بررسی روند روبه کاهش سرمایه اجتماعی

بیان مسئله : سرمایه اجتماعی واژه ای است که به تازگی وارد حوزه علوم اجتماعی گردیده است. درزمینه بررسی روند ویافتن علت وعوامل تاثیرگذاربرآن مطالعات وسیعی توسط صاحبنظران و دانشمندان علوم مختلف،ازجمله نظریه پردازانی همچون پیربوردیو، جیمزکلمن،رابرت پوتنام وفرانسیس فوکویاما صورت گرفته که تعاریف متعددی ازسرمایه اجتماعی ارائه کرده اند.
“اصطلاح سرمایه اجتماعی نخستین باردراثرکلاسیک جین جاکوب، به نام مرگ و زندگی در شهرهای بزرگ آمریکایی (۱۹۶۱) به کاررفته است. این اصطلاح در دهه ۱۹۸۰ توسط جیمز کلمن- جامعه شناس آمریکایی- درمعنای وسیع تری مورد استفاده قرارگرفت و رابرت پوتنام – دانشمند علوم سیاسی – نفردومی بود که بحثی قوی و پرشوررا درمورد سرمایه اجتماعی و جامعه مدنی درایتالیا و ایالات متحده برانگیخت.” ( فوکویاما ،۱۳۷۹: ۱۰ ).

“پیربوردیو(۱۹۸۵) – جامعه شناس فرانسوی – نظریه بسط یافته ایی ازسرمایه اجتماعی مطرح می کند. ازنظربوردیو سرمایه همزمان هم مربوط به علم اقتصاد است وهم مجموعه ایی از روابط مبتنی برقدرت که قلمروها وتعاملات اجتماعی مختلفی را بوجود می آورد و معمولا نامرتبط با علم اقتصاد تصورمی شود. سرمایه فرآیندی است که ذاتا با قدرت پیوند دارد. درواقع استنباط بوردیو ازسرمایه به گونه ایی است که او تقریبا سرمایه و قدرت را مترادف با هم می داند. او بین شبکه های اجتماعی که یک فرد درآنها جای گرفته، وازدل این این شبکه ها است که سرمایه اجتماعی پدیدارمی شود، و پیامدهای روابط اجتماعی، تفاوت قائل می شود. یعنی، شبکه های اجتماعی را نباید صرفا با تولیدات روابط اجتماعی برابردانست، زیرا چنین کاری شبکه های اجتماعی را نامرئی می سازد. شبکه هایی که می توانند بسیارمتراکم باشند ولی درعین حال به دلیل عدم دسترسی به آنها نمی توانند منابعی را تولید کنند.”(فیلیپس،۱۳۸۵: اینترنت) .

“به نظربورديو سرمايه هرمنبعی است که درعرصه خاصی اثرگذارد و به فرد امکان دهد که سود خاصی را ازطریق مشارکت دررقابت برسرآن بد ست آورد. سرمایه از نظر بوردیو سه شکل اساسی دارد:
اقتصادی: که قابل تبدیل شدن به پول است و به شکل حقوق مالکیت قابل نهادینه شدن است.
فرهنگی: که دربرخی شرایط به سرمایه اقتصادی تبدیل می شود و به شکل کیفیت آموزشی
نهادینه می گردد.

سرمایه اجتماعی: که ازتعهدات اجتماعی ساخته شده است و تحت برخی شرایط قابل تبدیل به سرمایه اقتصادی می باشد و یا ممکن است درشکل یک عنوان اشرافی نهادینه شود.”(اکبری، ۱۳۸۳ : ۲۳ ).

“پیربوردیوبرتبدیل پذیری اشکال مختلف سرمایه به نوع اقتصادی آن تاکید دارد. وی سرمایه اقتصادی را به عنوان کارانسانی انباشته شده تعریف می کند. پس کنشگران ازطریق سرمایه اجتماعی می توانند دسترسی مستقیمی به منابع اقتصادی ( وامهای یارانه ایی، راهنمای سرمایه گذاری و…) داشته باشند. آنها می توانند سرمایه فرهنگی خود را ازطریق تماس با کارشناسان یا افراد معتبرافزایش دهند ویا به گونه ایی دیگر، آنها می توانند با موسساتی که اعتبارات با ارزش عرضه می دارند مرتبط شوند.”(فیروزآبادی،۱۳۸۴: ۱۱۷)

