتبری به همراه یکی از اهالی نشتا و تنی دیگر از گُلیجان به نمایندگی از مردم به تنگ آمده از ظلم و ستم خاندان قوی اصلو به قصد دادخواهی نزد کریمخان زند رفتند. نتیجهی دیدار این بود که از کریم خان، لقب خانی گرفته و به حکومت تنکابن منسوب گشت و از آن ایام تا سدهی چهاردهم قمری، حکومت تنکابن در خاندان آنها موروثی شد. )رابینو، )۵۲ :۲۳۱۵ همین مهدیخان بعدها یکی از طرفداران سرسخت آقامحمّدخان، مؤسس سلسلهی قاجاریه شد و هنگامی که

،آقامحمّدخان سپاهیانی را برای سرکوبی هدایتاهلل خان گیالنی که بر او یاغی شده بود، گسیل کردبا سپاهیان بسیار به قشون آقا محمّدخان پیوست که همین مسأله، کینه و عداوتی بسیار بین سکنهی رشت و تنکابن بهوجود آورد. )مشایخی، ۳)۵۴۵ :۲۳۸۴ به همین دلیل و بر اثر درخواست مهدیخان از خان قاجار، تنکابن برای آخرینبار از گیالن منتزع و به مازندران ملحق گردید؛ هم چنین کالرستاق و کجور نیز ضمیمهی خاک تنکابن شدند و بدین صورت، سه ناحیهی تنکابن، کالرستاق و کجور از آن وقت به محال ثالث معروف شدند. در این زمانخرّ،مآباد مرکز تنکابن بود. )همانجا(

منوچهر ستوده در کتاب از آستارا تا استرآباد به نقل از متن انگلیسی کتاب رابینو عنوان می-کند که پس از مهدیخان، فرزندش هادیخان و پس از او نوهی هادیخان، صاعدالدوله، قدرت را در دست گرفتند. در نهایت، فرزند صاعدالدوله یعنی محمّدولیخان به عنوان سپهدار اعظم قاجار انتخاب شد و این خاندان تا زمان رضاخان پهلوی قدرت بسیار داشتندامّا از آن پس از حکومت افتادند. )ستوده، )۲۲ :۲۳۷۴