چکیده:

خیابان های شهری به عنوان یکی از شریان های حیاتی حضور اجتماعی افراد در فضاهای شهری مطرح می باشند. فضای شهری، که منظر آن به نوعی بیشترین ارتباط جمعی را کاربران خود برقرار می نماید. از طرفی توجه به مباحث زیباشناختی به نوعی که در قالب مفاهیم دسته بندی شده، کاربردی گردد، به عنوان یک مؤلفه اساسی بر ارتقای کیفیت محیط و در نتیجه افزایش کارایی محیط، موثر خواهد بود. در واقع پژوهش پیش رو با هدف ارتقای کیفیت بصری منظر خیابان های شهری، درپی یافتن پاسخ به این سئوال اساسی است، که آیا قوانین گشتالت می تواند از بعد زیباشناختی بر ارتقای کیفی منظر خیابان های شهری، اثرگذار باشد؟ روش تحقیق در این پژوهش از نظر روش، میدانی-پیمایشی، و از لحاظ هدف، در دسته پژوهش های کاربردی می باشد. یافته های پژوهش، نشانگر تأثیر فراوان استفاده از عناصر گشتالت در طراحی منظر خیابان های شهری است که در مقیاس های گوناگون، قابل استفاده بوده و باعث به وجود آمدن نوعی همپیوندی در اجزای منظر خیابان می گردد که به ویژه بیانگر ویژگی »وحدت در کثرت« و »نظم«در معماری-شهرسازی شهرهای ایرانی بوده که در بعد زیبایی شناختی به عنوان دو کیفیت مهم مطرح می باشد.

کلمات کلیدی: منظر((landscape، زیبایی شناسی شهری((urban aesthetic، قوانین گشتالت((Gestalts، اصفهان(.(Isfahan

مقدمه:

-۱ دانشجوی کارشناسی ارشد طراحی شهری، دانشگاه هنر اصفهان. Shahrsaz63@yahoo.com

اولین همایشملیشهرسازی و معماری درگذر زمان

خیابان به عنوان یک فضای پویای شهری در مقابل فضای ایستای میدان، و به عنوان شریان ارتباط دهنده نقاط و گره های اصلی موجود در شهر به عنوان یک فضای شهری شاخص، قابل توجه می باشد؛ به گونه ای که با تأکید بر خردفضاهای موجود در امتداد یک خیابان با توجه به نقش آن و زمینه ای که خیابان در آن شکل گرفته است، می توان به خلق مکانی با کیفیت بالاتر جهت حضور افراد و ساکنین یک شهر، اقدام نمود.

توجه و تأکید بر کیفیاتی که بر ارتقای زیبایی محیط به عنوان یک ارزش، اثرگذار می باشد، از نقطه نظر طراحی شهری بسیار حائز اهمیت می باشد. در واقع توجه به این نکته که نیاز زیباشناختی در انسان به عنوان یکی از متعالی ترین نیازها، در هرم نیازهای انسانی مازلو معرفی شده است، لزوم توجه به این بعد را در فضای شهری بیش از پیش می نماید. البته می بایست به این نکته توجه نمود که، میزان دلپذیری، لذت و رضایتمندی یک فضا تا حد زیادی در میزان زیبا تلقی نمودن یک فضا نقش دارند. بنابراین خلق فضایی پویا که دارای کیفیات محیطی بالایی می باشد -به عنوان یکی از مهم ترین اهداف رشته طراحی شهری- از بعد زیبایی شناسی محیط می تواند به عنوان یکی از اهداف کلان طرح ها و برنامه های مطرح در حوزه طراحی شهری دانست.

توجه به منظر خیابان و ارکان اصلی تشکیل دهنده با توجه به عناصر کالبدی موجود در آن و ارتقای کیفی محیط با تأکید بر عناصر فیزیکی و فرمی جایگاه ویژه ای در ایجاد محیطی مطلوب و ارتقای کیفیت محیط از بعد زیباشناختی حائز اهمیت می باشد. بنابراین توجه به این عناصر در راستای ارتقای کیفیت محیط از بعد زیباشناختی به عنوان یکی از مهم ترین ابعاد طراحی شهری می بایست در طراحی منظر شهر مورد توجه قرار داد.