جیمزکلمن مانند بوردیو مفهوم سرمایه اجتماعی را ازاقتصاد به جامعه شناسی آورد. ” کلمن سرمایه اجتماعی را برحسب کارکردی که دارد تعریف می کند. به عقیده اواین مفهوم نه یک موجود منفرد، بلکه دربرگیرنده موجودیتهای مختلفی است که تمامی آنها دردوعنصر مشترک هستند، یعنی همه آنها جنبه ایی ازساخت اجتماعی را درخود دارند و واکنش معینی ازکنشگران را دردرون این ساختار تسهیل می کنند. سرمایه اجتماعی همانند دیگر اشکال سرمایه مولد است و رسیدن به اهدافی را امکانپذیرمی سازد که درنبود آن، دسترسی به آن اهداف ناممکن خواهد بود. سرمایه اجتماعی همانند سرمایه مادی و سرمایه انسانی، کاملا قابل مبادله نیست، اما می تواند مختص به فعالیتهای مشخصی باشد. شکل مشخصی ازسرمایه اجتماعی که درتسهیل بعضی ازکنشها ارزشمند است، می تواند برای کنشهای دیگربی فایده و یا حتی مضرباشد. سرمایه اجتماعی برخلاف اشکال دیگرسرمایه درذات ساختارروابط میان کنشگران وجود دارد.

کلمن پس ازاین تعریف ازسرمایه اجتماعی، مجموعه های مختلفی ازکنشها، پیامدها و روابط را سرمایه اجتماعی می نامد. ازنظراو سرمایه اجتماعی ذاتا قادربه کاراست و سرمایه اجتماعی هر آن چیزی است که به مردم و نهادها امکان عمل می دهد. بنابراین، سرمایه اجتماعی یک مکانیزم، یک شی و یا یک پیامد نیست، بلکه بطور همزمان هریک یا تمامی آنها است.

سرانجام اینکه سرمایه اجتماعی ازنظرکلمن به لحاظ هنجاری و اخلاقی خنثی است. یعنی نه مطلوب است و نه نامطلوب. و صرفا با فراهم کردن منابع لازم، وقوع کنشها را امکانپذیر می سازد.” (برگرفته ازکلمن، ۱۳۷۷ : ۴۶۲ ).
سرمایه اجتماعی ازنظراو یک شی واحد نیست. انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند:
۱ ) جنبه ایی ازیک ساخت اجتماعی هستند.
۲ ) تسهیل گرکنشهای افراد درون ساختها هستند.

فوکویاما تعریف دیگری ارائه می دهد. او سرمایه اجتماعی را اینگونه تعریف می کند: “سرمایه اجتماعی را به سادگی می توان به عنوان وجود مجموعه معینی ازهنجارها یا ارزشهای غیررسمی تعریف کرد که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میانشان مجازاست، درآن سهیم هستند. مشارکت درارزشها وهنجارها به خودی خود باعث تولید سرمایه اجتماعی نمی گردد، چرا که این ارزشها ممکن است ارزشهای منفی باشد.” (فوکویاما،۱۳۷۹ : ۱۱ ).
رابرت پوتنام تعریف دیگری ازسرمایه اجتماعی ارائه می دهد. ” او برنحوه تاثیرسرمایه اجتماعی بررژیمهای سیاسی و نهادهای دموکراتیک تاکید کرده است. ازنظراوسرمایه اجتماعی مجموعه ایی ازمفاهیمی مثل اعتماد، هنجار، شبکه های ارتباطی میان افراد یک اجتماع می باشد. سرمایه اجتماعی وسیله ایی برای رسیدن به توسعه سیاسی واجتماعی درسیستمهای مختلف سیاسی است. پوتنام براعتماد تاکید زیادی می کند. ازنظراواعتماد و ارتبا ط متقابل درشبکه های اجتماعی به عنوان منابعی هستند که درکنشهای اعضاء جامعه موجود است.” ( علاقه بند،۱۳۸۴: اینترنت).
و بالاخره می توان گفت “سرمایه اجتماعی ازمجموعه هنجارها و ارزشهای موجود درسیستمهای فکری، علمی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جامعه منتج می شود و این هنجارها و ارزشها حاصل تاثیرنهادهای اجتماعی واقتصادی ما است که دارای ویژگی اعتماد متقابل، تعامل اجتماعی، احساس هویت جمعی و گروهی وغیره است.”(علاقه بند، ۱۳۸۴: اینترنت).

مفاهیمی همچون اعتماد، همکاری وهمیاری میان اعضاء یک گروه یا جامعه شکل دهنده نظامی هدفمند است که باعث دستیابی به اهداف ارزشمند گروه می شود. ازاین رو شناخت عوامل موثر درتقویت یا تضعیف سرمایه اجتماعی می تواند به جوامع، درگسترش ابعاد سرمایه اجتمای کمک نموده و موجب افزایش عملکرد اجتماعی واقتصادی افراد درجوامع گردد.
“ازجمله عناصرمهم سرمایه اجتماعی اعتماد ومشارکت است. اعتماد مردم به یکدیگر، مردم به حکومت و نهادهای اصلی جامعه، اعتماد نهادهای مذکوربه یکدیگر و اعتماد حکومت و این نهادها به مردم ، وجوه مختلف اعتماد اجتماعی را شکل می دهند. ازسوی دیگردرستكاری، صداقت، وفای به عهد، انصاف وعدالت ارزش های اعتمادآفرین هستند. آزادی فعالیت مدنی و بسته نبودن راه و تشكیل نهادهای مستقل ازقدرت و حجیم نبودن دولت نیز مقوم و محرك مشاركت عمومی است.” (عبدی،۱۳۸۵: اینترنت)
سرمایه اجتماعی دو وجه یا دو نوع دارد:

۱) سرمایه اجتماعی درون گروهی ( مثل خانواده )
۲) سرمایه اجتماعی برون گروهی

برخی ازجامعه شناسان (علاقه بند) معتقدند که درایران نیازمند سرمایه اجتماعی برون گروهی هستیم تا روابط بین افراد تقویت شود. به عقیده آنها سرمایه اجتماعی درایران درقالب هیاتهای خود جوش مذهبی خود را نمایان می سازد. تشکیل هیاتهای عزاداری و کمک به زلزله زدگان و آسیب دیدگان وغیره ازجمله این موارد است. درشرایطی غیرازمواقع اضطراری و یا خاص سرمایه اجتماعی درجامعه کمرنگ شده و دربسیاری ازموارد دیده نمی شود. درایران شکل مدنی سرمایه اجتماعی به صورتی کمرنگ به چشم می خورد (برگرفته ازعلاقه بند، ۱۳۸۴: اینترنت). “ایرانیان به کالاهای عمومی ازقبیل دموکراسی، امنیت اجتماعی وعدالت نیازدارند و باید درتوسعه این کالا ها همکاری کنند. به هراندازه هم که قانونهای مناسب و

دقیقی برای اینگونه کالاهای عمومی وجود داشته باشد، تا اجتماع نخواهد و همکاری لازم را انجام ندهد حفظ اینگونه کالاهای عمومی غیرممکن است. درایران مفهوم همکاری گروهی و سرمایه اجتماعی، درروابط اجتماعی شناخته شده نیست و مردم به یکدیگراعتماد ندارند.”(همان، اینترنت) میزان اعتماد افراد دردرون خانواده ها وآشنایان بیشترازمیزان اعتماد آنها به نهادها وارگانهای دولتی است. علاوه برآن میزان مشارکت غیررسمی افراد درکارها، مثل شرکت درانجمنهای خیریه و هیاتهای مذهبی و دید وبازدیدها بیشترازمیزان مشارت رسمی افراد درکارهایی مثل شرکت دراتخابات مختلف، برعهده گرفتن مسئولیت رسمی و … است.

مسئله ایی که دراین تحقیق به دنبال بررسی وچرایی آن هستیم ” روند رو به کاهش سرمایه اجتماعی برون گروهی” است که با توجه به شرایط ایران درادامه کاربه این مسئله می پردازیم.

اثبات مسئله :
آمارها نشان می دهند که مردم به اعضاء خانواده و دوستان و اقوام خود بیشترازدولت و نهادها اعتماد دارند. طبق آماری که درطرح ارزشها و نگرشهای ایرانیان درسال ۱۳۸۰ توسط دفتر طرحهای ملی به دست آمده ۸۸٫۴ درصد مردم به اعضاء خانواده خود بسیارزیاد اعتماد داشتند. این رقم درمورد اقوام ۴۹ درصد، درمورد دوستان نیز ۴۹ درصد بوده است. درمقابل مردم یکدیگررا تا اندازه ۴٫۳ درصد قابل اعتماد ارزیابی کرده اند.