روش تحقیق:

با توجه به فرایندی که تحقیق مبتنی بر آن انجام پذیرفته باید گفت، روش تحقیق در پژوهش پیش رو از نوع توصیفی و پیمایشی و روش های یافته اندوزی اطلاعات به صورت کتابخانه ای و میدانی و مبتنی بر مشاهدات میدانی، عکس برداری و مصاحبه با کابران فضا بوده است. در نهایت اطلاعات جمع آوری شده بر پایه ارکان اصلی پژوهش مورد دسته بندی و نتیجه گیری قرار گرفته است.

منظر:

توجه به منظر و به ویژه منظر شهری به عنوان یکی از زمینه های ارتقای کیفی محیط از اهمیت خاصی برخوردار می باشد؛ بنابراین ارائه تعریفی مشخص از این واژه ضروری می باشد. درواقع »واژه منظر به واسطه داشتن دلالت های ضمنی بسیار، باید به طور مشخصی تعریف شود. محیط همه چیز را در بر می گیرد، اما منظر جزئی از آن است که زمینه فعالیت های فعلی ما محسوب می شود. منظر بخشی از محیط است که می توان در یک زمان خاص به آن

اولین همایشملیشهرسازی و معماری درگذر زمان

توجه گرد و با بسترش در محیط ارتباط داد. منظر را می توان بر حسب مقیاس فعالیت، به گونه ای مشابه کاربرد اکولوژیکی واژه مورد استفاده قرار داد. ما این عرصه وسیع را که شامل عناصر و ساختارهای متعدد است، در زندگی روزمره مان تجربه می کنیم.« (بل، (۹۱ :۱۳۸۶ در خصوص منظر ذکر این نکته ضروری است که: »از یک منظر خوب وقتی آگاه می شویم که آن را مشاهده می

کنیم. ما طبیعت، کو هها، زمین های پست و بلند، جنگل ها، بدنه های سبز، فضاهای انسانی و روستاها را می ستاییم. نقطه ی مقابل این فضاها، شهر و یا جایی است که اغلب ما در آن زندگی می کنیم. درحالی که دورنمای شهر(منظر شهر) را هر روز می بینیم و لذت بصری ما از آن در گرو وجود یک منظر خوب و زیبا است. از یک منظر شهری خوب، وقتی آگاه می شویم که آن را به چشم ببینیم و شکل، مقیاس و زیبایی ساختمان هایی که شریک در ایجاد این منظر هستند را مورد تمجید قرار دهیم.« (تیموری منش و همکاران، .(۵۲ :۱۳۸۹

منظرشهری:

»در مقایسه با تحسین بی درنگ ما نسبت به منظرهای طبیعی و مصنوعی روستایی و باغی، ما تردید زیادی نسبت به منظر شهری، یعنی منظرهای موجود در شهر داریم. از طرفی شهرها از زمان های بسیار دور به عنوان بزرگ ترین اثر هنری محسوب می شدند.« (پورتئوس، (۱۰۹ :۱۳۸۹ از دیدگاه کالن :(۱۳۸۲) در واقع “منظر شهری” هنر یکپارچگی بخشیدن بصری و ساختاری به مجموعه ساختمان ها،

خیابان ها و مکان هایی است که محیط شهری را می سازند. مفاهیم منظر شهری اولین بار به وسیله گوردون کالن در مجله آرشیتکتورال ری ویو عنوان و سپس به صورت مجموعه ای در کتاب منظر شهری درسال ۱۹۶۱ منتشرشد. همچنین لازم به توضیح است، گرچه منظر شهری، واژه نوئی در زبان انگلیسی است و تا حدی از نظر »تعریف« غیربیان شده است، ولی چیزی بیش از مجموعه ساختمان ها و فضاهای غیرساخته شده است-محیط شهری، محیطی واجد حال و هوای محلی.

زیبایی:

زیبایی در طول دوران تاریخ همواره به عنوان موضوعی مهم به ویژه در مباحث فلسفی مطرح بوده است؛ با این وجود همچنان تعریفی واحد، دقیق و روشن از آن، توسط صاحبنظران، ارائه نشده است. اما آنچه بیش از همه واضح است، توجه به زیبایی و مباحث زیباشناختی در بسیاری از علوم در حال مطالعه، در دوران معاصر می باشد؛ به ویژه توجه به مقوله زیبایی در زمینه علومی که با موضوعات هنری بیش از سایر رشته ها سروکار دارند، به چشم می خورد. در این خصوص گروتر (۱۳۸۸) معتقد است: »هنر و زیبایی همیشه در ارتباط با هم بوده اند و به این ترتیب