 

علاوه برآن نتایج تحقیق ” سنجش اعتماد اجتماعی ” با دومعرف اعتماد به مردم واعتماد به مسئولین، نشان می دهد که ازنظرپاسخگویان اعتماد مردم نسبت به هم درمقیاس پنج قسمتی، به ترتیب ازسطح خیلی کم تا خیلی زیاد عبارت است از ۶۷٫۸ ، ۱۸٫۴ ، ۹٫۸ ، ۰٫۹ ، ۳٫۲ و همچنین اعتماد مردم نسبت به مسئولین به همین ترتیب عبارت است از ۴۴٫۲ ، ۲۱٫۳ ، ۲۴٫۲ ، ۶٫۱ ، ۴٫۱ .( رفیع پور،۱۳۷۳)

این آمارخود نشانگرمیزان بالای عدم اعتماد مردم حتی نسبت به یکدیگر وشهروندان است که می تواند بازنمایی ازپایین آمدن اعتماد مردم به دستگاهها وارگانهای رسمی کشورباشد. این نوع بی اعتمادیها نسبت به یکدیگردرروابط خانوادگی نیزمشاهده می شود که می تواند سرچشمه بسیاری ازمشکلات و حتی طلاقها باشد. بر طبق آماربه دست آمده میزان طلاق از سال ۷۱ تا ۸۰ روندی صعودی داشته است. ( برگرفته ازعلاقه بند، ۱۳۸۴: اینترنت).

“برطبق آمارهای ارائه شده میان میزان مشارکت غیررسمی افراد نسبت به مشارکت رسمی آنها تفاوتهایی وجود دارد. میانگین تعداد مواردرفت و آمدبا اقوام نسبت به رفت و آمد با همکاران بیشتر است. تعداد موارد رفت وآمد افراد با اقوام ۳٫۸ ، همسایه ها ۳٫۹ ، دوستان ۲٫۴ و با همکاران ۱٫۶ مرتبه درماه است.”( رجب زاده، ۱۳۸۲ ). رواج قانون شکنی، بالا رفتن میزان تعهدات محضری و کنترل افراد، نرده کشی بین چهارراهها، حضورپلیس دراکثرمیادین و خیابانها، پایین آمدن میزان مشارکت رسمی سیاسی و اجتماعی شهروندان اعم ازحضور در انتخابات مجلس و شوراها تا رعایت حقوق شهروندی و بسیاری ازموارد دیگرازجمله موارد نزول اعتماد و مشارکت درجامعه است.

درنتیجه می توان چنین نتیجه گیری کرد که میزان سرمایه درون گروهی درایران بیشتراز میزان سرمایه برون گروهی ( اعتماد به دولت و مسئولین ) است. میزان همدلی و همکاری برون گروهی مردم که درجنگ عراق و زلزله بم نشان داده شد بسیارموقتی بود و ما بیشتر شاهد یک نوع همکاری و تعاون خود جوش به صورت هیاتهای غیررسمی بودیم. این نوع کنشها باید بوسیله جامعه شناسان بررسی شود وتوسط مدیران اجرایی تقویت گردد. سوالی که دراینجا مطرح می شود ولازم است به آن پاسخ شایسته ایی داده شود این است که :
چرا سرمایه اجتماعی برون گروهی روندی رو به کاهش دارد؟

با توجه به مطالبی که درگذشته و قسمتهای فوق آمده می توان ازروند رو به کاهش این نوع سرمایه سخن گفت. ولی پاسخ به چرایی آن مستلزم مطالعات بیشترواستفاده ازتئوریهای مناسب و ارائه فرضیه و رسیدن به مراحل اثبات یا رد آن است.
گرد آوری تئوریها :

دراین قسمت به تحلیل و بررسی نظریه های سرمایه اجتماعی ” پیر بوردیو ” و” رابرت پوتنام” می پردازیم. تئوریهای متعددی درتبیین تئوریک مساله” روند رو به کاهش سرمایه اجتماعی برون گروهی ” مطرح است. ازجمله این تئوریها می توان به نظریه داد و ستد و بده بستان “زیمل”، نظریه سرمایه مالی باد آورده” برخی ازجامه شناسان ایرانی”، لزوم وجود شرایط بحرانی” مارکس”، تاکید برسرمایه اقتصادی” بوردیو” و رابطه حکومت سیاسی و سرمایه اجتماعی “پوتنام” اشاره کرد.

همانگونه که درقسمت بیان مساله ذکرشد، ازنظربوردیو سرمایه اقتصادی شکل غالب سرمایه است وسرمایه های فرهنگی و اجتماعی ابزاری هستند برای رسیدن به سرمایه اقتصادی. سرمایه های اجتماعی درممالک سرمایه داری ابزاری هستند برای تقویت و تثبیت جایگاه اقتصادی افراد. درواقع اگرسرمایه اجتماعی نتواند منجربه رشد سرمایه اقتصادی شود بی فایده است. ازنظربوردیو هدف نهایی رسیدن به سرمایه اقتصادی است و انواع دیگرسرمایه تنها بهانه هایی هستند برای دستیابی به این هدف.

درمقابل ازنظررابرت پوتنام نوع رژیم سیاسی می تواند عامل کاهش یا افزایش سرمایه اجتماعی باشد. اومعتقد است دررژیم دموکراتیکی شاهد افزایش اعتماد و سرمایه اجتماعی هستیم. اگر رژیم دموکراتیکی بوجود آید، افزایش سرمایه اجتماعی نیزرخ می دهد. به این معنی که در رژیمهای دموکراتیک کنترل فروپاشی اجتماعی صورت می پذیرد و سرمایه اجتماعی رو به افزایش می رود. درمقابل رژیمهای اقتدارگرا با اتخاذ رویکرد محافظه کارانه درایجاد انسداد دربرابراصلاحات دموکراتیکی وجنبش اصلاحات نقش مهمی را ایفا می کنند.درنتیجه سرمایه اجتماعی کاهش می یابد.

نوع رابطه در تئوری پوتنام :
وجود رژیم دموکراتیک منجر به افزایش سرمایه اجتماعی
وجود رژیم اقتدار گرا منجر به کاهش سرمایه اجتماعی

با توجه به شرایط اقتصادی و سیاسی ایران درحال حاضربه نظرمی رسد که تئوری بوردیو مبتنی براهمیت شرایط اقتصادی و ابزاری بودن اشکال دیگرسرمایه درجهت دستیابی به اهداف اقتصادی کاربرد نداشته باشد. ما امروزه درشرایطی قرارداریم که دروهله اول نیازمند رشد و توسعه ابعاد سیاسی و اجتماعی درجامعه خود هستیم و روند روبه کاهش سرمایه اجتماعی برون گروهی با تئوری بوردیو قابل توضیح نمی باشد. جامعه ایران جامعه سرمایه داری نیست و اقتصاد آن هنوزدچارمشکلاتی است که سرمایه های فرهنگی و اجتماعی نمی توانند ابزاری برای رسیدن به شرایط مناسب اقتصادی باشند. اما قسمتی از تئوری پوتنام مبتنی برتغییررژیمهای سیاسی و دولتها و اثرآن برکاهش یا افزایش سرمایه اجتماعی قابل بحث و توجه است.

رژیم اقتدارطلب تمامی حوزه ها و نهادها را زیرنظرخود دارد و تفویض قدرت صورت نداده است و درتمامی موارد حضوردولت احساس می شود که خود می تواند باعث کاهش سرمایه اجتماعی گردد. به این معنی که افراد درتمام زمینه ها دولت را مقصرومسئول می دانند وخود مشارکتی درحل امورومشکلات نمی کنند وازطرف دیگربه دلیل سنگین شدن وظایف دولت و عدم مشارکت مردم دروظایف شهروندی و سیاسی، دولت نمی تواند ازعهده انجام وظایف به خوبی برآید، درنتیجه با بوجود آمدن مشکلات و نقص درانجام امورمختلف مردم اعتماد خود را به دولت ازدست می دهند و نسبت به تمام کارهای این دولت بدبین شده واورا ازخود نمی دانند. درصورتیکه درشرایطی که دولت دموکراتیک وجود داشته باشد و دموکراتیزاسیون به مرحله تثبیت رسیده باشد با تفویض قدرت میان بخش خصوصی ومردم، وظایفی که برعهده دولت است کاهش می یابد و دولت تنها درنقش ناظرایفای نقش می کند و کنترل اموررا به دست خواهد داشت.

درنتیجه انجام کارها با روندی روبه سرعت پیش رفته ودرپی آن میزان رضایت مردم و نهایتا اعتماد آنها به دولت نیزافزایش می یابد. دراین شرایط شهروندان آن جامعه سعی دارند وظایف و تکالیف شهروندی خود را به نحواحسن انجام دهند که شرکت درانتخابات، همکاری در انجام وبرپایی گرد همایی ها، کمک به نهادها و ارگانهای مختلف برای ایجاد شرایطی جهت رفاه بیشتر و … ازجمله این موارد است.