(Tarcisio da Luz Reis & Dias Lay,2010)
اولین همایشملیشهرسازی و معماری درگذر زمان

فروید به طور غیرمستقیم زیبایی را نوعی تسکین دهنده می داند. نیاز بشر به زیبایی – به عنوان جزئی از فرهنگ – قطعی است. این مطلب را این واقعیت تأیید می کند که بشر از اولین روزهای خلقت همیشه سعی در زیباسازی محیطش داشته است.« بنابراین ارائه تعریفی که بتواند تا حدی ما را با مفهوم این واژه آشنا نماید، ضروری می باشد. در این خصوص آلن گلدمن، در خصوص امر زیبا چنین بیان می دارد که: »این واژه را نخستین بار آلکساندر باومگارتن در قرن ۱۸ به معنای شناخت حاصل از راه حواس، یعنی همان معرفت حسی به کار گرفت.او بعدها از این واژه در اشاره به ادراک زیبایی به کمک حواس، به ویژه در هنر بهره جست. کانت با کاربرد این واژه در احکام زیبایی شناختی در هر دو عرصه هنر و طبیعت به آن جانی تازه بخشید. دامنه ی این مفهوم در ادوار متأخر با دیگر گسترده تر شده است. اکنون این واژه را نه تنها در توصیف داوری ها یا ارزیابی ها که در مورد ویژگی ها، نگرش ها، تجربه و لذت یا ارزش نیز به کار می گیرند و دیگر آن را به زیبایی صرف محدود نمی سازند. . (ص(۱۳۵ (گات و مک آیور لوپس، .( ۱۳۵ :۱۳۸۴

در توصیفی دیگر “زیبایی” چنین آمده است که: لغت زیباشناختی (استتیک) در اصل یونانی است و به معنی ادراک است. علم زیباشناختی به معنی وسیع کلمه به بررسی و روش های احساس محیط و موقعیت فرد در داخل آن می پردازد. از قرن هجدهم مفهوم زیبایی بیشتر جنبه ی روانشناسانه به خود گرفت. زیبایی در ارتباط با ادراک دیده شد و بیننده جزئی از این مجموعه به حساب آمد. الکساندر گوتلیب باومگارتنر (۱۷۱۴-۱۷۶۲) از مفهوم زیباشناختی به عنوان مفهومی به موازات علم الاخلاق استفاده نمود. نقشی را که عقل در علم الاخلاق داشت سلیقه در زیباشناختی به دست آورد. سلیقه، احساس و ادراک بار دیگر در علم زیبایی شناسی راه یافتند. به این ترتیب زیباشناختی در قرن بیستم به صورت فلسفه و دانش تمامی نمودهای زیبایی شد.« (گروتر، (۹۴ :۱۳۸۸ لذا توجه به جنبه های ادراکی، روانشناختی و حواس در مقوله زیبایی شناسی حائز اهمیت می باشد. از طرفی، همان گونه که در بالا اشاره شد، مباحث زیبایی شناسی در بسیاری علوم و رشته های مرتبط راه یافته است. یکی از این علوم، شهرسازی است که به ویژه در گرایش طراحی شهری با موضوعات مورد نظر ادغام می شود؛ لذا ضروری است ابتدا به معرفی و جایگاه زیبایی شناسی شهری در این مقوله پرداخته شود.

زیبایی شناسی شهری:

فضای شهری و محیط پیرامون افراد از جنبه های مختلف بر آنان تأثیر می گذارند و افراد به روش های مختلف با آن ارتباط گیرند. هرچند در جوامع مختلف به دلیل وجود تفاوت های فرهنگی، اجتماعی و…. ممکن است این روش ها با هم متفاوت باشد اما در مقوله زیبایی شناسی باید به این نکته توجه نمود که: »زیبایی شناسی یک جنیه مهم در

آنالیز اثر محیطی طراحی ساختمان ها و فضاهای باز است.«

اولین همایشملیشهرسازی و معماری درگذر زمان

»تجربیات حسی افراد می تواند در بین گروه های اجتماعی –فرهنگی در قالب نتایجی از تغییرپذیری/اختلافات در شرایط اجتماعی و گرایشات فرهنگی عوض شود….. و نیز بسترهای فرهنگی متفاوت می توانند تغییرات مشابهی را در پاسخ های حسی برای همان اصول حسی ایجاد نماید. )Talor,2003(