” نظریه پردازان علوم سیاسی همچنین نقش مهمی به تاریخ می دهند. کشورهایی که سابقه دموکراسی دارند معمولا دربرقراری و تثبیت و تحکیم آن موفق ترهستند. همچنین باید درنظر داشت کشورهایی که افراد تصمیم گیرنده آن برسرقوانین بازی و نیزتبیین اهداف و وسایل سازمانهای دولتی،سیاسی و اجتماعی نسبتا متفق القولند، دراین جریانها موفق ترهستند. همچنین نباید نقش جامعه مدنی را دراین روند ازیاد برد. برخی ازکشورها برای افزایش روند دموکراسی می توانند تنها به تغییرنظام سیاسی بسنده کنند. درحالیکه نکته بسیارمهم تربرای برخی دیگراز کشورها تغیرات درساختاراقتصادی و فرهنگی است.”(رحیق اغصان،۱۳۸۴: ۹۵ ).

طبق تحقیقات انجام شده درایران دموکراتیزاسیون به مرحله تثبیت نرسیده و ما با شکل دولت دموکراسی روبه رو نیستیم. درنتیجه پرداختن به مساله دموکراتیک شدن دولت و لزوم آن ضروری به نظر می رسد.

فرموله کردن دستگاه نظری :
دراین تحقیق ازدو مولفه ” نوع حکومت سیاسی” و ” سرمایه اجتماعی” تئوری پوتنام برای نشان دادن نوع رابطه آنها استفاده می کنیم. دراین مدل نوع حکومت سیاسی برمیزان سرمایه اجتماعی اثرگذاراست.درواقع با تغییرنوع حکومتهای سیاسی و شیوه حکومت، میزان سرمایه اجتمای وابعاد آن نیزتغییرمی کند. هرچند نوع حکومت سیاسی برای تغییرروند سرمایه اجتماعی بالاخص ازنوع برون گروهی آن شرط لازم و نه کافی است، اما نقش مستقیم آن را نمی توان نادیده گرفت. براساس این مدل فرضیه ایی ارائه می شود.
فرضیه تحقیق :

با توجه به مطالبی که درقسمتهای قبل آمده فرضیه ایی ارائه می کنیم و براساس همین فرضیه به روند تحقیق ادامه می هیم.
-) میان نوع حکومت سیاسی و سرمایه اجتماعی برون گروهی رابطه وجود دارد؛ به طوریکه، هرچه حکومت دموکراتیک ترباشد، سرمایه اجتماعی برون گروهی بیشترمی شود. درواقع درپی نوع حکومت سیاسی ازنوع دموکراسی ما انتظارافزایش سرمایه اجتماعی را داریم طبق این فرضیه بین این دو یک رابطه معنی داری وجود دارد .زمانیکه نوع حکومت دموکراتیکی برافزایش سرمایه اجتماعی تاثیری نداشته باشد این فرضیه ابطال خواهد شد. درواقع اگرفرض وجود نمونه هایی مبتنی براینکه نوع رژیم سیاسی آنها از نوع دموکراسی بوده ولی میزان

سرمایه اجتماعی آن جامعه روبه کاهش گذاشته باشد می توان گفت امکان ابطال این فرضیه وجود دارد. به علاوه ممکن است با وجود توسعه اقتصادی میزان سرمایه اجتماعی افزایش یابد و نوع حکومت تاثیری برروند سرمایه اجتماعی نداشته باشد. قومهای بدوی دارای انسجام ومشارکت و اعتماد متقابل بودند ولی نوع حکومت سیاسی آنها نه تنها ازنوع دموکراسی نبوده بلکه ازنوع پدرسالاانه واقتدار طلب بوده است. “طبق بررسی های انجام شده،آمریکا با اینکه دارای رشد اقتصادی مناسبی است وازیک حکومت دموکراسی بهره مند است هرروزه شاهد کاهش سرمایه اجتماعی است.”(فیلیپس، اینترنت ) مواردی ازاین نوع، قابلیت ابطال کردن فرضیه این تحقیق را دارا هستند.
تعریف مفاهیم :

دراین قسمت به تعاریف نظری وعملی مفاهیم اصلی تئوری پوتنام و توضیح ابعاد سرمایه اجتماعی می پردازیم. دراین تحقیق مفهوم سرمایه اجتماعی با ابعاد مشارکت اجتماعی،انسجام اجتماعی و اعتماد اجتماعی که خود دارای معرفهای متفاوتی هستند سنجیده شده است و نوع حکومت سیاسی به طورخلاصه با ابعاد دموکراسی، اقتدارگرا و مشروطه مورد سنجش قرارگرفته است که هر یک دارای معرفهای گوناگونی هستند.

سطوح مفاهیم بکاررفته دراین تحقیق کمی – فاصله ایی می باشد. ابتدا به تعاریف نظری مفاهیم و درادامه به تعریف نظری وعملی ابعاد هرمفهوم وذکرمعرفها پرداخته می شود. سرمایه اجتماعی :” گاه درمعنای وسیع به کارمی رود و ثروت اجتماعی و حتی درآمد اجتماعی ازآن برمی آید و گاه درمعنای محدود، منابع و تجهیزات غیرفردی وغیرخصوصی را شامل می شود. سرمایه اجتماعی آن چیزی است که با سرمایه جامعه پدید آمده ومورد استفاده همگان است.”(ساروخانی، ۱۳۷۰: ۶۸۵ ). سرمایه اجتماعی مجموعه ایی ازاعتماد، هنجارها و شبکه هایی است که موجب مشارکت می شوند. درواقع وسیله ایی برای رسیدن به توسعه سیاسی و اجتماعی درسیستمهای مختلف سیاسی است.
دراین تحقیق، سرمایه اجتماعی را به واسطه ابعاد آن و سپس معرفها ودرآخرمتغییرهایی که در مراحل بعد تهیه می شوند می سنجیم. ازجمله ابعاد سرمایه اجتماعی می توان به مشارکت اجتماعی، انسجام اجتماعی واعتماد اجتماعی اشاره کرد. که هریک ازاین ابعاد دارای معرفهایی هستند و بنا به مقتضیات روند تحقیق می توان برای آنها متغیرهایی تعریف کرد.

مشارکت اجتماعی :” شرکت فعالانه انسانها درحیات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و به طورکلی تمامی ابعاد حیات می باشد. “( همان: ۵۲۱ ) “مشارکت اجتماعی به آن دسته ازفعالیتهای ارادی دلالت دارد که ازطریق آن اعضاء یک جامعه درامورمحله، شهرو روستا به طورمستقیم یا غیرمستقیم درشکل دادن حیات اجتماعی مشارکت دارند.”(محسنی تبریزی، ۱۳۷۵: ۱۰۸ ). “شبکه های مشارکت مدنی یکی ازاشکال ضروری سرمایه اجتماعی می باشند و هرچه این شبکه ها درجامعه ایی متراکم ترباشند احتمال همکاری شهروندان درجهت

منافع متقابل بیشتر است. شبکه های مشارکت مدنی هنجارهای قوی معامله متقابل را تقویت می کنند. این هنجارها شبکه های ارتباطی که به کسب حسن شهرت و وفای به عهد وپذیرش هنجارهای رفتارجامعه محلی متکی است را تقویت می گرداند. شبکه های مشارکت مدنی ارتباطات را تسهیل می کنند و جریان اطلاعات را درمورد قابل قبول بودن افراد بهبود می بخشند.”(پاتنام،۱۳۸۰: ۲۹۸ ) درکارپاتنام مشارکت به دوحوزه عمومی و داوطلبانه تقسیم می شود. حوزه عمومی به مشارکت درانتخابات و مسائل مربوط به وظایف شهروندی است و درامرداوطلبانه انواع مشارکتهایی است که به خواست فرد انجام می پذیرد.

دراین تحقیق مشارکت اجتماعی با معرفهایی ازقبیل شرکت درانتخابات مجلس و شوراها و… ، شرکت دربحثهای سیاسی، فعالیت درستادهای انتخاباتی، علاقه مندی به برنامه های صدا وسیما وتعیین متغیرهای مناسب مورد سنجش قرارمی گیرد.