در واقع (George & Catton Campbell, 2000) توجه به مقوله زیبایی شناسی شهری و کنترل های طراحانه در این حوزه برای طراحان و برنامه ریزان شهری حائز اهمیت می باشد، همان گونه که »لایتنر -۱۹۹۲)آ) بر روی تعداد زیادی از راهنماهای طراحی، کدهای زون بندی و سایر حامل ها برای کدگذاری کنترل های زیباشناختی مطالعه کرد. او چندین دلیل برای این کنترل ها دریافت: بهبود کیفیت زندگی، نگهداری و افزایش مکانی واحد و منحصربه فرد، حفظ یا ارتقای سرزندگی یک مکان، خلق محیطی امن و راحت، بهبود یا حفظ ارزش املاک، ارتقای تغییرات قابل قبول بیشتر و ارتقای توسعه جدید سازگارتر و متحدتر.

دیدگاه های مختلف در حوزه زیبایی شناسی محیطی:

سانتایانا سه جنبه ی اصلی را در تجربه ی زیبایی شناسی محیط بیان می دارد که عبارتند از:

(۱) زیبایی شناسی حسی: انسان وقتی از حس ها آگاه می شود که از هنجارهای معمول خارج شده باشد و احساس خوشایند یا ناخوشایند بودن به وجود آمده باشد. در موقعیت هایی حس های دریافتی انسان به نحو لذت بخسی بر انگیخته می شود.

(۲) زیبایی شناسی فرمی: زیبایی شناسی فرمی به دلیل ایجاد توجه خودآگاه به طراحی، موضوع مورد نظر طراحان بوده است. نکته اصلی زیبایی شناسی فرمی توجه به ساختار بصری محیط است.

(۳) زیبایی شناسی نمادین: به معانی تداعی کننده و لذتبخش محیط می پردازد. محیط، نظامی از نمادهاست که »به مفاهیم ارزش ها، معانی و چیزهای شبیه به آن بیان واقعی می بخشد. . (Rapoport 1977 ) بنابراین نمادگرایی عامل اصلی دوست داشتن یا دوست نداشتن محیط است« (لنگ، .(۲۱۴-۲۱۳ :۱۳۸۳

تئوری گشتالت:

در حوزه زیبایی شناسی محیط عوامل مختلفی قابل ارزیابی و دسته بندی می باشند که می توانند در قالب متغیرها، کیفیات محیطی یا بررسی اصول موجود در نظریاتی که با مقوله زیبایی شناسی مرتبط می شوند، انجام شود. یکی از این نظریات که در شاخه های متعددی از علوم کاربرد داشته و می توان از اصول آن برای بررسی مباحث محیطی و تحلیل فضاهای شهری به ویژه به لحاظ کالبدی استفاده نمود، نظریه گشتالت می باشد. همان طورکه گروتر (۱۳۸۸) عنوان می نماید: »در معماری تئوری گشتالت نقش اساسی تری دارد.«

اولین همایشملیشهرسازی و معماری درگذر زمان

به طور کلی در خصوص معرفی این نظریه می توان چنین بیان نمود که »نظریه گشتالت بر این اساس است که اول شکل کلی تشخیص داده می شود و سپس اجزای آن ثبت می شود. از دیدگاه تئوری گشتالت یک شکل یا هیأت کلی، سازمان متشکلی است که نمی توان آن را مانند مجموعه ای از عناصر پهلوی هم دانست. (پاکزاد، (۱۱ :۱۳۸۵ طبق نظریه گشتالت در روند ادراک یک تصویر، که منجر به ادراک آن می گردند بلکه “کل چیزی بیش از جمع جبری اجزای آن است” قواعدی نیز ازطریق نظریه گشتالت به دست آمده اند که قوانین گشتالت نامیده می شوند.« (همان:.(۱۳

در تبیین روشن تر موضوع ضروری است به این گفته مارکس ورتهایمر -یکی از بنیانگذاران نظریه مکتب گشتالت اشاره شود که چنین بیان می دارد: »مواردی یافت می شود که در آنها آنچه که در کل اتفاق یافته نتیجه اتفاقاتی که بین اجزاء آن کل اتفاق افتاده، نیست بلکه به عکس- در موارد خاص- آنچه که بین اجزاء یک کل اتفاق می افتد مطابق قواعدی است که در ساختار آن کلیت وجود دارند.« (گروتر، (۳۳ :۱۳۸۸ حال با توجه به توضیحاتی در خصوص کلیت نظریه گشتالت عنوان گردید، می بایست به بیان اجمالی قوانین گشتالت، پرداخته شود.