انسجام اجتماعی :” توافق جمعی میان اعضاء یک جامعه که حاصل پذیرش و درونی کردن نظام ارزشی و هنجاری یک جامعه و وجود تعلق جمعی و تراکمی ازوجود تعامل درمیان افراد آن جامعه است.”(غفاری، ۱۳۸۰: ۱۱۰ ) دورکیم دو مفهوم انسجام مکانیکی وارگانیکی را ازهم متمایزمی کند. دراین تفکیک جوامع سنتی مبتنی برانسجام مکانیکی و شبکه های اجتماعی نزدیک به هم و بر پایه روابط ابرازی است وجوامع مدرن مبتنی برانسجام ارگانیکی با روابط ابزاری آمده است. ” جاناتان ترنربه نقل ازدورکیم می گوید انسجام وقتی رخ می دهد که عواطف افراد بوسیله نمادهای فرهنگی تنظیم شوند، جاییکه افراد متصل به جماعت، اجتماعی شده باشند، جاییکه کنشها تنظیم شده و بوسیله هنجارها هماهنگ شده اند وجاییکه نابرابریها قانونی تصور می شوند.”(امین اکبری، ۱۳۸۳: ۱۷).

دراین تحقیق انسجام اجتماعی را با معرفهایی همچون میزان پایبندی به تعهدات، کمک به هنگام گرفتاریها،شرکت درمراسم خانوادگی، احترام کوچکتربه بزرگترونهایتا تعیین متغیرهای مناسب مورد سنجش قرارمی دهیم.

اعتماد اجتماعی :” دلالت برانتظارات و تعهدات اکتسابی وتایید شده به لحاظ اجتماعی که افراد نسبت به یکدیگرو نسبت به سازمانها ونهادهای مربوط به زندگی اجتماعیشان دارند.”(غفاری، ۱۳۸۰: ۹۹ ) “اعتماد دارای دوبعد می باشد. امنیت شخصی، انتظارهمکاری و سود متقابل. جوامعی که فاقد اعتماد اجتماعی و همکاری متقابل بین افراد هستند گسیختگی و شکافهای ژرفی میان گروههای اجتماعی مشاهده می گردد.”(علاقه بند، ۱۳۸۴: اینترنت) آنتونی گیدنز”اعتماد راعامل احساس امنیت وجودی می داند که موجود انسانی منفرد را درنقل و انتقالها دربحرانها و درحال وهوایی آکنده ازخطرهای احتمالی قوت قلب می بخشد.”(گیدنز،۱۳۷۸: ۶۳ ).

دراین تحقیق اعتماد اجتماعی با معرفهایی همچون صداقت، عدالت، انصاف، وفای به عهد و… و تعیین متغیرهای مناسب سنجیده خواهد شد. هرچند اعتماد اجتماعی دارای وجوه مختلفی مثل اعتماد مردم به یکدیگر، اعتماد مردم به حکومت و نهادهای اصلی جامعه، اعتماد نهادها به یکدیگرواعتماد حکومت و نهادها به مردم می باشد. اما دراین تحقیق به طورمفصل به تمام این ابعاد نمی پردازیم وفقط اعتماد مردم به یکدیگرومردم به حکومت مورد بررسی قرارمی گیرد.
مفهوم دیگری که درفرضیه این تحقیق و براساس دستگاه نظری ارائه شده مورد استفاده قرار گرفته است، مفهوم حکومت سیاسی است که درادامه به تعریف نظری وعملی آن می پردازیم. حکومت سیاسی :” یک فرآیند اعمال سیاستها و تصمیمات توسط مقامات رسمی دریک دستگاه سیاسی است. که این حکومت می تواند اقتدارگرا، پادشاهی، نظامی، جمهوری، مشروطه، دموکراسی و … باشد.”(همان: ۲۳۲ ).

با توجه به شرایط زمانی و نوع تحقیق تنها ازانواع حکومت اقتدارگرا، مشروطه ودموکراسی یاد می کنیم و پس ازتعریف ابعاد این حکومتها، معرفهای آنها راذکرکرده و می توانیم درمراحل بعد به ساخت متغیرها بپردازیم. حکومت دموکراسی :” دربررسیهای متاخر، ارتباطات فیمابین رشد اجتماعی ودموکراسی پارلمانی که به عنوان انتخاب رهبران ازطریق آراء اکثریت و وجود حق رای همگانی بوسیله یک نظام رقابتهای حزبی عمل می کند مورد پژوهش قرارگرفته است.”(نیکلاس آبرکرامی ، ۱۳۶۷: ۱۰۸ ).”دموکراسی آزادیخواهی با روشی درسیاست وحکومت است که درآن اختیارات دردست مردم و نمایندگان می باشد. روشی درحکومت که مبتنی براراده ملت است و اعمال نظراکثریت مردم در روشهای حکومت تلقی می شود.”(شایان مهر، ۱۳۷۷: ۲۶۲ )